سایر منابع:
سایر خبرها
پاسخ علیخانی به حواشی کمپین آزادی زندانیان/ ابراز همدردی ماه عسلی ها با بازماندگان دو حادثه مهم کشور
از حاضران در محل حادثه) گفت: روز 13 اردیبهشت ساعت 6 صبح کارم به پایان رسیده بود و مشغول جمع آوری وسایلم برای بازگشت به خانه بودم. عجله داشتم؛ به خصوص که فردای آن روز چهلمین روز درگذشت پدرم بود. اما در همان موقع، متوجه شدم که معدن ریزش کرده و به همین دلیل به داخل معدن رفتم و به اسیرشدگان کمک کردم. در ادامه برنامه همسر، پدر و برادر مجتبی (یکی که از جان باختگان حادثه ریزش معدن ) به استودیو
قهرمانان پلاسکو و معدن زمستان یورت در برنامه ماه عسل
ها از دست رفتند. احسان علیخانی نیز می گوید: گاز باید خارج شود بعد امداد آغاز شود. آنقدر سریع ادم ها تصمیم گرفتند که تجهیزات وجود داشت اما به دلیل سرعت تصمیم تجهیزات را برنداشتند. محمد ادامه می دهد: زمانی که به معدن رفتم 100 متر اول ریزش کرده بود. 25 نفر سمتِ تخریب بودند. 70 و 80 نفر در اول ریزش معدن گیر کرده بودند. گاز متان وجود داشت. در 100 متری دیدیم گاز زیاد است. چون سال
داستان شکنجه مردی که دو سال اسیر طالبان بود
به گزارش شهدای ایران ، روزنامه شهروند آورده است: 730 روز در سیاهی گذشت. در چاله ای زیر زمین. عمیق. بی هوا. بی نور، بی خوراک. باید ساعت ها و دقیقه ها و ثانیه هایی که رفیق در سیاهی اسیر طالبان بوده را بشمریم. اما چه کسی می تواند لحظه های 730 روز اسیری و ندیدن روز را تصور کند و چوب خط بکشد برای شان جز رفیق که هنوز بعد از بیست و چند سال زخم های کاری بر روی تنش مانده و هنوز وقتی شلوارش را بالا می زند
روزی که خانه ملت مشهد ایرانیان شد
. زمانی که خبر حوادث مجلس را شنیدم خودم را به محل حادثه رساندم. بسیار شلوغ بود نتوانستم پیدایش کنم. حتی جنازه ها را هم برده بودند. من هم هر چه بیمارستان بود گشتم اما خبری نشد. نه اسمش را در لیست زخمی ها دیدم و نه در لیست شهدا. تا اینکه ساعت 7 شب از معراج شهدا با من تماس گرفتند و خواستند تا خودم را به آنجا برسانم. رفتم علی آنجا بود اما شهید. شناسایی اش کردم. علی از خطه ایل خزل است از تبار مردان فاتح
به او وابسته شده بودم و متوجه چیزی نشدم - بعد از عقد با سمیرا تازه فهمیدم که چه بلایی سرم آمده!
به گزارش جام نیوز جوان 18 ساله ای که به اتهام فرار از صحنه تصادف دستگیر شده بود، در حالی که عنوان می کرد پدرم همیشه می گفت: مرد هیچ وقت گریه نمی کند چشمان پر از اشکش را به موزاییک های کف اتاق دوخت و به کارشناس اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد گفت: چند سال قبل پدرم را در یک حادثه تلخ از دست دادم. او به مصرف مشروبات الکلی اعتیاد داشت تا این که مدتی بعد به خاطر عوارض ناشی از مصرف مشروبات دچار
اخبار برتر ایران و جهان در 24 ساعت گذشته
العالم: ویدیوی حمل و آماده سازی موشک ها برای شلیک به داعش ایکنا: بیش از 3 هزار نفر در شب های قدر خون خود را اهدا کردند. واحد مرکزی خبر: کمک 60 میلیارد تومانی خیران در جشن های گلریزان تا امروز خبرنگاران جوان: کتک زدن دیپلمات های کره شمالی در فرودگاه جان اف کندی آمریکا شبکه خبر: هلاکت داماد ابوبکر البغدادی در حملات موشکی سپاه ایرنا: ابتلای 400 هزار نفر به سرطان در ایران حوزه نیوز: توسعه پروژه
روایتی کوتاه از زندگی شهید مدافع حرم محسن حیدری
شد، دست های محسن سوخته بود . گفتم: من و مرضیه منتظر شفاعت تو می مانیم. شب زیارت آقا ابا عبدالله(ع) است. تو را می برند کربلا. برای ما هم دعا کن. دو رکعت نماز خواندم و بعد هم زیارت عاشورا. خواستم که برای مرضیه دعا کند. گفتم و گفتم تا اینکه حس کردم سبک شدم . حرف های آخرین دیدار را یادآوری کردم. پشت در گفته بود که منتظر ما می ماند. حتی داخل آمبولانس به محسن گفتم که یادت باشد، من و تو با هم هستیم تا آخرش و از عمه سادات خواستم که به من صبر عنایت کنند .
زن جوان اسیر چهار شیطان صفت شد
مجله بویر نیوز- نیمه های شب بود که زن نیمه جان، وحشتزده خود را به مأموران پلیس رساند و از دو ماجرای هولناک واسارت دردام چند کفتار پرده برداشت: شبانه بعد از پایان کارم در تهران به میدان آزادی رفتم تا از آنجا به خانه ام در شهریار بروم. همان موقع راننده خودروی پرایدی جلوی پایم نگه داشت و از آنجا که یک مسافر داشت، ازشدت خستگی و به خاطر زود رسیدن اعتماد کردم و سوار شدم. اما بعد از طی مسافتی مسافرش
شهرام می خواست چشم بسته به انواع خواسته های پلیدش تن دهم! / با پیدا شدن بدن همایون در حمام راز میهمانی ...
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، من تنها فرزند خانواده و همیشه از زندگی تکراری، سکوت و تنهایی که درآن به سر می بردم، بسیارخسته شده بودم. سرانجام پس از چند ماه تلاش، هنگام گشت و گذار اینترنتی، در فضای چت روم با فردی آشنا شدم که خودش را جوانی 24 ساله به نام “شهرام” معرفی می کرد. او تصویری را برایم درفضای مجازی به نمایش گذاشته و ادعا می کرد که عکس خودش است. شهرام در پاییبن آن تصویر نوشته
ماجرای دیدار 26 مرداد 32 کاشانی با طیب حاج رضایی!
. البته دو نفر هم از طرف مقابل به شدت مضروب شده بودند و داشتند می مردند اما هیچ کدام از دو طرف علیه هم به جایی شکایت نکردند بلکه با هم آشتی کردند آن محل اعتیاد و قمار را بستند و دختران و پسران یک محل را نجات دادند. به همین خاطر اسم شما را بیژن گذاشتند چون دکتر بیژن جان پدر شما را نجات داد؟ بله، اسم من را بیژن گذاشتند و از روز اول تولدم نیز به من تکلیف کردند که باید دکتر شوم
عشق و ثروت
پیدا بود که خودش هم مانند من زیاد به این آشنایی اجباری علاقه ای ندارد، البته باید اعتراف کنم جوان جذاب و خوش قیافه ای بود، ولی حرفی برای گفتن نداشتیم تا اینکه من کتاب جیبی کوچکی را که گزینه اشعار سهراب سپهری بود از کیفم درآوردم و کیان گفت: من عاشق شعرهای سهرابم. و چند دقیقه بعد هر دو به یک کشف بزرگ رسیدیم، کیان هم مثل من عاشق شعر و ادبیات بود و اصلا به تجارت علاقه ای نداشت. همین باعث شد تا آخر شب
جزئیات زندگی بازیگر زن ایرانی +تصاویر
ضعف یا خستگی است، برای تقویت عضلات به باشگاه رفتم، اما آنجا هم روی تردمیل زمین می خوردم. الان می فهمم که دلیل مسائل بدنی گذشته ام اس بود. بعد از ام اس آب درمانی را ادامه دادم و کسانی را دیدم که باوجود سن بالا، حال شان خوب بود و خیلی به من انرژی دادند. کلاس های آب درمانی برایم خیلی خوب و جزء اتفاقاتی بود که جواب گرفتم. تصمیم دارم بعد از اینکه کمی سرم از کار خلوت شود، باز هم آب درمانی را شروع کنم.
با من از کویر بگو...
علی رضا نامی هست که خیلی درسش خوب است ولی متاسفانه بودجه کافی برای ادامه تحصیل ندارد. فردای آن روز، بلند شدم دیدم که دکتر در رختخوابش نیست و موتورگازی مان هم داخل حیاط نیست. شوهرم را بیدار کردم و گفتم دکتر کجا رفته؟ در همین بین، صدای موتور را شنیدیم که از درِ پشتی حیاط وارد شد. از دکتر پرسیدیم کجا بودی شما؟ گفت رفتم پیش مادر علی رضا و در مورد وضعیت درسی علی رضا پرسیدم. توان فرستادن او به سبزوار
ابهام در دلایل درگذشت دکتر شریعتی
/> “آن شب تا ساعت 11 همه دور هم نشسته بودیم و حرف می زدیم ولی دکتر ساکت و غمگین و گرفته بود و حرفی نمی زد. حدود نیمه شب، علی فکوهی و ناهید به خانه خودشان می روند و بانسرین قرار می گذارند که فردا صبح آماده باشند تا به اتفاق به بدرقه دوستشان بروند. دکتر هم به اتاق خوابی که، در طبقه پایین قرار داشته می رود که بخوابد. (این اتاق از یک طرف رو به جنگل بوده و پنجره اتاق به علت گرمای هوا باز بوده است) بعد از
اهدای یک هزار و 650 واحد خون توسط مردم هرمزگان در شب های قدر
به گزارش خبرنگار ایرنا، دکتر ایمان زارعی دوشنبه به خبرنگاران اظهار داشت: نیاز روزانه بیماران هرمزگان 120 تا 150 واحد خون است که میزان خون اهدایی مردم استان در شب های قدر امسال در مقایسه با لیالی قدر پارسال چهار درصد رشد داشته است. وی ادامه داد: در ماه مبارک رمضان، پایگاه های انتقال خون در شهرستان های بندرعباس، بندرلنگه، میناب و قشم در2 نوبت صبح و عصر آماده خون گیری از شهروندان است.
زنم را کشتم و بعد از آن سراغ گروگانگیری های مسلحانه رفتم!
! بعد از تلفن های مشکوک، وقتی زنم را تعقیب کردم دیدم او به محل کارش نرفت / با واقعیت تلخی روبرو شدم! زن تهرانی که مورد آزار قرار گرفته بود: کاش مرا کشته بودند اما! 7 روز از عقدم نگذشته بود که شوهرم از قرار من و محسن در آن روز باخبر شد! راز قرار ملاقات کثیف مرد جوان با همسر باجناقش لو رفت! عکس از شب اول عروسی خواسته های شوهرم آزار دهنده بود و من تحملش را نداشتم!
ضرورت تامین ذخایر خونی پایگاه انتقال خون لارستان
به گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از شیراز ؛ روابط عمومی پایگاه انتقال خون لارستان اعلام کرد: مردم روستای فیشور لارستان با مراجعه به پایگاه سیار انتقال خون لارستان در این روستا، 14 هزار سی سی خون خود را برای کمک به بیمارن نیازمند اهدا کردند. پایگاه انتقال خون لارستان از همه همشهریان درخواست کرد: با حضور در مراکز اهدای خون٬ صبح ها از ساعت 9: 30 لغایت 12: 30 در شهر قدیم و شب
تلاش دشمنان علی (ع) بر روی تاریخ اثر نداشته است
) نقل می کند: در زمان رسول خدا(ص) جزئی از ایشان محسوب می شدم. مردم هم چنانکه در افق آسمان به ستارگان نگاه می کنند به من نگاه می کردند. سپس روزگار از من چشم پوشاند و مرا هم سنگ این و آن قرار داد و بعد از آن نیز هم ردیف پنج نفر دیگر در شورا قرار داد که بالاترینشان عثمان بود. گفتم عجب بد شد، روزگار به این هم بسنده نکرد تا این که مرا تنزّل داد و قرین افرادی چون معاویه و عمرو عاص قرار داد. در
مردم “ارد” بیش از 22 هزار سی سی خون اهدا کردند
مردم “ارد” برای نجات جان بیماران، در شب بیست و چهارم ماه مبارک رمضان با حضور در حسینیه بنت الزهراء ( س ) این روستا خون اهداء کردند. به گزارش میلاد لارستان؛ دراین برنامه که توسط پایگاه انتقال خون لارستان و باهمکاری و هماهنگی دکتر نصری معاون بهداشتی دانشکده علوم پزشکی لارستان، بخشدار روستا و همراهی و همدلی دهیاری روستا اجرایی شد و تا نیمه شب 29 خرداد ماه ادامه داشت 65 نفر پذیرش و 50 نفر
بیش از 3 هزار نفر در شب های قدر خون خود را اهدا کردند
اهدا کنندگان بار اولی خون گیری نشد عنوان کرد: از این اهدا کنندگان تنها نمونه کوچکی خون از آنان دریافت شد در صورتی که آزمایش های آنان منفی باشد می توانند سه ماه بعد خون اهدا کند اما این افراد بعضا به جای خون پلاسما اهدا کردند. وی یادآور شد: به علت اینکه امسال از اهداکنندگان بار اول خون گیری نشد، نسبت به شب های قدر سال گذشته حدود 10 درصد افت آمار خون گیری وجود دارد.
گفت وگو با حامل نامه آیت الله کاشانی به مصدق
بهارستان تظاهرات کردیم و سربازها به طرف خیابان اکباتان تیراندازی کردند. من داشتم به طرف خیابان اکباتان می رفتم که دیدم کسی با خون خودش روی دیوار نوشته یا مرگ یا مصدق و داشتم تماشا می کردم که راننده یک تاکسی نگه داشت و مرا گرفت و داخل ماشین کشید و گفت: جوان! به مادرت رحم کن. و مرا از آن معرکه، بیرون آورد. اصلاً نفهمیدم چه کسی بود و از کجا آمد، وگرنه ممکن بود در آنجا کشته بشوم. به هرحال اعلامیه جبهه به
نذر خون بیش از 2 هزار اصفهانی در شب های قدر
مجید زینعلی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا، اظهار کرد: در شب های پر فیض قدر بیش از دو هزار و 500 نفر از مردم نو دوست و ایثارگر استان اصفهان جهت نذر خون به مراکز انتقال خون سراسر استان مراجعه که از این تعداد دو هزار نفر موفق به اهدا خون شدند. وی افزود: بیش از پنج هزار واحد انواع فرآورده های سلولی و پلاسمایی از خون اهدایی در شب های قدر تولید و ذخیره شد، که به تدریج در اختیار مراکز درمانی
تاییدیه بانک مرکزی بر ناکامی بسته خروج از رکود/ متولیان برجام در مقابل نقض آن کاری نمی کنند!؟
به گزارش شیرازه ، روزنامه ها در لابه لای گزارش ها و سرمقاله ها، قسمتی از صفحات خود را به اخبار روزهای گذشته یا اخبار ویژه اختصاص می دهند که در ادامه به آنها اشاره می کنیم. اخبار سیاسی کیهان آمریکا را بزک کردند و تحریم هایش را سانسور! روزنامه های حامی دولت، هیچ یک درباره تحریم های جدید کاخ سفید علیه ملت ایران تیتری نزدند و صفحه اولشان در برابر این ظلم
پای مصنوعی ام ترکید و ترکش هایش به شکمم خورد!
با این همه سر وصدایی که در میدان مین رخ داد، دشمن کر و کور شده بود و واقعا امدادهای غیبی به دادمان رسید. برای نجات خودتان تلاشی نکردید؟ وقتی دیدم پوست پایم را نمی توانم بکنم، از جا بلند شدم و شست پایم را گرفتم و تا کردم و آوردم بیخ رانم و تلاش کردم یک پا یک پا برگردم عقب. اما چیزی که بود سه قدم بیشتر نمی توانستم بروم و بعد به شدت زمین می خوردم. از طرف دیگر ترکشی هم که به گلویم
فرزند شهیدم ثمره قرآن و نان حلال دست های آبله بسته ام بود
را عمل می کنیم، بعد از 40 روز خانم دکتر از آمریکا آمد و بدن پدرم را گچ گرفت. قلب شکسته پدر و اجابت ضامن آهو در خواب قبل از اینکه من و مادرم به مشهد بیاییم، در زمانی ک پدرم دو ماه تنها در بیمارستان بود، وقتی هم اتاقی های پدرم ملاقاتی زیادی داشتند، یک نفر به پدرم می گوید شما غریبه هستید که کسی به دیدار شما نمی آید، در همین حال قلب پدرم می شکند، شب امام رضا(ع) در خواب به او می
7 روز از عقدم نگذشته بود که شوهرم از قرار من و محسن در آن روز باخبر شد!
جوانی بود که 23 دی سال 91 در یک نزاع دوستش را در ملارد کرج به قتل رسانده بود. رادیو سهام 110 از شب اول عروسی خواسته های شوهرم آزار دهنده بود و من تحملش را نداشتم! زن تهرانی که مورد آزار قرار گرفته بود: کاش مرا کشته بودند اما! راز قرار ملاقات کثیف مرد جوان با همسر باجناقش لو رفت! + عکس دختر 19 ساله گفت مسبب رفتارهای کثیف من پدر و مادر کثیف تر از خودم بود! بعد از تلفن های مشکوک، وقتی زنم را تعقیب کردم دیدم او به محل کارش نرفت / با واقعیت تلخی روبرو شدم! ...
دختر 19 ساله گفت مسبب رفتارهای کثیف من پدر و مادر کثیف تر از خودم بود!
قرار ملاقات کثیف مرد جوان با همسر باجناقش لو رفت! + عکس بعد از تلفن های مشکوک، وقتی زنم را تعقیب کردم دیدم او به محل کارش نرفت / با واقعیت تلخی روبرو شدم! 7 روز از عقدم نگذشته بود که شوهرم از قرار من و محسن در آن روز باخبر شد!
زن تهرانی که مورد آزار قرار گرفته بود: کاش مرا کشته بودند اما!
ملاقات کثیف مرد جوان با همسر باجناقش لو رفت! + عکس دختر 19 ساله گفت مسبب رفتارهای کثیف من پدر و مادر کثیف تر از خودم بود! بعد از تلفن های مشکوک، وقتی زنم را تعقیب کردم دیدم او به محل کارش نرفت / با واقعیت تلخی روبرو شدم! 7 روز از عقدم نگذشته بود که شوهرم از قرار من و محسن در آن روز باخبر شد!
راز قرار ملاقات کثیف مرد جوان با همسر باجناقش لو رفت! + عکس
! دختر 19 ساله گفت مسبب رفتارهای کثیف من پدر و مادر کثیف تر از خودم بود! بعد از تلفن های مشکوک، وقتی زنم را تعقیب کردم دیدم او به محل کارش نرفت / با واقعیت تلخی روبرو شدم! 7 روز از عقدم نگذشته بود که شوهرم از قرار من و محسن در آن روز باخبر شد!
دشواری های ورود هنرمندان به حوزه دین
به میدان بیایند. تئاتر دینی و غیردینی او درباره نگارش ایلیا می گوید: هنگام نوشتن بخش اعظم نمایشنامه در حرم امام رضا(ع) بودم و برای کامل کردن کار به مشهد رفتم. موضوع نمایشنامه هم همان روایت معروف است که امیر مومنان(ع) حتی راضی نمی شد و اجازه نمی داد خلخال از پای زن یهودی باز شود. درباره این داستان و همچنین جنگ خیبر و اتفاق هایی که در آن مکان افتاد تحقیق کردم و ایلیا را با