واکنش مهدی کروبی به کاندیداتوری تاجزاده + عکس
سایر منابع:
سایر خبرها
از ادعای آشنا در مورد فایل صوتی ظریف تا نشانه های مثبت در وین و منطقه
کاندیداتوری تاج زاده روایت کرد.محمدعلی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز در پستی اینستاگرامی نوشت: این عکس امروز آقای کروبی است. از بیمارستان به خانه رفته است. دیروز بعد تلفن آقای خاتمی، من هم با این مرد نازنین صحبت کردم. خاطراتی گفت شیرین. با حافظه مثال زدنی.هر دفعه در این چند ماهه که صحبت می کردیم شوخی، جدی از من می خواست که من هم بروم ثبت نام کنم برای ریاست جمهوری. شیخ هم میدانست این قدر عاقل هستم که شوخی
اصلاح طلبان قصد "تحریم خاموش انتخابات 1400" را دارند
/> همچنین است که باید دانست ثبت نام احتمالی تاجزاده در انتخابات 1400 اولا توهین به شعور مخاطب است زیرا یک متهم امنیتی با سابقه دستگیری و حبس هرگز واجد هیچ صلاحیتی برای حضور در مناصب انتخابی کشور نیست و امروز حتی نوجوانان دبیرستانی هم این حقیقت ساده را می دانند. ثانیا ثبت نام تاجزاده توهین به شعور همه آنانی است که در فتنه سال 88 زیر پرچم همین افراد و در قالب "جنبش سبز" علیه قانون و حاکمیت
چند نکته درباره کاندیداتوری تاجزاده
مجازی گفت وگو به طور موازی شدند؛ چراکه هنوز ساعتی از آغاز گفت وگوی آزاد با مصطفی تاجزاده با عنوان چرا نامزد شدم؟ نگذشته بود که جمعیت مخاطبانی که مشتاق شنیدن در این باره بودند، از سقف 8000 نفری که هر یک از اتاق های مجازی کلاب هاوس گنجایش دارند، گذشت و طی ساعات بعد، به گفته گردانندگان این نشست برخط انتخاباتی، این تعداد به حدود 20 هزار نفر در این شبکه اجتماعی و چند هزار نفر دیگر در فضاهای مشابه در
نقدهایی که آقای تاجزاده بی پاسخ گذاشت!
پایگاه خبری جماران: شب هشتم اردیبهشت، در بستر کلاب هاوس، آقای تاجزاده در اتاقی با نام چرا نامزد شدم؟ حضور یافت تا دیدگاه خود دربارهٔ چراییِ حضورش را تبیین و به سؤالات پرسشگران پاسخ دهد. ایشان در ضمن مباحث خود به برخی مشکلات فعلی کشور اشاره کرد و ریشهٔ پیدایش و به تبع آن، راه کار حل آن ها را در چند مورد بیان کرد: مشکل اول: نظارت استصواب؛ راه کار: حذف آن. مشکل دوم
حجت الله علی محمدی؛ چاپچی که می خواست طبیب باشد
دوازدهم بروم و رویای دکتر شدن را در سر می پروراندم. تازه خداوند به ما پسر اولم را داده بود، که همسرم از این همه مشغله گله کرد و متعجب از من پرسید که چرا زن گرفته ام؟ من نیز گفتم که هدفم دکتر شدن است، او نیز با اعتراض گفت من می خواستم زن کارگر شوم وگرنه از اول زن دکتر می شدم. من به صحبت هایش فکر کردم و دیدم درست می گوید. رضا شاه کبیر! سردبیر ماهنامه ی ارتش افسر جوانی بود که
مدعیان اصلاحات با دروغ خانه ملت را به توپ بستند
افراطیون اصلاح طلب و از مجرمان امنیتی فتنه 88 در شبکه اجتماعی کلاب هاوس پرداخت و نوشت: تاجزاده اگرچه طول چند ساعت نشست اخیر چرا نامزد شدم؟ نیز سعی کرد با توانایی بالایی که در فن خطابه و نطق سیاسی و بحث و مناظره از او می شناسیم، به نحوی از پاسخ صریح طفره برود و در عوض، دیدگاه و تحلیلش را درباره اوضاع مملکت و شرایط انتخابات پیش رو تشریح کند اما یکی، دو جا، تلویحا از این گفت که نسبت به احتمال ناچیز
کتابی درباره نخستین شهید اروپایی دفاع مقدس به انگلیسی ترجمه شد
حرم گلزار شهدای علی بن جعفر (ع) به خاک سپرده شد. در بخشی از این کتاب از زبان همسر شهید آمده است: در یکی از روز ها به من گفت که می خواهم به سوریه بروم. گفتم به خاطر فرزندمان محمدحسن نرو، چون از ناحیه بینایی مشکل داشت. گفت: امام خامنه ای فرمودند اگر به سوریه نروید، باید در همدان و کرمانشاه با داعش بجنگید. آیا به این امر راضی هستی؟ من هم به رفتنش راضی شدم. بالاخره پس از طی کردن دوره
رزمندگان توجه ویژه ای به شرکت در نماز جماعت صبح داشتند
عصبانیت به یکی از آنها گفتم: ما کوتاهی کردیم که رفتند و آقای بهشتی را شهید کردند! ولی مردم اصلاً اعتنایی به این صحبت ها نداشتند. دفاع پرس: آموزش خاصی برای سلاح آرپی جی دیده بودید؟ نه، همان آموزش هایی که قبلاً دیده بودم. حتی هیچ دفعه آرپی جی شلیک نکرده بودم؛ چون آن روزها آرپی جی خیلی کم بود. در دوره ها یک گلوله آرپی جی می زدند؛ که آن هم بیشتر، خود مربی ها شلیک می کردند و به
اشک های مرد افغانستانی روی آنتن زنده
شهر زیبا ، ویژه برنامه رمضان 1400 که از شبکه پنج سیما روی آنتن می رود میزبان جوانی افغانستانی شد که اگر نتواند تا شش ماه دیگر مدارک اقامتش در ایران را بگیرد، دختری را که دوست دارد از دست خواهد داد. این جوان که سبحان نام داشت در پاسخ سوال مصطفی امامی، مجری شهر زیبا که از او خواست اتفاقی را که رخ داده است، توضیح دهد، گفت: پدرشان گفتند اگر پافشاری نکنی هم به نفع خودت است و هم به نفع دخترم
قتل پسر کفاش به خاطر بدهکاری
عامل قتل پسر کفاش پس از 13 سال زندگی با کابوس مرگ سرانجام از سوی اولیای دم بخشیده شد و به زندگی برگشت. این پرونده از بهمن سال 87 با گزارش ناپدید شدن پسر جوانی به نام امید در دستور کار پلیس قرار گرفت. پدر امید به مأموران گفت: پسرم در تولیدی کفش کار می کند و از دیروز ساعت 6 عصر که با موتورش از خانه خارج شد دیگر برنگشت. چند ساعت بعد مرد ناشناسی تماس گرفت و گفت تلفن همراه پسرت و
ورود تاجزاده به انتخابات، فرار رو به جلو اصلاح طلبان است
ابتدا در همه انتخابات ها این چنین بود که به تعبیر "دیگی که برای ما نمی چوشد برای هیچ کس نمی خواهیم بجوشد" و این سیاست را دنبال می کنند که هر وقت نتیجه انتخابات به نفع آنها نیست و یا نامزد آنها امکان موفقیت ندارد، چند نفر از افرادی که می دانند ردصلاحیت می شوند را مطرح می کنند تا ثبت نام کنند و بعد که رد صلاحیت شدند می گویند ما نامزدی نداشتیم که مردم به ما رای بدهند. ترقی با اشاره به
دبیر: کل بودجه کمیته المپیک خرج یک سفر ما هم نشد!/ من که نمی توانم به جای سوریان رایزنی کنم
آمدند و رای نیاوردند. بحث اصلی خود شخص است. به من گفتند خودت بیا اما گفتم حمید سوریان شایستگی بیشتری از من دارد. مزدوران به لالوویچ گفته بودند سوریان عصبی است! دبیر ادامه داد: اگر قرار باشد همه جا من بروم خب من هم مثل قبلی ها می شوم. جدیدی واقعا زحمت کشید اما یکسری مزدور نگذاشتند او رای بیاورد. جدیدی کلا 8 ماه محروم بود خب اگر دوپینگی بود که 4 سال محروم می شد، بعد هم آمد و مدال های جهانی
نه با وزارت ورزش مشکل داریم نه با کمیته ملی المپیک/ حرفی نمی زنم که بیخودی دل مردم را خوشحال کنم
گفتم حمید سوریان شایستگی بیشتری از من دارد. مزدوران به لالوویچ گفته بودند سوریان عصبی است! دبیر ادامه داد: اگر قرار باشد همه جا من بروم خب من هم مثل قبلی ها می شوم. جدیدی واقعا زحمت کشید اما یکسری مزدور نگذاشتند او رای بیاورد. جدیدی کلا 8 ماه محروم بود خب اگر دوپینگی بود که 4 سال محروم می شد، بعد هم آمد و مدال های جهانی گرفت. درباره حمید سوریان هم یک جایی ما هستیم اما خود او نیز باید
آنچه از مصاحبه ظریف شنیده نشد
کردیم که من و خانم اشتون جلسه را افتتاح کنیم و بعد جلسه را ترک کنیم و معاونین مذاکره کنند. در ساختمان بمانیم و هر زمان نیاز بود، معاونین بیایند (و تایید بگیرند). و در تمام موارد هم مذاکرات اصلی را خود وزرا انجام دادند، مخصوصا آقای کری. خوب ما رفتیم به جلسه، سالن پشتی شورای امنیت، که من فکر می کنم هنوز چهار هفته نبود که وزیر بودم... رفتیم نشستیم در جلسه، خوب، من اول صحبت کردم برای این ها و در همان
انکار آزار دختر جوان در دادگاه
کنم. در تمام این سال ها مراقبش بودم و با اینکه علاقه ای به درس و مدرسه نداشت با این حال انقدر تلاش کردم تا توانست دیپلمش را بگیرد. زن جوان گفت: مدتی قبل متوجه شدم دخترم با پسری به نام بهنام تلفنی صحبت می کند خیلی ترسیدم و نگران شدم به همین خاطر با یک مشاور صحبت کردم و او به من گفت اجازه بدهم زیر نظر خودم به این ارتباط ادامه دهد. من هم قبول کردم و چندباری هم همدیگر را در حضور خودم ملاقات
فعالان سیاسی درباره ی کاندیداتوری تاجزاده چه می گویند؟
قای تاجزاده در واقع سابقه ی سوئی، دزدی و اختلاس که نداشته است. هیچ جرمی به جز فعالیت سیاسی هم مرتکب نشده است و اتهام ایشان فقط سیاسی بود. او افزود: وقتی مدعی انتخابات آزاد هستیم. وقتی کسی جرمی مرتکب نشده است، چه ایرادی دارد نامزد شود. ایشان حتی اگر امروز زندانی بود؛ باز هم می توانست از داخل زندان کاندید شود. حق طبیعی او این بود که بیاید و ثبت نام کند. باید دید تا روز ثبت نام جمع بندی ای
بین 300نفر مرا انتخاب کردند
اولم 1500 تومان بود! امیدی به موفقیت در تست گویندگی داشتید یا همین جوری رفتید؟ بله. به خودم اطمینان داشتم و کلاس هم رفته بودم. بعدها یکی از پنج نفری که داشتند تست می گرفتند، به من گفت که بعد از بیرون رفتن تو، همه مان گفتیم که این باید استخدام بشود. بعدش هم که رفتیم جلوی دوربین تست دادیم و مرا قبول کردند. رئیس تلویزیون آن موقع گفت مدرکت چیست؟ گفتم دیپلم هستم و تازه به دانشگاه رفته ام
دو سلاح، دو جنایت
به شرکتش رفتم و هر بار درخواستم را مطرح کردم اما او هربار وعده و وعید می داد و شرایط سخت زندگی مرا نمی دید. برای همین دفعه سومی که سراغش رفتم، تصمیم گرفتم مسلح بروم و با تهدید او را مجبور کنم به من پول بدهد. با این فکر دو سلاح را که چند ماه قبل از یکی از شهرهای جنوبی خریده بودم، برداشتم و همراه همسرم به شرکت رفتیم. از بخت بد ما منشی شرکت هنوز نرفته بود، به همین دلیل سلاح شاه کش را که کوچک تر بود
اسیدپاشی به شوهر برای مهاجرت
را به خاطر اسیدپاشی از دست دادم و صورتم نیز دچار سوختگی شد. مرد جوان ادامه داد: بعد از این ماجرا خانواده همسرم به دیدنم آمدند و از من خواستند از شادی شکایت نکنم. چون همسرم را دوست دارم و دلم نمی خواست که برای او اتفاق بدی رخ بدهد به همین دلیل از شکایت منصرف شدم. در بیمارستان از من درباره علت سوختگی پرسیدند که به آنها گفتم همسرم این کار را انجام داده اما شکایتی از او ندارم.
پیغمبر غربتی ها
نورعلی شوشتری حسن گاهی شب ها بیرون می رفت. از او سؤال می کردم کجا می روی؟ می گفت می خواهم به مسجد غربتی ها بروم و سخنرانی کنم. ما هم به همین خاطر اسم او را پیغمبر غربتی ها گذاشته بودیم. بعد از مدتی تلفنگرام آمد که درخواست شش نفر نیرو از ما داشتند و از ما خواسته بودند که به آنها اعلام کنیم که در این مأموریت صددرصد شهید می شوند. صبح به نیروها اعلام کردیم چنین تلگرافی آمده، چه
از من خواستند لیونل مسی را راضی بکنم
مقابل اینتر بازی کردیم و سرمربی حریف لئوناردو بود. او بعد از بازی به من گفت که ممکن است سرمربی اینتر بماند یا به عنوان مدیر ورزشی راهی پاریس بشود، اما لئوناردو می خواست روی من تحت رخ دادن هر اتفاقی حساب کند. من در اردوی آرژانتین در کوپا آمریکا بودم و لئوناردو هر روز با من تماس می گرفت تا مرا متقاعد کند به پاریس بروم، اما من آن وقت تصمیم نگرفتم. به محض پایان یافتن رقابت های کوپا روزی خواب دیدم که در تعطیلات با همسرم در حال قدم زدن در اطراف برج ایفل هستیم و بلافاصله برای دادن پاسخ مثبت به لئوناردو با او تماس گرفتم. ...
تاجزاده در کلاب هاوس : می خواستیم خاتمی رئیس جمهور شود، صفایی فراهانی معاون اول/ حمایت از لاریجانی یعنی ...
آزاد با مصطفی تاجزاده شکل گرفته است و خبرنگاران و فعالان سیاسی با حضور تاجزاده، به صورت آزاد تبادل نظر و سوال های خود را از او انجام می دهند. در ادامه به سخنان مطرح شده از سوی تاجزاده در این اتاق اشاره می کنیم: تاجزاده در ابتدای سخنان گفت: حاکمیت تصمیم گرفت با حذف منتقدان، حکومت را یکدست کند و مجلس نهم نتیجه آن بود. در سال 92 فضا تغییر کرد و فضای رقابتی معنا دار شکل گرفت و ثبت نام
چرا بعضی ها با وجود خوبی هایی که داشتند، دشمن پیامبر شدند؟
برای پیامبر است تا برای خدا. بعد یازده آیه ای که در آن می فرماید فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُونِ را خواندم. یعنی انبیا الهی به مردم می گویند از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید یک آقایی مؤمنی که آنجا نشسته بود، وسط صحبت بنده گفت: آقا شما مطمئن هستید که آیه را درست دارید می خوانید؟ پیغمبر می گوید از من اطاعت کن یا می گوید از خدا اطاعت کن؟ گفتم در این یازده آیه دارد می گوید که از من اطاعت کن
روایت عمادالدین باقی از علل و ریشه های کودتای خزنده
برای بخش فکری سپاه مضر هستید. اگر می خواهید در سپاه باشید می توانید بروید عملیات. گفتم من برای دوستان عملیات احترام زیادی قائلم و آنها شرافت دارند چون ما فقط تحلیل می کنیم ولی آنها جانشان را کف دستشان گرفته اند. ولی اگر مجبور باشم که از سپاه خارج شوم یا بروم عملیات از سپاه می روم و اگر خواستم با انتخاب خودم به عملیات می روم. بعد از دلیل مضر بودنم پرسیدم که ایشان گفت شما علیه جامعه
پسرم روزی حلال خورد و حلال از دنیا کوچ کرد + تصاویر
1365 هستم، بیان می کند؛ بنده اهل بابلسر هستم، در 15 اردیبهشت 1386 با همسرم آشنا شدم، دو سه باری تلفنی صحبت کردیم و بعد ازدواج کردیم، دوران نامزدی مان 6 ماه و نیم به طول انجامید بعدش عروسی کردیم و برای زندگی به تهران آمدیم. خانم مهدی پور، ادامه می دهد؛ سال 1389 بود که دخترمان رضوانه خانم به دنیا آمد، یک سال بعد همسرم وارد حوزه هنری شد و به کسب مهارت در زمینه ساخت مستند و فیلمبرداری پرداخت
از کنایه سنگین روحانی اصلاح طلب به مطهری تا جدال بر سر تعویق انتخابات+فایل
حاکمیت شد فریدون عباسی رییس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی کاندیداتوری خود را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد. وی در پاسخ به این سوال که آیا برای خود رقیبی در انتخابات می بینید؟ گفت: من رقیبی در انتخابات ندارم و هر کسی که ثبت نام کند و تأییدیه شورای نگهبان را بگیرد همراه من است و من هم همراه او هستم ضمن اینکه در آینده هم برای ساختن کشور از نظرات همه کاندیداها استفاده خواهم
خاطره هایی از اولین اعزام به جبهه رزمندگان گردان مالک اشتر (1)
ای داشت به نام آقای حسن رنجبر که آن موقع در واحد اطلاعات عملیات سپاه سرپل ذهاب مستقر در پادگان ابوذر بود، وقتی به مرخصی آمده بود آقای اولیایی با ایشان صحبت کرده و به او گفته بود ما را هم به جبهه ببرد و او هم راهنمایی کرده و گفت: شما یک معرفی نامه بگیرید و خودتون رو به پادگان ابوذر برسونید و سه تا اسم داد که اون موقع ما نمیدونستیم چه کاره هستند. اول برادر ناصح (که بعد ها با تشکیل تیپ نبی
گفت وگو با علی براتی گجوان درباره مجموعه داستان آماده ترور باش | انقلاب برای ما یک دیالوگ نو بود
کاری صورت دهند، با جنگ تحمیلی روبه رو شدند. به نوعی جنگ ادبیات انقلاب را بلعید و اجازه تنفس به آن نداد. گفتم باید مجموعه ای نوشته شود که در درجه اول موضوع داستان ها خاص و خوب باشد به طوری که مخاطب هم آن را بپذیرد و هم برایش نو باشد. از طرفی می خواستم داستان هایی بنویسم که نگاهی فراتر از نگاه رسمی - از آن نوعی که در رسانه ملی دیده می شود – داشته باشد. خب، نوشتن حدود 25 داستان با چنین