سایر منابع:
سایر خبرها
زندگی جهنمی در خانه شوهر شکاک
لیلا وقتی برای دومین بار پای سفره عقد می نشست گمان می کرد پرنده خوشبختی روی شانه اش خواهد نشست و دیگر روزگار تاریکش به پایان رسیده است غافل از اینکه زندگی با استاد دانشگاه هم 3 سال بیشتر دوام نیاورد. به گزارش ایران، این زن جوان که برای دومین بار به خاطر طلاق قدم در دادگاه خانواده می گذاشت، رو به قاضی حسن عموزادی گفت: از ازدواج اولم شانس نیاوردم و به دلیل اعتیاد همسرم از او جدا شدم و
بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال جوانان به اتهام زورگیری در دادگاه
مشکلات مجبور شدم خانه را ترک کنم. یکی از برادرانم خرج خانواده را با دوره گردی و میوه فروشی می دهد.دو بار به اتهام گوشی قاپی دستگیر شدم اما هر بار با جلب رضایت شاکی ها از زندان آزادم کردند. من و دوستانم سرقت و بارکنی می کردیم. در سرقت اول 56 شاکی داشتم که یک سال به زندان افتادم. به خاطر چند سرقت دستگیر شدی؟ آخرین بار در 12 سرقت 250 گوشی تلفن دزدیدم وچند سرقت بارکنی انجام دادم
اگر مفقودالاثر شدم، هرگز به خاطر جسم گناهکار، خاطرِ آقا را پریشان نکنید
مختارید. اگر مفقودالاثر شدم، هرگز به خاطر جسم گناهکار، خاطرِ آقا را پریشان نکنید که خاطر حضرت آقا، از همه برایم عزیز تر است. در خاتمه از تمام دوستان حلالیت می طلبم. خداوند بر عمر با عزت امام خامنه ای بیفزاید انتهای پیام/
سوارس: 38 مشت زدم و تلویزیون فقط یکی را نشان داد
کیست! خودم اولین نفری بودم که به خاطر نوشته های پائولو از تابارس عذرخواهی کردم. من از هیچ کسی بهتر نیستم و نمی توان این گونه به دیگران بی احترامی کرد. سوارس در مورد قهرمان این تورنمنت گفت: دوست دارم آرژانتین قهرمان شود. در این تیم بیشترین دوستان را دارم و امیدوارم مسی جام را بالای سر ببرد.
سرنوشت سوخته دانش آموز 18 ساله
رفتم مواد می کشیدیم و بعد از مدتی خودم را هم سفره و هم پیاله او دیدم. حالا باید برای مهمانی هایمان فکر مواد می بودم به همین خاطر مواد مخدرم را از وسایل پدر و دایی هایم بر می داشتم و روزگار می گذراندم. من امیرحسین 18 ساله دیگر یک معتاد حرفه ای بودم تا اینکه از سال گذشته با دوستان جدیدی آشنا شدم، آنها همگی به مواد مخدر از نوع صنعتی اعتیاد داشتند و من هم در نشست هایی که با آنها داشتیم اعتیاد
بررسی ابعاد اجتماعی مشکلات طلاق
همسرم جدا شدم و همراه با فرزند دو ساله ام زندگی سختی را تجربه می کنم. پیش از ازدواج، نه کاری داشتم و نه پس اندازی که بتوانم از عهده خرج و مخارج زندگی بربیایم. وقتی که طلاق گرفتم تازه فهمیدم با زندگی ام چه کرده ام و چه آسان همه چیز را از دست داده ام. این واقعیتی تلخ است که زنان بازنده اصلی این میدان هستند، آنها گاه به خاطر انتخاب نادرستی که داشتند و از دست دادن فرصت ها خود را
قد آرزوهایم بلند است
داشتم اما دستم به آن ها نمی رسید. آن روزها آرزو می کردم زودتر قدم بلند شود تا دستم به مدادرنگی ها برسد. بلند شدن قد غیر از این مورد کاربرد دیگری برایم نداشت. اما حالا که فکرش را می کنم. داشتن مدادرنگی 24 رنگه کم اهمیت ترین اتفاقی است که می تواند در زندگی یک آدم بیفتد... و داشتن قد بلند! هیچ وقت به این مورد فکر نکرده بودم تا زمانی که به دیدار دوستان کوتاه قامتم رفتم. ترجیح می دهم داشتن قد بلند و عالی
ایجاد شغل کیک پزی با سرمایه 3 میلیون تومان
کردم و در خانه استراحت کردم. چگینی افزود: در دوران بیماری، هر آنچه که سرمایه داشتم، را خرج زندگی کردم، در حالی که مشکلات مالی زندگی ام را فلج کرده بود، با پیشنهاد یکی از دوستان در فتیرپزی او در تهران مشغول کار شدم. تولید کننده ساروقی اظهار کرد: زمانی که دیدیم توان هزینه های کار از جمله کرایه مغازه را در تهران ندارم،به زادگاه خودم ساروق مهاجرت کردم. وی گفت: با توکل به
کنعانی زادگان: سازمان لیگ اعلام کرد قراردادی با پرسپولیس ندارم
با مسئولان باشگاه پرسپولیس گفت: ساعت 10 با محمد ترکاشوند جلسه داشتم اما چون کارم در سازمان لیگ طول کشید دیر به باشگاه رسیدم و به این خاطر هم ترکاشوند رفته بود. با این حال منتظر تماس پرسپولیسی ها می مانم تا مذاکرات خود را با مسئولان این باشگاه انجام دهم. سایت ورزش 11، بصورت کاملا خصوصی فعالیت می کند و هیچگونه وابستگی به ارگان و یا سازمان دولتی ندارد، جهت حمایت از این سایت مردمی، ما را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید.
فروزان: به خاطر دایی چشم بسته پیشنهادش را قبول کردم/ یک بار به خاطر نرفتن به پرسپولیس مدیون علی آقا شده ...
به گزارش ورزش11، محسن فروزان در خصوص حضورش در تیم فوتبال صبای قم گفت: من در فصل نقل و انتقالات به این نتیجه رسیده بودم که در سکوت کامل کارها را پیش ببرم. قصد نداشتم در رسانه ها از پیشنهادهایم صحبت کنم چرا که شاید عده ای فکر می کردند قصد بازارگرمی دارم. به همین دلیل به صورت چراغ خاموش کارها را پیش بردم و به جز صبای قم از 4 تیم دیگر پیشنهاد داشتم اما وقتی نام علی دایی آمد و متوجه شدم که او مرا برای
مایلی کهن به درگذشت حبیب واکنش نشان داد
وی در ادامه افزود: حبیب صدای کم نظری داشت و به نوعی می خواند که به دل آدم می نشست. من از روزهایی که جوان بودم صدای مرحوم حبیب را دوست داشتم و حالا هم از این اتفاق ناراحت هستم. مایلی کهن در پایان گفت: مرحوم حبیب چند آهنگ زیبا داشت که بسیار دلنشین بود. یک آهنگ مادر خوانده بود که نظیر نداشت و دو آهنگ دیگر، یکی برای همسرش که فوت شده بود و دیگری آهنگ مردتنهای شب که همه اینها برای ما خاطره انگیز است.
خواب است پروانه نقد شد / مخاطبان هنر و تجربه برای سرگرمی به سینما نمی روند
شدم که همیشه با علم و دانستن درگیر بودم. وقتی وارد سینما شدم با مبحث جنون خیلی ارتباط برقرار کردم و معتقدم دو مبحث سینما و روانشناسی به شدت به هم نزدیک هستند. در هنگام ساخت فیلم دوست داشتم در یک جاهایی دست بازیگر را باز بگذارم تا آنها بتوانند خودشان را بروز دهند و در یک جاهایی همه چیز را کنترل کنم. 58245
خاطره ای از شهید حمید مکیان ؛ می دانستم گریه هایش خطرناک است
پایگاه اطلاع رسانی آزادگان ایران : شهید “حمید مکیان” از شهدای مدافع حرم حضرت زینب(س) است. وی که روز پنجشنبه در سوریه به شهادت رسید، از نیروهای ایرانی لشکر فاطمیون و متولد سال 1374 است؛ که اصالتا اهل آبادان اما در قم ساکن بود. در ادامه خاطره ی یکی از دوستان شهید را می خوانیم. قیافه اش را به خاطر نداشتم، اما اسمش را چرا. دلیلش را نمی دانم اما هر از گاهی یادش می افتادم. دوست
ویژگی های افراد بدگمان اینگونه است
رفتاری است که گویا به قصد تحقیر یا تهدید بیمار انجام شده است. این تمایل در آغاز بزرگسالی شروع شده و در زمینه های گوناگونی نمایان می شود. بنابراین دوستان چنین افرادی نباید در میان جمع با آنان شوخی کنند و بهتر است از ورود به دنیای شخصی ایشان به طور جدی خودداری کنند ولو این کار با نیت نیک و به قصد حل مشکلات و دشواری های زندگی آنها باشد. یک بار جرقه زدن بدبینی در ذهن این گونه
روایت 13 سال زندگی با مرد جامانده در میدان سوریه
معرفی کنید. فاطمه سادات موسوی فرزند سید محمد اهل اطراف قزوین ، بوئین زهرا هستم. دو تا دختر دارم دختر بزرگم حنانه یازده سال دارد و دختر کوچکم ملیکا شش ساله است و خودم متولد سال 66هستم. ** از دوران نوجوانی تان شروع کنیم کارهایی که انجام می دادید روحیتتان چه طوری بود چه طور دختری بودید؟ سن کمی داشتم که ازدواج کردم. بیشتر خاطراتم از آن دوران مربوط به دوران مدرسه می شود
رفتار بیرانوند بچه گانه بود،او جایی در استقلال نداشت/امیری ضرر کرد
دانند بهترین گلر ایران است. در مورد وحیدامیری فکر می کردم که به استقلال بیاید چون شاگرد منصوریان بوده است و حالا هم که نیامد فکر نمی کنم استقلال زیاد ضرر کرده باشد چون خود امیری ضرر کرد چون در دو سالی که منصوریان در نفت بود امیری به تیم ملی رسید. خود وحید اشتباه کرده به استقلال نیامد. * یک سوال را شفاف بگو ابتدای فصل گذشته همه گفتند به خاطر منصوریان ازنفت جدا شدی؟ اگر از نفت
قدر انقلاب و رهبر خود را بدانید
کالیفرنیای آمریکا به دنیا آمده و بزرگ شده ام و مدرک دکترای فیزیوتراپی خود را از آمریکا دریافت کرده ام. فرقان، ادامه داد: به عنوان یک مسیحی مطالعات مذهبی بسیاری داشتم تا اینکه برادرم مسلمان شد، تحت تاثیر برادرم مسلمان شدم و پدر و مادرم که مرا در یک محیط باز پرورش داده بودند مخالفتی با این قضیه نداشته و توانستم به راحتی به مطالعاتم در مورد اسلام ادامه دهم. وی، گفت: نظام آمریکا یک پسرم را کشت و دیگری
اولین بانوی فاتح اورست و لوتسه : هیچوقت حمایت نشدم
جوانی بودن که دارای کلی سابقه و تمرین بودند. همچنین کلی مراحل و اردوهایی را پشت سرگذاشته بودند و من یک تازه کار و آماتور در بین آن ها بودم. اما من در این گروه اولین نفری بودم که به قله رسیدم و خیلی هم سر حال بودم و شرایط خیلی خوبی داشتم. هرچند که صعود تلخی شد و یکی از دوستان را که بسیار جوان هم بود به علت بیماری ارتفاع از دست دادیم. ولی خب در آن صعود متوجه شدم که توان لازم را دارم. همچنین وقتی
چهارراه تجربه
آن روز درخواست طلاق دادم و روزبه خیلی راحت قبول کرد و مرا طلاق داد و مهریه ام را هم پرداخت کرد. من با پول مهریه ام یک آپارتمان 40 متری خریدم و خودم به تدریس زبان مشغول شدم تا بتوانم مخارج خود و فرزندانم را تامین کنم. گرچه درآمد بالایی ندارم، اما می توانم زندگی سه نفره مان را اداره کنم. الان 8 سال از آن زمان می گذرد، روزبه با آن خانم ازدواج کرد، اما بعد از دو سال جدا شدند. حالا می خواهد دوباره با من
خانم بازیگر: از باندبازی ناراحت و سرخورده می شدم
به منزل شهید بابایی رفت و آمد داشتم و متوجه خیلی از واقعیت ها شدم و این که این شهید هم مثل بقیه زندگی می کرد. او هم عاشق شده بود ضمن این که رشادت های زیادی هم داشت. حضور من در شوق پرواز به خاطر حضور در یک کار حرفه ای بود. آیا در حال حاضر پیشنهاد تلویزیونی دارید؟ متاسفانه در سال های اخیر تلویزیون با مشکلات زیادی رو به رو شده است. امیدوارم با مدیریت جدید اتفاقات خوب
حرفهای تلخ دو سارق مسلحی که به بانک دستبرد زدند
به خاطر مزاحمت دستگیر شدم. مجردی؟ نه ازدواج کردم و یک فرزند مریض هم دارم که صورتش ماه گرفتگی داره و دلم می خواست پولدار بشم تا عمل زیبایی کنه و از این وضعیت نجات پیدا کنه! از زندگی ات راضی هستی؟ من با همسرم مشکل دارم و حتی چند بار در زمان بارداری او را مورد ضرب و شتم قرار دادم ولی زندگی ام را دوست داشتم. از زندگی ات بگو؟ باور کنید شاید اگه فرزند
سرنوشت شوم خانم نابغه ریاضی کشور
. از نامزدی و عقدمان چند ماهی نگذشت که متوجه شدم، همسرم معتاد به شیشه است! پس طلاق گرفتم. حالا زنی 17 ساله بودم در هیاهوی یک عمر زندگی که نمی دانستم واقعی است یا دروغین! داستان های جذاب خواهرانم که منجلاب سیاه روابط غلطشان را همچون شب نشینی های زیبای دوستانه به تصویر می کشیدند، مرا نیز گرفتار کرد. مصرف شیشه، دوستی با نامحرمان، رفت و آمدهای شبانه و فروش
عاشق دامادمان شدم و او را مجبور به طلاق از خواهرم کردم!
حسادت می کردم که گاهی جلوی امیر باهم دعوای شدید می کردیم. مدتی گذشت و امیر از زهره خواستگاری کرد و قرار شد که با هم ازدواج کنند ولی از آنجایی که من امیر را دوست داشتم اینقدر به خواهرم حسادت می کردم که خواهرم از او جدا شد. من هم که منتظر چنین فرصتی بودم به صورت پنهانی با امیر رابطه دوستی خود را ادامه دادم و این را هم می دانستم که زهره چقدر امیر را دوست دارد و به خاطر جداییشان
ما از وزارت خارجه درخواست جهیزیه داریم
از انتقاد به برجام می گذره، چی میگی؟ سرش را پایین انداخت و گفت: اما پیش زن و بچه ام شرمنده ام. بلند شدم و دست گذاشتم روی شانه اش. گفتم: حالا غصه نخور، چرا شرمنده شدی؟ قطره اشکی از چشمانش جاری شد گفت: برجام کاری کرده که نمی تونم برای دخترم جهیزیه بخرم! دستم را از روی شانه اش برداشتم و گفتم: تو که اصلاً دختر نداری! با عصبانیت گفت: درسته! ولی اگه داشتم با این اوضاع اقتصادی نمی تونستم جهیزیه اش را
طلاق پیامکی - فناوری نوین بلای جان خانواده های مسلمان هندی
ها را به حال خود رها کرد. وی خاطرنشان کرد او همسر دیگر اختیار کرد و من برای تامین مخارج خود و بچه ها مجبور به کار در منزل دیگران شدم . وی درحالیکه اشک در چشمانش حلقه زده می گوید این سرنوشت بسیاری اززنان دراین کشور است . ظفر الاسلام خان محقق و سردبیر روزنامه ملی گازت با تاکید بر لزوم تجدید نظر در این گونه طلاق می گوید برای طلاق دستکم نیاز به سه ماه فرصت برای تلاش برای اصلاح و
ماجرای خواستگاری آیت الله هاشمی از بانو عفت مرعشی
. خانم جون که کنار در ایستاده بود، صدایم کرد. قدسی و اشرف با کاظم و علی در حیاط بودند. پیش مادرم رفتم. چشمان او برق می زد. - چی شده خانم جون؟ - چیزی نیست. بیا اتاق کارت دارم. نگران شدم. حدس زدم که موضوع درباره ازدواج من است. بعد از خواهران بزرگتر و برادرم، نوبت ازدواج من بود. خواستگار زیاد داشتم، هم از فامیل، هم از غریبه اما پدرم تا حالا با همه
فقط از پولدارها سرقت می کردم
باشگاه هم داشتید، چرا دنبال سرقت رفتید؟ من با درآمد باشگاه قانع نمی شدم و دوست داشتم پولدار باشم به همین دلیل سرقت می کردم. البته من یک شعار برای خودم داشتم و آن هم این بود که گوشت را باید از بغل گاو کند، یعنی از آدم های ضعیف سرقت نمی کردم. چطوری؟ کار اصلی ام باشگاهداری بود، اما در کنارش هر از گاهی به خاطر اینکه شناسایی و دستگیر نشوم، خانه ویلایی افراد پولدار را
بازیگری را دوست ندارم ، گاهی برای پول بازی می کنم/ برای برخی بازیهایم اشک تاسف می ریزم
از بین رفته است. یک زمانی کار اول یک قداستی داشت و آدم احساس می کرد باید کمک کند تا کار به نتیجه برسد چون آن جوان کار سختی در پیش داشت. در واقع شرایط فیلم ساختن برای کارگردان های اول سخت فراهم می شد. اما حالا بعد از آمدن صنعت دیجیتال و حجم زیاد تولید، شکل این ماجرا تغییر کرده است. فقط به خاطر صنعت دیجیتال این اتفاق افتاده است؟ نه فقط این نیست. نسل کارگردان ها هم عوض شده و
بازیگر نقش متوسلیان: روزی سه ساعت و نیم گریم می شدم
هادی حجازی فر بازیگر نقش شهید احمد متوسلیان در فیلم سینمایی ایستاده در غبار گفت: من تنها یک سری اطلاعات عمومی درباره شهید احمد متوسلیان داشتم به طوری که کتابهایی هم در رابطه با او نخوانده بودم البته بعد از پایان فیلمبرداری ایستاده در غبار به واسطه علاقه ای که به او پیدا کردم کتابهایی در خصوص وی را مطالعه کردم. حجازی فر ادامه داد: فیلمنامه ایستاده در غبار محصول دو سال تحقیق و پژوهش بود