سایر منابع:
سایر خبرها
پدرم بلورفروش بود/ هم بلال فروخته ام هم آلبالو و باقالی
یکی از کارها 6 ماه دنبال سالن بودیم. در ساری یک تئاتر اجرا کردیم به نام غربت که شکنجه های ساواک را روی صحنه اجرا کردیم و این در حالی بود که سالن ما دیوار به دیوار ساختمان ساواک بود و بعد از اجرا سالن تاریک شد و از همان پشت صحنه گفتند از سالن بیرون بروید. *در زمان جنگ شما وارد سینما شدید. آیا با یک تردید چنین کاری کردید؟ - حقیقت این است که یک مقدار تردید در من وجود داشت و حتی
سمنان، یک روز پس از انقلاب57
بود و رده های پایین ژاندارمری او را دوست داشتند را انتخاب کنیم. به هرحال همه رای دادند که حسینی انتخاب شود و ما حکم را نوشتیم و همه علما زیر حکم را امضاء کردند. وی افزود: البته سروان حسینی خودش مخالفت کرد و می گفت درجه های بالاتر در ژاندارمری هست و حرف شنوی نخواهند داشت، اما چون همه اصرار کردند، وی انتخاب شد. این مبارز دوران انقلاب ادامه داد: البته بعد از 3 روز به خاطر
واکنش وزیر اطلاعات به یک خبر درباره فرزندش
اجرای احکام اسلام به پا شده است، با اجرای احکام می توان حفظش کرد، برای حفظ آن نمی توان پا روی احکام اسلام گذاشت و با هیچ توجیهی نیز قابل قبول نیست که دروغ بگوییم، هتک حرمت کنیم، تهمت بزنیم، شایعه دروغ بیان کنیم تا رقیب سیسی خود را به زمین بزنیم و بعد ادعا کنیم که انقلاب و اسلام را حفظ می کنیم؛ اینها با فرهنگ انقلاب، اسلام، امام و رهبری که تداوم گام به گام و دقیق امام(ره) است جور در نمی آید.
خلاصه اخبار روزنامه های 21 بهمن 57
. * بازرگان گزارش مطبوعات را در زمینه تماس با بختیار و سران ارتش، قویا تکذیب کرد. * از سوی دفتر تبلیغات امام خمینی، هر گونه تماس با بختیار و سران ارتش تکذیب شد. * امام خمینی اعلام کردند که من خودم اهل قلم و بیان هستم و هیچ سخنگویی ندارم. * ستاد امداد و سازمان ملی پزشکان، تعداد شهدا را تا ساعت یازده امشب، صد و بیست و شش تن، و مجروین را ششصد و سی و چهار نفر
سرگذشت یک زندگی شور انگیز
مجلسی برسانم. مقبره ای آرامِ پر از روحانیت پدر و پسر را زیارت کردم و پس از ختم سوره انعام خودم را به خانه رساندم مادر آمده بود. وقتی مرا دید گفت کجا رفتی مادر؟ من که رفته بودم بازارچه در تکیه صغرا خانم شاطر باشی یک بقچه نان تیری پخته بود بیاورم وقتی آمدم رفته بودی. گفتم بله مادر جون. رفتم سری به پدر زدم و باهاش شور و مشورت کردم که امروز برم بیمارستان مسیحی پدر کاترین را ببینم. گفت خب اذان را گفتند
در پرونده مهدی هاشمی فشار زیاد است
مردم تهران در مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: اهداف سند 20 ساله چشم انداز و تحقق رهنمودهای امام و رهبری جز با اقدامات امثال قاسم سلیمانی ها محقق نخواهد شد. وی با اشاره به شیوه غربی ها در مذاکرات هسته ای گفت: آنها در گام نخست برخی محدودیت ها را تحمیل کردند و می خواستند در گام دوم، یک توافق سیاسی کلی را به بار بنشانند و بگویند دو طرف اراده سیاسی برای حل مسئله دارند و بعد هم جشن هسته ای بگیرند
تقدیم دختران معصوم همدانی به میهمانان شاه درجشن دوهزار و پانصدساله
ملاقاتی با او نداشتیم، تا اینکه بالاخره مرحوم حاج قربی توانست از طریق یکی از دوستانش که اهل سنت بود یک وقت ملاقات برای ما در سنندج بگیرد. رنجبران افزود: زمانی که ساوک همسرم را دستگیر کرد به منزل ما ریختند و تمام خانه را گشتند و یک کتاب(کتاب آنگاه که هدایت شدم) و عکس امام خمینی (ره) و توضیح والمسائل امام (ره) را ازمنزل ما بردند من تعدای از کتاب ها را در باغچه خانه دفن کرده بودم و ساواک نتوانست
نگاهی به نقش امین فقهی امام خمینی(ره) در پیروزی و تداوم انقلاب
نتوانستند ادامه دهند. همچنین بعد از ورود امام(ره) به قم، جامعه مدرسین تصمیم گرفت در بیت ایشان برخی از کارها را تقسیم کنند و ظاهراً قسمتی از کارهای مربوط به استفتا بر عهده آیت الله فاضل گذاشته شد. در همین زمینه ایشان گفتند، خدمت امام(ره) رفتم و گفتم؛ مشغول نوشتن شرح "تحریر الوسیله" هستم برای همین دوستان پیشنهاد دادند تا در امور استفتایی به شما کمک کنم، من قبول آن را موکول به دستور
خاطرات غرضی از پیش و پس از انقلاب: رفتم اوپک دعوا راه انداختم که تولید 24 میلیون بشکه نفت زیاد است
ابوالفضل زنجانی و سید رضا زنجانی و مرحوم طالقانی و مرحوم مهندس بازرگان آغاز شد و من در آن قضایا بودم. در سال 1340 آمدم دانشگاه فنی و از سال 1337 هم حضرت امام(ره) را می شناختم چون مرحوم پدرم در سال 1337 من را آوردند قم و رفتیم برای زیارت، در آن موقع می دیدم که می رود پشت سر علما نماز می خواند گفتم که دنبال چه هستی؟ گفت بالاخره آقای بروجردی آخر عمرش است و ما باید بدانیم که مرجع بعدی چه کسی است و گفتم
ماجرای تمام شدن عمر آیت الله مدنی از زبان خودش
کودتا حرکت می کرد عبایش را درآورد و تکبیرگویان به سمت تانک ها رفت زمانی هم که قرار بود 22 بهمن کودتا شود احمد آقا از پاریس تماس گرفتند و به شهید مدنی گفتند که امام(ره) گفته اند که جلوی لشگر را بگیرید. این لشگر از سمت کرمانشاه حرکت می کرد تا به مجموعه ای در قزوین بپیوندد و بعد به سمت تهران حرکت کند. آیت الله مدنی با دستور امام(ره) به فکر افتادند و چند تدبیر را به کار بردند. در نهایت نیز
مبارزی که به خاطر شهدا به بنی صدر سیلی زد
جوانان بشنوند و قدر نظام را بدانند. مصاحبه خبرنگار کانون فضای مجازی پایگاه الرسول(ص) سعادت آباد با حمید فخیم جو ، مبارز مومن و انقلابی و شاگرد مکتب حضرت امام خمینی (ره) را در ادامه بخوانید: خیلی متشکریم حاج آقای فخیم جو که به ما وقت دادید . می دانیم که ایام دهه فجر هست و سر شما هم خیلی شلوغ هست. اگر صلاح می دانید یک مقدمه ای از خودتون بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم
محجوب: بسیاری به کتاب های چاپ شده اطمینان کافی ندارند/ ماجرای درخواست حسین نصر از دفتر فرح برای جلوگیری ...
در این زمان سود شرکت بیشتر از زمان فعالیت آن شده بود. جریان وساطت دکتر حسین نصر درباره انحلال شرکت چه بود؟ حسین نصر، رئیس دفتر فرح از شاگردان شهید مطهری بود که با او ارتباط داشت. شهید مطهری برای جلوگیری از انحلال شرکت به نصر متوسل می شود و او هم این موضوع را در دفتر فرح بیان می کند تا این که یک بار مرا از اداره ساواک فراخواندند و گفتند: اگر ما اجازه فعالیت مجدد به شما بدهیم
نخستین گام اصولگرایان کرمانشاه برای همگرایی
اجتماعی بعد از امام (ره)، اظهار داشت: پس از رحلت امام (ره) در کشور دولت سازندگی روی کار آمد که گفتمانش گفتمان توسعه بود. وزیر اقتصاد وقت اظهار داشت که زیر چرخ توسعه عده زیادی له خواهند شد. هرکس شنا بلد باشد خودش را خواهد رساند و هر کس نتواند غرق می شود. از دل این گفتمان توسعه، کارگزاران برای حضور در فعالیت های سیاسی بیرون آمد. وی با اشاره به روی کار آمدن دولت اصلاحات پس از دولت سازندگی
ناگفته های مردی که نیم قرن در کنار شاه بود
آتلانتیک شمالی، ایران را ترک کرد. آن ها گفتند که هدف از سفر ژنرال هایزر به ایران و اقامت طولانی اش در این کشور، ترغیب نظامیان ایران به حمایت از دولت شاپور بختیار بوده است. ارتشبد فردوست اما از حضور ژنرال هایزر در روز 22 بهمن در ایران در میانه ی بحث برای اعلام بی طرفی ارتش، چنین می نویسد: من باسرعت از اتاق کنفرانس خارج شدم. قره باغی دنبال من بود و گفت: بد نیست یک دیداری از ژنرال هایزر
توکلی: خاک بر سر نماینده ای که به وزیر شماره حساب می دهد
ای که به وزیر شماره حساب می دهد! وی خاطر نشان کرد: باشد حتی اگر خطا کرد باید پذیرفت. در بحث احمدی نژاد نظر من و آقا اینگونه بود. یا حتی اختلاف نظر آقا و امام بر سر موسوی بود البته امام از زاویه دیگری نگاه می کرد. اردیبهشت سال88 من به سراغ آقا رفتم و به سه عبارت گفتم من آقای احمدی نژاد را خلاف شرع می دانم. ایشان گفتند برخی از حرف هایتان را قبول دارم اما برخی را نه. من هم گفتم در این دوره
ازدواج مقامات سیاسی در ایران / خاتمی و رئیس بانک مرکزی فامیل شدند
خوبی با آقای زیبا کلام دارند. من همراه با آقای زیبا کلام چند سال در زندان بودم. در لحظه عقد هم به شوخی به ایشان گفتم آقای دکتر ما با حفظ موضع بله می گوییم. عروسی لابی گرها دیگر ازدواج جالب سیاسی در ایران، ازدواج پسر محمد رضا باهنر با نوه علی اکبر محتشمی پور بود. اصولگرایان به خواستگاری اصلاح طلبان رفتند و اصلاح طلب ها بله را گفتند تا تالار مجلل صاحبقرانیه نیاوران بهانه ای شود
جریان سازی برای تسویه حساب سیاسی خیانت به کشور است/ شرط حمایت از دولت حرکت در مسیر رهبری است
می خواهند با شبهه پراکنی های نادرست جامعه را نسب به تمام مسؤولان بد بین کنند. گرد یأس پاشیدن در جامعه بازی کردن در زمین دشمن است وی با بیان این که گرد یأس پاشیدن بازی کردن در زمین دشمن است، اظهار داشت: زمانی به بنده گفتند اسامی 170 نفر را افشا کنید، بنده به آن خبرنگاراصلاح طلب گفتم آن زمانی که از شهرام جزایری پول گرفته بودند به دنبال افشای اسامی بودی، زمانی که کرباسچی پول
کسی جلو دار خلبانان نیروی هوایی نبود
هوایی بوشهر و امیر جلالی جانشین وی بود. پس از ورود امام(ره) به ایران، فعالیت های گروه های مختلف برای براندازی رژیم طاغوت نیز هر روز گسترده تر از قبل می شد. یک روز به من گفتند برو ببین در میدان صبحگاهی چه اتفاقی افتاده و بلافاصله به میدان رفتم و دیدم خلبانان و کارکنان نیروی هوایی در حال دویدن و سر دادن شعار مرگ بر شاه هستند. در آن روز کسی جلو دار خلبانان نیروی هوایی نبود و من نیز به
فرماندهان ارتش پس از انقلاب چگونه انتخاب می شدند
بودید؟ من به محافظان مسلح گفته بودم از اقامتگاه حضرت امام برای کمک آمده و وارد دفتر تیمسار شده بودم.وقتی وضعیت را چنین دیدم گفتم تا چند دقیقه دیگر فرمانده لشگر خدمت شما معرفی می شود، تیمسار مرا تا آن موقع نمی شناخت. لباس نظامی نداشتم، چند روز نخوابیده و اصلاح هم نکرده بودم. من هم شکل چریک های محافظ اتاق تیمسار شده بودم.گفت شما کی و از چه گروهی هستید؟گفتم سرگرد شریف النسب هستم از گروهی
شرق در یک نگاه
برای افراط گرایان سخت می کند، نوشت: بعضی ها براساس یک تفکر غلط و با عنوان ولایتیون هرگونه مبارزه علیه رژیم پهلوی را تلاش برای برافراشتن پرچم ضلال در زمان غیبت می دانستند. این گروه آنقدر بر افکار خود پافشاری می کردند که مبارزان را تحقیر و اخبار امام(ره) را سانسور و بایکوت می کردند و حتی می گفتند جواب خون کشته شدگان در مبارزه را چه کسی خواهد داد. پس از پیروزی انقلاب و مخصوصا بعد از رحلت امام(ره) به
روایت ماجرای 12 شبانه روز شکنجه در قتلگاه شیراز
و بنده نیز جزو یکی از این 5 نفر بودم که ارتباط نزدیکی نیز با آیت الله بهشتی داشتم. * پدرم می گفت "اگر کسی بتواند قرن حاضر را تکان دهد، آن شخص فقط حاج آقا روح الله است " حجت الاسلام سالک در خصوص نحوه آشنایی اش با امام خمینی (ره) گفت: بنده بعد از وفات آیت الله بروجردی براساس تحقیقاتی که کردم به مدت یک سال مقلد آقاسید محسن حکیم بودم اما به دلیل اینکه مرحوم پدرم با حضرت امام
می آیم تا بگوییم می توانیم روی پای خود بایستیم/ حضورمان مشت دیگری بر دهن آمریکاست/ عقب نشینی هرگز +جدول ...
عمل به سفارشات امام خمینی(ره) حتما شرکت می کنم. برای اینکه مشت محکمی بر دهن آمریکا و استکبار جهانی بزنیم و نشان دهیم که ما می توانیم روی پای خود بایستیم و احتیاج به هیچ کسی نداریم حضور در راهپیمایی وظیفه دینی هر مسلمان است که برای حفظ این انقلاب در صحنه ها حضور یابد. چاره ای نداریم، جز اینکه مشت محکمی بر دهن آمریکا بزنیم. می خواهیم شرکت کنیم و مثل همه
خاطرات چهره ها از روزهای پرهیجان انقلاب
نشان دادن قدرت نفسمان در این تقاضاها به کار می بردم، این بود که می گفتم اگر اینها خواستار ملاقات هستند و می خواهند حرفی بزنند یا بیایند منزل ما یا منزل یکی از اعضا. آنها گفتند آنجا امنیت نداریم. گفتیم اگر امنیت ندارید، نیایید؛ ما که خواستار ملاقات با شما نیستیم. در تمام این موارد هیچگاه ما خواستار دیدار با کسی نبودیم. آنها به عنوان مراجعه کننده می خواستند مراجعه کنند. منبع: آخرین تلاش ها
قانون اساسی تنها یادگار ماندگار امام خمینی(ره) است
پیروزی انقلاب بسیاری می گفتند اگر انقلاب پیروز شود اقلیت های دینی قتل عام شده و یا از کشور اخراج می شوند این حساسیت به صورت جدی وجود داشت. همه سوال می کردند در جمهوری اسلامی حقوق اقلیت های دینی چه می شود. امام خمینی نیز همان چیزی را درپاسخ فرمود که بعدها در قانون اساسی درج شد. مشاور رئیس جمهور در امور اقلیت ها گفت: آنچه که امام گفت بعدا در قانون اساسی آمد تجسم و تبلور اسلام و فرهنگ
تحصن خانواده های زندانیان و همافران/کانون وکلا در روزهای انقلاب
دادگستری انجام گیرد. بعد از این ملاقات، خانواده های زندانیان سیاسی به محل کار وزیر دادگستری رفتند و در سرسرای دفتر وزارتی اجتماع کردند. آنها نمایندگانی را برای مذاکره با وزیر دادگستری جهت آزادی بلاقید زندانیان سیاسی تعیین کردند. حدود یک ساعت نمایندگان مذکور با وزیر دادگستری مذاکره کردند و وزیر از آنها خواست که تا 24 ساعت تأمل نموده و در صورتی که زندانیان آزادشده از خانواده های آنان نبودند، روز شنبه
امان از دست این قمی ها!/گفتگوی خواندنی با "مرگ بر شاه" قمی!+عکس
انقلابی پیروز شدند. ثامن: چرا لقب "مرگ بر شاه" را به شما دادند؟ الماسی : در جریان آگاه سازی من تصمیم گرفتم هر کلمه ای که بر زبانم جاری می شود یک مرگ بر شاه هم در کنار آن اضافه کنم می خواستم نشان دهم که مردم شاه را نمی خواهند هر چه می گفتم باید بقیه در جواب مرگ بر شاه می گفتند؛ به دوستانمان می رسیدم می گفتیم سلام علیک مرگ بر شاه، حال شما خوب است مرگ بر شاه، روز چهار الی پنج ساعت
ناگفته های مردی که نیم قرن در کنار شاه بود
شاپور بختیار بوده است. ارتشبد فردوست اما از حضور ژنرال هایزر در روز 22 بهمن در ایران در میانه بحث برای اعلام بی طرفی ارتش، چنین می نویسد: من با سرعت از اتاق کنفرانس خارج شدم. قره باغی دنبال من بود و گفت: بد نیست یک دیداری از ژنرال هایزر بکنید او ستادش در همین اتاق پهلو است. گفتم: با این وضع تظاهرات بهتر است دیدار به بعد موکول شود و به سرعت دور شدم... نمونه دیگر را می توان اطلاعاتی دانست که
جشن انقلاب در کشورهای مختلف جهان برگزار شد
اجتماعات خانه فرهنگ شهریار رایزنی فرهنگی ایران در باکو برگزار شد. در این مراسم پس از تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط جیحون موذن، قاری ممتاز جمهوری آذربایجان، ابراهیمی رایزن فرهنگی کشورمان طی سخنانی به خصوصیات بارز اخلاقی و شخصیتی بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) پرداخت و گفت: امام خمینی(ره) بعد از 15 سال تبعید در 12 بهمن 1357 تصمیم گرفتند به ایران برگردند و توانستند با پشتوانه و حمایت
قُل حاج اسماعیل: برادرم مظلومانه تشییع شد/ خانه به دوشی خانواده شهید مدافع حرم
می روم و خودم با شما و پدر و مادر در تماس خواهم بود. خبر شهادت مردم کوچه و بازار می گفتند حاج اسماعیل در سوریه شهید شده است. هیچ کدام از اعضای خانواده خبر موثقی نداشتیم. شماره ی تماسی هم از او نداشتیم. یک روز در خانه ی خودم بودم که پدر زنگ زد بیا خانه کارت دارم. به در خانه ی پدر که رسیدم و پارچه مشکی را دیدم، متوجه شدم خبر واقعیت داشته و اسماعیل به آرزویش رسیده
زندان قبل انقلاب دانشگاه ما شد
نخواهد بود. در این مجالس مذهبی ما همراه با کسانی می شدیم که گرایش به مبارزه داشتند. مذهب ما به طور مکرر مبارزه با زور و ظلم را مطرح کرده و نقطه عطف این مبارزه ها قیام عاشوراست. در آن دوران من در مقطع دبیرستان درس می خواندم. دوستان و دبیران متدینی داشتم که مرجع تقلید آنها حضرت امام(ره) بود. به همین واسطه با چهره انقلابی ایشان آشنا شدم و از همان دوران تلاش های ما برای براندازی رژیم آغاز شد. در جلسه های