مردی که به خاطر کرایه صاحبخانه اش را کشت
سایر منابع:
سایر خبرها
طناب دار بر گردن قاتلان مادر بزرگ و نوه
انجام کاری به قم رفته بودم که در بین راه از من خواست بین او و همسرش میانجیگری کنم و آشتی شان بدهم. من هم با آذر تماس گرفتم و صبح روز حادثه در کامرانیه با او قرار گذاشتم. پس از آن به خانه رسول رفتیم و ساعت حدودا 9صبح بود که رسیدیم. مادربزرگ رسول در طبقه دوم بود. من و آذر به طبقه اول رفتیم اما رسول نبود. یک ربع بعد او به خانه برگشت اما آذر در را از داخل قفل کرده بود. او دلش نمی خواست که شوهرش را
دومین حکم قصاص آرمان
قضات دادگاه کیفری یک استان تهران بعد از دومین دور از محاکمه آرمان، پسری که از 7سال قبل به اتهام قتل غزاله، دختر مورد علاقه اش در زندان به سر می برد و یک بار هم تا پای چوبه دار پیش رفته او را در این پرونده گناهکار تشخیص داده و به قصاص محکوم کردند. به گزارش همشهری، غزاله، دختری که حدود 20سال داشت روز 12بهمن ماه سال 92به طرز عجیبی ناپدید شد و پس از چند روز معلوم شد آرمان، پسر 18ساله ای که قصد
حکم آرمان صادر شد؛ قصاص تاوان قتل غزاله
پرداخت و گفت با وجود اینکه جسد مقتول کشف نشده اما همه شواهد و مدارک ازجمله اعترافات اولیه متهم علیه آرمان است و دادسرا او را در این پرونده گناهکار می داند. در ادامه نوبت به اولیای دم رسید تا شکایت شان را مطرح کنند. مادر غزاله در چند جمله گفت: بعد از مفقود شدن دخترم همه جا را برای پیدا کردنش جست وجو کردم. خانه به خانه دنبال دخترم بودم اما نتوانستم او را پیدا کنم. نمی دانید در این چند سال چه بر سرم
ملت قاتل ،ملت مقتول
انسان دیگری که وی را کشت.ناخود آگاه ذهن ما هم ناخود آگاه،شروع به فرضیه چینی کرده و نهایتا به نتیجه ای خیالی نیز میرسد. سوال ؟ آیا میشود که با شنیدن واژه ی قتل، ما بعنوان یک انسان،خود را قاتل فرض کنیم؟ آیا میشود ما با شنیدن واژه ی قتل خود را مقتول فرض کنیم؟ دروهله ی اول اکثریت در جواب خواهند گفت خیر،چون هیچ انسانی دوست ندارد قاتل باشد وهیچ انسانی هم دوست ندارد مقتول باشد،چرا که نتیجه
مرد قاتل در آگاهی: همسرم ده روز پس از عروسی با دوست پسرش به ماه عسل رفت
به گزارش صبحانه ، راز قتل مرد جوان در رستوران معروف تهران فاش شد. قاتل امروز خود را به پلیس آگاهی معرفی و پرده از یک قتل ناموسی برداشت. مرد جوان درباره ماجرای دعوای خود با همسرش به پلیس آگاهی گفت: 10 روز بعد از مراسم عروسی مرجان اصرار کرد که به همراه دوستانش به شمال برود. من هم وقتی اصرارش را دیدم پذیرفتم اما وقتی برگشت از عکس هایی که توی گوشی اش دیدم فهمیدم با امیر به شمال رفته است
عروس جوان با 70 ضربه چاقو مادرشوهرش را کشت/ جراحی زیبایی داماد شرط دختر جوان برای ازدواج/ زن و شوهر قاتل ...
برای تأمین هزینه مواد مخدر سارق معتاد که با تخریب قفل خانه همسایه وارد منزل او شده و با تهدید اموال باارزش را سرقت کرده بود، به دام افتاد. پایان 4 ماه زندگی مخفیانه زن و شوهر قاتل زوج جوان که به خاطر اختلاف مالی با مرد تهرانی وی را در چابهار به قتل رسانده بودند پس از حدود چهار ماه فرار در زاهدان دستگیر شدند. جنایت برای اثبات رفاقت پسر جوان بعد
قتل زن جوان به دست راننده تاکسی / مادر 7 کودک سلاخی شد
پلیس بریتانیا راننده تاکسی پاکستانی را به جرم قتل عمد همسرش دستگیر و زندانی کرد. گزارش پلیس حاکی از آن است که متهم پرویز ساجد 37 ساله پس از این که همسرش برای مراسم خاکسپاری پدرش به پاکستان رفت و برگشت طی اقدامی هولناک تصمیم به قتل او گرفت و زن جوان را با ضربات پی در پی چاقو کشت. افسرپرونده در خصوص این قتل عنوان کرد که پس از تماس یکی از فرزندان زوج ماموران خود را به محل جنایت
ماجرای نقشه قتل فوتبالیست توسط همسرش
آی اسپورت - شب گذشته (جمعه) خبری جنجالی منتشر شد مبنی بر اینکه یک زن ترکیه ای به نام یاگمور آشیک، همسر امره آشیک بازیکن سابق تیم ملی ترکیه با پرداخت رقمی به یک قاتل حرفه ای، دستور کشتن این مرد 46 ساله را داده است. گویا این زن 27 ساله به طمع رسیدن به اموال همسر خود رقمی معادل یک میلیون پوند به یک قاتل حرفه ای سعی در کشتن بازیکن سابق تیم های فوتبال گالاتاسرای، بشیکتاش و فنرباغچه داشته
سلاخی مادر 7 کودک توسط شوهرش +عکس
رکنا:پلیس بریتانیا راننده تاکسی پاکستانی را به جرم قتل عمد همسرش دستگیر و زندانی کرد. گزارش پلیس حاکی از آن است که متهم پرویز ساجد 37 ساله پس از این که همسرش برای مراسم خاکسپاری پدرش به پاکستان رفت و برگشت طی اقدامی هولناک تصمیم به قتل او گرفت و زن جوان را با ضربات پی در پی چاقو کشت. افسرپرونده در خصوص این قتل عنوان کرد که پس از تماس یکی از فرزندان زوج ماموران خود را به محل
قتل زن کارمند در راه بازگشت به خانه
رفته و در آنجا از سرویس پیاده و سپس سوار یک خودروی سواری شده و این خودرو تنها سرنخ برای پیدا کردن او بود. درحالی که جست وجو برای پیدا کردن این زن ادامه داشت، چهارم مهرماه جسد زنی زیر یک پل در منطقه جنگلی دوهزار مازندران پیدا شد. وقتی مأموران به محل حادثه رفتند، متوجه شدند که مشخصات جسد با مشخصات الهام که چند روز قبل تر گم شده بود مطابقت دارد. در این شرایط خانواده وی به پزشکی قانون دعوت شدند و پس
جزئیات تکان دهنده از قتل الهام سرلاتی در لنگرود/ زن جوان آخرین بار کجا دیده شد؟ + عکس
کار پلیس قرار گرفت. دو روز بعد جسد این زن جوان در جنگل های جاده دو هزار کشف شد. در حالی که شواهد نشان می داد پول و طلا های او سرقت شده است. بیشتر بخوانید 70 ضربه چاقوی عروس بر پیکر مادرشوهر! جراحی زیبایی داماد شرط دختر جوان برای ازدواج پایان 4 ماه زندگی مخفیانه زن و شوهر قاتل سرقت از همسایه برای تأمین هزینه مواد مخدر جنایت برای اثبات رفاقت متهم به قتل : دوستم تنبلی کرد، او
بخشش مردی که به هواداری دوستش آدم کشت
دارد. من و کامران دوستان قدیمی بودیم. وقتی که من در زندان بودم او خیلی به من کمک کرد و خانواده ام را تنها نگذاشت. من هم دوست داشتم کاری برای او بکنم و کارهایی را که برایم کرده بود، جبران کنم. یک روز دیدم خیلی ناراحت است، به او گفتم چه شده؟ گفت جوانی مزاحم مینا همسرم شده و مینا را اذیت کرده است. همسرم خیلی از این موضوع ناراحت است. من هم حرفش را باور کردم و قول دادم کمک کنم تا کاری کند آن جوان دیگر
داستان کوتاه قلب افشاگر از ادگار آلن پو
خیلی عصبی بودم، هنوز هم هستم ولی چرا فکر می کنی من دیوانه ام؟ این ناراحتی مرا از کار نینداخته، بلکه حس هایم را تیزتر و حساس تر کرده است. مخصوصا حس شنوایی ام را. هر صدائی که در زمین و آسمان هست به گوشم می رسد. حتی صداهای زیادی از توی جهنم را می شنوم. چطور ممکن است دیوانه باشم؟ حالا گوش کن، ببین من چقدر با سلامت و با آرامش از سیر تا پیاز آنچه را که اتفاق افتاد برایت تعریف می کنم. نمی
عاملان قتل مادر بزرگ و نوه بالای چوبه دار
از همان روز های اول زندگی شان باهمسرش آذر اختلاف داشتند. آن ها در خانه ای زندگی می کردند که مادربزرگش نیز در طبقه بالای همان خانه زندگی می کرد چند وقتی بود که آذر قهر کرده و به خانه پدرش رفته بود. پسرم نیز به خانه ما آمده بود شب قبل از قتل، پسرم برای تعویض لباس به خانه اش رفت، اما با من تماس گرفت و گفت همسرش انگار به خانه برگشته، اما در ورودی را از داخل قفل کرده است و پسرم نمی تواند
پایان 4 ماه زندگی مخفیانه زن و شوهر قاتل
/> او بیان داشت: تلاش پلیس برای دستگیری این زوج متواری ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل مخفیگاه آن ها در یکی از محلات شهرستان زاهدان شناسایی شد و متهمان طی یک عملیات ضربتی و غافلگیرانه دستگیر شدند. جانشین فرمانده انتظامی استان سیستان و بلوچستان بیان داشت: این زوج جوان پس از انتقال به پلیس آگاهی به جنایت خود اعتراف کردند و اظهار داشتند چند سالی با مقتول که اهل تهران بود و در خانه ای مجردی در شهرستان
10سال زیر تیغ به خاطر قتل ناموسی
قصاص کردند. سپس وحید در جایگاه قرار گرفت و گفت: من فریب کامران و همسرش را خوردم و نمی دانستم مینا با سیامک در ارتباط بوده است. آن روز هم برای ترساندن سیامک با او درگیر شدم، اما چاقو در بدنش فرو رفت.در ادامه کامران در جایگاه قرار گرفت و گفت: وقتی متوجه رابطه همسرم و سیامک شدم، او ادعا کرد که مرد جوان مزاحمش شده و با اصرار از او خواست که به این رابطه ادامه دهد. حرف های همسرم را باور کردم و با وحید
10سال زیر تیغ به خاطر قتل ناموسی
را به او بگویم و نمی دانستم قصد قتل دارد و با او همکاری کردم. پس از این جلسه، وحید به اتهام قتل عمد به قصاص و دو متهم دیگر به حبس و شلاق محکوم شدند. با تایید حکم، وحید در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت. بعد از 10 سال از جنایت، اولیای دم قاتل را پای چوبه دار بخشیدند و وحید از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه قرار گرفت و گفت: من زمان قتل خام بودم و تحت تاثیر حرف های دوستم مرتکب قتل شدم. در این
70 ضربه چاقوی عروس بر پیکر مادرشوهر!
در محل حضور داشت، مورد بازجویی های فنی قرار داد. عروس 25 ساله ادعا کرد: دقایقی قبل پدرشوهرم عصبانی به منزل آمد و پس از مشاجره با همسرش او را هدف ضربات چاقو قرار داد. من هم که ترسیده بودم فرار کردم، اما او به سراغم آمد و قصد کشتن مرا هم داشت که دستم را مقابل چاقو گرفتم و زخمی شد او سپس مرا با همین وضع رها کرد و از خانه گریخت! در این هنگام دختر مقتول نیز که اولین نفر بعد از وقوع جنایت پا
قتل جوان تهرانی با شمشیر سامورایی
تره بار بود به خانه برگشتم و متوجه درگیری دوستانم با اسماعیل و دوستانش شدم. طرفین دعوا همگی مست بودند. من با مجتبی که دوست صمیمی ام بود صحبت کردم و از او خواستم تا وارد دعوا نشود، اما گوش نکرد. مجتبی گفت: اگر دست خالی وارد دعوا شویم ممکن است کشته شویم. به همین خاطر به داخل خانه رفتم و شمشیر سامورایی تزیینی را از روی دیوار برداشتم. وقتی وارد دعوا شدیم مجتبی شمشیر را از من گرفت و یک ضربه به کتف
70ضربه چاقوی عروس بر پیکر مادر شوهر!
برگشت تا چیزی بردارد دیگر امانش ندادم و پشت سر هم ضربات چاقو را می زدم! نفهمیدم چند ضربه شد چون خیلی عصبانی بودم!بعد هم پیکر خون آلود او را در همان حال رها کردم و به طبقه بالا رفتم! فکر کردم دخترم خوابیده است به همین دلیل نقشه ای کشیدم تا قتل را به گردن پدرشوهرم بیندازم بنابراین با همان چاقو دستم را زخمی کردم و چاقو را به پشت بام همسایه ها انداختم! بعد هم فهمیدم که دخترم بیدار بود! اما جست وجوی
فاش شدن راز قتل فجیع زن جوان / ناگفته های برادر مقتول از ماجرای زنده سوزانده شدن خواهرش + عکس
بالا می گیرد همسرش روی او نفت می ریزد و کبریت را می کشد و از خانه فرار می کند. خواهرم می گفت وقتی شوهرم نفت را روی من ریخت بچه یک ساله ام را هم روی من انداخت و گفت می خواهم وانمود کنم که تو خودسوزی کرده ای که بعد از مرگ تو پای من در پرونده قتل باز نشود. برادر مریم می گوید که او قبلا هم از شوهرش کتک خورده بوده و حتی یک بار می خواسته از شوهرش طلاق بگیرد: مریم و شوهرش همیشه با هم اختلاف
زن خیانتکار، با دروغگویی عامل یک قتل شد/ او با مردی دوست بود اما به شوهرش گفت مزاحم دارم
مثل برادرم دوست داشتم وقتی من در زندان بودم او به خانواده ام خیلی محبت کرده بود و من خودم را مدیون او می دانستم. متهم در ادامه گفت: شب حادثه با کوروش به سمت خانه می رفتیم که ناگهان ایستاد و در حالی که مرد جوانی را به من نشان می داد گفت این همان کسی است که مزاحم همسر من شده است. در یک لحظه عصبانی شدم و به سمت آن مرد رفتم بعد با او گلاویز شدم کامران به من حمله کرد و من برای دفاع از خودم
داماد عصبانی پدر و مادر همسرش را کشت
بده ببینم برادرت می تواند این مبلغ را به من قرض بدهد. مینا با شنیدن این حرف عصبانی شد و گفت مگر من با برادرم ازدواج کردم، اگر پول نداری چرا ازدواج کردی؟ شروع به بد و بیراه گفتن به من کرد و صبح روز حادثه سر همین مسأله باهم دعوایمان شد بعد مینا خانه را برای رفتن به محل کارش ترک کرد. متهم در ادامه گفت: همسرم در بیمارستان کار می کرد. من که از دست او خیلی عصبانی بودم ساعتی بعد به محل کارش
نجات از مجازات قصاص با پرداخت دیه
محل متواری شده اند. به این ترتیب سه مرد جوان تحت تعقیب قرار گرفتند تا اینکه چند روز بعد از حادثه، یکی از آن ها به نام اشکان شناسایی و بازداشت شد. او به جرمش با همدستی دوستانش اقرار کرد و مدعی شد مقتول مدتی قبل برای همسرش ایجاد مزاحمت کرده است. او در توضیح به مأموران گفت: فرامرز از دوستانم بود و در یک محل زندگی می کردیم. چند ماه قبل متوجه ارسال پیامک های مشکوک به همسرم شدم، وقتی در این
پسر شوهرم از من درخواست شیطانی کرد
او داشتم اما پدر و برادرم او را در دام اعتیاد گرفتار کردند و این گونه همسرم همه دار و ندارش را از دست داد. پدر و برادرم برای چاپیدن اموال او به آزار و اذیتش پرداختند و به زور طلاق مرا از او گرفتند. در این شرایط من با پسر یک ساله ای که در آغوش داشتم به خانه پدرم رفتم اما برای تامین مخارج زندگی مجبور به کارکردن بودم. آن روزها خیلی به من سخت می گذشت چرا که با داشتن فرزند کوچک کار در
متهم به قتل رفیق از طناب دار نجات پیدا کرد | من نکشتمش؛ فقط با شمشیر به او ضربه زدم
جوان که میثم نام دارد، روی زمین افتاده است. میثم که تازه داماد بود، به بیمارستان منتقل شد اما به علت خون ریزی زیاد در راه بیمارستان جانش را از دست داد. پس از آن مأموران پلیس وارد عمل شدند. تحقیقات اولیه نشان داد این جوان شب حادثه با دوست قدیمی اش حامد درگیر شده است. مادر میثم گفت: حامد مقابل در خانه آمد و با عربده کشی پسرم را از خانه بیرون کشید و او را به قتل رساند. تحقیقات مأموران بعد از
ضربه شمشیر سامورایی برای قتل دوست
دارم و از او خواستم تا وارد دعوا نشود اما او گوش نکرد و فقط به من گفت که اگر دست خالی بیایم، ممکن است کشته شوم. به همین خاطر به داخل خانه رفتم و شمشیر سامورایی تزئینی را که روی دیوار اتاقم بود برداشتم و با آنها همراه شدم. وقتی وارد دعوا شدیم، ناصر شمشیر را از من گرفت و یک ضربه به کتف مقتول زد. بلافاصله سوار موتور شدیم و با هم فرار کردیم و صبح روز بعد فهمیدیم اکبر کشته شده است.بعد از گفته های متهمان
مراجعان شلوغ ترین کلانتری تهران در نیم قرن پیش چه کسانی بودند؟ / از مردی که زنش خانه داری نمی کرد تا ...
این حد من نسبت به او فداکاری کرده بودم مرا مستقیما به مرکز فسادی برد و مرا در آن جا به کار زشت وادار کرد. چون دیگر روی برگشت به خانه پدرم را نداشتم در همین شهر ماندم و از راه خودفروشی امرار معاش می کنم و بر آن جوان نفرین می کنم. شنیده ام او دخترهای دیگری را هم بدبخت کرده است. من چادر سر نمی کنم ساعتی بعد زن و شوهری که پیدا بود وضع مالی خوبی دارند وارد کلانتری شدند آن ها