سایر منابع:
سایر خبرها
ایوبی:کاش فیلم درویش را دوست نداشتم
ادامه مراسم به دعوت کامران ملکی که اجرای برنامه را برعهده داشت رئیس سازمان سینمایی حجت الله ایوبی به روی صحنه آمد تا در مورد داوودنژاد صحبت کند. ایوبی طی سخنانی با اشاره به فضای غم انگیز جشن خانه سینما که به دلیل اکران نشدن فیلم احمدرضا درویش است گفت: خیلی خوشحالم که جشن خانه سینما در این روزها با این شکوه برگزار می شود. این کاش عشق نمی ورزیدم به درویش، ای کاش مخالف فیلمش بودم و ای کاش دلم
از نیامدن وزیر ارشاد تا حمایت سینماگران از درویش
خاطر دارم، نسلی بدون قهرمان ذهنی نیست و سینما در شکل دادن به قهرمان های ذهنی همیشه موثر بوده است. من سینمای ایران حتی کسانی که نقدهای تندی به فیلم های و خود سینما نیز دارند را دوست دارم. ربیعی تصریح کرد: من فکر می کنم جامعه امروز ایران به امید نیاز دارد و ما باید موفق شویم اما متاسفانه با نسلی روبرو هستیم که خیلی چیزها را گم کرده و ما نیاز داریم راجع به این نسل و جامعه حرف بزنیم.
بزرگداشتی برای قندیل های تاریخی سینما
کاش مخالف فیلمش بودم و طرفدار این نبودم که فیلمش نمایش داده شود تا آن وقت برخی از فرمایشاتی که در اینجا مطرح شد به من می چسبید. او ادامه داد:کاش می توانستم لااقل حرف بزنم اما از آن هم محروم هستم و ناچاریم صبر کنیم تا این مشکل هم در سینما حل شود. در جشن بزرگداشت های خانه سینما که در ایوان شمس برگزار می شد، جمع زیادی از سینماگران و مدیران فرهنگی چون سید محمد بهشتی، احمد مسجد
شقایق دهقان از خندوانه ، خانم شیرزاد و پست همسرش می گوید / عصبانیت لازم نیست، بخندیم و لذت ببریم
پزشکان را از من می گرفتند و به من می گفتند ساختمان پزشکان 2 را بسازید. من نه دوست داشتم ساختمان پزشکان 2 ساخته شود نه این که دوباره یک نقش را تکرار کنم. فقط چون خیلی از مردم شنیده بودم که نقش شیرزاد را دراین مجموعه دوست دارند، تصمیم گرفتم آن را اجرا کنم. یکی دیگر از اعتراضات هم به پست اینستاگرام مهراب بود. من هیچ صفحه ای در اینستاگرام ندارم ولی همسرم دارد. یک یا دو بار برای من تبلیغ کرد
ناگفته هایی از آخرین توصیه شهید صفارهرندی
وقتی که به شهادت رسیدند، 24 ساله بودند. ** گعده های سرپایی مبارزاتی شهید صفارهرندی در جنوب شهر ارتباط شما با ایشان چگونه بود؟ آن وقتی که به شهادت رسید من نوجوانی دوازده ساله بودم. محیط خانه ی ما به گونه ای بود که به فعالیت های انقلابی نزدیک و منطبق بر علایق من بود. لذا من با ایشان یک ارتباط روحی و عاطفی نزدیکی داشتم. عمویم یک دوچرخه داشت که مرا ترک آن سوار می کرد
و اینبار حافظه، فاطمه و رقیه چشم انتظار رهایی از بیمارستان باهنر
اینجایم و دیگر خسته شده ام ، هر وقت که فاطمه را به روی محوطه بیمارستان می برم موقع برگشت به داخل بخش گریه می کند و می گوید برویم او نیز دیگر خسته شده است ، فاطمه دچار افسردگی شده به حدی که حرف نمی زند و بازی هم نمی کند ، آخر به علت شکستگی لگنش راه هم نمی تواند برود نمی دانم چه کنم و به چه کسی روی آورم و درد دلم را به چه کسی بگویم. اگر به خانه برگردم دیگر به بیمارستان برای معالجه بر نمی گردم
روایت صفار هرندی از خلق عبارت "اصولگرا" توسط کیهان
رسیدند، 24 ساله بودند. ** گعده های سرپایی مبارزاتی شهید صفارهرندی در جنوب شهر ارتباط شما با ایشان چگونه بود؟ آن وقتی که به شهادت رسید من نوجوانی دوازده ساله بودم. محیط خانه ی ما به گونه ای بود که به فعالیت های انقلابی نزدیک و منطبق بر علایق من بود. لذا من با ایشان یک ارتباط روحی و عاطفی نزدیکی داشتم. عمویم یک دوچرخه داشت که مرا ترک آن سوار می کرد و در مسیر به قدر درکم
زورگیر زنان: با دختران خوب نبودم
قبل از دستگیری سرباز بودم البته دو ماهی بود که فرار کرده بودم، اما دستگیر شدم. چرا آن قدر دیر رفتی سربازی؟ می خواستم از کشور خارج شوم برای همین رفتم، وگرنه اصلا نمی رفتم. بعد از ترک تحصیل و قبل از اینکه به سربازی بروی چه می کردی؟ اول در کابینت سازی کار می کردم و بعد در آژانس. آیا سابقه داری؟ بله، سه سابقه دارم. دو مورد سرقت خودرو و یک مورد هم
شیطان انسان نما
وارد بازی ما شد و گفت: من عاشق فوتبال هستم و خیلی دوست دارم هر روز با شما در این پارک فوتبال بازی کنم! شهریار اضافه کرد: هنوز چند دقیقه از بازی نگذشته بود که آن مرد عنوان کرد خیلی تشنه شده است و از من خواست او را تا کنار شیر آب آشامیدنی هدایت کنم او با این بهانه مرا به گوشه خلوت پارک برد و ... او سپس مرا تهدید کرد که از این ماجرا به کسی چیزی نگویم... مادر جوان که دیگر بغض گلویش را می
کشتار بی رحمانه مردم در جمعه سیاه توسط چه کسانی صورت گرفت
اینها ترفندهای سیاسی جدیدی هستند و شاه منتظر است که جای پایش محکم شود. اگرچنین شد تسمه از گرده این ملت می کشد. کما اینکه یک بار در زمان مصدق و یک بار در پانزده خرداد 42 این چنین شد. دیدیم که بعد از 15 خرداد 42 چه به سر این ملت آورد و جوانان ما چقدر در زندان ها کشته شدند. به خاطر دارم زمانی شاه در سوئیس بود؛ عکس او را در روزنامه اطلاعات یا کیهان در حال اسکی با همسرش انداخته بودند و زیر آن
بُعد انسانی نمایشنامه، نخستین دغدغه در انتخاب متن
تجربه کردند. میثم کیان کارگردان این اثر با وجود سختی های زیاد یک اجرای مستقل و خصوصی نمایشنامه "مستخدم ماشینی" را با بازی معین وصال و محمد بابایی بر صحنه برد. به همین بهانه با کیان به گفتگو نشستیم. گفتگوی اصفهان امروز با او را بخوانید. قبلا هم تجربه اجرای آثار پینتر را داشته ای، چه برنامه ای برای ادامه کار روی آثار او و همین طور تجربه فضاهای دیگر داری؟ بله تمایل به اجرای دیگر آثار او هم دارم؛ اما
ملاقلی پور: سینما نه کثیف است نه مقدس/ دیوانه نیستم بی دلیل وسط زمین فوتبال بپرم!
فضای طنز فیلم گفت: شرایطی که در آن زندگی می کنیم شرایطی است که با سختی و درد همراه است بنابراین تصمیم گرفتم فیلم را به صورتی بسازم که تماشاگری که وقت و هزینه صرف کرده و به تماشای فیلم آن هم در سینما آمده انرژی ، امید ، نگاه نو و سرگرمی را توامان به دست آورد. ایده اضافه شدن ایرج برادر شخصیت اصلی به فیلم هم از آنجایی آمد که اولا دوست داشتم که یک کمدی ایرانی ساخته باشم و از این رو در طراحی شخصیت او به
مخاطب خاص علی عبدالمالکی کیست ؟ (عکس)
مرتضی قلی دوست و ترانه سرایش میهمان دفتر موسیقی قرن 21 بود و در گفتگویی با ما شرکت کرد که حاصلش خواندنی است. زمان بسیار زیادی طول کشید تا علی عبدالمالکی از یک خواننده اینترنتی یا زیرزمینی به یک چهره رسمی و مجاز تبدیل شود، دلیل این همه تاخیر چه بود؟ - اول به هر حال من از خانواده ای آمده بودم که از نظر مالی شرایطش زیر سطح متوسط جامعه بود. یک بچه جنوب شهر که می خواست حقش را از
خانه صابر ابر جلوه ای تمام عیار از زندگی ایرانی + تصاویر
داشتن خانه ای که هر گوشه آن پر باشد از مهر و محبت و عشق، خانه ای که هر گوشه آن با فکر و سلیقه و ایده های ناب چیده شده باشد، خانه که از همه مهم تر المان ها زندگی ایرانی درآن هویدا باشد بزرگ ترین نعمتی است که هر کس می تواند در زندگی اش داشته باشد، اصلا خانه های ایرانی جان می دهند برای شکوفایی حس های لطیف درونی، برای هر قسمت این خانه ها می توان شعر گفت، برای گوشه گوشه اش می توان ترانه ای ساخت و
پشمالوترین خانواده جهان + عکس
ها برای مادر آسیوس بود و خانۀ دیگر متعلق به مادر لری و دنی. امروز در هر یک از این خانه ها ده عضو خاندان ساکنند. آسیوس سه دختر دارد که همگی با هایپرتریکوسیس به دنیا آمده اند. بزرگترین دخترش، کارلا، حالا در اوایل دهۀ سوم زندگی خود است. مادر او وقتی که بچه بود، رهایش کرد و چون که پدرش همیشه در سفر بود، مادربزرگش او را بزرگ کرد. اوا اریدجیس، که یک مستند دربارۀ آسیوس و خانواده اش
ماجرای ازدواج مجری زن تلویزیون و همسرش! + عکس
ها باشد چون خیلی جریان فرق می کند. یک اتفاق جالبی که در بدو آشنایی ما افتاد این بود که یک روز ایمان به من گفت من خیلی برای ازدواج با تو مصمم هستم، من همینطوری فقط برای اینکه ببینم او چه می کند گفتم باید با بابام صحبت کنی. بعد چند روز پدرم از دانشگاه به من تلفن زد گفت: ایمان احمدی کیه آمده دانشگاه و سراغ من را گرفته؟ که من مجبور شدم همه داستان را تعریف کنم و بگویم. دو سه ساعت بعد بابا به
"خانم زیبایی دستم را گرفت؛ رها کردم و گفتم: نه"
نداشت. به کنسرت های خاص می رفتم و خودم را لایق بهترین ها می دانستم. در خانه ام انواع آلات موسیقی را داشتم و خودم جاز می زدم. دوستانم که می خواستند کنسرت برگزار کنند به خانه من می آمدند. آنموقع احساس نمی کردید که سبک زندگی تان اشتباه است؟ یا مثلا تصور نمی کردید که ممکن است کارهایتان غلط باشد؟ اصلا. وقتی کاری می کردم که هم خودم خوشحال بودم و هم عده ای را خوشحال می کرد، برایم
پایان سناریوی ربودن کارگردان سینما با آشتی
گفت؟ بعد از آن بود که از نامزد شاکی به عنوان شاهد تحقیق شد. دختر جوان گفت: من مربی ورزش هستم و در باشگاهی در شمال تهران کار می کنم. مدتی است نامزد شاکی هستم و شاپور را هم به عنوان دوست صمیمی او می شناسم. روز قبل از حادثه نامزدم مرا به خانه مان رساند و خودش به خانه اش رفت تا اینکه ساعت 23 شب با او تماس گرفتم و گفت شاپور برایش غذا آورده و در حال خوردن شام هستند. روز بعد با او تماس گرفتم اما
دوست داشتیم که وزارت اطلاعات هم باشد
قهرمان خود کردیم و من کاراکتر روانبخش را خیلی دوست دارم و دوگانگی شخصیت را آقای قائمیان خوب درآورده بود. از گفته های شما می توان برداشت کرد که وجه تخیل گرای سریال متعلق به شما بوده و آقای اصفهانی به جنبه واقع گرایانه اثر توجه داشتند . بله، این تعبیر بسیار درستی است. حضور آقای اصفهانی چه به عنوان نویسنده و چه به عنوان راهنمای اجرای مواردی مانند نحوه درست تیراندازی بسیار مهم
بازرسی های ما در همه امور نیازمند تجدیدنظر است
یا گذاشتن زیراندازی، این نهال صدمه ببیند. چون اشکال دارد و حرام است. شما محرم شده اید و لباس پوشیده اید که خدایا من دارم برای تو کار انجام می دهم. اگر در تمام زندگی این کار را انجام دهیم محیط زیست آسیب نمی بیند. چنین است که ما الان اینقدر با مباحث و عواقبی که خودمان ایجاد کرده ایم، درگیر می شویم. این آیه حقیقتا بر ما مصداق دارد ظهرالفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس مردم به واسطه کارهایی که
علی زندوکیلی از سه سالگی ساز می زده است!
با خواهرهای تان چطور است؟ آنقدر خوب که گاهی با خودم فکر می کنم که ای کاش به جای این 7 خواهر 70 خواهر داشتم. دو برادر دیگرتان از اینکه شما تا این حد مورد توجه خانواده هستید ناراحت نمی شوند؟ نه، چون من عاشقانه آنها را دوست دارم. گاهی فکر می کنم با وجود اختلاف سنی کم، محمد و امین پسرهایم هستند. اصالت شما به شیراز بر می گردد، به اعتقاد بسیاری نفس کشیدن در
زورگیری به دلیل تنفر از دختران
نشود. او در گفت وگو با اعتماد می گوید که چرا پس از گذاشتن وثیقه 200 میلیون تومانی و گرفتن مرخصی از زندان، متواری شد و شروع به زورگیری کرد. چگونه دستگیر شدی؟ بیرون از خانه بودم. پدرم با من تماس گرفت و گفت بیا خانه وقتی رفتم مامورها دستگیرم کردند در اعترافاتت گفته ای به خاطر توهمی که نسبت به دخترها داشتی از آنها زورگیری می کردی، منظورت از این حرف چیست؟ از
پیشنهادهای بی شرمانه ترحم برانگیز
ها و جریان ها را تعریف می کند: من مثل پدر و سرپرست بچه ها هستم و از زندگی خصوصی تک تکشان اطلاع دارم. نمی خواهم برایشان ژست مدیریتی بیایم، ما بیشتر با هم دوست هستیم تا همکار. به آنها می گویم فقط در زمان های کاری من را با فامیلی ام صدا کنند و هنگامی که دورهم هستیم دیگر نیازی به رعایت چنین فاصله هایی نیست. زندگی ما پر است از روزهایی که هر لحظه اش پر از خاطرات تلخ و شیرین است. فضای ما
بررسی اصول و روش های تربیتی پیامبر(ص) در مواجهه با خاطیان نسبت به حقوق شخصی ایشان
خدا صلی الله علیه و آله با استفاده از روش گذشت، از خطای هبار بن اسود چشم پوشی کردند، با اینکه بر حسب ظاهر، به خاطر کاری که کرده بود، مهدور الدم شده بود. اما چون از پیامبر طلب عفو کرد و به فضایل و بخشش رسول خدا صلی الله علیه و آله اعتراف داشت، پیامبر هم از حق شخصی خود به عنوان ولی دم گذشتند و او را عفو نمودند. از جمله مواردی که پیامبر زود گذشت می نمودند، جایی بود که طرف مقابل به طور غیر
شاید برخی ها ندانند که پدران سیاهکلی ها چه کسانی بوده اند/سفر رییس بنیاد مستضعفان به گیلان/اولین اظهارات ...
فناوری های جدید نسل ماهیان خاویار و دیگر آبزیان را با خطر نابودی و انقراض مواجه کرده اند که این معضل نشان دهنده کافی نبودن تلاش های مسئولان برای حفاظت از آبزیان در حال انقراض است. وی بر ضرورت منع استفاده از ادوات پیشرفته در صیادی تاکید کرد و گفت: به خاطر اینکه مافیای قاچاق ماهی به صورت غیرقانونی باعث از بین رفتن و نابودی بسیاری از آبزیان شده اند و آبزیان را بدون توجه به اهمیت گونه های آنها صید
از نمایش عکس امام جلوی نظامیان رژیم شاهنشاهی تا حادثه خونین 17 شهریور
را می شستند و اگر کسی را نداشتند هر غریبه ای که آنجا بودند می بردند میت را دفن می کردند. ما نیز به این عنوان که میت ما به مرگ طبیعی مرده آنجا حضور یافتیم تا ما را شناسایی نکنند برادرم محمد نیز به عنوان فردی که می خواهد در شستشوی میت کمک کند رفت و علی را خودش شست و کفن کرد. من آنقدر بهم ریخته بودم که اصلا حواسم به هیچ جایی نبود و همین جور وارد مرده شور خانه که پر از مرد بود شدم با
باید بترسیم از روزی که مردم بفهمند به آنها دروغ گفته ایم
به خاطر این دروغ به خبرنگار ها می دهم و می گویم 11 میلیونی وجود ندارد. گویا قبل از فوت مرتضی، این دو یعنی مرتضی و مهرزاد برسر موضوعی بحث داشتند و ارتباط شان قطع شده بود. این موضوع صحت دارد؟ منصور پاشایی: مهرزاد امیرخانی ترانه سرا، دوست و هم خانه مرتضی بود. بعد از فوت مرتضی او را ندیدم. حتا پیگیری کردم، گفتند بیمار است. مهرزاد و تیم کنسرت گذار مرتضی، قبل از فوت او، با هم به
نشریه خبر روز جامعه مدرسین مورخ 1394/06/17
هزار خانه فلسطینی در برنامه تل آویو سازمان ملل از صدور حکم تخریب 13 هزار منزل مسکونی متعلق به فلسطینیان در مناطق اشغالی خبر داد و اعلام کرد گرچه بیشتر این دستورات اجرا نشده اند اما این وضعیت باعث نگرانی ساکنان این منازل شده است. * 2 حامی جدید توافق دبی واسرمن شولتز ، عضو مجلس نمایندگان آمریکا و رئیس کمیته ملی حزب دموکرات و کالین پاول ، وزیر خارجه آمریکا در دوره جورج بوش، از توافق
سیاست خارجی مدنظرامام در دولت یازدهم پیاده شد
ولی به صراحت حرف می زند. وی همچنان از عملکرد خویش در بحث ممیزی کتاب که آن سالها سر و صدای زیادی را درست کرده بود و شاید هم تا به امروز سر و صدایش ادامه دارد به صراحت دفاع می کند. * آقای میرسلیم شما در سالهای 59 و 60 دو دیدار با امام خمینی(س) داشتید، برای شروع بفرمایید خاطره ای از این جلسات دارید؟ - بله، من دیدارهای مختلفی در آن سالها با امام داشتم. در آن زمان به عنوان سرپرست بنیاد امور
من یک فیلم آخری هستم!
انقلاب هم فیلم های خانوادگی و اخلاقی می ساخت چون علی حاتمی ذاتا مسلمان بوده است. من دوست داشتم که علی حاتمی محمد را می ساخت اما نشد. علی حاتمی از فیلمسازانی بود که در جشنواره ها حقش را خوردند و نگذاشتند فیلم هایش بفروشد. میم مثل مادر در جشنواره جایزه نگرفت اما کار خودش را کرد. خب هر کسی می تواند رفتار من را آنالیز کند، یکی از مهم ترین مولفه های رفتار من ایمانی است که به کاری که انجامش می دهم دارم، نه از سر کله شقی. البته سنین جوانی جسارتی را به آدم ها می دهد و شاید رفتار من در 10 سال بعد، دیگر مثل امروز نباشد. ...