ماجرای نامه های عاشقانه گوگوش به مردان متاهل و معروف ! / زنان زیادی از ...
سایر منابع:
سایر خبرها
شکایت عجیب کودک 11 ساله از والدین اش؛ پدر و مادرم را دستگیر کنید من همیشه در خانه تنها می مانم
خاطر من همیشه در خانه تنها هستم. مادرم در سال های گذشته سرکار نمی رفت اما از 2 سال پیش در بیرون از خانه کار می کند و من حتی تابستان ها که مدرسه تعطیل است اوقاتم را به تنهایی در می گذرانم. البته بعضی وقت ها به خانه مادربزرگم می روم و با خاله و دایی هایم ساعتی بازی می کنم اما آن ها هم سرکار می روند و من تنها می شوم. مادرم وقتی از سرکار به خانه باز می گردد، چنان خسته است که حتی حوصله حرف زدن را هم
قتل مادربزرگ 85 ساله به دست نوه اش
و در توضیح ماجرا گفت: چند سال قبل پدرم به خاطر مصرف مواد مخدر فوت کرد، اما مادربزرگم همیشه مادرم را مسبب مرگ پدرم می دانست و او را نفرین می کرد تا اینکه یک سال قبل مادرم هم فوت کرد. وی ادامه داد: روز حادثه مواد مخدر مصرف کرده بودم و حالت طبیعی نداشتم، وقتی به خانه مادربزرگم رفتم، او دوباره حرف مادرم را پیش کشید و نفرینش کرد. من هم در یک لحظه کنترلم را از دست دادم و او را خفه کردم. وقتی
قتل مادربزرگ تنها به دست نوه ناخلفش / پشت سر مادرم بد می گفت او را کشتم + جزییات دادگاه
خانه وی شده و این زن قربانی جنایت یک آشنا شده است . در ادامه تحقیقات فاش شد آخرین بار نوه 31 ساله وی به نام شهرام به خانه او رفته بود. به این ترتیب شهرام ردیابی بازداشت شد و به قتل مادربزرگش اعتراف کرد. اعتراف به قتل مادر بزرگ و ی در بازجویی ها گفت: پدرم معتاد بود و به همین خاطر چند سال قبل فوت شد. مادربزرگم مادرم را در مرگ پدرم مقصر می دانست و همیشه
بخشش پسری که مادربزرگش را کشت
بازداشت کردند، بخشی از اموال مسروقه را نیز به دست آوردند. سینا به قتل اعتراف کرد و گفت: وقتی مادربزرگم به مادرم فحش داد، عصبانی شدم و او را خفه کردم. پدرم سال ها قبل فوت شد و مادربزرگم مادرم را مقصر مرگ پدرم می دانست. به همین دلیل به او بی احترامی می کرد. من نسبت به این مساله خیلی حساس بودم به همین خاطر این کار را کردم. سینا به قصاص محکوم شد اما بعد از مدتی عمه ها و عمویش بدون قید و
دختر نوجوان به عشق بازیگر شدن، خودش را ربود
آفتاب نیوز : بازپرس جنایی تهران پرونده ربوده شدن دختر نوجوانی را که رویای بازیگری داشت، مختومه کرد. به گزارش سایت جنایی، هفته گذشته خانواده ای با مراجعه به اداره پلیس آگاهی تهران از ربوده شدن دختر 16 ساله خود خبر دادند و در حالی که بسیار مضطرب بودند برای پیدا کردن دختر ربوده شده از پلیس کمک خواستند. پدر این دختر به ماموران گفت: دخترم چند روز قبل برای رفتن به کلاس از خانه
نقشه عجیب دختر 16 ساله برای اخاذی میلیاردی از خانواده اش/ او خودش را گروگان گرفت
: مهسا چند روز قبل برای رفتن به مدرسه از خانه خارج شد اما دیگر برنگشت. پس از آن پیامکی به گوشی من ارسال شد که در آن نوشته شده بود: دخترتان را گروگان گرفته ایم و اگر 2میلیارد تومان پرداخت نکنید، او را خواهیم کشت . این مرد ادامه داد: پیامک از موبایل دخترم ارسال شده بود و پس از آن فردی ناشناس به من زنگ زد و گفت دخترم را در خیابان ربوده و در خانه ای متروکه زندانی کرده است. با شکایت این مرد
(تصاویر) زندگی خصوصی، عکس های شخصی و بیوگرافی مریم مومن
های مامانم هستم.” تاکنون خبری رسمی در خصوص ازدواج این بازیگر منتشر نشده است. مریم مومن ازدواج نکرده و مجرد است. مریم مومن در سال 1382 و در 5 سالگی با نقش آفرینی در فیلم کوتاهی که از طرف پسرعموی پدرش پیشنهاد شد، جلوی دوربین رفت و از همان موقع به بازیگری علاقه مند شد. پدر و مادرش با بازیگر شدن او مخالف بودند و خانم مومن توانست با حمایت خاله اش وارد عرصه بازیگری شود و قبل از
اعدام در ملاعام برای قاتلان خانواده خانم معلم لارستانی +اولین فیلم از عاملان جنایت
گفت نداریم. مرد چرخی داخل خانه زد و بعد هم محمدامین را برداشت و با خود به خانه اش برد. محمد امین در هال نشست، اما نمی دانست پشت دیوار هال جسد مادرش است. برادرزاده ام برای ما تعریف کرد که زن قاتل در حمام بوده و صورتش را احتمالا به خاطر بوی خون پوشانده بود. زن به شوهرش گفت بیا داخل حمام که او هم رفت. محمدامین می گفت صدای آب را می شنیدم. به گفته برادرزاده ام
مروری بر سرگذشت خانه تاریخی الستی | خبری از عطر اطلسی های الستی نیست!
کاظم الستی، به دست آمده است. پدرم مالک پیشین بیت آیت ا... شیرازی بود پدرم، حاج کاظم الستی، ابتدا در محدوده باغ نادری زندگی می کرد، در خانه ای که حالا آن را به نام بیت آیت ا... شیرازی می شناسند. در واقع پدر من مالک پیشین خانه آیت ا... شیرازی بود. سال 1326 خورشیدی وقتی دو ساله بودم، آنجا را فروختیم و به عمارتی در خیابان جم که خانه خیلی تازه سازی نبود و احتمالا در سال های
هدیه دردسرساز برای پسری که می خواست هیجان را تجربه کند
/> معاشرت با دوستان ناباب. چون من بچه پولدارم و نیاز مالی ندارم. پدر و مادرم هردو برج ساز هستند. من هم با آن ها در کار ساختمان سازی کار می کنم و در آمدم بد نیست. علاوه بر این در رشته کامپیوتر هم درس می خوانم. مسلط به انگلیسی هستم و به اصلاح خدای کامپیوترم. خانواده ام می خواستند مرا به دانشگاه های خارج از کشور بفرستند تا ادامه تحصیل بدهم. توضیح بده که چه شد پایت به دنیای مجرمان باز شد
شرح یک پرواز تا اوج هستی
می روند؛ سر ساعت 10 یکی از دوستان آمد وگفت: رحیم شهید شده! کومله ها او را به شهادت رساندند. این را همیشه تعریف می کرد و خودش هم به گریه می افتاد. نظر والدین درباره رفتن شهید به جبهه خانواده ما ابتدا به اعزمش راضی نبودند. اول که خودش می رفت؛ اما آن قدر با پدر و مادرم صحبت کرد که بالاخره رضایت دادند. و این رفتن، آخرین اعزامش شد که به شهادت رسید. سال ورود به جبهه
ماجرای دختر غریبه ای که سر مزار شهید می گریست | نخستین شهید تفحص کیست؟
گفتم بزرگ تر که شدی برو. 18 ساله که شد رفت سربازی. حاجیه خانم پوران تاجیک از رمضان سال 71 می گوید که رضا از منطقه زنگ زده بود: پای تلفن به پدرش گفت: از من راضی هستی؟ پدرش گفت: این چه سؤالی است؟ رضا گفته بود: من تفألی زده ام که اگر پدر و مادرم از من راضی باشند شهید می شوم. پدرش گفت که از او راضی است و همان شد تماس آخر. عید فطر سال 71 بود و دلشوره و نگرانی عجیبی داشتم. 2 رکعت نماز خواندم
از تربیت معلم تا جبهه؛ مستقیم تا بهشت
خودم قبول شده بودم، دیگر چه چیزی از خدا می خواستم حالا شده بودم خانم معلم... سرم را که چرخاندم، چشمان نمناک پدرم را دیدم و دستان مادرم را که پشت سر هم خدا را شکر می کرد. تنها تصویری که از میان پرده اشک هایم دیدم، همان بود، بعد هم پدرم کیسه برنجی که حالا وسایل کارش را داخلش می گذاشت، به دوشش انداخت و به قول خودشان به میدان رفت تا شاید آن روز دست پُر برگردد با صدای خفه ای پایین
گفت وگوی با فاطمه ریحانی، مدرس دانشگاه و کارشناس حوزه بانوان حضور زنان در بازار کار، مردان را بی مسئولیت ...
طبق دستورات و مفاهیم دینی زنان در زندگی خانوادگی هیچ مسئولیتی برای تأمین اقتصادی خانواده ندارند! یک زن از بدو تولد به عنوان دختر تا زمان ازدواج باید تحت حمایت پدرش قرار بگیرد و حتی اگر پدر نباشد این مسئولیت بر گردن جد پدری می افتد. بعد از ازدواج هم مرد مسئولیت نفقه زن را بر عهده دارد و باز هم زن در قبال تأمین معاش و هزینه های اقتصادی خانواده به هیچ عنوان مسئول نیست. در عوض این مسئولیت به عهده مرد گذاشته شده و مرد وظیفه دارد هزینه های زندگی خانواده را تأمین کند. از منظر روان شناختی این وظیفه تأمین معاش برای حفظ جایگاه و قدرت مرد در خانواده است، از سوی دیگر زنان با توجه به ظرافت های روحی و روانی، قرار است منبع و مأخذ مهر و آرامش در خانه و خانواده باشند. بر این اساس اگر زن خودش محبت و عشق کافی از همسرش دریافت نکند و آرامش کافی نداشته باشد، نمی تواند این مهر و آرامش را به شوهر و فرزندانش ان ...
شهیدی که چهره زیبای شهادت را دیده بود
مطهری گریه کنید. برای کسانی گریه کنید که قدر گریه کردن را داشته باشند. مادرم، از شما می خواهم که در مجلس سوگواری من سیاه به تن نکنید، زیرا که من اگر واقعاً شهید شده باشم نمرده ام و زنده هستم، ولی از نظر ظاهر از چشم شما دور هستم و اما تو ای مادر عزیزم که عمر خود را صرف فرزندان خود کردی و چنین فرزندانی را توانستی تحویل بدهی. پدرم، من که نتوانستم جواب این همه زحمات شما را بدهم و جبران کنم
مصرف مواد برای خوش اندامی !
رفت من به طبقه بالا می رفتم و با زن داداشم مشغول استعمال مواد مخدر می شدیم. خلاصه زمانی به خودم آمدم که دیگر بازی با این هیولای وحشتناک، مرا به دام اعتیاد کشانده بود. همسرم وقتی متوجه اعتیادم شد که دیگر من در این مرداب مرگبار دست و پا می زدم. او خیلی تلاش کرد تا مرا از این لجنزار نجات دهد ولی فایده ای نداشت ولی من بازهم با پول ارثیه ای که بعد از مرگ پدر و مادرم به من رسیده بود،همچنان
به رسم مادر، پای کار ولایت
موسی بن جعفر است از دنیا می رود، با نویی که به شفاعت او در روز قیامت همه شیعیانم وارد بهشت می شوند. حضرت در روایت دیگری می فرمایند: به زودی در قم بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دفن می شود که هرکس مرقد او را زیارت کند بهشت بر او واجب می شود این جمله را امام صادق (ع) در روز تولد امام کاظم (ع) فرموده اند، یعنی بیش از 45 سال پیش از ولادت حضرت معصومه (س) و 70 سال پیش از رحلت ایشان در قم
خانم خانه قاتل است؟/ خواهری که جای خواهر خود را گرفت!
آگهی روزنامه محلی روستای کوچک چیپینگ کلگهورن نوشته شده که ساعت 7 روز 5 اکتبر قرار است قتلی در لیتل پادوکس و در خانه خانم لتیشیا بلک لاک اتفاق بیافتد. تعدادی از همسایه ها با آگاهی از اینکه تا ساعاتی دیگر قتلی در آن خانه رخ خواهد داد، به لیتل پادوکس می آیند. در ساعت مقرر ناگهان برق ساختمان قطع می شود، مرد جوانی با نقاب و چراغ قوه در ورودی اتاق ظاهر شده و 3 گلوله شلیک می شود. پس از پایان تیراندازی جسد
بغض تلخ و دردناک دختر جوان در کلانتری
به گزارش رکنا، همه از تیپ و قیافه دختر عمویم تعریف می کردند. هوش و استعدادش هم حرف نداشت.اقوام آشنایان راست می گفتند. دختر عمویم از من و دیگر دخترهای فامیل یک سر و گردن بالاتر بود. پدر و مادرم هم از او تعریف می کردند و همین حرف ها باعث شد کم کم حساسیت من به حسادت تبدیل شود. حرف های دیگران حرص مرا در می آورد.دیپلم گرفتم و دانشگاه رفتم. دختر عمویم هم دانشگاه رفت و ترم اول ، دانشجوی ممتاز شد.با این
آشغال های دوست داشتنی، جنایت آفرید
سر این موضوع با هم درگیری وبحث داشتیم. وی ادامه داد: روز حادثه او دیگر از دست من خسته شده بود و به پلیس زنگ زد. تصور اینکه ماموران دستگیرم کنند، زباله هایم را دور بریزند و مرا به زندان ببرند، به شدت اذیتم کرد. در ضمن آن روز قرص هایم را نخورده بودم چون به خاطر مشکلات روحی ، قرص مصرف می کنم. به همین دلیل نتوانستم خشمم را کنترل کنم و بعد از اینکه شنیدم پدرم به پلیس زنگ زده، چاقویی برداشتم و ناخواسته جانش را گرفتم. این پسر جوان به دستور بازپرس جنایی به پزشکی قانونی معرفی شده تا سلامت روانی وی مورد بررسی قرار بگیرد. ...
نگاه های سنگین ناپدری به دختر جوان / فرار از خانه دختر جوان در زمان حضور ناپدری
زندگی مشترک می کرد تا این که مدتی بعد قاسم به مصرف مواد افیونی رو آورد و این گونه اختلافات خانوادگی ما شدت گرفت. در حالی که صاحب 2 دختر شده بودم روزهای سختی را می گذراندم چرا که هیچ علاقه ای بین ما وجود نداشت. بالاخره حدود10سال قبل که دختر کوچکم 8سال بیشتر نداشت، از قاسم طلاق گرفتم و به خانه پدرم بازگشتم اما خودم احساس می کردم که تامین مخارج زندگی من و فرزندانم برای پدرم خیلی
ماجرای 4 بار ازدواج زن 27 ساله در مشهد ! / 15 ساله بود که عاشق شد و ...
هوشنگ هم بیماری سوءظن داشت. او همسر اول خودش را به خاطر خیانت طلاق داده بود و اکنون نمی توانست به هیچ زنی اعتماد کند، به همین دلیل مدام مرا در خانه حبس می کرد و رفتارهای عجیبی داشت. تازه فهمیدم که چرا آن زن به این مرد خیانت می کرد ولی کاری از دستم ساخته نبود. بازهم مجبور شدم به سراغ خانواده ام بروم اما آن ها مرا تهدید کردند که دیگر نمی توانند این آبروریزی را تحمل کنند . همه
خانم معلم و فرزندانش چطور به قتل رسیدند؟ / صمیمیت و حسادت زنانه و طلاهای کیلویی خانم معلم +عکس
به گزارش رکنا، این جنایت که نه تنها مردم لارستان که سراسر کشور را در شوک فرو برده، شامگاه جمعه رقم خورد و در جریان آن خانم معلم 41 ساله و 3 دختر 14، 7 و 6 ساله اش توسط زوجی که در همسایگی آنها زندگی می کردند، بی رحمانه به رسیدند. ندا، یکی از بستگان خانواده خلیلیان (قربانیان) می گوید: قربانیان در یک خانه ویلایی زندگی می کردند. پدر خانواده به نام اصغر مثل همسرش معلم بود و حیاط
نان آوران کوچکی که کودکی خود را می فروشند
خانه یا همان جایی که شب را باید بگذرانند، بازگردند. ساعتی که باید سرکلاس درس باشند، سرسفره ناهار کنار پدر و مادر، میهمان خیابان ها و کوچه ها شده اند؛ هرخیابانی و چهارراهی آنها را خوب به خاطر دارد؛ اما دردناکتر از همه، پدری است که دختر خردسالش را با لباسی نازک و مندرس و ژولیده کنارش نشانده است. وارد ساندویچی می شوم، اندکی بعد دختربچه وارد می شود و از صاحب مغازه 2 تا ساندویچ می
پسر بر سر زباله جان پدر را گرفت
داخل خانه و موتورسیکلت قاتل روبه رو شدند که حکایت از آن داشت درگیری پسر و پدر به خاطر همین زباله ها بوده است. دختر مقتول که پس از حادثه به خانه پدرش رسیده بود به مأموران گفت: چند سال قبل مادرم فوت کرد و ما را تنها گذاشت. پس از فوت مادرم، هومن افسرده شد، به طوری که چند باری تحت درمان قرار گرفت و دارو مصرف می کرد، اما حالش خوب نشد. مدتی قبل من ازدواج کردم و به خانه شوهرم رفتم. پدرم با
خانواده من همه وزارت خارجه ای بودند/در مسکو، هلند، اسلامبول و هند خدمت کردم/به بختیار گفتم اگر رئیس دفتر ...
در سال 1321 وارد خدمت شدم. از آن پس در وزارت خارجه بودم تا چهل سال بعد. مراحل را از ضباطی تا وزارت همه را یکی پس از دیگری طی کردم. بقول معروف هیچ میانبر هم نزدم. خانواده ما اصولاً وزارت امورخارجه ای است. در سال 1834 وقتی برای عذرخواهی از کشته شدن گریبایدوف سفیر شوروی سفیر روسیه تزاری، ببخشید گرچه فرق زیادی بین روسیه تزاری وروسیه شوروی نیست ولی خوب باید کلمات را، حرمت کلمات را رعایت کرد، در آن هیئت که به ریاست خسرو میرزا عازم سنت پترزبورگ شده بود جد من انصاری از طرف مادری در آن هیئت عضویت داشتند. از آن سربند میرزا مسعود وزیر دومین وزیر خارجه ایران و غیره تا به پدربزرگم که عرض کردم پدر مادرم از ناحیه پدری بیشتر افسر بودند و در خدمات لشکری مشغول بودند. ...
بازیگر زن مشهور سینما و تلویزیون تحت عمل جراحی قرار گرفت + عکس
به گزارش سلام نو، ماهایا پطروسیان متولد 13 دی 1348 در تهران، بازیگر است. اوفارغ التحصیل لیسانس رشته تئاتر از دانشگاه هران می باشد، برای ازدواج از مسیحیت به اسلام تغییر دین داد و از تئاتر به عرصه سینمایی و تلویزیون رسید. علاقه ام به بازیگری از دوران نوجوانی شروع شد، با این حال کسی از خانوادم اهل هنر نبود، پدرم مهندس راه ساختمان و مادرم متخصص بهداشت کودکان بود. وی
نه برق، نه سوخت و نه حتی آب!
. و نزدیک ترین فرد زندگی اش در طول 21 سال عمر کوتاهی که داشت. و همین طور مروا که هنوز دو سالش تمام نشده بود. خبر از دست دادن او کمر مادرم را شکست. با این حال وقتی می بینمش حس می کنم از کوه هم قوی تر است: شکیبا و صبور، نمازخوان و دعاگو. و اشک هایش را برای زمستان آینده ذخیره می کند تا کسی فرق بین باران و اشک هایش را نفهمد. پدرم مثل بچه ها گریه کرد... و اما پدرم؛ اولین باری که گریه اش را
راز جسد موکت پیچ شده مرد ثروتمند در صندوق عقب ماشینش
هفت صبح| چند وقت قبل مرد جوانی با مراجعه به ماموران پلیس مفقود شدن ناگهانی پدر خود را گزارش کرد.این مرد جوان گفت: پدرم روز قبل مطابق هر روز با خودروی تویوتا کمری خود برای مراجعه به محل کارش از خانه مان واقع در محله ولنجک خارج شد. ساعتی که گذشت تماس هایی که با او داشتیم بی جواب ماند. اما نگرانی ما زمانی بیشتر شد که گوشی تلفن همراه پدرم خاموش شد با اینکه سابقه نداشته او ما را از حال خودش