سایر منابع:
سایر خبرها
از کشف جسد خونین در خانه اجاره ای تا مهاجرت مرگبار
به گزارش خبرنگار ایمنا ، شنبه _بیست ونهم خردادماه_ جاری، کشف جسد خون آلود دختر جوانی در یک خانه در منطقه نامجو به مرکز فوریت های پلیسی 110 گزارش داده شد. با اعلام این خبر، مأموران کلانتری 106 نامجو و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی با دستور محمد تقی شعبانی، بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جرائم جنایی، راهی محل حادثه شدند و تحقیقات ابتدایی را آغاز کردند. تیم جنایی و کارآگاهان اداره
مرگ دردناک در خودروی در بسته
2ساله در سطل آب دچار خفگی شدند. به گزارش شفاآنلاین : روز شنبه پدر و مادر دختری 4ساله به نام سایدا که در شهرستان رامهرمز واقع در استان خوزستان زندگی می کنند خبر تلخی را شنیدند. خاله سایدا فوت شده بود و وقتی این خبر را به آنها دادند، برای شرکت در مراسم سوگواری به آنجا رفتند. زمانی که آنها به محل سوگواری رسیدند سایدا در ماشین خوابش برده بود و پدر و مادرش وقتی وضعیت او را دیدند دل شان
یک مرگ مشکوک در میان اسناد ساواک
دیگری همان روز به نصیری ابلاغ می شود. گزارش از شعارهایی مبنی بر جنجال بر امکان قتل شریعتی می گوید و البته دفن در مشهد. نصیری پاراف می کند در کجای مشهد؟ یک سند محرمانه مهم نیز در این میان وجود دارد. ساواک با نماینده خود در انگلستان تماس می گیرد و گزارش داده می شود احسان شریعتی در 30خرداد از طریق وکیل خود تلکسی به بیمارستان محل فوت شریعتی می زند تا طی سه روز آینده به لندن می آید؛ اما این
جای خالی عباس بهشتیان در این روزهای اصفهان
در بخش نخست گفت وگو با محمدرضا سیلانی، نوه عباس بهشتیان، او از ارتباط مرحوم بهشتیان و بسیاری از بزرگان و مفاخر آن زمانِ اصفهان و نام گذاری خیابان های شهر اصفهان به پیشنهاد پدربزرگش سخن گفت، خانه تاریخی بهشتیان و عصارخانه اش را توصیف کرد که محفلی بود برای بزم های عارفانه و صادقانه مرحوم بهشتیان با بزرگان فرهنگ و هنر. دوستدار پالتو پوش اصفهانی که با کلاه شاپو، لباس سه دکمه و بدون کروات، شلوار نازک و سیمایی همیشه تمیز، چهره ای نام آشنا در فر
اخبار حوادث امروز (29 خرداد 1401) از قتل دختر 5 ساله به دست مرد بی رحم تا چاقو خوردن معاون شهردار تبریز
ساله در رامهرمز (خوزستان)، به علت گرمازدگی و بسته بودن درب خودرو جان باخت. قتل به خاطر یک جفت کتانی در محله دروازه غار تهران رسیدگی به این پرونده از اوایل سال گذشته با گزارش یک درگیری منجر به قتل در محله دروازه غار تهران آغاز شد. بلافاصله مأموران به محل اعزام شدند و با بررسی های اولیه مشخص شد که جوان 24 ساله ای به نام اکبر با ضربه چاقو به قلبش جان باخته است. قتل
عروسی عزا شد؛ دعوا به قتل ختم شد!
مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی جهت بررسی صحت و سقم موضوع به محل اعزام و تحقیقات میدانی را در این زمینه آغاز کردند. وی افزود: پس از حضور ماموران در محل و بررسی های میدانی صورت گرفته مشخص شد در پی مشاجره لفظی بین 2 تن از اهالی در یک مراسم عروسی و ورود نکردن بزرگان و صاحبان مراسم برای صلح و سازش بین طرفین در نهایت مقتول به همراه چند تن از دوستانش جهت انتقام گیری جلوی درب منزل قاتل مراجعه،که
عکس/ جنجال بر سر رفتار عجیب بهنوش بختیاری در مراسم ختم اقوام اش
فعالیت می کرد و از این طریق به دنیای سینما راه یافت. از جمله افتخارات بهنوش بختیاری می توان به نامزدی دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن در سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر و همچنین کسب جایزه بهترین بازیگر زن سال در دومین دوره جشنواره سه ستاره اشاره کرد. وی در سریال هایی همچون هوای تازه، ماجراهای خانه قدیمی، مرگ در سکوت، این زمینی ها، روزگار جوانی، داستان یک شهر، هزاران چشم، خانه به دوش، شبکه سه و نیم، جایزه بزرگ، شب های برره، زندگی به شرط خنده، باغ مظفر، چارخونه، خداحافظ بچه، محله گل و بلبل، سارق روح و بر سر دوراهی به ایفای نقش پرداخته است. ...
حرف های بامزه تازه داماد 80 ساله که با عروس 70 ساله ازدواج کرد
ازدواج نخریدید؟ ( می خندد) چرا بابا جان، خریدم. *بچه ها شما را پاگشا کرده اند؟ والا، دو سه تا از بچه ها بله، ولی بقیه هنوز نه. *حاج خانم جهاز آورد یا در خانه همه چیز داشتید؟ اصلا خانه دارید؟ بله، خدا را شکر خانه دارم. بچه ها بعد از فوت مادرشان، حتی به یک چوب کبریت خانه هم دست نزدند و همه چیز در خانه داریم. *اولین غذایی که سکینه خانم برای شما
گرما به کودکانه های سایدا پایان داد
پنجره های خودرو فرزندنشان را که در ماشین خواب بود، به حال خود رها کردند و به دلیل تالم ناشی از حضور در مراسم ختم، او را که با نفس های به شماره افتاده برای ادامه حیات تقلا می کرد، از یاد بردند. غلامرضا حیدرنژاد رئیس اداره پزشکی قانونی رامهرمز، با تایید مرگ دختربچه ی چهارساله بر اثر گرما در گفت وگو با خبرنگار فارس گفت: والدین این کودک تصمیم گرفتند بچه را از خواب بیدار نکنند و تحت تاثیر
مراسم ختم دانشکده ادبیات!
آن محفل، در نیکوداشت مقام مادر شنیده می شود) . از طرفی، ساعت مراسم، همان گونه که گفتم، خارج از ساعت اداری بود و بهانه نیمه کار ماندن وظیفه و پشت در ماندن ارباب رجوع هم در میان نبود. بعد با خود فکر می کردم اگر در دانشکده ادبیات و علوم انسانی، از شأن مادر و منزلت بی نظیر او سخن به زبان نیاید و به این وجود بسیار بی نظیر ادای احترام نشود در کجا باید از مادر و جایگاه او گفت و شنید و حق مطلب را ادا کرد
قهوه خانه گنده لات های طهران
بوده است. لوطی های محله جلو در نگهبانی می دادند تا آنهایی که سواد داشتند، اعلامیه های امام(ره) را برای حاضران بخوانند. روزگاری در زمین این قهوه خانه، هندوانه کاشته می شد تا اینکه سال1332 و در دوره دکتر مصدق ، به محل توزیع قند و شکر تبدیل شد. پس از مدتی تعطیلی، تقی رمضون یخی این زمین را سال1336 از صاحب اصلی اش میرزا ابوالقاسم خرید و به قهوه خانه تبدیل کرد. این قهوه خانه محلی
دستگیری توزیع کنندگان سابقه دار هروئین و شیشه
های صنفی مراجعه و با چرب زبانی و جلب اعتماد مغازه داران کالای مورد نظر را خریداری می کرده که هنگام پرداخت وجه کالا از متصدیان مغازه می خواسته که خود شخصا از دستگاه پوز استفاده کند. این مقام انتظامی افزود: در ادامه متهم با کشیدن کارت عابر بانک و اخذ رسید از ارایه رسید دوم به مغازه داران امتناع می ورزیده و بدین ترتیب به همراه کالای خریداری شده از مغازه خارج می شده است. رییس پلیس
خاطرات دکتر مهدوی دامغانی از شهادت 3 نفر از یاران امام (ره)
(شیخ محمدجواد) باهنر و سیدرضا برقعی -که محل کارشان نزدیک خانه ما بود- رفت و آمد داشتیم. دکتر بهشتی به من دلداری می داد که دلواپس نباش خیلی حرف می زنند ولی خیالت راحت باشد. من هستم. وقتی او شهید شد خیلی دلم سوخت نه برای خودم که یکی را از دست دادم؛ چون واقعاً یک نعمتی بود. نفر سوم (محمد) جواد باهنر بود. در هشتم شهریور سال 1360 با مرحوم محمدعلی رجایی شهید شد. من رجایی را نمی شناختم ولی می
پدر شهید: جمعه ها خانه مردم را نظافت می کردم!
خودمان جمع کرده بودیم. خانه ای گرفتیم که یک اتاق و یک هال کوچک و یک زیرزمین هم به عنوان آشپزخانه داشت. بالاخره زندگی کردیم و رسیدیم به وقتی که بچه ها بزرگ شده بودند. هادی را بردیم به مدرسه آیت الله سعیدی و ثبت نام کردیم. **: شما هم که همچنان در دستکش بافی کار می کردید... پدر شهید: بله، من همچنان همانجا بودم. یادم نمی آید سال چند بود که خودم از آن کار بیرون آمدم و می رفتم برای نظافت
دورهمی نیسان های آبی در باغ پنبه بدبو!
مرتبه از کار و زندگی ام بزنم تا دخترم را از خانه به مدرسه و بالعکس ببرم. با این وضعیت انگار جانمان را کف دستمان می گیریم و به خیابان می آییم، اما چاره ای نیست چون به هر حال باید مراقب بچه هایی بود که بازیگوشی خصلت آنها و امنیت جانی شان در خطر است. درددل اهالی با تب تردد نیسان وانت های حامل پسماندهای خشک به همین جا ختم نمی شود. لازم نیست ساکن محله باشید تا از بوی ناخوشایندی که از برخ
روایت بازمانده متروپل از 6ساعت گرفتاری زیر آوار
سالار کشفی یکی دو ساعت زنده بودند، اما نتوانستند احیای شان کنند و فوت شدند. حالا هم با تعدادی از خانواده های متضرر از حادثه، با چند وکیل، وارد مذاکره شده ایم تا طرح شکایت کنیم. عبدالباقی را ندیدم یکی از موضوعاتی که مردم درباره آن بار ها از بازماندگان و حادثه دیدگان سوال می کنند، بودن یا نبودن حسین عبدالباقی، صاحب هلدینگ عبدالباقی داخل ساختمان متروپل در زمان وقوع حادثه بود
آتشفشان خاموش اصفهان
بهشتیان چه تاریخی و در کدام محله اصفهان متولد شدند؟ در 28 خردادماه سال 1305 در محله پامنار در مجاورت مسجد جامع عتیق در خانه ای مربوط به دوران صفویه و قاجار به دنیا آمد که پدرِ آقاجون این خانه را خریده بود. شما عباس بهشتیان را با چه نامی صدا می زدید؟ آقاجون مادربزرگتان را چگونه صدا می زدید؟ اسمشان خانوم آغا بود و به همین اسم صدایشان می زدیم
ازدواج کن؛ سور و سات عروسی و جهیزیه با ما
ندارند. اغلب، جلسات گروه را در مسجد محل یا منزل یکی از نمازگزاران برگزار می کنند. در مناسبت های تقویمی و مذهبی، مجالس گلریزان با حضور بزرگان و قدیمی های محله تهرانسر برپا می شود. حاج حسن، در ین باره بیشتر توضیح می دهد: روزهای نخست تعداد اعضای گروه جهادی، شاید 5 یا 6 نفر بود اما حالا به طور میانگین به 50 نفر هم می رسد. هر کسی هر کاری از دستش بر بیاید انجام می دهد. از جمع آوری کمک های نقدی گرفته تا
اعتراف به قتل به خاطرکتانی های سرقتی
اداره پلیس رفتی. چرا زمان حادثه از صحنه حادثه فرار کردی؟ آن موقع ترسیده بودم و فکر نمی کردم سینا فوت کند. وقتی فهمیدم او مرده است عذاب وجدان گرفتم و به کلانتری رفتم، ولی مأموران گفتند برو هر وقت ابلاغیه آمد بیا! حتی به پایگاه هم رفتم ولی آنجا هم مأموران گفتند به ما مربوط نیست! در نهایت به پلیس آگاهی رفتم و افسر پرونده مرا بازداشت کرد. الان خانواده ات در چه شرایطی هستند؟ پدرم که
سیمک منطقه ای با 13 آبشار
/> روستاهای اطراف کوهپایه کرمان روستای علون آباد روستای آلون آباد که در 14 کیلومتری شهر کوهپایه واقع شده است ، در زمان های بسیار قدیم توسط بزرگان و خان های آن زمان تاسیس شده و گفته می شود که این مکان برای آنها تفریحگاه تابستانی بوده است. این روستا در ارتفاعی بالاتر از شهر کوهپایه واقع شده است و به همین دلیل در بهار و تابستان از آب و هوای بسیار بهتری برخوردار است. در این دهکده خانه
جهاد سازندگی نهاد محبوبی بین مردم بود
کشور داشت؟ جهاد سازندگی از وقتی وارد عمل شد، در روستاها هرکاری که می توانست به سود روستاییان باشد را انجام می داد. از جمله برق رسانی، آب رسانی، بهداشت، ساخت پل، ساخت راه، راهنمایی و مشاوره به کشاورزان برای افزایش تولید. فعالیت ها خیلی گسترده بود و بچه ها واقعا شبانه روز کار می کردند. یعنی در جهاد ساعت کاری وجود نداشت؛ صبح که کارشان را شروع می کردند، گاهی تا 8 شب هم به خانه برنمی گشتند
گفتند علی دایی مسن است؛ باید از تیم ملی خط بخورد
محمد دادکان درباره مسائل مختلفی مثل انتخابات فدراسیون فوتبال، وضعیت این روزهای تیم ملی و جادوگری در فوتبال صحبت کرده است. صحبت های دادکان را در ادامه می خوانید: بچه بازار تهران هستید؟ بله. من متولد محله سیدنصرالدین بازار تهران هستم. متولد محله پاچنار. هم من، برادرانم و تنها خواهرم و همین طور پدرم همه بچه همان محله هستیم. همانجا هم بزرگ شدیم. پدرم در بازار فعال بود و برادران
گفتند علی دایی مسن است؛ باید از تیم ملی خط بخورد
که سابقه حضور در تیم های ملی کشتی و جودو را داشتند هم در بازار مشغول هستند. پدرم و مرحوم حاج رمضان رضایی در همان محله، هیأت محبان الزهرا(س) را در سال 1328 تأسیس کردند که هنوز در همان محله برقرار است و علاوه بر مناسبت های مذهبی، هر صبح جمعه مراسم برقرار است. چند سال فوتبال بازی کردید؟ 11 سال. از تیم جوانان پرسپولیس شروع کردم. مرحوم آقای پرویز ابوطالب بازی مرا دید و مرا به تیم
مرور بر زندگی دو برادر شهید
/> همسرم آن زمان، رئیس اداره ی امتحانات آموزش و پرورش بود. به خانه آمد و سراغ کیا را گرفت. مدیر مدرسه به او زنگ زده بود. ابتدا کمی کیا را سرزنش کرد، بعد، اما بعد دلداری اش داد و دست آخر هم، راه های مبارزه و بازی های سیاسی را به او یاد داد. ماجرا به همین جا ختم نشد. چند روز بعد، مأمور های ساواک به دبیرستان البرز و محل تحصیل کیا رفتند و پیگیر جریان شدند. مدیر مدرسه با تلاش بسیار، قضیّه را اتفاقی جلوه داد و مأمورین را مجاب کرد.
اگر نمی کشتم مرا می کشت چاره ای نداشتم
شعبه در وقت رسیدگی روی میز هیات قضایی دادگاه قرار گرفت. از خودم دفاع کردم در دادگاه با اعلام رسمیت جلسه، کیفرخواست خوانده شد. بر اساس کیفرخواست رئیس قوه قضائیه از طرف بچه های صغیر مقتول درخواست دیه کرد. در ادامه مادر مقتول در جایگاه ایستاد و گفت: سال هاست شوهرم فوت کرده است و پسرم کمک خرج زندگی ام بود. با مرگ او زندگی برای من و خانواده اش سخت شده است. برای متهم درخواست قصاص
سُنن و رسوم تابعی از زمان و مکان !
شوشان - علی عبدالخانی : در چند دهه قبل وقتی شخصی دار فانی را وداع می گفت، اهالی روستا یا محل یا قبیله وظیفه تهیه غذا به مدت 3 روز را متقبل می شدند و خانواده متوفی نه تنها وظیفه ای در این زمینه نداشتند و هیچگونه فشار مالی را متحمل نمی شدند بلکه همچون سایرین از همان غذا تناول می کردند، لذا اقتصاد آن خانواده بخاطر مخارج سنگین ختم و ترحیم دچار فروپاشی یا مشکل نمی شد. با گذشت
بیماری خاص امیر نوری علنی شد | حال وخیم امیر نوری در بیمارستان
روز 6 شهریور سال 63 در خیابان وحدت اسلامی تهران متولد شده ام و تا زمانی که سه ساله بودم در آنجا سکونت داشتیم و پس از آن به محل کبریت سازی در نواب تهران رفتیم واکنون در شهرک اکباتان سکونت داریم. دوران ابتدایی را در مدرسه قدس و راهنمایی را در مدرسه شهید منتظری و مقطع دبیرستان را در مدرسه های راهنما و آیت الله سعیدی سپری کرده ام. هر زمان نیز دلم میگیرد می روم در همان محله ها و
اختصاصی / در غفلت مسئولین صورت گرفت ؛ تابلو شهید ” محمد جعفر آزموده ” آراسته شد به زباله
بالامحله(سیاه محله)در مسجد صاحب الزمان گذراند. در ایام عزاداری مانند ماه محرم و صفر با تشکیل هییت در روستای پاچکنار مراسم عزاداری را برگزار می کردند مدتی جعفر شبها دیر وقت به خانه می امد یا شبها به خانه نمی امد ، وقتی هم از او سوال می کردیم جوابی نمی داد یا می گفت با دوستان خود بوده. بعد از یک مدت که پیگیر شدیم و ماجرا را پرسیدیم جعفر گفت که یک بسیج محلی با بچه های محل راه انداخته اند. زندگی
میراث ناایمن کرباسچی برای تهران | 1500مغازه زیر یک پل!
هایی مانند پاسارگاد و پارسیان دارند، با توجه به تنوع محصولات و پاسخگویی به هر نوع سلیقه ای مورد توجه بسیاری از مردم است و این روزها تعداد مغازه هایش به 1500 واحد می رسد. عصرها و به ویژه روزهای پایانی هفته هم معمولاً شلوغ است. سکینه علی پاک که به همراه همسر و فرزندانش به بازارچه آمده، می گوید: جای پارک و تنوع محصولات باعث می شود تا از سال ها قبل و از محله استادمعین به اینجا بیاییم. گرچه اوایل برام
عامل پنچر کردن چرخ آمبولانس دستگیر شد
چرخ های آمبولانس را پنچر کرده. سپس دنده عقب گرفته و با تغییر مسیر از محل دور شده بود. با این سرنخ، زمان زیادی طول نکشید که این فرد شناسایی و در خانه اش در یکی از مناطق جنوب پایتخت بازداشت شد. مکث بیمار بی گناه دختر بچه ای حدودا 2ساله که در جریان پنچر شدن آمبولانس جانش را از دست داد، مبتلا به بیماری فلج چهاراندامی بود. در این بیماری، کودک هر ازگاهی ممکن است بعد از خوردن غذا یا