سایر خبرها
ضرب المثل چون غرض آمد هنر پوشیده شد
هنر پوشیده شد صد حجاب از دل به سوی دیده شد خشم و شهوت ، مرد را احول کند ز استقامت روح را مبدل کند شاه یهودی که کمر به قتل مسیحیان بسته بود ، وزیری داشت بسیار نیرنگ باز ، او را به شاه پیشنهاد کرد و گفت : مسیحیان، دین خود را مخفی می کنند و در نتیجه از تیغ تو جان سالم به در خواهند برد . من در ظاهر خود را مسیحی معرفی می کنم و در میان آنها می روم و کم کم با حیله و فریبی که به کار
توصیۀ امام علی به تقویت زیرساخت های نظام
خدا و رسولش مخالفت کرده اند -هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند- دوست بدارند. معاویه نامه ای به امیرالمؤمنین می نویسد و می گوید من و تو خویشاوندیم ... امام می فرماید راست گفتی، منتها ما دو خویشاوندی هستیم که مسیرهای مان جداست. دوست محمّد (ص) کسی است که خدا را اطاعت کند هر چند پیوندش با محمّد دور باشد، و دشمن محمّد (ص) کسی است که خدا را نافرمانی نماید هر چند قرابتش به آن حضرت نزدیک باشد؛ إِنَّ وَلِیَّ مُحَمَّدٍ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ وَ إِنَّ عَدُوَّ مُحَمَّدٍ مَنْ عَصَی اللَّهَ وَ إِنْ قَرُبَتْ قَرَابَتُه . منبع: ...
آشنایی مختصری با سلمان فارسی
/> فضیلت های برجسته سلمان سلمان، الگوی مسلمان کمال جو، وارسته و خودساخته است و ارزشهای متعالی بسیاری در خویش گردآورده بود. بخشی از این فضایل عبارت است از: 1 - نزدیکی به رسول خدا(ص) سلمان، پس از پذیرفتن اسلام، چنان در راه ایمان و معرفت اسلامی پیش رفت که نزد رسول خدا جایگاهی والا یافت و مورد ستایش معصومان(ع) قرار گرفت. بخشی از سخنان آن بزرگان در باره سلمان چنین است:
دلنوشته های مخاطبان خبرگزاری رسا درباره شهید فخری زاده
/> خدا نکند دشمن بگوید 40 سال مقاومت کشک . یک کاربر خوش ذوق، خون شهدای کشورمان را سبب بارور شدن انقلاب می داند و می نویسد: خون هایی که انقلاب و اسلام را زنده تر می کند . هشدار این کاربر محترم نیز شایسته توجه است می نویسم و چند جا کپی می کنم. باشد که مسؤول صاحب نظری ببیند و کاری بکند: اگر ضرب شصت جانانه نشان اسراییل جنایتکار ندهید، سریال جدید ترورهای دانشمندان هسته ای را
استاد ناصر یزدخواستی از یک عمر عشق به آواز می گوید
نیست که چه خوانده ام، شما خودت می دانی کدام بوده است؟ گفتم: بله؛ گفت: پس خودت بخوان. شروع کردم به خواندن که: گر در این خانه کسی هست، همین حرف بس است... بشکند آن دل مرغی که اسیر قفس است خوب کردی که ز ما عهد گسستی ای گل تو گلی، لایق هم صحبتی تو خار و خس است . خانمش زد سر شانه اش و گفت: ببین! شصت سال گذشته است و دارد شعرت را می خواند اما خودت الآن
پایان هفته و همراهی با فیلم های سینمایی و تلویزیونی/ شعله ور با امین حیایی روی آنتن می رود
/> در خلاصه داستان فیلم با بازی اتان هاوکه، جان تراولتا، تیسا فارمیگا و جیمز رانسون آمده است: یک هفت تیرکش که قصد عبور از یک شهر کوچک را دارد با پسر کلانتر درگیر شده و با مشت او را به زمین می کوبد. کلانتر از او می خواهد که زود از شهر بیرون برود. او به راه خود ادامه می دهد، اما پسر کلانتر و افراد او شبانه او را غافلگیر کرده و سگ او را که خیلی به آن حیوان علاقه داشته می کشند. آن ها مرد را نیز به پایین
جوزف کنراد، زندگی، آثار، اندیشه و فلسفهٔ شاهکارهایی مثل لرد جیم و دل تاریکی
و جان الکساندر داشت و آخرین رمان کامل او The Rover (آواره یا خانه به دوش) نام داشت. پیش از مرگ، دست به کار نوشتن رمانی به نام Suspense (تعلیق یا انتظار) بود که اجل مهلتش نداد. خانم کنراد گفته است که در اواخر حیات کنراد، نوعی غریزهٔ توطن در او بود. اما او در کنت، و در خانهٔ انگلیسی اش در دهکدهٔ بیشاپس بودن و در کنار خانوادهٔ انگلیسی اش باقی ماند و تا به آخر نوشت. گرچه چند سالی رنجور بود. اما مرگش
داستان ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشید
خانه خارج می شود به دیدنش رفت تا احوالش را بپرسد. مرد تاجر از بلایی که بر سرش آمده بود و دزدان دارایی اش را برده بود برایش تعریف کرد و گفت: مقداری از پولی که همراه من بود را از مردم به امید یک تجارت پرسود قرض گرفته بودم. و حالا اگر موقع بازپرداخت قرض ها برسد من چه کار کنم؟ دوستش گفت من مقداری پول دارم تا به تو قرض بدهم. ولی پول من خیلی کمتر از مقدار پولی است که تو نیاز داری؟ دوستش فکر
حقارت تنهایی
و دودلی این چند سطر را می نویسم. آیا این کاغذ ناقابل خواهد توانست این همه راه را طی کند، این فرسنگ ها راه دور و دراز را که اقیانوس ها و کشورها و شهرها در مسیرش قرار گرفته اند بپیماید و به دست ابوالحسن نامهربان من، که تازه معلوم نیست کجاست و چه کار می کند و آدرس خودش را هم نداده است، برسد یا نه. به هر حال، پریروز، یعنی جمعه، نزدیک بود از تنهایی و خستگی دق کنم. ساعت ده و نیم از خواب بیدار شدم، یعنی
جایی برای آموزش به بچه های محله ندارم
است و از 37 سالی که از خدا عمر گرفته، حدود 23 سال را در ورزش حرفه ای گذرانده است. اکنون نیز با کوله باری از تجربه و مهارت منتظر فراهم شدن فرصتی است تا بتواند به عنوان مربی به نوجوانان و جوانان خدمت کند. افرادی که در نوجوانی پدرشان را از دست داده اند خوب می توانند حس و حال مجید اکبرزاده رادرک کنند. وقتی فرزند بزرگ خانواده باشید خودتان را به آب و آتش می زنید تا جای خالی پدررا برای خواهر و
خط آخر/ گپ و گفتی با متصدیان و غسالان آرامستان برازجان + تصاویر
یاط چادر زده بودم و در چادر دو هفته قرنطینه ام را گذراندم. یک خاطره خانمی استخوان گاو آورده بود و می خواست در قبر دفن کند و می گفت برای بیمار است! که شفا پیدا کند! گفتم این چه حرفی است؟ مگر استخوان گاو شفا می دهد؟ اگر بله بگو کجا به تو گفته اند تا من هم بروم برای پسرم نسخه بنویسند. {می خندد}. فاطمه حاجیانی غسال فاطمه حاجیانی، باسابقه ترین عضو کادر کنو
بازخوانی تاریخ؛ مصاحبه کیهان فرهنگی با ابراهیم فخرایی
بیسیم خبر داد که جنگ جهانی اول شروع شده است همان داستان کشته شدن ولیعهد اتریش و شروع جنگ بین المللی اول. بنده دیگر در بیروت نماندم و برای رساندن نامه های تجارتی پدر به دست دوستانش به شام دفتم دوستان پدرم مرا نگهداشتند. آن ها گفتند که فلانی، الان موقع جنگ است به بیروت نمی توانی بروی چون آنجا سرحد است بین متقین و متحدین وممکن است بیروت را بمباران کنند، و تو در آنجا شاید دچار مهلکه و مضیقه
دوبله در رادیو نمایش به چالش کشیده شد
، چون از ابتدا که صامت بود و بعد از صامت آمدند و یک (10:58؟) وسط سالن سینما گذاشتند که با یک بلند گو ترجمه ی ناقصی می کرد. خدا رحمت کند آقای زاهد را؛ ایشان مدیریت دوبلاژی یکی از استودیوها را شروع کردند و آقای مغازه ای(؟) هنگام ساختن و تاسیس استودیو کاسپین، ایشان کارهای فنی استودیو را به عهده داشتند برای من تعریف می کرد که با چه بدبختی حاشیه اپتیک بغل فیلم را می تراشیدند و به جای آن ژلاتین می گذاشتند
تعابیر فارسی در الفاظ طلاق و سوگند در متون فقه حنفی
الالفاظ تشبه کلم ه کل فلایقع الحنث الاّ مره واحده.... و فی الحاوی : و فی قوله: هرچه گاه زن بزنی کنم وی طلاق! قال: یقع علی اوّل مرّه یتزوجها ثم ینحل الیمین. [358]. لو قال بالفارسی ه: هر کدام زن که در نکاح من درآید! ینبغی أن یکون هذا علی کل امرأه یتزوج فی قولهم جمیعا [359]. و فی فتاوی آهو : سئل القاضی برهان الدین: قال: اگر بی دستوری من تو از خانه بیرون روی ترا طلاق! دستوری خواست