سایر منابع:
سایر خبرها
اقدام شیطانی با 13 دختر و پسر / اعدام کرکس مشهد + عکس
موتور سوار که 13 دختر و پسر بچه را مورد تجاوز قرار داده بود در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت. به گزارش رکنا، جوان 31 ساله معروف به کرکس موتور سوار که با تشکیل یک باند 6 نفره در مشهد به کودکان و نوجوانان تعرض می کرد در حالی با حکم قاطع دستگاه قضایی خراسان رضوی به محکوم شد که هنوز رسیدگی به بخش های دیگری از جرایم اعضای این باند مخوف همچنان ادامه دارد. ماجرای کرکس موتور سوار در
روایت مصیبت زنان ایزدی، قربانیان بدترین جنایات داعش در سرزمین غرق خون+ تصاویر
جنسی شدم و هر روز توسط مبارز دیگری مورد تجاوز قرار می گرفتم. " او می گوید: "مردی که من را خریده بود یک عراقی به نام ارکان بود. او با 15 مرد زندگی می کرد. آن ها هر وقت خواستند به من و پسر عمویم تجاوز می کردند. " هنگامی که مردان روزی در حال نماز بودند، بشرا و پسر عمویش تصمیم به فرار گرفتند. او گفت: ساعت 5:15 صبح بود که از خانه بیرون رفتیم و شروع به دویدن کردیم. هر وقت مشکوک می شدیم در
ربودن دختر نوجوان برای اخاذی از شوهر سابق!
زن جوان برای اخاذی از همسر سابقش با همدستی شوهر صیغه ای خود نقشه ربودن دختر نوجوانش را طراحی و اجرا کرد. به گزارش وقت صبح به نقل از ایران، رسیدگی به این پرونده با مراجعه مرد جوانی به اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی شروع شد. این مرد که یک برج ساز بود به مأموران گفت: مردی ناشناس دختر 12 ساله ام را از مقابل خانه ام در شاهین ویلا ربوده است. وی در تشریح ماجرا گفت: من و
دختر 16 ساله: به من مشروب دادن و چه بلاهایی که سرم نیاوردند
آن قدر مشروب خورده بودم که از حالت طبیعی خارج شدم و از هوش رفتم. هنگامی که به خود آمدم وضعیت ظاهری نامناسبی داشتم. از ترس و ناراحتی فریاد کشیدم و به سمت تراس آپارتمان دویدم. می خواستم خودم را به پایین پرتاب کنم و به این زندگی نکبت بار پایان دهم اما... دختر نوجوان 16 ساله که برای شکایت از دوست پسر 24 ساله اش به کلانتری مراجعه کرده و در حالی که آثار خودزنی روی دستش نمایان بود، در شرح
افشای قتل هولناک در خانه پدری
. او ادامه داد: حرف های پدرم عجیب و باورنکردنی بود و امکان نداشت که شاهین بی خبر از من به سفر برود. اصلاً برادرم دلیلی برای این سفر نداشت. مدتی صبر کردم و وقتی دیدم برادرم تماسی با ما نگرفت بیشتر مشکوک شدم. او همیشه با پدرم مشکل داشت به همین خاطر به اداره پلیس رفتم و ناپدید شدن برادرم را خبر دادم. به دنبال اظهارات پسر جوان، تحقیقات روی این پرونده متمرکز شد، اما هیچ مدرکی که نشان
پسر جوان 34 گلوله خورد اما زنده ماند!
استان تهران فرستاده شد .در این میان متهم ردیف دوم به طرز مشکوکی جان سپرد و رامین به اتهام قتل طاهر تحت بازجویی قرار گرفت. در جلسه دادگاه چه گذشت؟ جلسه رسیدگی به پرونده شلیک خونین با وینچستر دو روز پیاپی در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران ادامه داشت. در ابتدای جلسه اشکان گفت: من در حال بازگشت به خانه بودم که سه نفر که صورت هایشان را پوشانده بودند به من حمله کردند. آنها
پدر من کارگر است
/> سالهاست دیگر خواستگاری درب خانه ما را به صدا در نیاورده! مادرم به رحمت خدا رفته، من هستم و این چهار دیواری و پدری که یک کارگر ساده و مهربان است، آنقدر مهربان که همه داشته و نداشته هایش را با دیگران تقسیم می کند. اما دختر یک کارگر ساده هم برای ازدواج چَنگی به دل نمی زند! _دختر گلم من خوابم میاد ،تو شامت رو بخور عزیزم.. ساعت 11 بیدارم کن دخترم ،((شب قدره)) امشب میخوام با خدای خودم خلوت
سرقت های سریالی زن شیشه ای از طلافروشی ها
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایران، چندی پیش مردی طلافروش در جنوب تهران با پلیس تماس گرفت و گفت: خانم جوانی به همراه دختر سه ساله اش و دو مرد جوان برای خرید طلا به مغازه ام آمدند. از من خواست طلاهای مختلفی برایش بیاورم. بعد از حدود نیم ساعت وقت تلف کردن، بدون آنکه طلایی خریداری کنند مغازه را ترک کردند. با رفتن آنها متوجه شدم یکی از انگشترهای گرانقیمتم به سرقت رفته است. با شکایت مرد
سارقان چاق و لاغر گرفتار پلیس شدند
سرویس حوادث جوان آنلاین: اسفند سال قبل بود که دختر جوانی سراسیمه به اداره پلیس تهران رفت و از دو سارق موتورسوار به اتهام سرقت تلفن همراهش شکایت کرد. شاکی گفت: دقایقی قبل از محل کارم که در یکی از خیابان های مرکزی است بیرون آمدم که به خانه ام بروم. وقتی گوشی تلفن همراهم را از کیفم بیرون آوردم تا اسنپ بگیرم ناگهان دو موتورسوار در چشم به هم زدنی گوشی مرا سرقت کرده و از محل فرار کردند. پلاک
اعتراف پدر به قتل پسر
. بررسی ها حکایت از آن داشت چندی قبل پسر جوانی به اداره پلیس رفته و اعلام کرده است که برادر 34 ساله اش به نام حمید ناپدید شده است. بدین ترتیب پسر جوان به اداره پلیس دعوت شد و گفت: مرداد ماه سال قبل برای ترک اعتیاد در کمپی بستری شدم. آن زمان حمید و برادر کوچکم همراه پدرم زندگی می کردند. وقتی از کمپ مرخص شدم و به خانه آمدم از حمید خبری نبود پدرم مدعی شد حمید اواخر مرداد ماه همراه دوستانش برای کار و
قسمت 16/ ساعتی در یک مرکز فساد (بخش 3)
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : سرویس تاریخ اانتخاب ؛ اعترافات پیرزن: امروز در تمام این شهر زنی به طراری من در فریب دادن دختر ها نیست، چرا فقط یک نفر هست و آن هم آن زن طراره ایست که کلاه فرنگی مردانه می گذارد و گاه گاهی لباس مردانه هم می پوشد و در شهر و شمران و سینما و تئاتر و خیابان دام صید دختران و زن های عفیفه را می گستراند و برای اجانب یا مردان عیاش خودمانی می برد. گفتم: هم چو زن
لحظات تلخ و احساسی از دست دادن فرزند و مادر
همراه دوتا بچه هایشان عقب شسته بودند و همسرم رانندگی می کرد، ناگهان در نزدیکی دلیجان به دلیل ترکیدن لاستیک سمت شاگرد، ماشین چند ملق زد و در شیب منطقه به پایین افتاد ، دخترم در همان برخورد اول از دستم به بیرون پرت شد ، به خودم آمدم ، دیدم مادرم بیرون از ماشین پرت شده است و خواهر و شوهر خواهرم در ماشین گیر کرده اند. وی عنوان کرد: به سرعت شروع کردم به گشتن به دنبال دخترم، هر چه می گشتم
دستگیری قاتل پس از 20 سال
وسوسه ام کرد. شب حادثه به بهانه میهمانی به خانه اش رفتیم، اما مقتول متوجه شد که قصد سرقت داریم و شروع به سر و صدا کرد. می خواستیم فرار کنیم که مرا گرفت و من هم به ناچار دست به چاقو شدم و دو ضربه به مقتول زدم. بعد از آن فرار کردم و به خارج از کشور رفتم، اما پس از مدتی دوباره به ایران برگشتم و زندگی جدیدی با هویت جعلی برای خودم درست کردم. هیچ وقت فکرش را هم نمی کردم پس از 20 سال از قتل هنوز پرونده در جریان باشد. به دستور بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی پایتخت، متهم جوان در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد. ...
داستان پدر و مادری که فرزند خود را به خانواده دیگری دادند/ با سرنوشت من بازی کردند
خواستگاری من آمدند؛ من هم در خواستگاری او را ندیدم خیلی خجالت می کشیدم بعد از نامزدی و پاگشایی او را دیدم. بعد از ازدواج صاحب 6 پسر و 2 دختر شدیم. او افزود: 4پسر داشتم و یک دختر دیگر هم خدا به من داد؛ وقتی به خانه خواهرم می رفتم او را تنها می دیدم زن بسیار تنهایی بود و بچه هم نداشت با خودم تصمیم گرفتم اگر خداوند یک فرزند دیگر به من بدهد او را به خواهرم می دهم بعد از مدتی صاحب یک پسر شدم با
گفتگو با پریسا رضایی هنرمند 24 ساله محله امیریه | هنر سماجت ورزیدن
دارد، اما وقتی وارد اتاق شدم، یک جوان دهه شصتی پرانرژی را دیدم که سراسر وجود من را پر از انگیزه و اشتیاق به بازیگری کرد، اولین تست بازیگری را هم خودش از من گرفت. بعد از اینکه نقشی را که خواسته بود بازی کردم رو به من کرد و گفت: اگر با همین جسارت و انگیزه ای که امروز در تو دیدم پیش بروی، قول می دهم در کمتر از 5 سال آینده به عنوان یک هنرپیشه چهره، نامت بر سر زبان ها خواهد افتاد. آغاز
قتل عام در مجیدیه تهران ؟ 3 متهم در برابر 50 قسم ! + عکس قربانیان
/> در نخستین جلسه دادگاه که در شعبه دوم برگزار شد سرایدار ساختمان و نیما حاضر نبودند و فقط مدیر ساختمان حضور داشت. در ابتدای جلسه اولیای دم در جایگاه ویژه ایستادند. یکی از آنها گفت: ما از سرایدار ساختمان هیچ شکایتی نداریم. او آن شب مقابل در خانه آمده بود تا طلبش را بگیرد. اما بعد از این ماجرا به خانه دوستش رفته و صبح روز بعد به شهرستان محل زندگی اش برگشته بود. او دستی در آتش سوزی نداشته است
دختر 3ساله عضو چهارم باند سرقت از طلافروشی
دست به کش روی و سرقت می زدند. آخرین دزدی تصاویر اعضای این گروه از سارقان در اختیار اکثر طلافروشی ها قرار گرفت چراکه دزدان به صورت سریالی دست به سرقت می زدند. سرانجام چند روز قبل صاحب یک طلافروشی در مرکز تهران که از قبل پلیس تصاویر سارقان را به وی نشان داده و هشدار داده بود با 110 تماس گرفت و گفت دزدان برای خرید طلا پا در مغازه اش گذاشتند. بلافاصله بعد از این تماس، مأموران راهی
تجاوز 2 پسر به دختر کم توان ذهنی
شرایط بدتری قرار می گیرد و ممکن است دست به اشتباهات بزرگی بزند به همین خاطر تصمیم گرفتم اجازه دهم آنها تحت نظارت خودم ارتباط تلفنی داشته باشند. شروین با دخترم تماس می گرفت و آنها تلفنی صحبت می کردند تا اینکه یک روز شروین مقابل در خانه آمد. دخترم گفت می خواهد با شروین صحبت کند و من اجازه دادم جلوی در با هم صحبت کنند، چند دقیقه بعد دیدم از دخترم خبری نیست. با تلفن همراه او تماس گرفتم و متوجه شدم
خونی که به خاطر فیلم سیاه یک زن ریخته شد
کرد. هر روز با هم حرف می زدیم و رابطه عاطفی خوبی برقرار کرده بودیم. تا اینکه یک روز قبل از حادثه برای رفتن به جایی سوار یک خودروی به ظاهر مسافرکش شدم. راننده که بهنام نام داشت مرا به محل خلوتی برد و با زور به من تعرض کرد و بعد هم تهدیدم کرد که اگر راجع به این ماجرا به کسی چیزی بگویم فیلمی که از رابطه مان گرفته را پخش می کند بعد هم شماره اش را به من داد تا با او در ارتباط باشم. خیلی ترسیده بودم
پدرم شیطان های بزک کرده خیابانی را به خانه آورد / مادرم بدبخت ترین زن دنیاست
در کودکی نمی دانستم علت دعواهای تکراری و کتک کاری های پدرم چیست. بزرگ تر که شدم، فهمیدم او به مواد مخدر اعتیاد دارد. آن موقع از صمیم قلب دوستش داشتم و حتی به مادرم خرده می گرفتم چرا این قدر سربه سرش می گذارد. از سن 10 سالگی متوجه شدم پدرم در فساد اخلاقی غوطه ور است. این مسئله برایم ناراحت کننده بود؛ اما از چندی قبل پد رم به سیم آخر زده و شرم و حیا را کنار گذاشته است. گاهی ما در طبقه
حسام نواب صفوی و جنجال تازه الویس پرسلی ایرانی
از بازیگرهای معروف سینماست، آشنا شدم. در سینما او را دیدم و همان جا شماره من را گرفت... رابطه خوبی هم داشتیم، حسابی عاشق او شده بودم اما .. بعد از چندین سال آشنایی، یک روز به من گفت که اول برویم محضر و خانه ات را به نام من بزن و بعدش می رویم دفترعقد و ازدواج. قرار بود با هم ازدواج کنیم. اما بعد از این که خانه ام به نامش شد، مدام به او می گفتم که چرا به قول هایی که به من دادی، عمل نمی کنی؟ او
جزئیات دلخراش از شکنجه و قتل پسر 6 ساله کرجی توسط ناپدری: با اصرار مادرش، شکنجه اش می کردم
/> زن جوان سعی می کند خود را بی قرار فرزندش نشان دهد. می گوید بی گناه است و مهران دروغ گفته که او ترغیبش کرده است. چرا در این مدت شکایت نکردی؟ مهران گوشی ام را گرفته و در خانه زندانی ام کرده بود. می گفت آرش در بیمارستان بستری است و حالش خوب نیست. چند بار گفتم مرا به ملاقاتش ببر که ادعا می کرد پسرم ممنوع الملاقات است. تو مهران را ترغیب می کردی پسرت را شکنجه کند
زندگی تلخ زنی که پی عشق تازه ای رفت
تنها چیزی که حرف اول و آخر را می زد، چشم گفتن ما در برابر پدرم بود، 20 سالم که شد به اجبار پدرم با پسر دوستش ازدواج کردم، در ابتدا برایم اهمیتی نداشت که تصمیم و انتخاب من نبوده، اما بعد از به دنیا آمدن دخترم احساس کمبود داشتم. شوهرم تنها چیزی که برایش اهمیت داشت شغلش بود و به من و نیازهایم هیچگونه توجهی نداشت، هیچ امید و هدفی در زندگی نداشتم، همه چیز برایم تکراری بود و هیچ لذتی از
حجت الاسلام نورموسوی: زن و مرد باید باهم گفتگو و مدارا داشته باشند
بیند پدر عزیز و بزرگواری دارد این عزت را انتقال به دختر تو می دهد. اینها شیوه ی اداره کردن و مدیریت زندگی است. پیامبر بعد احوالپرسی خطاب می کنند علی جان چند دقیقه از اتاق بیرون می روی؟ بله. خانه اداره می شود اما خوب اداره کردن زندگی چه برکات و عنایت و الطاف الهی شامل حال خانه و خانواده می شود و از آن طرف اگر خوب اداره نشود چه بلایی بر سر خانواده ها می آید. ببینید
عروس جوان: چت کردن هایم زندگی ام را به نابودی کشاند
، تصمیم گرفتم از او طلاق بگیرم، اما آزمایش پزشکی قبل از طلاق مشخص کرد که من باردار هستم سپهر ادعا می کرد مرا دوست دارد و حاضر نیست حتی برای لحظه ای تنهایم بگذارد این درحالی بود که او چند روز بعد از این ماجرا به مکان نامعلومی رفت و مرا با مشکلات حاد زندگی تنها گذاشت اکنون که چند روز بیشتر به تولد فرزندم باقی نمانده هیچ خبری از او ندارم و ... منبع:رکنا انتهای پیام/