سایر منابع:
سایر خبرها
وقتی مجوز شهادت شب قدر در حرم رضوی امضا شد/ محسن از کودکی دهه اول محرم سیاهپوش بود
دست به هیأت برود و در دسته ها زنجیرزنی کند. من هم نذر کرده بودم که دهه اول محرم حتماً لباس مشکی به تنش کنم و همیشه قبل از محرم وسایل و لباس های محرم را برایش آماده می کردم. بعد که بزرگتر شد، خودش هفته ها قبل از محرم به من یادآوری می کرد که محرم نزدیک است و باید به فکر لباس مشکی و پارچه های عزا باشم. نحوه موافقت گرفتن از مادر برای اعزام به سوریه او در حالی که از شهادت فرزندش
شهدا پیوندشان با خدا عمیق است / در جبهه شهادت ملیت وجود ندارد
انتظار نیست اگر بگوییم قبل از شهادت حججی عده کمی از مردم به دنبال اخبار و حوادث سوریه بودند، با وجود شهادت رزمنده های زیادی از ایران اسلامی و حضور قدرتمند ایران در کنار ارتش سوریه در مقابل با متجاوزان تکفیری اما شهادت مدافعان حرم در سوریه و عراق غریب بود. اما پس از شهادت محسن حججی و اخبار و فیلم ها و تصاویری که از نحوه شهادت او در رسانه ها مخابره شد به یکباره نام مدافعان حرم و دفاع جانانه آنان در طول
گفتگو با رمضان قربانی، نامه رسان جنگ در محدوده توس | عاشقانه های یک پستچی
وسال هایی بود که در محله هم بازی و رفیق بودند. اما حالا شهید شده اند و نامشان زینت بخش کوچه ها و خیابان های محله شده است. شهید صفرعلی علیزاده، شهید امید فرمانبر و شهید انفرادی. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که نامه های ارسال شده از جبهه هم زمان یا بعد از رسیدن خبر شهادت رزمنده به دست خانواده اش می رسید و این زمان تلخ ترین لحظه برای او به عنوان نامه رسان محله بود. رمضان قربانی، نامه رسان دوران
گمنامی که قهرمان ملت شد
سر رحمت بنمایند... که اگر چنین شد؛ الحمدالله رب العالمین. . اما حال و هوای مردم در روز های خبر شهادت محسن حججی چیز دیگری بود. مردم منتظر بازگشت قهرمانشان بودند و از این انتظار خسته نشده بودند، انتظار مردم به روز های محرم رسیده بود و محسن برای همه مردم قابل احترام بود و شهادتش به یک جریان اجتماعی تبدیل شده بود. هر کسی با هر هنر و حرفه ای که کار می کرد، نقش محسن را دلش جا کرده بود. شهر
ماجرای مزار غریب فرمانده فاطمیون/ جانباز شیمیایی که 8 سال در دفاع از حرم جنگید
/> * تسنیم: پس برادرش زودتر راهی این مسیر شده بود؟ بله؛ سید قاسم برادر کوچک تر پدرم بود که سال 93 به همراه سردار شهید ابوحامد یعنی فرمانده فاطمیون در تل قرین به شهادت رسید. * تسنیم: سید احمد سادات چگونه مجروح شد؟ * تسنیم: همان موقع درصد جانبازی گرفت؟ پدر هیچ وقت دنبال کارهای جانبازی اش نرفت. به قول خودش برای این چیزها به جبهه سوریه نرفته بود. آ ن هایی که پدرم را
یوسف مدافعان حرم حامی ایتام بود حتی پس از شهادت
دبیرستان بود که حامی ایتام شد و مخفیانه به فرزندان تحت حمایت کمیته امداد کمک می کرد. چون سن کمی داشت من را واسط کرده بود و می خواست از خودش اسمی جایی نباشد. بعدها که بزرگتر شد خودش مستقیم کمک می کرد و از من هم خواسته بود که این کار را ادامه دهم. • معمولا شهدای عزیز در وصیتنامه های خود مهمترین مسائل زندگی و درخواست های خود را بیان می کنند؛ آیا شهید وصیتی در مورد حمایت از ایتام داشت؟ عباس قبل از شهادتش
شهید حججی چه توصیه ای به بانوان کرده است؟/ ماجرای شغل دوم حجت خدا
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، امروز هجدهم مردادماه سالروز شهادت بزرگ مردی است که مقام معظم رهبری در مقام و منزلت این شهید والامقام، فرمودند: شهید حججیِ عزیز در دنیایی که روزنه های اغواگر صوتی و تصویری فراوانی وجود دارد، چنین درخشید و خداوند او را همچون حجتی در مقابل چشم همگان قرار داد. آری؛ این شهید دهه هفتادی، با عبور از سیم خاردارهای نفس خود، آن چنان در کشور غوغا به پا کرد
گفت وگوی خواندنی با خانواده 8 شهید مدافع حرم
رفت بدون این که در صورتم نگاه کند سوار ماشین و راهی شد. یک حس خاص و غریبی داشتم، احساس کردم چیزی از بدنم کنده شد و دور شد برای همیشه. یکی از اقوام به عنوان مهمان آمدند خانه ما که به من شهادت حسن را خبر بدهند. بعد از کلی مقدمه چینی به من گفتند که حسن مجروح شده...، مجدد که گفتند حسن مجروح شده من به او گفتم حسن من مجروح نشده و شهید شده و من مطمئن هستم که پسرم شهید شده... من همیشه این را می
هیچ وقت برای حسن آرزوی شهادت نکردم
: اصلا! اگر راست می گویی خودت برایم دعا کن! که گفت: خدایا این زهرا رو شهید کن ! او خودش آرزو داشت مرگش با شهادت باشد و اعتقاد داشت شهادت اجل را جلو نمی اندازد و نوع مرگ را تغییر می دهد. آخرین اعزام شان کی بود؟ حسن آقا 5 خرداد 1400 به تدمر، واقع در استان حمص سوریه اعزام شد. از آخرین گفت وگوها با همسرتان بگویید. همسرم دو روز قبل از اعزام از من طلب حلالیت کرد. من همیشه فکر می کردم
لایق ها از سفره جبهه بهره مند می شوند
خانواده های آن ها می رساند. بعد از دو، سه روز از مرخصی می گفت دیگر نمی توانم تحمل کنم. احساس خفگی می کنم. اینجا برایم مانند قفسی است و باید هرچه زودتر به منطقه برگردم. سه، چهار شب قبل از شهادتش دخترم از خواب بیدار شد و گریه کرد. هرکاری می کردم، نمی خوابید. غلامرضا او را بغل کرد، تا بچه خوابید. بعد به نماز ایستاد؛ دعای نمازش برای خانواده هایی بود که پدر ندارند و بچه ها سراغ پدرشان را می گیرند
نگاهی به زندگی شهید محسن حججی از ولادت تا شهادت
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری ایسکانیوز ، شهادت شهید محسن حججی در 18 مرداد سال 1396 به دست نیروهای داعش در سوریه نقطه عطفی در دوران حضور رزمندگان ایران در سوریه بود، دور از انتظار نیست اگر بگوییم قبل از شهادت حججی عده کمی از مردم به دنبال اخبار و حوادث سوریه بودند، با وجود شهادت رزمنده های زیادی از ایران اسلامی و حضور قدرتمند ایران در کنار ارتش سوریه در مقابله با متجاوزان تکفیری، اما شهادت
از دفاع مدبرانه در مقابل صدامیان تا تدبیر برای وحدت در افغانستان
بودند سر مزار و چنان گریه می کردن که همه را به حیرت انداخته بودند، با نشانه هایی که فامیلم داد فهمیدم آنها بچه های ناتنی حاجی هستند. آخرین دیدار پدر شهید محمدرضا ناصری درباره آخرین دیدار وی قبل از شهادت می گوید: مرخصی آخر، یک روز آمد روستا پیش من و مادرش. با این آمدن می خواست هم شبی را پیش ما بماند و هم اینکه خداحافظی کند. من و مادرش سعی می کردیم حداکثر استفاده را ببریم، چرا که این
راز صلابت شهید حججی هنگام اسارت از زبان خودش
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس ، شهادتش مثل موج بود، موجی خروشان که همه را تکان داد، مثل یک تلنگر بزرگ، مثل یک حجت که خداوند آن را در مقابل همگان قرار داد. مقام معظم رهبری بعد از شهادن شهید حججی از این عبارت که خداوند او (شهید حججی) را همچون حجتی در مقابل چشم همگان قرار داد استفاده کرد. شهادت محسن حججی باعث شد تا خون تازه ای در رگ های مردمی که قرن هاست با مفهوم حماسه و شهادت خو گرفته
توصیه شهید الله کرم به مسئولان/ دست از جناح بندی بردارید
رزمانش گفته بود هرکسی می خواهد شهید شود، دنبال من نیاید، زیرا می خواسته کار را انجام دهد و بعد شهادت را هم خدا صلاح می داند که کی و کجا و در کدام زمین و چه زمان صورت پذیرد، ایشان هم خودشان را با این موارد آماده کرده بودند و بلاخره مزدشان را نیز گرفتند. وی در خصوص نحوه شهادت این شهید مدافع حرم تشریح کرد: حدود هشت ماه قبل از شهادتشان، در یک مکانی ماشینشان منفجر شد و به سختی مجروح شدند
کتاب صوتی عزیزتر از جان رونمایی خواهد شد
منطقه حاضر شد. او از فرماندهان ایرانی لشکر زینبیون بود، سه روز قبل از شهادت با همسرش تماس گرفته و گفته بود: خانم تو در هر قدمی که من برمی دارم، شریک هستی . شهید راه چمنی به عنوان یکی از فرماندهان لشکر زینبیون همراه با رزمنده های پاکستانی در عملیات های متعددی شرکت کرد تا در نهایت در فروردین ماه 1395 بر اثر اصابت ترکش خمپاره در العیس، جنوب غرب حلب، به شهادت رسید.
برای دومین بار غسل شهادت کردم، امّا خبری نشد
پاک شهدای کنسولگری افغانستان در یک گور دسته جمعی حوالی محل خدمتشان پیدا شد. شهادت: این همان آرزوی دیرینه اش بود که بدان دست یافت و چه نیکو از این امتحان الهی بیرون آمد در آخرین دست نوشته های موجود در دفترچه خاطراتش که دو روز قبل از شهادتش به ایران ارسال شده بود، یک جمله و دو بیت زیر نوشته شده بود و این نشان از هدفدار بودن راهش می باشد: (( برای دومین بار بعد از آمدن به
روایت زندگی شهدای مدافع حرم نقشه راهی برای محققان خواهد بود
آن را فقط در کربلا بتوان پیدا کرد. به نظرم این هنر شهید صفری در همراه کردن همسر و اطرافیان برای رسیدن به هدفش که شهادت بود، در نوع خودش کم نظیر است. از طرفی اینکه این شهید در دست نوشته هایش زمان و نحوه شهادتش را پیش بینی کرده بود، به نظرم منحصر به فرد است. خاطرات بیان شده در کتاب همیشه در کنارت هستم چند درصد براساس واقعیت و چه مقدار بر پایه تخیل شما استوار است؟ از همان روز اول
ادای شهادت سرپرست وزارت دادگستری ترامپ درباره مداخله در نتیجه انتخابات / یک سناتور: شوکه شدم
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : فارس: جف روزِن سرپرست وزارت دادگستری آمریکا در سال 2020، برای ادای شهادت در صحن کنگره این کشور حاضر شد. به نوشته پایگاه خبری هیل ، اعضای کمیته قضایی مجلس سنای آمریکا، روز شنبه به وقت محلی به مدت چند ساعت روزن را درباره تلاش دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق آمریکا برای تغییر نتیجه انتخابات سوال پیچ کردند. روزن یک روز پیش از حضور در این جلسه، با بازرس کل وزارت
شهادت مامور شجاع و وظیفه شناس کلانتری 103 + فیلم لحظه شهادت
از دقایقی تعقیب و گریز در حالی که برای لحظاتی خودروی مظنونین در گره ترافیکی متوقف می شود مامور گشت کلانتری برای بررسی موضوع به خودرو مورد نظر نزدیک که از پشت هدف چند گلوله سرنشینان خودروی مشکی رنگی که از همدستان راننده وانت بودند، قرار گرفته و به شدت مجروح می شود. به گزارش رکنا، مامور وظیفه شناس استوار یاسر طاهری که از ماموران شجاع، دلیر، پرتلاش و مسئولیت شناس کلانتری 103 گاندی می باشد
ویژه نامه خون و قلم در روز خبرنگار با معرفی شهدای رسانه منتشر شد
به گزارش خبرنگار حوزه ایثار وشهادت ایرنا ، ویژه نامه الکترونیکی خون و قلم به کوشش گروه چندرسانه ای نوید شاهد و هم زمان با روز خبرنگار؛ سالروز شهادت محمود صارمی (خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در افغانستان) منتشر شد. در این ویژه نامه مطالبی در قالب معرفی کتاب، مصاحبه، مقاله، وصیت نامه، زندگی نامه، گزارش و عکس درج شده است. خون و القلم ، پانزده سال است که حیرانم ، وصیت هایی
نوشانوش ؛ خاطرات و داستان های جنگ توسط به نشر روانه بازار شد
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهدمقدس ، این اثر، بازگو گننده خاطرات جنگ در دو جبهه ایران و عراق است و روایت های جذابی از زندگی و خاطرات هشت جنگ تحمیلی دو رزمنده ایرانی و عراقی روایت می کند. در این رمان خاطرات و داستان های عاشقانه عامر رشید سرباز عراقی که دفترچه خاطراتش به دست رزمنده ایرانی علی شیر شفیعی می افتد، می خوانیم که در نوع خود جذاب و خواندنی است. رمان نوشانوش داستان دو شخصیت در
در یک دست تفنگ داشت دست دیگرش قلم مو/ من شاگرد کمال الملکم!
اهواز می دهد. آدم را یک راست می برد کنار کارون. و هر دو خندیدند. رضا رفتی و قاسم برگشتی احمد با یک ماژیک مشکی پشت لباس بسیجی اش می نوشت: تا کربلا راهی نیست. یکی از رزمنده ها نزدیک شد و گفت: ماشاءالله چه دستخطی داری! چند کلاس سواد داری؟ رضا گفت: چه کار به کلاسم داری. می خواهی خودم را لو بدهم، من را بندازن بیرون. رزمنده ای از سنگر بیرون آمد و گفت: رضا نقاشی ات چطوره؟ می خواهم عکس
آمیختگی عرفان و علم در سبک زندگی شهید محمود ریاضی
خورشتی می خورد. رزمنده دفاع مقدس ادامه داد: زمزمه هایی بین بچه ها بود که به لحاظ علمی در رشته های علوم پایه دانشگاه امیر کبیر فرد ممتازی است و برای جبهه آمدن او از طرف جامعه دانشگاهی خیلی مخالفت می شود. ثابتی افزود: هنگام راهپیمایی اصلا خستگی سرش نمی شد. من خیلی نگران بودم که هنگام عملیات نتوانم پا به پای او بروم. خودش می گفت من با همین رژیم غذایی، تابستان در اهواز روزه می گرفتم
کلیشه های سربی
دارد و جوانی محجوب و آراسته، همراه فرزین، مدیر یک شرکت (تقی ظهوری) وارد رستوران می شوند و وقتی میزی را انتخاب می کنند و می نشینند و بعد از سفارش غذا به گارسون بلافاصله مصاحبه را آغاز می کند: خب، ممکنه قربان بفرمایید که نظر جنابعالی راجع به تصویب نامه جدید اقتصادی دولت چیه؟ اما مصاحبه شونده حواسش به آمد و شد همسرش به رستوران است و بعد هم در ادامه، جوابی هم به سوال خبرنگار نمی دهد. این حضور بیهوده چه
قلمی که با خون نگاشت؛ رسالت خبرنگار لرستانی با نثار جان به دنیا مخابره شد
به گزارش دیار آفتاب ؛ به نقل از سفیر افلاک در مرداد ماه سال 77، طنین مظلومیت از افغانستان توسط خبرنگاری متعهد در عرصه اطلاع رسانی به گوش رسید، خبرنگاری که با نثار جان خود در این عرصه امروز افتخاری برای همه خبرنگاران شده است. این بار جنایت آمریکا و همدستانش در مزار شریف افغانستان رخ داد، جنایتی که سبب شهادت شهید صارمی و تعدادی از دیپلمات های ایرانی در افغانستان شد و خون سرخ بزرگ مردی از
حاج قاسم گفت تو با این قد و قواره راننده تانکی؟!
(س) از خانواده و راحتی مان گذشتیم و راهی سوریه شدیم؛ می خواهم به آن هایی که به ما می گویند به خاطر پول به سوریه رفتید بگویم که آن ها برای یک ساعت هم که شده بروند در دل دشمن، اگر رفتند برای همین یک ساعت من پس اندازم را به آن ها می دهم ببینم می توانند این کار را بکنند یا خیر! وصیت نامه شهید محمدالله اسدی به گزارش فارس، شهید محمدالله اسدی 11 ماه قبل از شهادتش وصیت نامه ای نوشته
گفت وگو با خانواده جستجوگر نور، فرمانده گردان غواص ها و شهید مدافع حرم همدان؛ سردار علیرضا شمسی پور ...
یاب شهدا بود. دستگاه در آخرین مراحل آزمایش قرار داشت. و قرار بود در این سفر از این وسیله هم استفاده کنند. در آخرین پیامش نیم ساعت قبل از شهادت گفت: اینجا شهید باران است و گویا حدود سیزده شهید مربوط به عملیات والفجر 4 را پیدا کرده بودند. که در نهایت پای پدر روی مین می رود و سفید رانش خونریزی شدیدی می کند. همرزمانش می گفتند که در آمبولانس هم چند دقیقه ای به هوش می آید و ضربان قلب داشته؛ اما ساعتی
خاطرات شنیدنی از طلبه جانباز / دعای حاج آقا من را نگه داشت
اصابت نکند. با این همه آقا محسن به شدت مجروح شده بود. می خواهم بگویم این دسته آدمها هم بودند. حالا هم یک دسته افرادی هستند که وارد مجلس می شوند و به عنوان نماینده فلان شهر پشت تریبون می گوید پدرم سهم خودش را از انقلاب گرفته است. شما خودتان چطور مجروح شدید؟ بعد از ترمیم گردان وقتی برای پاکسازی رفتیم سردار نظری به من گفت که همراه من باش. ما راه افتادیم و دیدم که به ظاهر من کاری نمی