سایر منابع:
سایر خبرها
آیا بهشت زیر پای مادرانی که بچه هایشان را کنار خیابان می گذارند هم هست؟
این مسئله که مادر در هر جامعه ای ستون خانواده است و اگر نباشد خانواده ای وجود ندارد، اشاره شده باشد . بازیگر گاهی به پشت سرت نگاه کن خاطرنشان کرد: باید دید آیا مادران نسل جدید می توانند ستون یک خانه باشند و خانواده تشکیل دهند، این ها همه دغدغه هایی است که باید در این نوع جشنواره های تخصصی به آنها پرداخته شود و توجه داشته باشیم که اگر از بخش شعارگونه بیرون آییم می توانیم با ایده و افکار جدید تکانی
شهرام قائدی یک پدر پر مشغله
ماشین می نشستم و موسیقی که دوست داشتم، گوش می دادم یا مثلا وقتی در ترافیک اتوبان ها هستم و می بینم که بچه ای از صندلی عقب خم شده و دور گردن پدرش دست انداخته، یاد پدرم می افتم که هیچ وقت اجازه نمی داد من این کار را انجام بدهم. شاید به نظر شما نکته های خیلی ساده و ریزی باشد اما همین مسایل باعث شده که در ارتباط خودم با سارینا دقت کنم. گاهی پیش آمده که موسیقی که سارینا گوش می دهد، باب میل
چه کسی به داد مردم سیل زده رسید!
/> *بیمه حوادث دل روستاییان را شاد کرد با اعلام این خبر در روستا اهالی از اقدام این دهیار بسیار خرسند می شوند و پس از یک واقعه سخت و جانگداز روحی دوباره به روستا بخشیده می شود. عباس نجفی از اهالی روستای سیجان نیز از خسارت دیدگان این سیل است. او می گوید اهالی روستا همه از این واقعه ناراحت بودند. غم از دست دادن عزیزان، خسارت خانه ها، خسارت روستا و ... همه را در شوک فرو برده
بابک جهانبخش، یک استقلالی 4 آتیشه
دو خیلی فرق دارند. من حرف دلم را می زنم و مردم چیزی که از دل بیاید را دوست خواهندداشت. ترانه برف چطور برف شد؟ روزی برفی پشت شیشه خانه ایستاده بودم و همینطور داشتم به حرکت برف ها نگاه می کردم. نوشتم که برف برف برف می باره قلب من امشب بی قراره و بعدا این شعر را تا یک جا پیش بردم و هرچه سعی می کردم ترانه را ادامه دهم برایم مشکل تر می شد. به خاطر همین با یکی دوتا از
904 اثر به یازدهمین جشنواره ملی داستان رضوی کبوتر حرم رسید
به اینکه جشنواره ملی داستان رضوی کبوتر حرم در سه بخش داستان بلند، داستان کوتاه، داستان کوتاه کوتاه برگزار می شود، اظهار داشت: این جشنواره در سه گروه سنی نوجوان (12 تا 18 سال)، جوان (18 تا 30 سال) و بزرگسال (30 سال به بالا) برگزار خواهد شد . سوقندی با اشاره به اینکه کلیه آثار باید در نرم افزار word ، قلم nazanin فونت 14 ارسال شوند، اضافه کرد: شرکت کنندگان باید به همراه آثار یک قطعه عکس
امتناع و کبر ورزی ابلیس در سجده بر آدم
یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ ... 1 کسی که از پیامبر اطاعت کند محققاً از خدا اطاعت کرده است. إِنَّ الَّذِینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ ... 2 بی تردید کسانی که با تو بیعت میکنند جز این نیست که با خدا بیعت می نمایند. پس در حقیقت با قبله بودن آدم حضرت حق عبادت شده، و در این زمینه نهایت تکریم و احترام و تواضع و فروتنی از جانب فرشتگان به پیشگاه خلیفة الله عرضه شده است.
تعلیق برخی تحریم ها طی ده سال و بعد از انجام تعهدات ایران / در دراز مدت از منظر فنی و علمی هیچ دستاورد ...
انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام را با دست های خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهان خواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند، ولی در همان حدی که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها، نه یک ایران با هویت ایرانی اسلامی ، بلکه ایرانی که شناسنامه اش را امریکا و
بازخوانی تجربه برخوردعزتمندانه درمیکونوس / فابیوس بایدآخر صف بایستد
نظام فرمودند: یک روزی یکی از دولتهای اروپائی نسبت به جمهوری اسلامی اظهار علاقه و ارتباط و اینها می کرد؛ همان دولت سر قضیه ی قهوه خانه ی میکونوس دادگاه تشکیل داد، مسئولین درجه ی یک کشور را در آن دادگاه متهم کرد! دولتهای اروپائی با آنها همدست شدند، همه شان سفرای خود را از تهران فراخوانی کردند؛ اینها که یادمان نرفته. خواستند سیلی بزنند، البته سیلی سخت تری خوردند. از همین حسینیه آنچنان سیلیای خوردند که
خوشبختی با نامزد خسیس ممکن است؟
خشکند، در زمینه ابراز احساسات هم دست و دلباز نبوده و در محبت کردن هم صرفه جویی می کنند. - اگر دیدید نامزدتان زیادی حساب و کتاب می کند و وقت زیادی را به این کار اختصاص می دهد، می توانید با حساسیت بیشتری رفتار هایش را درمورد مسائل مالی دنبال کنید چون شاید خسیس باشد. حرف آخر. . . از مجموع آنچه گفته شد چنین برمی آید که زندگی با فرد خسیس زندگی شاد و آرامی نیست. شاید
فرار پرماجرای مردان حلبی از دست داعش
گرفتم، در صربستان بود. دو دوست نزدیک به سی ساعت در مقدونیه راه رفته بودند تا اینکه به ایستگاه قطاری که به سوی شمال و بلگراد می رفت رسیدند. گروه نمی توانستند شادیشان را کنترل کنند. دو دوره گرد در ایستگاه در حال نواختن آکاردئون و تنبک بودند. پناهجویان دست در دست هم حلقه زدند و شروع به رقصیدن کردند. یکی از معدود لحظات شاد در سفر اودیسه واری که هنوز به انتهایش راه زیادی مانده بود و نتیجه اش مبهم.
در شیراز کتابی با موضوع یازده سپتامبر نوشته می شود/ درباره مرگ مشکوک سرنا شیم و برج های دوقلو رمان می ...
، پرواز ناتمام، مرد خاکستری، هدیه تولد بابا، مجموعه هشت جلدی آثار سرداران شهید استان فارس به رشته تحریر درآورده است و نویسنده داستان هایی با موضوع دفاع مقدس با عنوان تاکسی، هدیه تولد بابا و باران خاکستری می باشد. همچنین رمان سمفونی آتش، امین الله: برداشت آزاد از زندگینامه شهید حمیدرضا ابوالاحراری، پوتین عراقی: برداشت آزاد از زندگی نامه شهید عباسعلی خادمی، آدمخوار، رمان هفت و سیزده دقیقه با موضوع
کرامات حاج محمدصادق تخت فولادی،استادمرحوم نخودکی
برم. حضرتِ بابا می پذیرد. از اصفهان لباسِ احرام تهیه می کند و حضرتِ محمد صادق ایشان را بر پشت می گیرد و به عزمِ سفرِ خانه ی خدا راه می افتند. وقتی که به شاه رضا که 14 فرسنگ با اصفهان فاصله دارد می رسند، حضرت بابا می فرماید: عمر من به پایان رسیده است. امشب من خرقه تُهی خواهم کرد. مرا غسل دهید و با این لباس احرام مرا کفن و دفن کنید سه شبانه روز بر قبر من بیتوته و قرآن تلاوت کنید و بعد برگردید.
چند لحظه از زندگی
/> سلام،بفرمایید این هم دهمیش! فروشنده با لبخندی معنا دار کیک را گرفت و در قفسه نهاد،با ماشین حساب اعدادی را محاسبه کرد و گفت: خب،خانم کوچولو حساب شما صاف شد، درست به اندازه قیمت این دستکش! مریم از خوشحالی در پوستش نمیگنجید،دستکش را گرفت و با پول ورقه امتحانی یک ورق کاغذ کادو خرید و به مدرسه رفت. ظهر شده بود، مریم به خانه بازگشت . کنار مادرش رفت، کادو را از کیفش بیرون آورد و به
سلفی جالب آیت الله هاشمی/ فرصت طلایی ابطحی/ پست عجیب کوچک زاده
پس از انتخابات ریاست جمهوری. صفحه منتسب به آیت الله هاشمی رفسنجانی با انتشار عکس دسته جمعی وی با اعضای انجمن اسلامی فارغ التحصیلان فیلیپین از حضور آیت الله هاشمی در جمع آنها خبر داد. آیت الله هاشمی رفسنجان در دیدار جمعی از اعضای انجمن اسلامی فارغ التحصیلان فیلیپین محمود احمدی نژاد در سفری که به چهارمحال و بختیاری برای بزرگداشت شهدای شهرکرد داشت، در جمع مردم سخنرانی
مودب سرش را از پنجره بیرون برده!
شعرهای بلند بنویسد.اوج گرفتن خیال برای او، درست مثل بلند شدن هواپیما است. باید در باند کلماتش سرعت بگیرد و به یکباره با تکان هایی هرچند اندک بلند شود. اومی تواند آنقدر اوج بگیرد که مخاطب را در اوج لذت بترساند. مودب آنقدر اوج می گیرد که جهان برایش کوچک می شود و حالا وقت آن است از همه چیز بگوید. به شعر زیر توجه کنید: اعترافات تکان دهنده می توانستیم در صف های نان
مطهری:با صادقیان حرف هم نمی زدم اما او عوض شده
می کند اما به چالش کشیدن یک موضوع و یک مجموعه خیلی متفاوت است... من خیلی ناراحت می شوم. باشگاه وقتی می گفت چرا حرف زدی من به باشگاه اعلام می کردم حرف من حرف دل بچه هاست و حتی در میان بچه ها وقتی این موضوع را مطرح می کردم همه آنها تایید می کردند. و بعد که خبر می رسید جریمه می شدید آن وقت شما از علیرضا دفاع می کردید؟ آن وقت بچه ها وساطت می کردند. حتی خود علیرضا منصوریان هم در این
" کونیکو یامامورا" مادر ژاپنی شهید بابایی +عکس
بالای خانه پنهان کرده بودم. اما وقتی ماموران ساواک به خانه مان وارد شدند و وسایل را جست و جو کردند به لطف خدا سمت آن کمد که در طبقه بالا بود نرفتند و به این ترتیب اصلا نتواستند رساله و اعلامیه ها را پیدا کنند. به استقبال امام در بهشت زهرا(س) رفتیم اما دیر رسیدیم روزی که امام خمینی (ره) به ایران برگشتند شما هم به استقبال ایشان رفته بودید؟ بله. روز بیست و دوم بهمن 57
دفاع جانانه عسگراولادی از قرارداد شوم با چینی ها/ یادداشت فابیوس برای سفر به تهران/ از ناطق گذشت مراقب ...
ناراحتی موگرینی مراتب تجدید احترام و دعوت به شام ایرانی انجام شود. ماجرا از این قرار بود که در یکی از دورهای مذاکره درباره تحریم تسلیحاتی بحثی بین فیلیپ هاموند و جواد ظریف درمی گیرد که موگرینی در ادامه آن می گوید با این شرایط امکان دستیابی به توافق وجود ندارد و باید به خانه هایمان بازگردیم. جواد ظریف در پاسخ به این جمله می گوید هیچ وقت یک ایرانی را تهدید نکنید. این جمله اما به سرعت بین رسانه ها پخش و
قزوه: دیدیم کسانی که با امریکا قهوه خوردند چه برسرشان آمد
دُور حوضِ خانه ما پوکه های گلوله گُل داده است پوکه های گلوله را آری ، پدر از آسمان فرستاده است عید آن سال هر چه گلدان بود گل نداد و گلوله باران شد پدرم رفت و بعد هشت بهار پوکه های گلوله ، گلدان شد... از لابه لای خاک، مروارید پیدا شد محسن عرب خالقی هم به یاد شهدای غواص شعری با این مضمون سرود: تا آفتاب عاشقی تابید پیدا شد یک
مشروح سخنرانی سید حسن نصرالله
، قدرتمندتر و با اراده قویتر خواهد شد و برچسب ها: نصرالله ، مقاومت ، معادلات بازدارندگی ، دبیرکل حزب الله لبنان بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی گزارش خطا X Share Telegram Google Plus Linkdin Cloob Facenama عضویت در خبرنامه نظرات بینندگان نام: ایمیل:
گاهی خوب، گاهی بد
بین ببرند. مصداق بارز خنجر از پشت زدن که دیدنش توی بازی و البته انجام دادنش ممکن است باعث شود دیگر بی عدالتی های زندگی، آنقدرها هم بد به نظر نیاید. نکته منفی دوم یاد می گیریم بی تفاوت باشیم بیشتر کاربرها ترجیح می دهند وقتی بازی می کنند هدفن های بزرگ روی گوش شان بگذارند. دلیلش هم این است که دوست دارند وقتی بازی می کنند، صدای بازی را بلند گوش کنند. صدای بازی هم که
پاسبان های مست و شعار مرگ بر شاه
؛ خانه ما جنب مسجد حسینیه میرزاده خانم بود؛ پدرم گفت: چرا نشسته اید بروید ببینید این ها کی هستند که این طوری شعار می دهند؟؟ با محمد از خانه بیرون آمدیم و به سمت مسیر صدا دویدیم؛ به سه راه شاهپور که رسیدیم دیدیم حدود بیست پاسبان پشت ماشین ریو ایستاده اند و دم به دم جاوید شاه می گویند و از سه راه به طرف دروازه مشکین می روند. دست بعضی از آن ها بطری مشروب هم دیده می شد؛ چند نفر
دربیکی: یک نفس تازه نوید بخش یک نفس تازه در حوزه نشر است
: آثار بزرگان این کشور مورد اقبال قرار نمی گیرد اما شاهدیم که کتابی با محتوایی کم ارزش با تیراژ بالا به چاپ بیست و پنجم هم می رسد. شاید باور نکنید اما در دوره ای قرار بود که قصه های مجید توسط آموزش و پرورش خریداری شود اما آن هم به بهانه بدآموزی برخی از داستانهای آن ملقا شد! فاطمه دانشور: تا وقتی حال فرهنگ بد باشد حال فرزندان شهر هم بد است از دیگر سخنرانان این مراسم، خانم
حضرت آقا به روح الله گفته بود دانه بلند مازندران!
باری هم که از من خداحافظی کرد شهادت را در چهره اش دیدم. می خواست خداحافظی کند سرم را بوسید. قدش بلند بود خم شد صورتش را بوسیدم. گفتم خدایا پسرم را به تو سپردم. در را باز کردم وقتی که رفت هر 10 متر برمی گشت و خداحافظی می کرد. به خواهرش گفتم پشت سر برادرت آب بریز. اما روح الله رفت و دیگر بازنگشت. نحوه شهادتش چگونه بود و شما چطور از شهادت پسرتان باخبر شدید؟ به گفته همرزمانش، روح
آچار فرانسه پدر موشکی ایران
آباد رفتیم. در سال های جنگ تحمیلی، محمد سلگی به جبهه می رفت و گاهی از جبهه که می آمد به خانه ما هم سر می زد. 15 سالم بود که جنگ تمام شده بود. فکر می کنم اوایل سال 68 بود که به پدرم موضوع خواستگاری از من را مطرح کرد. اول پدر من قبول نکرد. محمد به پدرم می گفت: دایی! اگر قبول نکنی و من را بیرون کنی، از پشت بام خودم را به حیاط می اندازم و آنقدر التماس می کنم تا قبول کنی. یکبار هم پدرم بیرونش کرده بود از
وضعیت روستای سیجان پس از سیل +تصاویر
شده است همانطور که آدمی به خانه نیاز دارد رود هم به خانه نیاز دارد و نباید به حریم خانه رود تجاوز کرد. محراب رجبی در ادامه می گوید: فصل بهار زمین خشک نیست و قدرت نفوذ پذیری آب بالا است ولی در تابستان که زمین خشک است و قدرت نفوذ آب کمتر می شود با بارش های پراکنده هم سیل به وجود می آید. وی به برخی غفلت های مسئولان امر اشاره می کند و می گوید: یکی از مقامات بلند پایه سازمان
امام علی (ع) می فرماید: راجع به قضا و قدر اصلاً فکر نکن
جهان را از ازل تا ابد خلق کرده است. پروردگار عالم حکیم است. ذره ای بی جا کار نمی کند. پروردگار عالم رئوف و رحیم است. اول چیزی که در قرآن آمده بسم الله الرحمن الرحیم است. صد و چهارده مرتبه هم تکرار شده است. اگر غیر از اینکه هست، بهتری باشد، یا خدا عالم نیست و خدا نیست یا قدرت بهتر ندارد و خدا نیست یا العیاذبالله حکمت ندارد و خدا نیست و حکیم نیست یا رأفت و رحمت ندارد و خدایی که رحمت نداشته
سفره های خالی، کوچه های بن بست
تنگ بوده. خودش هم در آن خانه مستأجر است. یک اتاق را خودش و پسرش و نوه اش برداشته اند، یک اتاق دیگر را هم داده اند به فاطمه که کمکی باشد برای آنها. چشم امیدش به همین چندرغاز اجاره زیرزمین است. بانو چیزی نمی گوید، اما خود فاطمه می فهمد. فاطمه اسباب زیادی ندارد. اما همان را هم نمی شود که کول کند و بنشیند وسط خیابان. یکی از مغازه دارها محض رضای خدا، اجازه می دهد فاطمه چیزهایش را روی پشت بام
درخت سیب و آنچه کشاورزان باید بدانند
محصول قابل توجه درهرسال کمک می کند. افات کرم سیب: حشره کامل شب پره ای است که با بالهای جلویی به شکل ذوزنقه و به رنگ خاکستری است روی بالهای جلویی سه نوار موج دار به رنگ قهوه ای دیده می شود.در انتهای بالهای جلویی یک لکه درشت قهوه ای رنگ وجود دارد که اطراف این لکه قهوه ای یک هاله طلایی دیده می شود.اطراف بالهای عقبی پر از ریشک می باشد این آفت در همه جا حضور داردمیزبان
داستان سیل ماتم در یک کوچه تهران
مغموم هم محله ای ها و مغازه هایی که چند روزی است دکور پشت شیشه هایشان، عکس اعلامیه رفقایش شده. او و محمد همسایه روبه رویی شان، از بچگی با هم دوست بودند و آن روز یکشنبه تصمیم گرفتند روز تعطیلشان را در خانه نمانند. حالا اشک پشت اشک است و بغض پشت بغض. ما هفت نفر بودیم. همه مون از صبح می رفتیم سر کار، شب می اومدیم. گفتیم بریم یه جایی، دیگه از این تعطیلی ها به ما نمی خوره. کاش پامون می شکست