نذر میلیاردی خیر خراسانی به آسیب دیدگان کرونا
سایر منابع:
سایر خبرها
کتاب ما یک عمر قلعه نشین بوده ایم – نوشته شرلی جکسون
خواست یک روز صبح وارد مغازه شوم و ببینم همه شان، حتا آقا و خانم البرت و بچه هاشان، کف مغازه دراز به دراز افتاده اند، از درد به خودشان می پیچند و رو به موت هستند. در آن صورت باید خودم خواربار مورد نیازم را بر می داشتم، از روی جنازههاشان رد میشدم، هرچه عشق ام می کشید از روی رفها برمیداشتم و به خانه می رفتم. و شاید هم حین رفتن، لگدی حواله خانم دانل که روی زمین افتاده بود می کردم. هرگز از داشتن چنین
علی پروین می گفت باید پول بدهید تا پیراهن پرسپولیس را بپوشید
زدیم، مردم می آمدند عکس می گرفتند گفت بابا خسته نمی شوی این همه عکس و امضای یادگاری می دهی؟ جواب شما به دخترتان چه بود؟ گفتم همین مردم، من را مجتبی محرمی کردند و وظیفه من این است به آنها احترام بگذارم، او از این اتفاقات لذت برد. بهترین مهاجمی که با او روبرو شدید چه کسی بود؟ ناصر محمدخانی، او در تاریخ فوتبال ایران بی نظیر بود، من در شاهین بودم و با پرسپولیس
تشکر مدیرعامل استقلال از ا.ا برغم اطلاع از فیش های جعلی!
در این باره صحبت نمی کردم اما الان مسائلی پیش آمده که باید در مورد آن توضیح بدهم تا از خودم دفاع کرده باشم. او در مورد فیش واریزی به حساب دیاباته و میلیچ گفت: روز چهارشنبه آقای سعادتمند به من گفتند که فردی در خارج است که می خواهد پول میلیچ و دیاباته را پرداخت کند من هم به آقای سعادتمند گفتم در این روزهای سخت بعید است این اتفاق بیفتد. روز جمعه ایشان برای من دو فیش واریزی فرستادند و من
باتیستا: در ایران تنها و ناراحتم/ پول نرسد مجبورم اینجا عمل کنم
آینده در ایران عمل می کنم چرا که باید زودتر پای خودم را به تیغ جراحان بسپارم و هرچه زمان بگذرد شرایط برای من سخت تر می شود. او ادامه داد: به باشگاه گفتم حداقل پول قراردادم را بدهید تا بتوانم به برزیل بروم و عمل کنم. اکنون دو ماه است که اینجا تنها هستم و زندگی سختی را سپری می کنم. خانواده ام هم نمی توانند به ایران بیایند و خیلی زندگی برای من سخت است.اگر به برزیل بروم خیلی برای من بهتر
آگوئرو: شیفته بازی اوون بودم/جام جهانی را در خانه همسایه مان دیدم
. من مسابقات آن جام جهانی را در خانه همسایه مان دیدم و به همه گفتم که عاشق بازی اوون هستم. آگوئرو تا قبل از حضور در اتحاد، عضو اتلتیکومادرید بود. در این تیم اسپانیایی او 230 بازی کرد و 100 گل در 5 سال حضورش به ثمر رساند. وی افزود: لیگ برتر انگلیس بهترین مسابقات باشگاهی جهان است. البته هدف اولم این بود که ابتدا در اروپا بازی کنم. این مساله مثل یک رویا بود. هدفم این بود در تیمی بتوانم تمرین و پیشرفت کنم. بعد می توانستم با بهبود اوضاع به تیمی بهتر بروم. انتهای پیام/ ...
دوست دارم نقشم حرفی برای گفتن داشته باشد + عکس
و برایش شعر می گفتم. در دوران نوجوانی در مدرسه شومن بودم و صداپیشگی می کردم. گاهی حس می کردم درون من 100 نفر هست. یادم هست در پایان سال گذشته برایتان اتفاقی افتاد در طول اجرای نمایش که دچار شکستگی پا شدید. الان حال تان چطور است؟ خوشبختانه الان خیلی بهترم الان. تا پایان اسفند پارسال با واکر راه می رفتم و تا 13 فروردین ماه امسال با عصا . تا امسال که به خاطر شیوع کرونا نتوانستم
بوی کافور، عطر بهارنارنج
به گزارش اقتصادآنلاین ، اعتماد نوشت: با رفیقم که عکاس خبرگزاری شینهوا ی چین است قرارمان را فیکس کردیم. تونل اول بزرگراه پردیس را که رد کردیم، به چشم خود دیدم که درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در برگرفته و کنار جاده اطفال شاخ به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سرنهاده اند. این تصویر را به فال نیک گرفتم و به چاک جاده زدیم. مسیر خلوت تر از آن بود که تصورش را می کردم. مه غلیظی تا پایین جاده آمده بود، طوری که وقتی دستت را دراز می کردی می توانستی حجم مِه را لمس کنی. سوا
هفت مرد جهادگر از یک خانه / سلبریتی اینستا ی جهادی ها + تصاویر
ما برادرها هم تا شرایط بحرانی تمام نشد، آسوده ننشستیم. در سیل استان گلستان من مسافر بودم چمدان سفر را از یک هفته قبل بسته بودیم. بچه هایم از شادی در پوست خود نمی گنجیدند. خبر سیل که رسید حتی من فرصت نکردم لحظه سال تحویل در خانه ام باشم از محل کار به سرعت به خانه آمدم لباس هایم را عوض کردم همان جا در حیاط خانه به همسرم و بچه ها سال نو را تبریک گفتم و روانه آق قلا شدم. بیش از 45 روز شبانه روز در آق
فوتبالیست معروف در دوران کودکی گدایی می کردم!
پاتریس اورا، مدافع فرانسوی سابق تیم های منچستریونایتد و یوونتوس اعتراف کرد در دوران کودکی از فرط فقر و مشکل اقتصادی در خیابان های پاریس به تکدی گری می پرداخت. او در این باره گفت: صادقانه بگویم کودکی دشواری داشتم زیرا برادر و خواهرهای زیادی در اطراف خودم می دیدم. بنابراین زندگی در خیابان چندان آسان نبود. در پاریس حضور داشتم اما در خیابان ها زندگی می کردم و گاهی اوقات نمی توانستم چیزی
گفت وگو با مادر شهید مدافع حرم علی امرایی | از 12 سالگی همه درآمدش را خرج ایتام می کرد/ اخراج از مدرسه ...
راه درآمد خوبی هم داشت اما حتی یک هزاری از درآمد این سال های علی را ندیدیم. لباس تنش راهم خودم برایش می خریدم. بعد از شهادتش از طریق کمیته امداد فهمیدیم که او دو خانواده و سه یتیم را تحت پوشش مالی خود داشت و تمام درآمدهایش را خرج آنها می کرد. شخصیت علی خیلی زود شکل گرفت و به سرعت از هم سن و سال های خود جلو زد. فهم و درک بالایی داشت و بیشتر از سن خود می فهمید. اواخر دهه 70 در دوره
نجفی در دادگاه: میترا با یک فرد امنیتی ارتباط داشت / حتی اگر مهدور الدم بود ...
ماه به صورت صیغه ای و یک سال عقد دائم با هم زندگی کردند و در این مدت چندین بار درگیری فیزیکی با هم داشته اند. نجفی بعد از اینکه خودش را تسلیم پلیس کرد، گفت: میترا به من فحش می داد. او می گفت خانواده ات را له می کنم و می خواست به خانواده ام آسیب وارد کند. روز حادثه بعد از اینکه اسلحه را مسلح کردم، وارد حمام شدم. میترا در حمام بود. یک بالش روی اسلحه گرفته بودم، وقتی بالش را کنار زدم و میترا اسلحه را
روایت عجیب جهادگر کرونایی از قاچاق مشروب تا نجات جان بیماران
از یادآوری آن روزها و بعد روایت همه خاطره های تلخ آن سال ها را خلاصه می کند در چند جمله؛ یک قاچاقچی مشروب بدمست که چاقو مهمان دائمی پرجیبش بود و اوضاعش هر روز بدتر از دیروز و دائم در راه و نیم راه بیمارستان، وقتی مستی می پرید تازه می فهمیدم چه ها که نکردم. دنبال رضایت گرفتن از کسانی که بهشان آسیب رسانده بودم و گاهی هم خودم روی تخت بیمارستان. اما دوباره روز از نو روزی از نو. این خلاصه همه خاطرات
عکس جدید شهرزاد عبدالمجید | عکسی از شهرزاد عبدالمجید در کنار همزادش
تلفن همراه، زندگی ماست
کافی است یک ساعت موبایل من یا شما خاموش باشد تا همه امور زندگی مان به هم بریزد. از دلواپسی خانواده گرفته تا به هم ریختن همه کار هایی که باید در محل کار انجام بدهیم. غلامرضا طریقی | بیرون رفتن از خانه همیشه همراه با دغدغه است. ممکن است برای شما این طور نباشد، اما برای من هیچ وقت بدون دغدغه نبوده است. من ذاتا آدم حواس پرتی هستم. این حواس پرتی ناخواسته فراموشکار بودن را هم با خودش می آورد
داستان کرونا و جهادی ها(27): روایت بیست و هفتم؛ بعد از طوفان
به گزارش خبرگزاری حوزه ، روز اول حضورم در بیمارستان بود. جلوی ایستگاه پرستاری ایستاده بودم که فریادش از اتاق آخر بلند شد. یکی از پرستارها سرش را تکان داد و بی اعتنا گفت حرف حساب توی گوش این پسر نمی ره. فکر می کنه کرونا قلدری سرش میشه انگار ذهنم را خوانده باشد ادامه داد کارش از قرنطینه خونگی گذشته کنجکاو شدم. رفتم اتاق آخر تا به بهانهٔ ضدعفونی، جوانی را که سر و صدایش کل بخش را عاصی
ماجرای توبه میترا استاد در مشهد چه بود ؟ / میترا تهدید به خائن شدن با کارگردان می کرد!+عکس
خودم می دانم کجا می خواهم بروم! وی افزود: چند ماه به فکر طلاق بودم و بعد از این صحبت ها فهمیدم چه بسا چه چیزهایی را به من نگفته است. متین راسخ پرسید: این شما را بیشتر عصبانی می کرد؟ محمد علی نجفی اعلام کرد: گفتم تو ناراضی هستی من هم از این زندگی ناراضی هستم. بیا طلاق بگیریم. قاضی پرسید: چرا برای طلاق اقدام نکردی؟ شهردار سابق تاکید کرد: می خواستم با واسطه طلاق بگیرم
محمد علی نجفی در زندان چه می کند؟ / خودکشی بعد از قتل میترا استاد!
محمد علی نجفی با توجه به اینکه با قرار وثیقه وی برای آزادی اش موافقت نشده است می گوید نسبت به او ظلم شده است. به گزارش روز نو : محمد علی نجفی شهردار سابق تهران در خصوص اینکه تصمیم به خودکشی داشته اما از کار خودشان پشیمان شده است در دادگاه از خودش دفاع کرد. پشیمانی از خودکشی محمدعلی نجفی محمد علی نجفی در دادگاه گفت: در جلسه اول گفتم و در همه جلسات بر این اصرار دارم که
از پرسپولیس پیشنهاد داشتم اما عشقم را نفروختم
تر بودم. پول خوبی هم می گرفتم و قبل از اینکه به استقلال بیایم بازیکن ملی پوش و دو سال هم ملی پوش بودم. همه این راه ها را رفته بودم و برای عشقم به استقلال آمده بودم. از پرسپولیس پیشنهاد داشتی؟ نیم فصلی که در حال جدایی از استقلال بودم، یک پیشنهاد شاید بگویم عجیب و غریب از پرسپولیس داشتم. همان سالی که آقای رویانیان مدیرعامل باشگاه بودند مبلغی که به من گفت را نمی توانم بگویم. پول
ماجرای خودروخوابی یک مرد!
ملاک های من برای ازدواج و زندگی مشترک را که ثروت و زیبایی بود داشت. بلایی که در روز های قرنطینه سر زوج مشهدی آمد وقتی موضوع ازدواج با مهتاب را با خانواده ام مطرح کردم، آن ها به شدت مخالفت کردند، دلیل شان هم تا حدودی منطقی بود. هر کدام از ما در یک شهر و با آداب و رسوم خاصی بزرگ شده بودیم، اما من تصمیمم را گرفته بودم. با خودم می گفتم با ازدواج با مهتاب در این شهر صاحب خانواده
می خواستم سوتی زده باشم که به دادمان برسند
جایش می گذارد. شروع می کند به رشد و تکثیر. من گفتم به خود خدا پناه می برم . کرونا باعث شد ما یک قدم پایین تر بیاییم و دوستان رسانه ای یک قدم بالاتر تا به یکدیگر برسیم. وی درباره ابتلای خود به این ویروس توضیح داد: زمانی که به خاطر ابتلاء به کرونا بستری بودم در خانه خیلی از مردم به من لطف داشتند. یکی از دوستان به من زنگ زد که چه حالی داری. گفتم من دوباره برگشته ام به سال 65 و از خوبی مردم
آی دلم... وای وای وای دلم... وای دلم!
تازه رسیده بودم خانه و خیلی خسته بودم! کیفم را انداختم یک گوشه و با همان لباس بیرون خودم را روی یکی از مبل های چیریق چیریقو ولوو کردم! عیال مثل همیشه با یک نیم لیوان چای و چند حبه قند که در یک بشقاب میوه خوری گذاشته بود بالای سرم ظاهر شد و گفت: پاشو... پاشو یه چای نوش جان کن که واست یه خبر تازه دارم! هنوز نصف چای ام را نخورده بودم که از کشوی کمد، پاکتی را دستم داد! با تعجب پرسیدم
3 اپیزود از معلمی/ کاش بتوانم معلم باشم
و سال های اولیه را گذراندم. یک روز در حال تدریس بودم که یکی از دانش آموزان تنبل و هیکل درشت کلاس مزه پراکنی کرد و من هم چون می خواستم زهر چشم بگیرم تا بقیه حساب کار دستشان بیاید جواب محکمی به آن دانش آموز دادم و او را بین همه ضایع کرده و مورد هدایت قرار دادم. جوری غرور او را له کردم که هیچ چیز نتوانست بگوید. بعدها از این حرکت خودم ناراحت شدم اما برای اینکه وجهه ام را بین دانش آموزان از
سرگذشت زنی که قاتل شد!
غیراخلاقی، اعتیاد و سرقت را به من می زد تا حدی که تصمیم گرفت مرا طلاق بدهد. بزرگ تر های فامیل به او پیشنهاد کردند با زن دیگری ازدواج کند و مرا طلاق ندهد، اما او که دیگر خیلی پولدار بود، به این حرف ها توجه نکرد و با پرداخت مهریه چند میلیون تومانی به زندگی مشترک 10 ساله ام پایان داد. خلاصه هفت ماه را در خانه پدرم با کارگری در باغ های میوه یا مزارع روزگار گذراندم تا این که یکی از بستگان پدرم مردی
فرهاد مجیدی نباید خط و نشان بکشد/ نمی توانم قبول کنم بازیکنان استقلال پول نان شب ندارند
به گزارش افکارنیوز ، رضا رجبی پیشکسوت باشگاه استقلال که دیروز همزمان با جلسه هیئت مدیره باشگاه در ساختمان باشگاه حاضر شده بود، پس از خروج از دفتر باشگاه،در پاسخ به این سوال که برای چه کاری به باشگاه آمده است، بیان کرد: راستش را بخواهید، دلم برای خانه ام تنگ شده بود. واقعا برای اینکه بچه ها و عوامل را ببینم. بحث کرونا هم بود و یک مدت در خانه بودم. گفتم بهترین جایی که می تواند حالم را
انجام بیش از 3 هزار ویزیت صلواتی/20 سال خدمت رایگان به بیماران در تاسوعا و عاشورا
/> شیوع این ویروس منحوس اگرچه به ظاهر بدترین اتفاق در طول سال های اخیر بوده است، ولی آثار خوبی هم در پی داشت، و آن هم اینکه به همه ما ثابت شد ایثارگرانی با قلب های مهربان در مراکز درمان حضور دارند که نگران سلامتی همنوعاشان هستند. خودم را عضو کوچکی از جهادگران در عرصه درمان می دانیم جالب است بدانیم که، علاوه برا جهادگران جبهه سلامت و ایثارگران خط مقدم ” کادر درمان” افراد
قاتلی که قصد خودکشی داشت در یک قدمی مرگ نجات یافت
را به اجرا گذاشت و خانه را ترک کرد و به شهرش برگشت. مهریه اش چقدر بود؟ 180 سکه طلا و 2 دانگ از خانه ای که ساکن آن بودم. منیژه که قهر کرد به دنبالش رفتم و با کلی خواهش و تمنا او را به تهران برگرداندم. رفتار های او برایم مشکوک بود و با خودم می گفتم نکند شخص دیگری در زندگی اش باشد. در نهایت درگیری های من و منیژه به دادگاه خانواده کشیده شد. حدود 5 یا 6 سالی ما درگیر این جدایی بودیم
گفتگو با اولین معلم زن گاوبندی: با چراغ موشی پی بی سوادان می گشتم
سالم توکلی ندای هرمزگان *خانم ترکمانی شما از چه خانواده ای بودید، متولد چه سالی هستید و چند سالگی به مدرسه رفتید؟ جد پدرم از مادری از طرف ترکمن صحرا آمده بودند.مادرم با پدر ملک همسرم، پسر عمو دختر عمو بودند.مادرم فاطمه ترکمانی هم با پدرم عمو زاده بودند.البته من پدرم را ندیدم. یکساله بودم که پدرم فوت کرد. ما یک برادر و دو خواهر بودیم. من در اصل متولد 1328 هستم. بعد که برای انگشت نگاری رفتیم لنگه برای اینکه برای معلمی پذیرفته شوم ، شناسنامه ام را دو سال بزرگ تر گرفتند. 7 سالگی مدرسه رفتم.مادرم نه تنها مخالفتی با مدرسه رفتن من نداشت بلکه خیلی مصر بود که می گفت کاش جمعه هم مدرسه می رفتید. *مدرسه اتان چگونه جایی بود؟ کلاس ششم که بودیم محل مدرسه جای کتابخانه امروزی که کنار میدان اصلی شهر واقع است، بود. یک سنگ بزرگی افتاده بود و یه درخت کهور بزرگی هم بود که خارهای بدی داشت. مدرسه شامل دو کلاس بود که راهرویی میانش بود. میز و نیمکت نبود. می گفتند هر کس حلبی برای ...
از پرسپولیس پیشنهاد داشتم اما عشقم را نفروختم
استقلال آمدیم، من در استقلال اهوازبودم و از خیلی از بازیکنان لیگ برتر معروف تر بودم. پول خوبی هم می گرفتم و قبل از اینکه به استقلال بیایم بازیکن ملی پوش و دو سال هم ملی پوش بودم. همه این راه ها را رفته بودم و برای عشقم به استقلال آمده بودم. نیم فصلی که در حال جدایی از استقلال بودم، یک پیشنهاد شاید بگویم عجیب و غریب از پرسپولیس داشتم. همان سالی که آقای رویانیان مدیرعامل باشگاه بودند مبلغی که