سایر منابع:
سایر خبرها
نگاه علامه طباطبائی به انقلاب در گفتگو با آیت الله دوست محمدی
. لذا من پیاده می رفتم در خانه شان، بعد با هم می رفتیم تا قبرستان حاج شیخ و از قبرستان حاج شیخ پیاده بر می گشتیم تا در منزلشان؛ و کارمان تا جایی کشید که گاهی اوقات وقتی می رسیدیم در منزلشان می گفت"آقای شیخ هادی یک چایی هم با هم بخوریم." می رفتیم می نشستیم و چایی می خوردیم. گاهی هم می شد که وقتی می خواستم که بلند شوم می فرمود"نه، اگر مایلید من وقت دارم بنشینید." دیگر اکثر سوالات حتی کودکانه را از
چهره به چهره با دو رزمنده | نشانی از برادر در تابوتی که می درخشید
آزادی از بند رژیم صدام و بازگشت به میهن، در جمع تابوت های رسیده از ستاد تفحص، تابوتی به نام خود را پیش رو می بیند. مجله زندگینامه های شهدای دفاع مقدس محمدرضا هنوز زنده است اما تابوت به نام اوست؛ شاید بخاطر پلاک گمشده اش، تابوت را هم به نام او زده بودند. اما آن جعبه فقط تابوت محمدرضا نبود بلکه صندوق اسراری بود که همه ابهامات او درباره سرنوشت برادرش حمید را پاسخ می داد. حمید نه
بازی کی آخر آمد؟ فیلمسازان را چه شد1
افول ساخت!گفتند دولت قبل، خانه سینما را بست و از همین روی سینمای ایران رو به اضمحلال رفت!! گفتند دولت قبل مانع ساخت فیلم توسط برخی فیلمسازان به اصطلاح پیشکسوت شد و...یادمان نرفته در آغاز دولت یازدهم، همین حضرات به اصطلاح فیلمساز در هر محفلی گفتند و در هر جایی نوشتند و روبروی دوربین های تلویزیون در جشنواره فجر سی ودوم با اظهار شعف ابراز کردند که گویا دیگر دوره رنج و حرمان گذشته و با دولت تدبیر و امید
خبری که با شنیدنش صابر از درون فرو ریخت(پاورقی)
دراز کشید و نیمه شب راه نخلستان ها را در پیش گرفت . تا وقتی صورت ماه دخت را به خاطر می آورد، ترس کاری نبود، حتی یک بار هم به یادش نیامد که قصه های آدم های جن زده را به یاد بیاورد. نمی دانست دلش از فضل الله گرفته یا از بی وفایی ماه دخت شکسته است . فقط به این می اندیشید که برادر و عشق اش را در یک شب از دست می دهد. *** شب بعد را هم آبادی به شادمانی گذراند و به جز چشمان صابر هیچکس غبار روی
سیدضیاء چگونه از ایران فرار کرد
در تهران داشتم، دریافت کنند. امّا این پول را پس نگرفتند... سپس می گوید: وقتی به اروپا رسیدم یکسره رفتم برلن، چند ماهی مثل آدم های گیج بودم. بعد تصمیم گرفتم کاری بکنم..... من شور و هیجان سیاسی خود را از دست داده بودم..... این بود که شدم فرش فروش دوره گرد ..... از مال دنیا چند قالیچه داشتم یکی دو تا از آنها را به شیوه ترکمن هایی که قالیچه به شهر می آورند، انداختم روی دوشم و افتادم توی
توصیه یک بازیگر به بابک زنجانی/ تعداد قبولی های آزمون خبرگان رهبری/ وزیری که دنبال شوهر می گردد!/ ورود ...
مصوبه مجمع آن، عملا با تاسیس شرکتی در شهریار کارخود را بطور مستقل دنبال می کند و با حدود 200 نفر پرسنل آگهی های وسط روزنامه همشهری را به شکل غیرشفافی مدیریت می کند.وی اظهار داشت: سازمان آگهی های همشهری از حدود 8 سال قبل بدون تشریفات قانونی 70 درصد زیر مبلغ در آمدهایش کل آگهی ها را واگذار کرده و تاکنون هیچ تجدید نظری در آن به عمل نیاورده است.سرخو در ادامه گفت: تهیه مطالب و محتوای ویژه نامه ها با
انتقاد آیت الله ملک حسینی از جایگزین شدن بازی های سیاسی به جای فرهنگ مطالعه/فقیهی که با مطالعه بر گرسنگی ...
تا روزی 16 ساعت به مطالعه می گذراند. وی با ابراز انتقاد از برخی کسانی که در طول حیات آن عالم بزرگ دینی جسورانه و بی ادبانه به ایشان می تاختند و برخی دیگر هم تعریف های دم دستی داشتند، بیان کرد: اما یکبار کسی از آن چه را که او داشت سؤال نکرد. نماینده ولی فقیه در استان کهگیلویه و بویراحمد در ادامه گفت: برایم تعریف می کرد که پدرم آصدرا و خانواده برای ما همه ملزومات را جهت درس
روایت یک مرگ در خانواده ؛ داستان عشق و تنهایی
شده تا نزد پدر بیمارش برود، ساعت سه صبح و در سکوت آشپزخانه برای همسرش صبحانه آماده می کند تا این گونه از او برای بیدارشدن و غذا درست کردن برای سفر شبانه جی تشکر کند. بخش دوم رمان، تراژدی غم انگیز و پرتنشی است که در آن برادر مری جسدی را در جاده روستایی در شب شناسایی می کند و مری که در نور خیره کننده آشپزخانه منتظر نشسته است و سعی می کند با خبر کشته شدن احتمالی جی کنار بیاید. با اینکه خاله اش
فرهنگ در رسانه
تاریخ است یا اگر این اتفاق در داستان هایش نیفتد، به نوعی تاریخ را در دل داستان ها می گنجاند. یادآوری سریال هایی چون: شب دهم، میوه ممنوعه، مدار صفر درجه، پهلوانان نمی میرند، همگی گواه این مطلب است که فتحی علاقه خاصی به حضور در این ژانر دارد. گفت وگوی فارس با وی درباره ساخت آثار تاریخی و لزوم نمایش آن برای مردم امروز در ادامه می آید: علاقه شما به آثار تاریخی از کجا نشات گرفته است؟
مردی که روزانه یک میلیون تومان اسکناس ترمیم می کند
از مدرسه به خانه بر می گردم حدود دو تا سه ساعت از وقتم را صرف کمک به پدرم برای ترمیم اسکناس های فرسوده می کنم و از این کار راضی هستم. . سال گذشته بیش از 85 میلیارد تومان اسکناس فرسوده در لرستان امحا شد یک کارشناس اقتصادی لرستانی در این زمینه گفت: خیلی از افراد در نگهداری اسکناس به عنوان سرمایه ملی دقت لازم را ندارند و وقتی پول را به صورت مچاله شده را داخل جیب
فروش کلیه معامله ای برای فرار از اختلال دو جنسیتی/فوتبالیست خانم، مرد می شود
ولی کم کم به علت مشکلاتی که در خوابگاه برایم بوجود آمد و تغییر دیدگاه اطرافیان بویژه دوستان نزدیکم مجبور به ترک خوابگاه و رفتن به خانه استیجاری شدم. او ادامه داد: سال 90 بعد از پایان تحصیلات دانشگاه به مرکز اورژانس اجتماعی بهزیستی مراجعه کردم و تازه متوجه شدم برای عمل جراحی باید مراحل زیادی از جمله رفتن به دادگاه و دریافت حکم قاضی را داشته باشم که همه اینها در گرو رضایت خانواده ام بود.
این گاو امریکایی اعدام باید گردد!
گفتم و ادامه دادم: ما انتظار داریم شما که آیت الله خادمی را می شناسید، حال نمی دانم مرا می شناسید؟ که وی گفت: چطور شما را نمی شناسم. من شما را خیلی خوب هم می شناسم. خدمتتان به آقای هاشمی را فراموش نمی کنم. پرسیدم: منظورتان آقا سیدمهدی هاشمی است؟ پاسخ داد: نه، منظورم آشیخ اکبر است. مهدی هاشمی این است که اینجا نشسته است. در آن زمان سید مهدی هاشمی برخلاف قبل معمم شده بود. مقصود آنکه صحبت هایم با آیت
فریمن سورپرایزتان می کند...
. . . از طرف دیگر چون پدرم در زمینه کامپیوتر هم فعالیت داشت جز اولین خانواده هایی بودیم که در خانه مان اینترنت داشتیم؛ به همین خاطر من مدام متن ها را پیدا می کردم، به مرور اصطلاحات را یاد می گرفتم و ساختار شعرها را می آموختم. به عشق مارکت بین المللی از سال 88 بود که به صورت رسمی فعالیتم را در زمینه موسیقی آغاز کردم. شخصا عبارت فعالیت زیرزمینی را برای کار خودم به کار نمی برم
چگونه ایستگاه فضایی بین المللی را از پشت بام خانه ببینیم؟
کمی از غروب خورشید گذشته و روی نیمکت پارک نشسته اید. هیچ وقت خیلی به آسمان توجه نمی کردید، ولی حالا چیزی در بالای سر، نظرتان را به خودش جلب می کند. یک شی نورانی در آسمان حرکت می کند. اولش فکر می کنید که شاید یک هواپیما باشد، ولی با خودتان می گویید که چراغ هواپیما معمولا چشمک می زند و نور ممتد ندارد. همچنان در حال نگاه کردن به این نقطه ی نورانی و سریع هستید که به ناگهان از نظرتان ناپدید می شود
طنز/ زیادت حیلت
خود دانی که این مقدار پول گر در میان دستان ما باشد بهتر توان بر دور ریختن و آتش زدن و محرومان را از آن محروم کردن همی بودن. در این میان یکی از مریدان که سن و سالی هم داشت در میان کلام مرید دیگر پرید و گفت : ای شیخ پول ها را در گونی ریخته و به بازار برده و نیت کرده و اولین موردی را که یافت نموده خرید کرده و به درون خانه آورده چرا که تقدیر به همان که زه . شیخ که از این مرید و
دختر شینا؛ داستانی که تعریفی جدید از زن ارائه می دهد/ روایت صبری ماندگار در تاریخ
فرق می کرد. برایم همه چیز و همه جا غریب بود. روزهای اول دوری از حاج آقایم بی تابم می کرد. آن قدر که گاهی وقت ها دور از چشم صمد می نشستم و های های گریه می کردم. این سفر فقط یک خوبی داشت، صمد را هر روز می دیدم. کار سختی داشت. اوایل انقلاب بود. اوج خرابکاری منافقین و تروریست ها. صمد با فعالیت های گروهک ها مبارزه می کرد. کار خطرناکی بود. یک ماه که گذشت، تیمور، برادر صمد آمد پیش ما که درس بخواند. قایش
با شاهزاده سعودی محبوب کاخ سفید آشنا شوید
1989 مسلح کرده و به طرق دیگر نیز مورد حمایت قرار داد. • خانواده سلطنتی عربستان القاعده را تهدیدی برای خود نمی دانست • ملک سلمان که در آن مقطع فرماندار ریاض بود مسئول جمع آوری اعانه برای مجاهدین در میان خانواده سلطنتی و دیگر سعودی های ثروتمند شد. وی ده ها میلیون دلار پول به دست مجاهدین رساند و بعدها برای جنبش های اسلامی در بوسنی و فلسطین نیز دست به کار مشابهی زد. بعدها هنگامی که
قدیمی ها هنوز من را کدخدا می دانند!
دوران کدخدایی چیزی کم نگذاشته ام. شاید همین مردمی بودن کدخدای پونک بوده که هنوز هم با وجود گذشت سال ها دلش با مردم است و در محافل مردمی پیش رو است. ویژگی ای که باعث شده اهالی هنوز او را در قامت یک کدخدا بدانند و برای حل بسیاری از امور به او مراجعه کنند. وی درباره این فعالیت ها می گوید: در مسجد محله، مؤذنی و مداحی می کنم و ساعت های فراوانی از روز را به مراوده با درخت های باغچه ام می
این روزها بدون تو تهران جهنم است!
شعارسال : محمدعلی سپانلو شاعر، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، استاد دانشگاه، 29 آبان 1319 خورشیدی در شهر محبوبش تهران خیابان ری به دنیا آمد. او در سال 1326 به دبستان کسایی رفت و سپس به خاطر جابه جایی خانه شان تحصیلات را در دبستان ادب و سپس در دبستان نراقی پیگیری کرد. در دبستان ادب با احمدرضا احمدی هم شاگردی بود. پس از تحصیلات دوره ابتدایی دوره اول دبیرستان را در مدرسه رازی و دوره دوم دبیرستان (از
تصادفات ناجور خیلی هوادار داره!
علاقه مندی هایی دارد، من هم آن زمان درگیر تصادفات وسایل نقلیه شدم. فیلم ها را به خاطر تصادف هایش می دیدم. در اینترنت فقط دنبال عکس ها و مطالب درباره تصادفات می گشتم و سعی می کردم اطلاعاتم را درباره ماشین ها و موتورها بالا ببرم، وارد سایت رسمی شرکت های خودروسازی می شدم و کلیپ هایی را که درباره امنیت خودروهای تولید شده خود منتشر می کردند می دیدم. چند سال بیشتر طول نکشید که اطلاعاتم درباره ایمنی و امنیت
خراسان جنوبی ظرفیت توریسم بسیار زیادی دارد
خدمت می کردم عصر دومین روز حضورش در بیرجند مهمان روزنامه آوای خراسان جنوبی می شود و از خاطراتش برایمان می گوید: پدرم به خاطر کسادی بازار راهی زاهدان شد. در دوران تحصیل (از سال پنجم ابتدایی به بعد) تمامی تعطیلات تابستان، در زاهدان به عنوان کارآموز در دفاتر بازرگانی خدمت می کردم و اولین حقوق دریافتی ام ماهی 50 ریال بود و بعدها کاشف به عمل آمد که این مبلغ از ناحیه پدر به مدیر تجارت خانه
آخرین اخبار اسیدپاشی های اصفهان از زبان وزیر کشور
استانداریها تشکیل شود و مسئولیت هم با وزارت کشور است. برای تبلیغات انتخابات زودرس باید تعریف داشته باشیم. فردی ممکن است نامزد شود و مردم هم بدانند. نمی توانیم به او بگوییم در خانه خودت یا دوستت جلسه نگیر. تبلیغات حضور در افکار عمومی با ابزار رسانه ای است. جلسات خانگی یا شرکت در مراسم عزا و عروسی از نظر ما تبلیغات نیست. در تجمعات، مسایل رسانه ای شود؟ نه نمی رود بگویم من نشسته ام که
لحظه ای که امریکا را تکان داد
توانستند سرعت بگیرند لیموزین کندی از سرعت خود کاست و ابتدا به راست و سپس به چپ به سوی میدان پلازا چرخید؛ میدانی که به نام ناشر مورنینگ نیوس نام گذاری شده است. ساعت در بالای بایگانی کتابخانه مدرسه تگزاس 12:30 را نشان می داد. مهاجری روسی به نام آبراهام زاپرودر در ماکانی محکم کنار پلازا ایستاده و دوربین فیلمبرداری 8 میلی متری خود را محکم در جای خود قرار داده و به کار خود مشغول بود و محل کار او هم در
444 اصطلاح عربی مورد نیاز پیاده روی زائران در عراق
/> 222) فارسی : پریروز العربیة : اوّل البارحَة شفته اول البارحة بالسوگ. 223) فارسی : هفته گذشته العربیة : الاُسبوعِ الفات 224) فارسی : ماه گذشته العربیة : الشَهَر الفات 225) فارسی : سال گذشته العربیة : السنة الفاتت (سنه مونث است پس فعل فات باید مونث بیاید) ممکن است به جای فات و فاتت از الماضی و الماضیة
خرید و فروش موادمخدر راحت تر از خرید و فروش لواشک است!
باور است، هر چند طی سال های اخیر بارها به چنین محل هایی آمده ام و با شمار زیاد کارتن خواب مواجه بوده ام، اما این بار شاهد چیزی هستم که مرا نیز با بهت روبه رو کرده است. بی هیچ اراده ای شروع به شمردن می کنم 5، 10، 15، ... 100، 150، 180 و به این نتیجه می رسم که نباید ادامه بدهم، چون یقین دارم حدود 200 نفر را می بینم که فقط برای مصرف مواد اینجا جمع شده اند. صدای زن جوانی افکارم
مدرسه سازی با دستان خالی
علوی آتش انقلاب را در کرمان برپا کردند. ساواک معتقد بود که در مدرسه علوی نیروهای چریکی تربیت می شود و به همین بهانه تعدادی از دانش آموزان و معلمان و مسئولان مدرسه را دستگیر کرد. راز موفقیت پدر پدر در خانه نظم خاصی را برپا کرده بود. ما همگی احترام زیادی برای او قائل هستیم. هیچگاه ندیدم نظمی که پدرم در خانه ایجاد کرده بود به هم بریزد. او ویژگی های خاصی داشت. ساعت 9 شب همه بچه ها
سرزمین توفانی
. هر چه هست این رفتار نیز طبیعی است. نگران نباشید، بعید است که کم حرفی نوجوان تا ابد ادامه پیدا کند. او را به زور مجبور به حرف زدن نکنید. اما محترمانه نظرش را بپرسید. اعتماد به نفس اش را با تعریف های واقعی و معقول بالا ببرید. تلفن من کو؟ همان نوجوانی که در جمع فامیل و در میان اعضای خانواده حرفی برای گفتن ندارد زمانی که با تلفنش تنها می شود، ساعت ها برای حرف زدن با دوست و
سفر حج زنان ایرانی در 140 سال پیش
زیارتی ناصرالدین شاه به عراق، همراه وی بوده در میانه راه مکه از او بسیار یاد می کند: خلاصه، صبح چهار ساعت از دسته گذشته، منزل فرسفج رسیدیم. دیدم همان صحرا، همان رودخانه. اما آن سال که اینجا آمدم کجا، امشب کجا! آن شب، سفر عراق لب همین رودخانه سراپرده زده بودند. یادم آمد و دادم آمد... . نگارش سفرنامه وقارالدوله در حین سفر این زن درباره نوشتن این سفرنامه، اطلاعات جالبی
برنامه های هفته کتاب در منطقه 5 تمدید شد/ آشنایی کودکان با مثنوی معنوی در داستان باستان محصل
راستای برنامه های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و با هدف جریان سازی فرهنگی، ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی و کمک به ارتقای سرانه مطالعه در بین اقشار مختلف جامعه برگزار می شود. آشنایی کودکان با مثنوی معنوی در داستان باستان محصل خانه فرهنگ محصل با برپایی دومین برنامه پاییزی داستان باستان، کودکان را با داستان های مثنوی معنوی آشنا می کند. این برنامه دوشنبه (دوم آذرماه) ساعت 10 با هدف
شهادت پسرم، بهترین هنر جاودان/ همه فرزندان من نقاش هستند
نمی آورد.بعد از چهار سال و تحقیقات لازم و طی مراحل شرعی، همسر این شهید را به عقد برادرش در آوردیم. هنرما: از اینکه پدر شهید هستید چه حسی دارید؟ خدا را شکر می کنم. از اینکه ما به واسطه هنر این شهدا نشسته ایم و صحبت می کنیم خوشحالم.من یازده نوه دارم خدا را شکر میکنم. هنرما: وضعیت معیشت هنرمندان چگونه است؟ قبلا تحت عنوان طرح تکریم برای هنرمندان پیشکسوت