درخواست قصاص چشم برای میوه فروش خشمگین
سایر منابع:
سایر خبرها
قتل بعد از کُری خوانی اینستاگرامی
به گزارش شرق، این مرد جوان بعد از چند روز فرار به دست مأموران بازداشت شد. این در حالی بود که سه همدست دیگرش زودتر از او و زمان حادثه بازداشت شده بودند. در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که در شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، کیفرخواست علیه متهمان خوانده شد. مطابق کیفرخواست صادره مأموران در اولین گزارش باخبر شدند دو جوان به نام های مهرداد و سینا تیر خورده و علاوه بر آن با قمه نیز
اعدام برای عامل تعرض به دختر جوان
وضعیتی که دختر جوان داشت بازپرس کشیک دستور انتقال او به پزشکی قانونی را صادر کرد. از سوی دیگر تحقیقات برای شناسایی مرد جوان آغاز شد. با مشخصاتی که این دختر از خودروی متهم داده بود به فاصله چند روز او شناسایی و بازداشت و پرونده برای رسیدگی به شعبه 11 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم در جلسه بازجویی منکر همه چیز شد، اما دختر جوان روایت کامل آنچه را اتفاق افتاده بود برای قضات تعریف
فرجام عشق شوم مرد مغازه دار
یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. در ابتدای جلسه سینا با تکرار ادعایش خواستار مجازات حسن شد و گفت: بعد از آن ماجرا و بازداشت حسن، فریبا با من تماس گرفت و گفت که پدرش با چاقو به او حمله کرده و از من خواست تا اعلام گذشت کنم. به دنبال اظهارات این مرد، قضات دادگاه با فریبا تماس تلفنی برقرار کردند، اما او منکر ماجرا شد و گفت: پدرم سینا را نزده و من هم هیچ وقت از سینا نخواسته
تجاوز بی رحمانه در زندان با قتل پایان یافت
دفاع از خودم به او چاقو بزنم. پرونده برای رسیدگی به شعبه 4 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. خرداد سال جاری جلسه رسیدگی به این پرونده برگزار شد و از آنجایی که متهم به دلیل کرونا حاضر نشده بود در دادگاه شرکت کند، پرونده بدون حضور متهم مورد رسیدگی قرار گرفت. ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست علیه متهم را خواند و سپس اولیای دم در جایگاه قرار گرفتند و خواستار صدور حکم قصاص شدند.
رابطه پنهانی زن متاهل با سوپری محله خون به پا کرد
پدر او بار دیگر به سراغم آمد و مرا به قصد کشت زد. من معجره آسا زنده ماندم و به همین خاطر از علی شاکی هستم. به دنبال اظهارات این مرد ،علی 65 سال به اتهام ضرب و جرح مرد مغازه دار ردیابی و بازداشت شد .اما جرمش را انکار کرد. وی دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. در ابتدای جلسه تورج گفت: من و علی در نزدیکی یکدیگر مغازه داریم و با هم آشنا
انکار ضرب و جرح مرد مزاحم
دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا اینکه روز گذشته روی میز هیئت قضایی شعبه دهم به ریاست قاضی متین راسخ قرار گرفت. بعد از اعلام رسمیت جلسه، شاکی در جایگاه قرار گرفت و با طرح شکایتش به سؤالات قاضی پاسخ داد. قاضی: در اظهارات اولیه گفته بودی فردی که به تو ضربه زده است ریش کوتاهی داشت اما در اظهارات بعدی مدعی شدی آن مرد ریش بلندی داشت. چند ماه بعد فرد ضارب را پدر نیلوفر معرفی کردی! علت
پدر و مادر از قصاص پسرشان گذشتند | متهم: برادرم را برای دفاع از پدرم کشتم
بفهمانم که حق ندارد پدرمان را کتک بزند. بعدش آنقدر ترسیدم که به پدرم گفتم مرا تحویل پلیس ندهد و او هم قبول کرد. قرار شد بگوییم که یک نفر نریمان را کشته و ما خبر نداریم. بعد از اعترافات متهم، کیفرخواست علیه او صادر و پرونده برای محاکمه به شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی، پدر و مادر مقتول اعلام کردند هیچ شکایتی ندارند و از قضات خواستند پسرشان را عفو کند. متهم نیز از پدر و مادرش و قضات تقاضای بخشش کرد و بدین ترتیب با پایان جلسه دادگاه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند. ...
دعوای 2 زن باعث نابینایی شوهر شد
مادرم درگیر شده بودند و دو نفر از افراد فامیل هومن که دو مرد جوان بودند با میله مادرم را کتک می زدند. او ادامه داد: من و میهمان هایم هم برای دفاع از مادرم وارد این دعوا شدیم. نمی دانم در این درگیری چه کسی چاقو را به چشم هومن زد، اما کار من نبود. در این درگیری حتی من و خانواده ام نیز زخمی شدیم که برای درمان به بیمارستان رفتیم. باتوجه به اظهارات ضد و نقیض متهم، بازپرس جنایی دستور انتقال او به اداره آگاهی را صادر کرد. همچنین بازپرس پرونده دستور مواجهه حضوری طرفین دعوا را صادر کرد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد. منبع: ایران ...
درخواست قصاص برای مادر و دختر سنگدل / پسر همسایه را زنده زنده به آتش کشیدند + عکس
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، بیشتر از 2 سال از مرگ دلخراش امیرعلی می گذرد؛ پسربچه 7 ساله ای که قربانی کینه همسایه شد و مادر و دختر همسایه برای اینکه راز جنایتشان فاش نشود، پیکر نیمه جان او را آتش زدند غافل از اینکه خیلی زود دست شان رو و هر دوی آن ها دستگیر می شوند. این دو متهم مدتی قبل در دادگاه کیفری استان خوزستان به اتهام مشارکت در قتل به قصاص محکوم شدند و حالا مادر امیرعلی می
قتل برادر در حمایت از پدر
ضربات چاقو را زدم و برادرم روی زمین افتاد، آن قدر ترسیدم که نفهمیدم باید چه کنم. به پدرم گفتم من را تحویل پلیس ندهد و او هم قبول کرد. قرار شد بگوییم یک نفر برادرم را کشته و ما خبر نداریم و شاید ماجرا به اختلافاتش در فروش مشروب برمی گردد. بعد از اعترافات متهم کیفرخواست علیه او صادر و پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی پدر و مادر مقتول اعلام
درخواست قصاص چشم برای میوه فروش خشمگین
آغاز کرد. من هم از خودم دفاع کردم؛ اما با چوب به چشم شاکی نزدم. متهم گفت: این مرد آمده بود نان من را آجر کند. بارها گفتم جای دیگری هم می توانی کار کنی؛ اما توجه نکرد. دقیقا همان میوه هایی را می آورد که من می فروختم و همان جایی می ایستاد که جای من بود. بعد هم با فحاشی سعی می کرد من را دور کند و مشتریانم را بگیرد. اگر او درگیری را آغاز نمی کرد، من هم درگیر نمی شدم. من او را کور نکردم. ممکن
درخواست مرد نابینا برای قصاص میوه فروش دوره گرد
توانم کار کنم. زندگی ام نابود شده و همسر و فرزندانم در شرایط سختی به سر می برند. من کار خلافی نمی کردم که به خاطرش چشمم را از دست بدهم. حالا هم درخواست قصاص متهم را دارم. پس از آن متهم در دفاع از خودش گفت: اتهام ضرب و جرح را قبول دارم، ولی قصدم کور کردن شاکی نبود. من سال ها در آن محله کار می کردم و همه دارایی ام همان چرخ دستی ام است. اما شاکی وقتی به آنجا آمد بخشی از مشتری های من را گرفت و
کوری چشم بر سر ریختن آب!
هم مادر بهمن و سه مرد از بستگان آن ها با چوب و میله آهنی وارد درگیری شدند. آن ها با چوب و چماق به جان برادر و پسرم افتادند و پسر جوان هم با چاقو چند ضربه به من زد و ضربه آخر را هم به چشمم وارد کرد که غرق در خون روی زمین افتادم. درخواست قصاص چشم دارم وی در پایان گفت: پسر جوان با دیدن این صحنه خیال کرد که من به قتل رسیده ام و از طرفی هم مادرش به او گفت که مرد همسایه را کشتی
درخواست قصاص برای جوانی که مرد همسایه را کور کرد
چشمم خورد. در این حادثه چشم چپم را از دست دادم و حالا از ضارب شکایت دارم و درخواستم این است که قصاص شود. با شکایت این مرد، پسر همسایه دستگیر شد. از سویی تحقیقات میدانی پلیس اظهارات شاکی را تأیید می کرد و شاهدان دیده بودند که متهم با چاقو ضربه ای به چشم شاکی زده است. متهم 28ساله دیروز برای تحقیق به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و با وجود شواهد منکر ضربه زدن با چاقو به چشم شاکی شد. او
5 ماه تلاش برای اجرای نقشه یک قتل/ اعترافات مردی که همسر صیغه ای اش را خفه کرد
به گزارش شاخص ، مهم ترین حوادث امروز (سه شنبه بیستم آبان ماه سال 99) را می توانید در این بسته خبری بخوانید. درخواست مرد نابینا برای قصاص میوه فروش دوره گرد رسیدگی به پرونده مرد دستفروشی که متهم است در یک درگیری خیابانی چشم همکارش را کور کرده است در دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد. اسیدپاشی مرگبار به پدر دختر 17 ساله که بعد از درگیری با پدرش در اقدامی
اخبار حوادث امروز (20 آبان 99) از همدستی زن خیانتکار با مرد غریبه برای قتل شوهرش تا شناسایی 15 سایت فروش ...
مرتکب شده بود بازگو کرد. او اعتراف کرد که با همدستی زن مورد علاقه اش، پیش از این 2 بار قصد گرفتن جان شوهر او را داشتند، اما موفق نشدند تا اینکه سومین بار به آنچه می خواستند رسیدند. مرد نابینا خواستار قصاص عامل نابینایی اش شد رسیدگی به پرونده مرد دستفروشی که متهم است در یک درگیری خیابانی چشم همکارش را کور کرده است در دادگاه کیفری استان تهران برگزار و در این جلسه شاکی که نابینا است خواستار قصاص متهم شد.
کور شدن چشم مرد تهرانی در دعوای 2 زن همسایه
ضرباتی به بدنم زد که همدستانش فریاد زدند که او را کشتی و باید برویم که پسر جوان نیز فکر می کرد مرا کشته است که همگی پا به فرار گذاشتند و من بیمارستان منتقل شدم و و چند عمل جراحی روی من صورت گرفت که متاسفانه چشم چپم را از دست دادم. مرد جوان ادامه داد: خانواده ام نیز در این درگیری مجروح شده بودند که تحت درمان قرار گرفتند و حالا از پسر همسایه و خانواده اش شکایت دارم و درخواست قصاص چشم
رهایی از اعدام پس از 2 قتل
آفتاب نیوز : اواسط سال 86 وقوع نزاع مرگباری به پلیس اعلام و در بررسی های اولیه مشخص شد عامل این جنایت پسر جوانی به نام مسعود است. با شناسایی عامل قتل، تحقیقات برای دستگیری او ادامه یافت و درنهایت متهم 8 آبان سال 86 دستگیر شد. پسر جوان در تحقیقات به قتل اعتراف کرده و مدعی شد به خاطر کری خوانی و ناخواسته دست به چاقو شده و این جنایت را رقم زده است. متهم پس از محاکمه
جزئیات قتل هولناک برادر در حمایت از پدر
ضربات چاقو را زدم و برادرم روی زمین افتاد، آن قدر ترسیدم که نفهمیدم باید چه کنم. به پدرم گفتم من را تحویل پلیس ندهد و او هم قبول کرد. قرار شد بگوییم یک نفر برادرم را کشته و ما خبر نداریم و شاید ماجرا به اختلافاتش در فروش مشروب برمی گردد. بعد از اعترافات متهم کیفرخواست علیه او صادر و پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی پدر و مادر مقتول اعلام کردند هیچ
تجاوز پسر شیطان صفت به زن همسایه
جریان تحقیقات همچنین گفت: که چهره آن مرد برای او آشناست و چندین بار وی را در محل دیده است. بعد از طرح شکایت از سوی زن جوان تیمی زبده از مأموران پلیس آگاهی به همراه فهیمه و شوهرش برای دستگیری متهم راهی محل شدند. مأموران از آنجا که مطمئن بودند فرد نا شناس از اهالی محل است بنابراین به گشت زنی ادامه دادند تا اینکه متهم را 18 روز پس از حادثه در یکی از محله های محمد شهر شناسایی و در جریان تعقیب و
درخواست قصاص چشم میوه فروش دوره گرد
سرویس حوادث جوان آنلاین: سال 97 مأموران پلیس تهران از درگیری میان دو مرد میانسال در منطقه سعادت آباد باخبر و راهی محل شدند. اولین بررسی ها حکایت از آن داشت که درگیری میان دو میوه فروش دوره گرد اتفاق افتاده است که در آن درگیری یکی از آن ها به نام جمال به خاطر آسیب به یکی از چشمانش به بیمارستان منتقل شده است. تحقیقات در این زمینه ادامه داشت تا اینکه جمال در حالیکه چشم راست وی تخلیه شده
چوبه ی دار در انتظار جوانی که دوستش را کشت
تا بداند نباید از من مواد بدزدد. پرونده بعد از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی کیفرخواست علیه متهم خوانده شد و اولیای دم که مادر و فرزند مقتول بودند، برای متهم درخواست قصاص کردند. وقتی نوبت به متهم رسید این بار ادعای دیگری را مطرح کرد و گفت: درگیری ما به خاطر مواد نبود. البته هر دو مواد مصرف می کردیم و من قبول دارم اما
قصاص در انتظار مرد رفیق کش
چنین حرف هایی را از او که سال ها دوستم بود، نداشتم عصبانی شدم و چاقویی را از جیبم در آوردم تا او را بترسانم ولی خسرو دست بردار نبود و به سمتم حمله کرد و من هم با چاقو ضربه ای به گردنش زدم. حالا هم قتل را قبول دارم و به هیچ وجه هم پشیمان نیستم چرا که خسرو آن روز حرف های خیلی بدی به من زد و فحاشی کردن به رفیق چندساله رسم مردانگی نبود. آن روز به خاطر رفتارش آنقدر عصبانی شدم که او را مستحق مرگ دانستم اما از مادر و دخترش عذرخواهی می کنم. پس از اظهارات متهم و وکیلش قضات وارد شور شدند و با توجه به مدارک و مستندات پرونده نیما را به قصاص محکوم کردند. ...
ماجرای قتل برادرزن به خاطر بدهی به داماد
را پس بدهد توجهی به حرف هایم نکرد احساس کردم او از من باج گرفته است، همین موضوع مرا عصبانی کرده بود. بعد هم منکر بدهی اش شد و شروع به فحاشی کرد، با چاقو به من حمله کرد و من از شدت عصبانیت با او درگیر شدم، پس از گرفتن چاقو چند ضربه به او زدم و فرار کردم. پس از اعترافات متهم، کیفرخواست علیه او صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 2 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد، سرانجام صبح دیروز متهم
ماجرای شنیدنی پسر جنگل
. وقتی دانشگاه در رشته عمران قبول شدم برای اینکه خرج ترم هایم را دربیاورم هر شغلی را امتحان کردم؛ از دستفروشی کنار جاده گرفته تا چوب جمع کردن از جنگل های هزار جریب مازندران و فروختن آنها به مسافران. گاهی نوشیدنی های محلی با سیر درست می کردم و به مغازه کنار خانه مان می فروختم. حتی کلی پول قرض گرفتم و از بانک وام گرفتم تا ماشین بخرم و مسافرکشی کنم. او افزود: لیسانسم را که گرفتم در کارشناسی
سرنوشت تلخ دختر نوجوان عشق پارتی در پارک شهر/ سارقان خشن پایتخت به دام افتادند/ متهم به قتل در دادگاه: ...
تلفن همراه به خاطر هزینه دانشگاه قاب خاص گوشی تلفن همراه زن جوان، دست سارق را که مدعی بود برای هزینه دانشگاهش دزدی می کند، رو کرد. سرقت های خشن زورگیران بیکار! 3 متهم که مدعی هستند به سبب فقر ناشی از بیکاری دست به سرقت و زورگیری می زدند صبح روز گذشته در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند. آزادی از زندان پس از 2 جنایت مرد زندانی که به اتهام دو
متهم جنایت هولناک در مشهد به دار آویخته شد + تصاویر
ابزارفروشی خریدم و پیکر بی جان شوهرم را در همان خانه دفن کردیم. 16 روز هم در منزل محل دفن جسد با مهرداد زندگی می کردم تا این که تصمیم به فرار از کشور گرفتیم. ولی سایت کاریابی باز نمی شد چرا که می خواستیم به عنوان کارگر به ترکیه برویم و از آن جا به اروپا بگریزیم! به همین دلیل برای فروش قطعه زمینی که در یکی از روستا های فاروج داشتم نزد خانواده ام رفتم و به آن ها گفتم شوهرم مردی را کشته و
حسین فاطمی با شعری از فرخی یزدی جانش را تسلیم کرد
تاثیر مطبوعات در نهضت ملی کردن نفت اشاره کرده و این چنین گفته است: روزنامه پاسبان اجتماع است، همان طوری که پاسبان شبگرد حق ندارد چشم از مراقبت و مواظبت ببندد تا راهزن چشم به جان و مال مردم بدوزد، روزنامه نگار حق ندارد که در برابر زورمند، اجنبی و دشمن ملت سر تمکین فرود بیاورد و خودی و بیگانه را نادیده انگارد. من ده ها هزار خواننده باختر امروز را که در تهران و ولایات پراکنده اند به شهادت می طلبم که