سایر منابع:
سایر خبرها
حاج محسن دین شعاری؛ شهید عید قربان + فیلم و عکس
همان سال در روز پانزدهم مردادماه سال 1366 درست مصادف با روز عید قربان به مسلخ عشق رفت و اسماعیل وار جان خویش را در حین خنثی سازی مین والمری در قربانگاه سردشت فدای معبود ساخت و نام خویش را برای همیشه در قلب تاریخ زنده نگه داشت. مزار مطهر این شهید والامقام در قطعه 29 بهشت زهرا(س) تهران قرار دارد. از برادر شهید محسن دین شعاری نقل است: چند هفته قبل از شهادت حاج محسن، با هم به مزار پاک پدر و
ادامه مسیر پدر با روایت عاشقی های بی ادعا
جنگ حس گرفتن انتقام خون بی گناه پدرم بود اما در فضای جبهه حال و هوای خاصی بود، آنجا بود که دریافتم پدران زیادی به شهادت رسیده اند. بعدها برادرهایم احمد و قاسم هم به جبهه آمدند و راه پدر را ادامه دادیم و هنوز هم اگر خطری کشورمان را تهدید کند همچنان پای نظام ایستاده ایم. روایت عاشقی های بی ادعا او تأکید می کند: ما برای حفظ استقلال و آزادی مملکت هزینه های زیادی داده ایم، فرزند شهیدیم
پدر شهیدان زال بیگی به فرزندان شهیدش پیوست
...، در شهادت من هم گریه و زاری نکنید و خوشحال باشید که مرگ فرزندتان شهادت بوده و راهش، راهی جز رضای خداوند نبوده است. همچنین برادرش شهید علی زال بیگی ، بیست و چهارم اسفند 1349 در شمیرانات شهر تهران به دنیا آمد و تا اول متوسطه درس خواند. این شهید بزرگوار از سوی بسیج در جبهه حضور یافت، دوازدهم اسفند 1365 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سینه و پا شهید شد و مزارش در گلزار شهدای شهر قزوین قرار دارد. در بخشی از وصیت نامه شهید علی زال بیگی آمده است: سخنم با پدر، مادر و برادرانم این است که: راه امام عزی ...
خون بدهیم تا خط سرخ شهدا رنگین بماند
به گزارش ایثار واحد خراسان شمالی شهید رضا اندوقانی بیست و دوم تیر 1347 در شهرستان بجنورد به دنیا آمد. پدرش علی راننده بود و مادرش بیگم نام داشت. رضا دانش آموز سال اول متوسطه بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت و درنهایت بیست و دوم دی ماه 1365 در پاسگاه زید عراق براثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر وی را در گلزار شهدا زادگاهش به خاک سپردند. در ادامه بخش هایی از وصیت نامه شهید "رضا اندوقانی
چشم در چشم خمپاره
، محمدرضا کلاس دوم ابتدایی بوده. او درباره روزی که خبر مجروح شدن پدرش را به آن ها می دهند، می گوید: بابا کارگر نانوایی بود که به عنوان بسیجی به جبهه رفت. وقتی مجروح شده بود، از طرف بسیج به محله ما که آن زمان محله طلاب مشهد بود، آمده بودند تا خبر را به ما بدهند. اما نتوانسته بودند به مادرم خبر را بگویند و به همسایه ها گفته بودند. وقتی خبر را شنیدیم و پرس وجو کردیم متوجه شدیم پدر در بیمارستان
بچه هایی که همدلی تعامل و گذشت را یاد می گیرند
چندفرزندی هم این اتفاق ممکن است برای بچه آخر (بچه ته تغاری) پیش بیاد. درست است که داشتن خواهر و برادر می تواند حس تنهایی بچه را کم کند، ولی تحقیقات نشان داده به ندرت بچه های با اختلاف سنی بیشتر از چهار یا پنج سال می توانند با یکدیگر هم بازی شوند، به خصوص اگه غیرهم جنس باشند. پس در این مورد هم چالش های خانواده های چندفرزندی بیشتر می شود. فرزندپروری باکفایت توسط والدین آگاه و بالغ مریم
چند خاطره از خبرنگار لشکر خوبان به روایت مادر شهید مجید جباری شهیر
می کند. در سالهایی که ماموریت پاسداری مجید در سنگر صداوسیمای مرکز تبریز بعنوان مجری و گزارشگر متمرکز بود و حتی علاوه بر برنامه صدای پاسدار برنامه سیمای صنعت را هم اجرا می کرد؛ برخی زنان محله می گفتند مجید دیگر رزمنده نیست و به دنبال شهرت دنیا است که مجید وقتی این حرف ها را شنید گفت حتما با لباس پاسداری رفت و آمد میکنم تا همه بدانند تا آخر عمر بسیجی و رزمنده و عاشق شهادت هستم. همان گونه
مادرم پس از 6 ماه به فرزند شهیدش پیوست/ شهدای حادثه سال 66 و فاجعه "منا" بسیار مظلومان شهید شدند
مراسم برائت از مشرکین در مکه صورت نگیرد. انجرانی ادامه داد: پس از برگزاری مراسم برائت از مشرکین، آل سعود نقشه خود را عملی و با باتوم و اسلحه به حجاج ایرانی حمله کرد و حدود 400 نفر را به خاک و خون کشاند که از این تعداد 300 ایرانی و 100 حجاج خارجی کشته شدند. وی عنوان کرد: برادرم ناصر انجرانی در سال 65 به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور داشت که در 25 دی ماه 1365 به شهادت رسید و
دل یک شهید در آسمان مشهد/مادر دلم زیارتی ناب می خواهد
به گزارش شیرازه ، شهید "عزت الله به نشین" 19 تیرماه 1345 در خانواده ای مذهبی و مستضعف دیده به جهان گشود. 4 ساله بود که پدر خود را از دست داد و در 7 سالگی راهی مدرسه شد. دوران تحصیلی دوران ابتدائی و راهنمائی را با موفقیت پشت سر گذاشت. سال اول دبیرستان را با نمرات خوب گذراند ولی به علت مشکلات خانواده از ادامه تحصیل باز ماند. او با برادر بزرگش "شکرالله" مشغول کار شدند. شکرالله
پسر پلید به نسرین دست درازی کرده بود! / برادرش در پشت بام چه دید !
خانواده محمود و خانواده خودم را کشته ام! وقتی این اتفاق افتاد، خانواده ما مجبور شدند از آن محله به جای دیگری بروند. مادرم بیمار شد و خانواده محمود به هم ریختند. خواهر و مادرم حتی پدر مغرورم هر هفته نه تنها به ملاقاتم می آیند، بلکه سراغ خانواده محمود می رفتند تا رضایت بگیرند. یک اشتباه همه چیز را داغون کرد. چطور شد رضایت گرفتی؟ مادرم سرطان دارد و وقتی در شرایط بدش به خانه
دختری که هر روز اعضای بدن خود را مواخذه می کرد/چادر مریم نماد زن مسلمان است
به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، دی ماه سال 42 مریم در یک خانواده پر جمعیت آبادانی متولد شده بود. علاوه بر خودش هفت خواهر و پنج برادر داشت. اما تعداد زیاد فرزندان باعث نشده بود پدرشان که کارگر ساده پالایشگاه نفت بود از تربیت فرزندان غافل شود. پدر سواد قرآنی داشت و سعی می کرد با اقامه نمازهایش در مسجد محل عملا راه و رسم درست زندگی کردن را به فرزندانش بیاموزد. علی رغم اینکه
دیدار با خانواده خبرنگار شهید حمیدرضا کشاورز مرآت
بودن در هر شرایطی از ویژگی های مهم شهید حمید بود که امیدوارم همه جوانان این موارد را رعایت و احترام به دیگران و پدر و مادر را در دستور کار قرار دهند. در پایان و پس از بیان خاطرات شهدا از زبان پسرعمو و خواهر بزرگوار شهید، با اهدای لوح تقدیر از خانواده شهید تقدیر به عمل آمد. لازم به ذکر است شهید حمیدرضا کشاورز مرآت خبرنگار افتخاری روزنامه اطلاعات بود که در 27 فروردین ماه سال 62 در منطقه عملیاتی فکه به درجه رفیع شهادت نایل آمد. 1001/پ30/ب
35 هزار معبر در مشهد به نام شهدا نام گذاری شده است
شهیدان سلیمانی، جهان آرا و حججی در معابر مشهد نام گذاری شده است. وی در خصوص نحوه درخواست نام گذاری معابر به نام شهدا، ادامه داد: خانواده های شهدا می توانند با دریافت معرفی نامه از بنیاد شهید و امور ایثارگران، به اداره فرهنگی شهرداری منطقه محل سکونت خود مراجعه و فرم درخواست نام گذاری را تکمیل کنند و پس از تایید در صحن علنی شورای شهر مشهد، خیابان و یا کوچه به نام آن شهید نام گذاری می شود.
35 هزار معبر در مشهد به نام شهدا نامگذاری شده است
رضوی نام شهدای شاخص کشوری مانند شهیدان سلیمانی، جهان آراو حججی در معابر مشهد نام گذاری شده است. وی در خصوص نحوی درخواست نامگذاری معابر به نام شهدا، ادامه داد: خانواده شهدا می توانند با دریافت معرفی نامه از بنیاد شهیدوامورایثارگران، به اداره فرهنگی شهرداری منطقه محل سکونت مراجعه و فرم درخواست نامگذاری را تکمیل کنند و پس از تایید در صحن علنی شورای شهر مشهد، خیابان و یا کوچه به نام آن شهید نام
تقوا را فراموش نکنید
به گزارش دفاع پرس از تهران، محسن آهنی در یکم فروردین 1340، در شهرستان ورامین متولد شد. تا اول راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. چهاردهم مرداد 1366، در سردشت توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید.. در فرازی از وصیت نامه شهید آمده است: و با سلام بر کلیه شهدا از کربلای حسینی تا کربلای خمینی و با سلام به تمامی خانواده شهدا و به امید
خون جمال روی اقلامی ریخت که برای مردم محروم می برد
می دهند. بازتاب شهادت جمال کریمی و محمد کرمی در بین مردم منطقه چطور بود؟ من به خاطر فعالیت هایی که دارم، با اقشار مختلف مردم در ارتباط هستم. هر چند شهادت این دو عزیز باعث رنجش خاطرمان شد، ولی خون شهدا همواره راهنمای مردم است. در این حادثه هم ضد انقلاب از ترور این دو نتیجه عکس گرفت. خیلی از مردم وقتی شنیدند دو بسیجی در راه کمک به محرومان شهید شدند، از این فاجعه ابراز انزجار
مادران شهیدان جعفری مجد، آزادی کناری و پدرشهیدان فیاض آسمانی شدند
سال از محسن کوچکتر بود. وی در آذر ماه سال 1365 در سن 15 سالگی به عنوان بسیجی عازم جبهه های حق علیه باطل شد و در عملیات کربلای 5 به همراه برادر حضور یافت و 20 دی ماه سال 1365 بر اثر اصابت ترکش به سر در همین عملیات در منطقه شلمچه به شهادت رسید. شهید محسن جعفری مجد متولد آبان سال 1345 بود. این بسیجی غیور نیز هفت روز بعد از مرتضی، بر اثر اصابت ترکش به سر و دست و شکم در 27 دیماه 1365 در همان
زن جوان راز سیاه همسرش را فهمید
با دیدن این ماجرا به خاکستر یأس تبدیل شد. زمانی که فهمیدم همایون قبل از ازدواج با من اعتیاد داشته است، گریه کنان به پایش افتادم و از او خواستم به خاطر دخترمان اعتیادش را ترک کند. به همین دلیل او را نزد پزشک متخصص اعصاب و روان بردم و همسرم با مصرف دارو چند ماه اعتیادش را کنار گذاشت. در این مدت احساس آرامش داشتم و آرام آرام به ادامه زندگی با همایون امیدوار شدم ولی هنوز ترک اعتیاد او به یک سال
باورم نمی شد که شوهرم به دخترم که از همسر قبلم دارم،پیشنهاد دوستی داده
برای پسرش خواستگاری کرده بود، در حالی که هیچ گونه آشنایی و شناخت قبلی از خانواده اش نداشتیم، اما مادرم اعتقاد داشت وقتی مادر همایون زنی محجبه و باوقار است، حتما فرزندش را به شکل شایسته ای تربیت کرده است. از سوی دیگر نیز یکی از بستگان پدرم عاشق خواهر کوچک ترم شده بود و آن ها به طور غیررسمی و با واسطه کردن بزرگ ترها از خواستگاری خواهرم صحبت می کردند، اما پدرم حتی سخن گفتن در این باره را نیز بر نمی
گفت وگو با همسر شهید ضیائی | یا عباس آقا یا هیچ کس!
انقلاب هم هیچوقت یادم نمی رود شبی را که صدای مرگ بر خامنه ای از خیابان شنید؛ بیرون که رفت دید منافقین با تانک دارند می آیند و این شعار را می دهند، بلافاصله پدر و برادرهایم را صدا زد و نیمه شب با هم رفتند جمعیتی از مردان محل راه انداختند و منافقین را متفرق کردند . * انقلاب به من نیاز دارد؛ تا جبهه پیاده می روم همسر شهید در ادامه، نحوه عزیمت به جبهه و شهادت حاج عباس را اینگونه
شوخی شهید محمود نریمانی با چهل سالگی خود/ رسیدن خبر شهادت با لباسی کودکانه!
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس ، شهید محمود نریمانی از شهدای مدافع حرم استان البرز متولد سال 1366 از نیرو های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که در چندین نوبت به جهت دفاع از حرم اهل بیت (ع) به سوریه اعزام شد و در مرداد سال 1395 به شهادت رسید. مادر این شهید در خصوص فرزندش اظهار داشت: زمانی که به مدرسه رفت چند روزی با او تا مدرسه رفتم، غرورش اجازه نمی داد همراهش باشم، برای همین
همیشه چند روز قبل از سال تحویل فرزند شهیدم به خوابم می آید
به گزارش خبرنگار دفاع پرس از یزد، شهید محمدعلی دهستانی در نیمه مرداد سال 1344 در روستای فهرج در خانواده محروم و زحمتکش متولد شد. در آخر تیر سال 1361 در جبهه شلمچه بر اثر انفجار مین و اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. در ادامه خاطره ای از خانواده شهید بزرگوار را از نظر می گذرانیم. حاجی ابوالقاسم پدر شهید : موقعی که فرزندم می خواست برود جبهه، مشغول کار بنایی در یزد بودم که به
مروری بر زندگی نامه شهید محمدعلی دهستانی
خوشحال نشوند. در حدود سه ماه با رژیم بعثی عراق جنگید و دوباره بازگشت و به کار بنایی پرداخت ولی باز عشق جبهه و ادامه راه قرار را از محمدعلی گرفته بود تا این که دوباره با موافقت و رأی پدر و مادرش به جبهه شتافت ولی گلچین زمانه او را مهلت نداد و آخر تیر سال 1361 در جبهه شلمچه بر اثر انفجار مین و اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید و روحی تازه به خانواده خود بخشید. وصیت نامه شهید
شیرزن کارخانه
دختر دارد و یک پسر: علی اکبر و جوادم در جبهه شهید شدند. دخترم هم 38ساله بود که به خاطر سرطان سال 88از دنیا رفت. حالا از 16شکم زایمان تنها دو فرزند برایم باقی مانده است. بازیگوشی های علی اکبر فاصله شهادت سیدعلی اکبر و سیدجواد 5سال بود جالب اینکه این دو برادر 5سال با هم فاصله سنی داشتند: علی اکبر سال 1340به دنیا آمد. فرزند دومم بود همان طور که گفتم فرزند اول فوت کرد و علی اکبر حکم
نشان سرلشکری اهدایی رهبری زیبنده شانه های مادرم است
فریور که پنج سال از من بزرگ تر است دندانپزشک شدیم و پدر را به آرزویش رساندیم. برادر دیگرم فرهوش چهار سال از من کوچک تر و فرداد هفت سال از من کوچک تر است. ما چهار برادر هستیم که هنگام شهادت پدرم بزرگ ترین ما 13 سال و کوچک ترین شش ماه داشت. شغل فرهوش دیسپچر هواپیماست و فرداد نیز دانشجوی رشته آی تی است. چه خاطره ای از روز های آخر حیات پدر به یاد دارید؟ حال و هوای پدر در ماه های
پیکر مادر شهیدان جعفری مجد در قم تشییع و خاکسپاری شد
کرد و بر غم فراق عزیزانش 34 سال صبوری کرد. مرتضی متولد شهریور سال 1350 بود که در آذر سال 1365 در سن 15 سالگی بعنوان بسیجی عازم جبهه های حق علیه باطل شد و در عملیات کربلای 5 به همراه برادر حضور یافت، در همین عملیات در 20 دی سال 1365 منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر به شهادت رسید. محسن متولد آبان سال 1345 بود. این بسیجی غیور نیز هفت روز بعد از مرتضی بر اثر اصابت ترکش به سر و دست و شکم در 27 دی 1365 در همان عملیات کربلای 5 به مقام شهادت نایل آمد. حجت الاسلام غلامحسین جعفری مجد پدر این دو شهید والامقام نیز در سال 1380 به رحمت ایزدی پیوست. انتهای پیام/ ...
مسئولان در ایام عید قربان می آیند وعکسشان را می گیرند
پنج سال از حدثه منا گذشته اما به جهت اینکه برخی پیکرها هنوز به کشور بازنگشته یا اینکه افراد عزیزترین خود را در این حادثه از دست دادند و نتوانستند به حق خود برسند هنوز هم این حادثه و داغ آن برای برخی تازگی دارد. به مناسبت فرارسیدن پنجمین سالروز شهادت حاجیان در فاجعه منا به سراغ خواهر فرماندار فقید بندر ترکمن رفتیم، تا از حال روز خانواده ایشان و اتفاقاتی که بعد از آن فاجعه اتفاق افتاد با
دست از تبلیغات و مبارزات اسلامی علیه منافقین برندارید
فقط شهید شوم بلکه برای سربلندی کشور است و نه این است که آوازه ام در شهر بالا رود و برای من تبلیغات بزرگ راه بیاندازند هدف من فقط این است که کفر نابود شود. بار خدایا ، پدر و مادرم و دوستانم و اقوامم را بیامرز؛ بار خدایا این منافقین دزد و از خدا بی خبر را که گرگ هستند و در لباس گوسفند رفته اند نابودشان کن. ای پدر و مادرم لازم نیست برای من گریه کنید چون راهی که من رفته ام راه حسینی است، بعد از دفنم بر مزارم جمع شوید و دعای وحدت بخوانید ، امام را فراموش نکنید. انتهای پیام/ ...
گزارش ویدئویی| مدافع حرمی که جان فدای سلامت مردم شد / شهید فرزانه به آرزوی شهادت در بیمارستان رسید
از رفتنش ناراضی بودم چون بهیار و دارای سه فرزند قد و نیم قد بود و به وی گفتم که راضی نیستم، گفت: بابابزرگ شهید شد و ما از خانواده شهادت هستیم. پس باید شهید دهیم. یادم هست آن سالی که داعش به مجلس حمله کرد، می گفت: داداش غیرتم اجازه نمی دهد و نمی توانم اینجا بمانم چرا که ناموس ما در این نظام هستند و برای دفاع باید رفت. وی افزود: در بیمارستان ها از جانش برای خدمت به بیماران مایه می گذاشت