سایر منابع:
سایر خبرها
چشم به در و گوش به زنگ
فرستاد که همراه 95 سربازم تا آخر هستم. فرمانده به او قول می دهد که همسرت یک روز برمی گردد و مریم با این امید به مشهد برمی گردد. از کدام راه بازمی گردد دلش آرام می گیرد که همسرش زنده است. اما روز ها و شب های طولانی انتظار شروع می شود. روز هایی بوده که دم در منزلشان می آمده و آخرین باری که همسرش را بدرقه کرده در ذهن مرور می کرده است. با خودم مرور می کردم که آخرین بار کمی که می رفت، برمی
روایت هایی از انتظار، از خودگذشتگی و حسرت های همیشگی مادران و همسران شهید
زنان و بچه هایش، اما کار مردانه روی زمین نمی ماند؛ گیسوکمندها، دست حنایی ها و پیراهن گُلی ها، دستار می بندند، داس بر می دارند، کمر همت محکم می کنند و مرد می شوند و زمین شخم می زنند تا گندم برویانند. سپس از دست رنجشان به اندازه قوت سالانه برمی دارند تا باقی، هر روز توی حسینیه روستا آرد شود. زنان از گرگ ومیش صبح تا غروب آفتاب نان می پزند، مربا شیرین می کنند، کلاه و شال گردن می بافند و به جبهه می
فیلمنامه دیدن این فیلم جرم است سرقتی است!
: شاید یکبار ایشان را دیده باشم. گفتم: مرد حسابی! من یک سال و نیم با تو در ارتباط بودم، 14 یا 15 بار سر فیلمنامه والعصر ملاقات کردیم و سر این فیلمنامه و محتوای آن بارها دعوا کردیم. منکر شده بود که مرا می شناسد و کارگردانش زهتابچیان گفت : من این فیلمنامه را از سال 1385 می خواستم بسازم و برای صد نفر تعریف کرده بودم و می توانم شاهد بیارم. به ایشان گفتند ثبت کردی؟ گفت : نه، من فقط برای دیگران تعریف
مریم برادران: کتاب نا بابی برای ورود به زندگی شهید صدر است
نشر پخش شد از نقد این کتاب ابراز خشنودی کرد و گفت: بیش از آنکه به فکر پاسخ گفتن به نقدهای انجام شده باشم، این نقدها مرا به یک بازنگری در خود و اندیشه هایم وا می دارد و امیدوارم بتوانم در نوشته های آتی خود مطالب مفیدی که می آموزم را به کار ببرم که این نقدها باعث رشد بنده خواهد بود. او درباره اینکه چرا شهید صدر به اندازه ای که انتظار داریم معمولی نیست و باید رفتارهای عادی تری از او
مظلومیت شیعه
بیتی [4]، من و قرآن و اهل بیتم اولین کسانی هستیم که در روز قیامت به پیشگاه خداوند بار می یابیم، سپس امت من بار می یابد. آنگاه سؤال می کنم که با قرآن و اهل بیتم چه کردند . مضمون حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام این است که اگر آل ابوبکر و عمر و بنی امیه و اولاد طلحه و زبیر از قرآن فاصله نمی گرفتند و به ابطال سنن و تعطیل احکام روی نمی آوردند، هرگز به خلافت دست نمی یافتند؛ چرا که قرآن
تقدم انذار بر بشارت از منظر تربیت جامعه در قرآن کریم
به گزارش خبرنگار ایکنا، کرسی ترویجی رهیافت تربیتی انذار از منظر قرآن کریم صبح امروز چهارشنبه 8 بهمن ماه، با ارائه نیکو دیالمه، عضو هیئت علمی پردیس خواهران دانشگاه امام صادق(ع)، و نقد و بررسی سعید بهشتی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و عباس مصلایی پور یزدی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد. دیالمه در این کرسی اظهار کرد: چند ویژگی مهم در مفهوم انذار نهفته است که باید
غریبگی شهر با هنر
کار را به او یاد دهد. به اداره ارشاد می رود و سراغ این هنرمند را می گیرد، اما آن روز او به دلیل کسالت در محل کار حضور نداشته است. شماره استاد فرشچیان را پیدا می کند و تماس می گیرد. ابتدا استاد از او می خواهد در سفر های بعدی قرار ملاقات بگذارند، ولی او اصرار می کند و سرانجام برای 2 روز بعد وقت ملاقات می گیرد. استاد فرشچیان به او می گوید وقتی آمدی یک اثرت را هم با خودت بیاور، او هیچ نمونه
شهید صدر کتاب نا در پرانتزی جدا از گذشته است/ فقها و اندیشمندان باید کتاب نا با مخاطب عام را بخوانند
آنکه به فکر پاسخ گفتن به نقدهای انجام شده باشم، این نقدها مرا به یک بازنگری در خود و اندیشه هایم وا می دارد و امیدوارم بتوانم در نوشته های آتی خود مطالب مفیدی که می آموزم را به کار ببرم که این نقدها باعث رشد بنده خواهد بود. وی درباره اینکه چرا شهید صدر به اندازه ای که انتظار داریم معمولی نیست و باید رفتارهای عادی تری از او ببینیم ابراز داشت: این یکی از سئوالات بنده نیز درباره شهید صدر
گفت وگو بادکتر احمد خنجری قمی ، جانبازقطع عضو(بخش نخست) ابر و باد و مه و خورشید و فلک تلاش کردند شهید ...
نهیب می زدند که متفرق شوید. یکی از دوستانم به نام مهدی راشدی که از کلاس اول دبستان با هم هم کلاس و هم میز بودیم، او هم بود. گاردی به من گفت: برو. گفتم: نمی روم. قدری تشر زد و دید فایده ای ندارد. مقابل من نشست و اسلحه را به طرفم نشانه گرفت که مرا تهدید کند. مردم که کنجکاو شده بودند، دور ما را گرفتند که چه اتفاقی خواهد افتاد. آخرسر هم خودش گذاشت و رفت. مردم در روز 19 دی از صبح در صحنه حا
ماجرای فروش ماشین برای ساخت فیلم
کرد به صحبت با ما. گفت: فیلم تو بهترین فیلمی است که امسال در جشنواره دیده ام! این برایم خیلی هیجان انگیز بود. بعد هم دستم را گرفت و برد به غرفه های جشنواره ها و به خریدارانی که در جشنواره بودند، معرفی ام کرد. آن سال فرانچسکو رُزی مهمان ویژه جشنواره بود و کیارستمی او را دعوت کرد بیاید فیلم مرا ببیند. برای من تجربه بی نظیری بود. مهران رجبی اولین بار در سریال بچه های همت جلوی دوربین رفت و
نان بیت المال را خوردی، باید بروی
کرده بود. می خواست برود که مادربزرگش راهش را بسته و زیر گوشش خوانده بود که پسرجان این زمستان را بمان. پدرت بیمار است. اگر برای برف روبی روی پشت بام برود و تشنج کند، زنده نمی ماند. این حرف ها پای طفلم را سست کرده بود. روز اعزام آمد و به پدرش گفت، بابا من نمی خواهم جبهه بروم. حاجی خیال کرده بود پسر شانزده ساله اش ترسیده و هوای جبهه با یک بار دیدن از سرش افتاده است. برای همین با صدای بلند خندید و مرا
وقت رفتنش، عین مرغ بسمل بودم
کشی نداشتیم. وقتی ساکش را برداشت تا راهی جبهه شود، دبه را برداشتم تا بروم سر چشمه. راستش آب نداشتن را بهانه کردم تا بزنم بیرون. عین مرغ بسمل شده بودم. دل نداشتم رفتنش را ببینم. فهمید. دستم را گرفت و نگهم داشت. بعد هم نگاهی کرد به برادر هشت ماهه اش که توی بغلم بود. گفت: بی تابی نکن. من هم نباشم روح ا... جای مرا پر می کند. یک ماه بعد خبر می دهند که بسیجی ها دارند می آیند. مادر آن قدر دل تنگ پسر
مانع رفتن عباسعلی نشدم/ نامه ای که دلواپسی ام را بیشتر کرد
همسر شهید می گوید: وقتی آخرین بار به جبهه رفت، بی خبر رفت. به هیچکس تگفت. تعجب کردم. اولین باری بود که بدون اطلاع من به جایی رفته بود. قبل از اینکه به جبهه برود به من گفته بود که قصد دارد به جبهه برود، ولی من بهش گفتم: حالا که دو فرزند مان شهید شدند، تو دیگر به جبهه نرو. به خیالم، حرفم را گوش می کند. وقتی از جبهه نامه اش رسید، تازه فهمیده بودم برای چی بی خبر به جبهه رفته بود. از اینکه آنروز بهش گفته
اشعار وفات حضرت ام البنین (س)
شک به چلّه با تو نشسته ست آسمان تا گریه پا به پای تو یک اربعین کند دود از خیام سوخته برخاست، نوحه کن چندان که تیره آه تو روی زمین کند کوه از کمر شکست ، مگر یک دم اقتدا با شانۀ صبوری امّ البنین کند برآن سرم که فاطمه را همرهی کنم با روضه خوان داغ تو قالب تهی کنم با فاطمه مخواه برابر صدا کنند نام مرا مباد که مادر صدا کنند با کودکان
منک ضد اورسن ولز نیست
سریال های پرطرفدار بود... شنیدم نتفلیکس روی ایده آپلود 12-13 اپیزود در یک روز فشار می آورد. بازیگران جوان در آژانس استعدادیابی آمریکا (CAA) می گفتند: ما می خواهیم مثل مدل های قهرمانی اچ بی او، به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شویم . من به آنها گفتم این سریال هم همان است فقط تیپ شخصیت هایش فرق دارد. می دانید من تا فصل سوم سریال برکینگ بد اسم آن را هم نشنیده بودم. همه به من توصیه می کردند
سرگذشت دردناک بانویی که پس از 9 سال خماری مهندس و کارآفرین شد
ایرانی، اعتیاد را جوری نشان داده بودند که انگار با چند روز بستن به تخت می توان ترک کرد، ولی این ها همه اش حرف است. آنطور که خانم گُل می گوید، در میان مصرف شدیدش متوجه بارداری اش می شود، از این رو تصمیم می گیرد که مصرف مواد را قطع کند، اما این تصمیمش دیری نمی پاید که با دنیا آمدن پسرش تمام می شود و دوباره مصرف مواد مخدر را شروع می کند. می گوید: آن زمان با خودم می گفتم که دیگر مادر
من ظریفم، وزیر خارجه، اما نقش من در وزارت خارجه صفر بود؟!!!
رضااحمدزاده به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت این سخن محمد جواد ظریف در چند روز گذشته بود که اهم آن چنین بوده است : من برای اولین بار هزینه گفت وگو با امریکا را پرداخت کردم/ اقدامی نکردم که باری بر معیشت مردم اضافه کنم/ نقش من در سیاست خارجی صفر است/ اگر مردم در انتخابات حضور پیدا کنند حتما نتیجه متفاوت خواهد بود. از برخی اقدام ها در صحنه بین المللی دفاع کردم که معتقد بودم این اقدام ها
الگوی بومی شایستگی ریاست بر فوتبال
به صورت رسمی کارم را برای نایب رئیسی آغاز نکرده بودم که آقای صفایی فراهانی مرا صدا زد و گفت آقای ... (اسم نمی برم) برای مربیگری در تیم ملی فوتسال معرفی کرده اند. گفتم، ایشان را می شناسم اما او چگونه برای این پست انتخاب شده است! آیا متری یا ابزاری بوده که اندازه گیری کنید و ایشان انتخاب شود؟ گفت شما اگر چیزی دارید مطرح کنید و گفتم بله به نظرم شاخصه هایی است که می توانم به صورت یک جدول ارائه
حیف بُود مردن بی عاشقی...*
است. آدم عاشق به همه کمک می کند و سهم همه را می دهد. در دنیایی که آدم هایش عاشق باشند نه گرسنه ای می ماند و نه بی خانمانی، چون عاشق دلش نمی آید که دیگران در رنج باشند. او جیب هایش را پر از مهر و دوست داشتن می کند. از صبح زود که از خانه بیرون می زند و وارد دور باطل کارهای روزانه و تکراری می شود، عشق نثار دیگران می کند تا شب که به خانه برمی گردد. آدم عاشق با یک استکان چای که کنار خانواده و نزدیکانش می
الگوی بومی شایستگی ریاست بر فدراسیون فوتبال چیست؟
نایب رئیسی آغاز نکرده بودم که آقای صفایی فراهانی مرا صدا زد و گفت آقای ... (اسم نمی برم) برای مربیگری در تیم ملی فوتسال معرفی کرده اند. گفتم، ایشان را می شناسم اما او چگونه برای این پست انتخاب شده است! آیا متری یا ابزاری بوده که اندازه گیری کنید و ایشان انتخاب شود؟ گفت شما اگر چیزی دارید مطرح کنید و گفتم بله به نظرم شاخصه هایی است که می توانم به صورت یک جدول ارائه دهم. با آقای صفایی فراهانی
کبودی های بدنی که روح کودکی را خراشیده است
قطع می کند، نمی خواهم دیگر با او تماس بگیرم و از خودش بپرسم که چه اتفاقی افتاده است، مهم این است که کودکی مورد آزار قرارگرفته و کبودی های روی بدنش بیشتر شبیه شکنجه است تا تنبیه، این که معلم تنبیهش کرده یا خانواده چه فرقی می کند، روان کودکی به حدی زخم خورده است که نمی خواهد در موردش صحبت کند و حاشیه ها فقط بار روانی برای او دارد، گزارش بی نتیجه است اما می دانم که آزار کودکان و تنبیه بدنی آن ها نه تنها جسم بلکه روحشان را زخمی می کند به قول معلمشان این آزارهای جسمی و روحی است که جنایتکارانی تحویل جامعه می دهد. انته ...
در خانۀ مطبوعات اصفهان چه خبر بود؟
. یارانه ای را هم به یاد ندارم که تعلق گرفته باشد و از خانم والی پور، دیگر عضو هیأت مدیره می خواهم در این باره توضیح بدهد. زهره والی پور ، مدیر مسئول هفته نامه والی و عضو هیأت مدیره خانه مطبوعات استان اصفهان پشت تریبون رفت و اظهار کرد: از سال 1396 و زمانی که استارت الکترونیکی شدن عضو گیری خورد، معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد قول داد که قرض الحسنه ای را به نام افراد باز کنند و مبلغی را در اختیار
احوال پرسی از خانواده های سی اف بعد از تجمع مقابل وزارت بهداشت/ 50 عدد کرئون، سهم هر بیمار در یک ماه و ...
موارد مطرح شده به مرحله اجرا نرسیده و خانواده ها همچنان چشم انتظار داروهایی هستند که جای خالی اش ذره ذره سلامت فرزندان بیمارشان را تحلیل برده و نگرانی را مهمان هر روز و شب آنها کرده است. با گزارش ما از جزییات نتایج این جلسات همراه باشید. آنچه گذشت... آن روز سرد پاییزی وقتی 6 نماینده خانواده های بیماران سی اف بعد از یک جلسه 2 ساعته با دکتر جان بابایی ، معاون درمان وزیر بهداشت