سایر منابع:
سایر خبرها
ناگفته های پدر 2 دختر تهرانی قبل از اعدام / اعتراف به 4 جنایت در گفتگو با قاتل
خانه رفت اتفاق خاصی نیفتاده بود. هفته قبل از آن دخترم ماشین را در پارکینگ پارک کرده بود و یادش رفته بود شیشه ها را بالا بدهد. سر همین بگومگوی مختصری داشتیم. من به سولماز، دختر بزرگم؛ گفتم که شاید گربه داخل ماشین برود و سر همین کمی بحثمان شد. اما موضوع تمام شده بود. حتی چند شب بعد از آن بحث تولد ساناز دختر کوچکم را گرفتیم و مشکلی نبود. من کیک خریدم و دیگر حرفی در مورد ماشین نزدم. تا اینکه یک روز
سرنوشت تکاندهنده دختر لاکچری تهران/ نیکو در کابوس اعدام
با دوستانم، متوجه شدم که مدتی است پسری من را تعقیب می کند. با هم دوست نبودیم، اما از من خوشش آمد و به خواستگاری ام آمد. من هم با اینکه مشکل جدی ای با مادرم و ناپدری ام نداشتم، اما فکر کردم اگر شوهر کنم بهتر از این است که هر روز با آن ها بگومگو کنم. انگار دیگر حوصله خانه مان را نداشتم! مادرم می گفت باید درس بخوانی، اما من پایم را در یک کفش کردم و گفتم می خواهم ازدواج کنم. دلیلش این نبود
اسیدپاشی به زن جوان در مسیر دادگاه خانواده
کبنا ؛ به دنبال اعلام این خبر، تحقیقات آغاز شد و زن جوان که از ناحیه پا مورد اسیدپاشی قرار گرفته بود در تحقیقات گفت: دانشجوی دکترای مدیریت هستم و 4 سال قبل با مرد جوانی به نام امیر ازدواج کردم. اوایل زندگی مان خوب بود، اما بعد از مدتی دچار اختلاف شدیم. اختلافات ما روزبه روز بیشتر می شد تا اینکه تصمیم به جدایی از امیر گرفتم. او ادامه داد: درخواست طلاق دادم و پرونده ام نیز در
قتل زن مطلقه در خانه مجردی اش / قلبش را شکافتند + جزییات
که از مشاهده این صحنه هولناک شوکه شده بود در اظهاراتش به قاضی پرونده گفت: او بعد از طلاق از همسرش، این خانه مجردی را اجاره کرده و به تنهایی زندگی می کرد. آن ها (متوفی و همسرش) یک بچه هفت ساله دارند که اکنون با پدرش زندگی می کند. هرازگاهی به او (متوفی) سر می زدم و یا برعکس دخترم از من خبر می گرفت. دو روز بود که از دخترم خبر نداشتم برای همین به خانه اش آمدم. وقتی وارد اتاق شدم بدن بی جان او را دیدم
وقتی حواس حاج قاسم به همه چیز هست/ ازدواج مجدد همسران شهدا خوشحالش می کرد
بعد از فهمیدن این موضوع در خانه شان می گوید: حاج قاسم تا مرا دید، سلام و علیک گرمی کرد و آمد داخل. از بچه کوچکی که در آغوشم بود، متوجه شد ازدواج مجدد کرده ام. گفت: چرا به من نگفتی ازدواج کردی و بچه دار شدید؟ باید وقتی زنگ زدیم می گفتی تا هدیه ازدواج و بچه ات را می آوردم. با پدر مادر شهید هم خیلی گرم سلام و علیک کردند. چون برادرم هم بود از من پرسید همسرت کدام است؟ وقتی معرفی کردم، سردار
اسیدپاشی در مسیر دادگاه خانواده
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، ساعت 13:20 دقیقه یکشنبه 7 دی، مأموران کلانتری 153 شهرک ولیعصر گزارش اسید پاشی به زن جوانی را به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام کردند. به دنبال اعلام این خبر، تحقیقات آغاز شد و زن جوان که از ناحیه پا مورد اسیدپاشی قرار گرفته بود در تحقیقات گفت: دانشجوی دکترای مدیریت هستم و 4 سال قبل با مرد جوانی به نام امیر ازدواج کردم. اوایل زندگی مان خوب بود، اما بعد از
مرد تهرانی با آب داغ زنش را به قتل رساند + عکس
رسیدگی به این پرونده که در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و برای عطا به جرم قتل عمدی اشد مجازات خواست. مرگ مشکوک زن بیمار در شهرری سپس متهم به دفاع پرداخت. وی گفت: من و جمیله 29 سال با هم زندگی کردیم. من قبل از او همسری داشتم که بعد از جدایی از همسر اولم با جمیله ازدواج کردم. ما زندگی خوبی داشتیم، اما صاحب فرزند نشدیم. تا اینکه با
پذیرایی از 670 سارق حرفه ای در زندان
بود که او هم در حیاط پلیس پیشگیری حاضر بود. ترس روز حادثه همچنان در چهره او نمایان بود. نزدیک رفتم و او درباره روز حادثه گفت: آن روز مأمور قلابی زنگ خانه ام را زد. وقت گوشی آیفون را برداشتم طوری نزدیک به آیفون شده بود که فقط چهره او مشخص بود به همین خاطر نتوانستم لباس او را ببینم. گفت مأمور آب است. در را باز کردم. بعد از دقایقی متوجه شدم کسی زنگ آپارتمان را می زند. بدون اینکه از چشمی در نگاه کنم
مهمان عزیز خانواده شهید مهدی نعمایی در سال 98+ فیلم
...> سردار رفتند من از پشت پنجره ایشان را دیدم که خودشان در را باز کردند و سوار ماشین شدند. در آن لحظه فقط اشکم جاری بود. خانواده آقا مهدی هم چند دقیقه بعد از رفتن سردار به منزلمان رسیدند و ایشان را ندیدند. بر اساس این گزارش، شهید مهدی نعمایی متولد 1363 است که در 8 خرداد 1388 با زهرا ردایی ازدواج کرد و سرانجام در 23 بهمن 95 در منطقه حماء سوریه به شهادت رسید؛ از این شهید دختران هشت و شش ساله به نام های ریحانه و مهرانه به یادگار مانده است. کد ویدیو دانلود فیلم اصلی انتهای پیام/ ...
قتل فجیع زنی که سرپرست 3 نوه اش بود | انگیزه قاتل از کشتن این زن و ستایشِ 15 ساله چه بود؟
/> این مرد ادامه داد: مدتی قبل پسری به خواستگاری ستایش آمده بود اما خانواده پدری اش به دلیل سن کم اجازه ازدواج ندادند. من فکر می کنم خواستگار ستایش برای انتقام این کار را کرده باشد. اما بعد از اینکه پسر 19 ساله بازداشت شد در تحقیقات مشخص شد وی بی گناه است و او را آزاد کردند تا اینکه روز یکشنبه عامل اصلی جنایت که مردی 41 ساله و از بستگان این خانواده بود به اتهام قتل دستگیر و به جنایت
مرد سالخورده دوباره محاکمه می شود
که پسرم تماس گرفت و گفت حال مادرش بد است. بلافاصله به خانه برگشتم، اما متوجه شدم پوران از نفس افتاده است. متهم پس از تحقیقات و اقرار به درگیری با همسرش به اتهام قتل عمد راهی زندان شد و پرونده وی در اولین جلسه روی میز هیئت قضایی شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت. در آن جلسه اولیای دم که فرزندان مقتول از شوهر اولش بودند و نماینده دادستان از طرف فرزند 12 ساله
قتل هولناک پیرمرد پولدار برای سرقت اسپورتیج
به گزارش گروه حوادث جام جم آنلاین از روزنامه جام جم، رسیدگی به این پرونده از 30 دی سال گذشته و همزمان با شکایت زنی در دادسرای جنایی کرج آغاز شد. این زن در شکایت خود گفت: چندی قبل با مردی 80 ساله ازدواج کردم که همسر اول و فرزندانش در خارج از کشور زندگی می کنند. او دو هفته قبل از خانه بیرون رفت و دیگر برنگشت. به غیبت او مشکوک شدم و تصمیم گرفتم شکایتی را مطرح کنم. با طرح این
یادداشت های ناصرالدین شاه، یکشنبه 9 دی 1245؛ هوا گرفته بود، برف می آمد...
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : سرویس تاریخ انتخاب ؛ صبح از خواب برخاسته رفتم حمام. دیشب معصومه بله شده بود، رفتم حمام رخت پوشیده سوار شدم. سیاچی را پی انیس الدوله فرستادم پایین. به کالسکه نشستم. قدری راه رفته، شهاب الملک، صادق خان، سعدالملک، صفرعلی خان، حاجی ابراهیم خان بودند. سوار اسب شدم. با آن ها زیاد صحبت شد، از سفر خراسان و غیره. بعد باز به کالسکه نشستیم رفتیم سر قنات ناهار خوردیم. همه پیش خ
سرقت وحشیانه از زن تنها در منزل/ سارق با لباس پلیس وارد خانه شد
خانه ندارم که چند سیلی و ضربه به پهلویم وارد کرد، او مجدد گفت هر چه داری به من بده که من باز هم گفتم چیزی ندارم. شاکی ادامه داد: این متهم چاقویی را روی گلوی من گذاشت و گفت با تو شوخی ندارم، تو را می کشم، من نیز آنقدر ترسیده بودم و متوجه شدم وی، دست بردار نیست تا به هدف خود برسد، در نهایت به او مکانی از خانه را که 30 میلیون تومان در آنجا قرار داشت، نشان دادم. این زن میانسال
میهمان سفره کارتن خواب ها
سعیده ساجدی نیا | شهرآرانیوز؛ سکته مغزی کرده بود و حافظه اش قطع و وصل می شد. روی مبل کنار من نشسته بود و با نگاهی سرشار از عشق و مهر مادری به من می گفت: فاطمه؛ من مُرده ام... الان فقط به خاطر تو نفس می کشم که تو احساس تنهایی نکنی! به او می گفتم: مادر، من چند سال خارج از کشور و دور از تو زندگی کرده ام و به تنهایی عادت کرده ام... می گفت فکر می کنی دخترم! اون تنهایی ها یک چیز هست، تنهایی بعد از من
رقیه در زندان قزوین مادر شد
دادگاه از خودم دفاع کردم اما با تقاضای 7 ولی دم پرونده به قصاص محکوم شدم.قبل از اجرای حکم چند بار با همسرم ملاقات خصوصی داشتم.یکدفعه متوجه شدم باردار هستم.با خودم فکر می کردم تحت حکم قصاص هستم و حالا با وجود دو بچه کوچک چه کنم.اما قاضی پرونده و وکیلم به من امیدواری می دادند که شاید وجود یک بچه دیگر سبب تاخیر اجرای حکم و جلب رضایت اولیای دم شود. زن جوان به اتهام قتل صاحبخانه اش پای چوبه د
قاتل ستایش 15 ساله و مادربزرگش پیدا شد
به خانه خواهرم در محله رودباری بندر لنگه رفتم اما خواهرم که با 3 نوه اش زندگی می کرد به قتل رسیده بود. مادر ستایش بعد از طلاق از همسر معتادش با مرد دیگری ازدواج کرده بود و ستایش با مادربزرگ زندگی می کرد. این مرد ادامه داد: مدتی قبل پسری به خواستگاری ستایش آمده بود اما خانواده پدری اش به دلیل سن کم اجازه ازدواج ندادند. من فکر می کنم خواستگار ستایش برای انتقام این کار را کرده باشد.
همسرانه ای از 6 سال جهاد غریبانه شهید ابوزینب
همسر شهید ابوزینب از شهدای لشکر فاطمیون می گوید: بار سومی که سوریه رفت، بعضی از اطرافیان خیلی اذیت کردند. می گفتند لابد دوستت ندارد که رهایت می کند. چند روز قبل از شهادت سپهبد شهید قاسم سلیمانی بود که خبر آمد ابوزینب بعد از دو سال جانبازی بر اثر مجروحیت زیاد جنگ سوریه به شهادت رسیده است. محمدجعفر حسینی، یک جوان افغانستانی متولد سال 1365 در تهران بود. او در زمره اولین مدافعان حرم
اتفاق عجیب در لو رفتن قتل همسر توسط مرد افغانی
به گزارش خلیج فارس به نقل از شرق، این زن گفت: دخترم یک سال قبل با مردی به نام نعیم ازدواج کرد. نعیم افغانستانی است. وقتی به خواستگاری دخترم آمد، چون آن ها به هم علاقه داشتند، ازدواج کردند. مدتی بعد متوجه شدم دخترم و نعیم با هم دچار مشکل شدیدی شده اند. نعیم دخترم را تهدید به مرگ کرد. او در حضور من به دخترم گفت: برایم کشتن تو کاری ندارد. من قبلا یک زن صیغه ای داشتم که او را کشتم و دوباره هم می
افشای همسرکشی بعد از 14سال
مدتی در مرز مخفی شدم و بعد به افغانستان رفتم و چند سالی همان جا ماندم. بعد از طریق دوستانم در ایران متوجه شدم همه چیز آرام شده و پلیس هم دیگر دنبال قاتل نیست. دوباره به ایران آمدم و این بار با ستاره آشنا شدم و ازدواج کردم. چند ماه بعد از اینکه با ستاره ازدواج کردم، با او هم دچار مشکل شدم و با هم جرو بحث شدیدی کردیم.متهم در ادامه گفت: من از سر عصبانیت به ستاره گفتم قبلا زنم را کشته ام و باز هم می
اعتراف به قتل همسر اول پس از ازدواج دوم
تعقیب قرار گرفت تا اینکه در روند تحقیقات مشخص شد او همزمان با قتل ناپدید شده است. 13 سال از حادثه گذشت تا اینکه اوایل پاییز امسال زن میانسالی به اداره پلیس رفت و از دامادش که مردی افغان بود شکایت کرد. زن میانسال گفت: دخترم مهسا نام دارد. او مدتی قبل با مرد افغانی به نام صفدر ازدواج کرد، اما شوهرش او را اذیت می کند و مدام او را کتک می زند. دخترم چند بار قصد جدایی داشت، اما صفدر او را تهدید
رابطه پنهانی عروس خانواده با مرد متاهل باعث قتل شد
چیز تمام شد. مدتی بعد متوجه شدم همسرم با مینا ازدواج کرده است. مطرح شدن دوباره این قضیه باز هم خانواده را به هم می ریخت؛ برای من دیگر زندگی خودم مهم نبود بلکه بچه های خودم و بچه های برادرم مهم بودند، به خاطر همین دوباره سکوت کردم تا اینکه برادرم متوجه شد و شوهرم را به قتل رساند. این زن در حالی جزییات رابطه همسرش با همسرسابق برادرش را توضیح داد که برادر مقتول مدعی شد در جریان این روابط
خواب شهید مدافع حرم در کربلا چگونه تعبیر شد
من بیش تر در چشم آشناها بودم. خواستگارم از او بیشتر بود. هرچند خیلی از مسائل ازدواج سر درنمی آوردم. یک روز مادرم گفت: شهربانو قرار است خواستگار بیاید. اول خیلی خوشحال شدم و گمان کردم برای خواهرم می آیند. اصلاً فکر نمی کردم قرار است من ازدواج کنم. مادرم که احساس مرا متوجه شد، گفت: آنها به خواستگاری تو می آیند نه خواهرت. آنجا تازه فهمیدم قرار است ازدواج کنم. به مادرم گفتم: چرا من؟ ناراحت
ترس زن جوان از فروش نوزاد توسط همسرش!
به گزارش بولتن نیوز ، از لحظه ای که برای زایمان به بیمارستان رفتم ترس و دلهره عجیبی سراسر وجودم را فراگرفته بود و با جملات وحشت آوری که قبلا از همسر م شنیده بودم احساس می کردم احتمال دارد بلایی سر نوزادم بیاید، با این حال زمانی که از اتاق عمل بیرون آمدم هیچ اتفاقی نیفتاد و پسرم را در آغوش گرفتم، اما چند روز بعد وقتی از خواب بیدار شدم فرزندم در کنارم نبود و ... این ها بخشی از اظهارات زن
قتل به خاطر چند قطعه ضایعات
وجو و محمود را که در حمام مخفی شده بود، شناسایی و بازداشت کرد. وضعیت محمود وخیم بود و به دلیل تصادف هنگام فرار دچار خونریزی داخلی و شکستگی شده بود. به این ترتیب محمود به بیمارستان انتقال یافت و بعد از چند روز که وضعیت بهتری پیدا کرد، به دادسرا منتقل شد. او در بازجویی ها به قتل اعتراف کرد و گفت: من یک شغل آبرومند داشتم و کارمند بودم؛ اما، چون حراست فهمید من اعتیاد دارم، وضعیت بدی پیدا کردم