30 روز روزه استیجاری با یک کلیه | روایتی عجیب و واقعی از یک مادر
سایر منابع:
سایر خبرها
با لحاف دوز 73 ساله و فراری از بازنشستگی/خدای کوک های زعفرانیه و خلازیر یکی است
چه احوالی دارد. یکبار یک خانمی تعدادی تشک آورد بدوزم. تعدادشان یکی کمتر از تعداد اعضای خانواده بود. متوجه شدم فقط تشک خودش و بچه ها را نونوار کرده. معتقد بود نباید به مرد جماعت زیادی محل داد چون روی او زیاد می شود. از همین راهنمایی ها صد من یک غاز کوچه بازاری. دیدم زن بیچاره بدجور راه زندگی را اشتباه رفته، پدرانه نصیحت کردم اما فایده نداشت. دفعه بعد گفت که همسرش شب ها دیر به خانه می آید، دعوایشان
سرنوشت نوزادان معتاد؛ رها شدن؛ خرید و فروش، تن فروشی!
اخیر بارداریش به خانه سپید یا همان شلتر زنان آمده، از مینا می پرسم حالا می خوای با این بچه چکار کنی؟ چرا سقطش نکردی؟ دستی به شکمش می کشد و می گوید: اول اینکه تا قبل از 5 ماهگی نمی دونستم باردارم، وقتی هم که فهمیدم اصلا نمی دونستم کی و کجا و با کی؟ حدس می زدم مال مردی که باهاش یه مدت زندگی کردم باشه، مرده هم معتاد خراب بود و منو ول کرد رفت. زن های مثل من متوجه بارداری شون نمیشن، تنها راه تشخیص
پای درد و دل زنان معتاد| از عقیم سازی تا تجاوز
اگر یکبار بیان شوش و هرندی و ببینن چطور بچه های کوچیک که حتی پدرشون هم معلوم نیست، پایپ به دست مواد می کشن و گدایی می کنن و شبانه روز بین این مرد و اون مرد دست به دست میشن و هزار جور بیماری دارن، دیگه نمیگن چرا باید حق مادری رو از زن کارتن خواب بگیریم. کدوم حق؟ کدوم مادری؟ چرا نمیان توی این پاتوق ها و گرمخانه ها بگردن و نظر خود ما رو بپرسن؟ چرا در مورد مهم ترین بدبختی ما کسایی تصمیم می گیرن که حتی
ما را به جرم پدر کیفر نکنید
است. باورش نمی شد همسرش، مردی که روزگاری به خوش نامی معروف بوده حالا به دام بداقبالی افتاده و باید به جرم حمل مواد مخدر و به حکم اعدام از این دنیا برود و خلاص. وقتی حکم اعدام شکست زن، دستش به زمین و آسمان بود تا اینکه حکم شوهرش شکست. مرد خانه به 30 سال حبس محکوم شد. از همان روز زهرا خانم عزمش را جزم کرد تا از این فرصت دوباره ای که خدا به او داده، استفاده کند. بهانه دیگری برای
جزئیاتی از زندگی و مرگ تلخ خانواده ایران نژاد
شدند اما هنوز دو نفر در بخش آی سی یو بستری هستند. مراسم عزاداری بالای پشت بام سه روز از حادثه گذشته بود که مراسمی برای خانواده ایران نژاد در خانه پدری برگزار شد اما به علت وجود کرونا این مراسم در مسجد گرفته نشد. علی می گوید: بالای پشت بام خانه مان فرش و حصیر انداختیم. مردها بالای پشت بام و زن ها در حیاط همسایه فاتحه خواندند. در فضای باز عزاداری شد تا کسی بیمار نشود
مادر، انتقال دهنده ارزش های تمدن به نسل بعد و پیشگام رهبری تمدن اسلامی است
، انتقال ارزش های تمدن به نسل بعد توسط آنها در جایگاه مادر خانواده است و در حقیقت تربیت در تمدن یک فرآیند است که مادران می بایست این فرآیند را هوشمندانه تدبیر و با نیازهای روز تلفیق کنند و لذا بانوان در تدوین و تداوم تمدن ها نقش محوری دارند. وی با اشاره به فرموده حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر اینکه زن مربی جامعه است، افزود: زن مربی پایه در تمدن سازی است و می تواند با الگودهی، جامعه را به
کودکان کار پشت چراغ قرمز کرونا
شود با التماس و خواهش از او می خواهد که یک بسته آدامس از من بخر. اما رعایت پروتکل بهداشتی در میان این کودکان هیچ معنایی ندارد و کودکان بدون ماسک و دستکش در خیابان ها هستند. از او می پرسم چرا آدامس می فروشی تو باید الان درس بخوانی می گوید پدرم دو سال است که ما را ترک کرده است من و مادر و خواهر بزرگترم هم هرکدام برای سیر شدن شکم مان کار می کنیم ، بعد با لحنی ناراحت کننده می گوید من که بعضی
5 ماه تلاش برای اجرای نقشه یک قتل
که باید اثر نکرده بودند. روز حادثه چه شد؟ از شب قبل از قتل به پشت بام خانه شان آمدم و منتظر ماندم. حدود ساعت 9 یا 10 صبح روز بعد منیژه به سراغم آمد و گفت موقع مناسبی برای اجرای نقشه مان است. او وارد آپارتمان شد و در را باز گذاشت و من هم چند دقیقه بعد رفتم و با دو ضربه چاقو به گردنش او را کشتم و از خانه بیرون آمدم. بعد از قتل کجا رفتی؟ به شهرستان محل زندگی ام. در این مدت هم
انتشار سری اول مجموعه پوستر های خانواده ایرانی
می گیرد. بیانات مقام معظم رهبری در خطبه ی عقد مورخه ی 26/1/1377 ظرافت زنانه برای یک مرد بزرگ، این همسر کاری را می کند که مادر برای یک بچه ی کوچک آن کار را می کند؛ و زنان دقیق و ظریف به این نکته آشنا هستند. اگر این احساسات و این عواطف محتاج وجود یک محور اصلی در خانه – که آن خانم و کدبانوی خانه است – نباشد، خانواده یک شکل بدون معنا خواهد بود. (04.10.1370) دیدار با اعضای شورای فرهنگی، اجتماعی زنان
بچه های خودم از مسافرت هایی که می رفتم ناراضی بودند. پدرشان که شهید شده بود و مادرشان مدام از این شهر به ...
همسر یکی از رزمندگان در مراسم قرآن خوانیِ شب های جمعه که برای علیرضا می گرفتم، با سه بچه ی قدونیم قد آمد. حال روحی اش اصلاً مساعد نبود. گفت: شوهر من از برج 9 مفقود است. هیچ خبری ازش نیست. بس که غصه خوردم، شیرم خشک شده و شیر ندارم به بچه ام بدهم. مادر شوهرم اذیت می کند، حرف مردم اذیت می کند. مزاحم می شوند. از همه چیز و همه کس می ترسم. به کسی اعتماد نمی کنم . چه جوابی باید به این زن بی پناه
چرا همسرت از فرزندت مهم تر است
در طول روز به دلیل تمرکز روی کارها یکدیگر را ندیده ایم و ما نیاز داریم که با هم تنها بوده و با هم صحبت کنیم و دخترانمان با چشمهای غمگین به اتاقهای خود می روند. صادقانه بگویم که این یک قانون در خانواده ما بوده و هست . ما 15 سال است که پدر و مادر شده ایم و هیچ وقت چنین چیزی را ندیده ایم که فرزندان ما تمام وقت ما را گرفته باشند .البته این را یادآور شوم که واقعاً در 24 ساعت روز ما
از بهترین روش های کسب و کار در دنیا، کار خانوادگی است/ در پنجاه سالگی قوی ترین زن جهان خواهم شد
گروه خانواده؛ نعیمه موحد: شرکتی که یک خانم رئیس هیئت مدیره آن است آنقدرها هم متفاوت با مابقی شرکتها به نظر نمی رسد به جز اینکه از اتاق جلسات صدای پرحرارت و اقناع گر یک خانم بیرون می آید. نسیم توکل را بعد از خستگی یک جلسه طولانی ملاقات کردم. درحالی که هنوز سرحال بود و آماده بود برایمان از روزگار زنی بگوید که یک دهه شصتی، مادر سه فرزند، رئیس هیئت مدیره یک شرکت تامین قطعات الکترونیک و دارنده دو
دورهمی های خانگی و مهمانی هایی که در آن با "کرونا" پذیرایی می شود
خانواده ای هستند که در یک دورهمی به کرونا مبتلا شدند. حسرت پدر شدن، بستری شدن مادر در آی سی یو و مبتلا شدن چند خانواده به کرونا نتیجه تلخ دورهمی آنها است. می گوید ای کاش کسی به ملاقات پدرم نمی آمد تا شاهد این روزهای تلخ نباشیم: همه چیز از مریضی پدر شروع شد. تشخیص پزشکان تومور مغزی بود و باید در بیمارستان بستری می شد. بعداز بستری و آزمایش و سی تی اسکن از مغز، مشخص شد با چند روز دارو درمانی تومور از بین
بی دفاع در تیررس کرونا
همدان کار می کرد و سال ها بهیار بخش روانپزشکی زنان بیمارستان بود؛ بخشی که به کادر درمان لباس های حفاظتی مثل آنچه بر تن سایر پرستاران بخش های کرونا می بینیم، داده نمی شد و تنها به تحویل یک ماسک و دستکش اکتفا می کردند. همین هم شد تا ارتباط نزدیک فیزیکی با بیماران بخش روان، زن پرستار را درگیر بیماری کند و جانش را بگیرد. زهرا موسوی روز دوشنبه در آی سی یوی بیمارستان بستری بود، حرف می زد و حال خوبی
به روح الله گفتم خوب شد شهید شدی
اما حالا و بعد از گذشت پنج سال بهترین خاطراتم با آقا روح الله همان زمانی است که برای اولین بار دیدمش و به دلم نشست و سخت ترین خاطره ای که با آقا روح الله دارم به همان روز باز می گردد که خبر شهادتش را برای من آوردند. ورود شما به حیطه آگاهی درباره فتنه بزرگی که در سوریه اتفاق افتاد به چه شکل بود؟ و اصولاً آیا کنجکاوی و دغدغه مندی خودتان باعث می شد پیگیر جریانات جاری در این کشور باشید یا از
حمایت بانوان از کالای داخلی می تواند انقلابی در تولید ملی ایجاد کند/ کارآفرینی و فعالیت اقتصادی را به ...
گروه زنان و خانواده-رجانیوز: در سال های اخیر و با توجه به وضعیت اقتصادی موجود، حمایت از تولید ملی موضوعی حائز اهمیت است. کشورهای صنعتی بزرگ مثل ژاپن و آلمان، در یک دورۀ ده پانزده ساله از تولیدات خود هرچند با کیفیت پایین حمایت کردند تا اکنون به کیفیت قابل قبولی رسیده اند. در همین خصوص رجانیوز با سرکار خانم مطلق مسئول فروشگاه خانۀ ایرانی گفت و گو کرده است. خانم مطلق در این خصوص معتقد است
پارسال، زندگی جور دیگری بود
مریم طالشی | برای دخترک 9 ساله حالا تمرین تئاتر مثل رؤیایی دوردست است. گاهی مادر می بیند که دارد توی اتاقش برای عروسک هایش نقشی را بازی می کند. سعی می کند روی دیالوگ ها تمرکز کند و آن ها را به یاد آورد. هم نقش خودش را بازی می کند و هم نقش دیگر همبازی هایش را که حالا مثل او خانه نشین شده اند. بچه ام تمام عشقش همین کلاس های نمایش بود. قول داده بود آنقدر درسش را خوب بخواند که در طول سال
روایت زندگی ملای مکتب خانه و یکی از اولین آموزشیاران نهضت سوادآموزی
آموزش، تدریس سنتی بود. بچه ها دور ملا می نشستند و با خواندن و تکان های موزون سر و گردن یاد می گرفتند. مکتب خانه ها کار خود را با عم جزء شروع می کردند. کودکان در روز اول ورود به مکتب خانه بسم ا... الرحمن الرحیم را یاد می گرفتند و روز های بعد شکل و اسم حروف عربی را. بعد آموزش الفبا این حروف با حرکات زبر، زیر، پیش (فتحه، کسره، ضمه) یاد داده می شد و بعد آن ابجد بود و سوره های کوچک جزء سی ام قرآن. تمام
مسئولیت زنان خانه دار در شرایط کرونایی سبک تر شده یا سنگین تر؟
همه امور برسد. وی، تقسیم کار در منزل و همراهی و همکاری سایر اعضا در برداشتن بار از دوش مادر را بسیار با اهمیت دانست و گفت: مشارکت عامل کاهش استرس خواهد بود در غیر این صورت بی توجهی به مادر خانه دار، او را خسته و ضعیف و آماده دریافت هر نوع بیماری جسمی و روحی می کند زیرا کرونا به تنهایی انرژی زیادی از او می گیرد حال اگر دغدغه عدم همکاری سایر اعضای خانواده را داشته باشد دیگر توانی برایش نمی
تیرباران طیب به روایت یک شاهد عینی
به گزارش نباء خبر،موقع اعدام هم طیب شاد و خندان بود. زن و بچه هایشان هم پشت نرده ایستاده بودند و اطرافشان پر بود از نیرو های امنیتی! همه سرهنگ ها بودند. یادم هست سرهنگ احترامی ناراحت بود و گریه می کرد! موقعی که سرباز ها چمباتمه زدند که شلیک کنند، طیب داشت می خندید! ابوالقاسم بیدگلی در سال 1342 در زندان قصر مشغول خدمت بوده و طی آن امام خمینی را در روز اول بازداشت و نیز شهیدان طیب حاج
حیدر برای همرزمانش مثل پدر بود
سرویس ایثار و مقاومت جوان آنلاین: هر کس نمی دانست فکر می کرد سیدحیدر و سیدابراهیم با هم دوقلو هستند. هر دو برادر جوشکاری می کردند. هر دو از شاگردی شروع کردند تا استاد شدند و با هم مغازه زدند. پشت هم ایستادند و هم دل و همراه بودند. دو قطعه زمین کنار هم خریدند و خانه ساختند. یکی می رفت جبهه و آن یکی کار های هر دو خانواده را سر و سامان می داد. مردم هم راضی بودند. با برادرش سیدابراهیم نوبتی می رفتند
همه بارِ روستا بر دوش زنان خانیک بود
غوزه جدا می کردند. مرحله بعدی حلاجی و ریسندگی بود. نخ که آماده می شد، رنگش می کردند و به کارگاه های بافندگی می بردند تا پارچه مطلوب و دلخواهشان را ببافند. در هر خانه ای دست کم یک کارگاه بافندگی بود که به آن تون می گفتند. رنگ پارچه ها هم طبیعی بود و از پوست و میوه و برگ درختان یا مواد کانی تهیه می شد. بعد از مهیا شدن پارچه، مرحله خیاطی فرامی رسید که این هم بیشتر برعهده زن ها بود. برای اعضای
مشکل بزرگ در مورد فرزندخواندگی فرهنگ جامعه است
از خیابان پیدا کرده اند، دو یا سه سال طول می کشد تا این بچه را بگیرند. بزرگترین مشکلی که با این خانواده ها برخورد می کنیم این است که در اوایل خیلی مشتاق هستند، اما به مرور از اشتیاق آن ها کاسته می شود. دومین مشکل با فامیل خودشان است. یعنی این بچه در خانواده آن زن یا مرد مورد قبول قرار نمی گیرد. بر فرض وقتی این بچه در دو سالگی به خانه خاله اش می رود. اگر با بچه خاله اش احیاناً دعوا کند
سه قلو های پنجتن در ماراتن زندگی
باشی تا بفهمی حرف این 9 ماه که می شود، لحظه به لحظه اش یعنی چه. انتظار تمام شد و موعد مقرر رسید. خدا لطفش را در حق زندگی من و همسرم تمام کرد. بچه ها 20 شهریور به دنیا آمدند؛ گرچه بازهم پشت در های بسته برای کمک حداقلی ماندیم. حالا همه مرا مادر سه قلو ها صدا می زنند. با هرکس صحبت می کردیم، می گفت پدر جوان و مادر جوان این حرف ها را ندارد. شما قضاوت کنید که وضعیت برای ما چقدر سخت است. حالا
روش های کنترل احساس گناه در دوران شیوع کرونا
. احساس گناه می کنم که در طول روز با بچه هایم بازی نمی کنم. من احساس افتضاحی دارم که والدینم در حال حاضر نمی توانند من و فرزندانم را ببینند. من سرشار از گناه هستم، زیرا بچه هایم بدبخت به نظر می رسند. احساس بدی دارم که نمی توانم در خانه سالمندان به ملاقات والدینم بروم. 3. شما قادر به کمک به دیگران نیستید به دلیل قوانین فاصله اجتماعی، کمک
10 نشانه خیانت زنان به مردان و بررسی دلایل خیانت
شود. همچنین تعداد کم دفعات رابطه جنسی، امتناع شوهر از برقراری رابطه جنسی، ناتوانی جنسی شوهر، تحقیر زن به خاطر داشتن میل جنسی زیاد، میل جنسی زیاد زن و ناتوانی مرد در برآوردن نیاز های جنسی زن، گاهی اوقات خیانت زن را دربر دارد. 2. تاثیر تفاوت های فردی بین زن و مرد بر خیانت زنان وجود تفاوت و ناسازگاری در جنبه های شخصیتی زن و مرد از عوامل روی آوردن زنان به روابط خارج از خانه است که شامل
نسخه ای برای نجات خانواده
شفاآنلاین اجتماعی از ابتدای فروردین 99تا 20مرداد که حواس همه ما پی ویروس کرونا و گرفتاری هایش بود، 34هزار و 457نفر در کشورمان طلاق گرفتند. در این پنج ماه چند برابر این عدد نیز در قالب پدر و مادر و اعضای خانواده، زوج ها درگیر تنش و اعصاب خردی شدند و یک جماعت آسیب پذیر به نام فرزند نیز به جمع بچه های طلاق پیوستند. آمارهای ثبت احوال کشور دراین باره هولناک است. در این پنج ماه زن هایی که مطلقه شده اند
قلب پلیس تهران برای رؤیای علی تپید!
، انگار دنیا روی سرم خراب شد که مگر بچه من دچار چه مشکلی ست که باید او را اینجا بیاورم. به لطف خدا؛ محیطی که رفتیم، بسیارخوب بود و کادر آنجا با همه مثل خانواده خودشان رفتار می کردند؛ ازاین رو، زود آن حس ترس از بین رفت. بعد از چندماه پرسیدم چرا علی چیزی را به سمت دهانش نمی برد؟ خانم کاردمان، او را تست کرد و گفت که باید به گفتار درمان مراجعه کنید. روز اول گفتاردرمانی بماند که چه حالی شدم؛ و این مرحله به