سایر منابع:
سایر خبرها
محاکمه 2 برادر به اتهام قتل فروشنده بوتیک
ابتدا حمله کردند و مرا زدند، بعد برادرم آمد تا مرا نجات دهد و درگیری را تمام کند که آن ها به او هم حمله کردند. پس از آن به خاطر ترس و دفاع از جانمان ضربه ای به کتفش زدم که ظاهراً آن ضربه باعث مرگ مقتول شد. من ضربه را به قصد کشتن او نزدم و فقط هدفم خارج شدن از آن محیط بود. مقتول همین طور که داشت من را می زد ضربه به شاهرگش خورد. از اولیای دم طلب بخشش دارم، اما برادرم نقشی در قتل نداشت.
اختلاف مالی، انگیزه 2 مرد برای قتل پدر و برادر
شدند. امروز- روز حادثه- نیز صدای داد و فریاد از خانه شان بلند شد. ابتدا موضوع را جدی نگرفتم و فکر کردم مثل همیشه کمی دعوا می کنند و بعد آرام می شوند اما وقتی شنیدم همسایه مان کمک می خواهد به مقابل خانه اش آمدم و با جسد او روبه رو شدم و بلافاصله پلیس را مطلع کردم. درحالی که همه شواهد نشان می داد پسر جوان به نام فریبرز پدرش را به قتل رسانده است، مأموران درصدد برآمدند او را دستگیر کنند اما متهم فراری
محاکمه مجدد مردی که با خودرو از روی همسر دومش رد شد
کردند، متوجه شدند خودرویی که مقتول را زیر گرفته، متعلق به یکی از افراد مطرح منطقه و شوهر مقتول است. به این ترتیب مأموران با مشخص شدن هویت مقتول که زنی به نام مینا بود، تحقیقات خود را ادامه دادند. شوهر مینا مدعی شد قصدی برای قتل نداشته و همسرش را اتفاقی زیر گرفته و بعد از ترس فرار کرده است. این مرد به نام محسن به مأموران گفت: من مینا را کنار جاده دیدم و خواستم توقف کنم تا او را
قاتل مرد ایرانی بار دیگر محاکمه می شود
این ترتیب فؤاد بار دیگر مورد بازجویی قرار گرفت و با انکار قتل در شرح ماجرا گفت: آن شب احمد تماس گرفت و از من خواست به صفادشت بروم. وقتی به آنجا رفتم متوجه شدم او همراه زکی و امان جسد مرد ناشناسی را در حالی که دست و پایش با طناب بسته شده بود در صندلی عقب خودروی شان قرار داده و قصد دارند آنرا دفن کنند. من که از دیدن جسد ترسیده بودم در این مورد سؤال کردم که احمد گفت سر خرید 30 کیلوگرم تریاک با مقتول
قتل، پایان جشن تولد
نصف جهان: مأموران انتظامی تهرانپارس در دقایق پایانی چهارشنبه شب در جریان وقوع یک فقره قتل قرار می گیرند که پس از حضور در صحنه جرم و انجام تحقیقات متوجه می شوند مقتول که جوانی 23 ساله بوده در پی وارد شدن ضربه چاقو به شکمش دچار خونریزی شدید شده و جان خود را از دست می دهد. سرانجام با کشف مخفیگاه متهم که نوجوانی 16 ساله بود و اعترافات او مشخص می شود ساعاتی قبل از وقوع جرم برادر بزرگ تر قاتل و مقتول
نوجوان 16 ساله دوست برادرش را در پایان یک جشن تولد در تهران پارس کشت
دستگیر کردند. این فرد نیز تحت بازجویی قرار گرفته و در همان اظهارات اولیه به جرم خود اعتراف کرد. وی درباره دلیل وقوع این جرم نیز گفت: طبق اعتراف متهم و شهود، برادر قاتل و مقتول در یک مراسم تولد در محدوده تهرانپارس حضور داشتند اما در میانه مراسم با هم درگیر شده اند که این درگیری با وساطت دیگر افراد به پایان رسیده. این دو نفر در پایان مراسم برای هم خط نشان کشیده و برای دعوا در بیرون از محل
اجیر کردن کارگر گاوداری برای قتل صاحب کارش
به گزارش گروه حوادث جام جم آنلاین از ایران آنلاین ، صبح دیروز این متهم به دادگاه کیفری یک استان البرز منتقل شد و در حالی که درخواست تعیین تکلیف در پرونده اش را داشت، گفت: 8 سال قبل به خاطر وسوسه های یک زن دست به جنایت زدم. من کارگر یک گاوداری در کمالشهر بودم. صاحب کارم امیر مرد بداخلاقی بود و با کارگرانش رفتار خوبی نداشت. با این حال من به کارم ادامه می دادم تا اینکه همسر امیر یک روز به
مأمور جنجالی شهرداری مهلت 3 ماهه گرفت
کوتاهی پدرم خودرو را نگه داشت تا با اداره پلیس تماس بگیرد. پس از این همان مرد درشت هیکل تر به سمت پدرم آمد و با پنجه بوکس ضربه ای محکم به سر پدرم زد. پدرم غرق در خون روی زمین افتاد و ضارب هم همراه همکارانش از محل فرار کردند. بررسی های مأموران نشان داد عامل اصلی قتل محمد نام دارد که روز حادثه همراه همدستانش با مقتول درگیر شده است. بنابراین مأموران پلیس محمد و دو نفر از همدستانش را بازداشت
هیچ وقت از بنیاد شهید تقاضایی نداشتیم
و بهشت رضای مشهد مقدس میزبان پیکر این دو شهید والامقام است. بسیجی مخلص برادر بزرگ شهیدان در گفت وگو با خبرنگار ما می گوید: محمدعلی متولد یکم فروردین 41 بود و در 29 شهریور در روستای گلیان، کامیاران از توابع کردستان به شهادت نائل آمد. برادرم دانش آموز چهارم دبیرستان بود و از طریق بسیج برای دفاع از کشورمان پیشقدم شد و سه ماه بعد به شهادت رسید.رها کردن درس در سال سرنوشت ساز و
منافقین با حرف های کذب به دنبال نگران کردن خانواده های مفقودین بودند
استخاره هایش برای رفتن برادرش به جبهه، توضیح داد: معنای فارسی جواب استخاره ی اول من این بود کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است چرا که مورد ستم قرار گرفته اند و خدا بر یاری آنها تواناست. قرآن را بستم و بار دیگر استخاره کردم، همان صفحه و همان آیه آمد، بار سوم کتاب خدا را گشودم که این بار با آیه بگو حق آمد و باطل نابود شد، یقیناً باطل نابودشدنی است مواجه شدم، فهمیدم که او رفتنی است
جدیدترین خبر از قاتل وحید مرادی
زندان کشته شد. متهم در اعترافات خود گفت: روز حادثه وحید با نوچه هایش به سمت ما حمله کرد او می گفت عقاب زندان است و همه باید به خواسته اش احترام بگذارد ما در بند را بستیم که درگیری ایجاد نشود. آنها با آب جوش و چاقو حمله کردند و درگیری بالا گرفت آنها به زور وارد بند ما شدند و با چاقو و قمه دست ساز حمله کردند و دراین میان وحید کشته شد. من این قتل را مرتکب نشدم و اتهام را قبول ندارم.
دور جدید اعتراضات ضد نژادپرستی بعد از قتل یک سیاهپوست دیگر در آمریکا
بر اساس گزارشها این مرد سیاهپوست 47 ساله به نام آندره موریس هیل دوشنبه شب گذشته زمانی که در گاراژ خانه ای بود هدف شلیک پیاپی گلوله از سوی یک افسر پلیس که برای بررسی یک حادثه جزئی به صحنه فراخوانده شده بود، قرار گرفت. بر اساس تصاویر به دست آمده از دوربین نصب شده روی یونیفرم، چند ثانیه قبل از شلیک گلوله هیل به سمت این مامور پلیس می آمد در حالی که یک تلفن همراه در دست چپش بود و دست دیگرش
روش عجیب خوشگذرانی زن 46 ساله
ماجرا ادعا می کرد نگران دختر 17 ساله اش است درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی گفت: 17 ساله بودم که با معرفی بزرگ ترها به صورت سنتی با کرامت ازدواج کردم. اما بعد از مدتی فهمیدم که همسرم اعتیاد دارد او خیلی زود شغلش را هم از دست داد و بیکار شد. این در حالی بود که من در خانواده ای مرفه بزرگ شده بودم و نمی توانستم زندگی با مرد بیکار و معتاد را تحمل کنم چرا که قبل از آن در آسایش و رفاه به سر
روزهای تنهایی و هجمه ها
می کردم و آنچه از انقلاب آموخته بودم در جمع مستان بود که همه ی زندگیمان را در کف دست گرفتیم تا به رأی مردم و جمهوریت نظام در کنار اسلامیت، تمکین کنیم و اجازه ندهیم خیمه شب بازانی که می خواستند مردم بنویسند خاتمی آن ها بخوانند ناطق! و با کارناوال عصر عاشورا علنی وارد صحنه شده بودند، نفس حبس کنند و این نظام را که متعلق به مردم و خون فرزاندشان است، به همراهی مجاهدین خلق(منافقین) سرنگون کنند! کسانی که
همسرکشی در تصادف ساختگی
حکم مردی که همسر دومش را با خودرو زیر گرفته و او را به قتل رسانده بود، از سوی قضات دیوان عالی کشور نقض شد تا متهم بار دیگر محاکمه شود. رسیدگی به این پرونده از 3 سال پیش با گزارش یک تصادف منجر به مرگ در منطقه ورامین آغاز شد. مأموران پس از حضور در محل متوجه شدند که زن جوانی به نام سعیده پس از برخورد با یک خودرو کشته شده است. در ادامه مأموران تحقیقات میدانی را شروع و از شاهدان حادثه پرس
اشک های این مرد دل همه پلیس های مشهد را لرزاند
اندیشیدیم. این گونه بود که سرمایه های اندکم را از گوشه و کنار جمع کردم و یک پراید مدل پایین خریدم تا در یکی از تاکسی های اینترنتی کار کنم. اگرچه درآمدم کفاف هزینه های زندگی و تعمیرات خودرو را نمی داد اما خدا را شکر می کردم و قانع بودم تا این که چند روز قبل وقتی صبح زود قصد داشتم سر کار بروم متوجه سرقت باتری خودروام شدم. چون هیچ وسیله ایمنی مانند قفل کاپوت یا دزدگیر نداشت. با
قاتل عوضی بازداشت شد
یکبار من او را با چاقو زخمی کردم و او تهدید کرده بود که مرا به قتل می رساند. من همیشه روی آن نیمکت می خوابیدم، اما آن شب به پارک نرفتم تا اینکه چند روز بعد از حادثه وقتی پرویز را در خیابان دیدم با تعجب از من سؤال کرد که چطور من زنده ام. همان لحظه فهمیدم که او مرد کارتن خواب را اشتباهی به جای من در پارک به قتل رسانده است. وی در ادامه گفت: چند روز بعد از این حادثه پرویز به اتهام سرقت از
دو برادر، متهمان پرونده نزاع مرگبار در تهران
دم عذرخواهی می کنم. برادرم در قتل نقشی نداشت.بعد از گفته های شاهین برادرش شهرام در جایگاه قرار گرفت. شهرام گفت: من اتهام مشارکت در قتل را قبول ندارم. من در نزدیکی محل حادثه مغازه دارم. آدم آبرو داری هستم و هیچ گونه سابقه کیفری هم ندارم و همه زندگی ام فقط کار کرده ام. روز حادثه برادرزاده کوچکم درحالی که به شدت ترسیده بود و داشت گریه می کرد، به مغازه آمد و گفت عمو بیا که دارند بابا را می کشند.من
دو برادر، متهمان پرونده نزاع مرگبار در تهران
. برادرم در قتل نقشی نداشت.بعد از گفته های شاهین برادرش شهرام در جایگاه قرار گرفت. شهرام گفت: من اتهام مشارکت در قتل را قبول ندارم. من در نزدیکی محل حادثه مغازه دارم. آدم آبرو داری هستم و هیچ گونه سابقه کیفری هم ندارم و همه زندگی ام فقط کار کرده ام. روز حادثه برادرزاده کوچکم درحالی که به شدت ترسیده بود و داشت گریه می کرد، به مغازه آمد و گفت عمو بیا که دارند بابا را می کشند.من هراسان با برادرزاده ام به
دخترکشی این بار در اصفهان/ خواهر این دختر هم پارسال خودکشی کرده بود!
به گزارش رشت20 و به نقل از تسنیم، مرد میانسال که پس از قتل دختر 21 ساله اش جسد وی را در اطراف روستای علی آباد اصفهان رها کرده بود پس از دستگیری انگیزه خود را از این جنایت اختلاف خانوادگی عنوان کرد. گزارش این حادثه روز 26 آذر امسال همزمان با کشف جسد این دختر به پلیس اعلام شد. وقتی مأموران به محل کشف جسد در اطراف روستای علی آباد نجف آباد رفتند با دستور بازپرس جنایی تحقیقات برای شناسایی
کوتاه از حادثه / بازداشت 10سلبریتی به اتهام تبلیغ سایت های شرط بندی
نزدیکانش به قتل رسیده بود. دقایقی بعد وقتی مأموران همراه با بازپرس جنایی به محل حادثه در اقبالیه رسیدند، با صحنه هولناکی مواجه شدند و معلوم شد که پسر 14ساله، مقتول عامل این جنایت است. بازجویی های اولیه از متهم نشان داد که او به دلیل اختلافات خانوادگی، مادرش را به قتل رسانده است. او گفت: پدر و مادرم مدتها بود که با یکدیگر اختلاف داشتند. به حدی که کارشان به شکایت کشیده شده بود. امروز (روز حادثه
سکوت قناری، راز مرگ زن 70 ساله را فاش کرد
به دادسرای امور جنایی تهران رفته و با شکایتی در شعبه یازدهم دادسرای امور جنایی از صاحب خانه شکایت کردند. دومین حادثه شامگاه دوشنبه گذشته گزارش گاز گرفتگی مرگبار دو برادر به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد. به دنبال اعلام این خبر بازپرس شعبه یازدهم دادسرای امور جنایی پایتخت، دستور تحقیقات در رابطه با مرگ دو مرد جوان را صادر کرد. زن همسایه که موضوع را به پلیس خبر داده بود در
بی عفت شدن دختر جوان در پارتی شیطانی
به منزل برسانند اما ناگهان مسیر حرکت را تغییر دادند و مرا به مکان نامعلومی بردند ، درحالی که از چشمان هوس آلود و شیطانی آن ها وحشت کرده بودم به زور مقدار زیادی مشروبات الکلی به من خوراندند تا جایی که بی هوش شدم. وقتی مدتی بعد به هوش آمدم فهمیدم که ستار اجازه نزدیک شدن برادرش به مرا نداده بود، زمانی که احساس کردم ترس آن ها بعد از به هوش آمدن من فرو ریخته با ترفندی خاص به آن ها قول دادم که اگر آن شب
سکوت قناری و کنجکاوی همسایه راز 4 مرگ را فاش کرد
آواز نخواندن قناری و کنجکاوی زن همسایه راز دو حادثه مرگبار گازگرفتگی در تهران را فاش کرد. به گزارش ایران، نخستین حادثه روز 14 آذر رخ داد. زمانی که همسایه ها متوجه شدند برخلاف روزهای قبل صدای آواز قناری همسایه شان به گوش نمی رسد به موضوع مشکوک شدند و به سراغ صاحب قناری که زنی 70 ساله بود رفتند اما هرچه در زدند کسی جواب نداد با این حال احتمال دادند وی همراه خواهرزاده اش که میهمان خانه وی
خاطرات شنیدنی سهیل محمودی از استاد محمد قهرمان
جمعه مجلس شعر و انجمن شاعران خراسان در آنجا برگزار می شد. این جلسات از دوره های بعد از مشروطه شروع شده بود و تا همین اواخر هم ادامه داشت. زمستان سال 60 بود و من حدود بیست ساله بودم. اولین باری بود که به این مجلس رفتم. آن جلسه، همان جلسه ای بود که چند نفر را مسندنشین کرد. استاد قهرمان، استاد کمال، استاد صاحبکار و استاد غلامرضا قدوسی، پهلوان های شعر خراسان و ایران بودند. در آن زمان اولین
نیلوفر جلیلوند: پدرم می خواست از بدی های جامعه هنری به دور باشیمنیلوفر جلیلوند
نزدیک است ،به این خاطر است که پدرم لیلای مرا بزرگ کرد (بغض)، و این دو سال ها رابطه نزدیکی داشتند. من در آنزمان هم دانشگاه می رفتم و هم کار می کردم و لیلا بیشتر با پدرم بود.الان زندگی خوبی دارم آنهم به خاطر پدر و مادرم. پدرم خیلی مدرن فکر می کرد و به من می گفت تو خودت به اندازه دوتا مرد هستی و هر کاری که می خواهی می توانی انجام بدهی و خودت را هیچ وقت دست کم نگیر. تنها چیزی که نیاز داری فرهنگ
غفلت از آداب طلبگی در کش مکش های سیاسی
دلیلِ خودشان را داشتند. مادرم تا یک ساعت قبل از حرکت هم به دلم شَک می انداخت که پسر تو باید دکتر و مهندس شود کجا می خواهی بروی. پدرم هم مثل همیشه که همه چیز را به شوخی می گرفت؛ فکر می کرد یکی دو هفته دیگر دست از پا درازتر عطای طلبگی را به لقای اش می بخشم و برمی گردم صفی آباد. محمدرضا جوری نگاهم می کرد که پسر این چه کاریه با خودت می کنی. تهِ دل ش با من نبود، چیزی نمی گفت، ولی معلوم بود که دوست نداشت من