حق وردی: در پیکان انگیزه لازم را نداشتم
سایر خبرها
عاشقم چون پاکم
. رعایت این نکته به خاطر خودتان است. و باز یک تجربه دیگر: آمپول اول را که زدم دو سه روزی منگ بودم، حالت خستگی داشتم اما بعد از آن همه چیز عالی شد. دیگر دنبال مواد نبودم. دیگر مدام به مواد فکر نمی کردم. شاید یک لحظه به مغزم خطور می کرد اما زود می رفت. آزاد شده بودم. کم کم مغزم به حالت طبیعی خودش برگشت. دوباره یک آدم نرمال و سالم شدم. کاش همه معتادها و الکلیها همین راهی را بروند
ببینید|خلیل زاده: گل به خودی بدی زدم/ با گردن درد برای پرسپولیس بازی کردم
مصدومیت شدیدی از ناحیه کشاله ران داشتم و حدود یک ماه از میادین دور بودم. بعد از رفع مصدومیت آمادگی کافی را نداشتم و 2 روز بعد بازی کردم. شرایط جسمانی خوبی نداشتم و گل به خودی بدی زدم. بزرگ ترین بازیکنان هم گل به خودی می زنند و اشتباه می کنند. خیلی بعد از آن صحنه اذیت شدم زیرا از سوی هواداران هم فشار به من وارد شد. خیلی تمرکز کردم تا اشتباهاتم را جبران کنم و در 2 مسابقه متوالی گلزنی کردم.
خلیل زاده: درد پرسپولیس هنوز همراهم است!
زمین تمرین خوبی را داشته باشند اما من امید به آن دارم تا شرایط در ایران بهتر شود و امکانات بهتری فراهم گردد چون حق بازیکنان ایرانی است. شجاع خلیل زاده در پاسخ به سوالی مرتبط با روند گلزنی اش در تیم الریان قطر گفت: من حدود یک ماه به واسطه مصدومیت شدیدی که از ناحیه کشاله ران داشتم، از میادین دور بودم؛ متاسفانه بعد از رفع مصدومیت هم از شرایط آرمانی به دور بودم و آمادگی کافی را نداشتم و 2
گفتگو با سارق طلافروشی جوادیه / سارق مسلح: قرص خورده بودم
. اما در بازجویی های اولیه گفتی انگیزه اصلی ات به دست آوردن پول بوده است. من روز اول اصلا حال عادی نداشتم. نمی دانم چه گفته ام اما هرچه گفته ام دروغ است. چون تحت تأثیر مصرف قرص بودم. چه قرصی؟ فکر می کنم قرص توهم زا بود، چون هرچه بود بعد از مصرف آن دچار توهمات عجیبی شدم. چه شد که دست به سرقت از طلافروشی زدی؟ داشتم از کنار یک طلافروشی رد می شدم و با خود گفتم بروم داخل
قتل کینه جویانه از سوی پسردایی/ عمه 2 شرط برای بخشش برادرزاده اش گذاشت + عکس
: من قصد کشتن نداشتم، ما از چندی قبل با هم کری خوانی داشتیم و همیشه پیامک های تهدید آمیز به هم می دادیم و حتی یکبار پسر عمه مرا در خیابان به باد کتک گرفت که پس از آن ماجرا من از او به دل گرفتم. وی افزود: روز حادثه در خیابان بودم که خیلی اتفاقی پسرعمه ام را دیدم و با توجه به اینکه از او کینه داشتم با چاقویی که همراهم بود به سمت پسرعمه ام حمله کردم و فقط یک ضربه به او زدم و اصلا قصد کشتن
احمدی: طلای همسرم را فروختم و پایم را عمل کردم/ باشگاه شاهین زیر قولش زد
اگر از کسی خوششان نیاید، ریالی نمی دهند. غریب نوازی در باشگاه شاهین بوشهر بی داد می کند و من که فصل قبل بیشترین دقایق بازی برای این تیم در لیگ برتر را داشتم، اینگونه پشتم را خالی کردند. احمدی در خاتمه اظهار داشت: من پول عمل جراحی نداشتم تا بتوانم پاهایم را عمل کنم. مجبور شدم طلاهای همسرم را بفروشم تا پول عمل جراحی پایم فراهم شود، بلکه بتوانم در فصل آینده جبران مافات کنم. انتظارم از باشگاه شاهین چنین رفتاری نبود و متاسفانه بعد از استوری که گذاشتم، هیچ یک از مسئولین باشگاه بامن تماس نگرفت که آیا حالم خوب است یا خیر. ...
روایتی جالب از کتک خوردن یک وهابی به خاطر جسارت به حضرت ام البنین
... جون به لب شدم. گفت: خوب که خوابم برد، تو خواب دیدم توی نجفم و دارم مرقد حضرت امیر رو طواف می کنم. دو تا خانم نورانی هم اون گوشه حرم وایستادن...{اینجا دیگه جواد بغضش گرفت و شروع کرد هق هق گریه کردن) گفتم: بابا بگو دیگه، طاقتم طاق شد؟ {بعد از چند لحظه که حالش به جا اومد}، ادامه داد: ... می گفتم، دیدم یکی از دو تا خانم داره منو به دیگری نشون می ده و می گه همین بود
زن 35 ساله: با عقد تلفنی خود را در اختیار کیارش گذاشتم
صحبت می کرد که متعجب و شرمنده شدم . چند روز بعد کیارش پیام داد که دیگر نمی تواند به این رابطه ادامه دهد من که تحمل چنین رفتاری را از او نداشتم به در منزلش رفتم و با بی شرمی تمام با همسرش درگیر شدم چون احساس می کردم که او مانع خوشبختی ماست اما کیارش در چشم هایم نگاه کرد و گفت که در رابطه ای اشتباه گیر افتاده است و دیگر حاضر به ادامه این ارتباط نیست و هنگامی که من مهریه ام را از او طلب کردم گفت کدام
از واقعیت فرار نمی کنم
آینده ام را با او می دیدم. پیک موتوری یک رستوران بودم. یک روز که در حال بردن غذا بودم، دختر مورد علاقه ام را همراه پسری دیدم. سد راه شان شدم. آن دختر مدعی شد پسر جوان مزاحمش شده است. پسر جوان شوکه شده بود و می گفت دوست پسر او است. خشم جلوی عقلم را گرفته بود، چاقویی که در جیبم بود را بیرون آوردم و چند ضربه به آن پسر زدم. بعد دختر مورد علاقه ام را سوار کرده و مقابل خانه شان رساندم و به رستوران بازگشتم
در آستانۀ در
در دانشگاه های تاپ مملکت درس خوانده اند، منتظر بودم خانم متصدی بپرسد خب حالا دوست دارید خدمتتون کِی و کجا باشه؟ اما متأسفانه زرتی چند برگ رنگارنگ داد دستم و گفت اول اسفند اعزامتونه . به ادامه حرف هاش توجه نکردم و فقط به مدرک تحصیلی دوستانم فکر می کردم که با صدای آقا لطفا برید کنار همان پسربچه به خودم آمدم. گفتم اینجا مربوط به مشمولینه . پسرک گستاخ گفت لابد مشمولم دیگه . بعد به مامانش نگاه کرد و خندید. کنار ایستادم و گوش کردم. متولد 80 بود و دیپلم ردی. زن همراهش هم مامانش نبود، همسرش بود که می خواستند بعد خدمت بروند خارج. برگ هایم ریخت. جمع شان کردم زدم بیرون. ...
بیرانوند: حرف زیاد بود اما هرگز به خودم شک نداشتم
به گزارش همشهری آنلاین و به نقل از اخبار فوتبال بلژیک، علیرضا بیرانوند در دیدار این هفته تیمش برابر یوپن ستاره بازی بود و توانست دروازه تیمش را بار دیگر بسته نگه دارد و 3 امتیاز بازی به آنتورپ برسد. بیرانوند که البته چند بازی ضعیف نیز در این فصل در کارنامه خود داشت و مورد انتقاد قرار گرفته بود گفت: من هیچ وقت به توانایی های خودم شک نداشتم. حتی بعد از باخت ها و اتفاق هایی که در هفته های
ناکامی دانشجوی حقوق در سرقت مسلحانه از طلافروشی
هم دارم که چند روز قبل با یکی از بستگانم که در تهران ساکن هستند تماس گرفتم و به او گفتم که قصد دارم به تهران بیایم و کاری پیدا کنم و قرار بود به خانه آن ها بروم. وقتی به تهران آمدم او تلفن مرا جواب نداد که داخل شهر تهران سرگردان شدم. در نزدیکی بازار در حال پیاده روی بودم که پایم به نایلون مشکی برخورد کرد و وقتی آن را برداشتم دیدم اسلحه کمری با تعدادی فشنگ داخل آن است. اسلحه را برداشتم و در حالی که
چیزی نگویید، مختصات زخم را دارم!
/> منتظر ماندم تا حکیم سرکار برود، وقتی از رفتنش مطمئن شدم به سراغ پاکت رفتم... وَرده چندبار روی پایش کوبید و سر تکان داد، حالا این اشک ها بود که برای خروج از اضطراب چشم هایمان مسابقه میگذاشت، روبه رویش نشستم و یک دل سیر گریه کردیم، دستش را که گرفتم ترسیدم، خشک و یخ زده بود، به نوه اش اشاره داد قرص آرامش بخشش را بیاورد: خیلی وقت است که با این قرص ها سرپایم، حکیم خودش را مقصر می داند اما
مصطفی بعد از قتل یک ماه با مادرش در خیابان بود / آزادی پس از 16 سال کابوس +عکس
قبل از پدرم که معتاد بود جدا شد. برای همین من و برادر بزرگم با مادرم زندگی می کردیم و مادرم سرپرستی برادر کوچکم را که آن زمان هشت ماه داشت به پدرمان سپرد و ما دیگر از آن ها خبری نداشتیم. تا این که سال 67 مادرم با احمد آشنا شد و با او ازدواج کرد. مادر و ناپدری ام صاحب یک دختر و پسر به نام های لیلا و کیوان شدند، اما ناپدری ام مرد بد خلقی بود و مدام مادرم را کتک می زد. وی در
اخراجی دیروز مدرسه، رکورددار امروز حافظه گینس
، پکیجی که مسیر زندگی مرا عوض کرد، در این بسته آموزشی با استاد تندخوانی ایران مرتضی نصرت آشنا شدم و فایل های مربوطه و تکنیک های مربوط به تقویت حافظه را به خوبی یاد گرفتم. راه پرفراز و نشیبی داشتم به مدت چهار، پنج سال بر روی تقویت حافظه تمرکز کردم باید دوره های آموزشی لازم را سپری کرده و ذهن خود را توانمند می کردم. بنابراین سراغ کلاس های آموزشی رفتم در داخل کشور تمام دوره های تقویت و تمرکز
آلتونی: رقم قراردادهای لیگ و عدم اطمینان از پرداخت آنها باعث شد امسال در لیگ شرکت نکنم/ تلاش می کنم عضو ...
جوانان درباره حضور در فصل جدید رقابت های لیگ برتر گفت: فدراسیون چندی پیش اعلام کرد که مسابقات لیگ را امسال به صورت متمرکز و احتمالا اواخر بهمن برگزار خواهد کرد. از چند تیم خوب هم پیشنهاد داشتم ولی بخاطر برنامه ریزی که انجام دادم و از طرفی عدم رضایتم از لیگ سال گذشته این دوره تصمیم گرفتم بازی نکنم. چون که قراردادها خیلی پایین است و اطمینانی هم برای پرداختن آن وجود ندارد و این مسئله خیلی از نظر روحی
توضیح مربی استقلال درباره شکایت از باشگاه
را مطرح کرد. مکاتبه با AFC فعلاً از طریق فدراسیون فوتبال خودمان پیگیر ماجرا شده ام و با توجه به شناختی که از دوستان عزیزمان در کمیته تعیین وضعیت دارم، امید بسیاری می رود که قضیه در همین داخل کشور حل و فصل شود ولی حالا که شکایت کرده ام و با توجه به اینکه حرمت من را نگه نداشتند، اگر لازم باشد مانند چند فوتبالیست دیگر حتی با کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز مکاتبه می کنم تا به حق خودم برسم
ادعای قتل برای خوابیدن در کلانتری!
مأموران پلیس خبر بدهم. بدین ترتیب مأموران پلیس، پسر 20 ساله را به کلانتری منتقل کردند. متهم در نخستین بازجویی ها در ادعایی گفت: مدتی است برای کار به تهران آمده ام، اما کاری پیدا نکردم، ساعتی قبل در حالی که مکانی برای خواب نداشتم در حال قدم زدن داخل خیابان بودم که چند مرد جوان به من نزدیک شدند و قصد زورگیری داشتند. من با آن ها درگیر شدم و آن ها هم مرا به شدت کتک زدند که عصبانی
تمرین دهنده جدید در استقلال| قربانعلی پور به کادرفنی فکری اضافه شد
قرارداد داشتم تصمیم گرفتم به قراردادم پایبند باشم، اما بعد ازجدایی از این باشگاه دوباره با باشگاه استقلال وارد مذاکره شدم که درنهایت مقرر شد تا آخر فصل درخدمت باشگاه محبوبم باشم. قربانعلی پور درباره این سوال که آیا شرح وظایف او دراستقلال طراحی تمرینات است گفت: عناوین دراستقلال اهمیتی ندارد. همه اعضای کادرفنی یک وظیفه دارند وآن کمک به موفقیت استقلال است. خودم را در خدمت این باشگاه می دانم و
جوان20ساله: از خانواده ام قهر کردم و جایی برای خوابیدن نداشتم/به قتل اعتراف کردم تا در زندان بخوابم
نداشتم به دروغ به نگهبانی که در آن اطراف بود گفتم که با چند نفر درگیر شدم و کسی را کشته ام تا بتوانم جایی برای ماندن داشته باشم. نمی دانستم شب کجا بخوابم و چکار کنم که ناگهان این ایده به ذهنم رسید و این دروغ را گفتم. آن موقع شب آنجا چکار می کردی؟ با مادر و خواهرم از شهرستان محل زندگی مان که در غرب کشور است با خودرو خودم راهی تهران شدیم. قرار بود به خانه خواهرم برویم که نزدیکی ریل راه آهن
فروتن: نمی دانم چرا استقلالی ها جریمه ام کرده اند/ دیگر در 97 کیلوگرم کشتی نمی گیرم
گفتم 4 کشتی برای استقلال گرفته ام و هیچ مشکلی نبوده است. فروتن در پاسخ به این سوال که آیا از او خواسته شده بود که در فینال کشتی نگیرد؟ گفت: نه، اسم من در ترکیب بود و در معارفه هم حضور داشتم، قرار بود کشتی بگیرم که گرفتم. این کشتی گیر مازندرانی در مورد عملکردش در لیگ فصل گذشته تاکید کرد: 4 کشتی گرفتم، سه تا را بردم، فقط در فینال به امیرحسین زارع از بازار بزرگ باختم.
نداشتن جای خواب پسرجوان را مجبور به اعتراف به قتل کرد
نمی کنند، آن هم در پایتخت. آنها می دانستند من جایی را بلد نیستم با وجود این مرا گذاشتند و رفتند. خیلی از برخورد آنها رنجیدم و ناراحت شدم. درحالی که در خیابان پرسه می زدم چشمم به کارگاهی افتاد و چون جایی برای خواب نداشتم تصمیم گرفتم در کارگاه را بزنم و شب را در آنجا بخوابم. وقتی نگهبان در را باز کرد از او خواستم اجازه بدهد تا شب را در آنجا بخوابم. اما او قبول نکرد و من به دروغ گفتم با چند نفر درگیر
عذرخواهی نماینده مجلس از سرباز آملی
به گزارش خبرگزاری صداوسیما مرکز مازندران، نماینده مردم سبزوار در مجلس شورای اسلامی گفت: این ویدیو قرار بود در نخستین ساعت بعداز حادثه ضبط کنیم، اما چند روز گذشته از طرف دلسوزان و بزرگان مرتب دعوت به صبر و سکوت شدم تا فضا آرام و ابهامات بر طرف شود. علی اصغر عنابستانی افزود: به دلیل افزایش ابهامات ناچار شدم حادثه را در رسانه های خودم به صورت کامل انتشار دهم. او گفت: چند روز
جزئیات حادثه آدمکشی برای خودنمایی
از بدرقه کنندگان عروس به کل کل پرداختیم که دعوا شروع شد چون مشروب هم خورده بودیم و ... چند ماه زندان بودی؟ هفت ماه را در زندان سپری کردم.سال 95 بود که برای اولین بار طعم زندان را چشیدم. آن روز در حالی که مست بودم به خاطر دعوای دوستانم به یک کافه رفتم و آن کافه را به هم ریختم. یکی را مجروح کردم و بعد روانه زندان شدم. فیلم زیاد نگاه می کنی؟ تقریبا! در کودکی بیشتر فیلم فارسی می
۞ امام علی (ع) می فرماید:
پلاک پراید قرمز صاحب آن شناسایی شد و گفت که یک روز قبل درحالی که مقابل یک نانوایی توقف کرده و پیاده شده بود که نان بخرد، دختری خودش را به پشت فرمان ماشین رسانده و آن را سرقت کرده بود. با این اطلاعات دختر جوان به اداره پلیس منتقل شد و در بازجویی ها گفت: یک روز قبل به دلیل اختلافاتی که با خانواده ام داشتم تصمیم به فرار از خانه گرفتم. در خیابان ها سرگردان بودم که چشمم به پراید قرمزی افتاد
عکس های استاد شهریار را سوزاندم!
کردند. پدرم اما همیشه هم مشوقم بود و هم توصیه فراوان به ادامه تحصیلم داشت. فوق دیپلم رشته هنر را گرفتم و بعد از آن در آموزش و پرورش وقت به تدریس مشغول شدم تا آن زمان هرچه پول داشتم دوربین های جدید می خریدم نگه می داشتم. سال 1362 بر حسب شرایط تصمیم گرفتم یک آتلیه به سبک و سیاق خودم راه اندازی کنم. مدت کوتاهی گذشت و مشتری های زیادی پیدا کردم و کم کم دوربین های مورد علاقه ام را می خریدم تا
تقلید بازیکنان ایرانی از خارجی ها
فسخ ایران را ترک کرد. حالا گویا برخی بازیکنان ایرانی هم چنین کاری کرده اند.شنیده های موثق خبرنگار فوتبالی حاکی از آن است که برخی بازیکنان بزرگ تیمهای سرشناس و پرطرفدار، به باشگاه هایشان اخطار داده اند که اگر حق و حقوق آنها را در فصول گذشته و این فصل پرداخت نشود، نه تنها آنها قراردادشان را فسخ می کنند و از باشگاهشان جدا می شوند بلکه از باشگاهشان به کمیته تعیین وضعیت و انضباطی شکایت می
صحبت های تازه سرباز راهور: ترسی از نماینده مجلس نداشتم چون می دانستم حق با من است
برای این هدف انجام داده ام و نه آن لحظه و از یک نماینده مجلس، که در مقابل هیچ فرد دیگری هم تا زمانی که حق و قانون با من باشد، ابایی ندارم. علی اکبری: به خاطر نگرانی مادرش راهی تهران شدم اما این روزها خانواده این سرباز وظیفه هم نگرانی کم نکشیدند. به خصوص مادر عابد که ضمن افتخار کردن به پسرش، از اتفاق رخ داده ناراحت بود. علی اکبری، پدر عابد، در این باره گفت: شنیدن ماجرا خیلی
یک زندانی با حقوق ماهانه سرباز هنگ مرزی کرمانشاه آزاد شد
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، رضا نوازش، سرباز خیّر هنگ مرزی پاوه (مرز هیرویی) درخصوص این اقدام خیرخواهانه خود گفت: دوری از خانواده و دلتنگی ها مسائل سخت دوران سربازی است که سبب می شود گاهی در تنهایی خود به بسیاری از چیزها فکر کنید. وی ادامه داد: یک روز که به لحاظ این دلتنگی ها از نظر روحی شرایط خاصی نداشتم، با یکی از پرسنل کادر مشغول ورزش شدم که با هم، هم صحبت شدیم. این سرباز
انتقاد شدید کشتی گیران از باشگاه استقلال
بهروز یاری در گفت وگو با تسنیم، در مورد جریمه 70 درصدی اش از سوی باشگاه استقلال اظهار داشت: فکر می کنم آنها کشتی را با فوتبال اشتباه گرفته اند. اینجا باتلاقی است که نمی شود از آن در رفت. ای کاش استقلالی ها به حرف این و آن گوش و به توصیه 4 فرد ناپخته گوش نمی کردند. ما که آرزو داشتیم تیم های ریشه داری چون استقلال و پرسپولیس در لیگ کشتی حضور پیدا کنند، اما اگر قرار است حضورشان به این شکل باشد، ای