"تنها در آغوش خدا"؛ روایتی متفاوت از شهید حسین امیدواری
سایر منابع:
سایر خبرها
آیین تکریم مادران و همسران شهدا و رونمایی از کتاب حواسم هست در باغ کتاب تهران برگزار می شود
به گزارش حیات به نقل از روابط عمومی انتشارات روایت فتح، این آئین با هدف پاسداشت مقام والای خانواده معظم شهدا و تجلیل از صبر و ایثار آنان ترتیب یافته است و در حاشیه آن از کتاب جدید این انتشارات با عنوان حواسم هست زندگینامه شهید مدافع حرم سجاد زبرجدی نیز رونمایی می شود. کتاب حواسم هست اثری تازه در حوزه ادبیات مقاومت است که با محوریت روایت های خانواده و دوستان شهید، لحظه های کمتر دیده شده از زندگی یک شهید خاص را به تصویر می کشد. این کتاب تلاش دارد لایه های انسانی، عاطفی و در عین حال استوار مادر، این نقش بی بدیل را برای نسل امروز بازخوانی کند. در این برنامه مردمی، از مادران و همسران شهدا به عنوان الگوهای ماندگار صبر و وفاداری تجلیل به عمل خواهد آمد. انتهای پیام/ حیات ...
مادر ادب خانم ام البنین سلام الله علیها/شعر شهادت خانم
... عرضه می داری قبولش کن برای نو کری مادری هرگز ندیدم بگذرد از طفل خود مثل تو نا مادری نه مادری پیدا نشد آن هم آن طفلی که چشمش قبله گاه انبیاست از همان میلاد دستش بوسه گاه مرتضاست چهره او والقمر چشمان او شمس و ضحاست گر بگویم لم یلدیولد شبیه او رواست دُر در آغوش صدف آری چو گوهر می شود دامن ام البنین عباس پرور می شود تو ندیدی کربلا از راه تو پا بر نداشت داغ لبهای خودش را بر دل دریا گذاشت علقمه یک مشک از عشق و وفا بر دوش داشت چون نگهبان جان خود را بر سر مشکش ...
بوسه بر گوشه چادر مادر شهید سجاد زبرجدی
آگاه : کتاب حواسم هست زندگی نامه داستانی شهید مدافع حرم سجاد زبرجدی سهراب به قلم شیرین زارع پور است که توسط انتشارات روایت فتح به بازار کتاب عرضه شده است. شهید سجاد زبرجدی سهراب اهل تهران و محله خانی آبادنو بود. از بسیجیان دهه هفتادی که حالا خلف شایسته ای برای رزمندگان دفاع مقدس شده اند. از جنس همان سربازان امام زمان (عج) که با شنیدن صوت هل من معین امام زمان شان خود را به قافله زینبیون می رسانند. سجاد زبرجدی حالا اما به مزارش معروف است، محال است یک بار بروی و آنجا خبری نباشد. آنچه بر سر مزار او در بهشت زهرا(س) (قطعه 50) به چشم می خورد، نمایشی خیره کننده از تنوع اعتقادی و اجتماعی مردم ...
مروری بر زندگینامه شهید احمد زارعی
با تمام وجود گوش به سخنان ایشان می سپرد. به همه توصیه میکرد: امام را تنها نگذارید. او به همراه فرمانده و جانشین مخابرات لشکر و چند تن از فرماندهان تیپ، برای شناسایی منطقه ی خرمشهر برای عملیات کربلای 4 رفته بود که بر اثر اصابت ترکش شهید شد. این حادثه در آذر ماه 1365 اتفاق افتاد. پیکر پاکش در گلزار شهدای کلاله به خاک سپرده شده است. وصیت نامه شهید احمد زارعی ای اهل ایمان سلاح جنگ بگیرید و آن گاه دسته دسته و به یک بار و معتقد برای جهاد بیرون روید حال آن که بدن های ما برای مردن آفریده شده. پس چه بهتر که این مرگ در راه خدا باشد، سید الشهداء شهادت را تولّد نو و اوّلین ...
خبرورزشی گردی| مظلومی گفت رحمتی آمده تو باید بروی/ تخته نرد؟ به خود مایلی کهن هم گفتم حلالش نمی کنم/ به ...
امیرحسین صادقی از جمله استقلالی های خوش مصاحبه است و بارها حرف های جنجالی او را در خبرورزشی خوانده اید. صادقی 11 آذر 1397 مصاحبه بلندی با ما انجام داد که خوان
داستان های هزار و یک شب / شب پنجم : سند باد شاه و باز شکاریِ او
دیگر باز بال به آن زد و آن را ریخت. شاه بر باز خشم گرفت و بار سوم پیاله را برداشت و پیش روی اسب نهاد، سوم بار باز با زدن بال آن را بریخت شاه گفت: ای شوم ترین پرنده خدا کورت کند، هم من هم خود و هم اسب را از نوشیدن آب محروم کردی. آنگاه با شمشیر ضربه ای حواله باز کرد که بر بال او خورد و پرنده سرش را بالا برده به اشاره به شاه حالی کرد که به بالای درخت بنگرد. شاه سربلند کرد و چشمش در بالای درخت به ماری افتاد که زهر از دهانش روان بود شاه از شکستن بال پرنده پشیمان شد. آنگاه از جا برخاست و سوار بر اسب با آهوی صید کرده رفت تا به جای نخستین رسید آهو را به آشپز داد و گفت: بگیر و آن را بریان کن. سپس بر تخت ...
زندگی نامه داستانی شهید باغانی برای نوجوانان منتشر شد
نبود و بدون این که به کمک آن ها برود؛ مثل عکاس های حرفه ای هربار با حالتی خاص از آن ها عکس می گرفت. ناصرالدین نفس نفس زنان آخرین زور خود را زد و هیکل سنگین حبیب را عین مجسمه ای بی جان از دل لجن بیرون آورد و خودش هم روی زمین افتاد. یک نقطۀ بدون لجن در سروصورت حبیب پیدا نمی شد؛ تنها وقتی پلک می زد، برای لحظه ای لجن ها از روی چشم های خسته اش کنار می رفت تا بتواند منظره روبه رو را ببیند. ناصرالدین هنوز از کار نجات حبیب فارغ نشده، متوجه شد آتش به بنزین بار وانت رسیده و ماشین را منفجر کرده و تکه های ماشین بر روی مجروح ها می ریزد و ناله شان به آسمان می رود. چشمش را به سمتشان طی کرد و دید که بعضی از آن ها توان حرکت ندارند و در آتش دست وپا می زنند. حبیب و ناصرالدین در کنار هم ایستاده بودند و به راهی برای نجات مجروح ها فکر می کردند. جعفر هم داشت از آن ها عکس می گرفت. بوی گوشت سوخته به مشام حبیب و ناصرالدین و جعفر می رسید. ...
برنامه ویژه نهاد کتابخانه ها برای ترویج آثار مورد تأکید امام خامنه ای
شده است. تب ناتمام زندگی نامه خانم شهلا منزوی، مادر شهید حسین دخانچی است؛ جانبازی که 17 سال تحت پرستاری مادر بود و نهایتاً در سال 1381 به شهادت رسید. نویسنده اثر زهرا حسینی مهرآبادی و ناشر آن انتشارات حماسه یاران است. همسفر آتش و برف رمانی مستند از زندگی سردار شهید سعید قهاری بر اساس روایت همسرش، فرحناز رسولی. این کتاب به قلم فرهاد خضری و از سوی انتشارات روایت فتح منتشر شده است. تقریظ رهبر معظم انقلاب اسلامی بر این سه کتاب، هم زمان با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) و هفته کتاب در آبان ماه 1404 منتشر شد. انتهای پیام/ 121 ...
مدافع فجر: منتظر اولین گل فصل جدیدم باشید
تیمی با جو مثبت و همدل بوده است. من چهار سال است اینجا هستم و همیشه چنین فضایی را دیده ام. در نهایت هم تصمیم کادر فنی محترم است و ما باید با حداکثر توان اجرا کنیم. * در واقع جذب مهران موسوی باعث شد ترکیب اصلی را از دست بدهی تا اینکه قبل از بازی با تراکتور، مهران سرما خورد و در فاصله چند ساعت تا شروع بازی، تو جایگزینش شدی و از همان فرصت برای تثبیت خودت استفاده کردی. بازی با تراکتور واقعا خاص بود. آقای مهران موسوی دچار سرماخوردگی بودند و نتوانستند بازی کنند، بنابراین من در ترکیب قرار گرفتم. تراکتور مدافع عنوان قهرمانی است و طبیعی بود که بازی سختی پیش رو داشته باشیم. خود ورزشگاه ...
داستان زندگی حاج علی مسیر زندگی خیلی ها را تغییر داد
جوان آنلاین: کتاب خانوم ماه نوشته ساجده تقی زاده، روایت زندگی خانم ناز علی نژاد همسر شهید شیرعلی سلطانی است که خواهر جانباز و شهید هم است. این کتاب فقط زندگی یک همسر شهید را روایت نمی کند، بلکه روایت زندگی زنی تأثیرگذار است که در تصمیمات همسر خود هم نقش مهمی داشت. داستان در سه فصل جداگانه و به صورت کوتاه، اما به هم پیوسته روایت می شود. فصل اول به دوران قبل از ازدواج خانوم ماه اختصاص دارد، فصل دوم به ازدواج و زندگی مشترک و فعالیت های همسرش در انقلاب و جنگ و فصل سوم به موضوعات پس از شهادت همسرش می پردازد. این کتاب درباره عشق، فداکاری و از خودگذشتگی، صبوری، تلاش و توکل یک زن و نقش او در خانواده ...
طنز دانشجویی | خنده دارترین سوتی ها و خاطرات بامزه دانشجویان قدیم تا امروز
به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، یه روز سر کلاس بودیم یه استاد حواس پرت داشتیم همش پای تخته بود اصلا بر نمیگشت کلاسو ببینه. فصل بهار بود، اردیبهشت ماه. یه دفعه از پشت شیشه کلاس چشم افتاد به درخت توت قرمز نزدیکه بوفه. سریع از کلاس رفتم بیرون چسبیدم به توتا وقتی سیر شدم به بچه ها هم اس ام اس دادم بیاین یکی یکی میومدن بیرون تا اینکه استاد بر عکس همیشه میبینه کلاس ساکته و برمیگرده چشمش به کلاس میوفته که فقط 5 تا از بچه ها مونده بودن اونجا. وای فکر کنید نصف بچه های کلاس بالای درخت بودن که استاد شخصا اومد بالای سرمون. هر کی از یه سوراخی در میرفت ملت از بالای درخت میپریدن پایین. از شانس ...
مصاحبه با آصف اکبری، از رزمندگان فاطمیون(قسمت دوم) وقتی گلوله آرپیجی جانم را نجات داد
. در دانشگاه دوست افغانستانی داشتم و رنج هایش را از نزدیک شنیده ام. شما فرمودید سال 93 رفتید سوریه برای دفاع از حرم و تا سال 96 مستقیماً درگیر جنگ بودید و تا سال 401 نیز آنجا ماندید. بعد برگشتید تهران و شهر ری سرخانه و زندگی تان. در این مدت، حاج خانم از چهار فرزند شما به تنهایی نگهداری می کرد. در دورانی که در سوریه می جنگیدید به خانواده سر می زدید؟ - اگر کار در آنجا خیلی سخت بود... مخصوصاً سال های آخر چون مسئولیت هم داشتم، و گردان دستم بود، هر 4 ماه 15 روز می آمدم به خانواده سر می زدم. حتماً همسرتان که الان اینجا کنار شما نشسته، دل نگران بوده و مدام می گفته نرو. بچه ها هم در آن ...
آئین دهمین سالگرد شهید مدافع حرم علیرضا قلی پور
رضوان الهی و حیات جاودانه یافتند. آنان زیباترین شکل مرگ را برگزیدند؛ مرگی که در آن زندگی جریان دارد. سپس حاج اکبر آرام با روایت های تاثیرگذار از رشادت و زندگی شهدا، فضای مجلس را معنوی تر کرد و حضور پیکر مطهر شهید گمنام، حال و هوای ویژه ای به محفل بخشید. در ادامه، مدیحه سرایی شورانگیز کربلایی جواد دهقانی همرزم شهید علیرضا قلی پور با مرثیه ها و نوحه هایی که از عمق دل برخاسته بود، حال و هوای مجلس را به اوج رساند و بار دیگر یاد روزهای مجاهدت رزمندگان را زنده کرد. علیرضا قلی پور اولین شهید مدافع حرم نیروی دریایی سپاه در ششم اردیبهشت سال 1364 در قیروکارزین فارس دیده به جهان گشود. وی در ششم آذر ماه 1394 در حلب سوریه به شهادت رسید و در اربعین حسینی بر روی دستان مردم شهید پرور تشیع و به خاک سپرده شد. انتهای خبر/ ...
فخری که هم حیات و هم خونش گریبان اسرائیل را گرفت
کرده بودیم، دانشمندان هسته ای یک به یک شهید نمی شدند و حتی شاید ترور حاج قاسم هم انجام نمی شد. فاطمه نورایی همکاراش میگن محسن فخری زاده تو اوج فشار کاری هم یه لحظه حسن اخلاقش رو از دست نمی داد؛ انگار مدیریت احساسات هم براش مثل مدیریت پروژه بود. خانم پاک نیت سالروز شهادت دانشمند بزرگ هسته ای مون هست، درسته تیر باند منفور جهان دانشمندمون رو زد، اما فخری زاده قابل قیاس با هیچ کس نیست. ما برای ایران خون هایی دادیم که جبران نمی شن. شادی روح شهید فخری زاده صلوات. میلاد بابایی وقتی در یه پروژه دقت سیستم باید بالا می رفت، محسن فخری زاده فقط سراغ تیم فیزیک نمی ...
سفر معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران به تبریز و حضور در نشست شورای ترویج فرهنگ ایثار و ...
قرآن را آوردم و او را بدرقه کردم. گفتم: من برای تو هم پدر بودم و هم مادر، ته دلم یه جوری است و، اما راضی ام به رضای خدا. این را که گفتم او رفت و مثل ماهی از دستانم لیز خورد و افتاد. هنوز چشمم به در بود که هفت روز بعد یعنی روز عید قربان خبر شهادتش را آوردند. گفتنی است در این کتاب خاطراتی از آخرین وداع شهدا با مادرانشان، از جمله شهیدان مهدی و محمد آذربایجانی، مرتضی افشار ونگینی، ولی امینی، داریوش عطاران رضایی، علی اصغر اصغری، محسن جوی، محسن مهردادی، حسین صفری، علی فلاح وردی، قاسم حسینی طایفه و دیگر شهدا آورده شده است. ...
نخواستم شرمندۀ مادرت بشی!
فاش نیوز - بسم رب الشهداء والصدیقین؛ سلمان احمدپوری از رزمندگان لشکر شهید آقا مهدی باکری(لشکر عاشورا) می گفت: تابستان سال 1365 بود. یک ماه از اولین اعزامم به جبهه می گذشت. متوجه شدم نامه ای برایم آمده، نامه را از تعاون گرفتم. به این فکر می کردم که نامه را به چه کسی بدهم برایم بخواند. پشت خاکریز ایستاده بودم که از دور رزمنده ای را دیدم. وقتی نزدیک تر آمد، با دیدن چهرۀ نورانی و لبخند زیبایی که بر لب داشت، به سویش رفتم؛ سلام برادر! من سواد ندارم. می شه این نامه رو برام بخونید؟ با مهربانی گفت چشم. نامه را باز کرد و شروع کرد به خواندن. نامه از طرف مادرم نوشته شده بود. سلام و ...
همسفر آتش و برف ، پشتوانه شهید قهاری در زندگی بود
...، خانوادگی و معنوی شهید سعید قهاری سعید را بشناسد، جنبه هایی که در بسیاری از روایت های رسمی کمتر دیده شده اند. همسفر آتش و برف رمانی مستند است که خاطرات و زندگی شهید سعید قهاری سعید را از زبان همسرش، فرحناز رسولی، در بیش از 25 سال زندگی مشترک روایت می کند. یکی از ویژگی های این اثر، استفاده از فناوری واقعیت افزوده است؛ خوانندگان می توانند با بارکد کتاب، تصاویر، فیلم ها و مصاحبه ها را روی تلفن همراه ببینند. این اثر به روایت فرحناز رسولی و به قلم فرهاد خضری در 352 صفحه، توسط انتشارات روایت فتح منتشر شده است. ...
فال حافظ امروز دوشنبه 10 آذر 1404 ؛خبرهای خوبی دارم
خواجه شیراز برای شما چه پیامی دارد. الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها به بوی نافه ای کاخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها تعبیر و تفسیر این غزل در فال حافظ شما دلی پاک داری و همواره نیت های تو خیرخواهانه هستند. افراد ریاکاری هستند که با سنگ اندازی مانع حرکت تو می شوند. از دو رنگی و ریاکاری اطرافیانت رنج می بری و در این فکر هستی که چگونه با افراد دورو و نیرنگ باز اطرافت رفتار کنی. درمان این افراد فقط به دست خدا ممکن است، پس به جای غصه خوردن سعی کن در انتخاب دوستان ...
پشیمانی مدافع رم از انتقال به فوتبال ایتالیا: دلتنگ لیورپول شده ام
این است که سالم باشم، سخت تمرین کنم و بازی های بیشتری انجام دهم. سال آینده داستان متفاوتی برای من خواهد بود. می خواهم موفق باشم، می خواهم عناوینی کسب کنم. فقط خدا می داند سال آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. سیمیکاس در سال پایانی حضور یورگن کلوپ به لیورپول پیوست و سپس یک فصل زیر نظر آرنه اشلوت بازی کرد، پیش از آنکه به رم تحت هدایت گاسپرینی بپیوندد؛ سه مربی با سبک های فوتبالی کاملاً متفاوت. اما سیمیکاس می گوید تلاش می کند از هرکدام چیز متفاوتی بیاموزد. او گفت: فکر می کنم [سبک فوتبال تیم] گاسپرینی مستقیم تر است. اسلوت روی جزئیات و برنامه ریزی برای بازی تمرکز بیشتری داشت، در حالی ...
آخرین بغل سه نفره
علی همیشه از سلاله می خواست که برای شهادتش دعا کند. خصوصاً وقتی کربلا یا مشهد می رفتیم به من و سلاله اصرار می کرد که برای شهادتم دعا کنید. به همین خاطر سلاله آمادگی ذهنی داشت ولی من اجازه ندادم کسی خبر شهادت علی را به او بدهد. گفتم خودم باید این خبر را بدهم. این یکی دو سال اخیر خیلی تصاویر زن و بچه هایی که در فلسطین شهید می شدند یا گرسنه می مانند را خیلی دیده بودیم. به سلاله گفتم: یک هواپیمای اسرائیلی به ایران آمده و می خواهد زن و بچه ها را اسیر کند. بابا و دوستانش دارند با آن ها می جنگند. تو دوست داری زن و بچه مردم به دست اسرائیلی ها اسیر شوند؟ گفت: نه اصلاً نمی خواهم. گفتم: دعا کن ...
درک مفهوم زیارت نقش تأثیرگذاری در تربیت نسل امروز دارد
رعایت آداب، طهارت، حضور قلب و معرفت، تجربه ای عمیق و تحول آفرین برای زائر ایجاد می کند و حتی حضور کوتاه در حرم امام رضا(ع)، می تواند اثرات روحی و معنوی گسترده ای داشته باشد. حجت الاسلام سرلک به معرفی کتاب های منتشر شده توسط انتشارات به نشر پرداخت و گفت: کتاب هایی مانند چشمه های بهشت که گزیده ای از عیون اخبار الرضا است، با گردآوری روایات و زندگی حضرت رضا (ع)، آموزه های زیارتی، اخلاقی و معنوی را به صورت خلاصه، کاربردی و همراه با تحلیل های پژوهشی ارائه می کنند. وی ادامه داد: این کتاب ها علاوه بر محتوای غنی، از نظر طراحی و گرافیک نیز مناسب و جذاب هستند و می توانند تجربه زیارت ...
من می شوم مدافع حرم، تو هم مدافع چادر مادرمان باش!
شد به من گفت: دخترم من به سوریه می روم و مدافع حرم می شوم تا دست هیچ نامردی به حرم بی بی حضرت زینب (س) نرسد. از تو می خواهم مدافع چادر مادرمان حضرت زهرا(س) باشی. دختر شهید مدافع حرم سرور هاشمی بیلن می کند: پدرم می گفت: دخترم حجاب برای زن مثل سلاح می ماند؛ باید بتوانی خوب از آن استفاده کنی. حالا من سعی می کنم با حفظ حجابم پدرم را خشنود سازم.
شوقِ اولین زیارت؛ روایت سفر عمره دانش آموزان به مکه + فیلم
...: وقتی گفتن اسمم انتخاب شده، برای چند لحظه خشکم زد... نمی تونستم باور کنم خدا این سعادت رو برای من نوشته. در میان صحبت ها، روایت یکی از بچه ها حال وهوای جمع را عوض کرد؛ با صدایی آرام گفت: یک ماه قبل پدرم اومده بود مکه. همون شب اول کنار کعبه دعا کرده بود که بچه هاش و نسلش هم زیارت قسمت شون بشه. خودش می گفت شاید سال ها طول بکشه... اما خدا خیلی زود جواب داد. وقتی فهمیدم منم انتخاب شدم، حس کردم نتیجه همون دعای بابامه. از حس و حالشان در مسجدالحرام که پرسیدیم، نگاه ها عمیق تر شد؛ هرکس انگار دوباره وارد صحن سفید مسجد شده باشد.یکی آرام گفت: وقتی پا گذاشتم تو مسجد، یه حس سبک شدن ...
شهید 17 ساله ای که مانند اربابش سر بریده شد
ایشان به ذوالفقار می فرماید: عزیز من! سر تو را خواهند برید همانطور که بر سر من در واقعه کربلا گذشت. اما دردی حس نخواهی کرد، چون فرشتگان از هر طرف تو را دربر خواهند گرفت . چندی بعد, خوابش تعبیر شد و همانگونه که در خواب دیده بود به دیدار مولایش امام حسین(علیه السلام) شتافت. نامه مادر شهید؛ روایت عزت و صبر در همان ایام, مادر ذوالفقار در تاب دوری از فرزندش نامه ای برایش می نویسد و در سخنانی سرتاسر شکوه و اقتدار می نویسد: فرزندم ذوالفقار..خدا تو را رو سفید بگرداند همینطور که مرا در مقابل زهرا(س) روسفید کردی...من روز قیامت با افتخار می ایستم در حالی که سر خونی تو را در بغل ...
ادای دین نویسنده ایرانی به رزمندگان تیپ فاطمیون
این باره گفت: ما سوژه کار نشده یا کمترکارشده کم نداریم؛ برای مثال همین لشکر فاطمیون که خدمت تان گفتم. چند داستان و رمان با موضوع آن ها در دفاع از حرم و جبهه مقاومت برای نوجوانان نوشته شده. من سراغ ندارم. اگر من نوجوان بودم دوست داشتم نویسندگان، تنبلی را کنار بگذارند و فقط از موضوع های دم دستی و زیادکارشده استفاده نکنند. گفتنی است، کتاب عکس یادگاری وسط معرکه به قلم علی مهر، رمانی نوجوان است که انتشارات خط مقدم آن را در 227 صفحه و بهای 390 هزار تومان منتشر کرده است. نویسنده : یزدفردا منبع خبر : خبرگزاری فردا ...
سفر معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران به تبریز و حضور در نشست شورای ترویج فرهنگ ایثار و ...
دِینش را ادا کند. (به نقل از شوهرخواهر شهید، مصطفی حیدرهایی) قدرت نماز می خواند و ما آرام اشک می ریختیم وضو گرفت نماز بخواند. مثل همیشه برای خودش آن شعر را می خواند. گفتم: خسته نشدی این قدر یک شعر رو خوندی؟ من که تا آخرش رو حفظ شدم. لبخندی زد. همان طور که می خواند به اتاق دیگری رفت. صدایش را می شنیدم: سوی دیار عاشقان! رو به خدا می رویم! به کربلا می رویم! مادر بلند شد که وسایل اتاق را جمع و جور کند، گفت: ولش کن مادر! قدرت با این شعر یاد جبهه می افته. فکر کنم تا آخر ماه رمضان بیشتر نمونه. می گه تا وقتی زنده ام نمی گذارم یک وجب خاک مون از دست بره! جلوی در اتاق قدرت ایستاد و با دست اشاره کرد که به طرفش بروم. آهسته در گوشم گفت: قدرت رو ببین چه نمازی می خونه! تا آخر نمازش ایستادیم. قدرت نماز می خواند و ما آرام اشک می ریختیم. (به نقل از خواهر شهید) انتهای متن/ ...
انگار مدتی است که احساس می کنم خاکستری تر از دو سه سالِ گذشته ام/ شعری پر از بغض از قیصر امین پور با ...
کدکنی با عنوان سنت و نوآوری در شعر معاصر دفاع کرد. این پایان نامه در سال 1383 و از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد. او در سال 1358، از جمله شاعرانی بود که در شکل گیری و استمرار فعالیت های واحد شعر حوزه هنری تا سال 1366 تأثیر گذار بود. وی طی این دوران مسئولیت صفحه شعرِ هفته نامه سروش را بر عهده داشت و اولین مجموعه شعر خود را در سال 1363 منتشر کرد. اولین مجموعه او در کوچه آفتاب دفتری از رباعی و دوبیتی بود و به دنبال آن تنفس صبح تعدادی از غزل ها و حدود بیست شعر نیمایی که بعضی به اشتباه این اشعار را سپید می پندارند را در بر می گرفت. این کتاب از سوی انتشارات حوزه هنری وابسته به سازمان ...
انجمن دوستداران کتاب مهر گنبدکاووس؛ تشکلی فعال در ترویج فرهنگ مطالعه
انتشارات اهل دل، مدیر انجمن دوستداران کتاب مهر گنبدکاووس و جانبازان دوران دفاع مقدس است. وی همچنین فرمانده پایگاه بسیج حضرت جوادالائمه (ع) گنبدکاووس و از راویان 8 سال دفاع مقدس است که پس از سال ها حضور در جبهه ها هم اکنون در جبهه فرهنگی مشغول به فعالیت بوده و می کوشد آثاری را قلمی و منتشر کند. تا به امروز از سید علی کریمیان آثاری چون محلمون بهاره شهیداش بی شماره به یاد شهید مهدی حدادی ، بانوی با صداقت به یاد شهیده طیبه صداقت ، اولین شهید زن انقلاب اسلامی گنبدکاووس، کبوتر عشق بر اساس زندگینامه شهید مدافع حرم جواد سنجه ونلی ، بی سیم چی دلاور به نام و یاد شهید کاظم صادق پور ملک میان از شهدای شهرستان گنبدکاووس، خداوند علم و شمشیر علی (ع) و شیخ جلال الدین آیت الله زاده (کنی) تألیف و روانه بازار نشر شده است. همچنین به همت همسر سید علی کریمیان، سال هاست که چراغی با عنوان کتاب فروشی پرستو در محله کم برخوردار سیدآباد گنبدکاووس روشن است. ...
تقویم نجومی امروز یکشنبه 9 آذر1404
الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ، وَکُنْتِ لِمَا امْتَحَنَکِ بِهِ صَابِرَهً، وَنَحْنُ لَکِ أَوْلِیَاءٌ مُصَدِّقُونَ، وَ لِکُلِّ مَا أَتیٰ بِهِ أَبُوکِ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ وَأَتیٰ بِهِ وَصِیُّهُ عَلَیْهِ السَّلامُ مُسَلِّمُونَ، وَنَحْنُ نَسْأَلُکَ اللّٰهُمَّ إِذْ کُنَّا مُصَدِّقِینَ لَهُمْ أَنْ تُلْحِقَنَا بِتَصْدِیقِنا بِالدَّرَجَهِ الْعَالِیَهِ، لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنا بِوَِلایَتِهِمْ عَلَیْهِمُ السَّلامُ. سلام بر تو ای آزموده شده، آزمودت آن که تو را آفرید پیش از آفریدنت در دنیا و در آن آزمون شکیبا بودی و ما دوستان و تصدیق کنندگان توییم و به همه ی آنچه پدر بزرگوارت (درود خدا بر او و خاندانش باد) و جانشینش (درود بر او) آوردند سر می سپاریم؛ خدایا! از تو می خواهیم ازآن رو که تصدیق کنندگان آن بزرگواران بودیم ما را به خاطر این باور به درجه ی والا برسانی تا خود را بشارت دهیم که به ولایت آنان پاک گشتیم (درود بر آنان). ...