انتخاب رشته به روایت آن هایی که پشیمان شدند/ چگونه درست انتخاب رشته کنیم؟
سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای کتاب خواندن وسط مسابقه تیراندازی المپیک!
شدند. من چون در المپیک دهم شدم در این مسابقات حضور خواهم داشت اما هنوز مکان و تاریخ دقیق آن مشخص نیست. *می خواهم رنکینگم را ارتقا دهم من با این تجربه ای که به دست آوردم و این همه سال تمرین و مسابقات، تمام تلاشم را می کنم که در مسابقات آینده هم بتوانم عملکرد خوبی داشته باشم و بتوانم رنکینگ خودم را حفظ کنم. من الان در رشته بادی پانزدهم هستم و در 25 متر نوزدهم هستم. یکی از اهدافم
ناگفته های مریم سعادت؛ از ویژگی های اخلاقی کودکی اش تا خاطراتی از زی زی گولو
، کانون پرورش فکری و تلویزیون بهم وصل شدیم. وی درباره ورودش به عرصه بازیگری عنوان کرد: رشته ام تئاتر عروسکی بود و فکر نمی کردم یک روز بازی کنم ولی وقتی خانم برومند می خواست کار آرایشگاه زیبا را شروع کند در مرحله تصحیح متن بود و برای اجرا باهم ارتباط داشتیم؛ به برومند گفتم نقش کوچکی اگر هست بازی می کنم و بعد نقشی که در این پروژه بازی کردم را به من داد. بعد از آن پیشنهادات زیادی داشتم ولی
عباسعلی: در کلکسیونم فقط همین مدال المپیک را کم داشتم/ آماده بودم اما بدموقع مصدوم شدم
عکس ها دیده اید که پیش از شروع یکی از مسابقه هایم، چقدر بالا پریده ام و اگر ورزشکاری مصدومیت داشته باشد، حتماً قادر به این کار نیست. من آمده بودم که مدال المپیک را بگیرم و هیچکس به اندازه خودم از من توقع مدال نداشت. عباسعلی خاطر نشان کرد: خیلی خوب می دانستم کلکسیون مدال هایم فقط مدال المپیک را کم دارد و به همین خاطر در این چند سال اخیر از همه چیز زده است تا مدال المپیک را به مدال هایم اضافه
عباسعلی: هیچ کسی به اندازه خودم از من توقع مدال نداشت/ توان برد مقابل حریفم را داشتم
من و هم کادر فنی همه تلاش مان را انجام دادیم اما اتفاقی افتاد که قابل پیش بینی نبود. شما دیدید که من کسی را شکست دادم که مدال طلا را به دست آورد. این نشان می دهد که آماده بودم. او به سطح مسابقات هم اشاره می کند: ژاپن هشت ورزشکار به این مسابقات آورده بود که فقط یکی از آنها مدال گرفت. جدی ترین حریف من در این مسابقات ژاپن بود اما دیدیم که او شکست خورد. همه اینها نشان می دهد که سطح رقابت های
محمدرضا فروتن از همسرش رونمایی کرد! +عکس جنجالی
دوران نوجوانی ام، خیلی بازیگوش و شیطان بودم و اصلا اهل درس و کتاب و مدرسه نبودم، طوری که خاطرم هست در همان سال اول دبیرستانم، تجدید آوردم ! اوایل دهه 70 به واسطه یکی از دوستانم به نام اکبر اصفهانی که عکاس فیلم ها و سریال ها بود به بهرام کاظمی کارگردان که برای نقش کوتاهی در فیلمش به دنبال یک بازیگر تازه کار می گشت، معرفی شدم. پس از اجرای نخستین پلان فیلم هدف سال 1373 و تشویق
فیلم| سارا بهمنیار: خوشحالم اولین برد کاراته ایران را کسب کردم / امیدوارم محبت مردم را با کسب مدال ...
شدنی است و بیشتر روی کار خودم و تمریناتم تمرکز می کنم؛ دنبال حاشیه ها نیستم. کد ویدیو دانلود فیلم اصلی بانوی کاراته کای کشورمان در پایان گفت: از همه کسانی که در راه المپیک حمایتم کردند تشکر می کنم؛ از مربی ام، خانم فاطمه قاسمی تشکر می کنم که حضورشان را کنارم حس می کردم و خیلی دوست داشتم در توکیو حاضر می بود که شاید شرایط بهتر می شد. از همه مردم که برایم انرژی مثبت فرستاند تشکر می کنم که با شادی هایم شاد و با ناراحتی هایم ناراحت شدند. از همینجا قول می دهم که محبت شان را در مسابقات جهانی و آسیایی جبران کنم. ...
ماه پنهان در چفیه
زندگی شهید محمدزاده مأنوس و در آن ها ذوب شدم. وقتی این ارتباط قوی شده بود، من هر روز و هر لحظه به آن ها فکر می کردم و در فضای ذهنی خودم مسائل را برانداز می کردم و در مواقع متعدد خودم را جای آن ها می گذاشتم. همه این ها برای من سؤال می شد و وقتی سراغ آن ها می رفتم از آن ها می پرسیدم؛ همین سختگیری ها و دقت به جزئیات بود که موجب شد مخاطب کتاب را بپسندد. چون واقعاً سوای اینکه نویسنده بودم، سعی کردم با
تجربه عجیب هنگامه قاضیانی از همراهی با نوجوانان مجرم
از این همراهی می خوانید. گریم نمی خوام شب قبل از رفتن به جمع بچه ها، عجیب پریشان بودم. روح خودم را می شناسم، می دانستم تا روزها پریشانم و این بی قراری ادامه دارد. همین هم شد. گفته بودند بچه ها همگی کمتر از 18 سال دارند و قتل انجام داده اند و نکته مهمتر اینکه پیش از من هیچ زنی از گروه تولید حتی به عنوان مهمان در جمع شان حاضر نشده است. وارد ندامتگاه شدم. پیش زمینه ای برای خودم
جنگ را با خاله بازی اشتباه گرفته بودند
ها بودند و من هر چه سعی داشتم به آن ها بفهمانم که بابا! این ها منافقند . گفتند: نه بابا! خودی را بزنیم! برای ما مسئله دارد؛ فردا دادگاه انقلاب، فلان. آخر عصبانی شدم، گفتم: بنشین زمین. او هم نشست زمین. دیدیم حدوداً 500 متری ستون زرهی نشسته ایم و ما هم پیاده شدیم و من هم به خاطر این که درجه هایم مشخص نشود، از این بادگیرها پوشیده بودم، کلاهم را هم انداخته بودم توی هلی کوپتر. عصبانی بودم
یادداشتی به یاد آقا نیکی و کیفش
، مثل نوع دست دادن را خودم اضافه کردم. صدایی که برای آقا نیکی در نظر گرفتم صدایی از ته گلو بود و دستم را هم در هوا تکان می دادم، فی البداهه شد. می گفتند حاج آقای دعایی (مدیرمسوول روزنامه اطلاعات) دوست دارد شما را ببیند. یک بار که از جلوی اطلاعات رد می شدم، رفتم و با ایشان ملاقاتی داشتم. حاج آقا دعایی گفت: وقتی من و آقای لاریجانی در مجلس به هم می رسیم، مانند شما دست می دهیم! کم
تاثیر تشویق پدر به قرآن آموزی و دریافت عالی ترین نشان پژوهشی
شریعتی هم در سطح حرکت کرد و شورآفرینی داشت؛ بنده هم با این دو نفر آشنا شدم و در جلساتشان شرکت داشتم، در مشهد و در جلسات شریعتی در سال 1356 با بازرگان آشنا شدم و در برنامه های صدا و سیما از آموخته های علمی این جلسات استفاده می کردم. در محضر اساتید برتر معارف با اشاره به نحوه ورودش به مدرسه تربیت مدرس سطح ارشد، تصریح کرد: بنده جزء دو سه نفر اول پذیرفته شدگان در این مدرسه بودم
موسوی: با یک تماس تلفنی برکنار شدم/ توان فنی خوشقدم همین است/ رفاقت سمانه با عباسعلی در انتخاب سرمربی ...
قانع کننده ای از من گرفتند. موسوی با بیان اینکه به تنهایی بار تیم ملی را بر دوش می کشید تصریح کرد: من یک نفر سرمربی، مربی و حتی سرپرست تیم بودم و در مسابقاتی که شرکت داشتیم حتی وسایل مورد نیاز بچه ها و آب و ... را هم خودم خریداری می کردم. دو سال از بهترین روز های عمرم را پای تیم ملی گذاشتم که در المپیک نتیجه زحماتم را ببینم، اما ... وی در پاسخ به این سوال که آیا دنبال تلافی بی
مونا فرجاد؛ زندگی و اجرای مجازی در ایام کرونا
بعد تئاتر. اگر بخواهید کارگردانی را شروع کنید دوست دارید اول کار سینما انجام دهید تا تئاتر؟ اتفاق تئاتر برای من شدنی تر است تا سینما، اما سینما را خیلی دوست دارم. اصلاً قاب دوربین و قاب بستن را دوست دارم. کار هایی که در تلویزیون به من پیشنهاد شده خیلی دلچسب نبوده اند. الآن چهار سال است در تلویزیون کار نکرده ام. انتخاب خودم بوده و نه، چون تلویزیون جای بدی است. 90 درصد
یک لحظه با من زندگی کن!
فردی راه بروم، با اینکه کودک بودم اما می دانستم مشکلی به وجود آمده ولی دلم نمی خواست تسلیم بشوم ، هر شب به آسمان پر ستاره خیره می شدم ،گاه مدت ها در دلم با پر نور ترین ستاره حرف می زدم و پیش خود فکر می کردم اگر بتوانم یکی از این ستاره ها را بچینم می توانم سلامت پاهایم را به دست بیاورم. برای خودم رویاپردازی می کردم و آرزو داشتم دختر قوی و مشهوری باشم. 14 سال بیشتر نداشتم که
فیلم| سارا بهمنیار: خوشحالم اولین برد کاراته ایران را کسب کردم / امیدوارم محبت مردم را با کسب مدال ...
شدنی است و بیشتر روی کار خودم و تمریناتم تمرکز می کنم؛ دنبال حاشیه ها نیستم. کد ویدیو دانلود فیلم اصلی بانوی کاراته کای کشورمان در پایان گفت: از همه کسانی که در راه المپیک حمایتم کردند تشکر می کنم؛ از مربی ام، خانم فاطمه قاسمی تشکر می کنم که حضورشان را کنارم حس می کردم و خیلی دوست داشتم در توکیو حاضر می بود که شاید شرایط بهتر می شد. از همه مردم که برایم انرژی مثبت فرستاند تشکر می کنم که با شادی هایم شاد و با ناراحتی هایم ناراحت شدند. از همینجا قول می دهم که محبت شان را در مسابقات جهانی و آسیایی جبران کنم. ...
فیلم| سارا بهمنیار: خوشحالم اولین برد کاراته ایران را کسب کردم / امیدوارم محبت مردم را با کسب مدال ...
شدنی است و بیشتر روی کار خودم و تمریناتم تمرکز می کنم؛ دنبال حاشیه ها نیستم. کد ویدیو دانلود فیلم اصلی بانوی کاراته کای کشورمان در پایان گفت: از همه کسانی که در راه المپیک حمایتم کردند تشکر می کنم؛ از مربی ام، خانم فاطمه قاسمی تشکر می کنم که حضورشان را کنارم حس می کردم و خیلی دوست داشتم در توکیو حاضر می بود که شاید شرایط بهتر می شد. از همه مردم که برایم انرژی مثبت فرستاند تشکر می کنم که با شادی هایم شاد و با ناراحتی هایم ناراحت شدند. از همینجا قول می دهم که محبت شان را در مسابقات جهانی و آسیایی جبران کنم. ...
گفت وگوی خواندنی با خانواده 8 شهید مدافع حرم
مان شلوغ است و همه همسایه ها و فامیل آن جا هستند. همان جا بود که دیگر چشمانم پر از اشک شده بود و فقط گریه می کردم. وقتی وارد خانه شدم، دیدم که همه دارند گریه می کنند از شدت گریه افتادم و در حالت بیهوشی بودم. خاطرم هست که مادرم بعد از نمازش به من گفت که گریه نکن، چون که بابا به آرزویش رسیده است. اگر یک بار دیگر ببینمش فقط بغلش می کنم. خاطرم هست روز تولدم عصبانی بودم که چرا کسی تولدم را
مشکلات تراکتور را همه تیم ها دارند
/> این بازیکن در مورد عملکرد فردی خودش ادامه داد: من از نیم فصل دوم اضافه شدم و فکر می کنم 6 پاس گل دادم،دو گل زدم و یک پنالتی گرفتم و در دو،سه گل دیگر هم نقش مستقیم داشتم که به نظرم آمار خوبی بود چون بهترین پاسور لیگ 9 پاس داده و من با بازی های آسیایی 6 پاس دادم و در کل از خودم رضایت داشتم. وی که سابقه کار زیر نظر فراز کمالوند در گسترش فولاد و تراکتور عنوان کرد: بله من با ایشان در
به بهانه روز خبرنگار؛ چه ماه بود این ماهنامه طوبی
/> تا وقتی که من با طوبی سروکار داشتم، چندین بار جای دفترش عوض شد. اوّل گوشه میدان کمال الملک بود. بعد آمد تو خیابان بهشتی، روبروی سپاه. بعد رفت کنار فرهنگ سرای معراج. آخرین بار به صورت گذری وسط خیابون زیارتی دیدمش. . * نویسنده ستون و اما بعد... در دو سال اول انتشارطوبی
انشایی که خبرنگارم کرد
نه نشد، بگذارید جور دیگری برایتان بازگو کنم. سال آخر هنرستان بودم. دبیر ادبیاتی داشتیم که در باره درس انشاء خیلی سخت می گرفت و عقیده داشت انشاء برخلاف درس های دیگر که باید بسادگی چیزی را بیاموزی تا به آسانی پس بدهی، درسی است که دانش آموز را صاحب قوه تعقل می کند و در آینده، او را اندیشه ماخذ و تحلیگر بار می آورد. آن روزها 2 سالی از جنگ می گذشت و دشمنِ سفاک، بی محابا مثلِ نُقل
زندان و دیه؛ مجازات قتل هوو
از دست دادم و روسری را دور گردنش پیچیدم و او را خفه کردم. وقتی صدف روی زمین افتاد، نبضش هنوز می زد که پسرم و فرزند صدف را در خانه گذاشتم و فرار کردم. من به خانه برادرم در اصفهان رفته بودم که در آنجا بازداشت شدم. غزاله در ادامه به قضات گفت: صدف سابقه بیماری تشنج داشت و گمان می کنم به همین خاطر بعد از اینکه گلویش را فشار دادم، روی زمین افتاد و جان سپرد. رفتار های صدف و شوهرم باعث شد در یک
رهپیما: آن موقعیت تبدیل به گل می شد برایم ارزشی نداشت
دروازه حریف پیش رفتم متوجه شدم که بازیکن حریف از ناحیه پا دچار مصدومیت و درد شدید شد که در آن لحظه از صمیم قلب برای بازیکن حریف ناراحت شدم و احساس کردم اگر این موقعیت را تبدیل به گل کنم این گل هیچ ارزشی برای ما نخواهد داشت با خودم گفتم اگر قرار است بازی را ببریم باید به گونه دیگر و با تلاش خودمان به گل برسیم تا اینکه بخواهیم به صورت ناجوانمردانه توپ را از پای بازیکنی که مصدوم شده و احساس درد می کند
غم جامعه در دل و خنده بر لب مقابل دوربین
ترها یاد می گرفتم. بهترین محصولات خبری آنان را انتخاب می کردم و سعی می کردم به آن سطح برسم؛ و این گونه در نهایت خبرنگار شدم. من یادم است دوره راهنمایی یا ابتدایی بودم و روز عید مبعث خانم نعمتی از من مصاحبه گرفت. (همه خندیدند) (با خنده) خانم نعمتی آن قدر هم سن و سال بالایی ندارد. عصای من کو؟ (همه حاضران می خندند) تمام کارهای فرهنگی و هنری فقط با عشق و
فاطمه مسکینی:هیچ وقت حس نکردم که اگر مرد بودم می توانستم بیشتر پیشرفت کنم/ همسرم همیشه حامی و یاور من ...
ندای گیلان -نوشین میربلوک: در بحبوحه روزمرگی و فراز و نشیب های زندگی و زمانی که ناامیدی و بی انگیزگی بر انسان مستولی می شود، دیدن پشتکار و تلاش خستگی ناپذیر افرادی که به رغم همه سختی ها و مشکلات سد های بزرگ جلوی روی خود را کنار زده اند و بر قله موفقیت ایستاده اند، حالتان را خوب می کند! حالا اگر این فرد موفق یک زن باشد که سختی های دوچندان را تحمل کرده تا بهترین خودش باشد موضوع کمی متفاوت تر است. زنان موفق در جامعه ما کم نیستند که با وجود نگاه های ب
ناگفته های سپیده خداوردی از 5 سال همراهی استاد شجریان + عکس
زندگی اول قدردان پدر و مادرم هستم. در آن سال هایی که کسی سازها را نمیشناخت و موسیقی را به صورت حرفه ای پیگیری نمی کرد من در حالی که هیچ موسیقی را نمی دانستم کنکور موسیقی دادم و از بین 300 نفر جزو 27 نفر پذیرفته شده انتخاب شدم که در این راه مادرم حمایتم کرد. مادر و پدرم کاری می کردند که برای رسیدن به بسیاری از خواسته هایم لحظه شماری کنم. در سال 74 ستاره موسیقی شدم و از پدرم خواستم سازم را عوض کند اما گفت اگر بخواهی موفق شوی با همین ساز موفق می شوی؛ حالا از تلاش هایی که برای رسیدن به خواسته هایم کرده ام احساس غرور می کنم. ...
ترس ها، سختی ها و نگرانی های بازیگر نقش شهید ستاری/ 10 کیلو وزن کم کردم!
تشریح می کرد. بعد از آن سیل با کامیون شوهرخاله ام به مشهد رفتیم و آنجا ادامه تحصیل دادم در چند کار با انوشیروان ارجمند کار کردم با برادران کیانیان و قویدل هم همکاری هایی داشتم. مشهد هنرمندان برجسته زیادی دارد. کارگردان سینما و تلویزیون سابقه علاقه مندی اش به هنر بازیگری را این طور تشریح کرد: سال اول راهنمایی که بودم وقتی پرسیدند چه کسی می خواهد تئاتر کار کند داوطلب شدم و نمیدانم چرا
داستان شکسته شدن رکورد جهانی قوی ترین زنان توسط بانوی ایرانی
به گزارش ایلنا، گیتی موسوی مربی بدنسازی و قوی ترین زن ایرانی در برنامه گفت وگو محور شب نشینی گفت: اصالتا تبریزی هستم و در رشته ادبیات فارسی تحصیل کرده ام. من از بچگی ورزشکار و از نظر ژنتیکی قوی بودم. مدتی آمادگی جسمانی انجام دادم و بعد فهمیدم می توانم به ورزش های قدرتی بپردازم. وی درباره رکوردشکنی بزرگش بیان کرد: مشاور گینس در ایران به من خبر داد که بانوی استرالیایی یک تریلی 11 تنی را
خبرنگاری اولویتم بود نه رتبه دو رقمی/ جهاددانشگاهی فرصت تجربه می دهد
پرهیجان و ... است و من سعی کردم به همه اینها برسم. من از سن 56 سالگی دوست داشتم قصه تعریف کنم، در سن 10 سالگی دوست داشتم بنویسم، در سن 12 سالگی مطمئن شدم که واقعاً دوست دارم خبرنگار شوم. با وجود اینکه خانواده و دوستانم مدام به من می گفتند تو می توانی کسی شوی که خبرنگارها با تو مصاحبه می کنند، من علاقه مند بودم خبرنگار شوم و اهمیتی نداشت که رتبه دو رقمی رشته خبرنگاری را انتخاب نمی کنم. همه می گفتند