میزبانی از نجات دهنده 11 هموطن در "فرمول یک"
سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای جنایت قاتل لاف زن در ساختمان 118 +عکس
دقایقی بعد و در حالی که پرده سیاه شب بر آسمان شهر خودنمایی می کرد، قاضی کاظم میرزایی پوشه به دست، پا به ساختمان 118 گذاشت و بدین ترتیب تحقیقات قضایی در حالی آغاز شد که قاضی میرزایی با دیدن چند پرز متکا روی صورت پیرزن، پرونده را جنایی اعلام کرد و این گونه فرضیه خفگی منیژه با متکا قوت گرفت. از سوی دیگر، بررسی های مقام قضایی نشان داد که قاتل یک نفر و از آشنایان مقتول بوده است چرا که قاتل
پیام روشنگر شهداء به مجریان گام دوم انقلاب
آورده و رهبری کردم و درراه حسین (ع)، جان را در طبق اخلاص گذاشتم و بدون چشم داشت دنیوی جان فشانی کردم. به او بگوئید: کسی منکر قیام مخلصانه توّابین نیست ولی خونی که به جا و به موقع درراه هدف ریخته نشود آن طوری که بایدوشاید به اهداف کلی کمک نمی کند. اگر آن پانصدنفری که در مقابل آن سپاه جرّار و انبوه تا به دندان مسلح شام ایستاد و آن حماسه فراموش نشدنی را در تاریخ مخلصانه ثبت کرد، پشت سر مسلم
پسر پلید به نسرین دست درازی کرده بود! / برادرش در پشت بام چه دید !
کردم کتاب خواندن بهانه است! چرا از خواهرت نپرسیدی؟ در آن زمان به سنی رسیده بودم که با نسرین رودربایستی داشتم، نتوانستم! مادرت چطور؟ مادرم فقط گفت یک مزاحم دارد و وی نیز او را نمی شناسد! فقط پشت بام که دلیل نمی شود؟ چند باری خواهرم را در کوچه و خیابان دیدم و بعد سر و کله محمود هم پیدا شد. البته اصلا به سمت خواهرم نرفت، اما تصور کردم او
حقیقی: به خاطر 800 یورو نتوانستم در اروپا بمانم
گذاشتم و نیم فصل در تیم سوئدی بازی کردم و جزو 3 دروازه بان برتر بودم. حقیقی خاطرنشان کرد: در پنافیل پرتغال هم عملکرد خوبی داشتم. در روبین کازان هم شرایط خیلی خوب بود اما به خاطر حضور بازیکنان خوب در این تیم بازی به من نمی رسید. با این حال روبین کازان من را از نو کوبید و ساخت و هر چه در دروازه بانی دارم از این تیم است. شرایط خیلی سخت بود. وی که میهمان برنامه فوتبال برتر بود
'چراغ سبز این گلر برای بازگشت به پرسپولیس'
سوئد بودم، 3 بار متوالی پایم را عمل کردم. حتی دکتر طول درمان 6 ماه را به من داده بود که من کمتر از 2 ماه در زمین بودم. دوران سختی را پشت سر گذاشتم و نیم فصل در تیم سوئدی بازی کردم و جزو 3 دروازه بان برتر بودم. حقیقی خاطرنشان کرد: در پنافیل پرتغال هم عملکرد خوبی داشتم. در روبین کازان هم شرایط خیلی خوب بود اما به خاطر حضور بازیکنان خوب در این تیم بازی به من نمی رسید. با این حال روبین کازان
تلاش آتش نشانان برای مهار 6 آتش سوزی طی 24 ساعت اهواز
مرکز فرماندهی سازمان دو دستگاه خودروی اطفاء حریق را از ایستگاه 99 به محل حادثه اعزام کرد و آتش نشانان سه دقیقه بعد در محل حادثه حاضر شدند. قنبری افزود: آتش نشانان به محض رسیدن به محل حادثه با دود و شعله های حریق کمپرسور کولر در پشت بام منزل مسکونی مواجه شدند و با ایمن سازی محل حادثه شعله های حریق را مهار و از سرایت حریق به داخل ساختمان مسکونی جلوگیری کردند. تلاش برای مهار آتش
شهیده ای که کفنش حرم امام رضا (ع) را طواف کرد
نگران و ناراحت بودم. گفتم: خدایا سال مرزوق هم نزدیکه، چیکار کنیم؟ مریم و سنیه سامری و فرشته اویسی و چند نفر دیگر پای ثابت این برنامه ها بودند؛ توی بنیاد شهید کار می کردند و هر هفته کارشان برگزاری مراسم سالگرد برای شهدا بود. رفتم بنیاد شهید؛ بنیاد شهید در لین 15 آبادان یک ساختمان داشت که توی آن باغ نسبتاً بزرگی بود. خانم سامری و مریم تازه از روستا آمده بودند. گفتم: مریم! من یه مدتی می
شهیده ای که کفنش حرم امام رضا (ع) را طواف کرد
خواستم بروم خارج از شهر، ولی دل نگران و ناراحت بودم. گفتم: خدایا سال مرزوق هم نزدیکه، چیکار کنیم؟ مریم و سنیه سامری و فرشته اویسی و چند نفر دیگر پای ثابت این برنامه ها بودند؛ توی بنیاد شهید کار می کردند و هر هفته کارشان برگزاری مراسم سالگرد برای شهدا بود. رفتم بنیاد شهید؛ بنیاد شهید در لین 15 آبادان یک ساختمان داشت که توی آن باغ نسبتاً بزرگی بود. خانم سامری و مریم تازه از روستا آمده بودند
چرا خودکشی به اشتباه، آخرین راه حل بی بازگشت برخی ها می شود؟
ندارم. همه چیز به مانند گردابی متلاطم هولناک بود. با خود می اندیشیدم که راه چاره این است که از خود بیخود شوم. از دست دادن هوش و حواس تنها راه فرار از مشکلاتم بود و فکر می کردم تنها راه از دست دادن هوش و حواس هم پریدن از جایی بلند و مرتفع است. “تنها فکری که کردم این بود که خود را به بیرون برسانم. از راه باریک گربه رو به ساختمان مجاور رفتم. مطمئن بودم دست کم یک نفر از پشت آن همه پنجره مرا
دو همسفر
رد می شدند. همه چیز خوب و آرام پیش می رفت، بعد از سه یا چهار ساعت پیاده روی سقف پناهگاه معلوم شد که مژده ی استراحت و نزدیک شدن به لحظاتی را که انتظارش را می کشیدیم می داد. بهنام و میثم زودتر رفتند تا کوله ها را تحویل بگیرند و چادرها را برپا کنند. بعد از چهل دقیقه به ساختمان پناهگاه رسیدیم. دیوارهای پناهگاه سنگی بود که اشکال مختلف داشت. چادرهای زرد و نارنجی و آبی در نور آفتاب، زیبایی و درخشش خاصی
رست مانا نگهداری از گیاهان را هوشمند می کند
که فعالیتمان را آغاز کردیم، مراحل مختلفی را پشت سر گذاشتیم؛ استارت هر کسب و کاری با یک ایده خلاق شروع می شود، در ادامه تیم سازی و پیاده سازی اهداف کسب و کار بر روی بوم ناب می تواند برای ادامه راه مفید باشد. در مرحله بعد باید بتوانیم هر محصول یا خدمتی را که می خواهیم ارائه بدهیم، با صرف کم ترین هزینه طراحی کنیم تا امکان سنجی شود که کار شدنی هست یا نه! اما در ادامه برنامه مالی و تأمین بودجه مورد نظر
گفتگو با عالیه حجت زاده، یکی از اولین دانش آموخته های رشته روزنامه نگاری در ایران
خبرنگاری از اداره ها هدیه یا رپورتاژ بگیرد دیگر خبرنگار نیست. اگر دنبال پول هستید، خبرنگار نمی شوید. ساواک را می پیچاندیم روزنامه اطلاعات 8 صفحه بود و عصر ها چاپ می شد. چند تن از هم کلاسی های من مانند خانم مینو بدیعی و حسین قندی به کیهان رفته بودند. بچه های دانشکده مان 2 پاره شده بودند، عده ای در کیهان و عده ای در اطلاعات. ضمن اینکه با هم دوست بودیم، رقیب هم محسوب می شدیم. هرروز یک ساعت
جریان شوخی با حسینی بای سر نام خانوادگی اش/ وقتی آقای گزارشگر با جلیقه ضدگلوله بدون آهن وسط معرکه رفت!
منزل قرنطینه هستم و استراحت می کنم. تا بعد از دو هفته تست مجدد بدهم که اگر منفی شد، مجدد سر کار بروم. اما پزشک گفت که اگر شرایطت حاد شد، به ما اطلاع بده. به هر حال مشخص بود به خاطر گزارش های مختلفی که در سطح شهر در اتوبوس و مترو و بازار می گرفتم، ممکن است بیمار شوم و در این چند ماه این اتفاق برای من قابل پیش بینی بود. اما خب شغل ما اطلاع رسانی تحت هر شرایطی است و خبرنگاران باید همیشه در صحنه حاضر
اختصاصی/ گفت وگوی زنده یاد همایون خسروی دهکردی با خسرو سینایی/ سه میلی متر، راه زندگی من را عوض کرد!
است. یعنی فیلمی که می سازم، باید بتواند که یک حرفی را از این طریق بیان کند. آن تجربه پشت صحنه سینما از یک سمت و آن دوران اوایل دهه 60 سینما در اروپا از سمت دیگر باعث شدند که بعد از آن ضربه ای که سر آن سه میلیمتر – که همیشه به آن اشاره می کنم – خوردم، تصمیم گرفتم که این بار به هنرهای نمایشی و مدرسه فیلمسازی وین بروم و در امتحان ورودی اش شرکت کردم. در آن امتحان ورودی، 120 نفر بودند که شرکت کردند و
روایتگری مدافع سلامت از مدافع حرم
و "دلم پرواز می خواهد" نتیجه روایت گری چند نفر درباره کتاب است؟ سی و هفت راوی از دوستان و هم رزمان و خانواده و همکاران شهید داشتیم که تا چاپ شدن کتاب و طی این پروسه طولانی سه نفر از این عزیزان در کادر درمان و رزمی به شهادت رسیدند. اول شهید قنادپور بود که در سوریه به شهادت رسیدند. بعد از ایشان شهید جوینده که از افسران و مربیان دانشگاه امام حسین بودند و در تهران به شهادت رسیدند و در
اخبار تلویزیون| استودیوی شبکه چهار افتتاح شد/ از امشب تا عید غدیر با فرمول یک
تهیه کنندگی هاشم رضایت و کارگردانی سعید رضایت در گروه اجتماعی شبکه یک سیما تولید می شود. برنامه فرمول یک از امشب تا عید غدیر هر شب میزبان مردمی ترین مردمان ایران زمین است. در این برنامه که از امشب تا چهارشنبه شب ساعت 23:15 پخش می شود، هر بار از 2 یا 3 چهره مردمی دعوت می شود قصه، قهرمانی اش را برای بینندگان روایت کند. در برنامه امشب (12 مرداد)فرمول یک، زهرا گیتی نژاد، معلم خیری
گفت وگو با همسر شهید ضیائی | یا عباس آقا یا هیچ کس!
شد که گلودرد در اثر فشار روحی و تخلیه نشدن اش است. در مجموع پس از شهادت همسرم، خانواده اش هم خیلی هوایمان را داشتند و حتی مادرشوهرم خودش بچه ها را به مدرسه می برد . * دیدارهای بعد از شهادت گرچه طی این سه ساعت بازخوانی خاطراتش، لحظات پرفراز و نشیبی را پشت سر نهاده و نمی خواهم بیش از این آزرده شود اما دلم هم نمی آید از رابطه اش با همسر در دوران بعد از شهادت نپرسم. خانم رجبی هم
داستان علمی تخیلی سفر بیست و پنجم ، نوشته استانیسلاو لم
گفتگو با من دقدلین مصرف خواهد کرد یا نه. ساعت یک بعد از نیمه شب پروسیتا را سراسیمه ترک کردم، در حالی که سوخت را پاک فراموش کرده بودم. یک میلیون فرسنگ بیشتر نرفته بودم که باک ها خالی شدند و من هم چون کشتی شکسته ها در میان خلا سرگردان شدم. تا موعد دیدار با تارانتوگا سه روز بیشتر وقت نداشتم. سیاره کورولئا نور می افشاند و از پشت پنجره به خوبی پیدا بود. من بیش از سیصد میلیون کیلومتر
حجت الاسلام عالم زاده نوری: موظف به حفظ آبرو و حرمتمان هستیم
ا بروم. اگر چنین کاری بکنم، از حیثیت ساقط می شوم. اما یک وقت بچه ای بالای درخت گیر کرده و خطری هم او را تهدید می کند. اگر من روحانی با همین لباس بالا بروم و او را نجات دهم، هیچ کس این کار را سبک تلقی نمی کند. یا فرض کنید یک روحانی در شب احیای ماه مبارک رمضان بالای منبر لپ تاپ ببرد و پاورپوینت نشان بدهد. این عجیب است ولی هیچ کس این را سبک تلقی نمی کند، چون حکمت پشت سرش بالافاصله آشکار می شود.
آیا خانه های خالی پر می شوند؟!
در روزهای آغازین ماه پنجم سال، هنوز مشکل بسیاری از مردم در حوزه مسکن پابرجاست و بسیاری از مردم برای تامین این نیاز اولیه به ویژه در شهرهای بزرگ دچار مشکلات فراوانی هستند. طولانی شدن بی ثباتی قیمت مسکن و اجاره بها باعث شده واژگان جدیدی به ادبیات این حوزه افزوده شود. اصطلاحاتی مانند انبارخوابی، پشت بام خوابی، ماشین خوابی و وام ودیعه اجاره مسکن که نوک پیکان همه این موضوعات به سوی اقشار کم
ناگفته های تاجیک از 88| انقلابیون انقلاب را می خورند [+فیلم]
لذت ببرم. بله، من شاید آن چیزهایی که هم سن وسال هایم بعضی وقت ها داشتند، تقاضا نداشتم و می دانستم شرایط خانواده جوری است [که نمی توانم داشته باشم]، حتی وقتی وارد دانشگاه شدم کاملاً شرایط متفاوتی داشتم. هیچ گاه بعد از کلاس ها با بچه ها بیرون نمی رفتم، چون این امکان را نداشتم که جایی دوستان را دعوت کنم چای یا قهوه ای بخوریم، سینما برویم و... بعضی وقت ها این امکان را نداشتم که لزوماً اتوبوس
محاکمه آقازاده خارج از تلویزیون/ سریال آقازاده روح مطالبه گری را زنده خواهد کرد؟
و توفیقی با من تماس گرفتند و خواستند تا برای تست بروم. من اصلا خبرنداشتم که برای بازی در چه کاری دعوت شده ام. بعد از چند جلسه صحبت و تست گریم و بازی برای این نقش انتخاب شدم. آقازاده اولین تجربه تصویری من است؛ البته قبل از آن یک نقش جزئی در یک فیلم کوتاه هم داشتم. در آغاز کار، فقط کلیتی از نقش می دانستم و در ادامه با راهنمایی آقایان عنقا و توفیقی خودم را بیشتر درگیر نقش کردم و توانستم لایه های