سایر منابع:
سایر خبرها
پاییزتان را بهاری کنید!
فرمود: این برادر، وصی و جانشین من در میان شماست. سخن او را بشنوید و از او اطاعت کنید . روایت های بسیاری درباره فضیلت اطعام در غدیر وجود دارد که در اینجا یک نمونه اش را بیان می کنیم. امام رضا (ع) فرمودند: هر کس مومنی را در روز عیدغدیر غذا دهد، مانند کسی است که تمام پیامبران و صدیقان را اطعام کرده . خوشبختانه، چندسالی است که سنت اطعام در غدیر به صورت مردمی در کشور اجرا می شود و شهر اهواز با
روایت سردار از سرزمین مجاهدت های خاموش
بود که با ستون حرکت می کردیم و در جایی که شک داشتیم متوقف می شدیم. این ها با تانک می زدند، بعد ما پیاده می رفتیم، می گشتیم، تصرف می کردیم و می گفتیم بیایید جلو. رفتیم تا رسیدیم نزدیکی های شهر پاوه و دیدیم چه خبر است و مردم ریخته اند. پیاده شدیم و دیدیم ملت گریه و زاری می کنند. مثل روز عاشورا بود. همان لحظه که امام پیام داده بود محاصره شکسته و این ها فرار کرده بودند، به همان شکلی که در فیلم چ نشان
مولوی؛ زمینه های ظهور و روش تدریس معارف
زبان فارسی در این دوران نگاه کنیم. ریچارد ایتون استاد تاریخ دانشگاه آریزونا در آمریکا، می گوید: در قرن 14 میلادی، زبان فارسی در بخش بزرگی از جهان، از آناتولی (ترکیه) تا شرق آسیا، نه تنها زبان فاخرِ ادبی شمرده می شد، بلکه در مکاتبات رسمی و مذاکرات منطقه ای نیز به کار می رفت. فارسی در قرن های 13 و 14، در چین، هم زبان میانجی بود و هم زبان رسمی خارجی. مارکو پولو در چین و در سراسر جاده ابریشم، از زبان
متن و ترجمه زیارت جامعه کبیره
مرتبه اللّه اکبر بگو،پس نزدیک قبر مطهّر برو و چهل مرتبه اللّه اکبر بگو،تا صد تکبیر کامل شود.و شاید چنان که مجلسی اول فرموده:وجه این صد تکبیر این باشد،که اکثر طبایع مردم مایل به غلّو در حق محبوبان خود هستند،مبادا از عبارات امثال این زیارت گرفتار غلو و افراط در اعتقاد و سخن شوند،یا از بزرگی حق تعالی غافل گردند یا غیر این امور.پس بگو: السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ
شمع وجود شهدا آبروی هر محله و کوی و برزن است
چه گلها که نو شکفته باقی ماند تا محله های امروز شهر همچون چلچراغی، به برکت شمع وجود آن عزیزان، گرم و روشن باقی بماند حال برگزاری آبروی محله به یاد آن چلچراغ ها، قدردانی کوچکی است از اینکه آب ِروی شهیدان آبرو و اعتبار امروز ماست. ما مانده ایم و یاد شما، بدا به حال ما، اگر یادتان را زندگی ما قاب نگیرد، اینجا فراوانند داغ های کمرشکن و زخم هایی که شما مرهمشان هستید؛ شما را می گویم که نگاهتان رفت و در
فساد داخلی یا تحریم خارجی؟!/ گلوله هایی که می نویسند
و ضعف نیست تا کاری را به مردم واگذار کند. آنها را هم به چیزی مجبور نمی کند که در این صورت به آنها ظلم می شود؛ خدا با بندگانش نه با جبر رفتار می کند نه با تفویض؛ بلکه با امری بین آن دو رفتار می کند. منبع:بحار الانوار، ج 24، ص 232، ح 1. وبلاگ خامنیسم نوشت: زخم های بی بهبود زخم های بی بهبود برمی خواست هلهله در میان سرد خیان های شهر با
ممد، تو بودی و خیانتو دیدی
اما به روش خود به سازماندهی، برنامه ریزی، هماهنگی و کنترل می پرداخت. ** بوی خیانت می آید حسن آذرنیا یکی از جانبازان و رزمندگان خرمشهری است که در زمان اشغال این شهر 21 ساله داشت. او در نقل خاطره ای از شهید محمد جهان آرا به خبرنگار اجتماعی ایرنا می گوید: آخرین روزهای مهر سال 59 بود، فشار نیروهای بعثی برای تصرف خرمشهر بسیار بالا گرفت، سیستم مخابراتی شهر بدلیل اصابت گلوله دشمن بعثی و تخریب شرکت
مبارزه درسیره سیاسی امام هادی(ع)
سالیان سال، پایتخت حکومت عباسیان بود و مردم آنجا به طور طبیعی باید به دلیل رفتار خلفا بیشتر از دیگر شهرها نسبت به خاندان پیامبر کینه به دل داشته باشند. یحیی در میان آنچه دیده بود، می گوید: پس از ورود به بغداد، نخست با اسحاق بن ابراهیم، امیر بغداد، روبه رو شدم. وی به من گفت: ای یحیی! این مرد فرزند پیامبر است. اگر متوکل را بر کشتن او تشویق کنی، بدان که دشمن تو، رسول خدا صلّی الله علیه و آله
10 بوسه برای 10 سال آرزوی دیدار مقام معظم رهبری
چند ثانیه برگشتند تا اینکه دختر بزرگم گفت اگر قرار است بمیریم همه باهم باشیم آخه بابا انصاف نیست شما را که بدون تحرک هستید و نمی توانید فرار کنید، تنها بگذاریم، بهتراینکه ما برگردیم و پیش تو باشیم، اما از شیرین ترین خاطرهایم نیز دیدارم با حضرت امام خامنه ای، زیارت عتبات عالیات و تولد فرزندانم می باشد خصوصا فرزندان دوم که دوقلو هستند( یک پسر و یک دختر). وی در خصوص انتظاراتش از مردم مسئولان
یک کوچه و سه آبرودار؛ یک شهر و 509 پهلوان
مطیع رهبر هستیم و برای حسن ختام سخنانش از فراموش نشدن شعار مرگ بر آمریگا سخن می گوید و می افزاید: امام راحل فرمودند که اگر در سرتاسر آمریکا ماذنه بسازند و از آن اذان بگویند، شعار مرگ بر آمریکا شعار فراموش نشدنی ماست چون آمریکا شیطان بزرگ است. پهلوانی به نام پدر فاطمه جعفری نام دارد، فرزند سردار شهید محمد جعفری، فرمانده پیشمرگان کرد مسلمان. فرمانده دلیر
ناگفته های شهادت چند فرمانده ارتش وسپاه
نمونه C-130J است و هنوز هم در بیش از 60 کشور جهان از آن استفاده می کنند و شاید تنها هواپیمایی باشد که شرکت لاکهید هنوز به تولید آن می پردازد. این هواپیما دارای 4 موتور توربوپراپ از نوع آلیسون T56 است تا در صورت از کار افتادن یک یا 2 موتور، به راحتی قابل پرواز و کنترل باشد اما در سانحه هفتم مهر 1360 به ناگاه هر 4 موتور این پرنده در یک آن از کار می افتد. امیر علی صولتی خلبان همان
افضلیت امیرالمومنین علی (علیه السلام) بر سایرین
، پیامبر اکرم(ص) به منظور ایجاد مودت و همبستگی میان مهاجران و انصار، میان تک تک آنان پیمان برادری بست. از امیرالمؤمنین(ع) چنین روایت شده است: رسول الله(ص) بین مردم پیوند برادری بست و مرا واگذاشت. گفتم ای فرستاده خدا! یاران خود را با هم برادر کردی و مرا واگذاشتی! فرمود: برای چه تو را واگذاشتم؟ تو را برای خود نگه داشتم. تو برادر منی و من برادر توام. سپس فرمود: اگر کسی در این امر با تو محاجه کند به او بگو
یادی از 480 شهید والامقام منطقه خوراسگان/ گفتاری از آیت الله مرتضی مقتدایی
/> کسانی که امکان رفتن به جبهه برایشان نبود، خدمات پشت جبهه را به عهده می گرفتند و با تهیه ی آذوقه، به جبهه ها کمک می کردند و هر روز کاروان های کمک رسانی به جبهه ها اعزام می شدند. در دارالمؤمنین شهر خوراسگان، همزمان در خانه های متعدد صبح تا شب خانم ها جمع می شدند و نان طبخ می کردند و آن ها را بسته بندی می کردند و قند و چای و آجیل و مواد شوینده و غیره بسته بندی می کردند و به سوی جبهه ها می
زنان، نیمه پنهان حماسه ها/ امروز همه ما باید راوی دفاع مقدس باشیم
تر بود اما به من خیلی احترام می گذاشت و در کارها با هم مشورت می کردیم، یک روز صبح به او گفتم الان کم کم سنت رسیده به 23، 24 سال و بالاخره جنگ هم تمام می شود و تو باید ازدواج کنی و... ولی جوابش این بود که تا زمانی که جنگ تمام نشود ازدواج نمی کنم . دکتر رحمانی با بیان اینکه ما نمی دانستیم که جنگ قرار است چند سال طول بکشد وهیچ کس هم فکر نمی کرد قطعنامه 598 مطرح شود و امام خمینی رحمة الله
ویژه نامه میلاد امام هادی علیه السلام ؛ مولودی، زندگینامه و تصاویر
آن را به فاصله سه میلی از شهر مدینه بنا کرده است. امام هادی (ع) به قولی در بیست و پنجم جمادی الاخره و به قول دیگر، در سوم رجب و به دیگر قول در روز دوشنبه بیست و هفتم جمادی الاخره در نیمه روز و در سال 254 هجری، در شهر سامراء دیده از جهان فروبست. آن حضرت در روزگار خلافت معتز وفات یافت و بنابراین، عمر آن حضرت اندکی کمتر از چهل سال یا 41 سال و شش و یا هفت ماه بوده است. از این مدت، شش سال و
این شهید یک دست خوب حاجت می دهد
عاجزانه می خواهم که تا مرا نیامرزیده است از دنیا نبرد. پروردگارا با گناهی زیاد از تو که لطف و کرمت را نهایتی نیست، تقاضای عفو و بخشش دارم و الهی بنده ای که تحمل از دست دادن یک دست را ندارد چگونه بر آتش دوزخت توان دارد، خدایا توبه ام را بپذیر و از گناهانم بگذر که غیر از تو کسی را ندارم و غیر از تو امیدی ندارم. مردم بدانید راهی را که در آن گام نهاده ایم که همانا راه حسین (ع) است و به اختیار
حاج محمد طاهری فکر کرد شهید شده ام/آقا شعرم را اصلاح کردند
کردند و دگرگون شدند. در این دیدار ها ایشان توصیه ای هم به شما داشته اند؟ یک روز در منزل حضرت آقا یک رباعی خواندم: "نغمه گل عندلیبان را غزل خوان می کند دیدن مهدی هزاران درد درمان می کند مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار این گل زهراست عالم را گلستان می کند" حضرت آقا فرمودند این شعر زیبا از کیست؟ گفتم نمی دانم. گفتند شما توجه داشته باشید که گل نغمه ندارد، بلکه طراوت و جلوه دارد. از
در جنگ با دشمن ننگه که سازش کرد + صوت
مهربان بابای من عنوان یکی دیگر از قطعات گروه سرود امور تربیتی آباده است که در دهه 60 اجرا شده است. این قطعه در ابتدا به شکل آواز شروع می شود و سپس وارد بخش تصنیف می گردد و تک خوان به تنهایی به اجرا می پردازد. ساز سنتور در این قطعه اجرای خواننده را همراهی می کند و از فضایی سنتی برخوردار است. در شعر این قطعه از زبان فرزندی که پدرش به جبهه رفته با خداوند درد و دل می شود و البته وی امیدوار
سرمقاله های روزنامه های 6 مهر
نعمت احمدی . حقوقدان در ستون سرمقاله شرق با تیتر تقصیر عربستان، قصور ما نوشت: حادثه صحرای منا از حوادث غم انگیزی است که زخم های آن تا سالیان سال کهنه نمی شود. برای کاهش احتمال تکرار آن، در این چند روز پیشنهاداتی ارائه شده که برخی از آنان قابل پیگیری است؛ یکی اینکه نظارت بر اعمال حج در ایام انجام مناسک در سرزمین وحی، به وسیله شورایی از کشورهای اسلامی صورت گیرد. همچنین ساخت وسازهای اطراف
شب شهادتم، شب دامادیم است؛ نقل و شیرینی بدهید
به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع پرس ، داریوش ریزوندی به سال 1336 در شهر کرمانشاه دیده به جهان گشود. از کودکی به ورزش علاقه مند بود و همزمان با تحصیل به ورزش کشتی نیز می پرداخت. او در مسابقات کشتی دانش آموزی قهرمان شد و در سال های 1356 و 1357 با آغاز اعتراضات مردمی علیه شاه، داریوش به صف انقلابیون مسلمان پیوست. همچنین در سازماندهی نیروهای انقلابی شهرشان برای مبارزه نقش فعالی داشت. پیاده
جبهه، قصه و شعبه ای از کربلا بود/ فراهم کردن ملاقات مادرم با امام(ره)
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا ، حاج محمود ژولیده مداح و شاعر اهل بیت(ع) در گفت وگو با کانون خبرنگاران نبأ در رابطه با فضای مداحی در جبهه جنگ و قرابت آن با حادثه کربلا گفت: قصه جبهه ما، قصه کربلا است به این معنا که می توان جبهه و دفاع مقدس را شعبه ای از کربلا دانست، فضای جبهه مانند فضای کربلا بود؛ زیرا که اصحاب یا شهدای کربلا با شعر و رجزخوانی وارد عرصه نبرد می شدند و از
قیمت مسکن به کجا خواهد رسید؟
تومن و یا عزیزم هر وقت پراید 3 میلیونی دادن دستت بگو مسکن گرونه توهین می شنوی چون توی کامنتهای مسخرت بارها مردم رو ساده لوح یا کم عقل یا دهاتی یا حسود یا بی عرضه یا ...خطاب قرار میدی. خب دلال احمق تو سه ساله خریدی توش موندی اینجا اخبارکارشناسی تحریف شده جعلی می ذاری و دائم توهین می کنی انتظار داری جواب نشنوی ؟ بخدا من یه آپارتمان دارم توش نشستم و مشکلی ندارم من مشکلم با تو (بهزاد دلال و
خالِصی، شهیدی خالص و بی ریا/ صبحانه ای که خورده نشد
، خبری از ایشان ندارم: گر بمرده است، روانش پرنور ور بود زنده خدا یارش باد معاون ایشان هم جناب آقای تابش بود که الان نمایندگی مردم اردکان را در مجلس شورای اسلامی دارد. چند روزی در تیپ الغدیر بودیم، با آموزشهای لازم آبی و خاکی و... . خلاصه روزی رسید که برای حرکت به خط شلمچه و تحویل آن خط مقدم، آماده بودیم. بعد از ظهر یک روزی که گرمای جنوب هنوز حس می شد. مینی بوسها آمدند و روبروی محل
اشعار ویژه ولادت امام هادی (ع)
/> کبوتر دل من که نمی پرد همه جا از آن زمان که گرفتار شد به دام شما برای آنکه جنان را فقط نگاه کند نشسته است شب و روز روی بام شما خوشا به حال کسی که شده در این دنیا مسیر زندگی اش روشن از کلام شما شما تمامی دار و ندار من هستید تمام عمر همه اعتبار من هستید جهان به زیر قدوم تو خار می گردد نفس زنی همه عالم بهار
روایتی از دوران اسارت؛ روزهای الرشید
بود که خانواده ام از من داشتند. هفدهم مهر، خرمشهر بودیم. جنگ واقعی آنجا بود. زن ها و بچه ها از شهر رفته بودند. مسجدجامع شده بود پایگاه نیروها. ما در خانه ای روبه روی مسجد که قبلا مطب بود، مستقر شدیم. داشتیم آنجا را آماده می کردیم که یکی از برادران خرمشهری آمد و گفت: اینجا ساختمان محکمی ندارد. با یک موج انفجار خراب می شود . ما را برد خانه خودشان و گفت: اینجا در اختیار شماست . یکی از اتاق ها را
روایتی از مادرانه های سه خواهر که چهار شهید داده اند
: دوست دارم بعداز دوستم رحمت الله محمدی ، دومین پاسدار شهید باشم . رحمت الله آن زمان در جنگل های آمل بدست منافقین به شهادت رسیده بود و محمدتقی هم پانزده روز بعد ، آرزویش اجابت شد و به شهادت رسید. در این لحظه حاج خانم با زبان شعر در وصف محمدتقی می گوید : " عاشق نهضت ، رفتی با عزت * برزگر خوش باد پیوند تو با رحمت " در رابطه با این شعر از او می پرسم که می گوید : کمی طبع شعر دارم و برای
از قابلمه ی غنیمتی تا عکس حجله ای پیش از شهادت
دادن است، والا احساس می کنم یک قابلمه روی سرم گذاشته ام. از بذله گویی اش رزمندگان همراه خیلی خندیدند، و من هم برای اینکه این خاطره ثبت شود از او عکسی گرفتم. *** خنده ای فارغ از تمام زخم ها و دردهای زمینی مرحله اول و دوم عملیات کربلای یک انجام شده بود. رزمندگان از دل شب اول مدام جنگیده بودند تا بالاخره دشمن را از شهر مهران بیرون تاراندند. دو شب و یک روز از عملیات
سریال های به یادماندنی حوزه دفاع مقدس کدامند
نگاشته شده بود، مورد توجه قرار گرفت. **سفر به چزابه در ادامه ساخت آثاری که مستقیم به جنگ و یا تاثیر آن در جامعه می پرداختند، این بار زنده یاد رسول ملاقلی پور دریچه ای جدید به فضای جبهه و جنگ باز کرد. او این بار به سراغ آدمهایی رفت که به شکل دیگری به جنگ نگاه می کردند اما درگیر این ماجرا می شوند. ملاقلی پور ساخت این فیلم مجموعه را از سال 73 آغاز کرد و در
بنیاد در آینه مطبوعات
وجود مشکلات و اختلافات داخلی قادر به کسب پیروزی نیست. حال آنکه با فرار بنی صدر و به وجودآمدن اتحاد بین نیروهای نظامی، از تنش های داخلی کاسته و مردم به پیروزی های بیشتر دل بستند. با پیشروی ارتش متجاوز عراق در استان خوزستان، شهر خرمشهر پس از 34 روز مقاومت جانانه سقوط و آبادان محاصره و در معرض سقوط قرار گرفت. با سقوط خرمشهر، حفظ آبادان توجه فرماندهان نظامی را جلب کرد؛ چراکه با اشغال این شهر، تمام
اینجا معراج است؛ آغازی برای عزیمت
، قطعه شهدا زیر سایه سکوت، آرام گرفته است. از هیاهوی جنازه بران و سوگواران تازه درگذشتگان، اینجا خبری نیست. اینجا، هنوز هم بوی رفاقت مردان جنگ جاری است. سنگ ها همسایه هم... مردها همسایه هم... عکس ها همسایه هم... دوردست را نمی بینی. انتها را نمی بینی. مثل دریا که با خط افق در می آمیزد اما انتها، سراب است، انتها بسیار دورتر از دسترس نگاه توست، اینجا هم انتها، پیوسته با زمین سیمانی و سبزی