بنری که یک اعدامی را حافظ و معلم قرآن کرد
سایر منابع:
سایر خبرها
از سیستان تا خوزستان، همه جای ایران جبهه رزم بابا بود
پدرم را غرق بوسه کردم که وقتی از خواب بیدار شدم گرمای بوسه را احساس می کردم. خیلی جا ها مشکل پیش می آمد سر مزارش می رفتم و می گفتم پدرجان! می گویند شهدا زنده اند پس چرا شما کاری برای من نمی کنید! شاید باورتان نشود وقتی از اسلام آباد به تهران برمی گشتم یک روز بعد مشکلم حل می شد. در تمام لحظاتی که کمک می خواهم یاری ام می کند. همانطور که قرآن می فرماید شهدا زنده اند و نزد خدا روزی می خورند. روز تولد و
در گفت وگو با خانواده طلبه شهید بررسی شد: زندگینامه طلبه شهید علیرضا زالی/ مثل یک شهید زندگی کن
و ناظر برکردارِ ما نسل بازمانده غفلت زده است. وصیت نامه شهید: از شما می خواهم شرح خطبه همام شرح صفات متقین که در نهج البلاغه است، به دقت بخوانید و سعی کنید که حتماً بدان عمل نمایید. به عقیده من برای رسیدن به سعادت ابدی عمل به همین نکته کافی است، بنابراین سعی کنید همه دستورات این خطبه را در زندگیتان به اجرا در آورید. همچنین جهاد با دشمنان خدا را فراموش نکنید. ما اینجا شاهد
حاج محسن عسکری مداح آذری زبان درگذشت
.... این پیرغلام و شاعر اهل بیت علیه السلام در این باره می گفت: چیزی که عامل اصلی توفیق من در نوکری امام حسین علیه السلام است جوان مرگ شدن مادرم بود. 7 ساله بودم که مادرم بر اثر بیماری سرطان به رحمت خدا رفت. بی مادری باعث شد که بیشتر به مجالسی بروم تا عقده دل را باز کنم و سبک شوم. به امام حسین علیه السلام و هیأت پناه بردم و الحق که جای درستی بود. مرحوم عسکری درباره آخرین آرزوی زندگی اش می گفت: دوست دارم و امیدوارم که لحظه مرگم آقا به استقبالم بیایند و من هم بلند شوم و بگویم آقا ممنونتم. 50 سال است که می خوانم و حالا مزد این ها را می خواهم. ...
روایت زندگی حامد علیزاده، جودوکاری که 2بار المپیکی شد
بزرگ تر بود. همان ها را پوشیدم و آستین هایش را بالا دادم و پاچه شلوارش را هم چند بار تا دادم. بچه ها به من می خندیدند. همان ها را، ولی به لطف خدا زیر 30 ثانیه ضربه کردم. بعدش همه می گفتند: حامد بیا، بیا لباس من را بگیر مسابقه بده! قبلش هیچ کدامشان من را آدم حساب نمی کردند، ولی بعد همه رفیق شدند. این ها همه لطف خداست. بعد که من اول شدم مسئولان مسابقه فهمیده بودند که من لباس ندارم. به ایشان گفته
راههای نزدیک شدن به خدا
اسْتَکْثِرُوا مِنْهَا وَ تَقَرَّبُوا بِهَا : امر نماز را به عهده بگیرید و آن را حفظ کنید؛ زیاد نماز بخوانید و با نماز خود را به خدا نزدیک کنید . روایات، نزدیک ترین حالت بنده به پروردگار را حالتی معرفی کرده اند که او در سجده با خدای خود راز و نیاز می کند. در کتاب الکافی، کامل الزیارات ابن قولویه قمی، کتابُ مَن لایَحضُرُه اَلفَقیه و ثواب العمال، شیخ صدوق از امام صادق(ع) روایت کرده است که حضرت فرمود
روایت همسرانه فرمانده شهید حزب الله؛ از انصار الخمینی لبنان تا دسته گل ایرانی شهید وهب
داری؟ ، گفت: کاری پیش آمد و تأخیر داشتم. ، گفتم: وقتی مأموریت در مبارزه با اسرائیل داری با لباس نظامی برو. در هفته دوم صبح بیدار شدم و نماز صبح خواندم و صدای بمباران شنیدم، رفتم ببینم همسرم چه چیزی پوشیده و دیدم کفش زمستانی را به پا کرده است، گفتم الحمدلله لباس گرم پوشیده است و خدا بخواهد بازمی گردد . بعد از بیدار شدن بچه ها به سوی مدرسه حرکت کردیم، در راه به بیمارستانی رسیدیم که دیدم
آیات مربوط به حضرت عیسی علیسه السلام
داده است. (مریم:30). وجعلنی مبارکا این ما کنت و اوصانی بالصلاه والزکاه مادمت حیا؛و[خداوند] مرا موجودی پربرکت قرار داده است؛ درهر جا که باشم و مرا به نماز و زکات سفارش کرده ، تا زمانی که زنده ام .(مریم:31). والسلام علی یوم ولدت ویوم اموت ویوم ابعث حیا؛سلام و درود خدا برمن باد، آن روز که متولد شدم، آن روز که می میرم وآن روز که زنده بر انگیخته می شوم. (مریم:33). قولوا امنا بالله
زیستن به سبک کتاب بهشت خانواده
ناشنوایان لبخندی است که بر صورت نقش می بندد. بدون تأمل ماسک را از صورتم برداشتم تا لبخند معنی دار مرا ببیند و متوجه شود که مشتاق هم کلام شدن با او هستم. چین هایی که گوشه چشمان مهربانش نقش بست نشان از لبخند متقابلی داشت که جواب لبخند من بود. در فکر بودم حالا که ارتباط نگاهمان برقرار شده چطور می توانم با او هم کلام شوم که متوجه شدم دختر جوانی به عنوان مترجم با او همراه است. حالا می توانستم از حضورش
شیمیایی + کرونا = ؟!
) بود وشاید با کوید 19 و مردنم بالاخره به آرزویم برسم چند سال بدنبال افرایش مجروحیتم از ناحیه پوست وپا با همه مدارک قانونی بودم اما بودم هیچ درصد اضافه وتغییر درصد شدم شاید این 19 به فریادمان برسد تا کار این مسئولان را راحت تر کند. جهت اطلاع جانبازی وکد جانبازی هیچ استفاده ای نداشته و ندارد و هیچ دردی نمی خورد. نه حق وحقوقی داشته و نه اصلاً خواهد داشت و برای خودم و خانواده ام مفید نبوده 15 درصد جانبازی را پس بگیرد نخواستیم دنیا و آخرتمان را با 15 درصد معاوضه کردم. افسوس و هزار افسوس چگونه جواب شهدا رابدهم شرمنده ام. با سپاس ...
پندارهای طبری!
آقای اکبر طبری که فقط به واسطه محکومیت در یکی از پرونده های مفتوحه اش به 59 سال حبس محکوم شده (که 31 سال آن اجرایی خواهد شد ) و منتظر فرجام در دیوان عالی است در جوابیه ای که از زندان اوین به مطلب یکی از روزنامه های صبح نوشته است برای نخستین بار به نحوه دستگیری اش اشاره کرده است: ... نا هار میهمان منزل ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و منصوب مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله آملی لاریجانی بودم
تمام عمر شهید موسوی در مطالعه، عبادت و مبارزه سپری شد
شهید خیلی به خانواده اش علاقه داشت و در نامه هایشان به خوبی به این موضوع اشاره کرده است. این نامه را هم اوایل جنگ نوشته اند، یعنی زمانی که خرمشهر را بعثی ها اشغال کرده اند. شهید در وصیتنامه اش نوشته است: صدیقه عزیزم از تو سخن گفتن هیچگاه برایم بس نیست و می دانی که هرگز چنین سرنوشتی را برای تو و فرزندم دوست نمی داشتم. هیچگاه دوست نمی داشتم نهالی را که هنوز پا نگرفته و غنچه ای را که هنوز نشکفته است در تنهایی رها کنم، اما عزیزم تو خود خوب می دانی من قبل از اینکه به تو و فرزندم متعلق باشم به انقلاب و به راهی که مرا ادامه اش سخت گرفتار کرده متعلقم ...
هر گلیمی را کلیمی در بر است
نگه داشته ام. حتی الان هم وقتی فرصت بافتن دست می دهد و گلیمی برای دل خودم می بافم آن را نمی فروشم با اینکه می دانم بالاخره روزی باید این گلیم ها را بگذارم و بروم. وقتی عضو شورای آقداش شدم فکر کردم دیگرانی هستند که به عنوان خریدار به روستا می آیند، حاصل دسترنج خانم ها را می خرند و در دیگر شهرها می فروشند؛ آنجا بود که با خودم فکر کردم چرا این کار به وسیله خودمان انجام نشود؟ به خصوص وقتی
عشق و عروسی در سال های کرونا/ما که رفتیم سر زندگی!
دامادی که داخلش را پر از وسیله زائد می کنند هم نداشتیم. اجازه هم ندادیم شبیه این صفحات اینستاگرامی کله و پاچه و مرغ و خروس را هم عروس و داماد کنند و در یخچالمان بگذارند! از همه این رفتارها هم بدم می آمد. قرار بود جای کارت عروسی بیهوده هم یک گلدان به عنوان کارت عروسی و دعوت به اقوام بدهیم که کار به عروسی نکشید و گلدان هایی تدارک دیدیم و دست اقوام رساندیم تا خبر بدهیم که ما سر خانه و زندگی مان رفتیم
مجلس خراب کنی که با عنایت اهل بیت(ع) مداح شد
قدیم نبود؛ اکثرا شعرا برای محافل خودشان می خواندند به صورت دکلمه و با صدا می خواندند. یکی از ویژگی های خواندن در فارس و آذری زبان صداست. اوایل که شروع کردم به خواندن صدایم گیرایی نداشت. مجلس خراب کن بودم. یک بار یادم هست یکی از کفش جفت کن های هیات به من گفت: فلانی تو مجلس را خراب می کنی، از این هفته دیگر خودت نیا چون همه به من می گویند که بگو این آقا دیگر نیاید. من هم متوسل شدم به حضرت
شاعر گیلانی از کتاب های مهم ادبی برای بچه های ایلامی گفت
کمک کرد.در نوجوانی از محضر اساتید ی چون رحمت موسوی .محمودبرابادی. فریدون نوزاد و ... بهره ها بردم.در سال 68 با شعر اشنا شدم و شعر بال پرواز من شد . با مرگ نابهنگام برادرم لایه های شعر من ترک برداشت اما به لطف خدا توان و صبوری پیشه کردم. بعد از اخذ لیسانس و فوق لیسانس به استخدام کانون در امدم. به پزوهش هم پرداختم و فرمانروای عشق برگزیده اولین اثر پژوهشی در حوزه ادبیات عاشورایی چاپ شد با مرگ استخوان
می خواهم با خونم نهال انقلاب را آبیاری کنم
رنج کشیدن در راه تو و دادن چند قطره خون ناقابلم به خاطر تو پاک گردد. می خواهم شهید شوم تا اگر زنده ام، موجودی نباشم که جلوگیری از رشد دیگران شوم تا شاید خونم بتواند این موضوع را جبران نماید و نهال کوچکی از جنگل انبوه انقلاب را آبیاری کند. می خواهم شهید شوم تا خونم به سرور شهیدان حسین(ع) گواهی دهد که من مانند مردم کوفه نیستم و رهرو راهش بوده ام. ای بهتر از همه دوست ها و یارها
وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ، ربیع الثانی، چهارمین ماه پس از آغاز سال قمری است. در این ماه اتفاقاتی رخ داده است که هر کدام تاثیر مهمی در تاریخ اسلام داشته است. در ادامه به مهمترین آن ها اشاره می کنیم. بیشتر بخوانید آیه ای که دعای همیشگی امیرالمومنین (ع) بود + صوت روز هشتم؛ ولادت پدر امام زمان (عج) و مردی که چندین امام را درک
روایت دردناک مستانه از زندگی بر روی ویلچر / رویایم دوباره راه رفتن است
ضایعه نخاعی شده بودم. همه امید و آرزوهام به یکباره فرو ریخت و من اکنون باید با واقعیت روبرو می شدم: زندگی بر روی صندلی چرخ دار. داستان افرادی همچون ما درد آور است. نمی خواهم اشکی درآورم؛ بلکه تصمیم دارم واقع بینانه به این اتفاق نگاه کنم؛ اما همچنان بعضی می گویند قسمت این بود و خدا را شکر که هنوز زنده است؛ اما من همچنان با این ماجرا، کنار نیامده ام و اگر کنار بیایم، یعنی کم
مسلمان بودن را در نماز و روزه نبینید
مسلمان و مردم شرافتمند این دیار می نویسم و به آنان می گویم که شما مردم اسلام را خوب درک کنید؛ مسلمان بودن را در نماز و روزه نبینید، بلکه مکتب اسلام جهاد در راه خدا دارد. روحانیت مسلمان و متعهد را خوب بشناسید زیرا آنها بودند که اسلام را از گذشتگان خود به ما رساندند. در پایان امیدوارم که اسلام از ایران به جهان صادر شود و برای پدر و مادر و برادران و خواهرانم آرزوی رستگاری دارم. خداوند امام امت را تا انقلاب مهدی (عج الله) برای امت مسلمان نگهدارد. انتهای پیام/
ربودن دختر در شب نامزدی
خیلی تلاش کرد که ارتباطش را با من ادامه دهد و مدعی بود که عاشق و دلباخته من است، اما من تصمیم خودم را گرفته بودم و مدتی بعد هم با یکی از بستگانم نامزد شدم. فریبا درباره روز حادثه گفت: آن روز شهروز با من تماس گرفت و خواست مرا ببیند و وقتی به محل قرار رفتم همراه یکی از دوستانش به زور مرا ربودند و به خانه ویلایی در اطراف تهران منتقل کردند. او 48 ساعت مرا آنجا حبس کرد و مرا به شدت کتک زد تا
دستگیری گروگانگیری که تصور می کرد قاتل است
که باز کردم در بیابان های اطراف تهران بودم و به سختی خودم را به کنار جاده رساندم و با کمک راننده ای عبوری به بیمارستان منتقل شدم. نقشه نافرجام فرار از کشور در ادامه تحقیقات مشخص شد که نامزد سابق دختر جوان، ماشین وی را به همراه تمام مدارکش سرقت کرده است. مشخصات متهم و خودروی سرقتی دراختیار همه واحد های گشتی قرار گرفت و کمی بعد مأموران موفق شدند او را سوار بر خودروی سرقتی در جنوب
لهجه جناب خان از کجا آمد؟
درباره دوران کودکی اش گفت: بچه که بودم وقتی می پرسیدند دوست داری چه کاره شوی؟ می گفتم دوست دارم ول بگردم. من از صبح تا شب در کوچه بودم و مدینه فاضله ای بهتر از آن نبود. وقتی دانشکده هنرهای زیبا قبول شدم، ترسیدم از آن هایی که کاپ و جام داشتند و خیلی چیزها بلد بودند اما بعدها هر چه به دردم خورد همه اش محصول همان ولگردی ها و آنچه از دوستانم آموختم، بود. همه حیات زیسته انسان در هنرهای نمایشی به درد می
304مین خاطره چی شد چادری شدم
بار بیارم. دعا کنید دختر هام مثل من نباشن که تو سن بیست و هشت سالگی تازه فهمیدم تو دنیا چه خبره و این همه سال رو به خاطر بی خبری و بی اطلاعی خودم از دست دادم......دعا کنید انقدر ایمانم قوی بشه که تو هر کاری فقط خدا رو ببینم و بندگی اش رو ...... برام دعا کنید حالا که تو حوزه علمیه قبول شدم بتونم درسم رو خوب بخونم و از اون به نحو احسن برای تربیت خودم و دخترام استفاده کنم. اتمام پیام/ منبع : بولتن نیوز
دوست خوب دوران کرونا
پیغام های اول مثل همیشه حالم را پرسیده بود، بعد گفته بود که نگرانم شده است، بعد همان جا تماس گرفته بود، بعد نوشته بود از بچه ها شنیده که حالم خوب است و خیالش راحت شده است. به جلال پیغام دادم جلال جان نوکرتم و شرمنده ام، به خدا خیلی درگیر بودم. خوبی؟ سه روز گذشت و جلال پیغامم را باز نکرد. بعد نوشتم جلال خواهش می کنم جواب بده ... سه ساعت بعد جلال زنگ زد. شیرجه زدم گوشی را
آخرین بازمانده گروه فدائیان اسلام در کرج به علت کرونا درگذشت/ روایتی از مبارزانی که موجب انگیزش انقلابی ...
واهمه ای حتی از یک تیمسار ندارد. این سرباز به جزیره خارک تبعید شد اما آنجا نیز سربازان دیگر را به نماز جماعت تشویق کرد و با خلع سلاح نگهبانان زندان، کنترل آنجا را به دست گرفت اما پس از چند روز وی را دستگیر کرده و به تهران انتقال دادند که در نهایت وی در زندان به شهادت رسید. فداکاری های شهید نواب صفوی، مبارزات و امر به معروف های وی غالب مردم را شیفته این شخصیت مبارز کرد و تلاش
■ نماز با توجه در کنار دیوار چین
همراه زن و بچه برای کاری به چین رفته بودم . یک روز برای دیدن دیوار چین رفتیم . توریستهای زیادی از کشورها و ملیتهای گوناگون در کنار دیوار چین بودند. همچنانکه گرم دیدن دیوار و عظمت آن بودیم ، متوجه شدم که وقت نماز ظهر و عصر شده است . وضو گرفتم و یک دستمال کوچک به عنوان سجاده پهن کردم . با قبله نما، قبله را پیدا کردم . قبل از شروع نماز چند نفری توجه شان به من جلب شده بود و با کنجکاوی نگاهم می کردند
گزیده ای از اخلاق و رفتار امام حسین علیه السلام
به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از بیتوته؛ امام حسین(ع) به نماز و نیایش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسیاری داشت.گاهی در شبانه روز صدها رکعت نماز می گذاشت . حتی در آخرین شب زندگی دست از نیاز و دعا برنداشت , و خوانده ایم که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خدای خویش به خلوت بنشیند. و فرمود: خدا می داند که من نماز و تلاوت قرآن و دعای زیاد و استغفار را دوست دارم .