سایر منابع:
سایر خبرها
روزی که با هم رفیق شدیم و یک یادداشت دیگر
همشهری زود تمام می شد و چه برسد به شماره های گذشته. بعد از آن باورم شد که آن دعوت از نوجوان ها که خبرنگارت باشند، برایت بنویسند و آثارشان را بفرستند، راستکی بوده و همه ی نوجوان ها واقعاً می توانند هم رکاب تو باشند. آن جا بود که دوستی مان شکل گرفت و هرهفته پنج شنبه ها عضو ثابت خانواده مان شدی. شده بودیم دو دوست واقعی. من می نوشتم و تو کمکم می کردی رشد کنم. تشویقم می کردی کتاب خوب بخوانم. به املای درست
پشت پرده انتخاب تیم ملی تپانچه/ صولت: مانع ورود فروغی به تیم ملی شدند
روزنامه گل امیرحسین صولت در خصوص پایان همکاری اش با کشور عراق، عنوان کرد: بعد از ناآرامی هایی که در عراق به وجود آمد و شهادت سردار سلیمانی، شرایط به گونه ای نبود که بتوانم در این کشور مربیگری کنم البته تا شهریور سال 99 به صورت آنلاین مربی بودم اما در نهایت ترجیح دادم به خاطر تحصیلات و هیات ورزشی استان اصفهان در داخل کشور بمانم. مربی سابق تیم ملی تپانچه کشورمان در خصوص اداره
اشرف پهلوی این مهندس را کشت چون تن به خواسته شومش نداد ! + سند
پالانچیان را مست می کند و سپس او را به اتاق طبقه بالا می برد. در اتاق، ناگهان اشرف ظاهر می شود. با دیدن او مستی از سر پالانچیان می پرد. اشرف به پای پالانچیان می افتد و التماس و گریه می کند که به من رحم کن، دارم از عشق تو از بین می روم. ولی پالانچیان او را از خود دور می کند و باز جواب رد می دهد. اشرف هم عصبانی می شود و با حالت خشم از او جدا می شود و می گوید: بسیار خوب، دیگر با تو کاری ندارم! و از
شب های سرد زمستانی و دو پیشنهاد دیدنی برای نوجوان ها
اگر آن ها را تماشا کردید، می توانید از همین حالا آماده باشید تا در آینده، گفت وگوهای ویژه ای را درباره ی آن ها در دوچرخه آنلاین بخوانید. شما هم از هواداران انیمیشن خاطره انگیز کارخانه ی هیولاها هستید؟ این انیمیشن جذاب با داستانی منحصر به فرد در سال 2001 ساخته شد و با این که از همان اول بسیار پرطرفدار بود، کمپانی های دیزنی و پیکسار خیلی دیر به فکر تولید قسمت دوم آن افتادند و پس از 12سال
هرجا از آقای سیفی کمک خواستم، تنهایم نگذاشت +عکس
. عکس آقای سیفی را برداشتم و آقای سیفی را زیارت کردم، گفتم خودت می دانی بچه ها بابا که ندارند، مامان هم نداشته باشند، بچه هایت بی سرپرست می شوند، تو را به خدا من را نجات بده، کمکم کن. بعد با پسرم رفتم دکتر قلب، رفتم سونوگرافی، دوباره نوار قلب گرفت، دکتر گفت خانم سیفی شما وقتتان تمام است. این پسرم هم در سالن نشسته بود. گفت مامان چی شده؟ گفتم می گوید وقتم تمام است. گفت مامان ول کن دکترها را
جزییات سر بریدن زن جوان در اهواز/ متهم:سزایش مرگ بود
کمک یک قاچاق بر از کشور خارج شده است. بیشتر بخوانید: روایت قتل غزل حیدرنوا ، دختر اهوازی از زبان پدرش+عکس عمویم به سختی از طریق دوست و آشنا ردی از او در ترکیه به دست آورد و تلفنی با همسرم حرف زد. او به همسرم امان دادکه اتفاقی برایش نمی افتد و می تواند به اهواز برگردد. او هم قبول کرد. دوماه قبل به ایران برگشت و خانه والدینش بود. همان موقع تصمیم به قتل او گرفتم. به خانه شان رفتم
ماکو گری گوریان: حس اقلیت بودن در تبریز ندارم / استقبال ارامنه از فجر انقلاب / سکینه الهی در اسارت فرزندم
اینکه بین مسلمانان زندگی می کنید چه احساسی دارید؟ مادام ماکو: من ایران را خیلی دوست دارم و هیچگونه احساس غریبی و اقلیت بودن ندارم. برخی اقوام در ارمنستان زندگی می کند و چندین بار از من گفتند در آنجا ما زندگی کنم اما قبول نکردم. مردم تبریز را خیلی دوست دارم و خیلی مهربان هستند، زندگی خیلی خوبی دارم. به تبریز و مردمان اینجا عادت کرده ام و بر خورد آنها با ارمنی ها خوب است. اسارت
رفیق دوست: هویدا اعدام نشد؛ کشته شد!
می توان ادعا کرد که واپسین ساعات حیات یک حکومت رو به انقراض، در زمره خطیرترین لحظات برای انقلابیون نیز است. چه اینکه رژیم مستقر، از تمامی توان خویش برای بقا استفاده خواهد کرد و به تمامی امکانات، دست خواهد یازید. روزنامه جوان در ادامه نوشت: آنچه در پی می آید، خوانشی تحلیلی از خاطرات محسن رفیق دوست از مبارزان انقلاب اسلامی، در باره این ساعات است. مستندات این نوشتار، از اولین مجلد خاطرات
چرا مشهدی ها خجالت می کشند با لهجه خودشان حرف بزنند؟
/> شادی، 52ساله| پدربزرگم، پدرِ مادرم، تهرانی بود و مادرم با این که مشهد زندگی می کرد، میانه خوبی با لهجه این شهر نداشت. بچه که بودیم، کافی بود یک کلمه مشهدی از دهان مان دربیاید تا مسخره مان کند. حتی گاهی بابت لهجه داشتن دعوا می شدیم! هنوز هم همین طور است ولی من از وقتی تلاش کردم هویت و تاریخ مشهد را بشناسم، با لهجه ام دوست شدم. درست است که مشهدی حرف نمی زنم اما از آن خجالت هم نمی کشم.
عده ای می خواهند در قحط معنا جای علامه جعفری را بگیرند
به گزارش خبرگزاری مهر ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ناشر کتاب بهار که آمد و برف ها که آب شدند... نوشته سید محمدرضا دربندی عصر دیروز دوشنبه 17 بهمن نشستی برای معرفی و رونمایی این اثر برگزار کرد تا چند نفر از نوجوانان و جوانان آن روز و مدرسان امروز دانشگاه، خاطرات خود را از هم نشینی با علامه محمد تقی جعفری بیان کنند. کتاب بهار که آمد و برف ها که آب شدند... نقش یک راهنما، معلم یا هدایتگر خوب و
مریم معصومی و دسته گل زیبا
با کسی دوست نمی شوی و از این جور صحبت ها که من هم توی دلم می گفتم وای مدرسه چقدر بده. اینجوری شد که زا همان رو ز اول فهمیدم مدرسه جایی است که علاوه بر حس بدش آدم را مجبور می کند انسان روی پای خودش بایستد و این کار مادرم اگر در کودکی ام تلخ بود، ولی حالا که بزرگ شده ام فهمیده ام بزرگترین کار را در حقم کرده و باعث شده که الان مستقل باشم و از استقلالم لذت ببرم. رشته تحصیلی مریم معصومی
قیمت خودرو
امیرخسرو عباسی بهاره رهنما ما در روز تولد امام رضا و در بین مردم مراسم عقدمان را برگزار کردیم و من همه این اتفاقات را خواست امام رضا میدانم و امیرخسرو عباسی واقعا محب اهل بیت است و تنها شرط ازدواجش با من نماز اول وقت بود و امیر به من گفت تو اگه کنار خیابون گردو هم میفروختی من از تو خواستگاری میکردم و کمتر از یک هفته جواب خواستگاری داده شد و این ازدواج با مراسم سنتی برگزار شد و من با یک
رونمایی از 19+1 عنوان کتاب کودک در آبفای استان اصفهان
! ، ماجرای ماری که توی دیوار خانه ما زندگی می کرد ، روزی که عالیه خانم به خانه مامانی آمد و آبان شهر 17 عنوان کتابی است که شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان در دو سال اخیر با هدف آموزش مدیریت مصرف بهینه آب به کودکان و نوجوانان در قالب شعر، داستان کوتاه و رنگ آمیزی منتشر کرده است. این شرکت همچنین دو کتاب نیز با عناوین چهل کارتون آبدار1 و طرح های حیاتی 1 در قالب مجموعه کارتون های طنز و مجموعه پوستر
بهترین انیمیشن های اکران شده در 12 سال اخیر
نام پرنسس جدید دنیای والت دیزنی است که در فیم گیسو کمند با آن آشنا شدیم. گیسو کمند داستانی پرنسسی تنهاست که موهایی بلند و جادویی دارد، او تمام عمرش توسط نامادری اش در یک برج زندانی شده اما به طور اتفاقی به یک دزد آشنا می شود و پا به دنیای ناشناخته بیرون می گذارد. این انیمیشن یکی از پرهزینه ترین پویانمایی های دنیا است و از بهترین انیمیشن های سال های اخیر به شمار می آید. 11 – نام تو
اندوه به قلبم نزدیک شد
: تا کسی به رانندگی مسلط نشود، شب ها به جاده نمی آید. این پاسخ سؤال من بود. بی هوا نمی شود دل به راه تازه ای سپرد. باید از قبل آمادگی داشت. باید راهنمایی باشد تا بتواند ما را برای قرارگرفتن در مسیر تازه هدایت کند. می دانم پشت تاریکی های جاده و پشت همه ی آن چه نمی توانم ببینم زیبایی های فراوانی وجود دارد. من جاده ها را در روز هم دیده ام، در نور بی نهایت. آن ها همیشه اطمینان بخش
پیامک تبریک رسمی روز مرد
/> ***** تن مرد و نامرد یکی ست زمانه بگذرد تا بدانی مرد کیست؟ ***** متن تبریک زیبای روز مرد برای همسر تمام دوستت دارم های دنیا را هم که جمع کنند باز تو را یک جور دیگری دوست دارم مرد من، روزت مبارک ***** همسر بی همتای من با یک دنیا عشق روز مرد را به تو مهربان و تنها تکیه گاهم تبریک
مهدی صادقی
برگشتم! چند سالی کارمند بودم و ارتباطاتم را قوی کردم؛ طوری که دیگران به من اعتماد کنند و یاد گرفته بودم که همیشه باید راست گفت. اگر راست بگویی و دیگران به تو اعتماد کنند، دیگر همه انبارها برای توست و نیازی به سرمایه نداری. پس تصمیم گرفتم مستقل کار کنم. بالکن یک مغازه بزرگ را اجاره کرده بودم. ماه اول نگران این بودم که آیا می توانم به اندازه حقوق زمان کارمندی خودم، درآمد داشته
عکی دیده نشده از رضا رویگری
خیلی آزارم می دهد. البته خدا را شکر حالا حالم بهتر است و خوب هم خواهم شد. گاهی شده دعوت به کار شده و رفته ام اما بعد که وضعیت مرا می بینند منصرف می شوند و دیگر تماس نمی گیرند و این آزارم می دهد. دوست دارم به این آدم ها بگویم اگر رویگری کیان مختارنامه را می خواهید باید تمام سرمایه فیلم خود را به من بدهید. البته بخشی از دلگیری من مربوط به آدم هاست؛ منظورم مردم نیست چون مردم همیشه و همه جا واقعا به
صیادمنش: هرگز نگفتم از کودکی طرفدار هال سیتی بودم
اوکراین بدرخشی و گل های زیادی بزنی؟ وقتی به زوریا رفتم تجربه امروز را نداشتم. الان هم نمی توانم بگویم خیلی بازیکن باتجربه ای هستم ولی به هر حال مدتی که در اوکراین بازی می کردم به تجربیاتم اضافه شد و حالا باید سعی کنم از همه آنچه در این مدت آموخته ام برای پیشرفتم استفاده کنم. سرمربی تیم خیلی به من کمک می کند و دوست دارد زودتر به فرم بازی کامل برسم. قطعاً کار در انگلیس سخت است و به این
تست : کدام تصویر را انتخاب می کنید ؟!
علاقه مند به سازگاری، شما یک میانجی عالی هستید. مردم به خاطر طبیعت خوب شما دوست دارند با شما دوست شوند. شما می دانید چگونه با شخصیت خود به مردم احساس خوبی بدهید. بیشتر بخوانید: تست هوش با تصاویر: 3 سوال ویژه برای کسانی که باهوشند و معما را دوست دارند ساده ترین تست شخصیت شناسی جهان؛ تصویر شماره 5: شما طبیعت باهوشی دارید. شما شخصیتی نجیب، باهوش و خردمند دارید. تو کسی
فرشته حسینی: می ترسیدند مادر زیبایم را طالبان ببرد / اسلحه دست نگرفته بودم / در خیاطی کار می کردم؛ می ...
کاراکتر خودم که آلمان بود، ولی کاراکتر واقعی مترجم را دیدم، رفتم سر قبر آن پسری که آن اتفاق برایش افتاده بود و دیدم، و همه اینها... من الان دیگر به نظرم سینما اینطور نیست که بروم بازی کنم و تمام نه... خیلی برایم بزرگ تر است، چون به نظرم دنیای بزرگ تری است، من خودم هر فیلمی که می بینم، یکهو در آن چیزی می بینم که خیلی روی من تأثیر می گذارد، فیلم های خوب، یا یک اخلاقی از خودم می بینم، یا یک چیزی و
ظاهر جنجالی ترلان پروانه
پروانه بعد از بازی در سریال تلویزیونی خوش غیرت، جایزه بزرگ،101 راه برای ذله کردن پدر و مادرها و شبی از شب ها در سال 1383، در سال 1384در پنج فیلم سینمایی دغدغه، بالابند، زن بدلی، مادر صدامو می شنوی و چپ دست بازی کرد و رسما وارد سینما شد .در سال 1382 اولین بار با سریال بچه های پایش به مجموعه های تلویزیونی باز شد، سپس در جایزه بزرگ مهران مدیری و خوش غیرت محصول سال 83 حضور داشت.اولین حضورش در سینما با
قیمت خودرو
می کنم. اوقات فراغتم را با دیدن فیلم و خواندن کتاب سپری کنم به همین خاطر کمتر فرصت آشپزی دارم اما اگر وقت آشپزی داشته باشم، بیشتر پاستا می پزم چون هم در پختش حسابی تسلط پیدا کرده ام و هم خیلی دوست دارم. ورزش مورد علاقه خانم پروانه ورزش حرفه ایم بسکتبال است دوچرخه سواری را خیلی دوست دارم و اگر موقعیتش باشد و بتوانم دوچرخه سواری کنم خیلی لذت می برم. اسب سواری هم جز ورزش های
تست : اول به چه کسی کمک می کنید؟
نمی بینند و سعی می کنید برای مشکلات بزرگ راه حل های منصفانه ای ارائه دهید. حتی زمانی که زندگی گاهی اوقات سخت می شود، هرگز از خوش بینی خود دست نمی کشید. شما سعی می کنید همه را خوب ببینید و عیب های آنها را نادیده بگیرید. به همین دلیل است که همه می خواهند با شما باشند! اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید:
فیلم شیطون بلاهای خردسال فیلم بی مادر کنار پژمان جمشیدی / چقدر نازند !
کرد. نسبتا خانواده ام ورزشی بودند اما درس برای شان در اولویت بود. کار من هم وقتی سخت شد که برادرم سال 70 مهندسی دانشگاه شریف قبول شد و دیگر همه از من هم انتظار داشتند که یک رشته خوب در یک دانشگاه خوب بخوانم. برای همین مجبور شدم کنار فوتبال درسم را هم ادامه بدهم. زندگی خانوادگی ما یک زندگی آرام با درآمد کارمندی بود. یک برادر بزرگ تر و یک خواهر کوچک تر دارم. با این عشق تان به فوتبال لابد
جشن تولد 44 سالگی شبنم فرشاد جو
یک نمایش خوب را اجرا کنم اهدای سلول های بنیادی چند سال پیش از طرف سازمان اهداکنندگان سلول های بنیادین با من تماس گرفته شد و از من برای عضویت در بانک اهدای سلولهای بنیادین دعوت کردند بعد از تماس از سازمان من هم با مهناز افشار تماس گرفتم و به اتفاق هم رفتیم و عضو شدیم دختر هایپری بودم در کودکی و نوجوانی خیلی پر چنب و جوش و به اصطلاح شیطان بودم