تماشاگر از چشم دوربین بازیگر را می بیند پس باید با دوربین رفیق باشیم
سایر خبرها
پشت صحنه سالم،باعث موفقیت کار می شود
چطور شد به ترکیب بازیگران سریال جیران پیوستید؟ کوتاه یا بلند بودن نقش برایم تفاوتی نمی کند.مهم این است که نقش جای کار داشته باشد. کارگردان سریال جیران از فیلم سازانی ست که من به عنوان بیننده، همه آثارش را دوست دارم. همه آثار او از شب دهم گرفته تا شهرزاد یکه تاز است و هربار که این آثار را می بینم با وجود تکراری بودن، باز لذت می برم. اولین همکاری ام با آقای فتحی به حدود 10 سال پیش بازمی
کارنکردن تئاتری ها در دوران کرونا، آن ها را دلسرد کرده بود
. این بازیگر تئاتر باابرازتأسف ازاینکه بازیگران تئاتر در دوره کرونا دیده نمی شدند و این امر به مذاق برخی ازافراد نیز خوش می آمده است؛ تأکید کرد: بااین وجود تمام بچه های تئاتر در گوشه وکنار کار می کردند و من نیز از جمله کسانی بودم که درهرشرایطی به دیدن نمایش های دوستانم می رفتم و به عنوان تماشاگر، در سالن ها حضور داشتم. این درحالی بودکه همه در سالن ها بافاصله می نشستند و تعداد تماشاچی کم بود؛ اما
فراموش کردیم دکتر چمران را بی هوش کنیم!
! پیش خودم گفتم ما برای خودمان دکتر هستیم، من یک رزیدنت جراحی به عنوان پرستار ویژه مراقب ایشان هستم، چرا می خواهد ایشان را از اینجا ببرد؟ سریع پیش آقای دکتر دوایی رفتم و موضوع را گفتم. ایشان گفتند اشکالی ندارد، هرچه می گوید عمل کن، ایشان نماینده حضرت امام هستند، بگذارید ایشان تصمیم بگیرد. عجیب تر از همه این موضوعات، زمانی بود که هنوز ساعتی از انتقال دکتر چمران به ساختمان
دردسر بزرگ زن تاجر از ترس دزدان صندوق امانات
پلیس تهران شروع شد. وی که خانه اش هدف دستبرد دزدان قرار گرفته بود درباره جزئیات سرقت گفت: حدود 8میلیارد تومان ارزش طلا، جواهرات، دلار، درهم و سکه هایی بود که سارقان، همه آن را سرقت کردند. وی ادامه داد: حدود 2 سال قبل صندوقی در یکی از بانک های تهران اجاره کرده و تمام اموال ارزشمند خود را داخل آن قرار می دادم تا اینکه چند وقت قبل خبر دستبرد به صندوق امانات بانکی منتشر شد و سر و صدایی زیادی کرد. از آن
تاریخ نگاری ماهواره ای بی سواد، دروغ پرداز و تجزیه طلب است
الله کاشانی ادعای دیگری که وجود دارد، دریافت پول در جریان کودتای 28 مرداد 1332، توسط آیت الله کاشانی است. با آنکه با پسرش هم اختلاف نظر دارم، باید بگویم که آیت الله کاشانی به هیچ عنوان با انگلیسی ها و امریکایی ها همکاری نکرده و همه حرف هایی که در این مورد می گویند، تهمت و دروغ است، چراکه آیت الله کاشانی در تمام عمرش در حال مبارزه با انگلستان بود. ایشان بسیار آدم سالم، بی آزار و خوش قلبی بود
حرکاتش ناخودآگاه و دلنشین بود
آفرینی ها چه چیزی برایش اهمیت دارد؟ پاسخ داد: چیزی که در نقش هایم برایم اهمیت دارد یک صحنه از خلوت آن آدم است. به عنوان مثال، در دوران سرکشی سکانسی از خلوت نقشی که قرار بود من بازی کنم، وجود نداشت و من به کمال تبریزی گفتم خلوت آدم هاست که طرف دیگر نقش را نشان می دهد که آنها چه کاره هستند. پیشنهاد دادم وقتی قاضی در انتها می خواهد حکم آخر را بدهد، قبلش در دادگاه تنها باشد و اگر فردا می خواهد حکم را بدهد
بازیگر معروف دهه شصتی: حاضرم خودم را سیاه کنم اما با تلویزیون کار نکنم!
پشت صحنه ی سریال، گروهی که کار می کردند به عنوان مثال یک روز یکی از اعضا می گفت با هزینه خودم امروز آبگوشت درست می کنم، آن زمان همدلی و صمیمیت در کارها بود اما متاسفانه الان اینطور نیست. این بازیگر در ادامه صحبت هایش درباره سریال هتل مرضیه برومند هم گفته: این سریال هم از جمله کارهایی بود که من واقعاً دوستش داشتم و از حضور در آن لذت بردم. خیلی از دیالوگ های من در این سریال؛ کاملا بداهه بود و خانم برومند از بداهه گویی ام کیف می کرد.
امنیت صندوق امانات یا فریزر و بالش؟!
. از آن به بعد بسیار مضطرب و وحشت زده شدم. با خواندن اخبار در فضای مجازی روز به روز بر وحشتم افزوده شد و با خودم فکر کردم که چگونه دزدان وارد بانک شده و این سرقت بزرگ را انجام داده اند. مدام نگران بودم که مبادا پولم را از دست بدهم و با خودم دعوا کنم تا اینکه تصمیم گرفتم اموال ارزشمندی که در صندوق امانات بانک داشتم را بگیرم و در خانه ام پنهان کنم. وی ادامه داد: تا زمانی که خبر دستگیری
دعای عاقبت بخیری مادر به شهادت پسر در عاشورای رضوی انجامید
خانوادگی انداختیم و بعد پدرم ما را به بازار برد و برای هر کدام از ما یک دست لباس خرید. وقتی به خانه برگشتیم از پدرم پرسیدم برای همه ما خرید کردید، چرا برای خودتان چیزی نخریدید؟ پدرم گفت: بعد برای خودم یک پیراهن سفید با یک جلیقه مشکی می خرم. اما نمی دانست یک روز بیشتر عمر او به دنیا نیست که بخواهد برای خودش هم لباس بخرد. اگر بخواهید اتفاقات روز عاشورا را به تصویر بکشید چه صحنه هایی از آن رو
روایت ابراهیم از موسی (ع)
آثار سینمایی و تلویزیونی شاخصی همچون ماجرای نیمروز، پرده نشین، رد خون، سیانور و ... را در کارنامه دارد به عنوان تهیه کننده جدید منصوب شود. پیش از این احمد میرعلایی تهیه کنندگی سریال را برعهده داشت. حالا مراحل تولید سریال موسی (ع) به کارگردانی حاتمی کیا و با حضور سیدمحمود رضوی به عنوان تهیه کننده ادامه می یابد. آغاز قصه؛ شهریور 99 ممکن است این سوال برای مخاطبان پیش آمده باشد
چهارکیلومتر از جاده عقب نشینی بعثی ها چگونه به آتش کشیده شد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان
رفتند. من هم به عنوان یکی از معلم های گردان آموزشی به مشهد مأمور شدم. در همان زمان ها دولت کمونیستی ای که در افغانستان بود، به دهکده حُرمک ما در زابل حمله کرده و حتی به مرغ و خروس ها و حیوانات هم رحم نکرده بود. همه را با هلی کوپترهای Mil Mi-24 را به رگبار بسته بود. به همین جهت طبق دستوری که آمد، یک گردان فانتوم D به زاهدان رفت و یک گردان E هم به مشهد مقدس رفت که آن ها فکر نکنند چون ما در مرزهای غربی
شاه عاشق در کنار خواجه باشی خوش تیپ+عکس
بهرام رادان شاه عاشق سریال جیران است. بهرام رادان به تازگی تصویری از خود و رضا وفا در سکانسی از سریال جیران را منتشر کرده است. اینستاپست جدید بهرام رادان را در ادامه مشاهده می کنید. بیوگرافی بهرام رادان بهرام رادان (زاده 8 اردیبهشت 1358، تهران)، بازیگر، خواننده و تهیه کننده موسیقی ایرانی است. وی فارغ التحصیل رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه آزاد اسلامی می باشد.
فریبا نادری تنها در جاده تاریک و مخوف+عکس
شانس بودم و در تست قبول شدم، اما می دانستم که خانواده ام مخالفت خواهند کرد. در قراردادم شرط کردم که خانواده ام هم باید پشت صحنه بیایند و گروه مروارید سرخ هم پذیرفتند. با این شرایط باز هم مادرم مخالفت کرد، اما سرانجام متوجه شد که علاقه من به بازیگری وصف ناپذیر است و نمی توانند مقابل علاقه ام ایستادگی کنند و این شد که به بازیگری روی آوردم و خوشحالم که مردم هم از آن استقبال کردند.
بازیگرِ ژاپنی که فکر می کند اجدادش ایرانی بوده اند!
را پیدا می کنند. او ادامه داد: در فیلم صحنه ای است که دیگر فرش بافته نمی شود، همه ناامید می شوند و بازیگر ژاپنی (تاکاآکی انوکی)، این سکانس را خیلی جدی بازی می کرد. به او گفتم در ایران این عصبانیت را نمی فهمند، زیرا در این لحظه تو باید ناامید باشی نه عصبانی و همچنین باید بی خیال دنیا باشی و او در نهایت به همین شکل بازی کرد و خودش را در نقش رها کرد. بعدها وقتی برای جشنواره توکیو به ژاپن
برای قهر کردن با همسر هم قوانینی وجود دارد؟!
برای رویارویی با مشکل، قهر کردن است باید دست به اصلاحی جدی در شخصیت تان بزنید. بازی سرزنش راه نیندازید: درباره آلزایمران عاطفی چیزی شنیده اید؟ عده ای از زوج ها یادشان می رود که فرد مقابل، همسرشان است! چشم های شان را می بندند و وقتی شروع به بیان دلخوری های شان می کنند، متوجه هیچ چیز نمی شوند. این افراد فقط دوست دارند همسرشان را سرزنش و با حجمی از عذاب وجدان رها کنند چراکه نمی خواهند
زیبایی خواهر بهنوش بختیاری کاربران فضای مجازی را شوکه کرد!
/> سرانجام سال 1375 بود که این فرصت برایم به وجود آمد و در مجموعه هوای تازه ساخته آقای محمد رحمانیان بازیگری را آغاز کردم و به عرصه جدیدی در دنیای سینما وارد شدم. همان چیزی که گفتم سودایش را در سر داشتم و همین اتفاق باعث شد تا امروز بازی کنم و در کنار شما باشم و خیلی از شما من را به عنوان یک بازیگر بشناسید تا یکی از عوامل پشت صحنه فیلم. خواندن البته از نوع مجازش یکی دیگر از دغدغه های همیشگی ام بود.
نگاهی به کارنامه رضا کیانیان و یک نقش ماندگار با بینی کج!
زمان آقای میرباقری از پشت مانیتور، همه اتفاقات را تحت نظر داشته است . " اما نکته دیگری که در میانِ این نقشِ رضا کیانیان وجود دارد ادای دیالوگ در عبیدالله بن زبیر است که او درباره اش چنین گفته است: "آدمی که چاق باشد و راه می رود به سادگی نمی تواند نفس بکشد و هن هن می کند. هن هن برای ما ریتمی از صحبت می سازد. در نتیجه نوع صحبت کردن به خاطر چاق بودن درمی آید. اما نکته دیگری که
ناراحتی ژاله صامتی از چیست؟ | دعوای وحشتناک ژاله صامتی با بازیگر معروف
ال 1372 با بازی در فیلم دت یعنی دختر آغاز نمود.آخرین حضور او در تلویزیون بازی در نقش عالیه در سریال زیر خاکی 3 در نقش پریچهر که نقش اول زن سریال است می باشد که نوروز 1401 از شبکه سه پخش گردید. وی از جشن حافظ سال 1400 جایزه بهترین بازیگر کمدی زن را برای بازی در سریال زیرخاکی دریافت کرد. گفتگو با ژاله صامتی و دخترانش ژاله صامتی: من عاشق دخترهایم هستم و وقتی با هم هستیم حسابی به
تئاتر از پرسشگری تهی شده و به سرگرم سازی مخاطب فکر می کند/ من برای تئاتر ایران خودکشی کرده ام!
است و با توجه به مسائل تاریخی، اجتماعی، تئاتری و همچنین فنی به این نتیجه می رسیم که در شرایط کنونی شما بخواهید در بستر هنر تئاتر، یک رئالیسم واقعی را به صحنه ببرید به نوعی دست به خودکشی زده اید و من چنین احساسی نسبت به این کار دارم. گرچه همیشه نسبت به همه ی کارهایم تمام و کمال راضی نیستم و این به نوعی آرمانخواهی و کمال طلبی در وجود من مربوط می شود. همین کار را هم که از نظر بسیاری از دوستان کار
روایت امضای سرخ؛ روحانیِ شهیدی که برای دخترش رجعت کرد
شدم تا به مدرسه بروم و کتاب ها را داخل کیفم می گذاشتم، چشمم به کتاب علوم خورد، برداشتم و کتابم را باز کردم، ناگهان برگه امتحانات، توجهم را جلب کرد، برداشتم دیدم امضای پدر در پائین همان برگه هست، تا امضا را دیدم، تازه به یاد خوابی که شب قبل دیده بودم، افتادم. در یک لحظه، صحنه های خواب، یکی یکی در ذهنم تداعی شد و به شدّت به هم ریختم. دست خواهر کوچکترم که کنارم نشسته بود را گرفتم و گفتم:
ایران را با بدون قرار قبلی بشناسید، نه عنکبوت مقدس
های زیادی نقش اصلی را بازی کردم. اولین کارم با خسرو سینایی بود و او همیشه می گفت سینما را رها نکن، چون چهره خوبی برای سینما داری. به لحاظ مسائل مالی، اگر سینما را انتخاب می کردم، وضعم بهتر از چیزی بود که در تئاتر هستم. تئاتر از نظر مالی تلاش بیشتری می طلبد و درآمد خوبی ندارد. در سینما دستمزد ها از 300 تا 400 میلیون تومان شروع می شود و به چند میلیارد می رسد، ولی در تئاتر از این پول ها
شفای بیمار با توسل به اُمّ البنین(س)(حکایت اهل راز)
آمدم و تا حدود دوازده پشت بقیع به زیارت جامعه و استماع مداحی مدّاحان مشغول شدم. آخر شب بود و خلوت و من آرام آرام کنار قبر ام البنین(س) آمدم و به آن خانم متوسّل شدم. سرم را بر نرده های بقیع گذاشته گریه می کردم. بعد از ربع ساعتی به طرف قبر پیامبر(ص) برگشتم و پای دیوار نشستم و به درد و ناراحتی خود بسیار گریستم. گفتم: یا رسول الله! خوب می دانی که من برای خدمت به زائران شما آمده ام، حال چگونه می
ربیس عشیره، عاشقی اینستاگرامی را به آتش کشید!
ادامه می دادم تا بیشتر با فروشنده صحبت کنم. زمانی که مادرم متوجه ماجرا شد، چشم غره ای به من رفت که بلافاصله خودم را جمع و جور کردم و در حالی از فروشگاه بیرون آمدیم که فرزاد کارت تبلیغاتی فروشگاه را درون خریدهایم گذاشت. من که احساس می کردم فرزاد هم به من علاقه مند شده است، بی درنگ شماره تلفنش را از روی کارت تبلیغاتی برداشتم و در گوشی تلفنم ذخیره کردم .از همان شب وارد فضای مجازی شدم و در
چهره عجیب نازنین بیاتی همه را متعجب کرد | بارداری نازنین بیاتی صحت دارد؟
برترین ها اتفاقی باورنکردنی و وحشتناک برای بهرام رادان | چه بر سر بهرام رادان آمده؟ بادیگارد گرفتن سردار آزمون بعد از مهاجرت اش | سردار آزمون به سیم آخر زد پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین: نازنین بیاتی جزو آن دسته از بازیگرانی است که سریعا در میان مردم معروف شد. استعداد فوق العاده نازنین بیاتی در بازیگری موجب شد تا در کمترین زمان به بازیگر معروف و محبوبی تبدیل شود. نازنین ب
رفیق کشی به خاطر یک جفت کتانی در تهران + نظر کارشناسی
دوستانم به من گفت دوس به خانه تو آمده است و یکی از دوستان مشترکمان هم به او چاقو داده تا به زور هم شده از تو کفش ها را بگیرد.وقتی سینا آمد من در را باز کردم و با هم صحبت کردیم او مدام اسم دایی اش که از قلدرهای محل است می اورد و میگفت من خواهرزاده او هستم و تو نمی توانی به من زور بگویی من هم گفتم تو پول را دزدیده ای و باید بدهی تا کفش ها را بدهم. وقتی بحث بالا گرفت من وارد خانه شدم چاقو برداشتم تا
بیماری خاص امیر نوری علنی شد | حال وخیم امیر نوری در بیمارستان
رخصی بگیرید ایفای نقش می کند و پس از آن بود که هنرپیشه شدم. ایشان یکی از علت های موفق شدنش را نوع صحبت کردن و استایلش می داند و بیان می کند: من به خاطر اینکه چاق می باشم و با چاقی خودم بسیار راحت هستم از نظر کارگردان ها برای هنرپیشگی مناسب می باشم، ولی به دلیل نحوه صحبت کردنم نیز برای کمدی بسیار مناسب می باشم. او در ادامه بیان می کند: نقش جدی به من
اعتراف به قتل به خاطرکتانی های سرقتی
. جسد به دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و دوست سینا که در محل حضور داشت به عنوان شاهد مورد تحقیق قرار گرفت. او به مأموران گفت: سینا با یکی از دوستانمان به نام پیام اختلاف داشت به همین خاطر روز گذشته آن ها با هم درگیر شدند و در آن درگیری پیام با چاقو یک ضربه به سینا زد و فرار کرد. با ثبت این توضیحات، پیام که عامل قتل بود تحت تعقیب قرار گرفت، اما چند روز بعد متهم به اداره پلیس رفت و خودش
نحوه ی شهادت علی غیوری زاده از زبان یکی از همرزمان / پیکری که بیش از 12 سال مفقود بود
: من پشت گونی خاک های دشمن کمین کرده بودم و عراقی ها متوجه حضور ما در بین خود شدند و نیروهایشان را آوردند، رفتم دروبین را از کوله پشتی بردارم و منطقه را نگاه کنم، دیدم نوک تیربار عراقی ها پشت گردنم قرار گرفته است . صحنه ی عجیبی بوده است. درگیری از ساعت 9 صبح آغاز شد و تا 9 شب ادامه داشت نهایتاً علی و بقیع نیروها توانستند در تاریکی شب از محاصره دشمن خارج شوند. وی گفت: در این عملیات شناسایی
پرونده ای برای نمایش پنت هاوس
برود؛ بااین وجود، هنرمندان عرصه تئاتر نسبت به دوستان سیما و سینما کمتر دیده می شوند و به نظرم مردم باید با فرهنگ تئاتر آشنایی بیشتری پیدا کنند؛ همان طورکه اساتید و هنرمندان بسیاری از صحنه تئاتر به سیما و سینما راه یافته اند. به منظور گسترش فرهنگ تئاتر و حمایت از قشر هنرمندان تئاتری، به این عرصه وارد شدم تا ضمن این حمایت؛ در شکوفایی، کشف و معرفی چهره های برجسته به آثار تلویزیونی و سینمایی نقشی داشته