زن 32 ساله: شوهرم با برادرش زنان غریبه را به گاوداری می آورد
سایر خبرها
در دوران عقدم و شوهرم می گوید تو هوایم را نداری!
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) : مخاطب گرامی، از زمان عقد شما فقط شش ماه گذشته است. توجه داشته باشید که دوران عقد، دوران حساسی برای زوج ها و خانواده های آن هاست زیرا باید فرد جدیدی را در کنار خود بپذیرند، فردی که ممکن است از لحاظ اعتقادی، فرهنگی و ... متفاوت باشد و همین طور خانواده ها و حتی زوج با نقش جدیدی چون همسر، داماد، عروس، مادر شوهر، مادر زن و... رو به رو می شوند
دعوای 2 زن باعث نابینایی شوهر شد
پادرمیانی و وساطت همسایه ها درگیری آن ها به صورت موقت پایان یافت و دو زن راهی خانه هایشان شدند. اما این درگیری ساعاتی بعد به نزاعی خونین تبدیل شد و کار به شکایت رسید. شکایت در دادسرا شوهر شقایق که مردی 49 ساله است و در این ماجرا یک چشم خود را از دست داده است در شکایت به بازپرس شعبه سوم دادسرای جنایی تهران گفت: وقتی همسرم و زن همسایه باهم بحث شان شد و به خانه برگشت گلایه بیتا را به
جایگاه امانت داری زنان در خانواده
خودداری نمود؛ هنگامی که پیامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: چه کسی تو را از این راز آگاه ساخت؟ فرمود: خداوند عالم و آگاه مرا باخبر ساخت. از این آیه شریفه مشخص می شود که زن اجازه ندارد که اسرار و مسائل پنهانی همسرش را به دیگران خبر بدهد و لازم است که حافظ رازهای مرد باشد. مالش را حفظ کن یکی از نتایج اولیه که از امانت داری زنان در خانواده به دست می آید، نگهداری و حفاظت
پلیس مرزبانی دختر ربوده شده را به کشور بازگرداند
به شهرستان اشتهارد رفتیم و در آن جا ساکن شدیم چرا که همسرم در یک کارگاه مشغول کار شده بود اما در سال 97 او در یک حادثه ناخواسته فوت کرد و من و دخترم که آن زمان سه ساله بود تنها ماندیم. چند روز بیشتر از مرگ همسرم نگذشته بود که برادر شوهرم برای دیدار با ما و تسلیت گویی به کرج آمد اما ناگهان موضوع ازدواج با مرا پیش کشید. من هم به هیچ وجه راضی به ازدواج با او نبودم بلافاصله پاسخ منفی دادم
5 ماه تلاش برای اجرای نقشه یک قتل
دو ضربه چاقو به گردنش او را کشتم و از خانه بیرون آمدم. بعد از قتل کجا رفتی؟ به شهرستان محل زندگی ام. در این مدت هم آنجا بودم. چون فکر می کردم اسم و هویت من لو نرفته، برای همین با خیال راحت به زندگی ام ادامه دادم. حتی از دستگیری منیژه هم با خبر نشدی؟ نه، قرار بود که مدتی باهم در ارتباط نباشیم تا آب ها از آسیاب بیفتد و بعد از آن من به سراغش بروم و باهم ازدواج کنیم. چطور
تینا آخوندتبار: بوکس را بیشتر از سینما دوست دارم
هموطنانم و دختران سرزمینم باشم. احساس می کنم که دختران نسل من، قبل و بعد من بی هدف هستند. اگر واقعاً در مسیر زندگی شان قرار بگیرند، به هدفی که می خواهند می رسند. چون زن های ایرانی آدم های پیگیر و با پشتکاری هستند. من واقعاً به آنها اعتماد دارم و می دانم که به هر چیزی که می خواهند، می رسند. تا حالا چنین بازخوردی گرفتی؟ خیلی زیاد. نه فقط در فضای بوکس. بلکه در ژانرهای مختلف، کسی که می
رابطه پنهانی زن متاهل با سوپری محله خون به پا کرد
در بازجویی های اولیه اعلام کرد ضارب را نمی شناسد .اما پس از ترخیص از بیمارستان مرد میانسالی به نام علی را به عنوان ضارب معرفی کرد . وی گفت : مدتی است با زن جوانی به نام مریم آشنا شده ام. ما به یکدیگر علاقه مند بودیم و مریم که همسر دارد ، می خواهداز همسرش جدا شود. اما وقتی پدر او به رابطه دوستانه ما پی برد مرا به شدت کتک زد. چند روز بعد چون رابطه ام را با مریم تمام نکرده بودم
آتش زدن پسر هفت ساله به دست زن همسایه
دخترم که در خانه بود، تماس گرفتم و گفتم که همه حرف هایش و خواب هایی که دیده بود، درست بوده است. بعد سوار ماشین شدم و به خانه مان در ماهشهر برگشتم اما وقتی رسیدم دیدم که آمبولانس مقابل خانه مان است. دلم ریخت و دوان دوان خودم را به خانه رساندم. دختر 18ساله ام خودش را حلق آویز کرده و به زندگی اش پایان داده بود. او نوشته بود حالا که بعد از 10ماه حرف ها و خواب هایش ثابت شده، دیگر طاقت دوری از برادرش را
زن 35 ساله: شوهرم با شنیدن اعتیادم خوشحال شد
گنجید چرا که تصور می کرد من به زندگی با او باز می گردم و هم بساطش می شوم. مدت ها بعد وقتی در آینه چهره ام را می دیدم، خودم را نمی شناختم. همه زیبایی و جوانی ام به یغما رفته بود و با روحی افسرده و روانی پریشان دست به گریبان بودم. در همین شرایط دوست صمیمی و هم بساطی همسر سابقم به منزلم آمد و گفت: غلام دزد مرا فرستاده است تا شما را نزد او ببرم من هم پذیرفتم و سوار خودروی دوست همسرم شدم اما او
قتل در عشق ممنوعه به زن متاهل تهرانی
بیمارستان منتقل شد و ماموران تحقیقات خود را از فرزانه آغاز کردند. زن جوان در تحقیقات ابتدایی به ماموران گفت: همسرم خواب بود و من برای خرید از خانه خارج شده بودم وقتی به خانه بازگشتم با شوهرم که غرق خون روی زمین افتاده بود روبرو شدم وقتی از او پرسیدم چه کسی تو را زخمی کرده به من فحاشی کرد و من در زمان خارج شدن از خانه و بازگشتن هیچ کسی را ندیدم و نمی دانم چه کسی دست به این کار زده چون من و
دختر 14ساله: شوهرم مرا می فروخت
برداشتم و راهی تهران شدم. وقتی طبق قراری که داشتیم در پارک شهر با حامد روبرو شدم به جای یک نوجوان هم سن و سال خودم با یک جوان 30ساله روبرو شدم. حامد گفت مرا صیغه می کند پس از عقد مرا با خود به خانه دوستانش برد و به جای پارتی سر از خانه های کارگری و مجردی اطراف بازار تهران درآوردم. دو هفته سرگردان بودم و حامد به من مواد مخدر داد و کاری کرد که دست به دست بین افراد منحرف و سواستفاده گر بچرخم و
تجاوز پسر شیطان صفت به زن همسایه
گریز پلیسی موفق به دستگیری وی شدند. مأموران پس از دستگیری حامد 29 ساله ادعای زن علیه وی را به او تفهیم کردند. حامد در جریان تحقیقات اولیه به عمل شوم خود اقرار کرد و گفت: اظهارات فهیمه را قبول دارم. او درتوضیح ماجرا همچنین گفت: ساعت 6 صبح روز حادثه شیشه کشیده بودم و حال مساعدی نداشتم. به خر پشته ساختمان رفتم و منتظر ماندم شوهر فهیمه سر کار برود. بنابراین لحظاتی بعد از اینکه
از بهترین روش های کسب و کار در دنیا، کار خانوادگی است/ در پنجاه سالگی قوی ترین زن جهان خواهم شد
از تاسیس این موسسه متوجه آن شدم این بود که من در فرهنگ کشورم به عنوان یک زن، مادر سه فرزند و تمام حواشی که پیرامون کار یک زن در جامعه وجود دارد کار سختی پیش رو داردم. مثلا بسیاری از افراد به خاطر اینکه نمی توانند از ماندگاری یک زن دارای مسئولیت در حوزه صنعت مطمئن باشند به کار مستقل یک زن در این حوزه اطمینان نمی کنند. من در مطالعاتم متوجه شدم که بسیاری از زنان صاحب کار موفق در دنیا در
کوری چشم بر سر ریختن آب!
کوچه می پاشد که مقداری زیادی از آن روی مادرم می ریزد و همین موضوع باعث درگیری آن ها می شود. وقتی متوجه درگیری آن ها شدم، همسرم را آرام کردم و از او خواستم موضوع را فراموش کند، اما خبر نداشتم که درگیری آن ها کوری چشم مرا به دنبال دارد. وی ادامه داد: چند ساعتی از مشاجره لفظی آن ها گذشته بود و به خیال اینکه درگیری تمام شده است به کوچه رفتم و جلوی خانه ام نشسته بودم که دقایقی بعد بهمن پسر
ماجرای زنی که دزد شد!
در گرداب مواد افیونی گرفتار شدم. غلام دزد با شنیدن ماجرای اعتیادم، دیگر در پوست خودش نمی گنجید چرا که تصور می کرد من به زندگی با او باز می گردم و هم بساطش می شوم. مدت ها بعد وقتی در آینه چهره ام را می دیدم، خودم را نمی شناختم. همه زیبایی و جوانی ام به یغما رفته بود و با روحی افسرده و روانی پریشان دست به گریبان بودم. در همین شرایط دوست صمیمی و هم بساطی همسر سابقم به منزلم آمد و گفت: غلام
کور شدن چشم مرد تهرانی در دعوای 2 زن همسایه
ضرباتی به بدنم زد که همدستانش فریاد زدند که او را کشتی و باید برویم که پسر جوان نیز فکر می کرد مرا کشته است که همگی پا به فرار گذاشتند و من بیمارستان منتقل شدم و و چند عمل جراحی روی من صورت گرفت که متاسفانه چشم چپم را از دست دادم. مرد جوان ادامه داد: خانواده ام نیز در این درگیری مجروح شده بودند که تحت درمان قرار گرفتند و حالا از پسر همسایه و خانواده اش شکایت دارم و درخواست قصاص چشم
آتش زدن پسر هفت ساله به دست زن همسایه
دهد: با شنیدن این خبر داغم صدبرابر شد. درحالی که گریه می کردم با دخترم که در خانه بود، تماس گرفتم و گفتم که همه حرف هایش و خواب هایی که دیده بود، درست بوده است. بعد سوار ماشین شدم و به خانه مان در ماهشهر برگشتم اما وقتی رسیدم دیدم که آمبولانس مقابل خانه مان است. دلم ریخت و دوان دوان خودم را به خانه رساندم. دختر 18ساله ام خودش را حلق آویز کرده و به زندگی اش پایان داده بود. او نوشته بود حالا که بعد
زن جوان:شوهرم مرا مجبور می کرد از زنان غریبه ای که به خانه می آمدند پذیرایی کنم
توانستم این وضعیت را تحمل کنم. انگار من برای خدمتگزاری به زنان غریبه و رفتارهای زننده همسرم و برادرش استخدام شده بودم. بالاخره کار به جایی رسید که مرا تهدید می کرد اگر در کنار آن ها موادمخدر مصرف نکنم، طلاقم می دهد! با این تهدیدها، روزی از خواب غفلت بیدار شدم و تصمیم گرفتم از این اعتماد و امیدهای واهی دست بردارم و به دنبال حقیقت زندگی باشم. با این حال فقط دلم به حال پسر کوچکم می سوزد که آینده اش در
ماجرای ارتباط شیطانی پسر جوان با زن متاهل | زن خیانتکار 16 روز در محل دفن جسد شوهرش زندگی کرد
کردن بود که ز یکی دیگر از همان قرص ها را آورد و درون دهان شوهرش فرو کرد. وقتی دیگر نفس نکشید او را در همان جا دفن کردیم. زن 28 ساله با تایید رابطه شیطانی خود گفت: از کتک زدن های شوهرم خسته شده بودم و تصمیم به قتل او گرفتم. آن شب وقتی با مهرداد درگیر شد و من هم با چوب ضربه ای به سرش زدم، بی جان روی زمین افتاد. جسد را داخل حمام کشیدیم تا پسر 10 ساله ام که بیدار شده بود آن را نبیند! صبح
شوهرم حتی کلاه پدرم را برداشت
که برای آن ها چند واحد آپارتمان بسازد، اما معلوم نشد پول ها را چه کار کرد. دیگر نمی توانستم پیش فامیل سرم را بلند کنم، چون کسی نبود که به دام همسرم نیفتاده باشد. از سوی دیگر داوود همان گونه که در فضای مجازی با من آشنا شده و با جملات فریبنده عاشقانه اش مرا شیفته خودش کرده بود، خیلی راحت با زنان دیگر نیز ارتباط داشت. چندین بار او را با زنان غریبه دیدم، اما جز توهین و کتک چیزی حاصلم نشد.خلافکاری
آرزوی نان رسانی به 100 خانوار
، خانواده شوهرم در قسمت فرزکاری مشغول هستیم و دوتا از خانم هایی که از دوستان هستند، در بخش بسته بندی مشغول اند. در شعبه ای که در پیوه ژن داریم، خانم های فامیل مشغول هستند. در خانه 3 نفر به عنوان موم زن مشغول اند. درمجموع تا قبل از کرونا حدود 50 نفر مشغول به کار بودند، ولی به دلیل بیماری کرونا اکنون به طور مستقیم و غیرمستقیم تنها حدود 35 نفر مشغول به کار هستند. قبل از عید تصمیم داشتم در سال 99 در این
عروس سیاه بخت شیراز به کلانتری پناه برد
کنی به خانه پدرت برگرد. با همه این شرایط سوختم و ساختم. در طی این مدت صاحب 4 فرزند شدم، 3 پسر و یک دختر. بعد از تولد بچه ها و با بزرگتر شدن آنها، اوضاع شوهرم بدتر شد. دیگر به راحتی در خانه مواد مصرف می کرد. در کار خرید و فروش مواد و خلاف های دیگر هم دست داشت. پسر اولم کم کم آلوده به کارهای شوهرم شد و در 21 سالگی به دلیل مصرف زیاد مواد مخدر، جان خود را از دست داد. دخترم نیز الان
رشید مظاهری: از پرسپولیس پیشنهاد داشتم ولی دلی استقلالی شدم
رشید مظاهری پیشنهاد پرسپولیس و استقلال همزمان به دستم رسید ولی واقعاً دلی استقلال را انتخاب کردم و آبی پوش شدم. رشید مظاهری دروازه بان تیم فوتبال استقلال تهران گفت: نمی خواهم شو بازی کنم و به هواداران دروغ بگویم چون آنهایی که مرا از نزدیک می شناسند می توانند شهادت دهند که دروغ در ذاتم نیست. من نه پرسپولیسی بودم و نه استقلالی ولی حالا جانم را برای استقلال و هوادارانش می گذارم
ماجرای قتل برادرزن به خاطر بدهی به داماد
پشت میز محاکمه ایستاد. در ابتدای این جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند و در ادامه متهم به جایگاه رفت و گفت: من از کرده خودم پشیمانم. قصدم کشتن برادرزنم نبود و برای دفاع از خودم مرتکب قتل شدم. او از من کلاهبرداری کرده بود و این موضوع آزارم می داد. من عاشق زنم بودم، اما حالا او نیز مرا ترک کرده است. از اولیای دم درخواست بخشش دارم. با پایان جلسه دادگاه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند. منبع: ایران
نقشه زن شیطان صفت برای پسر 18 ساله
خودش را از دست داد. پس از مرگ پدرم من که خودم را آزاد می دیدم با مادرم سر لج بازی گذاشتم و ترک تحصیل کردم. متاسفانه همنشین دوستانی شدم که مرا به سیگار آلوده کردند و دله دزدی را خوب یادم دادند. یک سال به همین شکل گذشت و 18 سال نداشتم که من با زن معتادی رابطه مخفیانه برقرار کردم. این زن قصد داشت مرا به موادمخدر معتاد کند، اما پلیس ما را به اتهام رابطه نامشروع دستگیر کرد. مدتی در بازداشت
آگهی فروش در فضای مجازی دست دانشجوی سارق را رو کرد
/> در حالی که هر روز به تعداد شاکیان افزوده می شد یکی از مالباختگان به اداره پلیس رفت و اطلاعاتی درباره سارق گوشی اش در اختیار مأموران پلیس قرار داد. زن جوان گفت: مدتی قبل مرد موتور سواری گوشی ام را قاپید تا اینکه امروز در سایت اینترنتی فروش کالا دیدم، سارق گوشی ام را همراه با قاب دست سازش برای فروش آگهی داده است. از آنجایی که گوشی من قاب خاصی دارد که یکی از دوستانم برای من رزین کاری
سرنوشت تلخ دختر نوجوان عشق پارتی در پارک شهر
داشتیم در پارک شهر با حامد روبرو شدم به جای یک نوجوان هم سن و سال خودم با یک جوان 30 ساله روبرو شدم. حامد مرا با خود به خانه دوستانش برد و به جای پارتی سر از خانه های کارگری و مجردی اطراف بازار تهران درآوردم. دو هفته سرگردان بودم و حامد به من مواد مخدر داد و کاری کرد که دست به دست بین افراد منحرف و سوءاستفاده گر بچرخم و در آخر مرا در خیابان رها کرد. خسته و مستأصل مانده بودم و