گفتگو با مرد کرجی که دامادش را با چوب کشت
سایر منابع:
سایر خبرها
قضیه قطع شدن دست جوان کشتی گیر تهرانی با شمشیر چه بود؟ + فیلم
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، اوایل آبان ماه امسال 2 برادر در خیابان دماوند به جلوی در خانه یکی از دوستانش رفته بودند که 5 جوان شرور به سراغ آن ها رفته و به بهانه ایستادن تو محله شان یک درگیری را به راه انداختند. 2 برادر شوکه شده بودند و در حال دفاع از خودشان بودند که ناگهان یکی از ازاذل و اوباش با شمشیر ضربه ای به دست چپ پسر جوان زد و پسر جوان دستش از ناحیه مچ دست چپ
دستگیری 3مظنون در پرونده قتل پسر گمشده
به جرم فروش موادمخدر دستگیر شده بود و از وقتی به زندان افتاده بود، فکر می کردند که ما آنها را لو داده ایم و قبلا هم تهدیدمان کرده بودند. روزی که پسرم گم شد، خانمی که از اقوام این مرد است به خانه ما آمده بود و با همسرم حرف می زد و پسرم هم مقابل در حیاط، منتظر خواهرش بود که از مغازه برگردد. این احتمال وجود دارد که این زن آمده بود که همسرم را سرگرم کند تا همدستش بتواند به راحتی امیرعلی را با خودش ببرد. او می گوید: من یک دختر و پسر داشتم که حالا تنها پسرم را از دست داده ام و از وقتی این اتفاق افتاده، زندگی مان نابود شده و تنها خواسته ام مجازات عاملان این جنایت است. ...
رازگشایی از درگیری خونین در گرو یک شهادت
روزنامه شرق: مردی که بعد از سرقت تلفن همراهش سارق را دنبال کرده و مرد سارق حین تعقیب و گریز تصادف کرده و جانش را از دست داده است، به اتهام تسبیب در قتل محاکمه شد. به گزارش خبرنگار ما، یک سال قبل خبر یک تصادف منجر به مرگ به مأموران پلیس تهران داده شد. با اعزام مأموران به محل مشخص شد جوانی که در تصادف کشته شده از سوی مردی تحت تعقیب بوده است. مردی که با خودرو کنار اتوبان ایستاده بود، به
رابطه نامشروع با خواهر زن 5 ساله توسط داماد 22 ساله؟!
برد، اما پس از آن دیگر هیچ کس دخترم را ندیده است. در پی اظهارات این مرد داماد وی احضار شد و تحت بازجویی قرار گرفت. قنبر به کارآگاهان گفت؛ از وقتی که زنم باردار شد هر روز زینب را به خانه مان می بردم تا همسرم تنها نباشد و شب ها وقتی از سر کار برمی گشتم دوباره او را به خانه شان برمی گرداندم. دیشب هم مثل همیشه زینب را به خانه پدرش بردم و او در خیابان به سمت در خانه شان رفت و از آن به بعد او
رابطه پنهانی زن متاهل با سوپری محله خون به پا کرد
عنوان ضارب معرفی کردم. سپس مرد میانسال در جایگاه متهم ایستاد و گفت : من اتهامم را قبول ندارم. اولین باری که متوجه رابطه پنهانی دخترم با تورج شدم به سراغ او رفتم و گفتم دخترم شوهر دارد و بهتر است دست از سرش بردارد.من حتی یک سیلی به صورتش زدم و تخم مرغ هایی را که در مغازه داشت شکستم. من به او گفتم تکنسین فنی هستم و 20 سال است که به خانه مردم رفت و آمد دارم. اما به ناموس مردم نگاه نمی کنم
آتش زدن پسر 7 ساله به دست زن همسایه و دخترش
بیشتر از 2 سال از مرگ دلخراش امیرعلی می گذرد؛ پسربچه 7ساله ای که قربانی کینه همسایه شد. مادر و دختر همسایه برای اینکه راز جنایتشان فاش نشود، پیکر نیمه جان او را آتش زدند. غافل از اینکه خیلی زود دست شان رو می شود و هر دوی آنها دستگیر می شوند.
دعوای 2 زن باعث نابینایی شوهر شد
/> وی با اعتراض و عصبانیت از همسرم گلایه کرد که چرا به مادرش بی احترامی کرده است. تلاش من برای آرام کردن این پسر به جایی نرسید و دعوا شدت گرفت. در همین حین پسر همسایه شروع به کتک زدن من کرد. اما دقایقی بعد ناگهان این درگیری به نزاعی خونین بدل شد. من خواستم با فرار به خانه خودم را نجات دهم، که او با چاقو به جان من افتاد. از سر و صدای من، پسرم و برادرم از خانه بیرون آمدند تا مرا از دست
جزئیات قتل هولناک برادر در حمایت از پدر
مرد جوانی که در حمایت از پدرش، مرتکب قتل برادرش شده بود، پای میز محاکمه رفت.
فرجام عشق شوم مرد مغازه دار
خانواده ام در جریان آن قرار گرفتند، واقعیت را به پلیس گفتم و ضارب اصلی را معرفی کردم. پس از آن حسن به عنوان متهم به جایگاه رفت و گفت: اولین باری که متوجه رابطه پنهانی دخترم با سینا شدم به سراغش رفتم و گفتم که دخترم متأهل است و دست از سرش بردارد. بعد هم یک سیلی به صورتش زدم. به او گفتم نباید به ناموس مردم چشم داشته باشد. اگر می خواستم او را بکشم همان بار اول به او چاقو می زدم. من اتهامم را قبول ندارم و نمی دانم چه کسی او را زده است. پس از اظهارات متهم قضات برای صدور رأی وارد شور شدند. ...
قتل عجیب پسر 13ساله مقابل مدرسه در تبریز
همزمان با کشف جسد خونین پسر 13 ساله مقابل مدرسه ای در تبریز تحقیقات پلیسی برای حل این معمای جنایی آغاز شد.
دین محمدی: از استقلال رفتم تا شأنم را حفظ کنم
را با قلبم دوست دارم. از کسی هم گله ای ندارم. وی ادامه داد: یک سری اتفاقات رخ داد که من ترجیح دادم بدون حاشیه از تیم جدا شوم. من بخاطر پول به استقلال نیامدم و بخاطر پول هم نخواهم رفت. اصلا بحث پول نبود. یک سری ها فکر کردند من بخاطر پول قهر کردم که اینگونه نیست. او گفت: شاهد عینی وجود دارد که من پیشنهاد 70 میلیونی داشتم، من با 18 میلیون به استقلال آمدم. همان فرد بعد از این
قطع دست جوان کشتی گیر از سوی اوباش
صحنه را دید به آنها التماس می کرد که اجازه بدهید دست برادرم را بردارم، اما اجازه نمی دادند که دست را برداریم. بعد از اینکه به بیمارستان رفتم دستم را پیوند زدند اما نتیجه نداد. بدین ترتیب متهم پرونده به نام سعید چند روز بعد دستگیر شد. سعید در مواجهه حضوری با شاکی و برادرش گفت: این دو برادر مرا زده اند. من داخل مغازه ام بودم سه نفر با قمه ریختند داخل و مرا زدند آن موقع من روی زمین افتاده بودم و
قطع دست جوان کشتی گیر از سوی اوباش
برداریم. بعد از اینکه به بیمارستان رفتم دستم را پیوند زدند اما نتیجه نداد.بدین ترتیب متهم پرونده به نام سعید چند روز بعد دستگیر شد. سعید در مواجهه حضوری با شاکی و برادرش گفت: این دو برادر مرا زده اند. من داخل مغازه ام بودم سه نفر با قمه ریختند داخل و مرا زدند آن موقع من روی زمین افتاده بودم و آنها داشتند مرا می زدند.برادر پسری که در این ماجرا دستش قطع شده در برابر انکارهای متهم جوان گفت
راز پنهان قتل فجیع پسر دانش آموز تبریزی +عکس
هم روی زمین نریخته بود. پزشکی قانونی در گزارش معاینه جسد گفته است که محمدامین با هفت ضربه چاقو به قتل رسیده است که یکی از ضربه ها به قلب او اصابت کرده بود. محمدامین مورد تهدید چه کسی قرار گرفته بود؟ مادر محمدامین در مورد حالت های پسرش در روز های آخر عمرکوتاه او می گوید: چند روزی بود که محمدامین حال خوبی نداشت. غذا نمی خورد و در روز چندین بار بالا می آورد. او را به
قتل در عشق ممنوعه به زن متاهل تهرانی
یک لحظه 2 ضربه به گردن شوهرش زدم و به سرعت از خانه خارج شدم. پس از قتل کجا رفتی؟ به ترمینال رفتم و چاقویم را در آنجا شستم و سپس سوار بر اتوبوس به مشهد رفتم. خانواده ات با خبر شدند؟ به خانواده ام گفتم دست به چه کاری زدم اما آنها باور نمی کردند که پدرم از من خواست راستش را بگویم که باز به آنها گفتم و بعد از 8 روز در خانه دستگیر شدم. فکر نمی کردی
5 ماه تلاش برای اجرای نقشه یک قتل
بود و از طرفی شوهرش قوی جثه بود و به همین دلیل قرص ها آن طور که باید اثر نکرده بودند. روز حادثه چه شد؟از شب قبل از قتل به پشت بام خانه شان آمدم و منتظر ماندم. حدود ساعت 9 یا 10 صبح روز بعد منیژه به سراغم آمد و گفت موقع مناسبی برای اجرای نقشه مان است. او وارد آپارتمان شد و در را باز گذاشت و من هم چند دقیقه بعد رفتم و با دو ضربه چاقو به گردنش او را کشتم و از خانه بیرون آمدم. بعد
کور شدن چشم پسر جوان در دعوای دو زن
. چند ساعت از این ماجرا گذشت و من که فکر می کردم همه چیز تمام شده برای خرید از خانه بیرون رفتم. وقتی پا در کوچه گذاشتم ناگهان پسر زن همسایه را دیدم. او برای هواخواهی از مادرش به سراغ من آمد و هر چه تلاش کردم آرامش کنم، فایده نداشت. او به سمتم هجوم آورد و کتکم زد. بعد چاقویی از جیبش بیرون آورد که فریاد زنان از همسایه ها کمک خواستم. همان لحظه پسرم و برادرم به همراه زن همسایه و 3مرد که از بستگان آنها
آتش زدن پسر 7 ساله به دست زن همسایه و دخترش
به گزارش آژانس خبری ریحان به نقل از همشهری آنلاین، بعدازظهر 15 خرداد سال 97 با پیداشدن جسد سوخته پسربچه ای 7ساله در حوالی فلکه فرودگاه اهواز، تحقیقات پلیس برای کشف راز این جنایت آغاز شد. جسد کاملا سوخته و هنوز هویت او مشخص نبود اما یک روز بعد خانواده پسربچه ای 7ساله به نام امیرعلی با حضور در پزشکی قانونی و با توجه به نشانه هایی که از جسد باقی مانده بود، او را شناسایی کردند. آنها گفتند که پسرشان
بخشش پسری که برادرش را کشته بود
خبر دستگیری اش را بدهد حضور نداشتند و نریمان فکر می کرد که آنها از عمد تلفن را جواب نمی دهند به همین خاطر از آنها کینه داشت و حتی فکر می کرد که پدر و مادرم او را لو داده اند. بعد هم محکوم به حبس شد و به زندان افتاد تا اینکه با شروع کرونا، برخی زندانی ها به مرخصی آمدند که نریمان هم توانست مرخصی بگیرد اما به محض ورودش به خانه با پدرم درگیر شد. مدام پدر و مادرم را آزار می داد. متهم به قتل در
مردی که در زندان قتل کرده بود 2 سال بعد بخشیده شد
سراغش رفتم و با چاقوی دست سازی که در زندان درست کرده بودم، تهدیدش کردم تا کاری به زندانی تازه وارد نداشته باشد. همین موضوع شروع درگیری ما بود که با دخالت مأموران تمام شد و من به سلولم رفتم. اما جعفر بار دیگر به سراغم آمد و هر دو با چاقوی دست سازی که داشتیم، به یکدیگر حمله ور شدیم. هم او ضربه زد و هم من. اما ضربه های او سطحی بود و من در دفاع از خودم چندین ضربه به او زدم که باعث مرگش شد.
اختلاف مالی؛ انگیزه قتل مادر
قتل مادرش اعتراف کرد و چنین گفت: من و مادرم با هم زندگی می کردیم اما خیلی اختلاف داشتیم. موضوع اصلی دعواهای ما مسائل مالی بود و این اختلافات آن قدر عمیق شد که تصمیم گرفتم مادرم را به قتل برسانم. می ترسیدم اگر این کار را انجام بدهم، شناسایی و دستگیر شوم . به همین دلیل خیلی فکر کردم تا اینکه نقشه ای به ذهنم رسید. موضوع را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و از او کمک خواستم. متهم به قتل
کیانم زنده است! اما واقعیت را از ما پنهان کردند
دندانپزشک پسرم روبه رو شدم، ادامه داد: حال پسرم را از او پرسیدم. مرا نشناخت وقتی که خودم را معرفی کردم، هول شد و سریع دکتر اورژانس بیمارستان پسرم را صدا زد. دکتر آمد اما او جواب مشخصی به من نداد. بعد از تشکیل پرونده رفتم بخش اورژانس، کیان آنجا نبود. بعد از پیگیری بهم گفتند که در اتاق سی پی آر است. به من اجازه ورود به اتاق را ندادند اما از پشت شیشه دیدم که داشتند کیان را ساکشن می کردند. این
عامل قطع دست یکی از شهروندان تهرانی به وسیله شمشیر دستگیر شد/اظهارات تکان دهنده قربانی + عکس
زدند ما مرد جنگی هستیم. یکی از افراد به صورت برادرم ضربه وارد کرده بود و پس از درگیری با برادرم متواری شده بود و بعد از چند دقیقه به همراه چند نفر دیگر با شمشیر و قمه به محل برگشتند و بلافاصله با ضربه شمشیر دست چپ من را قطع کرد. قربانی این نزاع خاطرنشان کرد: چندین مرتبه در مواجهه اول به آن ها گفتم از ایستادن در این محل سونیتی ندارم و تا چند لحظه دیگر برادرم می آید و می رویم اما آن ها
ماجرای سفره ای که هر روز کوچک تر شد!
گفت: از روز اول جنگ تا به امروز، سفره خانه مان کوچکتر شد. البته افتخار می کنم که از روز اول دفاع مقدس هیچ گاه سفره ای پهن نکردم که همه اعضای خانواده دور آن جمع شوند. همیشه یکی دوتایشان نبودند و آخر سر هیچ کدام شان نبودند. البته دو فرزند دیگرم به اندازه همان سه فرزند شهیدم خوبند. یک داماد هم دارم که بسیار عالی است. او هم جانباز است. قبلا هفت نفر بودیم که با رفتن همسرم 6 نفر شده ایم. از جایی به بعد
حادثه برای 2 کودک بررسی می شود
و دائماً در خانه بود، خودم از او مراقبت می کردم. وی ادامه داد: پسرم را با هفت ضربه چاقو کشته اند. سرهنگ هاشم شعفی، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی آذربایجان شرقی درباره این حادثه به خبرنگار ما گفت: روز حادثه پیکر نیمه جان این پسر از مقابل مدرسه برای نجات به بیمارستان شهدای تبریز منتقل شد، اما تلاش برای احیای وی نتیجه نداد و فوت کرد. پس از این حادثه با توجه به حساسیت موضوع تیم ویژه ای از
دلجویی از ضابط امر به معروف در همدان
عوامل ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان همدان با حضور در منزل یکی از ضابطان امر به معروف که توسط چند زن و مرد مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود، از او دلجویی کردند. روز گذشته مجموعه ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان همدان در منزل جلال صابریون، یکی از پیشکسوتان عرصه دفاع مقدس که به خاطر انجام امر به معروف توسط چند نفر مورد ضرب و جرح قرار گرفته بود، حضور یافتند و از او
انکار ضرب و جرح مرد مزاحم
گفت: من و کیوان چند سالی است در یک محل کاسبی می کنیم و او را می شناسم. در این سال ها باهم اختلافی نداشتیم تا اینکه متوجه شدم دخترم را فریب داده و باهم رابطه دارند. در این مورد با دخترم صحبت کردم که گفت پشیمان است و اشتباه کرده است. بعد از آن بود که سراغ کیوان در مغازه اش رفتم. متهم ادامه داد: وقتی او را دیدم ابتدا نصیحتش کردم و گفتم 20سالی است که مشغول کار فنی هستم و در خانه مردم رفت و آمد دارم