سایر منابع:
سایر خبرها
جنیفر لارنس: بچه دار شدن همه چیز را تغییر می دهد
آفتاب نیوز : جنیفر لارنس در کنفرانس مطبوعاتی جشنواره کن برای فیلم جدیدش بمیر عشق من ، یک تریلر روانشناختی که داستان مادری را روایت می کند که به تدریج به جنون می گراید، با صراحتی قابل توجه درباره تجربیات خود از مادر شدن و دوران پس از زایمان صحبت کرد. لارنس در این باره گفت: به عنوان یک مادر، واقعاً سخت بود که بین کاری که خودم انجام می دادم و کاری که شخصیت فیلم انجام می داد
آقای بازیگر از تشویق 5 دقیقه ای در کن به گریه افتاد
این فیلم هستند. ادینگتون پس از فیلم بو می ترسد محصول 2023 آستر ساخته شده است که در آن فینیکس نقش مردی پارانوئید را بازی می کرد که برای رسیدن به مراسم خاکسپاری مادرش، سفری سورئال را آغاز می کند و در این مسیر با بزرگترین ترس های خود روبه رو می شود. فیلم هر چند نقدهای مثبت از منتقدان گرفت، اما فقط 11 میلیون دلار فروش کرد. ادینگتون که برای اولین بار در جشنواره کن به نمایش درآمده
وقتی خانواده، اولین زخم روحی را می زند
خانه قرار بود مأمن باشد؛ جایی که خستگی های روزانه را کنار بگذاری، امنیت روانی ات را بازیابی کنی و زخم هایی را که بیرون خورده ای، در گرمای کلمات عزیزانت مرهم بگذاری. اما برای بسیاری از افراد، خانه دقیقاً برعکسِ این تصویر است. جایی ست که خستگی ها آغاز می شوند، زخم ها عمیق تر می شوند و اعتماد به خود و جهان، هر روز کمی بیشتر فرومی ریزد.
رفتار اجتنابی چیست و چگونه به ما آسیب می زند؟
، پایمان را زخمی می کند! من از این وضعیت خسته ام و احساس ناکامی می کنم. می دانم که دارم به یک سردی و دلزدگی در رابطه دچار می شوم. دلم می خواهد هر طور که دوست دارم به همسرم نزدیک شوم، اما هر بار با یک دیوار سرد و بی تفاوت برخورد می کنم که راه ورودی برایش نیست. اما او اصلا این موضوع را قبول ندارد و فکر می کند که همه چیز بین ما کاملا عادی است. نظر او این است که بگو ومگو بین زن و شوهر طبیعی است و یک
بامدادِ قلم؛ نوشتنِ صبحگاهی
رسد بنویسید، از صدای اطراف، از صدای ذهنتان گرفته تا هرچیزی که شما را برآشفته است. هدف نوشتن صبحگاهی رفع انسدادِ ذهنی در نوشتن است. بنویسید تا به آن سوی ترس، هراس، اضطراب، ناآرامی، بغض، کینه، حسادت، آشفتگی بروید. غالب محتوای صفحات صبحگاهی، تلخ، بد، ناامیدانه، غمناک، نامنسجم، تکراری و پراکنده است. اما شما بنویسید، حتی اگر چیزی به ذهنتان نمی رسد، با همین جمله بیاغازید و بنویسید، هر مزخرفی که به
در نکوداشت محمد تهامی نژاد چه گذشت؟
به امروز، همواره مایه افتخار من بوده است. وی افزود: امروز، در کنار او و در چنین مجلس باشکوهی، آن طور که حافظ می گوید، کلاه دهقان به آفتاب رسید . من هم از خوشحالی، کلاه از سر برداشتم، آن قدر که انگار تا خود آفتاب بالا رفت. در این لحظه از اهدای نشان عالی خورشید ، من نیز در کنار محمد تهامی نژاد سهیمم؛ این افتخاری ست برای سینمای ایران، سینمایی راستین، نه سینمای دروغین. ان شاءالله این مسیر پربرکت
وقتی مادر شدن آغاز راه شد؛ درخشش زنان روی پرده پس از تجربه عشق مادری
/> هنرمندان زن بزرگ، این روزها نشان می دهند که چه طور تجربه دادن زندگی به یک کودک می تواند نگاهی خاص و جدید را به سینما وارد کند، نگاهی که غربت و گرمی خاصی دارد و روحی آشناتری برای کسانی که تجربه مادر شدن دارد. وقتی پرده نقره ای جشنواره کن امسال بالا رفت، صدای نفس زنان زنانی شنیده شد که میان عشق، جنون، موسیقی و مادری، راهی برای بودن جست وجو می کردند. از جنیفر لارنس با چشمانی وحشت زده و
نشانه هایی که ثابت می کند یک نفر شما را خیلی دوست دارد!
روابط، می گوید: وقتی عاشق هستید، نشانه هایی وجود دارد که دروغ نمی گویند. این نشانه ها ثابت می کنند که قلب شما به تپش افتاده است. در حضور او قلبتان تندتر می زند، به محض اینکه متوجه می شوید به چشمانتان نگاه می کند، دلشوره و اضطراب عجیبی در شما ایجاد می شود. ناتالی مارکوت، متخصص ارتباطات درونی و روابط، توضیح می دهد که شما همچنین می توانید به گذشت زمان اعتماد کنید
قصر آرزو
بخند. خنده دختر که تمام شد به سمت بیرون جنگل حرکت کرد. دختر در حال حرکت احساس کرد کسی تعقیبش می کند. اما از ترس جرات برگشتن نداشت. رفت و رفت تا به چشمه آبی رسید. کنار چشمه نشست و دست درون آب کرد و مشتی آب برداشت و نوشید، اما در همان حال از گوشه چشم اطراف را زیر نظر داشت. با دیدن موجودی که تصویرش توی آب بود، خشکش زد. دیو سیاه بد ترکیبی پشت سرش ایستاده بود. دختر به سمت دیو برگشت و جیغ
اسب هایی در تاریکی ذهن | روایت معاصر اکوئوس در مشهد
مادری، گذشته اش با همسرش، جهان بینی مذهبی اش و از سوی دیگر، معلم بودن او که یک بعد اجتماعی به شخصیتش اضافه می کرد. همه اینها باعث شد که با یک چالش بزرگ، اما دوست داشتنی در بازیگری روبه رو شوم. این بازیگر درباره دلیل پذیرش این نقش ادامه می دهد: تمام این ویژگی ها باعث شد شیفته ی نقش شوم. احساس می کردم ابعاد مختلف این شخصیت، بخشی از درون خود من را بیرون می کشد و بازی در این نقش فرصتی شد تا
قربانیِ ابدی، تروریستِ همیشگی/ وقتی سینمای سفارشی غرب حافظه تاریخی مخاطبان را بازنویسی می کند!/ 1968 ...
شده در جشنواره ها، و برنده جوایز مهم لولا در آلمان، دقیقاً چنین فیلمی ست؛ روایتی از درد، اما در خدمتی خاص: بازنویسی گزینشی و احساسی یک بحران تاریخی! فیلم سینمایی 5 سپتامبر (September 5) در ظاهر بازسازی دراماتیک واقعه گروگان گیری ورزشکاران اسرائیلی توسط گروه سپتامبر سیاه در جریان المپیک مونیخ 1972 است. اما موضوع اصلی فقط این حادثه نیست. آنچه فیلم را مهم و البته مسئله دار می کند، نوع
فال حافظ| فال حافظ سه شنبه 30 اردیبهشت ماه 1404
نفر یه پیشنهادی دادی، اما هنوز جوابی بهت نداده. بهتره فعلاً صبر کنی و ببین چی پیش میاد. تا حالا نظم و حس وظیفه شناسی خیلی بهت کمک کرده، اما امروز انگار یهو یکی ترمز دستی رو کشیده و همه برنامه هات رو متوقف کرده. اصلا به این وضعیت منفی نگاه نکن. این اتفاق فقط یه نشونه ست که باید یه کم سرعتتو کم کنی و دوباره به برنامه هات فکر کنی. شاید یه جاهایی از برنامه ات نیاز به تغییر داشته باشه. فقط
از راه های رفته/ چیزهایی که نباید می گفتم!
باران دیده شود، لازم بود نورپردازی کنیم. مثلأ نور بیفتد روی دارودرخت و برگ های خیس که دیده شوند. ما چیزی نمی دانستیم، جز این که فکر می کردیم هرآن چه به چشم مان می آید، حتمأ تماشاگر هم می بیند. می دانسیتم اما حسِ باران باید باشد. حالا فیلم را که می بینید، صدای ماشین ها را انگار در خیابانِ خیس از باران می شنوید. نمی دانسیتم صدابردار چیست، و صدا را با دوربین می گرفتیم. گریم نداشتیم (و راستش
آدم هایی که از زندگی راضی نیستند از این 10 جمله زیاد استفاده می کنند
. دیگر درباره احساسات، ترس ها، افکار یا تجربیات شخصی تان صحبت نمی کنید. بیش از حد به ایرادها حساس می شوید و در نهایت روابط شما با دیگران دچار آسیب می شود. بهتر است بگویید: درسته بعضی ها منو ناامید کردن، ولی آدمایی هم بودن که خوشحالم کردن! 8. خوبم! در ظاهر، این جمله منفی به نظر نمی رسد، اما اغلب احساس انزوا یا بی حسی عاطفی را پنهان می کند. وقتی کسی همیشه بگوید خوبم
آینه زنگارگرفته
. سقوط ناگهانی او از هتل های لوکس تهران به اردوگاه های کار در صحرای لوپ نور چین دقیقا استعاره ای تلخ از سقوط انسان مدرن از رفاه به نیستی است. روایت کتاب در تقابل بین ایرانِ انقلابی، تبتِ عرفانی و چینِ ماشینی شده و کمونیستی مثلثی می سازد که در نهایت شخصیت اصلی را در دل خود حل می کند و متنی بینافرهنگی را به وجود می آورد و این جابه جایی فیزیکی را به سفری درونی به اعماق پوچی، اضطراب و گسست انسان
جهان زیرپای لامین یامال؛ مسی را فراموش کنید، اینجا همه می خواهند یامال باشند!
پرورانند. اینجا، فوتبال خیابانی هنوز زنده است بدون اوت، بدون کرنر. سبکی که شکل گیری یامال را بهتر می توان با آن درک کرد. جمله ای که در نخستین نشست خبری رسمی اش گفته بود، در ذهن می چرخد: ترس؟ من همه ترس هایم را مدت ها پیش در پارک محله ام جا گذاشتم. حرکت نمادینش پاس خارجی پا، معروف به تریولا بیشتر شبیه چیزی ست که در FIFA دیده می شود، نه در زمین تمرینی لا ماسیا. در منطقهٔ گراسیا، دیواری
تجاوز دو پسر جوان به پسربچه ها در تهران | آزار پسران نوجوان به بهانه نشان دادن گربه
غالباً در برابر تهدید یا فریب، مقاومت کمتری دارند و واکنش آن ها شامل ترس، سردرگمی و التماس دقیقاً همان واکنشی است که برای متهمان ایجاد حس قدرت و رضایت روانی می کند. به عقیده بنده، رفتار این دو متهم، صرفاً یک جرم لحظه ای یا واکنشی نبوده، بلکه حاصل یک چرخه روانی پیچیده است که در آن، احساس کمبود درونی با رفتارهای خشونت بار و کنترل گرانه جبران می شود. از این رو، می بایست متهمان تحت ارزیابی کامل روان پزشکی و روان سنجی قرار گیرند تا زمینه های تربیتی، خانوادگی و روانی ها آنها مورد بررسی قرار بگیرد تا از تکرار جرم پس از آزادی، جلوگیری شود. ...
بهنوش طباطبایی: زریِ سووشون ، صدای زن ایرانی است
ساختار می دهد و آن را در سه سطح تحلیل می کند. یکی از مهم ترین رویکردها، تقسیم بندی شخصیت هاست که بر اساس آن تیپ هایی مثل درون گرای متفکر، درون گرای احساسی، یا برون گرای شهودی شکل می گیرند. این بازیگر اضافه کرد: شخصیت زری، به باور من، پرچمدار زنانی است که از ترس هایشان عبور کرده اند. او در کشاکش با اضطراب های درونی اش قرار دارد که کاملاً با نظریه کارن هورنای (روانکاو آلمانی 1885-1952) هم
موتور جشنواره کن هنوز روشن نشده | فیلمی پیدا می شود که همه را شگفت زده کند؟
نهایی – صادقانه بگوییم – کمی سرد است. ادینگتون بخش: مسابقه اصلی کارگردان: آری آستر بازیگران: واکین فینیکس، دیدرا اوکانل، اما استون، مایکل وارد، پدرو پاسکال، کامرون من، مت گومز هیداکا، لوک گرایمز، آملی هوفرله، کلیفتن کالینز جونیور، ویلیام بولو، آستین باتلر، لندال گولزبی نظر ددلاین: در ظاهر شبیه وسترنی نئونوآر است، اما این روایت پاندمیک سرشار از
فیلم / اگه پدر هستی و دختر داری حتما فیلم عاشقانه زیبا صدایم کن رو ببینید/ سکانس فیلم با بازی معرکه امین ...
ژولیت رضاعی در نقش زیبا، کشف جدیدی در سینمای رسول صدرعاملی ا ست. او با سادگی، خامی نوجوانانه و در عین حال اقتدار درونی، نقش دختری را بازی می کند که در کشاکش بزرگ شدن و پذیرش رنج، باید پناه پدرش باشد. رسول صدرعاملی در این فیلم با دوربینی نرم، ریتمی ملایم و میزانسن هایی که به فضای حسی اولویت می دهند، موفق می شود جهانی امن خلق کند. جهان فیلم با همه فقر، بحران روان، سرخوردگی اجتماعی، و بی
کدام نمایشگاه های تجسمی افتتاح شدند؟
دریافت های درونی از امر بیرونی، به همراه چاشنی تجربه زیسته است. از طرف دیگر، من عنصر نور را بانی ظهور حجم در پرتره می دانم. کشیشیان با اشاره به مقوله تکرار در این جهان گفت: مقوله تکرار برای من بسیار حائز اهمیت است، چرا که امور جهان همواره سرشار از تکرارند. هر امری خودش را تکرار می کند و این دریافت و ادراک ماست که به واسطه دوره زمانی ای که در آن قرار می گیریم، تغییر می کند. هر بار که یک
ادینگتون ؛ جسور و چند لایه
ادینگتون / Eddington / فرم ، حامی و خالصانه در خدمت محتوا The 78th Annual Cannes Film Festival (2025/May16) المیرا ندائی ادینگتون/Eddington به نویسندگی و کارگردانی آری آستر/Ari Aster فیلمساز 38 ساله آمریکایی، یکی از مدعیان نخل طلایی هفتاد و هشتمین جشنواره سالانه فیلم کن به شمار می آید. این اثر 145 دقیقه ای آری آستر، که به سبب سبک خاص و نوآورانه اش در فیلمسازی متمایز از
به مناسبت چهل و چهار سالگی فیلم بلید رانر
، آینده نگری انسان خردمند آن قدر فزونی گرفت که به ترس از چیزهایی که هنوز بروز نکرده اند روی آورد و این ترس، او را بردة کشاورزی کرد. زندگی ای سرشار از اضطراب اما با توهم آرامش! زندگی انسان هایی با رنج از کارهای دائمی و تکراری اما با خیال خوشبختی و وعده های واهی از سرزمینی طلایی. چیزی که در بلید رانر، در قالب عبور از تابلوهای تبلیغاتی پر زرق و برق در فضای تاریک فیلم تکرار می شود. اگرچه داستان
یادداشت| خیلی ها توی هفت آسمان یک ستاره هم ندارند
نکند ولکن نیست. پا از روی گاز بر می دارم و آرام می مانیم. در را باز می کنم و می آورمش بیرون. این دفعه دیگر خودم دارم نگاهش می کنم که دهانش به بازترین حالت ممکن مانده و توی این سیاهی زبان کوچک اش هم دیده می شود. ستاره ها این قدر پایین آمده که انگار می خواهند بیفتند توی دهانش. بیابان خالی و ساکت و توفان ستاره و درخت های گز که باد هم تکان شان نمی دهد. پا می گذارد روی زمین نمک سوز تف خورده
از شام تا قدس به شجاعت ابوساجد گواهی می دهند
از شام تا قدس گواه شجاعت او هستند. با وجود جراحت ها، عقب نشینی نمی کرد. با اینکه می دانست تحت تعقیب است، می گفت احتیاط ها را کرده ام، این وظیفه ام است و اگر خدا از من راضی باشد، ان شاءالله به شهادت می رسم که پس از عمری سرشار از فداکاری و پیروزی به آن رسید. آیا خود را برای شنیدن خبر شهادتش آماده کرده بودید؟ پدر همیشه آرزوی شهادت داشت و برای این آرزو دعا می کرد. می دانستم در
ادبیات کرمان در آستانۀ شکل گیری یک مکتب مستقل است
، در کلاس یازدهم، نخستین داستانم با عنوان بچه های آخرالزمان را نوشتم. همان جا فهمیدم که نوشتن، راهی ست که باید در آن بمانم و ماندم . برای من، داستان تنها زمانی جان می گیرد که از تجربه ای برخاسته باشد؛ تجربه ای که یا خودم زیسته ام یا از نزدیک لمسش کرده ام. نمی دانم دیگران چطور می نویسند، اما من کمتر توانسته ام دربارۀ چیزی بنویسم که به نوعی زندگی اش نکرده باشم . الهام، به گمانم همان افتادن چیزی بر دل
کمر نیروی هوایی در دی ماه 59 شکست/نامه می آمد که به نام خلق قهرمان ایران به اعدام محکومی!
ماجرا با آقای صدام همساز بودند. ولی بختیاری ها، لرها و لک ها و زن های عشایر همه چیز خود را برای دفاع دادند؛ پنیر، ماست، نان و حتی گوسفند می آورند و قربانی می کردند. این ها خیلی دلاورانه و دلیرانه جنگیدند. * راستی یک سوال درباره آقای یزدان شناس! بپرس عزیزم! * شما در آن پروازی که اجکت کرد و جراحت دید، حضور داشتید؟ سرش در دامنم بود. نخاعش صدمه دیده بود. آن قدر