ناگفته های شب شهادت حاج قاسم از زبان جانشین سپاه قدس
سایر خبرها
جمله تکان دهنده سردار سلیمانی شب قبل از شهادتش
سردار حجازی در بخشی از گفتگویی که اخیرا با صداوسیما داشت، درباره تماس تلفنی سردار سلیمانی شب قبل از شهادت گفت؛ یک تماس تلفنی داشت با دختر شهید عماد مغنیه، بله، با اینها، هر وقت می آمد، تماس داشت، با ایشان تماس گرفت گفت که، حال و احوال و این ها، او پرسید که ...، حالا ما نمی شنیدیم صدای او را، بعداً ما این را پیگیری کردیم، شنیدیم، گفت که کجا می روی؟ گفت که دارم می روم به مقتلم، جواب حاجی این بود که
گفتگو با سید محسن حکیم| حاج قاسم گفت 4 هزار نیروی ایرانی و 12 جنگنده پشت مرز آماده اند
در گفتگو با سید محسن حکیم نائب رئیس جریان حکمت ملی عراق که سابقه دوستی و نزدیکی زیادی با سردار شهید حاج قاسم سلیمانی داشته است، به مرور برخی خاطرات و اقدامات فرمانده سابق نیروی قدس به ویژه در جریان مقابله با داعش در عراق پرداختیم که متن آن را در ادامه می خوانید: * اگر اجازه بفرمایید گفتگو را با نحوه آشنایی شما با سردار سلیمانی آغاز کنیم. شما از یک خانواده شناخته شده در عراق هستید که هم خودتان و هم دیگر اعضای آن با ایشان آشنایی نزدیکی دارند و داشتند. سابقه این دوستی و آشنایی به کجا می رسد؟ آشنایی بنده با جناب آقای سردار سلیمانی از سال 1382 شروع شد. مسئولیت پرونده عراق در جمهوری اسلامی ایران قبلا در فرماندهی نصر بود که زیرمجموعه ستاد فرماندهی کل قوا قرار داشت و بعد از آن به نیروی قدس و ...
مردم از حاج قاسم سلیمانی می گویند/ بخش دوم
تونستم بکنم این بود که با اینکه دخترم کوچیک بود بریم نماز جمعه و راهپیمایی، نمی تونستم خونه بمونم... غفاری، 32 ساله کارشناس حسابداری، همدان *راز اشک بر حاج قاسم ارادت او به سیدالشهداست شب قبل از شهادت برای زیارت مزار شهدای قزوین و شهید سیاهکالی رفته بودیم قزوین. صبح بعد از شنیدن خبر شهادت سردار فقط بهت زده بودیم، بعدا که خبر از رسانه ملی اعلام شد، باز هم نمی خواستیم
درخواست های شخصی مردم را خودش پیگیری می کرد/ حاج قاسم پرسید کتابی که گفتم را خواندید؟/ جلسه ساعت 5 صبح!
ایشان مثال زدنی است و هر کس که با ایشان در ارتباط بود این را تأیید می کند. تک تک درخواست های شخصی مردم را خودشان پیگیری می کردند مورد بعدی، روح خدمت بود؛ به ویژه به خانواده های شهدا که در این زمینه اهتمام زیادی داشت، در خیلی از جلساتی که گاهی ساعت ها هم طول می کشید، مثلاً می دیدیم زنگ می زدند و با ایشان صحبت می کردند، بعد می فهمیدیم موضوع صحبتشان حل کردن مشکل یکی از
باهنر: تکرار سردار سلیمانی سخت است / به میراث او اعتبار ببخشیم
بشریت و به صلح و ... را نمی شود در چند دقیقه گفت اما واقعا حاج قاسم یک انسان کامل بود و از هر بُعد و پنجره ای که به او نگاه می کردید در آن پنجره می درخشید. پنجره شجاعت و نظامی گری، پنجره دیپلماسی و قدرت مذاکره و استدلال، پنجره عشق و ایمان و بندگی خالص برای خدا، پنجره عطوفت و دل نازکی در مقابل خانواده های عظیم شهدا و ایثارگران و... او از گریه های سردار سلیمانی می گوید آن هم وقتی که مقابل بچه های
انصاف مصباح (2)
به این مسأله حساس بودم، از این مسأله اطلاعی ندارم. آقای بهاءالدینی: بله. آیت الله مصباح: اگر من اطلاعی نداشته باشم توده مردم در شهرستان چه اطلاعی دارند؟ باید یک جایی انعکاس پیدا کند. آقای بهاءالدینی: بله. اتفاقا به واژه های قانون و اسلام که اشاره فرمودید، ایشان هم اشاره کردند و بعد مثلا از صحیفه نور چند جا را گفته اند، اسلام، ببخشید، گفته اند... قانون.
سیره شهیدسلیمانی تفسیر ناب ولایتمداری است
الله تطمئن القلوب. حاج قاسم همیشه به یاد خدا بود برای همین هر کاری که او انجام می داد ذکر خدا و در راستای زنده کردن شعائر الهی بود. باید بگویم انسان با نگاه کردن به زندگی ایشان به یاد خدا می افتد چرا که این شهید والامقام دائم الذکر بود، مدام صلوات می فرستاد و در جلسات، جمع دوستان و خانواده سفارش می کرد حداقل روزی صد صلوات به یاد همه شهدا فرستاده شود، خودش هم به هر آنچه می گفت عمل می کرد.
کسی که بوی شهادت از او استشمام می شد
خلوت ایشان چه گذشت ولی مطمئن هستم که ایشان با شهدا پیمان بست چون بعد از 24 ساعت از طرف دفتر ایشان پیغام دادند که سردار به کنگره شهدای گیلان می آید. بایرامی اظهار کرد: آمدن ایشان هم خیلی جالب بود، ما فکر می کردیم چون کنگره در 14 اردیبهشت برگزار می شود ایشان اول صبح با هواپیما می آیر و ظهر هم برمی گردد اما ایشان یک روز قبل به استان گیلان آمد و یک شب نیز این جا ماند و سردار عبدالله پور
ذوالفقار / برش هایی از خاطرات شفاهی شهید سلیمانی
کوتاه روایتی است از مردی که ذوالفقار علی بود در نیام عشق و غیرت. در بخشی از این کتاب می خوانیم: باورم این بود که وقتی خبر شهادت حاج احمد گفته می شود، حداقل تیتر همه روزنامه های ما این جمله باشد: فاتح خرمشهر شهید شد. همان طوری که بزرگی از ما در ادبیات، در هنر، در هر چیزی از بین می رود یا فوت می کند، ما بلافاصله برای او تیتری داریم. مثلاً پدر علم ریاضی ایران از دنیا رفت. فکر می
کری یک استقلالی برای محمود فکری
رسیده و برای کسب هر سه امتیاز می آید ما هم طی 4 بازی اخیر دو برد و دو مساوی داشتیم و روحیه تیمی مان فوق العاده است. از طرفی بچه های تیم الان چند روز است که حال و هوای بازی با استقلال را دارند و می دانم که دو برابر همیشه انرژی می گذارند. بنابراین بازی سختی هم برای استقلال در پیش خواهد بود. خودت چه حالی داری؟ خب من 4 سال با این تیم و در کنار هوادارانش بودم و بهترین خاطرات دوران
متأسف نباش، کمک کن
علی دایی شایعات را در زمینه حضورش در انتخابات فدراسیون فوتبال رد کرده و با همان لحن خاص خودش گفته: اصلا و ابدا. به هیچ عنوان در چنین انتخاباتی شرکت نمی کنم. تا اینجا مشکلی وجود ندارد و همه آدم ها حق دارند در مورد آینده شان تصمیم بگیرند. با این حال دایی در جمله بعدی اش گفته: برای فدراسیونی که ساختمانش به مزایده گذاشته می شود باید گریه کرد. خیلی از این بابت متأسفم. خب اگر اینقدر متأسفی، حالا که
تسبیح و انگشتر سردار در دستان دو خواهر
عقیق:خاطرات متعددی این روزها در قالب کتاب از سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی منتشر می شود. یکی از کتاب ها کاری است از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی که موارد متعدد را در موقعیت های گوناگون بیان می کند. در خاطره ای از این کتاب که به نقل از سردار احمد همزه ای با عنوان بخشش بیان شده می خوانید: من با خواهرم سمانه چند سال فاصله سنی داشتم. هر کاری داشتیم با هم انجام می دادیم، ورزش
تو تازه برای ما شروع شدی، سردار!/ ژنرال در سایه که بود؟
دختر کم حجاب هم دختر ماست. حالا بعد از تو پویش ها بپاست. همین دخترانت؛ دختران حاج قاسم پا به میدان شده اند. بابا آمد، بابا از جبهه آمد یکی در قسمت نظرات یک پست زیر عکسی حماسی و متنی مرتبط به تو نوشته بود انقدر که حاج قاسم به بچه ها شهدا مهربانی و محبت می کرده، بچه هایش حسودی نمی کردند؟ این عکس را که دیدیم، انگار همه چیز معلوم شد.عموقاسم بچه های شهدا، بابا قاسم مهربانی هم بوده
دختر ابومهدی: پدرم می گفت نمی خواهد حاج قاسم را بین گرگ ها تنها بگذارد
زندگی او در همه مناطق از جمله در ایران که در شهر کرمان تلاش برابر ترور کردند در خطر بود، در سوریه نیز در خطر بود. دفعات زیادی هنگام جنگ با داعش و بعد از داعش در معرض خطر بود. حضور حاج قاسم خشم آمریکایی ها را برمی انگیخت. چرا چنین شخصی می رود و می آید در حالی که متحد و حامی اصلی کشور عراق است. اگر حاج قاسم یا سلاح ایران و حمایت استثنایی و مستشاری جمهوری اسلامی ایران به فرماندهی شهید حاج قاسم و
در سوریه انتخاب شد
. بعد پرسیدند شهید قبلش کجا بوده؟ گفتیم سوریه. حضرت آقا اینجا به همان سوالی که همه از ما می پرسیدند و ما هم جواب دقیقش را نمی دانستیم جواب دادند. بعد از اینکه ما جواب دادیم سوریه، آقا تأملی کردند و گفتند: پس حاج قاسم این شهید را توی سوریه انتخاب کرده است. همینجا بود که ما هم متوجه شدیم حاجی خودش وحید را انتخاب کرده بود. بعداً هم ما از خانواده شهید مظفری نیا شنیدیم که گویا برای یکی از محافظ های سردار
مرتضی فنونی زاده: آقا مهدی اشتباه کرد، سپهر بیشتر
، توضیح داد: بله صحبت کردم، ولی انگار پستی که منتشر شده خواسته او نبوده است. در بخش پایانی، مرتضی فنونی زاده مدافع میانی سابق تیم ملی و باشگاه پرسپولیس بار دیگر به ناراحتی اش از سپهر حیدری اشاره کرد و گفت: او جوان است و نباید در مورد خانواده من حرف می زد. او نباید دخالت می کرد. حالا پیام صادقیان که جویای نام است و می گوییم جوان است و خامی کرده؛ ولی سپهر حیدری عضو خانواده پرسپولیس است و نباید چنین حرفی می زد. مهدی 56 سالش است و سپهر 40 سالش است. هر طوری حساب کنید، بزرگتر است و نباید دخالت می کرد. بهتر است سپهر حیدری هم این موضوع را با عذرخواهی و پذیرش اشتباهی که انجام داده، تمام کند. ...
کرونا و آنتی بادیِ پارتی
. من قبل از اینکه کرونا بگیرم خیلی رعایت می کردم و دیدم با تمام این رعایت ها، کرونا گرفتم بنابراین دیگر بی خیال شدم و گفتم آدم هرچه بیشتر سخت بگیرد بدتر است. فکر هم نکنم دوباره مبتلا شوم با اینکه چندان رعایت هم نمی کنم. مثلاً دیگر خرید ها را نمی شویم و ضدعفونی نمی کنم یا تا بتوانم از زیر زدن ماسک در می روم. کامران هم از تجربه بعد بهبودی اش این طور می گوید. البته تجربه خود و کل
سردار فضلی: حاج قاسم یک نمونه از سربازان امام بود
پایگاه خبری جماران: 13 دی ماه سال گذشته خودروی حامل سپهبد قاسم سلیمانی و همراهان ایشان در فرودگاه بغداد مورد اصابت موشک های آمریکایی قرار گرفت و ایشان به درجه رفیع شهادت نائل آمد. در یک سالی که از شهادت سردار دلها گذشته خاطرات و توصیفات فراوانی به نقل از افراد مختلف سیاسی، نظامی و سایر گروه ها دیده و شنیده ایم و همه آنها به نوعی از نقش حاج قاسم در نابودی داعش سخن گفته اند اما شاید کمتر به بُعد
حاج قاسم می گفت باید دولت مقاومت داشته باشیم
که همه از هر گروهی گوش به حرف حاج قاسم می دادند و قبولش داشتند چون می دیدند برای خودش کار نمی کند، برای حزب و گروهی کار نمی کند، فقط برای خدا کار می کند. یا مثلاً در ارتباط با برجام بعضی ها می گویند حاج قاسم برجام را تأیید می کرد، خیر این گونه نبود، حاج قاسم ولایت را تأیید می کرد. گاهی اوقات شیرازی یک خاطره ای را نقل می کند می توانید در آن تشکیک کنید اما گاهی نوار سخنرانی حاج قاسم را که
مردم از حاج قاسم سلیمانی می گویند
، دیگه بغضم ترکید، خانواده ام بدون استثنا شدیداً ناراحت بودن و گریه می کردن، بعد از شنیدن خبر نتونستم خونه بمونم و رفتم مزار شهدا کنار مزار حاج حسین همدانی... مراسم همون شب تو همدان تو حسینیه امام رو هم شرکت کردم، همسرم امتحان داشت و نتونست بیاد، با دوستم رفتم. برای تشییع سردار هم همسرم به خاطر ایام امتحانات خیلی مرخصی گرفته بود و نمی تونست مرخصی بگیره، برای همین با دوستم رفتیم، بیشتر دوست
خاطرات و خصلت ها
/> صادق آهنگران /مداح اهل بیت(ع) شب بیست و یکم یا بیست و سوم ماه مبارک رمضان، در حرم حضرت رقیه (س) که در حال خواندن دعا و روضه بودم، یکی از خادمان به نام آقای میری آمد و به من گفت که پیرمرد آمده است ؛ ( پیرمرد اسم رمزی حاج قاسم بود). من تصورم این بود که حاج قاسم آمده و در جمعیت نشسته است؛ اما بعد از پایان مراسم که همه رفتند و خادمان درهای حرم را بستند، به اتاقی در طبقه بالای حرم
تازه دامادی که همراه حاج قاسم شهید شد
برای صحبت های اولیه دفترچه ای از سؤالات را آماده کرده بودم؛ وقتی آقا وحید این دفترچه را دید، گفت: همه این سؤالات را می خواهید از من بپرسید؟ گفتم: بله، جلوی تمام سؤالات را هم علامت می گذارم. بعد گفتند: خب، کاش من هم یک لیستی از سؤالات آماده می کردم. حدود دو ساعت با هم صحبت کردیم و حجب و حیای آقا وحید من را جذب کرد؛ بیشتر سؤالاتم درباره مسائل اعتقادی بود؛ مسائل اعتقادی به قدری برایمان مهم بود که در
شهید پاشاپور دفاع از حرم را مقدم بر همه کارها می دانست/ پیش بینی حاج قاسم از نحوه شهادت "آقای اصغر"
سردار منزل بودند؟ چه حال و هوایی داشتند؟ از خصوصیات سردار چیزی برای شما می گفتند؟ در حد خاطرات کوچک هم هست لطفا بفرمایید؟ شبی که حاج قاسم به شهادت رسید، اصغر آقا منزل بودند، دو شب بود منزل نیامده بودند، خیلی خسته بودند، گفتند که لباسهایشان را تمیز کنم، چون فردا صبح ساعت 8 می خواهم سرکار بروم، گفتم فردا جمعه است یک استراحتی کنید، گفتند نه کار دارم باید حتما بروم، اینها را که گفتند و
ناگفته های شب شهادت حاج قاسم از زبان جانشین فرمانده نیروی قدس سپاه
مجری: خط ایشان ادامه دارد. سردار حجازی: حتماً ادامه دارد. بله همین جور است. مجری: کجا بودید؟ کدام کشور؟ سردار حجازی: توی لبنان، بعد، خب از ایشان می خواستیم که بماند، گفتیم بمان، گفت نه، کار دارم فقط آمدم اینجا یک سری بزنم، بروم، من حالا چند تا از شهدا، دوستان عزیزی که در این سال ها با آنها مواجه شدم، قبل از شهادت یک نور عجیبی در چهره آنها مشاهده کردم، حالا ما که چشم بصیرت
حاج قاسم نهیب زد: فرزند شهید را از جایش بلند نکن!
کن به آرزویم یعنی شهادت برسم - بعد از مراسم حاج قاسم به سمت ماشینشان حرکت کردند. من مشکلاتی داشتم که باید حتماً آن ها را شخصاً با ایشان درمیان می گذاشتم. افراد همراه حاج قاسم خیلی زیاد بودند و من نمی توانستم به ایشان برسم. همان جا بلند گفتم حاج آقا تو را به فاطمه زهرا (س) بایست من با شما کار دارم. یکدفعه این جمعیت که داشتند می رفتند، ایستاد. حاجی همه را زد کنار آمد سمت من و گفت بله کی من
نقد و بررسی گلکسی زد فولد 2 : نسیم آینده
باید “تبلت تاشو” انتخاب شود. پس نسبتا تصویر نمایشگر داخلی را مثلا 18:9 درنظر بگیر، نمایشگر بیرونی را مربعی تر کن و نزدیک به لبه پایین لت بیرون قرار بده و با فضای خالی بالای آن هر کاری که دوست داری انجام بده! به هر حال این 3 موضوع مواردی است که باید در نسل بعدی بهبود پیدا کند. اگر نسل بعدی گلکسی زد فولد 2 بیاید و تراشه یا دوربین را بهبود ببخشد به نظر من اصلا پیشرفتی صورت نگرفته است، چون