سایر منابع:
سایر خبرها
سرگذشت بابک جوان 28 ساله ایرانی که گرفتار داعش شد
، البته برای خانم ها. جلوی در می ایستم تا سرش خلوت شود. مشتری هایش مدام در حال امتحان کردن شال و روسری هستند. پس از چند دقیقه اشاره می کند که آماده ام. کار را به شریکش می سپارد و می آید. اصرار می کند که به کافه ای برویم تا راحت تر گپ بزنیم اما دوست دارم قدم زنان برایم تعریف کند. این طور راحت ترم و کسی هم به حرفمان گوش نمی کند. می خواهم از همان ابتدای تصمیم گیری برای مهاجرت تا بازگشتش به
از سیر تا پیاز سهراب بختیاری زاده – اختصاصی
سهراب را برای او انتخاب کرد. خانواده فوتبالیست برادران بزرگ تر سهراب فوتبال را به صورت حرفه ای دنبال نکردند، اما برادرانی که بعد از او بودند فوتبال را حرفه ای دنبال کردند. علی برادرش در صنعت نفت فوتبال بازی می کرد و چند سال کاپیتان این تیم بود. او در حال حاضر سرمربی تیم جوانان حفاری است. فرشاد برادر دیگرش مربی دروازه بان های استقلال خوزستان است. حسین هم در تیم کارون اهواز در لیگ
یک میلیارد تومان از استقلال طلبکارم
تعلق نمی گیرد؟ ابتدا می خواهیم از وضعیت داوری ها و انتقاداتی که این روزها به داوران وارد شده است، صحبت کنیم. شما چند سال پیش برای ارتقای کیفیت داوری پیشنهادی دادید که هنوز این مسئله انجام نشده است. اول از همه اعتقاد دارم داوری ما بسیار سالم است و همه داوران ما پاک هستند. در مطلب بعدی باید اشاره کنم که من گفتم درصدی از فروش بلیت ها را به داوران اختصاص بدهند که آنها نیز از نظر
اظهار نظر شهرام جزایری درباره زنجانی و مه آفرید / دلمان خنک شد با بابک زنجانی
شناسند. من همه مردم را دوست دارم. مردم خوب و مهربان هستند و هیچ چیزی بهتر از محبت مردم نیست. البته گاهی هم پشت سر من بد می گویند. یاد یک خاطره افتادم. سوار تاکسی شدم و راننده شروع کرد به نالیدن. از آقای کرباسچی گفت و بعد فاضل خداداد و مرتضی رفیق دوست تا اینکه رسید به شهرام جزایری. فحش رکیکی داد و گفت این فلان فلان شده همیشه پول نفت را می دزدید، سهم آقایان را می داد. آن سال سهم شان را نداد
چرا مرضیه برومند ازدواج نکرد؟ +عکس
باشد هم طناز! اتفاقا من آدم بسیار شوخ طبعی هستم و پشت صحنه کارهایم همیشه سرزنده و شاد است. خودم از همه بیشتر شلوغ می کنم، اما کار برایم خیلی جدی است و به کار احترام می گذارم. توقع دارم کسانی که با من همکاری می کنند هم کار را جدی بگیرند و نهایت تلاش خود را بکنند که جلوی مردم شرمنده نشویم. وقتی برای تلویزیون برنامه می سازیم در واقع از پول بیت المال هزینه می کنیم بنابراین باید به
مقامات ایران از کدام گروه درفوتبال می ترسند؟
می کنم با هیچ تیمی صحبت نکردم. البته طی هفته های گذشته صحبت هایی با من شده بود ولی امسال راغبم استراحت کنم و البته باید به چند مسافرت بروم. هرچند باید شرایط را ببینم ولی در کل فعلا تصمیم گرفته ام استراحت کنم. همانطور که گفتم حرفی که می زنم از روی تجربه و مطالعه است. به حرفی که می زنم اعتقاد دارم. خوشحالم که شخصی مثل علی دایی به این نتیجه رسیده ولی باید حرفم را اینگونه به مردم بزنم
شخصیت و شخصیت پردازی در قصّه ی تهران
از این ذلّت و خجالت می رهیم! یا الله غیرت، یا الله حمیت!، مردم همه دکان و بازار را می بستند و اگرچه حدت و حرارتی نشان نمی دادند و مثل این بود که آفتاب غروب کرده باشد و دکان ها را یواش یواش می بندند که نان و آبی خریده و به طرف خانه بروند، ولی باز در ظاهر این بستن ناگهانی بازارها و خروش شاگرد مغازه ها که راه قهوه خانه را پیش گرفته بودند و به خودشان امیدواری می دادند که انشاءالله دکان و بازار چند
حاشیه های آزاده نامداری|عکس های آزاده نامداری|ازدواج مجدد آزاده نامداری
تا به الان درباره اش حرف نزده بود. از عشق و رابطه شروع کردیم و رسیدیم به تلویزیون و مردم و دانشگاه و البته مهم ترین سؤال های مردم از زندگی شخصی این هنرمند. به همین خاطر خواندن این گفتگو را به شما توصیه می کنیم. این شما و این آزاده نامداری و حال و هوایش در تابستان 93٫ تو تقریباً یک سال و اندی ست که مصاحبه نکردی و امروز ما باهم اینجا نشستیم تا تمام این یک سال و اندی با تمام خوب و بدهایش
جهان به روایت شهرونگ
تعداد از بازیکنان رو بفرستیم شهرونگ: آها، خسته نباشید! حالا ایشالا تور هوائیه دیگه؟ کفاشیان: بله بله، صد در صد! ما حتی هزینه اقامت، صبحانه و ترانسفر فرودگاهی رو هم پرداخت کردیم. ناهار و شام و بقیه چیزا هم که به عهده خودشونه! شهرونگ: من واقعا هم برای شما هم برای فدراسیونی که شما رئیسش هستی متاسفم! کفاشیان: ههههه خخخخخ هاهاهاهاها خخخخ شهرونگ: واسه چی می خندی؟ جدی گفتم
پیشگویی انقلابی آیت الله اراکی(ره)
می شود و اعمال و رفتار جسم در روح تجلّی پیدا می کند. چشمم اگر پاک شد معلوم است که روحم پاک است ولی اگر چشم، نعوذ بالله و نستجیر بالله، هرزه شود و همه جا بچرخد و همه چیز ببیند و بعد بگوید: خدا ارحم الرّاحمین است؟! خدا می گوید: مگر به حبیبم نگفتم: قل إن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ ، بگو اگر خدا را دوست دارید پس من را اطاعت کنید، خدا هم شما را دوست دارد. می
حرکت وزیر ورزش به موقع بود اما کاش پارسال به داوری ها ورود می کرد قلعه نویی: فوتبال ایران دست گروهی است ...
تعلق نمی گیرد؟ فارس: ابتدا می خواهیم از وضعیت داوری ها و انتقاداتی که این روزها به داوران وارد شده است، صحبت کنیم. شما چند سال پیش برای ارتقای کیفیت داوری پیشنهادی دادید که هنوز این مسئله انجام نشده است. اول از همه اعتقاد دارم داوری ما بسیار سالم است و همه داوران ما پاک هستند. در مطلب بعدی باید اشاره کنم که من گفتم درصدی از فروش بلیت ها را به داوران اختصاص بدهند که
محمدرضا آهنج: سریال آسمان من از حذف چکامه چمن ماه لطمه می بیند ولی مجبورم
؟ نه واقعاً محافظه کار نیستم. به نظرم دلایل رسانه ای شما در پخش سریال می توانست برای موسسه اوج منطقی باشد. مسوولان محترم این موسسه هم امروز پی بردند به اینکه ای کاش عجله نمی کردیم. سریالی که در تولید هرگز عجله ای نکرد در پخش این همه عجول بود چرا؟ قبول دارم. 8 اسفندماه 93 شبکه افق راه اندازی شد، 22 روز بعد یعنی اول فروردین این سریال رفت روی آنتن. کسی که الفبای رسانه را
مداحی هنر و رسالتی که خداوند بر دوش مادحین گذاشته اند
. زنجانم: لطفا از شروع فعالیت مداحی تان بفرمایید؟ ابتدای شروع مداحی ما از مشق مداحی در مجالس اباعبداله شروع شد. بنده یک شکرگذاری فراوان به درگاه خداوند بدهکارم که باید این شکرگذاری را در همه حال داشته باشم. اینکه محیط و فضا و مکانی که ما متولد شدیم و رشد کردیم همه را مدیون لطف و کرامت اهل بیت (ع) هستیم. در یک خانواده مذهبی به دنیا آمدم و این فضا تاثیرات
بدیهیات اخلاقی را فراموش کرده ایم/ نوشتن کسب و کار من است
ایم و به خاطر نفس اماره پا روی حقیقت گذاشته ایم. گرفتاری امروز جامعه ما اخلاق است. در همین تهران به باور من اگر تنها این مساله رایج بود که مردم دروغ نگویند، زیبایی های شهرمان چند برابر می شد. اما اینکه در این شهر عده ای با زد و بند پولدار شدند و حالا به همه فخر می فروشند نشان از گرفتاری اخلاقی می دهد. * چرا ما در سال های دهه شصت اینگونه نبودیم؟ این روزها چه شده که اینقدر به این مساله
حجت الاسلام علی پناه: اثری که در پای منبر نشستن و موعظه گوش کردن هست، در دانستن و گفتن موعظه نیست+ گزارش ...
از جوان هایی که در کوچه و خیابان می بینید، معطل یک تلنگر هستند. معطل یک آیه و یک حدیث هستند. معطل یک موعظه اند. بعضی ها استعداد دارند فقط یک نفر باید استعداد را از قوه به فعل تبدیل کند. دو نکتۀ مهم در باب موعظه نکتۀ اول: همه محتاج موعظه هستیم یش از همۀ شما منِ سخنران محتاج موعظه هستم چون ما به اقتضای شغل و وظیفه مان کمتر توفیق می کنیم پای منبر دیگران بنشینیم و
اثبات معاد و ابدیت یکی از نتایج نهضت عاشورا+ فایل صوتی
. و تلک القری اهلکناهم لما ظلموا؛ و (مردم) آن شهرها چون بیدادگری کردند، هلاکشان کردیم . وقتی که نتایج کار پیش می آید، طبل و بوق و کرنا نمی زند که چون شما ظلم کردید، من هم نتیجه آن ظلم هستم که بروز کردم. اگر تفکر کسی این گونه باشد، خیلی عوام و بینواست. بینواست کسی که فکر کند، موقعی که عکس العمل یک ظلم و قبح می خواهد پیش بیاید، به انسان خبر می دهد که من نتیجه کار تو هستم. این شعار
بهنوش بختیاری از آشنایی اش با رضا عطاران می گوید
اتفاق چندان خوبی هم بیفتد. دوست دارم زندگی ام امضای خودش را داشته باشد رضا عطاران چطور شما را می شناخت؟ با ایشان آشنا بودید؟ چند سال پیش در سریالی به نام بازیگر با کارگردانی مرحوم رضاصفدری با آقای عطاران همبازی بودم. رضا عطاران نقش همسرم را بازی می کرد. در آن سریال سه چهار روز بیشتر بازی نداشتم. محمود شهریاری و محمد صالح علا هم در بازیگر بازی می کردند
مشکلاتی که شما مطرح کردید؛تکلیف آزمون استخدامی چه شد؟سربازان غایب متاهل خارج از کشور چه کنند؟
روز گذشته کاربران خبرآنلاین مشکلاتی را مطرح کردند که در جدول زیر به آنها شاره شده است. شما هم می توانید با گذاشتن کامنت مشکلات خود را در این صفحه مطرح کنید. ردیف موضوع شرح موضوع 1 اقتصادی - بنده فروشگاه اینترنتی دارم. اداره پست زاهدان سی دی یا دی وی دی رو پست نمی کنن و باید تک تک دی وی دی ها رو به اداره ارشاد برده و با نامه اونها
وقتی زباله گردی در بیرجند فراگیر می شود!
ادامه گزارش رحیم زاده به این شرح است: دیدن افراد ژولیده ای که با لباس های کثیف و مندرس سطل های زباله را زیر و رو می کنند، منظره ای است که با آن بیگانه نیستیم، تا چند سال پیش افراد معتادی را می دیدیم که شب ها خود را به سطل های زباله می رساندند و پس مانده های غذا را جستجو می کردند. اما مدتی است که گویی قواعد این کار تغییر کرده است، دیگر زمان زباله گردی مختص شب ها و بعد از تاریک شدن یا صبح های
افشاگری های مرحوم نمازی از روستای رمال ها
که خیلی به من عنایت می شود، پس من کسی هستم که باید ظهور کنم. به دفاتر مسئولان رفته بود و می گفت کسی که منتظرش بودید آمده است. از او که پرسیدیم گفت از خواب هایم به این نتیجه رسیده ام. گفتیم از کجا معلوم خواب ها شیطانی نباشد و در پاسخ می گفت چون سال هاست اتفاق می افتد و تکرار پذیر است یقیق دارم که من همان هستم که باید ظهور کند. جالب اینجاست که برخی از این ها وقتی به این درجات شیطانی می رسند احکام
عاقبت گلشیفته، صدف طاهریان و چکامه چمن ماه+ تصاویر
مجلات مُد برای چاپ تصاویرش بر روی جلد با هم رقابت می کردند، اکنون در خیابان های شهر گراند رابیدز ایالت میشیگان، تمام هنر خود را برای جلب توجه و ترحّم رهگذران و به دست آوردن لقمه ای نان یا اندکی پول به کار می گیرد. به نوشته روزنامه انگلیسی دیلی میرور، کریستا تکه کاغذی در دست دارد که بر روی آن نوشته شده: من 60 سال سن دارم و از شما می خواهم که به خاطر خدا کمکم کنید. من به شغل نیاز دارم
من هم بعد از حجازی و مظلومی می روم
که به سوی دیگری بروم. خدا را شکر می کنم که در کارم نیز موفق شدم. تا آن زمان 20، 30 سال از عمرم را در فوتبال گذاشته بودم و گفتم دیگر کافی است چون فوتبال زده شده بودم. بعد از فوتبال سراغ چه کاری رفتید؟ من به بندرعباس رفتم و با کشتی تخلیه باری که یکی از دوستانم داشت، درآمد کسب کردم. خدا را شکر راضی هستم که این شغل را انتخاب کردم چون تمام زندگی که دارم را مدیون آن دوران هستم. در
جوانمردی طیب سبب نجاتش شد
بود ! خود شما از کی و چگونه با آشنا شدید؟ به رغم تفاوت سلک، چه چیز موجب آشنایی شما شد؟ در همان دوره فعالیت های نهضت ملی با او آشنا شدم، با اینکه درآن دوره جوان بودم، اما چون سید بودم و عمامه داشتم و در سیاست بودم، احترام و محبت می کردند . کدامشان؟ طیب و طاهر حاج رضایی، حسین رمضون یخی، مهدی قصاب، مصطفی دادکان، اکبر گیل گیلی ، علی تک تک و امثال اینها همه
رنگ غبار و غفلت بر سنت حسنه غبارروبی مسجد
این می شود که مردم با رسالت و وظیفه شان در این زمینه آشنا نیستند. البته در سال های گذشته شاهد اقدامات و برنامه هایی در زمینه دهه غبارروبی مسجد دبوده ایم اما این برنامه ها کافی نیست. لزوم بهره گیری از ظرفیت گروه های مرجع -چه راهکار موثری در این زمینه به نظر شما می رسد؟ به نظر من باید گروه های مرجع را نسبت به این موضوع حساس کنیم. در حال حاضر در مورد برخی حوادث و
پوچ گرایی در هنر رو به فزونی است
، پروفسور سمیعی، دکتر معین، بنان و... نمونه های فراوانی را می توان ذکر کرد. پس عاملی که شما را به سمت هنر نقاشی کشید، طبیعت بود؟ هشت ساله بودم و خواهرم هفت ساله بود. سه چهار سال ما را در مکتبخانه گذاشتند. می رفتیم و در آنجا برنج پاک می کردیم و شاید در ظرف آن چهار سال، تنها یک صفحه قرآن به ما یاد دادند! بعد به مدرسه رفتیم و خود به خود شروع به طراحی کردم که بابت آن از خانم حکیمی
از چهچهه قناری های ایران تا اپرای قناری های آلمان
جدا می کند و دو نفر از نوکرهایش را موظف می کند که تمام روز هر کدام با یک میله آهنی چند بار به زنگ برنجی ضربه بزنند و چند بار هم به جام بلوری. آنها شبانه روز این کار را انجام می دهند. سه ماه بعد جوجه قناری نت زنگی و جام جام را به آواز پدرش اضافه می کند. خب؟ سال بعد این جوجه قناری، معلم چند جوجه دیگرمی شود. یکی از آن جوجه ها به علی آقا سبزی فروش که تو کوچه مروی زندگی می کرده، تعارف می
تشویق فرزندان برای حضور در جبهه/ اکنون نوبت ماست که از دستاوردهای شهدا دفاع کنیم
، شما خودتان بگویید، در آن زمان، پدر محمد علی نیز وارد کارخانه پسر دائی بنده شده و گوشی را از ایشان گرفت و آن فرد مستقیم بدون هیچ حرفی به وی گفت، فرزندنتان محمد علی شهید شده' وشما باید تهران بیایید. وی ادامه داد: همسرم در مقابل این سخن آنها فقط سه مرحله گفت' انا الله و انا الیه راجعون'، بعد از چند دقیقه تماس گرفتند که شما نیازی نیست تهران بیایید و خودمان شهید را به قم می آوریم.
مجری معروف: الان را نگاه نکنید من خیلی خجالتی بودم!
پخش شد، پدرم به من تلفن کرد و گفت : چی شده؟ چرا داری این کار را می کنی؟ چرا با نظام درافتادی؟ من رفتم مسجد همه می گویند پسرت با نظام درافتاده. بنده خدا مدام می گفت: این کار را نکنی و به نظام ضربه نزنی. من هم گفتم: نگران نباش پدر. به خدا اینطوری نیست. یا مردم که مرا بعد از اولین بخش صرفا جهت اطلاع در خیابان می دیدند، می گفتند هنوز زنده ای؟! لالایی محبوب ترین آیتم صرفا بود یکی از محبوب
علی مسعودی مرگ پدرش را هفت ماه از خواهرش پنهان کرد!
خندوانه که به خوبی درخشید و توانست با خاطرات و بیان خود، لبخند را به روی لبان مردم بیاورد که در ادامه، سین جیم این هنرمند را می خوانید. سین: مسعودی یا مشهدی؟ جیم: مشهدی، چون ناخودآگاه یاد امام رضا (ع) میوفتم و از طرفی خودم هم ارادت خاصی به ایشان دارم. سین: شغل پدرتون چی بود و حال و هوای فضای خانواده چگونه بود؟ جیم: پدرم با نقل مکان به شهر مشهد ساکن این شهر
بر لب دریای عشق
باره می گوید: این پیرغلام اهل بیت (ع)، اسوه اخلاص و اصالت بود که مداحان جوان باید از او درس بگیرند. به یاد دارم که سال ها قبل و در زمان حیات ایشان، در حسینیه ای منبر می رفتم و بعد از آن برای کسب فیض به بازار تهران می آمدم تا همراه چارپایه خوان های بازار باشم. آن زمان مردم به سمت دسته های عزاداری می رفتند تا گره های زندگی و معنویتشان را باز کنند. ما هم می ایستادیم تا هیئت قنات آباد به همراه حاج