سایر منابع:
سایر خبرها
کشف جسد نوجوان تبریزی مقابل مدرسه
فرزندش، تصریح کرد: با مشخص شدن علت مرگ فرزندم، اولاً می فهمیم چه بر سر فرزندمان آمد ثانیاً تجربه ای می شود برای مردم تا بدانند چگونه با فرزند خود رفتار کنند. اما مادر این نوجوان 13 ساله هم با بیان اینکه فرزند 13 ساله من از لحاظ جثه و رفتار مانند بچه های هفت ساله بود، گفت: محمد تا آن اندازه از لحاظ رفتاری کودک بود که خودم برایش لقمه می گرفتم و الان هم که به خاطر کرونا اصلاً از منزل بیرون
اگر کودکتان به کیفتان سرک می کشد
آنها دوست دارند هر جایی سرک بکشند و بفهمند داخل کیف و ساک و کشو و کمد چه خبر است. این رفتار شاید ابتدا قابل تحمل باشد اما به مرور مخصوصا وقتی پای غربیه ها به میان می آید، برای مادر مساله ساز می شود. در این باره با دکتر امیری، فوق تخصص روان پزشکی کودک گفتگو کرده ایم. خانم دکتر! آیا اینکه کودکان دوست دارند بدانند داخل کیف دیگران چیست، طبیعی اس
کووید- 19 دنیای قشنگ مدرسه را از بچه ها دزدید
سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: در ابتدا، پاندمی به بحران نگهداری از بچه ها تبدیل شد. مدرسه را امروز تعطیل می کردند و فردا هم ممکن بود تعطیل باشد. چه کسی باید کارش را کنار می گذاشت تا از بچه ها مراقبت کند؟ چه کسی باید همه قرارهایش را لغو می کرد؟ بعد معلوم شد قرار نیست مدرسه ها باز شود، یک هفته، شاید هم دو هفته، بعد شد یک ماه و در نهایت تا پایان سال تحصیلی. چیزی نگذشت که فهمیدیم از سفر های تابستانی هم خبری نیست. حالا تابستان به پایان رسیده و می بینیم بچه هایمان را از بسیاری چیز ها محروم کرد
دلم یک بالکن می خواهد
درست کرده بود. چرا؟ چون بچه هایش فروشگاه های بزرگ را دوست دارند و در این مدت به خاطر شیوع ویروس کرونا به این فروشگاه ها نرفته اند. توی خانه جوری برای بچه ها قفسه چیده بودند که بچه ها حس کنند واقعاً وسط یک فروشگاهند. زنی که دو فرزند دارد اما در خانه ای کوچک زندگی می کند به همین تفاوت ها اشاره می کند و به اینکه چطور برخی از خانه ماندن خوشحال و راضی اند: نمونه اش دخترعموی خودم با دو تا بچه اش
بازداشت 4 دانش آموز به اتهام ترویج تروریسم
: حدود ساعت 7 و ربع صبح دختر 13 ساله من در را به روی پلیس باز کرد. شماری از ماموران با صورت های پوشیده و مسلح وارد خانه شدند. پسر 10 سال هام هنوز در اتاقش خواب بود که به سراغش رفتند. پدر این کودک هم می گوید: عین تروریست ها با ما رفتار کردند. مادر دختر بازداشتی با انتقاد از ماجرا گفت: دختر من گفته است از سرنوشت ساموئل پتی ناراحتم ولی بهتر بود کاریکاتورها را نشان نمی داد. با وجود
از شهره تا نسیم/ نگاهی به دو رمان مریم جهانی
گیر ندارد با شخصیتی مواجه هستیم که از کودکی حمایت همه جانبه پدرش را داشته؛ پدری که همیشه به او می گفته: کاریه که می دانی درسته بکن. و آرزوی راننده شدن در دل دختر مش عباس صافکار همیشه شعله می کشید و این شوق را از انشایی که در مدرسه خواند به خوبی می شد دریافت. او دختر بچه ای عصیانگر هم بود: هیچکدام از بچه های محل جرات رفتن در خانه شان را نداشتند. همه می دانستند بابک چقدر خروس را دوست داشت. من اما
آتش زدن پسر هفت ساله به دست زن همسایه و دخترش | درخواست قصاص برای مادر و دختر سنگدل | خواهر امیرعلی خود ...
بازی در حیاط خانه شان در ماهشهر بود، ناپدید شده و آنها در این مدت به دنبال پیداکردن ردی از او بوده اند. آزمایشات پزشکی قانونی و بررسی های تخصصی، اظهارات این خانواده را تأیید کرد و معلوم شد که قربانی خردسال کسی جز امیرعلی نیست. اما چه کسی و با چه انگیزه ای او را به قتل رسانده بود؟ مادر امیرعلی در همان تحقیقات اولیه گفت که به زن همسایه شان مشکوک است. او توضیح داد: در همسایگی ما زنی به
چشم بسته به موفقیت رسیدیم
بهروز دکترای ادبیات فارسی و از معلمان موفق آموزش و پرورش استثنایی کشور است. اهل روستای ایوق از توابع شهرستان سراب هستند. در این روستا پیش از تولد بهمن نوزادی نابینا به دنیا نیامده بود. حتی 2 دختر خانواده افروز هم چشمانی سالم داشتند. اوایل پدر و مادر خانواده باور نمی کردند پسری که پس از سال ها چشم انتظاری خداوند به آنها بخشیده از نعمت بینایی محروم است، ولی وقتی متوجه شدند بهمن رنگ توپ
روایت فارس من | از رنجی که دانش آموزان افغان می برند
آمده بود جویای کار بچه اش شود. معلم پرسید چرا پسرت در شاد نیست؟ گفت چون گوشی نداریم. معلم گفت 3 میلیون بده و برای بچه ات یک تبلت بگیر. جواب داد من پول رهن خانه ام سه میلیون است. هزینه ها در تهران جوری بالا رفته که مجبور شده ام بروم خارج از تهران زندگی کنم، زن و بچه ام گلستان هستند و خودم اینجا کار می کنم. اگر سه میلیون داشتم که وضعم این نبود. همه اینها را با شرمندگی گفت. سوم| همکارم می
کرونا کنسل کرد، فضای مجازی جبران
دهلران تمام بچه های علاقه مند به داستان نویسی در استان را دور هم جمع کرد تا به صحبت های او در باره اصول داستان نویسی گوش دهند و با حوصله یک به یک داستان ها و دل نوشته های کودکان ونوجوانان را نقد و بررسی کند و راهنمایی های لازم را داشته باشد. به گفته ی این نویسنده از همان زمان کنسل شدن برنامه های حضوری بچه ها و مسئولین ایلامی همچنان ارتباط خود را با او زنده نگه داشته اند و مدام در ارتباط بوده اند
بچه های خودم از مسافرت هایی که می رفتم ناراضی بودند. پدرشان که شهید شده بود و مادرشان مدام از این شهر به ...
همسر یکی از رزمندگان در مراسم قرآن خوانیِ شب های جمعه که برای علیرضا می گرفتم، با سه بچه ی قدونیم قد آمد. حال روحی اش اصلاً مساعد نبود. گفت: شوهر من از برج 9 مفقود است. هیچ خبری ازش نیست. بس که غصه خوردم، شیرم خشک شده و شیر ندارم به بچه ام بدهم. مادر شوهرم اذیت می کند، حرف مردم اذیت می کند. مزاحم می شوند. از همه چیز و همه کس می ترسم. به کسی اعتماد نمی کنم . چه جوابی باید به این زن بی پناه
آتش زدن پسر هفت ساله به دست زن همسایه
دهد: با شنیدن این خبر داغم صدبرابر شد. درحالی که گریه می کردم با دخترم که در خانه بود، تماس گرفتم و گفتم که همه حرف هایش و خواب هایی که دیده بود، درست بوده است. بعد سوار ماشین شدم و به خانه مان در ماهشهر برگشتم اما وقتی رسیدم دیدم که آمبولانس مقابل خانه مان است. دلم ریخت و دوان دوان خودم را به خانه رساندم. دختر 18ساله ام خودش را حلق آویز کرده و به زندگی اش پایان داده بود. او نوشته بود حالا که بعد
عاقبت سهراب، هاشم، نغمه و آرزو از زبان بازیگرانشان/ از سرنوشت فصل چهارم دارد؟
می کنی که وارد سینما شوی. چون معتقد بود که بازیگری حرفه ای است و بچه بازی نیست. ما هم دو هفته با آقای نعمت الله صحبت کردیم، تمرین کردیم، از من تست گرفتند و پذیرفتند که می توانم در شعله ور حضور داشته باشم. شما چه کاری انجام می دهید تا به این هدفتان یعنی گذشتن از دیوار پدر برسید؟ دارا حیایی: انگیزه، تلاش و از همه مهم تر صبر به من کمک می کند تا به هدفم برسم. می توان گفت که دارا حیایی
بازماندن از تحصیل،در کمین دانش آموزان روستایی فارس
که تعداد دختران دبیرستانی هم بیشتر می شود و باید دید اوضاع آن زمان چگونه است. عضو شورای اسلامی روستای جوزاربکش، تصریح کرد: روستا مانند شهر نیست، برای دختر بچه ها خیلی سخت است در زمستان و در مسیرهای نامناسب بروند مدرسه، گاهی سرویس نمی آید گاهی هم هزینه بیشتری می گیرد که در توان برخی خانواده ها نیست، به همین دلیل خطر بازماندگی از تحصیل برای دخترها بیشتر از پسرها وجود دارد. همه
7 روش درمانی حذف ناسزا گویی کودکان
زیاد هم برایمان پیش می آید اینکه اضطراب ها و ناراحتی هایمان را سر بچه ها خالی کنیم، خودمان فحاشی کنیم یا اینکه مدام به بچه ها گله کنیم که چرا کارهایشان را انجام نمی دهند همه این ها شرایط اضطراب زایی برای کودکان محسوب می شوند. حال از علل ایجاد این مسئله که بگذریم تصمیم داریم چند روش درمانی موثر و کاربردی برای از بین بردن فحاشی کودکان را آموزش دهیم: *1- خودمان ناسزاگویی را ترک کنیم
نان آور کوچک
کرده و به روستا رفته است و من مجبورم سکوت کنم. زنگ تفریح اما از همه چیز بهتر است چون مدرسه ی ما هیچ رنگ آمیزی و طرحی ندارد و من و بچه ها می توانیم یک دل سیر یکدیگر را کتک کاری کنیم و بعد مدیر مدرسه ما را از هم جدا کند و ما در خستگی تمام به سیم برق-کشی مدرسه زل بزنیم و یک دل سیر بخندیم که مدرسه کنتور برق نداشته و مدیر مدرسه یک سیم غیرمجاز وصل کرده است بلکه کلاس ها برق داشته باشند." وارد
به روح الله گفتم خوب شد شهید شدی
است، که مثل خودم در یک خانواده نظامی و انقلابی بزرگ شده است، تنها با این تفاوت که در زمانی که بیشترین نیاز را به مادرش داشت ایشان را از دست داده است. مادر آقا روح الله وقتی بیمار و در بیمارستان بستری بودند با دخترخاله مادر بنده دوست بودند و مادر ایشان به دوستشان همان زمان سفارش می کنند هر زمان خواستی برای پسر خودت آستین بالا بزنی به فکر روح الله هم باش در نتیجه دخترخاله مادر بنده روی همین
از بهترین روش های کسب و کار در دنیا، کار خانوادگی است/ در پنجاه سالگی قوی ترین زن جهان خواهم شد
ساعاتی از روز را پیش دیگر مراقبین باشد اما در نهایت با شیوه والدین و نوع تربیت خانواده خودش بزرگ بشود. من مادری را برای خودم اینطور تعریف نکردم که صفر تا صد کارهای بچه را خودم انجام بدهم و خودم را کامل در اختیار فرزندانم قرار بدهم. من از کمک دیگران برای بزرگ کردن بچه ها استفاده کردم و به همین خاطر توانستم جایگاه اجتماعی خودم و جایگاه شغلی خودم را هم داشته باشم. خیلی ها می گویند این شعار اس
اصفهان| خوب و بد آموزش مجازی دانش آموزان در دوران کرونا/ افت سرعت و قطعی اینترنت صدای همه را درآورد
چون تازه آموزش مجازی را آغاز کرده بودیم با مشکلاتی روبرو بودیم، این نا آشنایی نگرانی و استرس را هم در ما زیاد کرده بود. اما پس از مدتی متوجه شدیم که کار سختی نیست و می توانیم به خوبی در کنار بچه هایمان از این شیوه استفاده کنیم. سپیده مادر دو دانش آموز دیگر اظهار داشت: ما از اسکای روم استفاده می کنیم، اگر اینترنت قطع نشود هیچ مشکلی ندارد و آموزش ها به خوبی و چهره به چهره انجام می شود
ناگفته های قاتل خونسرد از راز پنهان مرگ شیما
به گزارش تابناک به نقل از رکنا، صبح روز 26 مرداد ماه سال گذشته 15 ساله از خانه شان در شرق تهران خارج شد و خانواده اش که چند ساعتی از ناپدید شدن دخترشان نگران بودند منتظر تماس شیما بودند. عصر همان روز تلفن خانه به صدا در آمد و مادر شیما صباگردی مقدم تلفن را برداشت و وقتی صدای دخترش را شنید با گریه و التماس از شیما خواست تا به خانه بازگردد و دختر نوجوان نیز وقتی صدای گریه مادرش را شنید
زوج آمریکایی بعد از 14 پسر بالاخره دختردار شدند!
+تصاویر مگی جین چهارشنبه شب در بیمارستانی در شهر فرد رپیدز، نزدیک دریاچه میشیگان به دنیا آمد و وزن او 3/4 کیلوگرم بود. نکته عجیب این ماجرا این بود که این دختر کوچک پانزدهمین فرزند این خانواده بزرگ آمریکایی است. عجیب تر اینکه تمام فرزندان قبلی این خانوده، یعنی 14 فرزند دیگر، همگی پسر بودند. مادر این نوزاد دختر می گوید: مگی زیباترین هدیه ای است که خداوند به ما بخشیده است. پدر او هم به خبرنگاران گفت: ما از پیوستن مگی جین به خانواده خود بسیار هیجان زده هستیم. انتهای پیام/ ...
خانم گل تهرانسر
با عشق و علاقه فوتبال بازی می کنند. بیشتر دیدن این شور و اشتیاق مرا جذب خود کرد و خیلی به اینکه کدام بهتر بازی می کنند، توجه و تمرکز چندانی نداشتم. به هرحال، در بین این همه بانویی که در تهرانسر و منطقه 21 یا دیگر محله ها و مناطق به فوتبال علاقه دارند، بی تردید استعدادهایی هم پیدا می شود و دست کم چند نفری می توانند در این رشته موفق باشند. البته این به شرطی است که توجه کافی در حوزه ورزش بانوان وجود
مشکل بزرگ در مورد فرزندخواندگی فرهنگ جامعه است
خود فرد است. محل زندگی آن فرد چگونه است؟ کار پدرش چگونه است؟ مادر چقدر وقت دارد؟ همه این مسائل را مددکار با دقت می بیند. این قسمت کوچکی است که مددکار بررسی می کند. نگاه می کند آیا مادر واقعا آن عشق و علاقه را دارد و بچه را می خواهد یا فقط می خواهد یک بچه در خانه داشته باشد؟ آیا آمادگی پذیرش یک بچه را که بتواند با او سر و کله بزند دارد؟ نگاه اقوام به او چیست؟ معمولاً اگر درست کار کنند 7
چکار کنیم که فرزندان مان پرتوقع نشوند؟
و کارهای شخصی بچه ها را نیز خود انجام می دهند. پدر به فرزندش می گوید: برو نان بخر مادر می گوید: نه هوا سرد است، بچه ام سرما می خورد.بچه ام خسته است. گناه دارد! خودم می روم!! گاهی هم والدین به این جهت که پسرم یا دخترم، درس و کنکور دارد کوچکترین مسئولیتی به او نمی دهند و حتی سینی آب و غذا و آبمیوه برای فرزندشان می برند و می آورند. روشن است که چنین حمایت ها و محبت های بی جا و افراطی، اولاً اعتماد به
حیدر برای همرزمانش مثل پدر بود
، مرا به شک انداخت. چون دایی گفته بود حال پدر خوب است تصور نمی کردم که برای او مشکلی پیش آمده باشد. کمی گذشت. دایی زودتر از روز های دیگر آمد خانه و گفت: حاضر شوید برویم خانه تان! خوشحال شدم. فکر کردم که پدر و مادرم از تهران برگشته اند. چیزی هم نپرسیدم. سر کوچه که رسیدیم، پارچه های سیاهی که به در و دیوار زده شده بود، نگرانم کرد. با خودم فکر کردم شاید سالگرد عموابراهیم است. با اینکه بچه بودم، نمی
دورهمی به صرف کووید
شدن مادر در آی سی یو و مبتلا شدن چند خانواده به کرونا نتیجه تلخ دورهمی آنها است. می گوید ای کاش کسی به ملاقات پدرم نمی آمد تا شاهد این روزهای تلخ نباشیم: همه چیز از مریضی پدر شروع شد. تشخیص پزشکان تومور مغزی بود و باید در بیمارستان بستری می شد. بعداز بستری و آزمایش و سی تی اسکن از مغز، مشخص شد با چند روز دارو درمانی تومور از بین می رود و نیازی به عمل جراحی نیست. بعد از یک هفته پدر مرخص شد
30 روز روزه استیجاری با یک کلیه | روایتی عجیب و واقعی از یک مادر
را هم بین این دیوارها رقم بزند. همین طور غرق در افکار خودم هستم که صدای حرف زدن زنی نظرم را جلب می کند، او هم یک ملاقاتی پای دیوار است که با مریضش حرف می زند، تا نزدیکش می روم و پسری جوان را آن سوی شیشه می بینم، با صدای بلند می گوید اینجا کرونا آمده زودتر کارهای ترخیص را انجام بده، زن بین خنده و گریه می گوید: تو که هر روز خودکشی می کنی حالا از کرونا ترسیدی؟ پسر با همان حالت وحشت زده
توران خانم، دنیای خودش را با دنیای کودکان گره زد
جایگاه یک انسان - و بیرون از خانه، توران خانم الگو بودند. مثلا در تماشای شکوه درختی که می بینید دیگر نمی گویید چه نوع درختی است و چند متر است و چند شاخه دارد، بلکه برایتان موجودی است استوار و در تماشا با شکوهی روبه رو هستید. این دو، واقعیت های مقابلم بودند. ابتهاج ادامه داد: توران خانم برایم ایران است. چون او از سن کم به ما منتقل کرد، مدرسه را، زمین و ساختمان آن را و حتی بچه ها را دوست
چگونه از تئاتر کمدی به تروریست داعشی رسیدم/ سختی های بازی در نقش بمب گذار تئاتر شهر برای یک عشق تئاتر!
معظمی هستند معرفی شدم. جالب است که در همان روز اول، آقای معظمی از این که من، بیشتر کار کمدی کرده ام استقبال کرد و گفت این یک امتیاز است و بازیگران کمدی اگر انرژی بیشتری بگذارند می توانند از پس نقش های جدی و خشن هم به خوبی برآیند. فکر می کنم عشق به بازیگری و علاقه این نقش را در چشمان من دید و آن را به من سپرد. هر بازیگری باید خودش نقش را بسازد و آن را حس کند تا به دام کلیشه نیفتد