سایر خبرها
از پیگیری شبانه ی نمایندگان و نامه استاندار تا اقدامات سریع صدا و سیما / باید نقشه های تفرقه افکنانه نقش ...
قرار است که در یکی از آیتم های فیتیله به نام “هتل فیتیله ای” پدر و پسر ترک زبانی قصد ترک زودهنگام هتل را دارند و علت آن را نیز به صورت دست و پا شکسته و هم ترکی و هم فارسی بوی بدی اعلام می کنند که از اتاق آنها استشمام می شود.مدیر پذیرش هتل هم بعد از بررسی متوجه می شود که فرزند این مسافر به اصطلاح ترک زبان،به جای استفاده از مسواک از فرچه توالت برای شستن دهان خود استفاده کرده است و این بوی بد نیز از
وضعیت پرونده های زنجانی ، بقایی ، موسسه میزان و بازداشت های اخیر
مسلح در مشهد و خوزستان خبر داد و گفت: سرقت مسلحانه ای در مشهد و خوزستان صورت گرفته بود که با کمترین زمان ممکن عوامل آن دستگیر شدند و توصیه شده که به این پرونده هر چه سریع تر رسیدگی شود و در صورت اثبات جرایم این افراد به مجازاتی که مستحق آن هستند برسند. محسنی اژه ای تصریح کرد: افرادی که بر اساس گزارش سیستم اطلاعاتی کشور علیه امنیت ملی اقداماتی انجام داده اند شناسایی و بازداشت شده اند و
انفجار تروریستی یا نقص فنی؟ کارشناسان سیاسی و اطلاعاتی درباره سقوط هواپیمای روسی چه می گویند +تصاویر و ...
گذشته و ضربات سنگینی به زیرساخت ها و توان نظامی این گروه تروریستی وارد شده است. بازدید وزیر گردشگری مصر از محل سقوط هواپیمای روسی در ادامه مجموعه ای از آخرین اخبار و گمانه زنی ها درباره این حادثه به همراه جزئیات آن آمده است؛ جزئیات پرواز و محل سقوط هواپیما تصویر زیر محل برخاستن، مسیر طی شده و توقف، ادامه مسیر و در نهایت نقطه قرمز پایانی، محل سقوط هواپیما را
خارج از ایران فریاد می زنیم ایرانی هستیم؛ برخورد سینمای ایران با ما خوب نیست
اقدسی_ ابتدا بگذارید بگویم غیر از این پیمان زحمت بسیار زیادی کشید برای بدلکاری خارج مرز های ایران که پول خوبی هم می دهند، اما یک بدلکار ابتدا با کارش حال می کند و سایر موارد در اولیت های بعدی وجود دارد. ما متوجه شدیم بهترین راهی که باعث می شود نام پیمان همچنان ماندگار بماند این است که این حرفه را به خوبی دنبال کنیم و در آن موفق شویم. * یونانی که برای پیمان ابدی گریه کرد یادم
روزنوشته های رئیس جمهور: حالا چیزی نشده که
. بعیده تا اون موقع که می خوایم ویزا بیاد. این شد که گفتیم ولش کن، نمی خواد برین جام جهانی. خیلی هم مهم نیست واقعا. فریاد زدم: یعنی چی که مهم نیست؟! جام جهانیه! مگه میشه از دست بدن؟ آقای کفاشیان کمی من را با ترس نگاه کرد و گفت: هه هه هه هه هه... شما هم روحیاتتون مثل اونا حساسه. به خاطر چیزای پیش پا افتاده اینقدر حسرت می خورین. ساعت 14:25 بعدازظهر داشتم از پنجره مغازه ها داخل شان را نگاه
انتقام گیری مرگ بار در پی افشای رابطه پنهانی
رسیده است. آنها گفتند این مرد ابتدا خفه شده و سپس جسدش را حلق آویز کرده اند. با توجه به این گزارش بود که مأموران کبرا - همسر کیومرث - را بازداشت کردند. هرچند این زن قصد مقاومت داشت، اما بعد از چند روز لب به اعتراف گشود و گفت: من و شوهرم به خاطر اعتیادی که شوهرم داشت، مشکل داشتیم. مدتی بعد از ازدواجمان و درحالی که دو فرزند کوچک داشتم، با مردی که میوه فروش محل بود آشنا شدم. او هم اعتیاد داشت اما
سدسازی و انتقال آب ؛ جنایتی بزرگ در حق مردم خوزستان
ریزگردها جدی و منشاء آن داخلی است و حتی در رسانه ها هم این موضوع منعکس شد اما با آن مخالفت می شد . آخانی با بیان این که معتقد بودیم که این ریزگردها به مشکل بزرگی تبدیل می شوند، گفت: در آن زمان مطالعاتی در داخل کشور و در کشور فرانسه در خصوص ریزگردها انجام و مشخص شد که ریزگردها تالابی هستند و تردیدی نبود که ریزگردها بیابانی نیستند . *بروز ریزگردها در خوزستان نتیجه بی تدبیری است
سردار شهید صارم طهماسبی از چمران می گوید
گذشت. تا بازگشت و رسیدن ما به ایران، انقلاب پیروز شده بود. نرسیده به مرز بازرگان حال و هوایی به من دست داد که در طول این چند سال که در لبنان بودم این گونه برای خانواده ام دلتنگ نشده بودم. نمی دانم بوی وطن به مشامم خورده بود یا اشتیاق رسیدن به خانوادم !. تا اسفندماه 1357 من و محمد مهدی صولت در تهران ماندیم و بعد از آن به برای دیدن خانواده به منطقه خودمان روانه شدم. چند ماهی که در خانه بودم
دغدغه خانوادگی یک روانشناس باتجربه
65 سالگی است و می گوید: از زندگی ام راضی ام، اما دغدغه من، نهاد خانواده است. نگرانی ام این است که نهاد خانواده اصلاح شود. گفت وگو با این عضو هیات علمی دانشگاه تهران در حاشیه بازدیدش از ایسنا انجام شد؛ گپ و گفتی که بخش هایی از آن به بیان دغدغه ها در خصوص آسیب های روانی - اجتماعی جامعه گذشت. این "چهره ماندگار" عرصه روان شناسی ایران در سخنانش به اهمیت کار رسانه ها در ایران
تُرک تازی تجاری در بازی "برد و باخت" ترکیه و ایران
/> محمدرضا نعمت زاده افزود: در جلساتی که با ترکیه داشتیم بر اجرایی شدن این قرارداد تاکید شد. البته ایراداتی به لیست کالاها وارد بود که به رغم مخالفت وزیر ترکیه، اصلاحاتی در این خصوص صورت گرفت. وی در ادامه با اشاره به صادرات محصولات کشاورزی به ترکیه گفت: حجم صادرات محصولات کشاورزی به ترکیه بیانگر مظلومیت صنعت است، اما باید به این نکته توجه داشت که در سطح کلان به نفع هر دو بخش خواهد بود.
مالیات ارزش افزوده 50 درصد درآمد مالیاتی کشور/ قانون مالیات ارزش افزوده نیم بند متولد شد/ معاملات پس از ...
فروشی، کتمان درآمد و تمامی مباحث در لایحه دیده شده؛ اکنون مالیات بر اساس صورت حساب است اصناف باید به اجرای قانون کمک کنند، کجای دنیا آموزش بر عهده سازمان مالیات قرار دارد. جعفریان: وقتی نگاه ملی باشد ضعف در طرف دولت و اصناف وجود دارد. اما چرا نمی توانیم صندوق را فراگیر کنیم، در حالی که در اصلاحیه قانون مالیات ها نیز وجود دارد. با این حال لایحه جداگانه ارائه شد. مالیات ارزش افزوده اتفاق
روایت بردگی جنسی در بی بی سی فارسی + تصاویر
ترین پرونده فساد اخلاقی افشا شده از درون این شبکه جاسوسی مربوط به "تجاوز صادق صبا به پونه قدوسی" مجری برنامه نوبت شما بود که پس از مدتها انکار از سوی صادق صبا، پس از آنکه این مجری به مرخصی های طولانی مدت فرستاده شد و صادق صبا نیز 5 ماه از حضور در جلوی دوربین این شبکه و هر محفل دیگری محروم گردید، در نهایت مسئولان این شبکه ترجیح دادند با قربانی کردن پونه قدوسی و اخراج وی از بی بی سی فارسی و انتقال وی
خطوط قرمز اقتصادی ایران برای دوران پساتحریم
افزایش سرمایه گذاری خارجی پس از اجرای برجام در همین حال، رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، افزایش سرمایه گذاری های خارجی را یکی از نتایج مثبت اجرایی شدن برجام و لغو تحریم ها می داند. محسن جلال پور می گوید: البته از زمان انجام توافق هسته ای تا اجرایی شدن آن 7 تا 8 ماه فاصله زمانی است که این موضوع اثرات ناخوشایندی را بر بخش های مختلف اقتصادی به همراه داشته است. وی
اعتراف هولناک در جنایت زنانه
فرود، بازداشت شود و پرده از جنایت زنانه بردارد. کلثوم در بازجویی ها گفت: همسرم جوشکار بود و برای کار به شهرستان های مختلف می رفت. در نبود همسرم، من با مروت میوه فروش سر کوچه مان ارتباط پنهانی داشتم تا اینکه فرود متوجه شد و از من خواست که به بهانه ای مروت را به خانه بکشانم، من نیز مرد میوه فروش را به خانه مان دعوت کردم این در حالی بود که شوهرم پشت در اتاق پنهان شده بود. وقتی مروت به خانه مان آمد
این روزها نه سرم، نه پایم، قلمم درد می کند!
از کجا شروع کنم؟ خاک و آفتاب ادبیات و تئاتر و فیلم کوتاه یا کاغذ پاره های طرح و ایده و فیلمنامه که در هر گوشه و کنار اتاقم تلنبار شده است؟ "پنج" طرحی چندین ساله بود که بر رویش حساب ویژه ای باز کرده بودم. تا آن که شروع کردم به نوشتنش و باز نوشتنش و باز... تا این که به پنج بار بازنویسی کشیده شد. اولین اثر سینمایی و دومین فیلم بلندم به این شکل، نقشه ی راهش تهیه شد. با چند تن از دوستان و همکاران به صحبت و مشورت می نشینم. وعده های همکاری و همراهی هست که برخی به بار می نشیند و برخی نه. در گیر و دار بررسی و برنامه ریزی تولید فیلم، تیری هم در تاریکی می اندازم. از طریق دوستی که مدیریت تولید فیلم را به عهده گرفته، ادارات دولتی استان یزد را هم در جریان سوژه ی فیلم قرار می دهیم. برای نخستین بار متوجه سال خوشامدگویی به یزد در سال 95 می شوم. اعتراف می کنم هنوز هم برایم کمی گنگ است که این خوشامدگویی یعنی چه؟ اصلا از طرف یونسکو این مناسبت تعیین شده یا یک سازمان داخلی چنین نامگذاری را صورت داده است؟ هر چه که هست تا این ساعت فهمیده ام حتی مسئولان شهر و استان هم تصویر روشنی از این پیشامد در ذهن ندارند چه برسد به مردم که خبر هم ندارند! به من می گویند: "این فیلمی که شما قصد تولیدش را دارید مناسب این مناسبت است. بودجه هایی نیز برای نوسازی و آماده سازی شهر به همین منظور اختصاص داده شده." میزان بودجه و متصدی اش را هنوز هم نمی دانم. با آن که کمتر از پنج ماه به رسیدنش مانده هیچ برنامه ای در زمینه ی فرهنگی و هنری اعلام شده یا ریخته شده باشد را نه در جریان هستم و نه شنیده ام. با این حال به پیشنهادشان مبنی بر پررنگ ساختن جاذبه های گردشگری یزد و معرفی صنایع دستی آن ترتیب اثر می دهم. آسیبی به اصل فیلم نمی زند و این احساس را در من ایجاد می کند که دینم را به شهرم ادا کرده ام. هدفم از تولید فیلم را می پرسند. پاسخ می دهم: در درجه ی اول خلق یک اثر هنری که مدت هاست ذهن و روانم را به خودش مشغول داشته و بعد حضور در جشنواره های داخل و خارج از کشور. می پرسند چه فکری برای بازگشت سرمایه ات کرده ای؟ می گویم: فیلم را به صورت ویدیویی ضبط خواهم کرد و هزینه ی تولیدم را به روش هایی که در این چند سال تجربه کرده و تاوانش را داده ام پایین خواهم آورد. بعد هم تمام تلاشم را می کنم که فیلمم قابلیت حضور در جشنواره های بین المللی و فروش در بازار فیلم آن ها را داشته باشد تا علاوه بر سینماها شبکه های مختلف تلویزیونی حق پخش آن را از من بخرند. با تعجب می گویند که این عمل ریسک بالایی دارد و شاید سرمایه ات از دست برود. پاسخم این است که اتفاق عجیبی نیست تمام هنرمندان این مملکت به جز نور چشمی ها با سرمایه های بر باد رفته کارشان و هدفشان را دنبال می کنند. می گویند حالا که چوب حراج بر زندگی و آینده ات زده ای بیا و سطح فیلمت را بالا ببر. کمکت می کنیم. و این گونه "پنج" از یک فیلم ویدیویی مستقل به یک اثر سینمایی با استانداردهای لازم تبدیل می شود تا ویترینی باشد ماندگار و پربیننده برای معرفی زیبایی های معماری، فرهنگی و مذهبی شهر یزد، اولین یا به روایتی دومین شهر خشتی جهان. در هنگام فیلمبرداری داشتم سرسام می گرفتم. تمام گروه، از فیلمبردار و صدا بردار و دستیارانشان گرفته تا بازیگران و گروه تدارکات و حمل و نقل و... پاسخ سوالاتشان را از من می خواستند. سوالاتی که به دکوپاژ فیلم بر می گشت یا خراب بودن آبگرمکن استراحتگاه. مردم کوچه و گذر هم می خواستند بدانند این فیلم قرار است فردا یا پس فردا شبش از کدام شبکه پخش شود. شرمندگی هم که تا بخواهید به راه بود. وعده های محقق نشده را یا باید مهلت برای انجامش می گرفتم یا به هر طریقی شده جبران کنم. چه مالی و چه امکاناتی. خلاصه که شبیه وزنه برداری شده بودم که هنگام بالا بردن وزنه ی دویست کیلویی، بخواهد داستان بیژن و منیژه هم از خودش افاضه بفرماید. نقطه ی دیگری از بدنم که مدام درد داشت، پایم بود. خیلی می خواهم بدانم کارگردانی در حالت نشسته چه حسی دارد. تا آن جا که من در فیلم سازی مستقل ایران تجربه کرده ام کارگردان در زمان ضبط، وضعیتش به یک دونده ی ماراتن شبیه است به ویژه که خودش هم تهیه کننده باشد. هی باید به سمت بازیگرت، دستیارت، فیلمبردارت، طراح صحنه ات و... بدوی و بازگردی. نه این که صندلی کارگردانی برایت نگذاشته اند، فرصت نشستن نداری. این روزها اما که چند روزی از آن شرایط دشوار و نفس گیر می گذرد درد سر و پایم فروکش کرده و قلم درد گرفته ام. منی که روزگاری فعالیت هنری را با شعر و داستان آغاز کرده ام و برخی واژه ها را بیشتر از عینیتشان دوست دارم از پریشانی این روزهایم به هم ریخته ام. روزهای دشواری که مجبور به زبان دوختنم ساخته. حرف هایی که باید بزنم را نزده ام و صحبت هایی کرده ام که یا در موردشان تردید دارم یا مثل تیر از کمان جسته در پی بازپس گرفتنشان افتاده ام. نمی دانم قلمم بگوید از بزرگواری مردمان بافت تاریخی یزد –فهادان، وقت الساعت، باغ گندم، میدان خان و...-چه ها دیده یا نه؟ مهندس محمدرضا خجسته که بعد از آن همه بی احترامی ها و آزارهای یک گروه سریال ساز، با بزرگواری محل کسب یعنی کارگاه دارایی بافی اش را در اختیارمان می گذارد. استاد حسین نیکخواه، با مرام و مردانگی اش فشارهای کاری مان را تحمل کرده و علاوه بر هنر دارایی بافی، هنر بازیگری اش را نیز به رخ عوامل حرفه ای سینما می کشاند. سرکار خانم تسلیم، مدیر هتل ترمه که تا می فهمد در باره ی یزد قرار است فیلمی ساخته شود بی هیچ قرار و مداری بهترین اتاق هتلش را به ما می بخشد. خانه ی تاریخی فاضلی و ارغوان بافی صالحی که کوتاهی مضحک یک اداره را جبران کرده و صنایع گرانبهای دستی شان را به حساب مشارکت فرهنگی به ما قرض می دهند. بچه ها و کسبه ی محله ی بازار نو و دست اندرکاران خانه ی امام حسینی همه جوره همراه می شوند تا گره از کار خلقی که نمی شناسند باز شود. نانوایی، لحاف دوزی و مسجدی های ابوالمعالی دوستانه و با محبت همکارمان می شوند و هیئتی های محله فهادان اجازه می دهند تا بالا رفتن پوش حسینیه را هر جور بخواهیم در تصویرمان بیاوریم. یکی مثل مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد جناب آقای غیاثی بی هیچ مقدمه ای می آید و در حد وسع اداره اش همراهی می کند و دیگری چون رییس سازمان صدا و سیما آقای دکتر پهلوانیان با همه ی معاونان در صحنه حاضر شده و علاوه بر کمکی که در حد اختیاراتش هست پای درد دلمان هم می نشیند. یاران همدل و همراه تولید فیلم از گروه کارگردانی، فیلمبرداری و صحنه گرفته تا تولید و تدارکات و خبر رسانی که با تمام سختی های پروژه و فشار کاری اش کنار آمده اند و از کاستی ها خم به ابرو نمی آورند. همسرم که یک ماه تمام از راه دور صدایش را شنیده ام و سعی دارد غم تنهایی در غربتش را به رویم نیاورد تا تمرکزم به هم نریزد. همه ی این ها به کنار، مردمی که گذر از کوچه و معبرشان را مختل ساخته ایم یا با فریادهای "سکوت لطفا!" آرامششان را به هم زده ایم نیز هستند. بسیاری که در هیچ جا اسمی از آن ها قرار نیست برده شود و کسی سپاسگزار لطف و محبتشان نخواهد بود. در عوض تا بخواهید تشکر و قدردانی از کسانی شده که تا این ساعت قدم از قدم برنداشته اند که هیچ، وقت و سرمایه مان را هم هدر داده اند. نشسته اند تا اگر نتیجه ای به دست آمد بگویند بودیم در کنارشان و اگر نه که همین اندازه برایشان بس است و خودشان را کنار بکشند. حرف های گفته و نگفته ی زیادی هست که قلمم را به درد آورده. مدیری که وقتی به او می گویم هنر دارایی بافی یزد مانند هنر احرامی بافی و ترمه بافی رو به نابودی است هیچ نشانه ای از تاسف و چاره اندیشی در او نمی بینم و مقاماتی که هیچ یک از علت خواهر خواندگی شهر یزد با ونیز ایتالیا اطلاعی ندارند. که اگر داشتند به شکل نمادین هم شده چند کوچه و معبر قدیمی را بی تیر برق سیمانی و آسفالت سیاه و لوله های بدقواره ی گاز، به شکل خاکی باقی می گذاشتند. شهری که نسبت خواهر خواندگی اش با ونیز به سبب همین خاکی بودن کوچه هایش است تا به جای آب، شن و خاک در کوچه هایش جاری باشد. در تولید این فیلم بود که تازه فهمیدم مهم ترین مشکل یزد آب نیست بلکه خاک است. مسئول دیگری وقتی از ماهیت بیلبورد تبلیغاتی شدن این فیلم در سایر کشورهای جهان حرف می زنم پای مشکل جمع آوری زباله در سطح شهر را به میان می کشد و در محدوده ی مدیریتی مدیری دیگر که به خارج از کشور سفر کرده و انتظارات و نیازهای یک گردشگر را قطعا می داند چیست، با چشم خودم یک توریست متشخص اروپایی را می بینم که به ناچار بر دیواره های کاهگلی و کهن شهر ادرار می کند. نمی دانم با گفتن این حرف ها قلم دردم آرام می شود یا نه ولی اگر روزی آمد -که امیدوارم نیاید- و ساکنین شهر یزد تمام دارایی هاشان هم مثل ترمه هاشان ماشینی شد و پشت همه ی دیواره های کاهگلی شان به جای خشت خام، آجر صنعتی و میلگرد و سیمان قرار گرفت، فیلم "پنج" بتواند چون کتابی مصور به کمک پدران و مادران یزدی بیاید تا خاطره ی نه چندان دور این روزها را به فرزندانشان یادآور شوند. در فیلمی که سراسر سکوت است و کمتر دیالوگی بین کاراکترهایش رد و بدل می شود کاش دردهای آدم هایش هم با سکوت، حل و فصل می شد. کاش وضعیت به گونه ای بود که نیازی به درد دل قلم نداشتم. کاش دردهایم هنوز درد سر و پا بود. کاش... کاش... کاش... ...
سرمقاله روزنامه های صبح ایران
متغیرهای فراوان، اندکی فضا را در صحنه میدانی سوریه پیچیده کرده اند بنابراین باید با احتیاط در مورد زمان و شرایط توافق سیاسی با آنها به مذاکره نشست. مساله دیگری که به میان می آید اینکه می توان نمایندگان موافق و مخالف سوری را در کنار یکدیگر قرار داد و با آنها به گفت وگو پرداخت. باید اذعان داشت در داخل سوریه وضعیت قدرت بسیار پیچیده است. یقینا در هیچ پروسه زمانی به این شرایط نخواهیم رسید که بتوان با برخی از
خودروهایی باب میل رانندگان خانم
کوچک 2/1 لیتری میتسوبیشی که قادر به تولید تنها 79 اسب بخار قدرت بوده و در مدت 14 ثانیه میراژ را از حالت سکون به مرز سرعت 100 کیلومتر بر ساعت می رساند، حسابی ما را نا امید می کند و پاسخ این سوال را با شرمندگی می دهد. موضوع زمانی برای میراژ بدتر می شود که بدانید تقریبا همه رقبای این کوچولوی ژاپنی پرقدرت تر و سریع تر از میراژ هستند. به نقاط ضعف این خودرو، فضای محدود داخل کابین و فضای کم صندوق
بیوگرافی “محمد دلاوری” خبرنگار صدا و سیما
خبرنگار پرشروشور صداوسیما در آغاز کار حرفه ای، جوانی محجوب و خجالتی بوده: آن روزها من جوانی بودم ، محجوب ، با ریشهای بلند ، در خود فرورفته مثل بودای عابدی بودم که وسط میدان توپخانه رها کرده اند. شهادت نامه شهدا را می خواندم و گریه می کردم. جز نام روزنامه کیهان کمترین درکی از سیاست نداشتم و منزوی در گوشه تحریریه حال و هوای خودم را داشتم. آن زمان ها حتی مقاله که می نوشتم، اسمم را پایش
اولویت تردد برای زائران اربعین حسینی، خوزستان است
مدت دارد نیاز به زمان و تسهیلات مالی داشته که با توجه به محدودیت زمانی امکانپذیر نیست. رئیس پلیس راه به تسهیلات در حوزه ناوگان حمل و نقل عمومی برای خدمات به مسافران و توزیع بار پرداخت و گفت: تقویت توان عملیاتی استان های درگیر به واسطه تجهیز نیرو و خدمات برای ارائه تسهیلات بیشتر و ایمنی بهتر مد نظر بوده که در این راستا طرح های مشترکی با سازمان های ذیربط انجام شده و هم اکنون نیز جلسات
پرداخت وام خودرو و کالا متوقف نمی شود
برنامه گفت: تلاش ما بر آن است تا زمان اجرای طرح و استفاده متقاضیان از تسهیلات را هر قدر که می توانیم کوتاه کنیم. ناصر حکیمی افزود: از زمان وصول درخواست دستگاه ها به بانک ها ظرف مدت چهار روز کارت های خرید کالای بادوام صادر و به دستگاه ها ارسال می شود. وی گفت: فهرستی که وزارت صنعت، معدن و تجارت برای خرید کالا اعلام کرده، بناست تا به روز معرفی شود و احتمال اضافه شدن به آن یا کم شدن
مخالفان استقرار سامانه کالا بدانند طرح بدون هیچ چون و چرایی اجرایی میشود
پایان بهمن ماه امسال در وزارت نفت و همه زیرمجموعه های وزارتخانه اجرایی شود. با توجه به این که تا زمان اعلام شده فرصت زیادی باقی نمانده است؛ از پیشرفت پروژه، کارهای انجام شده و کارهای باقیمانده بگویید. بله. بر اساس تصمیم شورای معاونان و تاکید وزیر نفت، مقرر شد سامانه الکترونیکی تامین کالای صنعت نفت تا پایان بهمن ماه امسال در چهار شرکت اصلی وزارت نفت و شرکتهای زیرمجموعه این چهار شرکت
توجه به اقتصاد مقاومتی و ظرفیت زیستی در تقسیمات کشوری جدید
در راستای رشد و توسعه متوازن و بسط عدالت اجتماعی بوده در این زمینه چه اقدامی انجام شده است؟ احمدی پور: بر اساس سیاست های دولت تدبیر و امید و به تبع آن وزیر کشور اولویت های دفتر تقسیمات کشوری برای ایجاد سطوح جدیدی رعایت اصول برنامه ریزی منطقه ای در راستای تعادل بخشی است. از این رو دو موضوع اصلی مورد توجه این دفتر است که اولین موضوع بحث انطباق دادن تغییرات تقسیمات کشوری و ایجاد سطح جدید با
سرهنگ شهید جدی اردبیلی در دوران حیاتش: دوست دارم کفنم پرچم ایران باشد
پایگاه آخرین پایگاه خدمتی شهید خلبان جدی بود... با شروع جنگ تحمیلی غفور تصمیم گرفت به صورت داوطلبانه به نیروی هوایی بازگردد، ولی تعدادی از خائنین او را تشویق به ترک ایران نمودند که غفور در جواب آن ها گفت: این همه هزینه در زمان صلح برای تفریح ما خرج نشده، ما برای چنین روزهایی آموزش دیده ایم. ...حصر آبادان در حال تکمیل شدن بود و هر آن احتمال داشت آبادان نیز سقوط کند، نیروهای دشمن در نزدیکی
فیتیله ای که آتش به فرهنگ می زند/ رسانه ملی عذرخواهی کند
- علیرغم سهوی بودن این اتفاق، مسئولان و عوامل دخیل در تولید و پخش این برنامه، متخلف محسوب می شوند و این مساله تا آشکار شدن موضوع و ریشه های آن به طور جدی پیگیری خواهد شد. 2- با وجود جایگاه مردمی این برنامه مطابق با نظرسنجی های مختلف سال های گذشته که از آن به عنوان برنامه ای باسابقه و پربیننده یاد شده است، لیکن به خاطر این بی دقتی صورت گرفته، تا انجام بررسی های لازم و رسیدن به نتیجه نهایی
سرانجام تشکیل اتاق فکر در مازندران
به گزارش تابناک مازندران، "سید باقر سخائی" از مدیران ارشد ملی است که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در مسئولیت های مختلف در داخل و خارج از کشور حضور داشته و از همه مهمتر اینکه وی چهره ماندگار ملی و عضو کابینه شهید رجایی نیز بوده است. در آخرین گفت وگویی که ایسنا از وی منتشر کرده بود سخایی به عنوان چهره ماندگار مازندرانی و اهل شهرستان فریدونکنار خواستار تشکیل کارگروه و اتاق فکر توسعه استان
پیش بهار: خبر منا تلخ ترین خاطره خبریم بود
/> مردم روی هم می افتادند و هیچ کس هم کمکی نمی کرد. هر کس می افتاد زیر دست و پا می ماند. همین باعث جیغ و فریاد و شلوغ شدن فضا شد. هرکس می خواست از یک طرف خود را نجات دهد که همین باعث شد جمعیت بهم ریخته و هرکس می نشست دیگر امکان بلند شدن برایش وجود نداشت. کسانی که لباس احرام برتن داشتند اگر احرامشان می افتاد و خم می شدند لباس خود را بردارند، دیگر امکان بلند شدن برایشان نبود. همین باعث می شد که
جوان به نقل از کارتر:عرب ها نیروی زمینی به جنگ با ایران اعزام کنند
جاری از 20درصد به 18درصد کاهش دهند این درحالی است که تورم که علی القاعده باید مبنای کشف نرخ سود بانکی باشد هم اکنون در مرز 13 درصد قرار گرفته است. اختلاف بین سه مؤلفه نرخ تورم، سود سپرده و سود تسهیلات برای بخش پولی معضل شده است. این در حالی است که اگر بخواهیم به شکل واقع بینانه نگاه کنیم تورم اعلامی از سوی مراکز دولتی با تورم حقیقی موجود در جامعه تفاوت دارد از این رو نمی تواند مبنای درستی برای کشف
نشست بررسی روابط ایران و عربستان/رویگردانی فلسطینیان از عباس
مصونیت پیدا می کند. این عضو مجلس ادامه داد: امروز دنیا یک قطعه یکپارچه شده است و کشورهای جهان مانند مناطق مختلف داخل یک شهر به یکدگر مرتبط شده اند و بدون ارتباط با یکدیگر، زندگی و بهبود اقتصادی آنان ناممکن است. توکلی تاکید کرد: چنانچه دولت به طور همزمان به مطالبات داخلی توجه داشته و ارتباط با خارج را نیز حفظ کند، باعث جذب منافع به داخل کشور می شود. وی در عین حال
گزارش احمد توکلی از پشت پرده بررسی برجام در مجلس
دادن وزیر به مجلس ایراد قانونی ندارد. یک هفته پس از گزارش دکتر ظریف، در تاریخ 06 /05 /94 بر اساس مطالعه متن اصلی برجام نطقی در مجلس{ اینجا } تقدیم داشتم. در این جا دستاورد بزرگ تسلیم غرب در برابر حق غنی سازی را ستودم و در باره دیگرخواسته برحق ملت که لغو تحریم های ظالمانه مقدم بر، یا همزمان با اجرای تعهدات ما بود، به روشنی نشان دادم که لغو اندکی از تحریم ها و تعلیق بقیه تنها پس از انجام 39
سینمای کُردستان نیاز به زیرساخت دارد/فیلم هیلانه را با همکاری بازیگران حرفه ای کشور ساختم
که،یک پایش روی مین رفته بود و اگر تکان می خورد، منفجر می شود.در این حالت با خود کلنجار می رفتم که آیا او را بکشم یا تتهایش بگذارم. در نهایت تصمیم گرفتم مین را خنثی کنم و بدین صورت ما با هم دوست شدیم و همان روز مسیر مان از هم جدا شد و او به سمت مرز ایران آمد و من هم به داخل مرز عراق برگشتم. بعد از سفری که به اقلیم کردستان داشتم،موضوع این نظامی را که با خود تداعی می کردم،به نظرم می آمد