جمعه ۲۹ خردادساعت ۱۲:۱۰Jun 2026 19
جستجوی پیشرفته
جام جم ۱۴۰۱/۰۹/۲۳ - ۱۱:۵۵

پنج سکانس از خیانت وجنایت

1- سکانس اول عصر یک روز گرم تابستانی سال 1400 زن میانسالی وارد یکی از کلانتری های پایتخت شد. او دل نگران دخترش بود و سراغ افسر نگهبان را می گرفت. وقتی مقابل افسر کلانتری نشست در شکایت خود گفت: جناب سروان کمکم کنید. چند روزی است از دخترم مهلا خبری ندارم. او عادت داشت هر وقت از خانه بیرون می رفت به من خبر بدهد اما چند روز است به تلفن جواب نمی دهد. امروز به خانه اش حوالی میدان امام حسین(ع) رفتم، ولی هرچه در زدم جواب نداد. می ترسم بلایی سر دخترم آمده باشد ... ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)