ناگفته های مریم سعادت؛ از ویژگی های اخلاقی کودکی اش تا خاطراتی از زی زی ...
سایر منابع:
سایر خبرها
ورزش دارت از زمان پیدایش تا کسب مقام دوم دنیا توسط تیم ایران در مسابقات/ ناگفته های مریم سعادت از ویژگی ...
بسیار خوبی است و نویسندگی خوبی دارد. لیلی رشیدی هنوز برایم مثل دختر جوان نازنینی است. فتحعلی اویسی پارتنر بی نظیری بود. فیاضی هم در دوره زی زی گولو که اولین کار مشترکمان بود تجربه خوبی کنارش داشتم. امیرحسین صدیق هم بازیگرخوبی است و آینده روشنی دارد. سعادت درباره روحیات کودکان افزود: خودم چون کار کودک زیاد داشته ام بچه هارا خوب می شناسم؛ نمی گویم بچه هارا زیاد دوست دارم بلکه معمولی هستم
فاطمه مسکینی:هیچ وقت حس نکردم که اگر مرد بودم می توانستم بیشتر پیشرفت کنم/ همسرم همیشه حامی و یاور من ...
ندای گیلان -نوشین میربلوک: در بحبوحه روزمرگی و فراز و نشیب های زندگی و زمانی که ناامیدی و بی انگیزگی بر انسان مستولی می شود، دیدن پشتکار و تلاش خستگی ناپذیر افرادی که به رغم همه سختی ها و مشکلات سد های بزرگ جلوی روی خود را کنار زده اند و بر قله موفقیت ایستاده اند، حالتان را خوب می کند! حالا اگر این فرد موفق یک زن باشد که سختی های دوچندان را تحمل کرده تا بهترین خودش باشد موضوع کمی متفاوت تر است. زنان موفق در جامعه ما کم نیستند که با وجود نگاه های ب
کار بازیگران از کادر درمان سخت تر است/ دیالوگ های کاراکتر خاله در سریال دودکش از امثال الحکم فارسی بود
این سریال همکاری کنم. این بازیگر ادامه داد: در ابتدا از اینکه سریال دودکش در چه قالبی است و چطور اجرا می شود چیزی نمی دانستم، اما با اعتماد به کارگردان و همچنین بازیگران و سایر عوامل سریال که همه آنها را بسیار دوست داشتم، بدون هیچ حرفی پذیرفتم و بلافاصله مشغول به کار شدم. بازیگر سریال دردسرهای عظیم با اشاره به اصطلاحاتی که در این فیلم توسط کاراکتر خاله به کار برده می شد
تجربه عجیب هنگامه قاضیانی از همراهی با نوجوانان مجرم
، مادر را و آنها نقش خودشان را. در این تمرین، چند نفری از بچه ها که می گفتند از سنگ شده اند، به گریه افتادند و احساسات شان را بیان کردند. اگر سعادت مرگ همان دم می رسید من خوشبخت بودم چون به رهایی آنها رسیده بودم. وقت ناهار شده بود. گریم ها پاک شده و بچه ها لباس خودشان را پوشیده بودند. من حال عجیبی داشتم، توان غذا خوردن نداشتم. از پله ها که پایین می آمدم، بچه ها دوره ام کردند، ظرف غذایشان را بالا
انتخاب رشته به روایت آن هایی که پشیمان شدند/ چگونه درست انتخاب رشته کنیم؟
همیشه از انتخاب اشتباهی که انجام دادم پشیمانم و فکر می کنم اگر این انتخاب را انجام نداده بودم، اگر رفته بودم همان رشته ای که میخواستم را خونده بودم، الان شاید شاغل نبودم، اما حداقل کاری را انجام داده بودم که خودم دوست داشتم و به گذشته که فکر می کردم این حجم از پشیمانی همراهم نبود و خوشحال تر بودم. فاطمه/هرچه توی دلم بود را در اتاق تشریح بالا آوردم! من همان روزی که پایم به اتاق
من عاشق آیت الله فلسفی بودم / آیت الله خطابه هایش را بازی می کرد
...: علی نصیریان در بخشهایی از مصاحبه اش با ماهنامه تجربه در چندسال قبل چنین گفت: بچه که بودم پدرم مرا به دیدن نقالی در قهوه خانه ها می برد. خودم در عروسی ها، نمایش های تخت حوضی را می دیدم. در بازارچه قوام الدوله و باغ محیر که باغات بسیار بزرگ و اعیان نشینی بودند در ایام محرم تعزیه های بزرگی برپا بود که بسیار برایم جذابیت داشت. حتی وعاظ و روحانیون را دوست داشتم و در این میان عاشق آیت الله فلسفی بودم.او خطابه هایش را بازی می کرد و من در سریال سر به داران، از حرکاتش، بیانش و کش و قوس صدایش بسیار استفاده کردم. ...
یاس نوروزی کیست؟ / دختر حسود سریال دودکش را بشناسید؟! + عکس ها
از بازیگران کشورمان است. در مرداد ماه 1385 متولد شد. با فیلم عملیات مهدکودک در سال 1391 فعالیت خود را در عرضه هنر و بازیگری آغاز کرد. شهرت به دلیل بازی در نقش "پریا" در سریال دودکش است. در ادامه با بیوگرافی یاس نوروزی آشنا خواهید شد. یاس نوروزی در دوران کودکی زمانی که مدرسه می رود توسط دوست مادرش به آقای فرزاد اژدری کارگردان سرشناس معرفی شد تا او را برای بازی در فیلم سینمایی عملیات مهد
برای غلبه بر ناامیدی نویسنده شدم
گانه می تواند جذاب باشد؛ در سنین جوانی انبوهی از روایت های حماسی و سرگذشت نامه خوانده بودم و این ایده را که می توانید یک کاراکتر را از تولد تا زمان مرگ دنبال کنید و شاهد تحولات درون یک جامعه باشید، دوست می داشتم. اما این کتاب از یک ترس هم ناشی می شد. وقتی در مراکش بزرگ می شدم کتاب های بسیاری درباره بریتانیا، فرانسه، روسیه و امریکا خوانده بودم و پیش خودم فکر می کردم حالا چیزهای زیادی درباره آن ها می
اطری: اول برای خودم و بعد برای مردم اشک ریختم/ کم کردن 10 کیلو با درصد چربی 4 خیلی سخت است
بود گوشت تنش را برای رسیدن به المپیک آب کرده است، گفت: من حدوداً 66 یا 67 کیلو بودم و برای رسیدن به 57 کیلوگرم، تقریباً باید 10 کیلو کم می کردم. 10 کیلو وزن کم کردن با درصد چربی چهار، آنهایی که علمش را دارند می دانند یعنی چه و می فهمند چقدر اذیت شده ام. این کار را کردم اول برای خودم، که مدال بگیرم و در وهله بعدی فقط به خاطر مردم. دوست داشتم با مدال المپیکم خوشحال شان کنم که متأسفانه نشد. شرمنده همه مردم شدم. صد درصد تمرکزم روی این موضوع بود، چون می دیدم هیچکس شاد نیست. کاش مدال می گرفتم. در توکیو اول برای خودم اشک ریختم که مدالم از دست رفت و دوم برای مردم، که فرصت خوشحال کردن شان از من گرفته شد. ...
فاضلی: دوست دارم باز هم سرمربی باشم/ سخت ترین قسمت ماجرای نساجی بر عهده من بود
بودیم. این مربی در مورد ادامه همکاری با تیم پدیده برای فصل آینده گفت: به عنوان مربی در بین فصل پیشنهاداتی داشتم، اما دوست داشتم با پدیده ادامه دهم. اولویت من این است به عنوان سرمربی کار کنم چرا که معتقدم بدشانسی ها در نساجی قرار نیست تکرار شود و قطعا تجربه ای که در نساجی به دست آوردم در ادامه راه به من کمک می کند. از این رو این شانس را برای خودم قائلم و دوست دارم بار دیگر به عنوان سرمربی در فضایی جدید کار کنم. انتهای پیام/
سوتی مجری سرشناس و زنش روی آنتن زنده صدا و سیما ! +فیلم جنجالی
باشد برنامه ای داشته باشیم و مهمان آن را خودم انتخاب کنم دوست دارم میزبان آقای محمدجواد ظریف باشم. دوست دارم در بخشی از برنامه خانواده شان هم حضور داشته باشند و از همسرشان سوال کنم داشتن چنین همسری که مرتب در سفر هستند با این همه دردسر چطور است؟ در برنامه صبحی دیگر درباره مشکل حرکتی خبری خوانده می شد که دانشمندانی که نمی توانند حرکت کنند و ... من ناگهان در میانه خبر گفتم مثلا
مشکلات تراکتور را همه تیم ها دارند
/> این بازیکن در مورد عملکرد فردی خودش ادامه داد: من از نیم فصل دوم اضافه شدم و فکر می کنم 6 پاس گل دادم،دو گل زدم و یک پنالتی گرفتم و در دو،سه گل دیگر هم نقش مستقیم داشتم که به نظرم آمار خوبی بود چون بهترین پاسور لیگ 9 پاس داده و من با بازی های آسیایی 6 پاس دادم و در کل از خودم رضایت داشتم. وی که سابقه کار زیر نظر فراز کمالوند در گسترش فولاد و تراکتور عنوان کرد: بله من با ایشان در
گنج زاده: کاراته لیاقت طلای المپیک را داشت/ از ورزشکار عربستانی عذرخواهی کردم
سجاد گنج زاده پس از کسب مدال طلای المپیک در مورد لحظه مصدومیت خود، بیان کرد: می دانم مسابقه را عقب بودم و تلاش می کردم مسابقه را برگردانم اما ضربه را یادم نمی آید، پیش پزشکان بودم که به من گفتند مدال طلا گرفتم. بدنم سر شده بود و اصلا یادم نمی آید. او ادامه داد: خدا را شکر می کنم چون برای این مدال خیلی زحمت کشیدیم. بهمن عسگری دوست نزدیکم متاسفانه نتوانست برسد. این مدال برای او، پورشیب و
پیکر شهیدی که 16 روز زیر آفتاب سوریه بود + عکس
کرد که خیلی شوکه شدم؛ گفت حاج آقا یک چایی برایت بیاورم؟ دید که دهنم خشک شده. گفتم هیچی نمی خورم. من را قسم داد به جان کسی که دوست داری یک چایی برایت بیاورم. این بنده خدا خودش بلند شد یک آبمیوه و کیک برای من آورد؛ من هم بالاخره یک طوری آن ها را خوردم تا حالم جا بیاید. همان شب که من آمدم خانه، گفتند کارت چی شد؟ دکان داداشم بودم، بعد که من یک مقدار بهتر شدم گفتم تهران رفتم اما هنوز کارت ها
مسی: هرگز فکر نمی کردم از بارسلونا خداحافظی کنم/ با پاری سن ژرمن صحبت کرده ام
بود. آمادگی اش را نداشتم. سال گذشته در ماجرای ارسال فکس آماده بودم و می دانستم چه می خواهم بگویم اما امسال نه. می خواستم در بارسلونا به بازی خود ادامه دهم. برای من خداحافظی کردن سخت است. زمانی که تنها 13 سال داشتم به بارسا آمدم. پس از 21 سال با همسر و سه فرزند کاتالانی- آرژانتینی ام می خواهم بروم. نمی توانم بیش از این به کارهایی که در اینجا انجام دادم احساس غرور کنم. مطمئن هستم دوباره باز خواهیم گشت
مسی: هرگز چنین خداحافظی را تصور نمی کردم/ نمی خواستم بروم برای همین غمگینم + عکس و ویدیوی اشک های لئو
چون تمام زندگی ام اینجا بود. آمادگی اش را نداشتم. سال گذشته در ماجرای ارسال فکس آماده بودم و می دانستم چه می خواهم بگویم اما امسال نه. می خواستم در بارسلونا به بازی خود ادامه دهم. برای من خداحافظی کردن سخت است. زمانی که تنها 13 سال داشتم به بارسا آمدم. پس از 21 سال با همسر و سه فرزند کاتالانی- آرژانتینی ام می خواهم بروم. نمی توانم بیش از این به کارهایی که در اینجا انجام دادم احساس غرور کنم. مطمئن
باورم نمی شود؛ با PSG و چند باشگاه در حال مذاکره ام
تماس های زیادی گرفته شده و چند باشگاه ابراز علاقه کرده اند ولی هنوز چیزی قطعی نیست و در حال مذاکره ایم. ارزش های بارسلونا: دوست دارم مرا به گونه ای به خاطر بیاورند که همیشه به ارزش های بارسا پایبند بودم. از بارسلونا بسیار ممنونم و با این تیم روزهای بسیار خوب و پرافتخاری داشتم. در بارسلونا یاد گرفتم و رشد کردم. در بارسا روزهای خوب بسیار بیشتر از روزهای بد بودند. خاطراتی بسیارخوب از بارسا
بازیگر سریال دودکش با انتشار این عکس غوغا کرد + عکس
خودم را مدیون تئاتر می دانم و عاشق هنر تئاتر هستم، چون همیشه آن تازگی، زنده، صمیمی و مادر بودن تئاتر به نسبت دیگر هنرها مرا خیلی به خودش جذب می کند سینما را هم بعد از تئاتر خیلی دوست داشتم. علاقه به روانشناسی دوست دارم آدم ها را بشناسم و آنها را بفهمم خیلی به آدم ها فکر می کنم، شخصیت و رفتارشان را تحلیل می کنم روحیه شناختی بالایی دارم اگر بازیگر نمی شدم روانشناس می شدم در ابتدای بیوگرافی نگار عابدی ذکر شد که او در رشته پیلاتس (آمادگی جسمانی روحی) هم فعالیت میکند
خاطرات شنیدنی از طلبه جانباز / دعای حاج آقا من را نگه داشت
. از نظر بنده ایشان واقعا جزو مراجع بصیر بودند . وقتی در مسائل سیاسی مطلبی را نمی دانست به حضرت آقا نامه می نوشت و سؤال می کردند. اینطور نبود که مثل بعض افراد اظهار وجود کند در حالی که اطلاعی از آن مسئله ندارد. ما در کربلای پنج در گردان حضرت ابوالفضل لشگر قدس گیلان بودیم. فرمانده لشگر ما هم سردار شهید حاج حسین همدانی بود. شب عملیات که ما در خرمشهر بودیم نیمه های شب یکی از بچه بیدارمان
تماشای بسکتبال المپیک در اولین جلسه گواردیولا و گریلیش
شخصی خودم را داشتم، مانند ورود به تیم اصلی، زدن اولین گلم و زدن گل پیروزی در دربی. تا زمانی که به دسته پایین تر سقوط نکردیم، احساس هدفمندی خاصی را حس نکردم. هر بار که پیراهن ویلا را می پوشیدم با قلبم بازی می کردم، دادن بازوبند به من برای من و خانواده ام هم یک امتیاز و هم یک افتخار بود و من هر دقیقه آن را دوست داشتم. می خواهم از مربی و هم تیمی هایم تشکر کنم، هیچ وقت همه
هانیه توسلی با سرباز آمریکایی ازدواج کرده است؟ + تصاویر
پیچیده است سخته. الان دارم به شما می گویم و ممکن است که ازدواج بکنم. والا راستش وقتی جوان و کم سن بودم خیلی دوست داشتم بچه دار بشوم تو ذهن همیشه بود و تحت تاثیر رمان جان شیفته بودم. چقدر رابطه آن زن با بچه عجیب است من هم در سن شانزده سالگی و هفده سالگی همیشه تو ذهنم .... الان احساس می کنم سی و هفت ساله هستم و خیلی بعید می دانم چون خیلی پیچیده است نمی خواهی بچه بیاوری و بزرگ کنی؟
گرایی: بیشتر از چیزی که در توانم بود گذاشتم اما
فینال راه پیدا کند و در رده بندی نیز روحیه اش را از دست داده بود و به حریف ژاپنی خود باخت. کاپیتان تیم ملی کشتی فرنگی چند روز پس از ناکامی در رقابت های المپیک در واکنش به ناکامی خود اینطور نوشته است: من شکستم رو قبول دارم و میدونم باخت جزیی از زندگی هست اگر نبازی رشد نمیکنی، زندگی همینه. من واقعا اماده بودم؛ کم زحمت نکشیده بودم و دوست نداشتم ببازم. همه تلاشمو کردم شاید بیشتر از اون چیزی
ترس ها، سختی ها و نگرانی های بازیگر نقش شهید ستاری/ 10 کیلو وزن کم کردم!
آینده شان انتخاب کنند. پا به پای پسرم برای انتخاب رشته اش پیش رفتم تا خودش علاقه اش را انتخاب کند. وی درباره ایفای نقش در فیلم منصور بیان کرد: بازیگر اگر خدای بازیگری هم باشد نیاز به هدایت دارد. در ابتدا فیلم نامه منصور را خواندم و دوست داشتم و بعد فهمیدم چقدر دوست مشترک در این کار دارم. سختی کار معرفی شخصیت بود که باید آن را برای نزدیکان شخصیت که او را می شناسند معرفی می کردم و این کار
وقتی خدا، پارتی یک کودک کار می شود
/> پس الگویتان در بازیگری اکبر عبدی است. واقعاً الگویم خودم هستم چون دوست دارم موفق شوم. در یک سال اخیر علاوه بر سریال عاشورا ، چه کاری انجام دادید؟ برای سن و سال من نقش کم است و چون بازیگر فیلم خورشید هستم، اندکی انتظارها بالا رفته و کرونا هم بیشتر کارها را تعطیل کرده است و من هم در خانه مانده ام. البته برای فیلم خانم پوران درخشنده تست دادم اما نمی دانم چرا پروژه خوابید! وبگردی روح ا... زمانی
من هنوز می خواهم بدوم!
فرقی نداشت، عاشق مهمونی بودم، هم برم هم بیان. الان توی این سن دوست دارم بیشتر بیان. توی این سن در این روزها حس می کنین چه وظیفه ای دارین؟ در قبال چی ؟ اهل مد بودین؟ مد اونجوری نه! از بچگی سعی داشتم لباسم تمیز و قشنگ باشه به همین دلیل چه مدرسه چه اداره تئاتر همه اعتقاد داشتن... اصلا امروز سر لوکیشن می گفتن خوش پوش ترین فرد گروه امیرسلیمانیه. درباره وسایل
پورمحمد: سقوط سایپا خیلی تلخ بود / یک سری تصمیم غلط گرفته شد
به گزارش ایلنا، مسعود پورمحمد درباره حضورش به همراه تیم سایپا در لیگ برتر اظهار داشت: از ابتدا که به سایپا آمده ام 2,3 مصدومیت خیلی بد برایم پیش آمد. فکر کنم از 10 ماه 7 ماهش را مصدوم بودم. در 7 بازی آخر شرایط بازی داشتم و با آمدن آقای کمالوند مصادف شد که به من بازی نرسید و در 2 بازی آخر خیلی دوست داشتم به تیم کمک کنم. حتی اگر زودتر بازی می کردم بیشتر کمک می کردم. او ادامه داد: بعد از
یوسف تیموری: واقعا مستحق این همه فحش بودم؟
می پرسد:" می آیی پول را با هم تقسیم کنیم؟" که من به عباسی گفتم به هرکسی زنگ بزنی آنقدر شوخی کرده ام که باور نمی کند. وی افزود: به خاطر اینکه مجری برنامه را خیلی دوست داشتم خیلی جدی بازی کردم. پیمان عباسی هم لهجه کرمانی گرفت و به یکی از هم کلاسی های قدیمی من زنگ زد. بعد از این ماجرا در صفحه مجازی من هر چقدر فحش بود نوشتند. فقط یک بار من یک شوخی را واقعی بازی کردم! به آدمی که نوشته بود از
روایت چند جنایت ناشی از افسردگی پس از زایمان
و در ادامه گفت: وضع اقتصادی خوبی نداشتیم و در این حین من باردار شدم. در این مدت با شوهرم همیشه دعوا داشتیم. روز قبل بچه ام به دنیا آمد و او را به خانه آوردیم. دچار افسردگی بعد از زایمان شده بودم و به خودم می گفتم چرا بچه دار شدم؟ امروز از صبح دخترم گریه می کرد و آرام نمی شد. هر کاری کردم موفق نشدم او را آرام کنم. اعصابم به هم ریخت و او را از تراس به پایین پرت کردم.