محاکمه مردی که بخاطر سروصداکردن یک کارگر، او را کشت
سایر منابع:
سایر خبرها
پرونده قتل وحید مرادی دوباره باز شد/ تحقیقات ناقص است
ام، با من تماس گرفت و گفت به خانه اش بروم، در منزلش چند دوستمان نیز حضور داشتند، حسین در آن مهمانی از من فیلمبرداری کرد و گفت فیلم را در لایو اینستاگرام قرار می دهد و از من خواست مقابل دوربین صحبت کنم. وی افزود: من به حسین گفتم، به خاطر تعهدم نمی خواهم از من فیلم بگیرد، او ناگهان فحش ناموس داد، من نیز که روی این مسائل حساس هستم، با هم درگیر شدیم و او و دو نفر دیگر را با چاقو زدم. وحید
پرونده قتل وحید مرادی باز به دادسرا برگشت
/> وحید درباره علت قتل حسین گفته بود: دو ماهی بود که از زندان آزاده شده بودم. حسین وقتی فهمید آزاد شده ام، با من تماس گرفت و گفت به خانه اش بروم. در منزلش چند دوستمان نیز حضور داشتند. حسین در آن مهمانی از من فیلمبرداری کرد و گفت فیلم را در لایو اینستاگرام قرار می دهد و از من خواست مقابل دوربین صحبت کنم. وی افزود: من به حسین گفتم به خاطر تعهدم نمی خواهم از من فیلم بگیرد. او ناگهان
قتل هولناک 3 زن توسط سارقان جنایتکار
کیفرخواست علیه متهم آن چند روز قبل صادر شد، بهمن سال گذشته به جریان افتاد. ماجرا از این قرار بود که مردی به پلیس تهران خبر داد عمه اش مفقود شده است. این مرد توضیح داد: من ساکن شهر زنجان هستم اما مرتب با عمه ام در تماس بودم. او بچه نداشت و از زمان فوت شوهرش تنها زندگی می کرد اما چند روزی بود جواب تلفن را نمی داد، به همین دلیل نگران شدم و به تهران آمدم اما در خانه اش را نیز باز نکرد و احتمال می دهم اتفاق
عامل جنایت در بلوار قیام دستگیر شد
گفت: 9ساله بودم که به آلمان مهاجرت کردم و تا همین چند ماه قبل آنجا زندگی می کردم اما به خاطر سرقت در آنجا دستگیر و دیپورت شدم. باور کنید من دوستم را به قتل نرسانده ام. براساس این گزارش هم اکنون متهم در بازداشت به سر می برد و تحقیقات در این باره ادامه دارد.
قتل وحشتناک دوست صمیمی با چاقو!
خانه مان مهمان بود. قاتل به نام مهرداد به او زنگ زد و برای تحویل گرفتن وسایلی با او در میدان قیام قرار گذاشت. با موتور راهی آنجا شدیم. آن دو مشغول حرف زدن شدند و چون گرسنه بودم به ساندویچی رفتم که یک دقیقه بعد صدا شنیدم. بیرون آمدم و دیدم دوستم گردنش را گرفته و مقابل مغازه افتاد. قاتل با لباس های خون آلود فرارکرد که با فریادهایم مردم دنبالش رفتند و دستگیرش کردند. متهم به قتل 21ساله نیز در
قتل وحشتناک زنی به دست هوویش/ درخواست رئیس قوه قضائیه برای محکومیت قاتل به دیه و زندان
اولم بود و فریبا همسر دومم. بعد از عقد با فریبا او را به خانه ام آوردم و از همسر اولم خواستم با هم در یک خانه زندگی کنند. روز های اول همه چیز خوب بود، اما کم کم آن ها به اختلاف خوردند و چند بار با هم درگیر شدند. مرد جوان ادامه داد: روز حادثه چند بار با فریبا تماس گرفتم، اما جواب نمی داد. نگران شدم مبادا آن ها دوباره درگیر شده باشند این شد که به خانه آمدم، اما هرچه در زدم کسی در را باز نکرد
پسر جوان منکر قتل دوستش شد
خاطر سرقت از آلمان اخراج شده و 6 ماه قبل راهی ایران شدم. او ادامه داد: مقتول همشهری و دوستم بود و هیچ اختلافی با هم نداشتیم. من مرتکب جنایت نشده ام و کسی را نکشته ام.در حالی متهم جوان منکر جنایت بود که دوربین های مداربسته، اظهارات دوست مقتول و خون روی لباس پسر جوان از ارتکاب قتل به دست او خبر می دهند.
تجربه عجیب هنگامه قاضیانی از همراهی با نوجوانان مجرم
از این همراهی می خوانید. گریم نمی خوام شب قبل از رفتن به جمع بچه ها، عجیب پریشان بودم. روح خودم را می شناسم، می دانستم تا روزها پریشانم و این بی قراری ادامه دارد. همین هم شد. گفته بودند بچه ها همگی کمتر از 18 سال دارند و قتل انجام داده اند و نکته مهمتر اینکه پیش از من هیچ زنی از گروه تولید حتی به عنوان مهمان در جمع شان حاضر نشده است. وارد ندامتگاه شدم. پیش زمینه ای برای خودم
گروگانگیری قاتل در مرغداری (+تصاویر)
گرفت. پس از سه ساعت، رئیس پلیس توانست گروگانگیر را راضی به تسلیم شدن کند و مرد مسلح با رها کردن گروگان خود، تسلیم شد. یک قبضه سلاح کلاشینکف همراه 65 تیر جنگی هم از متهم کشف شد. متهم برای تحقیقات به پلیس آگاهی استان مرکزی منتقل و معلوم شد خودروی کشف شده متعلق به او بوده و هنگام رانندگی دستش روی ماشه رفته که باعث تیراندازی در حوالی روستا شده است. با انتقال متهم به پلیس آگاهی استان
ناگفته های مریم سعادت؛ از ویژگی های اخلاقی کودکی اش تا خاطراتی از زی زی گولو
به گزارش جام جم آنلاین ، مریم سعادت عروسک ساز و بازیگر پرسابقه کشور دومین مهمانی بود که شب گذشته با عبدالرضا امیراحمدی مجری برنامه شب نشینی به گفت وگو نشست. سعادت گفت: تنها دختر خانواده بودم با دو برادر و همه اطرافیانم پسردار بودند به همین خاطر زیاد بازی های دخترانه نکردم. در کودکی عروسک بازی نکردم و در عوض درسش را در دانشگاه خواندم. سعادت ادامه داد: در کودکی بیشتر بازی های دویدنی کرده
رونمایی از همسر میلیاردر فریبا نادری ! / ویلای لاکچری بی دلیل نبود + عکس ها
بازیگر سینما و تلویزیون اهل ایران است. متولد 23 فروردین 1363 است. همسر سابق مسعود رسام بود. 8 سال بعد از درگذشت مسعود رسام با مهرداد طباطبایی از فعالان مواد غذایی و لبنیات ازدواج کرد. فریبا نادری یک سال بعد از ازدواجش برای اولین بار مادر شد. به گزارش رکنا، ماجرای ازدواج دوم فریبا نادری را در ادامه بخوانید. فریبا نادری بازیگر 33 ساله سینما و تلویزیون ، 8 سال پس از درگذشت همسر سابقش
قاتل فن پیج بهنوش بختیاری دستگیر شد + جزئیات
آغاز شد و ماموران انتظامی در بررسی های اولیه متوجه شدند که فرد مسلح، تحت تاثیر مصرف ماده مخدر شیشه قرار داشته و حالت روانی مناسبی ندارد و در چند روز قبل نیز یکی از دوستانش را در تهران به قتل رسانده است. او با اشاره به برنامه ریزی عملیاتی تخصصی پلیس در دستگیری این فرد ادامه داد: با توجه به وضعیت روحی قاتل مسلح، سه سناریو برای پلیس متصور بود، نخست آنکه متهم اقدام به خودزنی کند، یا آنکه برای
اتوبوسی به سوی مرگ/ روایتی به یاد خبرنگاران فقید ایرنا و ایسنا
برای تهیه عکس سودی نداشت. در همین حال و هوا بودم که ناگهان گوشی تلفن همراهم زنگ خورد گوشی را که جواب دادم یکی از خانم های خبرنگار قدیمی دفتر مهاباد بود که هم اکنون در تهران زندگی می کند به محض شنیدن صدایش که کاملا بغض آلود بود متوجه شدم بخاطر حادثه واژگونی اتوبوس با من تماس گرفته است. نخستین جملاتش این بود" آقای صمدی تو رو خدا ببینید کسی فوت نکرده چون چند نفر از دوستان صمیمی من
برای اجرای چیزی که به آن عقیده داشتم شهردار شدم
دادیم در دنیا مرسوم است، ولی در ایران چندان رواج نداشت. در این دوره من سوار دوچرخه شدم و تا آخرین سه شنبه، بدون خودرو در دوره خودم هم ادامه دادم. سه شنبه های هر هفته که دوچرخه سواری ممکن نبود هم از مترو و تاکسی استفاده می کردم. بعد از پایان شهرداری هم از دوچرخه استفاده می کنید؟ بله، این یک راه حل عقلانی است. می شود تصور کرد که اگر کسی برای رفتن به سر کار از دوچرخه استفاده کند، یک خودرو
چگونه درست انتخاب رشته کنیم؟
گذراندم، توی اون چهارسال هم جزو دانش آموزان نمونه ی مدرسه بودم، اما زمان کنکور دیدم دیگر واقعا انگیزه ای برای ادامه دادن ندارم. کنکور را به هرطوری که بود گذراندم و عاقبت هم شیمی محض قبول شدم، که به آن هم کاملا بی علاقه بودم، روز های دانشجویی هرکاری انجام میدادم جز درس خوندن، فعالیت فرهنگی، کار های جهادی و ... بالاخره چهارسال دیگر هم گذشت، و من همیشه از انتخاب اشتباهی که انجام دادم پشیمانم و
رهپیما: آن موقعیت تبدیل به گل می شد برایم ارزشی نداشت
و شاید رباط پاره کرده است بدزدم و گل به ثمر برسانم این اصلا در ذات من نیست. رهپیما ادامه داد: من در زندگیم همیشه بچه صاف و سالمی بودم و هیچ وقت دوست نداشتم در قبال کسی بداخلاقی کرده و به کسی ضربه ای وارد کنم. این حرکت را از صمیم قلبم انجام دادم فوتبال روزی تمام می شود اما این رفاقت ها و حرکات جوانمردانه است که زنده و در خاطره ها می ماند. از مردم کشور عزیزم نهایت تشکر را دارم که این باخت
غم جامعه در دل و خنده بر لب مقابل دوربین
گرامی باد. صدها خواب تاکنون با موضوع کار دیده ام. مثل اینکه به موقع به استودیو نرسیدم و گویندگی دیر شده است و یا خواب می دیدم با چادر نماز و دمپایی و لباس خانه به استودیو خبر رفته بودم. (با خنده ادامه داد) البته این کابوس یک بار به حقیقت پیوست. شب بود و مهمان داشتم با لباس مهمانی در حال تعارف چای بودم چهار دقیقه به خبر 23 مانده بود که تلفن همراهم زنگ خورد. همانجا سینی را رها
خیانت دوست نفیسه روشن به او/ ماجرای ویس لورفته چیست؟ + عکس
خیلی سخت است. یکی از مثال هایش برنامه ریزی برای سفر است. یک هفته می می شود که برنامه سفرمان را می ریزیم، چمدان هم می بندیم و در فاصله یک تماس تلفنی همه چیز بر هم می ریزد. مخصوصا در فصل های پر سفر که هیچ خبری از مرخصی نیست. فصل هایی مانند تابستان یا عید نوروز. گاهی اوقات من، هم مرد خانه ام و هم زن خانه. یکسری مسئولیت ها بر دوش خود من است. اوایل ازدواج پول آب و برق خانه را نمی دادم و منتظر
پیکر مهدی 16 روز زیر آفتاب سوریه بود
گذاشتم روی طاقچه. گفت مادر من ساعت دوازده می خواهم بروم خانه دوستم، شب با او باشم، او ماشین دارد، صبح زود می خواهیم به بهشت زهرا (مقر اعزام) برویم و زودتر برسیم؛ اگر دیر برسم اسمم را ثبت نام نمی کنند. شب آخر هم خانه نماند، رفت آنجا. صبح زود زنگ زدم و گفتم کجایی؟ گفت من در راه بهشت زهرا هستم. این بار خیلی نگرانش بودم، مدام بهش زنگ می زدم. گفت مادر چند بار زنگ می زنی؟ گفتم خیلی نگرانت هستم.
فاطمه مسکینی:هیچ وقت حس نکردم که اگر مرد بودم می توانستم بیشتر پیشرفت کنم/ همسرم همیشه حامی و یاور من ...
ندای گیلان -نوشین میربلوک: در بحبوحه روزمرگی و فراز و نشیب های زندگی و زمانی که ناامیدی و بی انگیزگی بر انسان مستولی می شود، دیدن پشتکار و تلاش خستگی ناپذیر افرادی که به رغم همه سختی ها و مشکلات سد های بزرگ جلوی روی خود را کنار زده اند و بر قله موفقیت ایستاده اند، حالتان را خوب می کند! حالا اگر این فرد موفق یک زن باشد که سختی های دوچندان را تحمل کرده تا بهترین خودش باشد موضوع کمی متفاوت تر است. زنان موفق در جامعه ما کم نیستند که با وجود نگاه های ب
روزنامه ای که 2 نفره منتشر می شود
: تعداد بازدید کنندگان را داشتید؟ صفری: برخی گزارش هایمان تا 50 هزار کلیک می خورد و دویست سیصد کامنت داشت. ایرنا: و بعد به سیاست روز رفتید؟ صفری: اکنون چند سالی هست که سردبیر روزنامه سیاست روز هستم فکر کنم 10 سال شده است. ایرنا: تیراژ روزنامه سیاست روز چقدراست؟ صفری: در حال حاضر خیلی پایین است. به خاطر شرایط اقتصادی خاص از جمله افزایش وحشتناک قیمت
ورزش دارت از زمان پیدایش تا کسب مقام دوم دنیا توسط تیم ایران در مسابقات/ ناگفته های مریم سعادت از ویژگی ...
سعادت عروسک ساز و بازیگر پرسابقه کشور دومین مهمانی بود که با عبدالرضا امیراحمدی مجری برنامه شب نشینی به گفت وگو نشست. سعادت گفت: تنها دختر خانواده بودم با دو برادر و همه اطرافیانم پسردار بودند به همین خاطر زیاد بازی های دخترانه نکردم. در کودکی عروسک بازی نکردم و در عوض درسش را در دانشگاه خواندم. سعادت ادامه داد: در کودکی بیشتر بازی های دویدنی کرده ام؛ بچه بسیار شاد و سرزنده ای نبودم چون
خلق آثار ناب از چوب خشک با دستان یک بانوی کارآفرین/16 سال تلاش برای احیاء هنر پیکرتراشی
به حمایت از سوی نهادهای مربوطه را دارم و امیدوارم متولیان هنر حداقل زمینه را برای این آرزو فراهم کنند. این بانوی فعال و هنرمند ما تمام موفقیت امروزش را مدیون پدر و مادرش همسر و دخترش می داند، پدرش را به عنوان تنها حامی یاد می کند و می گوید: بعد از فوت پدرم به مدت یکسال هیچ انگیزه ای به کار نداشتم و تنها انگیره ادامه کارم زنده نگه داشتن نام پدرم بود. در پایان باز از مسؤولان متولی خواستار حم
انتخاب ما کار نکردن نیست
تابستان 1400 بار دیگر در همان سالن اجرا شود. آنچه در ادامه می خوانید گفت وگویی است با نویسنده و کارگردان این اثر، کهبد تاراج در خصوص اهمیت پرداختن به اتفاقی چون جنایات خفاش شب در قالب اثری مستند یا داستانی و موانعی که بر سر راه آن وجود دارد و موضوعاتی دیگر. خاطرم هست در مصاحبه ای گفته بودید: هیچ علاقه ای به بازتولید ندارم. همیشه دوست دارم رو به جلو باشم نه اینکه به عقب برگردم. چه شد که تصمیم
قاضی 30 ساله در کرمان چگونه توانست نمونه کشوری شود؟
برخی از قانون گذاری ها تجدیدنظر صورت گیرد. هرروز کار قضایی پُر است از خاطرات شیرین و البته همزمان، قصه های پرغُصه ای که با همه شیرینی و تلخی ای که دارند، می گذرند. یکی از پرونده هایی که به طور عینی این دو حس به من داد را خدمتتان عرض می کنم: زمانی که بازپرس بودم پرونده ای با موضوع ناپدید شدن جوانی 30 ساله که 10 روز بود به خانه مراجعه نداشته، ارجاع شد. در کارآموزی آموخته بودم که
من تازه اول راه هستم
اردویی 40 روزه در فرانسه و قبل از عید داشتم. بعد از عید هم اردویی 70 روزه در همان کشور داشتم. قرار بود از فرانسه مستقیم به توکیو بروم ولی جور نشد و 20 روز قبل از المپیک به تهران آمدم که بدون مربی بودم. در المپیک هم مربی نداشتم. در بازگشت به تهران هم که کرونا گرفتی. خودم فکر می کنم در پرواز به تهران کرونا گرفتم چون دقیقا قبل از سفر تست دادم و منفی بود. بعد از حذف تو و
خاطرات شنیدنی از طلبه جانباز / دعای حاج آقا من را نگه داشت
سه بار در دفاع مقدس مجروح شوم. در عملیات کربلای پنج که از بزرگترین و اثرگذارترین و معنوی ترین عملیات های دفاع مقدس بود مجروح شدم. شاید از نظر خیلی ها این طور نباشد ولی حداقل برای ما که این معنی را می داد. شش ماه اول جنگ را در حوزه بودم. یادم هست بعد از انتخابات و فتنه سال 88 در بیمارستان بستری بودم و همسر طلبه و شهیده ام که همیشه و همه وقت و در همه جا همراهم بود. وضعیت جسمانی من در
چرا کُشتی انقدر راحت اشک ما را در می آورد؟
نداشتم و هنوز هیچ کدام از اعضای تیم ایران را از نزدیک نمی شناختم. آنها هم من را نمی شناختند. این به معنای اولین قدم من به درون فضای کاملاً مردانهٔ کشتی ایران و مواجههٔ ما با هم بود. وسط سالن بساط ترازو و ناظران اتحادیه به راه بود. وقتی ما وارد شدیم نوبت وزن کشی تیم هند بود. چشم گرداندم تا ببینم چقدر خبرنگار اینجا هست و چند تا از آنها زن هستند. هفت هشت نفری مرد دوربین به گردن دیدم و دورتر
عکس آتلیه ای نیوشا ضیغمی با سگ عجیب و غریبش!
بازیگر شدم علاقه ام را از دست داده باشم نه ، قبلاً هم دوست نداشتم در عوض خرید روزمره خانه را خیلی دوست دارم حتی چیدمان داخل خانه و خیلی چیزهای دیگر را هم دوست دارم چون کار خانه که فقط آشپزی نیست. سفر در زمان اگر روزی می توانستم در زمان سفر کنم به قرن نوزدهم می رفتم برای این که قرن بیست و یکم قرن تکنولوژی است و قرن سرد و پر دغدغه ای است ولی قرن نوزدهم قرن احساس و هنر