پشت پرده اتفاقات باشگاه ماشین سازی/ بازیکن خروجی فاش کرد
سایر منابع:
سایر خبرها
قرار ملاقات مان 35 سال بعد در میدان امام حسین (ع)
شهدا همکلام می شوم، بدون اینکه موضوعی مطرح شود، خودشان از سردار شهیدحاج قاسم سلیمانی صحبت می کنند. مادر شهیدان علی و محمد حسین هم جزو همان مادران شهداست. مادر شهیدان می گوید: بعد از شهادت حاج قاسم گفتم خوشا به سعادت مادرت که این روز های شهادت تو را ندید. چند روز پیش تلویزیون حاج قاسم را نشان می داد که برای حضرت زینب (س) گریه می کرد. با خودم گفتم ای زینب (س) جان شما این همه مصیبت کشیدید، حالا هم
بوکس نجاتم داد
ورزش کردن هزینه دارد. نوجوان 12ساله سیستان و بلوچستانی این هزینه ها را چطور تامین می کرد؟ وقتی شاگرد مکانیک بودم، حقوق ناچیزی می گرفتم و ماهی 5هزار تومان شهریه باشگاه می دادم. یک مربی داشتیم به نام آقای سوری که کارش کشف استعداد بود اما من اصلا با ورزش قهرمانی بیگانه بودم و به همین دلیل گفتم ترجیح می دهم زیرنظر مربی دیگری کار کنم. بعد از چند روز توجیه شدم و زیرنظر مربیان استعدادیابی و آقای
صادق زیباکلام از انتخابات می گوید | [متن کامل]
تندروها و اصولگراها خیلی می گویند که آقای زیباکلام باید بیایی پاسخگوی عملکرد روحانی باشی؛ شما 42 سال است پاسخگوی نظامی که درست کردید نیستید، آن وقت ما چون یک بار گفتیم بیایید به روحانی رای دهید ما باید پاسخگوی روحانی باشیم؟! یعنی تا قبل از سال 1392 همه چیز خیلی عالی داشت جلو می رفت، و از سال92 به بعد بوده که مشکلات به وجود آمده است؟! من پاسخگو هستم، پاسخگویی من به این صورت بوده که گفتم آقای زیباکلام
سلام آقای کیانوش
امکانات وجود نداشت. برای بچه ها شعر گفته اید، در راه اندازی شورای کتاب کودک نقش داشته اید، کتاب نوشته اید. اصلاً شما بودید که ده ها سال قبل با شعرهای کودکانه و نوجوانانه ی خیال انگیز و عاطفی و سرشار از اندیشه، گونه ای ادبی به نام شعر کودک و نوجوان را در ایران پایه گذاری کردید. شعرهایی که بچه های 50سال قبل و بچه های الآن آن ها را می خوانند و لذت می برند. من از حرف های بزرگ ترها درباره ی شما فهمیده
ماجرای تصویری از مدافعان حرم که همه در آن شهید شدند
/> دوران مدرسه به سختی گذشت؛ دیپلم گرفتم. عاشق دبیری بودم؛ دلم می خواست معلم شوم. بعد از کنکور برای پُر کردن فرم های انتخاب رشته با چند تا از رفقای ایرانی رفته بودم. همان بالا از شرایط استخدام نوشته بود: تابعیت جمهوری اسلامی ایران! توی ذوقم خورد. گوشه دفترچه را گرفتم، پرت کردم وسط سالن! بچه ها تعجب کردند: چه کار می کنی؟ درآمدم: تو حیاط منتظرتان هستم؛ کارتان تمام شد بیایید. انقدر کفری شده بودم.
حسن من متهم ام
بیامرز به شورای شهر آمده بود، بعد از سالها دیدمش. هنوز شبیه همان عکس بود، می گویند الان در آلمان است و به همه آنچیزی که برایش جنگیده بود پشت کرده، حالا هم رییس اش در شورای شهر نشسته و پز حفظ آرمانهای شهدا با تعویض سنگ قبر شما را می دهد. حسن! ابراهیم را چطور؟ مگر می شود یادت رفته باشد، با فک دوخته شده که با نی به او غذا می دادند؛ در جبهه حاضر شده بود، تا گردانش را به پیش ببرد، اسطوره ای بود
دلار سقوط کرد اما کالا رنگی از ارزانی ندید/انتقاد مردم از دولت در پی بی تفاوتی
. انصافا 3 تا! هی میگن دلار ارزون شد طلا ارزون شد. خب الان فردا بریم بازار بقیه چیزها هم ارزون شده؟! آرزو به دل موندیم میگن اون جنس ارزون شده و بریم ببینیم درسته ولی متاسفانه با قیمت دو برابری به مردم بدبخت می ندازند. چیزی که تو ایران گرون بشه ارزون شدنی نیست اصلا مثلاً صدهزار تومان هستش میشه نود و نه و نیم میگن ارزان شد. خسته شدیم واقعا هر روز که میریم خرید
روحانی مثل یک مرد بی پول در سالگرد ازدواج است/ اگر همین الان احمدی نژاد را رها کنید سفارت آمریکا را آب و ...
/> *حکایت آقای روحانی مانند مردی است که سالگرد ازدواجش است. همسرش به او می گوید من می دانم که تو پول نداری که کادو بخری ولی یک دوستت دارم هم نمی توانستی بگویی؟ آقای روحانی یک دوستت دارم هم نگفت. *من تصور می کنم او خودش را کاندیدای بالقوه رهبری برای سالهای بعد، 10 سال بعد می داند. *به نظرم اصلی ترین خواسته ی اصلاح طلبان باید دموکراسی و آزادی باشند. *باید آزادی
طلاق عروس و داماد خوشتیپ تهرانی در روز هفتم زندگی
مخالفت داشتند اما وقتی عشق و اصرار ما را دیدند راضی شدند و در کمتر از 5 ماه ما زیر یک سقف بودیم و زندگی مشترک را آغاز کردیم. هفته های اول همه چیز خوب به نظر می رسید تا اینکه من به شاهین گفتم می خواهم در یک شرکت ساختمانی به عنوان منشی کار کنم اما شاهین قبول نکرد از آن روز به بعد شاهین اخلاقش تغییر کرد می گفت تنها بیرون نرو با کسی حرف نزن در فضای مجازی عکس خودت را نگذار چون تو زیبا هستی و
فیلم | مصاحبه با صادق زیباکلام درباره ی انتخابات 1400
همچنین گفت: اصولگرایان می گویند چرا من پاسخگوی روحانی نیستم، مگر شما در این 42 سال پاسخگوی مردم بودید؟ او درباره ی کاندیداتوری زنان گفت؛ من معتقدم که فائزه هاشمی شایسته ترین فرد (نگفتم زن یا مرد گفتم فرد) برای ریاست جمهوری است. منتها زن است و نمی تواند انتخاب شود. این مصاحبه ساعت 5 بعدازظهر دوشنبه 29 دیماه، به صورت زنده از صفحه ی دوم اینستاگرام انصاف نیوز (اینستاانصاف) پخش شد. بخش اول فیلم: بخش دوم فیلم: انتهای پیام
طالبی: چرا مدیران ذوب آهن رک نمی گویند رضایی را نمی خواهیم؟
م سه گل از نفت مسجدسلیمان خورد یک بار حاشیه برایش درست نشد چون مدیریت کارش را بلد بود با اینکه خیلی ها هم برای این تیم سوسه آوردند. رحمان در اتاق فکر به آرامش نرسید مدافع اسبق ذوب آهن در مورد اینکه رحمان رضایی در چند روز اخیر مصاحبه های متعددی داشت و علیه مدیران باشگاه صحبت های تندی مطرح کرد، گفت: تیم رحمان بدشانسی های زیادی آورد. اگر در دو بازی نتیجه می گرفت این اتفاقات نم
مستندساز و مدیر وقتی دروغ بگویند دیگر راه بازگشتی نیست/ این همه دروغ گفتن درباره آقای هاشمی درست نیست/ ...
بود. نه تنها عامه مردم که خدا را شاهد می گیرم حتی خواص هم راجع به این شهید بزرگوار و این گروه هیچی نمی داند. معلومه که مستند ما هم حق مطلب را ادا نمی کند. یکی به ما می گفت چرا در مستند شما زیاد درباره اصغر وصالی حرف نمی زنید؟ گفتم شوخی می کنید؟ دریا مگر در یک لیوان جا می شود؟ مستند ما 70 دقیقه است. آنقدر این آدم بزرگ بود که حتی گوشه ای از زندگی او هم نمی توان تصویر کرد. هنرمندان ما هنوز
زنانِ غریب
دونستم افغانی اند. زندونیم می کرد. زندانی می شده چون روزهای اول، از هراس تکرار تجربه ی هم بالینی با مردی هم سن پدر، مدام در تکاپوی فرار بوده است. خودش از روزهای اول ازدواجش می گوید: یه روز مادربزرگم گفت می خوام ببرمت جایی، با تاکسی رفتیم بیرون دیدیم گز درآوردند، بعد چند روز دیدم حنا آوردند. من نمی فهمیدم دارم عروسی می کنم. زندونیم می کرد. اوایل هراسان می رفتم پیش مامان بزرگم که
گفت وگو با دختر متفاوت یکی از شهدای غواص عملیات کربلای 4/ گل قشنگم لیلا را به خدایم می سپارم
برای بابام ناراحتم که مامان را ناراحت نکنم. بعد تماس گرفتم به مامان گفتم: از معراج شهدا تماس گرفتن جسد بابا را آوردند بیاید تحویل بگیرید. مامان باورش نمی شد که این جوری خبر را دادند. زهرا سوال داری که دنبال رسیدن به جوابش باشی؟ شاید اگر 15 سال پیش می آمدی آره؛ مثلا از همین دست سوالات که چرا تلگراف اینکه من به دنیا آمدم را به بابام نرساندید؟ چون دوست داشت من را ببیند، می آمد من
نذر یکساله در مسجد جمکران/از حضرت زهرا برای زندگی ام کمک خواستم
با هم آشنا شدیم. یک سالی می شد که من با یکی از دوستانم یک کارگاه خیاطی راه انداخته بودم. آقا مرتضی هم یکی از کسانی بود که توی کارگاه کار می کرد. زندگیمان را از مسجد جمکران شروع کردیم. رفتیم زیارت و بعد آمدیم سر خانه و زندگیمان . همان روز به من گفت: از حضرت زهرا خواسته ام که در زندگی به ما کمک کند. بعد از ازدواج چرخ های کارگاه را هم بیشتر کردیم. با چند مغازه مانتوفروشی قرارداد داشتیم و از
از جنس مجلس بودن یا نبودن
از یکی دوتا گذشته اما تدبیرهای شما از چند تا گذشته؟ راستی تدبیر "اقتصاد ژاپنی" به کجا کشید؟ یا گفته اید: علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد " در این دولت تبدیل به علاج واقعه بعد از وقوع باید کرد شده است، خب، آیا با فرمول "علاج واقعه قبل از وقوع" که شما فرمودید به نظر شما انتخاب یک کاندیدا از جنس مجلس علاج واقعه قبل از وقوع واقعه هست؟ آن هم واقعه ای تلخ مثل انتخاب یک فرد از جناح رقیب
از بلاتکلیفی فروشندگان سهام عدالت تا بازگشایی اجباری مدارس پاکدشت
این موضوع رو بررسی کنید برگزاری امتحانات حضوری برخی مدارس در تهران سلام من یک دانش آموز مدرسه بزرگسالان در منطقه 19 تهران مدرسه دخترانه پروین اعتصامی هستم چند روز پیش یعنی قبل از شروع امتحانات ما که پونزدهم بود تو اخبار اعلام کرد که تمام آزمون ها حتی آزمون های عملی هنرستان هم کنسله و مدارس بزرگسالان هم در تهران مجازی برگزار می شه ولی الان ما داریم برخلاف اعلام آموزش و پرورش و
هشتگ روز
دیدیم که پلاسکو فرو ریخت، همه تو بهت و حیرت مونده بودیم ... تا یه هفته تو هوا گرد مرگ بود، یه غبار خاکستری همراه با بوی پلاستیک سوخته ... یا پلاسکو، نوستالژی بود که تراژدی شد. یا برای همه پروانه هایی که در آتش #پلاسکو سوختن و برای همه آنهایی که عزیز از دست دادن #دعا_می کنیم. روحشون شاد و در آرامش. یا حادثه پلاسکو از بدترین اتفاقاتی بود که دیدم. هرگز شجاعت فداکاری آتش نشان هارو فراموش نمی کنم. امیدوارم شما و تمام همکارانتون سلامت وتندرست باشید.
نکونام: زاهدی فر حق نداشت از پرسپولیس عذرخواهی کند / همه به فولاد افتخار می کنند
این سوال که اگر بخواهیم درباره اشتباهات داوری بازی فولاد و پرسپولیس صحبت کنیم نظر شما چیست؟ عنوان کرد: منصفانه صحبت کردن سخت است. امروز آقای زاهدی فر به خاطر نوع قضاوتش از پرسپولیس عذرخواهی کرد. اولا که او حق ندارد عذرخواهی کند و این را قانون می گوید و اصلا به داوران اعلام می کنند که حق عذرخواهی ندارید و این برای کل دنیا است. اگر او می خواست عذرخواهی کند سال گذشته که در اصفهان بازی را یک بر صفر
علی دایی: پیشنهاد اورتون برای حضور در کادرفنی است
دستیابی به این رکورد، پاداش مناسبی برای همه تلاش های او در این عرصه خواهد بود. تا به امروز با کریستیانو رونالدو ملاقاتی داشته اید؟ نه، فقط یکبار در جام جهانی 2006 که تیم ملی ایران در مقابل تیم ملی پرتغال به میدان رفت، رونالدو را دیدم. موضوع انتقال شما به اورتون چیست؟ شما دوستی با فرهاد مشیری (مالک اورتون) دارید و او می خواهد شما را به کادرفنی باشگاه اضافه کند. این
سه روایت خیلی صریح از زبان بازندگان بورس
ارمغان بهزیستی. همون بخت آزمایی بود منتها می گفتن شما با نیت خیر بخر که خدا پیغمبریِ قضیه هم درست شه. من که نمی خریدم ولی خیلیا خریدن و بعضیا هم یه چیزایی بردن. کم کم یه چی اومد بهش میگفتن گلدکوئیست. یهو رفیقت دعوتت میکرد یه جایی، با چند نفر دوره ت میکردن، میگفتن بیا سکه گلدکوئیست بخر، بعدش آدم بیار تو کار، هر چی این آدما بیشتر بشن و بیشتر بفروشن و اونا هم آدم بیارن، تو هم بیشتر سود میکنی. اونوقتا
غوغایی از شعر
گفتم و با آن وارد شعر نو شدم و ظرفیت ها را کشف کردم مال زمان بسیار دوری است و در آن هیچ اثری از آثار شعر غرب نیست. آن جایی که گمان می کنند شعر من متاثر از شعر غرب است، این طوری نیست. بسیاری از این شعرها اصلا قابل ترجمه به زبان انگلیسی نیست و من بسیار از زبان فارسی متاثر هستم. بنابراین می توان نتیجه گرفت که شما هنوز هم به شعر امیدوارید. به نظر من تازه شعر شروع شده است. با وجود
علی دایی: شاید به اورتون بروم؛ در شرکت بیمه و فولاد مشغول هستم
بعد از این که فعالیت فوتبالی ام تمام شد، فروشگاه تولیدی لباس ورزشی افتتاح کردم و بعد از آنهم تحریم ها علیه کشورمان بین المللی شد و نتوانستم کار خودم را ادامه بدهم، الان در شرکت های بیمه و فولاد مشغول هستم. به گزارش مدار شرقی ، علی دایی، اسطوره فوتبال ایران مدتی است از فوتبال دور افتاده و در 2-3 فصل اخیر با وجود پیشنهادهایی برای بازگشت به عرصه مربیگری تا این لحظه قبول نکرده روی نیمکت
بازی با نفت مسجدسلیمان به اندازه تقابل با پرسپولیس و استقلال سخت است
خصوص اختلاف های اخیر میان باشگاه و کادر فنی و اینکه قاسم حدادی فر گفته بود آنها با ادامه این روند نمی توانند نتیجه بگیرند، تصریح کرد: من با صحبت های آقای حدادی فر موافق هستم. وقتی یک تیم می خواهد نتیجه بگیرد باید همه عوامل آن تیم متحد و همدل باشند، شما دیدید که قبل از بازی با سایپا چه اتفاقاتی رخ داد و در نهایت هم دودش به چشم خودمان رفت. باشگاه مثل یک خانواده است و اگر اتفاقی رخ می دهد نباید به بیرون درز کند، امیدوارم این اختلاف ها هم هر چه زودتر به اتمام برسد.
امیرحسین قهرایی: دوربین مخفی آینه اجتماع است/ گفتم نه، این غول بزرگ مهربان است!
. یک بار که در شبکه تهران بودم، یکی از تهیه کننده ها، پایش را در کفش ما کرد و گفت، می خواهم دوربین مخفی بسازم و واقعیت اش خیلی از دستش ناراحت شدم، چون من یک قیمت داده بودم و گفتم دقیقه ای n تومان، ولی او گفت: من با نرخی کمتر از قیمت قهرایی می سازم. بعد از مدت ها دیدم در یک گوشه تلویزیون نشسته و پای چشم اش هم کبود شده. رفتم سراغش و گفتم: چطوری؟ گفت: عه! تو چه کار می کنی که کتک نمی خوری؟ بالاخره
احمدی نژاد: به رهبری نامه زدم و گفتم اینکار مجلس پدر کشور را در می آورد /حاضرم تضمین محضری بدهم که حتی ...
میلیارد خلق پول می شود، این چگونه در کشور توزیع می شود؟ خلق پول یعنی از جیب همه بردارید پس چطور توزیع می شود؟ الان شما جوان ها می توانید خانه دار شوید؟ می توانید وام بگیرید؟ چقدر می توانید بگیرید؟ اصلا نمی شود چون آن بانک باید سود سپرده ها را بدهد باید این پول را جایی ببرد که سود تضمین شده برای آن می آید. دولت من هیچ وقت کسری بودجه نداشت *دولت مقصر است. اینکه شما
نازنین ملایی: این اتفاق را به فال نیک گرفتم
صحبت کرد و نام دارو را به او گفت. من با اعتماد به حرف پزشکانی که با آنها مشورت کرده بودم این دارو را مصرف کردم و اصلاً اطلاعی نداشتم که این قرص ممنوعه است و حتی نمی دانستم باید فرم نادو را پر کنم تا جواز مصرف قرص را بگیرم. او از مشورتش برای داروهایش در این 2 سال با همین پزشک می گوید: من در این 2 سال همیشه مصرف همه داروهایم حتی یک استامینوفن ساده را با همین پزشک فدراسیون مطرح می کردم و حتی زمانی که به او دسترسی نداشتم با پزشک دیگری که او هم دوره های دوپینگ را گذرانده بود و داروخانه داشت مشورت می کردم و در همه این سال ها هم از این اتفاقات برایم نیفتاده بود. ...
زیباترین حدیث به روایت یک تازه مسلمان
روز برای نخستین بار بود که احساس شیعه بودن کردم، دومین روزی که به حرم رفتم، روز گلباران حرم بود، مردم زیادی را دیدم که گل به دست به سمت حرم می رفتند، صحنه بسیار زیبایی بود، من هم با جمعیت به سمت حرم حرکت کردم و احساس کردم من دیگر یک فرد نیستم، بلکه یک امت هستم. این حس بسیار خوبی است، آنجا بود که خدا را شکر کردم به خاطر این دعوت و این حضور در حرم اهل بیت(ع). *شما روز اختتامیه جشنواره