بیکار بودیم؛ معتاد شدیم/ ماندگاریِ ترک اعتیاد، بدون شغل محال است
سایر منابع:
سایر خبرها
دختر جوان: تکه هایی از گوشت تن مادرم از روی زمین جمع کردیم
ترک اعتیاد برد که خیلی به من سخت می گذشت و این اتفاقات دقیقا بعد از اینکه خانه را به نام پسرم زدم می افتاد.دیگر فهمیده بودم که همسر و فرزندم قصد جانم دارند.برای همین که فهمیدم پسرم میخواست من را بکشد به او گفته بودم فرزند من نیست.” متهم راجع به روز حادثه گفت:”به خاطر رفتار زن و بچه ام با دو پتو از خانه خارج شده بودم.چند بار عکس های همسرم را در فضای مجازی با وضعیت نامناسب دیدم و خیلی
پسرکشی به خاطر اعتیاد
ها ضمن اعتراف به قتل عمد پسرش گفت: سال های زیادی بود که به خاطر رفتار های پسرم آزار می دیدم و دیگر از زندگی سیر شده بودم تا اینکه آخرین بار سر موضوعی با هم جر و بحث کردیم و من با دست گلویش را فشردم تا خفه شد. سازمان پزشکی قانونی نیز علت مرگ را فشار بر عناصر حیاتی گردن و خفگی اعلام کرد. بعد از آن مأموران به سراغ مادر مقتول رفتند و او با اعلام گذشت از همسرش گفت: از همسرم می گذرم، اما دیگر
قتل پسر در سکوت خانه / اعدامم کنید
بزرگم بود از 16 ساله قبل یعنی وقتی که فقط 16 سال داشت به دام اعتیاد افتاد .او با رفتارهایش آبرویمان را برده بود و کارهای خلاف شرع و اخلاق انجام می داد .او با من، مادر و خواهر و برادر دیگرش رفتار خوبی نداشت .ما بارها او را به کمپ ترک اعتیاد برده بودیم اما بی فایده بود. او هر روز از ما پول می گرفت و خرج مواد مخدر می کرد . وی ادامه داد :سه روز قبل از این ماجرا همسرم به همراه دختر و پسرم که از
قاتل: به مرگ فرزندم راضی نبودم
پسرمان کشته شده حاضر نیست لحظه ای زندگی کند. پسر کوچکترم شاغل است و دخترم دانشجوی رشته پزشکی است، اما آن ها نیز تحت تأثیر این ماجرا اوضاع روحی خوبی ندارند. هرگز راضی به مرگ پسرم نبودم. حالا هم به مرگم راضی هستم و اگر اعدام شوم راحت ترم. من در حال بازنشستگی بودم، اما زندگی ام از هم پاشیده شده است. مبین در درگیری ها همیشه به پدر و مادرم که فوت شده بودند، فحاشی می کرد همین رفتار هم باعث شد آخرین بار از شدت عصبانیت این حادثه رقم بخورد. در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.
بازسازی صحنه قتل عام خانوادگی در کرمانشاه
اعتراف به قتل همسر 31 ساله خود که دختر خاله اش نیز بود و خاله و دختر خاله دیگرش در مقابل چشمان پسر 6 ساله خود گفت: چندی قبل همسرم طلاق گرفت و با پسرم به خانه مادرش رفت. من از این موضوع خیلی ناراحت بودم به همین خاطر مدام به انتقام فکر می کردم. آن شب با نقشه قبلی و به بهانه دیدن فرزندم وارد خانه خاله ام شدم در فرصتی مناسب داخل آبمیوه ای که خریده بودم داروی بی هوشی ریختم و با خوراندن
سکته کردن نعیمه نظام دوست جلوی دوربین ! + فیلم
باریکه درآمد برایم داردند او در مورد چاقی اش اینگونه می گوید من دچار اضافه وزن هستم و این را از ظاهرم می شود، فهمید. چاقی من ارثی نیست بلکه به دلیل مصرف کورتون به وجود آمد. چند سال قبل به دلیل یک بیماری مجبور به مصرف کورتون شدم، همین قضیه هم باعث افزایش وزن من شد. بعد هم اتفاقات دیگری باعث شد که وزنم روز به روز بیشتر شود. 10 سال است که با بیماری چاقی درگیر هستم، یادم می آید که
زندگی بدبختی تک پسر خانواده در طبقه ششم ساختمان / همه شهر از دست او عاصی شدن
نفره به دنیا آمدم اما تک پسر بودم و برادری نداشتم به همین دلیل خیلی مورد توجه خانواده ام قرار می گرفتم. پدرم راننده کامیون بود و به مواد مخدر سنتی اعتیاد داشت. از سوی دیگر مادرم نیز که از یک بیماری صعب العلاج رنج می برد برای تسکین دردهایش به مصرف مواد مخدر روی آورده بود. من هم که کودکی بیش نبودم گاهی به مواد مخدر آن ها دستبرد می زدم و به دلیل کنجکاوی کودکانه سعی می کردم مانند آن ها مواد مخدر
درنگی بر احوال خانواده شهدای مدافع امنیت
همسرم شهید شد یکی از فرزندانم 40 روزه و دیگری دبستانی بود. وی افزود: در همه این مدت من شاهدم که هنوز که هنوز است پسرم وقتی می خواهد سر سفره بنشیند عکس پدرش را هم می آورد کنار خودش می گذارد. این همسر شهید همچنین از بعدی دیگر از زندگی همسرش گفت که قابل توجه بود؛ افزود: بعد از شهادت همسرم هنوز 2 ماه نگذشته بود که کمیته امداد زنگ زد و گفتند که همسر شما سرپرستی چند یتیم را برعهده
تاریک ترین رازی که از همسرت پنهان کرده ای!
/> از طرف کاربر u/boondockslasher " راز من رازی است که پدر همسرم با من در میان گذاشت" چند سال پیش در یک تعطیلات به همراه همسرم و خانواده اش به منطقه ای ییلاقی رفتیم و چند روز آن جا بودیم. در یکی از همین روزها پدرزنم بدون هیچ مقدمه ای به من گفت به شدت از ازدواج با مادرزنم و پس از آن بچه دار شدن پشیمان است و اگر دوباره به آن زمان برمی گشت مرگ در جوانی را به ازدواج و داشتن چنین فرزندانی
شهیدی که چراغ راه پدر شد
خواهرشوهرش را که من بودم به آنها معرفی کرد و این وصلت صورت گرفت و من به تهران رفتم. هر دو کم سن و سال بودیم. من متولد 30 و همسرم متولد 29 بود. یک سال و نیم بعد از ازدواج صاحب فرزند شدم که چون در محرم به دنیا آمد نامش را حسین گذاشتیم. حسین که یک سال و نیم داشت، از پدرش جدا شدم، چون کار نمی کرد و سربار خانواده اش بود! حسین آقا چه روحیاتی داشت و قبل از اعزام به چه کاری مشغول بود؟ حسین دانش
داستان علفزار برگرفته از چند پرونده واقعی است/ بازیگری که 25 کیلو وزن کم کرد!
در سینما گفت: در رشته مدیریت تحصیل کرده ام و به کار تهیه کنندگی علاقه مند هستم و از سال 91 کارت تهیه کنندگی گرفته ام. بازگشت سرمایه برای من که بخش خصوصی هستم در سینمای ایران چندان مطمئن نیست و باید دید در ادامه چه می شود. رادان درباره حاشیه های حقوقی فیلم و احتمال توقیف آن گفت: تعامل خوبی با قوه قضائیه داشتیم و دوستان در سازمان سینمایی همراهی خوبی داشتند. این سعه صدر و شجاعت همه دوستان
رفتارهایی که افراد باتجربه برای رفع مشکلات زندگی مشترک کردند
رم باید این کلاس را برود. این تنها جایی بود که او کوتاه آمد، ولی هنوز به من حرفش را می زند. در برخی از اوقات در موضوع تربیت بچه ها همینطور است البته که در این موارد اغلب حرف من در غیاب همسرم اجرا می شود و او در مقابل عمل انجام شده قرار می گیرد. سخت، ولی شیرین همسرم 43 و من 39 ساله هستم و بعد از 20 سال زندگی 4 فرزند داریم. بزرگ ترین منبع اختلاف ما روابط و رسومات خانواده هاست
خداحافظی احساسی رادوشوویچ با هواداران پرسپولیس/عکس
، همسرم و فرزندم. به نقطه ای رسیدم که دیگه نمیدونم چی درسته چی غلط ... من کلی فردی نبودم و نیستم که زیاد صحبت کنم، ولیکن چیزی که میتونم بگم اینه که قطعا زمان خداحافظی با ایران و پرسپولیس رسیده. من هیچ اسمی از کسی نمیارم و کسی رو مقصر ترک خودم از باشگاه نمیکنم، چرا که دیگه لزومی براش وجود نداره. من حرفه ای بودم، هستم و خواهم موند، در تمامی مراحل زندگیم و حرفه ام. همه ی ما میدونیم چه مشکلاتی
دردسرهای بی پایان پدر نامزد رونالدو
سرگرمی پرطرفدار Sabado Deluxe گفت: سه سال پیش پدرم در آرژانتین در اثر نارسایی قلبی درگذشت و خواهرم که می دانست من پول رفتن به آنجا را ندارم هزینه بلیت هواپیمای من را پرداخت نکرد. او افزود: خوشحالم که اوضاع جورجینا خوب است اما دوست دارم من را هم در نظر بگیرد، نه اینکه فراموش کند که اصلاً من هم وجود دارم. مثلاً او به من گفته بود که می خواهد در تهیه کتاب های مدرسه فرزندانم به من کمک کند و من
دختر تکواندوکاری که محقق اعتیاد شد/ ترک اعتیاد بدون دارو
یمار اعتیاد رسمی در کشور داریم. 2 میلیون نفر مصرف کننده تفننی مواد در کشور هستند و 15 میلیون نفر به عنوان خانواده افراد معتاد درگیر این فرآیند شوم هستند. از جمعیت 80 میلیون نفری ایران 20 میلیون نفر درگیر اعتیاد هستند. یعنی 25 درصد از کل جمعیت ایران. چرا وضعیت ایران در بحث اعتیاد نگران کننده است ؟ همسایگی ایران با افغانستان و پاکستان که عمده ترین تولیدکننده مواد مخدر
سرگردان دنبال جای خواب / تبعات بی خانمانی می تواند دامان جامعه را بگیرد
بهبودیافته های از اعتیاد بودند که خانواده حمایت گری ندارند یا خانواده خود آسیب دیده است. این مددکار اجتماعی ضمن بیان اینکه آنچه که امروز شاهد آن هستیم، افزایش آدم هایی است که اعتیاد ندارند اما بی سرپناه شده اند، اضافه کرد: بعد از کرونا بیشترین مراجعان ما زنان مصرف کننده مواد مخدر بودند و هنوز هم بیشترین مراجعات مربوط به این افراد است اما آنچه که امروز شاهد آن هستیم، افزایش آدم هایی است که
خانواده ها نگران از امیکرون؛ دانش آموزان خوشحال از بازگشایی
یادگیری بچه ها سال قبل خیلی ضعیف بود. امسال مدیر مدرسه پسرم گفت هفته ای سه روز کلاس ها حضوری است. من هم مثل خیلی از والدین نگران هستم، اما ترجیح می دهم پسرم مدرسه برود. البته شنیدم اُمیکرون مرگ و میر کمتری دارد و تعداد کمی هم کارشان به بیمارستان می کشد. من و همسرم سه دوز واکسن زدیم و خیال مان راحت است. امروز هم کلاس های پسرم حضوری بود و من خیلی سفارش کردم ماسکش را پایین ندهد و در کلاس چیزی نخورد
با پیراهن کربلا و مشهد، شهید شد
باعث می شد بعد از این آتشی که گفتید از درون شما را می سوزاند یک مقدار آرامتر شود و خودتان را تسکین دهید؟ مادر شهید: بعد از شهادت احمد، چون قبلش من شهید داده بودم، همه خانواده، بیشتر به اهل بیت توکل کرده بودم، بعد از شهادت احمد که می خوابیدم، روضه هایی که حضرت زینب سلام الله علیها فرزندانش را فرستاد برای سربازی امامِ زمانش و برای دفاع از امام حسین، گوش می دادم. موقعی که گفتند عون و جعفر
حدود 10 درصد از معتادان خراسان رضوی را زنان تشکیل می دهند
محمدحسین صالحی روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: شیوع شناسی مصرف مواد مخدر در کشور هر چهار سال یک بار انجام می شود که میانگین کشوری و استانی آن تا حدودی به هم نزدیک است. وی ادامه داد: بر اساس آخرین شیوع شناسی انجام شده در سال 96، حدود 0.6 درصد از مجموع جمعیت زنان بین 15 تا 64 سال خراسان رضوی را زنان معتاد تشکیل می دهند. دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر
سرگذشت عجیب دختر 22 ساله که یک مادر معتاد به شیشه است
من هم به یک معتاد حرفه ای تبدیل شدم اما همسرم هزینه های مصرف مواد مخدر را نمی پرداخت به همین دلیل به صورت پنهانی طلاهایم را می فروختم تا مواد مخدر تهیه کنم. در همین روزها بود که با پیشنهاد یکی از فروشندگان مواد مخدر با شیشه آشنا شدم اما نمی دانستم مواد مخدر صنعتی روزگارم را سیاه می کند، فکر می کردم برای هربار مصرف پول کمتری می پردازم ولی در مدت کوتاهی مواد مخدر صنعتی زندگی ام را دگرگون کرد به گونه
پدر بی رحم سر پسرش را برید و جسدش را تکه تکه کرد / در تهران رخ داد
روز از این ماجرا گذشته بود که ماموران پلیس دریافتند مرد جوانی چند روز قبل ناپدید شدن برادر 30 ساله اش به نام نوید را به پلیس اعلام کرده بود . وی به ماموران گفت : من چند سال قبل به دام اعتیاد افتادم و برای ترک مواد مخدر به کمپ رفتم و مدتی آنجا بستری شدم. اما وقتی به خانه برگشتم خبری از برادر کوچکم نبود. مادر ما چند سال قبل فوت شده و من و برادر هایم با پدرمان زندگی می کنیم. پدرم می گوید
حال خوش لاله صبوری در کنار فلامک جنیدی+عکس
/> دردسرهای مادر شدن در سن کم لاله صبوری: وقتی شما در سن و سال کم بچه دار می شوید قطعا این بچه دار شدن دردسرهای خاص خودش را دارد. چون مشکلات برای یک زنی که در آستانه جوانی قرار دارد و به نوعی کم تجربه است به مراتب بیشتر است، بی تردید اگر حمایت مادرم در آن مقطع نبود، من نمی توانستم از پسرم به خوبی مراقبت کنم و به دیگر کارهایم هم رسیدگی کنم. سه سال بعد از بچه اولم، دوباره بچه دار شدم و
گره پیچیده در پرونده قتل پسر نوجوان
محمدحسین فواره زده است، آن قدر ترسیدم که فقط به فرار فکر می کردم. من از اینکه گرفتار شوم می ترسیدم، ولی عاقبت گرفتار شدم و چند سال است درگیر پرونده ای هستم که اصلا نقشی در آن نداشتم. من هم از اتفاقی که برای محمدحسین افتاده است ناراحت هستم، اما در این ماجرا نقشی نداشتم. با پایان دفاعیات این متهم، قضات ادامه جلسه را به بعد موکول کردند تا شاهدان به دادگاه احضار شوند و تحقیقات درباره
یادی از 4 شهید خانواده تقوی که برای انقلاب اسلامی جان عزیز را فدا کردند
امام (ره) خانواده من بسیار مذهبی و سیاسی بودند. پدرم از تاجران سرشناس نجف و از یاران و نزدیکان امام راحل در این شهر بود. من در سال 1359 حدودا بیست و سه ساله بودم و لیسانس ریاضی گرفته بودم. همسرم نیز دانشجو بود و در یک شرکت دولتی کار می کرد. یک نوزاد سه ماهه داشتم و در مرخصی زایمان به سر می بردم. منزل ما بغداد بود، اما به دلیل زایمان، سه ماهی در نجف و در منزل پدر بودیم. موقع امتحانات
با پیراهن کربلا و مشهد، شهید شد + عکس
در دنیا دلبستگی ندارم، هر لحظه آن چیزی که خواست خدا باشد را می خواهم؛ نه که من از خدا مرگ بخواهم؛ در این شرایط سختی و گناه های هر روز، از نظر من مرگ بهتر است. **: به عنوان مادر شهید چه باعث می شد بعد از این آتشی که گفتید از درون شما را می سوزاند یک مقدار آرامتر شود و خودتان را تسکین دهید؟ مادر شهید: بعد از شهادت احمد، چون قبلش من شهید داده بودم، همه خانواده، بیشتر به اهل بیت
سارق و قاچاقچی مسلح برای خودش مجلس ختم گرفت
دروغینش را برملا کرد: به خاطر سرقت مسلحانه از راننده های عبوری بازداشت شدم و باید رد مال پرداخت می کردم. به همین دلیل با گرفتن مرخصی از زندان و با سند آزاد شدم. اما به یک زندانی سابقه دار چه کاری می دهند که بتواند این همه رد مال را پرداخت کند. او ادامه داد: بعد از آزادی یکی از دوستانم را دیدم و او پیشنهاد قاچاق مواد مخدر را داد. اوایل مخالف بودم اما مبلغ پیشنهادی بالا بود و درنهایت وارد
ویدیو لو رفته از فیلم عروسی علیرضا نیکبخت واحدی + تصاویر آتلیه
و گفت ایشالله پیدا می شود. یک ماه بعد ماشینم پیدا شد و من فکر کردم این خانم! خداست و این همه چیز رو میفهمه ... اینطور بود که رفتم و عقدش کردم. داغ بودم همه چیز را بنامش کردم روزهای اول ازدواج که همه چیز خوب بود و داغ بودم از خونه تا ماشین و خط های خوشگلم را به نام همسرم زدم اما وقتی به دعوا کشیده شد دیگر نتوانستم جمع کنم. بعد از سه سال بصورت غیابی طلاق