سایر خبرها
نامه دختر خبرنگار گلستانی جان باخته در فاجعه منا به یونسکو
اسم من مه سیماست. بابام این اسم رو برام انتخاب کرده. اون می گفت صورتم مثل ماه قشنگه، مثل فرشته ها، شبیه شاپرک ها. من مه سیما هستم اما همه منو به نام پدرم سیدحمیدرضا حسینی می شناسن، می گن شهید شده، می گن تو حج بوده که شهید شده، اما می دونم که پدرم زنده است و یه جایی تو عربستانه، خیلی وقته که پدر عزیزم رو ندیدم. بابا حمیدرضا کجایی؟ مگه قول ندادی زود برگردی؟ مگه قول
خاطرات اساتیدحکمت وفلسفه ازعزاداری عاشورا
سالی است که مراسم های محرم را در شمال کشور شهر رامسر حضور دارم و با مردم این مناطق در مراسم هایشان شرکت و عزاداری می کنم. اما آنچه از محرم های به یاد ماندنی در مولدم روستای چراغ تپه خاطرم است به زمان کودکی ام باز می گردد چرا که من یک بچه سید یتیم بودم و پدربزرگم برای اینکه من قرآن بخوانم مرا در مکتب گذاشت، تا باسواد شوم. بنابراین ایام محرم در حدود هفت سالگی خاطرم است مرا سوار ذوالجناح
نذری های جالب و عجیب و غریب در محرم
در این مورد می گوید: خیلی زود تموم شد. به هر حال پیتزا بود و کمتر کسی است که دوست نداشته باشد اما در کل جالب بود و مردم خیلی زود پیتزاها را خوردند. بعضی ها هم با کارتن آنها را می بردند اما یادم هست که خیلی زود تمام شد. البته تعدادش هم مثل قیمه و قرمه سبزی زیاد نبود اما در هر صورت نذری بود. البته نذری پیتزا فقط مربوط به محله پیروزی تهران نیست. در محله 15 خرداد هم عزاداران با پیتزا
دشواری های زندگی کودکان بدون شناسنامه
سلامانه : به گزارش روزنامه شهروند، آزیتا 13 سال است که با مردی افغانستانی ازدواج کرده و دو فرزند 10 و 11ساله دارد. او 9 سال را در افغانستان زندگی کرده است و می گوید: در افغانستان دیدم کسانی را که شناسنامه جعلی می گرفتند و از همین بچه هایی بودند که مادر ایرانی داشتند. من چند نفر از آن ایرانی ها را که فرار کرده بودند به خانه ام راه دادم، گفتم شاید جا نداشته باشند. اما بعد پدرم گفت برای
کلنگ زنی مجتمع تولیدی دخانیات سقز/ بازارچه سیرانبند بانه رسمی شود
است، گفت: ساخت این دانشکده در ارتقای سطح علمی و توانمندی منابع انسانی حوزه بهداشت بسیار موثر خواهد بود. وی عنوان کرد: دانشکده علوم و فنون وابسته به دانشگاه کردستان نیز در حال ساخت بوده و قرار است از سال آینده دانشجو پذیرش کند. وی گفت: با پیگیری های متعدد و همکاری روسای دانشگاه ها، وزارت علوم با راه اندازی 4 رشته کارشناسی ارشد در دانشگاه پیام نور سقز و سازمان مرکزی دانشگاه آزاد
خاطرات زن موتورسوار از ایران + تصاویر
ایران تا دریای خزر و رشته کوه های البرز و در نهایت در خیابان های پر از دود تهران را بروم. نقاشی های روی دیوار تصاویری از شهدا را دارند انگیزه من؟ انگیزه من از این سفر این بود که همیشه می خواستم بدانم مردمانی که در این منطقه زندگی می کنند، چطور هستند. غربی ها و چیزهایی که از دیگران شنیده بودم برایم کافی نبودند. البته در اغلب اوقات تصویری که رسانه ها از
زندگی بازیگری با فروش سیگار می چرخد
به گزارش سایت خبری تحلیلی 9 صبح به نقل از هفته نامه سینما، کوچه پس کوچه های محله کارخانه قند ورامین را که قدم بزنید و از مردم درباره اش بپرسید، همه، خانه اش را می شناسند. مردم با عزت و احترام فراوان از او یاد می کنند و چنان با افتخار از همسایگی با او صحبت می کنند که گویی یکی از سران کشور همسایه شان هست! دوست داشتنی بودن شخصیت اش باعث شده که تا این حد بین مردم محبوب باشد و همه از او به
پیشکسوتان والیبال گرگان در کشور جایگاهی ندارند - لذت حضور تماشاگران
ثبات مدیریتی حاکم باشد تا در سال های آینده شاهد نتیجه گیری باشیم *حرف پایانی؟ امیدوارم شرایطی ایجاد شود تا والیبال گرگان به دوران پر فروغ گذشته بازگردد. دوست دارم دوباره شور و شوق تماشاگران را در سالن های گرگان ببینم. تب و تاب والیبال در خانواده ها، فضا را برای پیشرفت این ورزش مهیا کرده و والیبال گرگان نیز آنقدر استعداد و توانایی دارد که بتواند در کشور حرف هایی برای گفتن داشته باشد. خبرنگار: محمد صالحی عکاس: احمد آق
محمود پاک نیت و همسرش، زوج هنرمند شیرازی
زندگی مشترک مان را شروع کردیم. من آن موقع 27 ساله بودم و در حال حاضر هم 36 بهار از زندگی مشترکمان می گذرد و صاحب 2 فرزند پسر و نوه هستیم. صبرکن: در زمان ازدواجمان من 18 سال بیشتر نداشتم اما به عشق آقای پاک نیست نسبت به خودم ایمان داشتم. مراسم ازدواجتان را چگونه برگزار کردید؟ پاک نیت: شهریور سال1358 جشن عروسی مان را در خانه فرهنگ شماره یک شیراز برگزار کردیم. اقوام و بچه های
از بی خانمانی تا مدیر عاملی
مسیر درست قرار گرفت. وی در این باره می گوید: من سال ها متوجه ارزش خودم نبودم. تا اینکه در اوایل دهه ی 1990 مجری یک برنامه ی رادیویی شدم و مردم کم کم به من توجه نشان دادند. در این دوران بود که به پتانسیل خودم پی بردم و خود واقعی ام را کشف کردم. آن تجربه کمک کرد اعتماد به نفس لازم برای انجام کار مورد علاقه ام، که همان کمک و راهنمایی دیگران است را پیدا کنم . دیوید سندوال عقیده دارد همه باید
عجیب ترین کتاب فروشی تهران
دوست دارم و قبل ازاینکه ایشان فوت کند من در کنار ایشان بودم و الان هم که از پیش ما رفته است می خواهم تا زمانی که در توان دارم این مغازه را با همین شکل و شمایل حفظ کنم. چون شغل پدرم را خیلی دوست دارم. مشتری هایی از جنس وکیل و موکل از آنجایی که این کتاب فروشی به دادگستری نزدیک است به همین خاطر بیشتر مشتری های اینجا را وکلا دربرمی گیرد؛ اما نه فقط برای خرید کتاب های وکالت: به خاطر
پدرم صف فتنه گران را از فریب خوردگان جدا کرد
نشان کرد: پدرم هیچگاه از موقیت خودش سوءاستفاده نمی کرد و هیچ زمانی برای کسی سفارش نمی کرد ،به یاد دارم زمانی را که برای سهولت در رفت و آمد در محل کارم نیاز به سفارش پدر داشتم ،اما او این کار را انجام نداد و در پاسخ به من گفت: "اگر من سفارش تو را بکنم تکلیف بچه های مردم چه می شود ؟ آیا کسی هم هست که سفارش آنها را بکند؟آنها چه فرقی با تو دارند؟" به تکریم و احترام خانواده شهدا بسیار اهمیت
توانستم اعتماد هواداران پرسپولیس را جلب کنم / در آینده بهتر از این هم بازی می کنم
من خیلی مهم بود. بعد از اینکه در سه بازی ابتدایی فصل نتوانستم به خاطر عملکردم اعتماد هواداران را جلب کنم به فرصتی نیاز داشتم تا بتوانم خودم را به هواداران پرسپولیس ثابت کنم. دروازه بان تیم فوتبال پرسپولیس ادامه داد: مطمئنم با عملکردی که مقابل سیاه جامگان داشتم توانستم اعتماد هواداران را جلب کنم. آنقدر بعد از سه بازی ابتدایی فصل روی من فشار و انتقاد وجود داشت که به بازی با سیاه جامگان
چطور از بحران بانکی عبور کنیم
تهران به دنیا آمدم. دوران مدرسه را تا مقطع دیپلم در مدرسه اندیشه طی کردم و پس از آن به آمریکا رفتم. در آنجا دو مدرک لیسانس یکی در فیزیک و دیگری در ریاضیات از دانشگاه کرنل گرفتم و بعد برای تحصیل در فیزیک نجومی به پرینستون رفتم و دکترای خود را در آنجا گرفتم. مدتی هم در این دانشگاه در رشته فیزیک پلاسما تدریس می کردم. تقریباً در سال های پایانی دهه 1990 بود که تصمیم گرفتم از آکادمی خارج شوم. دلیل این
تاریخچه قدیمی ترین تکیه تهران
باز آن را وقتی که به تهران وارد می شدم از دور متوجه شده بودم که از بام کوتاه خانه های اطراف برتر واقع شده بوده است، این تکیه یا تماشاخانه را برای مراسم سالانه تعزیه ساخته اند. من داخل این محل شدم و نظری به اطراف انداختم. بنا به کلی خالی بود. غیر از چند جانور که به زنجیر کشیده بودند که عمل حیرت آوری در چنان ساختمان خاص بود و آن شامل محوطۀ عظیم گنبدوار است و صفحة سنگی مدوّری در میان تکیه است که به
شرط اول موفقیت چیست؟
هم علاقه دارم و ازاین کارهم خیلی لذت می برم، خدارا شکراکنون هم این شغل را دارم بزرگترین آرزویت که فکرمی کنی تابحال تحقق یافته چه بوده است؟ داشتن یک خانواده خوب بود، که هم اکنون آنرا دارم پدرومادر،خواهر،برادروهمسر،بچه، برادرزاده خواهرزاده و...که همه را دارم شکرگزار هستم که خانواده خوب دارم . تاثیرگذارترین شخصی که باعث شد که شما به کشتی فرنگی علاقه مند شوید چه کسی
سعی کنید عاشورای امسال به نفع اسلام تمام شود!
زدم و گفتم: شما خودتان دارید مسئله سازی می کنید. من حرفی از حلال و حرام زدم؟ گرسنه نیستم و غذا نمی خورم و کنج زندان نشستم. من در تقویم بغلی خود اشعاری از آقای مداح نوشته بودم. آنها تقویم را از من گرفتند و یکی از مأموران شروع به خواندن کرد و بعد هم به رئیسش گفت: قربان! ببینید! در اینجا نوشته است شاهان همه سگ هستند! رئیس شهربانی گرفت و خواند. آن مأمور به قدری احمق بود که شعر شاهان همه سگ جانب صحرا
در دموکراتیک ترین رکن نظام اعمال دیکتاتوری کردند
و همه چیز دارد به اسم دفتر، آقای حجازی، آقای شمخانی... به اسم آقا... بله، به اسم رهبری تمام می شود. پایین آمدم و شروع به داد و فریاد کردم که آقا! دیشب در جلسه شورای عالی امنیت ملی بودم. به خدا به ما این جوری گفته نشد! این چه نوع اداره کردن جلسه است؟ چرا به اسم رهبری تمام می کنید؟ واقعاً به قدری هم به من فشار آمده بود که داشت اشکم می ریخت. داشتم داد و بیداد می کردم. به آقای
موافق نمایش چهره ائمه نیستم
سال ها از ساخت روز واقعه می گذرد و به اعتقاد بسیاری از منتقدان، این فیلم همچنان یکی از بهترین روایت های سینمایی عاشورا محسوب می شود و حتی هم سنگ با فیلم محمدرسول الله(ص) مصطفی عقاد دانسته شده است. بیضایی این فیلم نامه را در سال 1361 نوشت؛ هرچند این امکان برایش فراهم نشد تا خود کارگردانی متنی را که خلق کرده بود برعهده بگیرد. پس از گزینه هایی که سال ها بر سر اجرای این متن درخشان مطرح می شد، سرانجام قرعه به نام فیلم ساز جوانی افتاد که عموم مخاطبان از او تنها یک فیلم اوینار را دیده بودند که آن هم درباره آسیب دیدگان فاجعه شیمیایی حلبچه بود. شهرام اسدی، در دومین تجربه سینمایی اش، در سال 1373 این فیلم را برمبنای فیلم نامه بیضایی مقابل دوربین برد. او با این فیلم که برای اولین بار در جشنواره سیزدهم فجر به نمایش درآمد، موفق شد نظر نسبی منتقدها را جلب کند. فیلم در 11 رشته کاندیدای دریافت جایزه شد و از آن بین موفق به کسب سیمرغ بلورین به عنوان بهترین فیلم، بهترین موسیقی متن (مجید انتظامی)، بهترین صحنه آرایی (مجید میرفخرایی) و بهترین چهره پردازی (عبدالله اسکندری) شد. البته این جدا از سیمرغ بهترین فیلم در بخش فیلم های اول و دوم بود که نصیب شهرام اسدی شد. روز واقعه درعین حال از استقبال تماشاگران نیز به دور نبوده. 31 سال پس از ساخت این فیلم فرصتی دست داد تا با اسدی به گفت وگو بنشینیم. پرسش های ما البته به روز واقعه منحصر نشد و نگاهی هم به ساخت فیلم های متأخر دینی در ایران و نقاط قوت و ضعفشان انداختیم. ...
ماجرای دختری که از تجاوزِ دعانویس در امان ماند
دیوار تکیه داده است. 24 ساله است و حالت های ظاهری اش نشان می دهد که اضطراب زیادی دارد. می گوید: دو سال بود که با مهدی دوست شده بودم و دراین مدت من را با همه خانواده اش آشنا کرد. از همان ابتدا قرار گذاشته بودیم که ازدواج کنیم ولی بعد از دو سال گفت قصد دارد از ایران برود و برنامه ای برای ماندن ندارد و باید رابطه مان را تمام کنیم. هرچه قدر اصرار کردم که این کار را نکند و می
بلاتکلیفی بیماران روانی مزمن بین دو وزارتخانه بهداشت و رفاه
توانایی آن را دارند که خارج از مرکز زندگی کنند به این ترتیب طرح خانه های یک چهارم راهی را برای آنها تدوین کرده ایم و امیدواریم که از ابتدای سال آینده بتوانیم 50 نفر را وارد خانه های یک چهارم راهی کنیم. انتهای پیام
سیدجلال حسینی: منصوریان همه فشارها را تحمل می کند
کردند ولی نیاز است که بازیکنان در بازی های دوستانه کسب تجربه کنند. من نمی دانم چرا با وجود این نیازها، مسئولان سابق کمیته اخلاق بحث هایی را مطرح کردند. مطمئناً این مربوط به خودشان است ولی دوست دارم که جوان های تیم در آرامش باشند. این خواسته همه ماست. در این صورت کارایی بچه ها بالاتر می رود. نباید بازیکنان تحت فشار باشند. هنوز یک زمین نداریم هنوز تیم ملی با مشکل امکانات روبه رو است
آفتاب در حجاب
زینب را زینب کرده است. همین زمان آگاهی است که باعث می شود در گیر و دار همه اتفاقات و مصیبت ها، او هم نقش خانوادگی اش را به خوبی ایفا کند و هم نقش اجتماعی اش را. نویسنده آفتاب در حجاب این هر دو را به خوبی نشان داده است. به خوبی میانِ زینبی که خواهر و مادر و عمه است و باید پناه دیگران باشد و بعد از مصیبت کربلا نقش عمود خیمه اهل بیت را بازی کند، با زینبی که حین جنگ و بعد از جنگ در دوره
از یک شرکت آمریکایی پیشنهاد رشوه داشتم/ افزایش 93 درصدی واردات کالا به فارس
گمرکات تهران پست کار شناس تعیین ارزش به وی واگذار شد. وی که زاده خوزستان ولی اصالتاً بوشهری است و خونگرمی جنوبی ها در کلام و گفتارش موج می زند در سال 1368 به بوشهر منتقل می شود و به مدت 13 سال به عنوان مسئول تعیین ارزش گمرک در زادگاهش خدمت می کند. سیاحی از سال 1381 در شیراز هم به عنوان مسئول تعیین ارزش به خدمت خود ادامه می دهد و بعد از مدتی رئیس سرویس ارزیابی می شود و چند سالی نیز به
این بازیگران پولکی ماندگار نمی شوند!
سال 87 فیلم وقتی همه خوابیم بهرام بیضایی جنجالی شد. فیلمی درباره اتفاقات پشت پرده سینما. از هنرپیشه های پولی تا کارگردان و بقیه. بیضایی که بعد از حاشیه های ساخت یک فیلم حسابی شاکی بود، وقتی همه خوابیم را ساخت و به آمریکا کوچ کرد. سال ها بعد از آن فیلم، حالا دیگر همه درباره پشت پرده سینما سخن می گویند. درباره فساد و رد و بدل شدن فیلم و نقش فروشی؛ پدیده ای که روز به روز وسعت بیشتری پیدا
پاک نیت: خسرو شکیبایی من را بغل کرد و گفت یک بازی استثنایی دیدم
درباره کم کار شدنش در سالهای اخیر گفت: یکسال و نیم کار نکردم چون متنهایی که به دستم می رسید چنگی به دل نمی زد تا پرده نشین از سوی بهروز شعیبی پیشنهاد شد و قبول کردم. این جوان را خیلی دوست دارم. البته از نزدیک او را ندیده بودم ولی دیدم انتخابهایی که برای نقشها انجام داده خیلی حساب شده صورت گرفته و با اینکه نقش کوتاهی بود قبول کردم به من می گویند پیر شدی حسام بیگ او با اشاره
اعترافات هولناک عامل قتل دختر 8 ساله
زمین افتاد. در این هنگام گوشواره هایش را سرقت کردم و در فلزی سرویس بهداشتی را نیز با نخ بستم و از محل فرار کردم. وقتی به منزلم رسیدم برای آن که همسرم متوجه موضوع نشود گوشواره های طلا را زیر فرش پنهان کردم و به داخل روستا رفتم. دیدم اهالی محل به دنبال دختر گم شده می گردند که من هم همراه آن ها شدم و با صحنه سازی اهالی را به طرف مدرسه کشاندم. هوا تاریک شده بود که من به همراه پسرعمه ام وارد مدرسه شدیم
حکایت تابلوی اتاق شهید همدانی تا اشک های آیت الله نوری/ مشاوره سردار برای 80 عملیات در سوریه
شهید همدانی مشغول بودم. بعد از برگشت از جبهه وارد حوزه علمیه شدم و مجدد تا آخر جنگ، رفت و آمدهایی به جبهه داشتم و ایشان را در کسوت فرماندهی لشکر هایی مثل لشکر انصار الحسین(ع)، لشکر صاحب الزمان(عج) و لشکر قدس گیلان می دیدم. هم در جبهه پیرانشهر، هم در ایلام، هم در شط علی و در جزیره مجنون و جاهای دیگر در خدمت ایشان بودم تا اینکه این بزرگوار از همدان به تهران کوچ کردند. * روضه حضرت
تشییع باشکوه شهدا ادای دین جامعه نسبت به مادران چشم انتظار/عرصه فیلمسازی دفاع مقدس مورد بی مهری مسؤولان ...
به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا ، فیلم خاکستر و برف به کارگردانی روح الله سهرابی به تهیه کنندگی فرهاد گلی که برای اولین بار در سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمد، با بازی کامبیز دیرباز، میترا حجار، قربان نجفی، سیامک ادیب، محمدباقرصفانور، نصرت شاه نظری و وجیهه لقمانی داستان فردی به نام احسان را روایت می کند که پس از 25 سال به ایران برمی گردد تا با صمیمی ترین دوست خود که
بعد از رستاخیز نوبت اپرای عاشورا شد
بازهم اشاره ای به کار من نمی شود و عجیب است که برگزارکنندگان این اپرا از سفیر چین به جای بهروز غریب پور تقدیر کردند، چون او دو ساعت از وقت خود را اختصاص داد تا این اپرا را بشنود. در حالی که اگر غریب پور سال ها قبل پژوهش و تحقیق نمی کرد و برای بودجه 150 میلیونی اپرای عاشورا 150 بار به مدیر و وزیر مراجعه نمی کرد هیچ گاه این کار اجرا نمی شد. غریب پور با اشاره به همکاری اش با بهزاد عبدی نیز