سایر خبرها
مردی با برق رفیقش را کشت
حادثه 24 - مرد معتاد که متهم است دوستش را با وصل کردن سیم برق به پایش به قتل رسانده بزودی محاکمه خواهد شد. حدود 2 سال قبل مأموران پلیس از پیدا شدن جسد پسر جوانی در یک خرابه باخبر شدند. نخست تصور می شد وی به علت مصرف زیاد مواد مخدر جان باخته است اما وقتی جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و تحت بررسی قرار گرفت علت مرگ برق گرفتگی عنوان شد با شناسایی هویت مقتول به نام سهراب؛ مادر وی به مأموران گفت
قتل دوست معتاد با وصل کردن برق
قلم | qalamna.ir : گروه حوادث: مردی که متهم است دوستش را با جریان برق به قتل رسانده، در حالی پای میز محاکمه می رود که اتهامش را منکر شده است. دو سال قبل جسم بی جان مرد جوانی در منطقه ای مخروبه در تهران پیدا شد. با انتقال جسد به پزشکی قانونی و شناسایی مادر متوفی به عنوان ولی دم، تحقیقات در این زمینه آغاز شد. مادر این جوان که آرش نام داشت، به مأموران گفت: پسرم به مواد مخدر اعتیاد داشت و
مهاجرت از تهران، شرط بخشش قاتل
قتل رسیده است. طبق اظهارات شاهدان، پسر دایی مقتول به نام پوریا عامل این جنایت بوده که پس از درگیری اقدام به فرار می کند. هویت متهم جوان به تمامی واحد های گشت اعلام شد. تا اینکه چند روز بعد پسر 20 ساله در مخفیگاهش شناسایی و دستگیر شد. پوریا در تحقیقات اولیه به جنایت اعتراف کرد و گفت: قصدم قتل نبود، فقط می خواستم از پسر عمه ام امیر زهرچشم بگیرم. مدتی بود که امیر با ارسال پیام
مقتول قصد مزاحمت داشت
جوانی بالای سرش گریه می کرد. همزمان با انتقال پیکر زخمی پسر جوان به بیمارستان قاضی مصطفی واحدی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل به تحقیق پرداختند. نخستین بررسی ها نشان داد قاتل به همراه دختر مورد علاقه اش داخل پارک نشسته بوده که مقتول وارد پارک شده و با قاتل درگیر شده است. دختر مورد علاقه متهم در بازجویی ها گفت: شش
فرار شبانه دختر 16 ساله از دست بردارش
مشت و لگد گرفت و کتکم زد، در این شرایط بود که من در یک فرصت مناسب از خانه فرار کردم و تا نیمه شب در کوچه و خیابان سرگردان بودم و به دنبال سرپناهی می گشتم تا شب را در آن جا سپری کنم. در این هنگام با رامبد تماس گرفتم و ماجرای فرارم را برایش بازگو کردم. حدود نیم ساعت بعد فیروزه و مادرش به دنبالم آمدند و مرا به خانه خودشان بردند. مادر رامبد ابتدا با پلیس 110 تماس گرفت و موضوع فرارم را به آن ها توضیح داد و امروز صبح هم به همراه مادر رامبد به کلانتری آمدیم و ... در واقع نمی دانم اگر آن شب در کوچه و خیابان سرگردان می شدم چه بلایی برسرم می آمد در حالی که برادرم من و رامبد را تهدید به مرگ می کند و .... ...
دختر متهم به قتل، در تعلیق میان آزادی و مرگ
/> خیلی وقت ها با هم میهمانی می رفتیم و شب قبل از حادثه هم باز با هم میهمانی بودیم. همان شب من متوجه شدم که مقتول با پسر مورد علاقه من دوست شده است. آن پسر برایم ارزش نداشت؛ اما من از مقتول ناراحت شدم، چون او دو سال دوست صمیمی من بود و نباید با این کارش به رفاقتمان خیانت می کرد. متهم ادامه داد: با اینکه خیلی ناراحت بودم اما تصمیم گرفته بودم اهمیت ندهم و فقط می خواستم دیگر با مقتول کاری
قاتل ناپدری از زندان آزاد شد
توانستم شکنجه و آزار های مادرم را ببینم به همین خاطر تصمیم گرفتم با خوردن قرص خودکشی کنم، اما زنده ماندم. این گذشت تا اینکه روزی سراغ ناپدری ام رفتم و با او درگیر شدم. در آن درگیری پرویز را هل دادم که سرش به زمین خورد و بیهوش شد. وقتی خبر فوت او را شنیدم همراه مادرم فرار کردم و شب ها را در خیابان می گذراندیم تا اینکه پلیس مرا دستگیر کرد. با اقرار های پسر جوان وی در شعبه چهارم دادگاه
آزادی قاتل ناپدری پس از 16 سال کابوس
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، این زندانی که اکنون 38 سال دارد، سال ها قبل به اتهام قتل ناپدری 50 ساله اش دستگیر و محاکمه شد. وقتی پیمان در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه ایستاد، اتهام قتل را قبول کرد و مدعی شد در یک درگیری ناپدری اش را هل داده و سرش به دیوار خورده است. پسر جوان درباره انگیزه خود از این قتل گفت: من بچه بودم که پدر و مادرم از
آزادی قاتل ناپدری بعد از 16 سال
به گزارش صبحانه بلاتکلیفی پسری که 16 سال پیش در حمایت از مادر خود ناپدری اش را به قتل رسانده بود، پایان یافت و حکم آزادی اش از سوی دادگاه کیفری استان تهران صادر شد. این مرد جوان که زمان ارتکاب جرم 22 ساله بود، حالا به دلیل سال ها ماندن در زندان دچار مشکلات شدیدی شده است. او درنهایت با رضایت اولیای دم و قبول درخواست اعسارش از سوی دادگاه کیفری استان تهران آزاد می شود. پرونده سیاوش 16 سال
از واقعیت فرار نمی کنم
آینده ام را با او می دیدم. پیک موتوری یک رستوران بودم. یک روز که در حال بردن غذا بودم، دختر مورد علاقه ام را همراه پسری دیدم. سد راه شان شدم. آن دختر مدعی شد پسر جوان مزاحمش شده است. پسر جوان شوکه شده بود و می گفت دوست پسر او است. خشم جلوی عقلم را گرفته بود، چاقویی که در جیبم بود را بیرون آوردم و چند ضربه به آن پسر زدم. بعد دختر مورد علاقه ام را سوار کرده و مقابل خانه شان رساندم و به رستوران بازگشتم
قتل رزمی کار مشهدی در پارک / قاتل جوان پس از 5 سال اعتراف کرد + عکس
مخفیگاه او را زیر نظر گرفتند. وقتی حضور متهم به قتل فراری در یک خانه اجاره ای محرز شد، کارآگاهان عملیات دستگیری را با فرماندهی سرهنگ بهرام زاده (رئیس اداره جنایی آگاهی) آغاز کردند و او را صبح روز گذشته در یک عملیات ضربتی به دام انداختند. این جوان متهم به قتل که اکنون 30 سال دارد، در بازجویی های تخصصی ضمن اقرار صریح به جنایت گفت: آن شب در مغازه یکی از دوستانم در بولوار امامت مشهد
پرداخت دیه و تغییر محل زندگی شرط بخشش قاتل
روز قبل پدر و مادر مقتول به دادسرای امور جنایی تهران آمدند و اعلام کردند قاتل را با دو شرط می بخشند. مادر مقتول گفت: قصد داشتم پسر برادرم را که پسرم را به قتل رسانده بود قصاص کنم، اما متوجه شدم که او توبه و اظهار پشیمانی کرده است. به همین خاطر من و شوهرم تصمیم گرفتیم با دو شرط او را ببخشیم. اولین شرط اینکه او باید دیه پسرم را پرداخت کند تا با پول آن ما عمل خیری که در نظر داریم انجام دهیم
اعتراف به توطئه قتل مادر مهربان مشهدی + عکس صحنه بازسازی قتل
2 مرد مشهدی به طرز هولناکی مادرشان را به قتل رساندند.ساعت 12 ظهر روز سه شنبه را نشان می داد که خودرو شعبه ویژه رسیدگی به عمد دادسرا به همراه تیم های پلیس آگاهی در خیابان امام خمینی(ره) 63 حضور پیدا کردند. به گزارش رکنا، 2مرد جوان دستبند زده وارد خانه ای شدند که چند هفته قبل در آن جنایتی هولناک رخ داده بود. متهمان که هر 2 برادر بودند در بیستم آبان مرتکب جنایتی وحشتناک شده بودند که کمتر
پسرپولدار دوستش را با سیم برق دار زد / در شرق تهران
رها کردم. من حرف های مادرم را قبول ندارم و نمی دانم چرا این حرف ها را علیه من مطرح کرده است. در حالیکه پرونده شخصیتی ساسان نشان می داد او سابقه خشونت دارد برایش کیفرخواست صادر و پرونده اش به شعبه 11 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا وی به اتهام قتل دوستش محاکمه شود. این در حالی است که اولیای دم برای وی حکم قصاص خواسته اند.کند حوادث اختصاصی رکنا را اینجا بخوانید:
چشم به در و گوش به زنگ
مثبت را از پدر مریم می گیرد، به محمدرحیم تلگراف می دهد و پسر هم از فرمانده برای چند روز مرخصی می گیرد تا مراسم عقد را برگزار کند. مریم می گوید: محمدرحیم باید 15 فروردین ماه به جبهه برمی گشت. از این رو مراسم با حضور خانواده برگزار شد و فرصتی برای دعوت کردن مهمان نداشتیم. آن ها 2 سال و 4 ماه در دوران عقد بودند. 2 ماه پرستار همسرم بودم فردای آن روز محمدرحیم به مدت 2 ماه به جبهه می رود
چرا برخی کارتن خواب ها تمایلی به حضور در گرمخانه ها ندارند؟/ گلایه از رفتار نامناسب کارکنان گرمخانه ها ...
های خاوران و شوش سپری کرده بود درباره رفتار زننده برخی از کارکنان گرمخانه ها به خبرنگار ما می گوید، به دلیل اینکه تازه از شهرستان برای کار به تهران آمده بودم و هنوز مزدی از کارفرمایم دریافت نکرده بودم و به دلیل اینکه دیگر رویم نمی شد شبها به منزل اقوام و آشنایانم بروم مجبور شدم چند شبی را در گرمخانه های خاوران و شوش سپری کنم؛ اما بعضا با رفتار تند برخی از کارکنان آنجا مواجه می شدم که به چشم متهم ما
چیزی نگویید، مختصات زخم را دارم!
عاشقی هم عشقش را یک طور نشان می دهد، حکیم دوربین برداشته و از پیکر مهدی عکس انداخته بود؛ از لب های خندانش، از شکم شکافته و دل و روده ی بیرون زده اش، از داخل قبر گذاشتنش! خب من همین عکس ها را دیدم، هر شب منتظر می ماندم او دل سیر پای عکس ها بنشیند و گریه کند بعد که خواب میرفت من شروع میکردم، تا اینکه راستی راستی دیوانه شدم، سال ها نه مادر بودم نه زن زندگی، حکیم خودش به بچه ها رسیدگی میکرد.
اعتراف به قتل برای جای خواب
جایی برای ماندن نداشتم به دروغ به نگهبانی که در آن اطراف بود گفتم که با چند نفر درگیر شدم و کسی را کشته ام تا بتوانم جایی برای ماندن داشته باشم. نمی دانستم شب کجا بخوابم و چکار کنم که ناگهان این ایده به ذهنم رسید و این دروغ را گفتم. آن موقع شب آنجا چکار می کردی؟ با مادر و خواهرم از شهرستان محل زندگی مان که در غرب کشور است با خودرو خودم راهی تهران شدیم. قرار بود به خانه خواهرم برویم که
جوان 20 ساله: به قتل اعتراف کردم تا در زندان بخوابم!
دانستند من جایی را بلد نیستم با وجود این مرا گذاشتند و رفتند. خیلی از برخورد آنها رنجیدم و ناراحت شدم. درحالی که در خیابان پرسه می زدم چشمم به کارگاهی افتاد و چون جایی برای خواب نداشتم تصمیم گرفتم در کارگاه را بزنم و شب را در آنجا بخوابم. وقتی نگهبان در را باز کرد از او خواستم اجازه بدهد تا شب را در آنجا بخوابم. اما او قبول نکرد و من به دروغ گفتم با چند نفر درگیر شده ام و دست به جنایت زدم. با خودم گفتم
جدال خونین دو دختر تهرانی بر سر یک پسر/ ملیکا چاقو را به گلوی مهسا فرو کرد
وقت ها با هم مهمانی می رفتیم و شب قبل از حادثه هم باز با هم مهمانی بودیم.همان شب من متوجه شدم که مهسا با دوست پسر من دوست شده است.خیلی ناراحت شدم. دعوای دو دختر تهرانی از کری خوانی در اینستاگرام شروع شد چرا ناراحت شدی؟دوست پسرت را خیلی دوست داشتی؟ نه اصلا او برایم ارزش نداشت و برایم مهم نبود.اما من از مهسا ناراحت شدم چون او دو سال بود دوست صمیمی من بود و نباید با
قتل دانشجوی خوش تیپ مهندسی در شهریار / جسد کجا بود؟! + فیلم و عکس اختصاصی
جسد دانشجوی مهندسی کامپیوتر در حالی در یک در شهریار کشف شد که دهان او را چسب زده و به قلبش چاقو زده بودند. به گزارش اختصاصی خبرنگار رکنا،آبان ماه سال قبل پسر جوان اهل شهریار به نام مهدی با پدر خود تماس گرفت و گفت شب را به خانه نمی آید و با یکی از دوستانش قرار دارد.اما بعد از آن تماس،مهدی محمدی به طرز مرموزی ناپدید شد و روز بعد پدر و مادرش جسد او را در لبنیاتی محل کارش کشف کردند.با گذشت
اعتراف دروغ به قتل جوان خواب آلود در تهران + عکس
3 سال قبل از هم طلاق گرفتند و من در کنار مادرم زندگی می کنم. با اتوبوس به تهران آمدی؟ نه، با خودروی پرشیا خودم به تهران آمدم. تصادف کردی؟ چندی قبل با خودرویم تصادف کردم و بخاطر آسیبی که پرده گوشم رسید 110 میلیون تومان دیه گرفتم. الان به چه جرمی دستگیر شدی؟ به دروغ گفتم دست به قتل زدم. یعنی نیستی؟ نه .
اخبار حوادث روز، 99/11/07
شده است. مردی که در یک درگیری و برای انتقام با اسیدپاشی موجب سوختن دو نفر می شود. البته در گزارش آمده مرد متهم در دادگاه، منکر اسید پاشی شده است... در ادامه گزارش های اخبار حوادث آمده؛ پسری جوان برای اینکه بتواند جایی برای خواب پیدا کند به ایستگاه پلیس رفته و به دروغ به قتل اعتراف کرده است. بعد از هماهنگی های قضایی پسر 20 ساله بازداشت و برای تحقیقات به اداره آگاهی منتقل شد
جنایت هولناک شبانه به قتل ختم شد
های وی و اظهارات همکارانش در این خصوص که شب جنایت وی در رستوران نبوده و ساعت 3 بامداد برگشته است همچنین هذیان گویی های عجیب وی در خواب که از یک جنایت خبر می داد باعث شد تا متهم 32 ساله راز جنایت را برملا کند. او گفت: حدود سه ماه قبل با رویا آشنا شدم. اوایل به من گفت که مجرد است، من هم به او علاقه مند شدم، اما وقتی گفت متأهل است و نمی تواند با من ازدواج کند خیلی عصبانی شدم. شب حادثه ماده
عاقبت تلخ فرار دختر نوجوان از دست ناپدری
بدن مونا را تأیید کرد و بدین ترتیب دختر نوجوان برای تحقیق و بازجویی به پلیس آگاهی منتقل شد. وی گفت: چند سال قبل پدر و مادرم از هم جدا شدند و من همراه مادرم زندگی می کردم. تا این که مادرم با مرد جوانی ازدواج کرد و بهاره به دنیا آمد. ناپدری ام با من بد رفتاری می کرد و مادرم هم اعتراضی نمی کرد به همین خاطر من هم برای اذیت کردن او و مادرم با بهاره از خانه خارج شدم. بعد با دوستم سینا تماس گرفتم و خواستم
تأیید حکم قصاص پسر خاله جنایتکار
پسر جوانی که به خاطر عشق به دخترخاله اش، همسر وی را به قتل رسانده بود در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت. عصرکاسپین /رسیدگی به این پرونده از تیر سال 95 با گزارش آتش سوزی یک خودرو در کمربندی پل فیروزآباد شهر ری آغاز شد و پس از آنکه مأموران در صحنه حاضر شدند با جنازه سوخته مرد جوانی مواجه شدند که بررسی های اولیه نشان می داد او پیش از سوختن در خودرو با چاقو به قتل رسیده است. در ادامه جسد
پلیس اینترپل در جست و جوی 3 قاتل فراری
این ماجرا، تلاش پلیس برای ردیابی 3 متهم فراری به نتیجه نرسیده و روشن شد آن ها احتمالاً به افغانستان گریخته اند. به این ترتیب برای جمعه و 3 متهم فراری به صورت غیابی به اتهام مشارکت در قتل کیفرخواست صادر و پرونده به شعبه 17 دادگاه کیفری تهران فرستاده شد. در جلسه محاکمه پدر و مادر قربانی و همسر وی که قیم پسر خردسالش است، برای هر 4 متهم درخواست قصاص کردند. پس از آن جمعه به جایگاه رفت و ضمن
گفت و گو با آدم کشی که برای خودنمایی مرتکب قتل شد!
زدم! به مدت دو سال همه چیز را کنار گذاشتم، ولی مدام خبر می آمد که فلانی پشت سرت حرف می زند! چند بار نادیده گرفتم، ولی آخر مجبور شدم او را ادب کنم. وقتی در کار خلاف و خودنمایی افتادی، اگر داخل گور هم بروی، دیگران نمی گذارند! تا به حال عاشق شدی؟ بله، تاکنون دو بار عاشق شدم! اولین نفر یک دختر 17 ساله بود که وقتی تحقیق کردند و شنیدند از اراذل و اوباش هستم دخترشان را ندادند! تو