تجربه های امیراحمدی پس از دوری اجباری از تلویزیون
سایر منابع:
سایر خبرها
خیلی ها در ثانیه رنگ عوض می کنند/ این رسمش نبود من را تنها بگذارند
ها تعصب و دوستشان دارم. خیلی مواقع بوده که به خاطر خصوصیت اخلاقی که داشتم ضربه خوردم ولی تا آخرش پای خصوصیت اخلاقیم هستم و می مانم حتی اگر برایم بدتر از این ها هم اتفاق بیفتد. این انتخاب من بوده چون اگه جور دیگری بخواهم باشم حالم بد می شود! مس کرمان زندگی من را نجات داد چند باشگاه بوده که همیشه من از آنها حس خوبی گرفتم و اینکه خودم را بیشتر از همه مدیون باشگاه مس می دانم و
رشید مظاهری: از پرسپولیس پیشنهاد داشتم ولی دلی استقلالی شدم
. همیشه یاد گرفتم پول حلال به خانه ببرم، به همین دلیل پیراهن هر تیمی را که می پوشم همه چیزم را برای موفقیت آن تیم می گذارم. اینها را گفتم تا هواداران بدانند رشید مظاهری چقدر روی استقلال تعصب دارد و با جان و دل برای خوشحالی این هواداران کار می کند. می توانم یک چیزی بگویم؟ بفرمایید. روز اولی که پیراهن استقلال را دستم گرفتم و آن را بر تن کردم یک حس فوق العاده ای داشتم که واقعاً تا به
به روح الله گفتم خوب شد شهید شدی
برای ازدواج چه بود و پنهانی ترین لایه های ذهنی شما برای زندگی مشترک ایده آل آینده تان بر چه محورهایی استوار بود؟ با ورود به دانشگاه و آمدن اولین و دومین خواستگار دغدغه و نگرانی هر دختری برای ازدواج بیشتر می شود. مثل همه دخترها این اتفاق برای من هم افتاد. آشنایی شما با همسرتان، شهید روح الله قربانی چطور و کجا اتفاق افتاد؟ خواستگارهایی داشتم که هر کدام را بنا به
محمدحسین حیدری: با بدن آماده به مس بازگشتم
داشتم اوایل قسمت نبود اما خوشحالم که توانستم مجددا به تیم برگردم و در خدمت باشگاه بزرگ مس باشم انشاء الله در فصل پیش رو بتوانیم تیم را راهی لیگ برتر کرده و دل مردم و هواداران را شاد کنیم. حیدری ادامه داد: در اردوی تهران به تیم اضافه شدم چند بازی تدارکاتی را برگزار کرده و نتایج خوبی را کسب کردیم و توانستیم به نحواحسن دستورات و تفکرات مدنظر سرمربی و کادرفنی را اجرا کنیم. کاپیتان فصل گذشته
از بهترین روش های کسب و کار در دنیا، کار خانوادگی است/ در پنجاه سالگی قوی ترین زن جهان خواهم شد
درباره چیزهایی که از کار یاد گرفته بودم و تجربیاتی که در این زمینه داشتم نوشتم. این کاری بود که همیشه دوست داشتم انجام بدهم و آن ایام فرصت مناسبی برای آن بود. همسرم هم در کنار مادرم در کار بچه داری به من کمک می کردند. این را هم بگویم که شیوه تربیت من اینطور نبود که اعتقاد داشته باشم بچه حتما باید تمام 24ساعت روز در کنار مادر باشد و لحظه ای از او جدا نشود. درحالی که من معتقدم بچه می تواند
من پادشاه نیستم!
به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) آوازۀ پیامبر(ص) همه جا پیچیده بود. شنیدم که کاروان پیامبر(ص) از شهر ما هم عبور می کند. بین مردم ایستاده بودم و منتظر بودم که نبی خدا(ص) را که اینهمه از او تعریف می کردند، ببینم. پیامبر(ص) آرام آرام از بین مردم عبور می کرد تا اینکه به من رسید. ناخودآگاه جلو رفتم تا با او حرف بزنم. یک عالمه حرف داشتم اما ابهت پیامبر(ص) مرا گرفت. زبانم حرکت
علیرضا بیرانوند: کاش 2 سال زودتر به اروپا می آمدم
برنامه غذایی درستی داشته باشم و همه چیز را رعایت می کردم. با تمام این حرف ها وقتی اینجا به بلژیک آمدم، دیدم شرایط خیلی سخت تر است. البته من از سختی نمی ترسم و اتفاقاً از آن استقبال می کنم. این به خاطر شرایط سختی است که در زندگی متحمل شدی؟ بله و به این موضوع افتخار می کنم. من بارها گفتم و باز هم ابایی از گفتن آن ندارم که در خانواده مرفهی به دنیا نیامدم. پدر زحمتکش و مادر مهربانی دارم
ابراهیموویچ: پنالتی بعدی میلان را نمی زنم/ پیام اخیرم برای اذیت کردن مردم سوئد بود!
به من بگوید که می توانم فقط 45 دقیقه بازی کنم و حرفش هم باید اجرا شود. من یک بازیکن حرفه ای هستم و به او می گویم بله. یادم هست در منچستر هم که بودم، اینکه پنجشنبه ها بازی می کردیم و دو روز بعد دوباره در لیگ به میدان می رفتیم خیلی برایم سخت بود. آن مصدومیتی که آنجا داشتم می توانست پایان بخش دوران بازی ام باشد، اما بعد از آن احساس پسربچه ای را داشتم که توانسته پا روی زمین چمن بگذارد. من لذت محض
سام درخشانی به خاطر بازی در سریال، مسابقه را اجرا نکرد / به شرکت کنندگان مسابقه کمک نمی کنم
تازه شروع کردیم و مهم این است که مخاطب از کار راضی باشد، اما خودم زمان اجرا حال خوبی دارم و همیشه اعتقادم بر این است وقتی در حین انجام کاری حال خوبی داری، دیگر همه چیز حل است. حال من هم در زمان اجرای این مسابقه خوب است و تا به اینجای کار خدا را شکر بازخوردهایی هم از مردم گرفتیم. یعنی شما واهمه ای از انتقاد ندارید و با کمال میل می پذیرید؟ برای چه باید واهمه داشته باشم! البته که انتقاد
تنها شباهت "بچه مهندس" و "از سرنوشت"/ "فاطیما" از اجرا تا بازیگری
بهارمست” سریال “از سرنوشت” می شناسند یا همان مجری برنامه کودکی که کنار داریوش فرضیایی (عموپورنگ) اجرا می کردید؟ هم سن وسال های خودم و یا بزرگتر از من هنوز روز اولی را که با داریوش فرضیایی اجرا می کردم یادشان می آید و هنوز من را می بینند می گویند “فاطیما در آن برنامه عموپورنگ”؛ برنامه اش چه بیننده ای داشته، هنوز بعد از 18 سال آن اجرای چندروزه را به یاد می آورند، برخی هم که هنوز به دنیا
آرزوی نان رسانی به 100 خانوار
اطفال هستم، همان زمان هم کنار پدرم مشغول به کار بودم و درآمد کمی داشتم. پدرم کشاورز است و باغ آلو داشت و آلوچه و لواشک درست می کرد و من در کنارش برای خودم به صورت جداگانه کسب درآمد می کردم. آرزوی من در کودکی این بود که یا یک مکانی برای نگهداری کودکان یا مکانی برای کارگاه داشته باشم و در آن مشغول باشم و بالاخره به آن رسیدم. عده زیادی در این کارگاه مشغول به کار هستند؛ خودم، پسر و دخترم
اینفلوئنسرها چطور پدیدار می شوند؟
، ولی تئاتر کار می کنم و کمردرد و گرفتگی صدای ناشی از آن را تحمل می کنم، چون جامعه ام نیاز دارد. ما مدت زیادی است که خوراک مناسبی در شان مردم نداریم. اینستاگرام هم، چون مجانی و در دسترس است، مردم مدام در آن می چرخند و هر چیزی را می بینند. مسئولیت این همه محتوا با کیست؟ بعضی وقت ها صحبت هایی درباره فیلتر شدن اینستاگرام می شنوم. خیلی برایم مهم است. اگر اینستاگرام را ببندند، خوشحال می شوم، چون عیار آدم
اطری: خوشحالم بدون حرف و حدیث ملی پوش می شویم
ملی پوش کشتی کشورمان با تأکید بر اینکه مینیسک زانوی مصدومش پارگی کامل نداشت، ادامه داد: مینیسکم 15 درصد پارگی داشت و لیزری جراحی کردم. دکتر گفت بعد از 15 روز می توانم تمرین را شروع کنم. در اردوی اول هم شرکت کردم، اما زمانی که گفتند مسابقه انتخابی داریم هنوز پنج جلسه از فیزیوتراپی من مانده بود. وی با اشاره به کشتی هایش در روز 15 آبان تصریح کرد: یک ماه فقط به خاطر جراحی خوردم و خوابیدم و
گپ و گفتی با سه عکاس مشهدی درباره کرونا
درس فقط در مشهد داشتم، اما از سال 91 که مادرم ویلچری شد به دلیل تعلق خاطری که به او داشتم فعالیت های متفرقه کلاس هایم کم شد و به هنرجویانم می گفتم ازآنجا که به خاطر شرایط مادرم گاهی تا پاسی از شب بیدار هستم می توانم در زمان هایی که امکان پذیر است در خانه میزبانتان باشم. او ادامه می دهد: بعد از فوت مادرم به خاطر تألمات روحی، برای اولین بار شش ماه تدریس نکردم. احساسم این بود که معلمی یعنی
عبدالرضا امیراحمدی مجری تلویزیون : یک دهن دارم دو تا دندان لق، می زنم تا می توانم حرف حق
بگذار تمام شود چون قبل از شما هم یکی از مجری های جوان تر توهین مستقیمی کرده و این بشکه باروت را آماده جرقه کرده است و شما جرقه را زدید. من گفتم توهینی نکردم که بخواهم عذرخواهی کنم و اگر عذرخواهی کنم به سبک خودم این کار را می کنم که در نهایت آن اتفاق افتاد. امیراحمدی از سازمان صداوسیما هم گلایه کرده است: من توقع داشتم سازمان بزرگی مثل صدا و سیما در مقابل اطلاعیه روابط عمومی یک
رافائل نادال: از فوتبال بیشتر از تنیس لذت می بردم
به گزارش رافائل نادال در برنامه ای مستند به نام خانه ام برای شما، در مورد زندگی خود در دنیای تنیس و خارج از آن صحبت های متفاوتی را مطرح کرده است. نفر دوم تنیس مردان جهان از مشکلات جسمی که بعد از دوران قرنطینه ناشی از کرونا، به سراغش آمد حرف زده و البته از بسیاری از مسائل دیگر. سختی بعد از کرونا توقفی که بابت قرنطینه در کارم ایجاد شد، برای بهبود زانوهایم خوب بود اما برای بقیه قسمت
زمانی: با خورشیدِ مجیدی در قاره ای دیگر شناخته شدم
که هرچه اجناس گران تر می شود، مردم بیشتر خرید می کنند و این باعث شده روز به روز همه چیز گران تر شود. در این میان به کودکان کار فشار بیشتری می آید؛ چون باید فشار بیشتری تحمل کنند تا زندگی خود را بگذرانند. این تورم و گرانی فشار زیادی به ما وارد کرده است. ابوالفضل شیرزاد: دلم می خواهد هیچ کودک کاری در دنیا و هستی نباشد. امیدوارم به جایی برسیم که دیگر هیچ کودک کاری در خیابان به مردم نگوید
مصاجبه تند و توفانی شجاع علیه رسول پناه
برنامه ای که برای پربیننده شدن از بازیکنان دعوت می کرد. الان می آیی درباره من حرف می زنی. من و بازیکنان پرسپولیس اما بارها ماه ها بدون پول بازی کردیم. پول نگرفتیم تا بدهی های باشگاه پرداخت شود و مشکل تیم حل شود و پرونده های مالی باشگاه بسته شود. وقتی می گویم برای 50 میلیون بیشتر پروژه را عوض می کنی به این خاطر است که ما هم خیلی چیزها را می دانیم اما نمی گوییم، برعکس شما که برای خودنمایی دست به دامن
اولین مصاحبه شجاع خلیل زاده بعد از جدایی جنجالی از پرسپولیس | درست می گویند، به خاطر پول رفتم
مصاحبه کردی و گفتی قرارداد چهار ساله می بندی؟ تو قرارداد داری و از این جور حرف ها. گفتم آقای رسول پناه در قراردادم بند و آپشن دارم و می توانم جدا شوم، می خواهم آن بند و آپشن را از قراردادم بردارم تا در ادامه در تیم بمانم. گفت سازمان بازرسی اجازه نمی دهد قرارداد بازیکن را بالا ببرم. گفتم 3 سال ماندم و بدون چشمداشت مالی و افزایش قرارداد کارم را کردم. الان می خواهم در تیم بمانم و خیلی از
ماجرای شکایت شجاع خلیل زاده از رسول پناه!+جدیدترین مصاحبه
100 میلیون بیشتر بدهد سریع می رود بعد می آید درباره من حرف می زند؟ 50 میلیون بیشتر بدهد یک فیلم دیگر بازی می کند و بعد می آید درباره من حرف می زند. در پایان از هواداران و خصوصا پیشکسوتان تشکر می کنم چرا که اگر انتقادی هم کردند از روی علاقه به پرسپولیس بوده و این حس برای من هم وجود داشته. یک روز قطعا به پرسپولیس برخواهم گشت چرا که تیمم است و دوستش دارم. با جان و دل دوستش داشتم و دارم و مشکل پیش آمد که رفتم و هیچ چیز دست خودم نبود. من حرف هایم را زدم تا همه بدانند که رفتن دست خودم نبود و نگذاشتند بمانم. گردآورنده: علی اکبر رضایی آنچه دیگران می خوانند: ...
امید نعمتی: برای من پالت همیشه در اولویت بوده است
ضروری است و در این میان آگاهی یک خواننده به ادبیات ضروری تر است. خواننده های موفقی مثلِ آقای شجریان و آقای ناظری و دیگر خواننده هایی که در تاریخِ موسیقی این سرزمین، حرف هایی برای گفتن دارند، همه گی به ادبیات آگاه بودند و یا معاشرینی داشتند که اهل ادبیات بودند. مثل ارتباط استاد شجریان با استاد سایه یا بقیه اساتید. من فکر می کنم مجالست با این اساتید بدون شک روی ذهنیت خواننده تاثیر می گذارد؛ اتفاقی که
گشتن وجب به وجب؛ دور ایران
هزینه هایم تأمین می شد، در زمان خیلی کمتر، یعنی طی 9 ماه، می توانستم سفرم را طی کنم، ولی چون باید هزینه های سفر را تأمین می کردم زمان برنامه ام حدود 2 برابر طول می کشد. یعنی برنامه ام این طور شد که یک ماه سفر کنم، 20 تا 25 روز کارکنم تا بتوانم هزینه ماه بعدی را تأمین کنم. برای نمونه، همین 10 روز گذشته، حدود 10 روز پروژه را تعطیل کردم. آمدم مشهد. چند وسیله چرمی تولید کردم و فروختم و مبلغی دستم آمد که
منادی: سیوم مقابل عبدی را دوست داشتم
سایپا در ابتدای صحبت های خود درباره سیوهایی که برابر پرسپولیس داشت، گفت: خدا را شکر توانستیم با یک امتیاز زمین را ترک کنیم. من هم با کمک خدا و بچه ها توانستم دروازه را بسته نگه دارم. از بین سیوهایی که داشتم، سیو اول را که روی شوت عبدی داشتم، از همه بیشتر دوست دارم. دیروز به من گفتند مثل واکی بایاشی سیو کردی! دروازه بانی عشق می خواهد وی درباره شروع دوران دروازه بانی خود عنوان کرد
مثل اربابش بی سر شهید شد
سرویس ایثار و مقاومت جوان آنلاین: چند سالی است که دشمنان تلاش می کنند در استان مرزی سیستان و بلوچستان ناامنی ایجاد کنند. از چند سال پیش که گروهک های سلفی اعلام وجود کردند و ضربات سختی هم از رزمندگان اسلام خوردند، تاکنون شهدای چندی تقدیم نظام و کشور شده است که شهیدان سرگرد مرتضی کباری، ستوان یکم سعید مهرجان و ستوان یکم حجت هراتی از پاسداران ناحیه مقاومت سپاه نیکشهر از تازه ترین شهدای این خطه هستند. این سه شهید وا
بیگی: عِرق ایرانی ام بیشتر شده و آرزوی قلبی ام مبارزه برای ایران است؛ شاید سورپرایز لیگ باشم/ از ...
به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم ، میلاد بیگی ملی پوش ایرانی الاصل تیم ملی تکواندو آذربایجان در ماه های گذشته و پس از شیوع ویروس کرونا و تعطیلی مسابقات تکواندو به ایران سفر کرد تا دیداری با خانواده داشته باشد. بیگی در این روزها به دلیل جنگ ارمنستان و آذربایجان و همچنین شیوع موج جدید کرونا که باعث بستن شدن مرزها شده است، در ایران ماندگار و مشغول پیگیری تمرینات خود است. در این مدت
من خالق زندگی ام هستم!
داشته باشد که، چون پدرم شغل خوبی ندارد من هم تهش مثل او می شوم. تا حالا حرفی شنیده اید که خیلی ناراحتتان کرده باشد؟ خیلی حرف ها بود، ولی تخریب هایی که مردم می کنند به من کمک می کند. تمام تخریب ها مانند آجر به سمت من پرتاب می شود در حالی که من برای ساختن آرزوهایم به مصالح نیاز دارم. هیچ وقت ناامید شده اید، بعد از اینکه بلند شدید و شروع به فعالیت در اجتماع کردید؟ لحظه
دو اثر هنرمند زیورآلات سنتی محله راهنمایی ثبت ملی شده است
آشنا نبودن با ایده های روز تعجبی ندارد که در آن کار ضعیف شده باشی، اما تجربیاتم از شکست ها آنچنان اعتماد به نفسی به من داد که با حس و حال و شور و هیجانی اولین ایده ام را اجرا کردم که پس از پایان کار باور نمی کردم آن کار را پس از 16، 17 سال انجام داده ام. اطرافیانم نیز به من می گفتند که این کار در نوع خود شاهکار است. این حرف ها نیز من را به کار امیدوار کرد و جهشی در کارم برقرار شد به گونه ای که پشت سر
مارتین امیس: به اصل لذت در کتاب خوانی متعهدم
داستان را با ترتیبی معقول بچینند. همسرم به طور خودجوش همین کار را با طبقه کتاب های شعر انجام داد. برای بقیه قبلا غیرداستانی ها را یک ژانر تلقی می کردم و یک طبقه بندی جزئی برای کتاب های کودک داشتم. اما کتاب های تاریخی، روان شناسی، علوم سیاسی و غیره هنوز مرتب نشده اند و همه جا پخش هستند. رمان جدید شما داستان خصوصی در مورد دوستی با سال بلو و کریستوفر هیچنز از میان دیگران است. چه نویسندگانی