سایر منابع:
سایر خبرها
رمز وای فای کاخ سفید چیه؟
بوده که لوازم کاخ سفید رو خراب کرده، مثلا تو تلویزیون آب ریخته، جارو برقی رو سوزونده، پتو ها روبا سیگار سوراخ کرده، رفته توی دست شویی و سیفون رو نکشیده! بیشتر بخوانید تفاوت ترامپ با شامپانزه نر چیست؟! * ملانیا موقع تحویل کاخ سفید: ببین عزیزم این کابینت ادویه است. برنج هم این زیر گذاشتم. گل ها رو یه روز درمیون آب بده. * الان ترامپ می رسه خونه شلوار کردیش رو پاش می کنه می گه، آخیییش هیچ جا خونه آدم نمی شه، ملانی اون دیزی رو بار بذار گشنمونه. * ترامپ موقع خارج شدن از کاخ سفید روی دکمه آیفون کاخ آدامس چسبونده! منبع: روزنامه خراسان ...
خاطره ای از عملیات بیت المقدس 2
مهدی انحصاری بودم شهید اسداللهی روحانی گردان که برای عملیات به دسته ما آمده بود، اومد طرف من برای حلالیت طلبیدن و خداحافظی، من رو در آغوش گرفت، گفتم سیدجان قسمت میدم شهید شدی شفاعت ما یادت نره انگار می دانست که شهید میشه، مطمئن گفت نه یادم نمیره علی اصغر طاهری، چشم شفاعتت میکنم، خداحافظی کردیم و جدا شد. گردان حرکت کرد، توی مسیر تدارکات گردان اون سوسیس سیب زمینی معروف را توزیع کرد، یه
چرا مشاجره میان همسران میانسال و کهنسال بیشتر است
ما در روزهای پیری نیاز بیشتری به محبت اطرافیانمان داریم. زینب سی و شش ساله از رابطه پدر شوهر و مادر شوهرش سخن می گوید و آن را مشکلی پیچیده در خانواده عنوان می کند. او می گوید: هر وقت به خانه والدین همسرم می رویم می بینم که آنها مشغول جرو بحث می کنند بر سر چیزهای کوچک هستند و حتی در حضور عروس ها و دامادها هم به یکدیگر پرخاشگری می کنند. اما براستی چرا برای بسیاری از زوج ها
لبخند حاج محسن به نمایشگاه مجازی کتاب
اعلام همگانی همه نیروها را جمع کردند و اسامی شهدا و مجروحین را خواندند. یکدفعه اسم حاجی را گفتند. حال عجیب آن شب سنگرمان قابل وصف نیست؛ صدای بغض های منفجر شده بچه ها انگار انفجار یک میدان مین بود. حاج محسن با لبخند، معبری به آسمان زد و ما ماندیم. شهید حاج محسن دین شعاری اول مردادماه 1338 در تبریز به دنیا آمد و 28 سال و 15 روز بعد، در 15 مردادماه 1366 مصادف با عید قربان در ارتفاعات دوپازا (سردشت) به شهادت رسید. علاقمندان می توانند این کتاب را با 25 درصد تخفیف و با ارسال رایگان تا 10 بهمن ماه از غرفه مجازی انتشارات شهید کاظمی در اولین نمایشگاه مجازی کتاب تهران خریداری نمایند. ...
متهم ربودن 8 زن اعدام نمی شود
ماشین را خواباند. سپس می خواست من را آزار دهد که التماس کردم دست از سرم بردارد. به او گفتم شوهر و بچه دارم، اما با یک پیچ گوشتی به من حمله کرد. به نوشته شرق، این مرد پنج سال قبل در جریان شکایت های پی در پی که به مأموران ارائه شد، بازداشت شد. زنانی که از او شکایت کرده بودند ادعا کردند از سوی این مرد مورد تعرض قرار گرفته اند. شاکیان مدعی بودند مردی آن ها را به عنوان مسافر سوار بر
پیام تبریک تولد به بهمن ماهی جذابم
/> _-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_ اگر از عشق بپرسد کسی؛ من به او خواهم گفت: بهمنی، خار گل سرخ ندید... دست او زخمی شد... بازهم عاشق ماند... تولدت مبارک بهمن ماهی عزیزم _-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_ می خونم فقط به خاطر تو دل من دیگه آروم نداره تو رو خواسته دیگه راهی نداره شب تولدت باز مثه پارسال
روایتی از زندگی دو خواهر زباله گرد روستایی در همسایگی اهواز
چشم نگران نرگس . قلبش در سینه بیقراری می کند تا بندآمدن سرفه های پدر. 10 ساله بابام مریضه. ریه پدر چهل وشش ساله نرگس برای بالا و پایین شدن به دردسر می افتد. ریه هایی پُرشده از بوی زباله و ضایعات. هیچ وقت دکتر نرفته. پولش رو نداشته خب. به اجبار که خانه نشین شد صبح تا شب چشم می دوزد به در حیاط خانه. دلواپس زخم برنداشتن دست های کوچک نسرین و نامهربانی ریه پدر. خونه می مونم ضایعات جدا می کنم
همدستی زشت زیبا
/> حقش بود بمیرد. تو حق را تعیین می کنی؟ نه اما کسی که به خانواده اش رحم نکند حقش مردن است. من شاهد رفتار او با همسرش بودم. خب چه شد تصمیم به قتل گرفتی؟ سهیل برای این که مشتریانش زیاد شوند ، آنها را برای مصرف مواد به خانه می آورد و همسرش را مجبور می کرد از مشتریانش پذیرایی کند. حتی چند بار شاهد بودم او را مقابل مردان غریبه کتک زد. یک روز که برای مصرف مواد به خانه اش
ماجرای جدایی لاله صبوری از شوهر آمریکاییش
با دو بچه به خانه پدرم برگشتم و حدود 6 سال طول کشید که توانستیم از هم جدا شویم. همسر سابقم حتی زمانی که من دانشجو شده بودم به دانشگاه می آمد و من را با خشونت از دانشگاه بیرون میکشید و من مشکلات زیادی داشتم و تا زمانی که بچه ها 18 سالشان شود بر سر حضانت آن ها همیشه درگیر بودم. (فرارو) ازدواج دوم لاله صبوری لاله صبوری در دومین تجربه زناشویی خود با پویا قاسمی ازدواج
حسن من متهم هستم!
در کمد یادگاری هایم هست، خاطره ای از آن قمقه دارم که هیچ وقت نمی خواهم از آن بگویم. حسن! هنوز یادم هست که سید حسین میری نگذاشت برای آخرین بار جنازه تو را ببینم. آن روزها 9 ساله بودم، هر بار که به امامزاده محمد می روم بغضی که آن روزها گلویم را فشار می داد، فشارم می دهد. هنوز او را نبخشیده ام. راستی این روزها کلی پول خرج کرده اند که قبرهای شما را نو و نوار کنند آخر نزدیک بازی
سینما در گذر زمان...
عابرین جوانی خوش سیما نزدیک آمد و کمکم کرد تا در گوشه ای از پیاده رو بنشینم، با تکیه بر دیوار آهی از سینه رها کردم و با نگاهی جانسوز به ادامه راه منتهی به موزه سینما، با حسرت به سراشیبی پشت سر و مسیری که طی شده بود، چشم دوختم و فیلمهایی چون خانه سیاه است- شب قوزی- خشت و آینه- سیاوش در تخت جمشید- گاو - رگبار- ضربت- قیصر- فرار از تله- داش آکل- آرامش درحضور دیگران- آقای هالو- آدمک- بی تا- پستچی- تنگنا- یک
بهزاد فراهانی: برای دیدن ملک مطیعی از دیوار مدرسه پایین پریدم + فیلم
ه خوان تعزیه های پدرم بودم. پسر حر را خوانده ام، طفلان مسلم و کم کم علی اکبر خوانی کردم. او با مرور سال های کودکی اش ادامه می دهد: هشت ساله بودم که از مکتب خانه مذهبی ده به تهران آمدم و در مدرسه باباطاهر در شرق تهران با رفیقانی آشنا شدم که تئاتر را دوست داشتند؛ کسانی مانند بهمن مفید، بهرام وطن پرست، مرتضی عقیلی ، رضا مینویی و ... با بزرگان هنر همچون خانواده مفید بویژه بیژن و پدر
مردی که در یک روز دوبار متولد شد
معتادش به تنگ می آمد به این مرکز خیریه پناه می برد. چرا که دیگر خانواده خودش و حتی خانواده شوهرش نیز پذیرای او و بچه هایش نبود به همین خاطر این موسسه خیریه تنها جایی بود که به آنجا پناهنده می شد. طرح "درمان خانگی" حالا بعد از 15سال خبرهای خوبی به گوش می رسد. این مرکز خیریه با همکاری سپاه و با اجرای طرح"درمان خانگی" دست به دست هم داده اند تا او را در ترک اعتیاد یاری کنند.
محاکمه دوباره شکارچی سیاه زنان که اعدامی است! / 7 زن تهرانی رضایت دادند + عکس
پا درد مبتلا شده بود خودرو مزدا 3 سفیدم را در اختیارش قرار داده بودم تا با آن به مطب برود .متهم ماشینم را از مقابل مطب خواهرم سرقت کرده و با به جا گذاشتن مزدای اولی که دزدیده بود فرار کرد. چند روز بعد پلیس در تعقیب و گریز توانست متهم را بازداشت کند .اما با ماشین من او قصد فرار داشت که یک تاکسی سد راهش شد و متهم پس از برخورد با تاکسی به ناچار متوقف شد .ماشین من در این تصادف و همچنین در تیراندازی
یک شهید خاص در بین شهدای مدافع حرم
خواهند بروند. گفتند منزل شهیدذاکرحسینی می خواهیم برویم و به مادرشان بگوییم مهدی شهید شده است. خانم حضرت زهرا چادرش را کنار زدند و من پیکر مهدی را صحیح و سالم دیدم. گفتم سه سال پیش شهید شده، چرا پیکرش سالم است که گفتند مهدی، چون پیش من بوده، سالم مانده است. مشابه این خواب را همان شب مادر شهید می بینند. خواب را در ایام فاطمیه می بینیم. مهدی آدم جدی و خشکی نبود و امروزی بود، با این حال بنده دنیا
ماجرای تصویری از مدافعان حرم که همه در آن شهید شدند
. بعد به تهران آمد. حالا سال ها است ساکن کرج هستیم. پدرم کارگری می کرد. کارگر کارخانه آرد بود. کارخانه به مشکل خورد؛ تعدیل نیرو کردند. پدر با 16 سال سابقه لاجَرم اخراج شد. چاره ای نبود؛ مُغنی شد. برای مردم چاه می کَند. تابستان ها من هم وردست ش بودم؛ کمک می کردیم بهرحال. خدابیامرز خیلی درس ها را به من همان تهِ چاه داد! اوایل چرخ چاه بود؛ بعد ها بالابر آمد. یک نشیمن گاه درست می کردیم برای
شهیدی که از زمان دفن خودش خبر داد
عراقی ها آب می شد. توی چاله نیم متری بودند. دو سه بار حسن خواست بلند شود، حمید سرش داد زد که: بگیر بشین چند دقیقه بعد خمپاره خورد وسط چهارتایی شان، یک ترکش خورد بالای چشم حمید. افتاد جلوی پای حسن. سه تا ترکش زیگزاگی هم خورد توی سینه حسین و او هم افتاد کنار احمد. لحظه های آخر حسین بود. حسن به احمد گفت: حسین که شهید شد، بیا حمید رو که فعلاً زنده است ببریمش عقب. حمید را رساندند به
روز مادر در تقویم 99 + چند پیام تبریک و کارت پستال زیبا
در دنیا عاقبت بخیر می شوی نه در آخرت و سپس به امیر المومنین می گویند اگر از من رضایت دارید دست هایت را رو به آسمان بالا ببر و بگو من فاطمه را حلال می کنم. با چند پیام تبریک متنی و تصویری زیبا برای روز مادر و زن همراه باشید. تو یِجایی تو قَ♥️لبَم داری کِه هیچکَس نمی تونِه داشته باشِه روزت مبارک مامانم در لبخند تو چیزی ست که با من سخن می گوید
همچو مولا، اربا اربا
برایم وجود نداشت، برای همین پشت سر یک ماشین در حرکت بودم، سردار سلیمانی بعد از تمام شدن صحبتش رو به من کرد و گفت، راننده ماشین جلویی را می شناسی؟ گفتم نه حاجی، چطور مگه؟ حاج قاسم گفت، زمانی تلفنی صحبت می کردم متوجه شدم ماشین نوربالا بود و چشم راننده جلویی را اذیت کردی، این دین بر گردن تو می ماند، این دین را چطور می خواهی ادا کنی؟ من از این همه دقت سردار سلیمانی تعجب کردم، درست در همان زمانی که در مورد مسئله مهمی چون آزادی حلب صحبت می کرد، حواسش به تضییع نشدن راننده خودرو جلو هم بود و این بزرگی و ابعاد مختلف شخصیت سردار دلها را بیش از پیش مشخص می کند. ...
6 داستانک جالب را برایتان آورده ایم
واگذار کنند. بعد از چند سال دو برادر با پول و پارتی و غیره توانستند سهم علی آقا و پنج خواهر خود را از آن خود کنند. برات که از همه کوچک تر بود بعد از یک سال سرطان گرفت و فوت شد. برادر دوم رضا دو پسر جوان خود را بر اثر تصادف از دست داد. س. پ. ع/ 7920---0915 دخترک نگاهش را به آسمان دوخته بود. او خیلی دوست داشت خدا را ببیند چه شکلی است. ناگهان نوری را دید که به صورت کلمه زیبای ا
گفت وگو با دختر متفاوت یکی از شهدای غواص عملیات کربلای 4/ گل قشنگم لیلا را به خدایم می سپارم
گیر می دهند روسریی تو جلو بکش یا چرا این لباس را پوشیدی. درآنجا دوست داشتم یک چوب جادو داشتم تبدیل می شدم به بابام و می گفتم: چی میگی آقا!!!دخترم برو هر جور دوست داری اروند رو تماشا کن. متأسفانه فضای بدی ساختن و جالبه همان جا در حین قدم زدن من، یکی دوید دنبالم که خانم خانم روسری تو درست کن. من خنده ام گرفته بود گفتم: دغدغه رو . انگار نه انگار این آدم بعد از 32 سال آمده جایی که باباش راه رفته، راه
پای دردِ دل زنان زندانی قرچک با 25 سال حبس
شعار سال: ندامتگاه شهرری معروف به زندان قرچک ورامین مخصوص نگهداری زنان است. در حقیقت اینجا هم زندان هست و هم نیست. در زندان زنان اکثر کارها حتی آشپزی توسط زنان انجام می شود، حتی اخیرا مدیریت آن را یک زن برعهده گرفته است. این زندان اگرچه مانند همه زندان ها اندرزگاه های مختلف، زندانبان، مددکار، روانشناس، دیوارهای بلند و روزهای دلتنگی دارد، اما یک تفاوت نیز دارد و
راهکار عجیب ژاپنی، برای مقابله با اژد های تنهایی
دختر برایم فرستادند. لازم است بگوییم که، این اجاره ها به صورت ساعتی و یا روزانه است. بعد از اتمام زمان مشخص شده، دیگر نه همسری می ماند و نه دختری.. نیشیدا می گوید: آن زن و دختر که سفارش داده بودم، برای من ارسال شد و ما خانوادگی برای شام به رستوران رفتیم. وقتی به رستوران رفتند، آن زن و دختر از او پرسیدند اخلاق خانواده ات چطور بوده تا ما هم مانند آن ها با تو رفتار کنیم؟! مثل
خواهرا، برادرا، من دستفروشم از متروی تهران
اند یا بیمه اش نمی کرده اند. بعد از سرخوردگی از پیداکردن کار، به دستفروشی رو آورده: دستفروشی بهتر از کار تو شرکتیه که هزار تا آقابالاسر داشته باشی و ... تکتم جنس ها را گزینشی انتخاب می کند و به دوستش سفارش می دهد تا از ترکیه برایش بفرستد و با اینکه پولِ بار هم می دهد، باز برایش به صرفه تر است: اگر جنسم رو از بازار تهران بگیرم فقط لِیبل تُرک دارن و کیفیت شون افتضاحه. من باید جنس خوب بیارم
مرد همسرکش دستش رو شد
دچار اختلاف شدیم. روز حادثه هر دو برای انجام کاری از خانه بیرون رفتیم که مثل همیشه بحثمان شد؛ به همین دلیل خیلی زود به خانه برگشتیم. دعوای ما ادامه داشت و درحالی که به شدت عصبانی بودم او را خفه کردم و جانش را گرفتم. وقتی به خودم آمدم که دیدم همسرم بی جان روی زمین افتاده است. ساعتی بالای سر جسد او نشستم و اشک ریختم. بعد از آن تصمیم گرفتم جسد را به بیرون از خانه منتقل کنم. وی ادامه داد: از
نذر یکساله در مسجد جمکران/از حضرت زهرا برای زندگی ام کمک خواستم
آنها سفارش می گرفتیم. صبح می رفتیم کارگاه و آخر شب برمی گشتیم. خدا را شکر اوضاعمان بد نبود. روزهای خوبی بود. من فقط صدای چرخ را می شنیدم. هنوز یک سال از زندگیمان نگذشته بود که دیدم بچه های کارگاه دارند در مورد یک گروهی به اسم داعش حرف می زنند. راستش من خیلی ترسو بودم، می شنیدم که بچه ها از سر بریدن حرف می زنند. برای همین از بچه ها خواهش کردم که کسی توی کارگاه از داعش حرف نزند. صحبت بچه ها این بود که
نصیری: از طرف زنوزی گفتند بیاتلو بچه پررو است و می خواهیم برکنارش کنیم/ به من گفتند یک کاری کنید تیم ...
/> من تبریز آمدم و قرارداد بستم ولی دو روز بعد به آقای بیاتلو زنگ زدم و گفتم که آقای فکری با من تماس گرفته و با اینکه شما را دوست دارم اما می خواهم در نساجی بازی کنم. من حدود یک ماه الی 40 روز در نساجی بودم که به یکباره بیاتلو با من تماس گرفت و گفت که بدجوری دست من را در پوست گردو گذاشتی، من الان به تو نیاز دارم و اگر مردی الان باید رفاقتت را ثابت کنی. گفتم که مرا در لای منگنه نگذار. گفتم باشه و