عروس جوان: چون شوهرم پول عمل بینی ام را نمی دهد طلاق می خواهم
سایر خبرها
از حکم مردی که برادرش را به آتش کشید تا کشف خمپاره جنگی در کرمانشاه
دوستانش بهش گفتن بینی ات را عمل کن او هم اصرار بر این کار دارد. حرف دیگران برایش خیلی مهم تر از حرف همسرش است. غزاله با عصبانیت و لحن تندی گفت: ما تازه ازدواج کرده ایم اما همسرم حاضر نیست برای خوشحالی من کاری انجام دهد الان که این رفتار را دارد وای به حال چند سال دیگر حرف آخر من این است یا پول بدهد من بینی ام را عمل کنم یا طلاق می گیرم. اصلاً چرا از پدرش پول نمی گیرد او وضع مالی خوبی
دختر علی دایی
دنیا آمد. دختری با نام نورا که علی دایی به وی بسیار علاقه دارد و می گوید:دوست دارم نورا به همه چیز برسد. علی دایی مثل همیشه اول است. در فوتبال که همیشه پیشرو بود و در کار تجارت هم خصلت اول بودنش را دارد. دایی از همان زمانی که پول حرفه ای گرفت به وصیت پدرش عمل کرد و این پول را سرمایه گذاری کرد. خود دایی بارها در مصاحبه هایش گفته است: حتی زمانی که در بایرن مونیخ بازی می کردم پول هایم را به
گلگی حلیمه سعیدی از شوهرش | حلیمه سعیدی درگذشت
سال را تو بیست سال تمام کردم، یکسال می رفتم، ده سال نمی رفتم .مادرم 7 پسر و 7 دختر به دنیا آورد اما پسرها همه شان در همان کودکی نظر خوردند و مردند. از 7 دختر هم فقط 5 نفر زنده ماندند. من خودم هم 7 پسر و 2 دختر به دنیا آوردم که الان فقط دو پسر و یک دختر دارم. تا می گفتند چقدر پسرت قشنگ است به دکتر نمی رسید و می مرد. مثلا یکی از آنها را که اسمش حسن بود تا دو سال و نیم اش شد، مردم گفتند:چقدر قشنگ
دختر نوجوان، گرفتار در دام سه شرور
در این چند روز چه اتفاقات شومی برایش رخ داده به او پناه دادم و در این مدت مراقب او بودم و سعی کردم با صحبت هایم او را راضی کنم که با پدر و مادرش تماس بگیرد و به خانه اش برگردد. در حالی که پسر جوان چنین اظهاراتی داشت، الیکا نیز حرف های او را تأیید کرد و گفت: برای فرار از رفتار های خشن پدرم راهی تهران شدم، با خودم گفتم در تهران کار پیدا می کنم و زندگی جدیدی می سازم، اما بعد از ورود به
مجری مطرح روی آنتن تلویزیون: از طلاقم پشیمانم!
بازیگر این روزهای سریال های تلویزیون، بسیار مخاطب را تحت تأثیر قرار داد. وقتی او برای اولین بار درباره ماجرای خصوصی جدایی اش صحبت کرد و گفت: 25ساله بودم و در تلویزیون تبریز کار می کردم. نیاز به گوینده داشتیم و دختر جوانی برای تست آمد و از او تست گرفته شد. بعد از مدتی باهم ازدواج کردیم و حاصل آن دختری است که الان پزشک شده است. بعد از چند سال ما از هم جدا شدیم، البته اگر عقل حالا را داشتم
ماجرای تجاوز یک ماهه پسران به دختر 17 ساله اهوازی
هایم نشست و فهمید در دست دوستش اسیر بودم و مورد آزار و اذیت از سوی او و دو مرد دیگر قرار گرفتم به من رحم کرد و فقط زندانی اش بودم. آن روز قرار بود مرد جوان برای بردنم بیاید که پلیس سررسید و نجات یافتم. پشیمانم و ای کاش در خانه پدری ام می ماندم و سختی ها را تحمل می کردم، اما این طور زندگی ام نابود نمی شد. بعد از آن، پسر جوان بازجویی شده و گفته های دختر نوجوان را تایید و به زندانی کردن وی
علت فوت حلیمه سعیدی بازیگر سریال متهم گریخت+ بیوگرافی
همه شان در همان کودکی نظر خوردند و مردند. از 7 دختر هم فقط 5 نفر زنده ماندند. من خودم هم 7 پسر و 2 دختر به دنیا آوردم که الان فقط دو پسر و یک دختر دارم. تا می گفتند چقدر پسرت قشنگ است به دکتر نمی رسید و می مرد. مثلا یکی از آنها را که اسمش حسن بود تا دو سال و نیم اش شد، مردم گفتند:چقدر قشنگ است. بچه نظر خورد، غروب مریض شد و تا صبح مرد. نام:حلیمه نام خانواگی:سعیدی
منتظری که پای سرداب امام زمان (عج) شهید شد
شده؟ گفت بابا آن طرف ایستاده بود! بلند شدم بروم طرفش نمی دانم چطور شد که دیگر بابا آنجا نیست. همسرم به شهدای گمنام خیلی علاقه داشت. با شهدا حرف می زد و به خانواده های شهدا خیلی احترام می گذاشت. حضور شهیدتان را در زندگی روزمره حس می کنید؟ پارسال چند روز خیلی مریض شدم، کرونا گرفتم. دائم ماسک می زدیم و از خانواده ها دوری کردیم. دختر کوچکم موقعی که پدرش شهید شد، 10 ماهه بود. خیلی به
مرگ زندگی بخش خادم روستا
است. بریده بریده می گوید. اشک امانش نمی دهد. پدرم خادم مسجد بود. از بچگی همراه پدربزرگ و مادربزگش به مسجد روستایمان می رفت. کارهای مسجد را می کرد. از هیچ کاری هم سر باز نمی زد. علاقه وافری به مسجد داشت. بیشتر از اینکه در خانه باشد، در مسجد بود و به امورات آنجا رسیدگی می کرد. همه روستا پدرم را می شناختند و می دانستند که هیچ وقت از کار خیر کوتاهی نمی کند. صحنه تلخ فرزانه دختر
مهریه؛ ماده و تبصره بردار نیست!
ازدواج در دفاتر مربوط به چند سال قبل است. به گفته او هزینه دفاتر ازدواج و طلاق به ویژه برای اجاره و هزینه کارکنان متناسب با تعرفه ها نیست. درباره مفاد این نظام نامه در حال رایزنی هستیم. بعد از آن، این نظام نامه باید از سوی رئیس قوه قضائیه ابلاغ شود. کاهش مهریه با تعرفه؟ شدنی نیست به واقع مهریه تضمین کننده ازدواج است؟ سوالی که هیچ پژوهش معتبری پاسخی برای آن نداشته. درواقع نمی توان گفت
قیمت خودرو
مردی که مدعی است به خاطر اعتراض های همسر جدیدش، دختر 10 ساله خود را بیهوش و در کنار جاده رها کرده است در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. رسیدگی به این پرونده از خرداد سال 98 با شکایت زنی که مدعی بود همسر سابقش دخترش را سربه نیست کرده آغاز شد. وی در تشریح ماجرا گفت: در سال 87 با ناصر ازدواج کردم او قبل از من هم دوبار ازدواج ناموفق داشت، یکسال بعد از ازدواج صاحب دختری به نام سیما
سجاد دلم را سوزاند، او را نمی بخشم
خانه ما می آمد، اما در حد دو، سه روز بود و بعد سر خانه و زندگی اش برمی گشت. شما می دانید این دعواها بین زن و شوهرها طبیعی است و تا کنون غزل تقاضایی برای طلاق نکرده بود. او هر بار بعد از قهر با وساطت بزرگان خانواده و فامیل به خانه شوهرش برمی گشت و مشکلی نداشت. ازدواج غزل با حکم دادگاه پدر غزل درباره اینکه چرا دخترش در این سن کم ازدواج کرده حرف های مهمی می زند؛ قبول دارم که سن و سال
منطقه12|تقدیر و تجلیل خادمیاران رضوی منطقه از خانواده شهید صدقعلی زندی زند
آن اسناد زنده و جاوید جنایات منافقین کوردل می باشد. در آستانه چهل و سومین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی روز پنجشنبه بیست و یکم بهمن ماه خادمیاران و مسئول کانون ایثار و شهادت رضوی منطقه 12 با حضور در منزل شهید انقلاب اسلامی شهید گرانقدر صدقعلی زندی زند از همسر و فرزندان بزرگوار آن شهید والامقام با هدایا و متبرکات آستان قدس رضوی تقدیر و تجلیل به عمل آوردند. در این دیدار
قدر امام را بدانید در تمامی امور تسلیم امر آن باشید
خانواده خود همسرم، همسر و فرزندانم حلیت می خواهم. همه تان مرا حلال کنید و تمامی اشخاصی که مرا می شناسند، مرا حتما حلال کنند و در ضمن می گویم که خانه برای همسرم است. چند کلمه با ملت مبارز و شیعه ایران می خواهم صحبت کنم، من نمی خواهم برای شما تکلیف روشن کنم، از شما چند تا تقاضایی دارم که امیدوارم که عمل کنید. قدر امام را بدانید، تسلیم امر امام باشید در تمامی امور.
طلاق به خاطر دخالت پدرشوهر در انتخاب اسم فرزندان
به خانه برگردم، من هم برنگشتم. این مساله تا چند ماه طول کشید تا این که تصمیم به جدایی گرفتم، دیگر تحمل این وضعیت را ندارم و می خواهم برای همیشه از شوهرم جدا شوم. در این زندگی ما هیچ وقت نتوانستیم خودمان تصمیم بگیریم. بهانه ای برای طلاق در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی پدرم فقط برای اسم فرزندمان تصمیم گرفت. می خواست اسم نوه هایش را خودش انتخاب کند. از همان روزهای اول آشنایی هم
نفیسه روشن برای دومین بار با همسر خلبانش ازدواج کرد | استوری عاشقانه نفیسه روشن برای شوهرش
آرزویش این بود که روزی بتوانن بازیگر شود، و زمانی که خواست وارد دنیای بازیگری شود نه تنها مخالفتی با او نکردند بلکه او را بسیار تشویق کردند. حواشی و شایعه طلاق نفیسه روشن چند پیش شایعه طلاق خانم روشن از همسرش در فضای مجازی منتشر شد که با واکنش تند مواجه شده با این خبر را دروغ محض اعلام کرد و گفت من از همسرم جدا نشده ام و اتفاقا زندگی ام خیلی هم خوب است. او در جدیدترین
از دستگیری باند زنبورهای نقابدار تا غرق شدن 2 خواهر برای نجات یک سگ
ما گرفته بود او پدرم را کشت و می خواست من و مادرم را هم به قتل برساند و به همین خاطر از قضات می خواهم تا او را به اشد مجازات محکوم کنند. در ادامه نیز مادر متهم با تأیید حرف های پسرش گفت: پسرم سال ها ما را آزار داد و این رفتارش ناشی از اعتیادش بود دیگر همه از دست او خسته شده بودند. پس از آن متهم به جایگاه رفت و ضمن رد اتهام قتل عمدی اظهار کرد: از زمانی که به خاطر دارم پدر و مادرم همیشه
جاوید الاثرِ بی سر(حدیث دشت عشق)
اصغر فلاح پیشه نیز نامش در ردیف شهدای جاویدالاثر ثبت شده است. همسر شهید فلاح پیشه در خاطره ای از او روایت می کند: اصغر همیشه به بچه هایش می گفت درس بخوانید و بعد می گفت؛ برای اینکه هم به حرفم عمل کنم و هم بچه ها را ترغیب به درس خواندن کنم خودم هم ادامه تحصیل می دهم. وی درباره نحوه اسارت و شهادت این شهید هم می گوید: همان زمان که تیر به پای همسرم اصابت می کند وقتی می آیند و می
تماس پنهانی، پلیس را به مخفیگاه مرد فریبکار رساند
دیگری تحویل داد. مرد جوان مرا در اتاقی حبس کرد و هرچه التماس کردم که مرا ر ها کند، فایده ای نداشت تا اینکه مخفیانه تلفن همراهم را روشن کردم و با پدرم تماس گرفتم و گفتم در تهران اسیر شده ام که پدرم به پلیس خبر داد و من نجات پیدا کردم. متهم نیز به مأموران پلیس گفت: چند روز قبل یکی از دوستانم این دختر را به من تحویل داد و گفت چند روزی از او نگهداری کنم و اجازه ندهم از خانه خارج شود تا دوباره
صورت پیر و شکسته ابوالفضل پور عرب در جشنواره فجر مردم را مبهوت کرد+ تصاویر
بازیگر 60 ساله، که در دهه 70 و 80 خورشیدی بسیار پُرکار و مورد استقبال مردم بود، پس از ابتلا به تومور خوش خیم و چند بار عمل جراحی (1389)، در دهه 90، کم تر بر پرده سینما دیده شد. ابتلا به بیماری سرطان ابوالفضل پورعرب به دلیل سرطان 30 دی ماه 1389 در بیمارستان بهمن تهران بستری شد و تحت درمان قرار گرفت و پس مدت ها خانه نشینی در مراسم تجمع هنرمندان برای محکومیت اهانت به پیامبر اسلام
در رسانه | درباره هزینه مشاوره های پیش از ازدواج که پای خیلی ها را به این مراکز باز نمی کند
از رفتن به مشاوره راضی است، چون ممکن بود انتخاب درستی برای ازدواج نداشته باشد، اما از هزینه زیاد آن گله مند است و می گوید: مگر برای چند خواستگار می توان این قدر هزینه کرد؟ اگر بستری فراهم باشد که این مراکز به صورت دولتی یا ارزان قیمت خدمات دهند، خیلی از افراد بدون دغدغه برای پرداخت هزینه 250 هزارتومانی برای یک ساعت مشاوره، از این مشاورها استفاده می کردند. به دنبال حرف های فائزه با 15
# پرسه در فضای مجازی
مقدس فجر را از این جشنواره برداشت یا پروتکل پوشش برای آن تعریف کرد. غده ای که باید نابود شود آبنوس: سید حسن میگه چندسال پیش آمریکا واسطه فرستاد که ما حزب الله رو به رسمیت میشناسیم، بهتون پول میدیم، اسلحه داشته باشید، اصلا به اسرائیل فحش بدین، فقط دوتا کار رو انجام ندین: فلسطین رو بیخیال بشید، یک گلوله سمت اسرائیل شلیک نکنید همه چیز دنیا حول همین غده سرطانیه! مستقیم تل آویو کاربری با انتشار تصویری از موشک جدید خیبر شکن نوشت: سپاه پاسداران از جدیدترین موشک بالستیک رونمایی کرد. نام موشک خیبر شکن و برد آن 1450 کیلومتر است و فاصله تهران تا تل آویو 7 دقیقه! ...
مجوز قتل های ناموسی در لوای سکوت قانون
شعار سال :هر سال چند صد زن به دلایل ناموسی از طرف مردان خویشاوند مرد خود (پدر، برادر و شوهر) کشته می شوند و تنها خبر تعداد اندکی از آنها به خاطر دلخراش بودن نحوه قتل سر بریدن یا نمایش قتل در انظار عمومی به اخبار حوادث روزنامه ها و خبرگزاری ها یا شبکه های مجازی راه می یابند و باعث ابراز تاسف عمومی می شوند. بعد از دو سه روز اخبار جدید توجه عمومی را جلب و واقعیت قتل های ناموسی تا خبر دلخراش بعدی به فراموشی سپرده می شود. در آخرین مورد، مرد جوانی سر زن هفده ساله اش را بریده و در میدان شهر اهواز با افتخار به نمایش گذاشته است. نام مق ...
سخنان پدر دختر 17 ساله اهوازی/ از سجاد شکایت کردم!
ازدواج دخترم وجود نداشت و اتفاقاً شوهرش بهترین زندگی را برای وی فراهم کرده بود، دعوای زن و شوهوی بین آن ها پیش می آمد و گاهاً به خانه ما به حالت قهر می آمد، اما در حد دو سه روز بود و بعد سر خانه و زندگی اش برمی گشت. شما می دانید این دعوا ها بین زن و شوهر طبیعی است و تا کنون غزل تقاضایی برای طلاق نکرده بود. چه کسی واسطه آشتی آن ها می شد؟ بزرگان خانواده و فامیل چرا در
عکس دیده نشده از قربانی جنایت اهواز و همسرش
دارد؟ پدر غزل:هیچ اجباری در ازدواج دخترم وجود نداشت و اتفاقاً شوهرش بهترین زندگی را برای وی فراهم کرده بود، دعوای زن و شوهوی بین آن ها پیش می آمد و گاهاً به خانه ما به حالت قهر می آمد اما در حد دو سه روز بود و بعد سر خانه و زندگی اش برمی گشت. شما می دانید این دعواها بین زن و شوهر طبیعی است و تا کنون غزل تقاضایی برای طلاق نکرده بود. چه کسی واسطه آشتی آن ها می شد؟
ابتلای مریم معصومی به کرونا
دوباره کارم به بخیه زدن و بیمارستان کشید. روز اول مدرسه را یادتان هست؟ چه حسی داشتید؟ روز زیاد خوشایندی نبود ازاین جهت که مادرم می خواست مرا مستقل بار بیاورد. به همین خاطر یادم هست که روز اول مدرسه که هوا خیلی سرد بود مرا مدرسه رساند و گفت که این راه را که الان آمدیم وقتی مدرسه تمام شد باید خودت برگردی چون قرار نیست من دنبالت بیایم. در ادامه کلی نصیحت کرد که این راه مدرسه است و
قیمت خودرو
سر من و خلاصه دوباره کارم به بخیه زدن و بیمارستان کشید. مصاحبه با مریم معصومی : روز اول مدرسه را یادتان هست؟ چه حسی داشتید؟ روز زیاد خوشایندی نبود ازاین جهت که مادرم می خواست مرا مستقل بار بیاورد. به همین خاطر یادم هست که روز اول مدرسه که هوا خیلی سرد بود مرا مدرسه رساند و گفت که این راه را که الان آمدیم وقتی مدرسه تمام شد باید خودت برگردی چون قرار نیست من دنبالت
جزئیات جدید از پرونده قتل جنجالی دختر اهوازی / واکنش خانواده قاتل چه بود؟
جریان ترکیه رفتن غزل را می پرسم و وی توضیح می دهد: طبق صحبت هایی که غزل برای دوستانش کرده و به ما منتقل می کنند، با شخصی از طریق اینستاگرام آشنا می شود که این شخص اهل سوریه است، این مرد به غزل ابراز علاقه زیادی می کند این دختر را وابسته خود می کند تا آنجایی که غزل بابت این مرد زندگی خودش را رها کرد، به محض اینکه غزل به ترکیه می رود این مرد غزل را به عقد خودش در می آورد و زندگی جدیدی را شروع می کنند.