سایر منابع:
سایر خبرها
روی دیگر چهره زن در آمریکا
غربی به خوبی آشنا هستید. چطور شد مسلمان شدید و به ایران آمدید؟ آشنایی اول من با ایران، مصادف با پیروزی انقلاب بود. در آن موقع دانشجو بودم و فعالیت سیاسی می کردم و هنگامی که انقلاب اسلامی به وقوع پیوست، نظر من را به خود جلب نمود و همان موقع بود که از بچه های ایرانی که در محل تحصیلم حضور داشتند، شروع به تحقیق پیرامون انقلاب و شخص امام خمینی رحمه الله علیه کردم و این قدم اول من در شناخت
اعتراف تکان دهنده عامل جنایت خیابان ایتالیا
با چاقو به قتل رسیده است و احتمال دادم آرزو پدرم را کشته و بعد خودکشی کرده است. بنابراین طناب دار را پاره کردم و جسد را به کف اتاق منتقل کردم. صحنه سازی جرم تیم جنایی در بررسی های خود متوجه آثار خونی روی لباس آرزو شدند که معلوم شد این خون را عامل این حادثه بعد از قتل با ظرفی به لباس او ریخته است تا با صحنه سازی و فریب پلیس صحنه را طوری جلوه دهد که آرزو ابتدا پدرش را کشته و بعد
مرموزترین نخست وزیر شاه چه کسی بود
سایت مشرق نوشت: روز 18 فروردین 1358 امیرعباس هویدا نخست وزیری که سیزده سال ریاست دولت را در عصر پهلوی دوم بر عهده داشت در پی یک محاکمه علنی اعدام شد. امیر عباس ممدوح که بعدها نام خانوادگی خود را به هویدا تغییر داد در سال 1285 ش در تهران متولد شد. پدرش حبیب الله عین الملک و مادرش افسرالملوک، نتیجه عزت الدوله، تنها خواهر تنی ناصرالدین شاه بود. تنها برادر وی فریدون نام داشت که بعدها با
وقایع دوران ظهور حدیث لوح حضرت فاطمه(س)
معبود شمایم که جز من الله و معبودی نیست، هر که به فضل کسی جز من امیدوار باشد یا از چیزی جز عدل الهی خوف داشته باشد، او را به عذابی سخت گرفتار خواهم ساخت که احدی از جهانیان آن را نچشیده است، سپس فقط مرا پرستش کن و بر من توکل کن، من هیچ رسولی را مبعوث نکردم و رسالت او را تکمیل نکردم و دوران تبلیغ و رسالت او را به پایان نرساندم مگر اینکه برای او وصی ای قرار دادم. -ای محمد(ص)- تو را بر تمام پیامبران
ماجرای سجده شکر مقام معظم رهبری چه بود؟
اش 60 میلیون تومان جایزه تعیین کرده بود کار آسانی نیست. مبارزی که در بحبوحه انقلاب و درگیری ها به جرم دست داشتن در اعدام انقلابی حسن علی منصور نخست وزیر وقت تحت تعقیب قرار می گیرد و حدود 15 سال زندگی مخفیانه خود را با نام مستعار سید عباس تهرانی پی گرفت. سید محسن اندرزگو سومین فرزند علی اندرزگو سه ساله و نیمه بود که پدرش به شهادت می رسد. اگرچه به گفته خودش خاطره
خاتم الفقها لقب چه کسی بود
انصاری صحابی نامدار پیامبر عالیقدر اسلام (ص) پا به عرصه وجود نهاد و به مناسبت تولد در روز ولادت علی (ع)، نام مرتضی انصاری برای او انتخاب گردید. پدرش شیخ محمد امین از مبلغین و مروجین شریعت مقدسه اسلام و مادرش دختر یکی از علمای محل و بانویی پرهیزکار و باتقوی در عصر خود، هر دو از اخیار و نیکان و صالحان بوده اند. او در چنین خانواده ای چشم به جهان گشود و رشد و بالندگی آغاز نمود و
وقت آن رسیده طرحی نو دراندازیم
مشخصی دروغ بگوییم فقط به این دلیل که به این خصلت ناپسند عادت کرده ایم. با اندکی تامل بی تردید به این مهم اذعان خواهید کرد که از آن دروغ اول تا آخرین دروغ، چقدر حرفه ای تر عمل می کنیم و هر روز بیش از دیروز، ماهرانه تر دروغ مان را به عنوان واقعیت به اطرافیانمان بیان می کنیم، جالب تر آن که گاه، خود نیز دروغ مان را باور داریم! این عادت نامطلوب، گاه باعث تکدر خاطر و غم نزدیک ترین افراد زندگی
روایتی متفاوت از بچه های شهر جهان آرا
نمی رسد و اصلا همه اینها باید در خدمت آنها باشد. این ها بچه های خرمشهرند. همان خرمشهری که پای وجب به وجبش خون پاکترین سربازان امام خمینی(ره) و فرزندان این ملت مظلومانه به پایش ریخته شده. همان کودکان دیروزی که به امیدی و به عشقی با همه کاستی ها و نبودن ها با ایمانی که داشتند حرکت کردند. محمد جهان آرا و عبدالرضا موسوی و بهروز مرادی ها از اهالی همین خاکی بودند که قرار بود دشمن قلدرانه از
من قضیه حسین را تکرار نمی کنم که زینب زنده بماند
. همواره در جمع زنان می گفت: اسلام غریب است و دلسوز کم دارد. من قضیه حسین(علیه السلام)را تکرار نمی کنم که زینب بماند و با همه وجود در راه خود تا پای جان پیش رفت. برزان ابراهیم، برادر ناتنی صدام، از آیت الله صدر خواسته بود تنها چند کلمه بر ضد خمینی و انقلاب اسلامی بنویسد که آیت الله صدر نپذیرفت و صدام، او و بنت الهدی صدر، را در 19 فروردین 1359 (22 جمادی الاول 1400)، سه روز پس از
دیدن فیلم بعد از قتل پدر و خواهر
پدرم میانه خوبی داشتم و بعد از این که مادرم سال 87 بر اثر سرطان فوت کرد و از اراک به تهران آمدیم ارتباطم با پدرم نزدیک تر شد. اما با خواهرم رابطه خوبی نداشتم. او مدام با من جر و بحث می کرد و همیشه اختلاف رفتاری و سلیقه ای با هم داشتیم. عاقبت هم همین درگیری های میان من و خواهرم باعث شد که من دست به این جنایت تلخ بزنم. از شب حادثه بگو. آن شب من و خواهرم در خانه تنها بودیم. از او
مادر که باشی عشق در تمام کارهایت هویدا می شود
کرده از روزهای سخت زندگی اش اینگونه گفت: دوماهه باردار بودم که برای بررسی مشکل نابینایی همسرم به مشهد سفر کردیم و به پزشک متخصص مراجعه نمودیم که متأسفانه ثمربخش نبود. وی بیان کرد: در همان سفر به حرم امام رضا رفتم و با خدای خود این گونه نجوا کردم که خدایا اگر قرار نیست مشکل نابینایی همسرم رفع و یا او شفا یابد، می خواهم فرزندم در وهله اول سالم و دوم پسر باشد تا بتواند عصای دست من و پدرش
آرزوی زیارت مزار فرزند داغی بر دل یک مادر شهید
. بعدا فهمیدم که پس از فراق همسر و فرزندش سال هاست که او به استقبال کسی نیامده و بر روی پاهایش هم نایستاده است. در کنارش جای می گیرم می گویم مادر(صغری میر) برایم از حسینعلی بگو، در حالی که در نگاهش غرور خاصی است که بی اندازه مجذوبم می کند غروری که فرزند شهیدش با شهادت به او داده و این احساس تمام روحش را تسخیر کرده است، می گوید: 22 بهمن ماه بود که حسینعلی من، برای دفاع از وطن به فرمان امام خمینی
گفتم، دیگر لباس پلیس نمی پوشم!
کرده است، در گفت و گو با بانی فیلم از سرهنگ نادری سریال فوق سری می گوید. بازیگر مجموعه های پرده نشین ، بال های خیس ، مختارنامه ، خون بها ، روزهای اعتراض ، خواب و بیدار ، ولایت عشق ، تنهاترین سردار ، در پناه تو ، امام علی و... مهمان یک فنجان ما شد تا از همکاری جدیدش با فخیم زاده در یک نقش پلیسی دیگر بگوید: به غیر از سال گذشته که در سه سریال حضور داشتید. در کل در این سالها خیلی پر کار
یادی از شهدای فصل بهار ابرکوه / امنیتی که امروز وامدار خون شهداست
مرزهای غرب و جنوب کشور اسلامی پاشیده است. بگویید موشک های دشمن انگشتان پدرت را در فارسیاب، دست های پدرت را در چذابه، پاهای پدرت را در موسیان، سینه پدرت را در شلمچه، چشمان پدرت را در هویزه، حنجره پدرت را در ارتفاعات الله اکبر، خون پدرت را در رودخانه بهمن شیر و قلب پدرت را در خونین شهر پرپر کرده اند اما هنوز ایمان پدرت در جبهه ها می جنگد. به پسرم واقعیت را بگویید، بگذارید قلب کوچک پسرم ترک
یمنی ها: امیدواریم به سوریه دوم تبدیل نشویم
/> -------------------------------------------------------------------------------------- کنترل کامل شهر تعز در دستان انصارالله جنبش انصار الله با استقرار تانک ها و زره پوش های خود در خیابان ها و محله های تعز کنترل کامل این شهر را به دست گرفتند. به گزارش پایگاه خبری یمنی الخبر ، منابع محلی در گفت وگو با این پایگاه خبری، تسلط جنبش انصار الله بر شهر تعز و حضور نیروها و تجهیزات نظامی آن در خیابان ها و محله
خبرهای مهم سیاسی3شنبه:نتایج یک نظرسنجی هسته ای/ ماجرای مخالفت اردوغان با اسرائیل/کاهشاعتماد به مجلس
دهند. واکنش رسمی سعودی به توافق لوزان دولت عربستان سعودی روز گذشته با صدور بیانیه ای برای نخستین بار موضع رسمی خود را نسبت به تفاهم سیاسی اخیر بین ایران و قدرت های جهانی در لوزان سوییس اعلام کرد.استقبال عربستان از توافق هسته ای با ایران : ملک سلمان صف خود را از نتانیاهو جدا کرد شورای وزیران عربستان بعد از ظهر دوشنبه با صدور بیانیه ای از تفاهم اخیر لوزان استقبال کرده و
مردی که برای نجات جانش بازی می کند / با کیانو ریوز از پشت صحنه سرعت تا امروز
فیلمبرداری آیداهوی شخصی خودم گرفتارش شده بود از دست داد. این دو یک سال قبل از آن هنگام فیلمبرداری تو را تا حد مرگ دوست دارم با هم ملاقات کرده بودند و ریوز شخصا فینیکس را راضی کرده بود در این فیلم بازی کند. در سال 1999 ماتریکس محبوبیت او را به آسمان ها فرستاد، اما او و دوست دخترش جنیفر سایمی دخترشان را در مراحل پایانی حاملگی از دست دادند؛ 18 ماه بعد سایمی در یک تصادف رانندگی جان خود را از دست داد.
سردار شهید محمدحسن قاسمی طوسی معتقد بود که بهای پیروزی خون است و همه باید در این راه به میدان بیایند، ...
لشگر 25 کربلا پیوست و به دلیل تجربه هایی که داشت به عنوان معاون اطلاعات و عملیات لشگر 25 کربلا منصوب شد، محمدحسن در چهارم اسفندماه 62 در منطقه چیلات و در عملیات والفجر شش، برادر کوچکش محمدابراهیم را از دست داد، به او اطلاع دادند که برادرت شهید شده است و باید او را به عقب بیاوریم، اما از هم رزمانش خواست که اگر شهدا یا مجروحان دیگری نیز هستند، محمدابراهیم را نیز به همراه آنها بیاورند و تاکید داشت
سرمقاله روزنامه های امروز /18 فروردین
دلیلی دست و پا کند.تجربه دهه های گذشته و بررسی برخی سوابق و اظهارات نشان می دهد که گروه دیگر از مخالفان لوزان کسانی هستند که در چرایی مخالفت خود کاملا با گروه اول تفاوت دارند اما علی الحساب در یک جبهه سینه می زنند. آنها برخلاف گروه پیش گفته عینک عقیدتی خاصی برچشم دارند که از پس این عینک برخلاف اکثریت ایرنی ها، همه انسانها و جوامع و دولت های جهان را سیاه یا سفید ، دشمن یا دوست و با ما یا برما می
سالروز قیام بزرگ مردی از خطه آذربایجان
به گزارش گروه فرهنگی رویکرد، شیخ محمد خیابانی، فرزند حاج عبدالحمید تاجر خامنه ای و بانو رقیه سلطان، در سال 1297 ق در شهرک خامنه واقع در ده کیلومتری شهرستان شبستر دیده به جهان گشود[1] تحصیلات مقدمات و ادبی را در زادگاهش گذراند. پدرش در شهر پتروفسکی (مخاچ قلعه، مخاچ کالا) پایتخت آن روز جمهوری داغستان، تجارتخانه داشت. در نوجوانی همراه پدر به پتروفسکی رفت و مدتی را در تجارتخانه او به
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
روزنامه های صبح امروز ایران در سرمقاله های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته اند که برخی از آنها در زیر می آید. کیهان: 5 هزار بزرگتر از 19هزار! 5 هزار بزرگتر از 19هزار! عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که ر آن می خوانید؛1- انتظار این بود- و هنوز هم هست- که مسئولان محترم در مقابل انتقادهای مستند کسانی که توافق لوزان را با منافع ملی کشورمان
حاج علی آهی: ان شاءالله اهل بیت(ع) دست من را در قیامت بگیرند
پدرم در مغازه اش نشسته بود و من دنبال کاری رفته بودم که پیرمردی به من خبر داد، پدرت مُرد. برگشتم و پیرمرد به من گفت: از پدرت پرسیدم که خدا با آدم گنه کار چه کار می کند؟ او جواب داد: خدا ارحم الراحمین است و بعد از گفتن این جمله مُرد. به همین سادگی. آدم در دم مرگ کلمه لا اله الا الله را بگوید خیلی مهم است و در روز قیامت (نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ) مردم را به امام شان فرامی خوانند
برای کدخدا همین یک میز مانده!
خون شهدا باشند، به دشمن خبیث، جلاد و دروغگو القاب عجیب و غریب نثار می کنند! من هر چند که می توانم بر مدار غم و غصه و طعنه و کنایه، از نتیجه مذاکرات کذا استقبال کنم و همین را که فرنگی مسلکان و خوش باوران غرب کاری با سهمیه دانشگاه علیرضا و آرمیتا ندارند، مایه بسی خوشبختی تلقی کنم اما بیشتر ترجیح می دهم شکیبا و توانا باشم و زخمی اگر هست بر چهره دشمن اصل کاری یعنی آمریکا بنشانم. آمریکا مطمئن باشد که در
مرا بکشید ولی چادرم را برندارید!
جعفریان همسر مرتضی حدود سه ساعت مقاومت کرد اما او نیز به شهادت رسید. وقتی ساواک طیبه را دستگیر و به دست هایش دستبند زده بودند، گفته بود: مرا بکشید ولی چادرم را برندارید. طیبه، ابراهیم و پسرشان محمدمهدی را پس از دو چند روز شکنجه از تبریز به کمیته تهران منتقل می کنند و یک ماه تمام آنها را زیر سخت ترین شکنجه ها قرار می دهند و سرانجام در سوم خرداد 56 زیر شکنجه به شهادت می رسند. روز سوم