(تصاویر) بیوگرافی و عکس های شخصی حسین محب اهری
سایر منابع:
سایر خبرها
جزئیات عجیب قتل مردی که زنان را به افغان ها کرایه می داد
اول فارس : وقتی پلیس ردی از عاملان جنایت در خانه فساد به دست نیاورد اولیای دم در دادگاه حاضر شدند و خواستند تا دیه از صندوق بیت المال به آنها پرداخت شود. رسیدگی به این پرونده از بیست و هفتم خرداد ماه سال 1402 آغاز شد. فریادهای کمک خواهی مردی 47 ساله به نام هرمز در یکی از خیابان های محله خانی آباد پیچید. او فریاد می کشید و کمک می خواست که همسایه ها وارد خانه او شدند و هرمز را در حالی که از ناحیه
شعر به سراغ من آمد
خصیت او شبیه به قهرمان داستان واقعی سوره قرآن که یکی از بارزترین نماد این داستان پاکی حضرت مریم بود، است. *دوران کودکی و نوجوانی شما چطور بود؟ دوران کودکی ام سرشار از احساس بود و عشق معنوی ا... که با باران، گلها و طبیعت خوی شدید و تکرار نشدنی داشتم آنقدر غرق عشق و احساس بودم که باریکه نوری مرا به تفکر وا می داشت و اگر بیشتر توضیح بدهم؛ دریک جمله الحمدا...، ا... در زندگی ام
درباره صدرالدین حجازی؛ درد توأم با لذت...
در کارنامه اش رنگین کمانی از رُل ها، نقش بسته است . از بازی در سریال های روزی روزگاری و تفنگ سرپر گرفته تا ناخدا خورشید و سنتوری ؛ با این همه وقتی از او پرسیدند چه نقشی را بیش از همه دوست دارد، منفی ترین و منفورترین آنها را نام برد . تا سال ها برای این نقش فحش خورده بود، حال و روز خوشی نداشت اما چون فکر می کرد دِینش را ادا کرده از این وضعیت لذت می برد . صدرالدین حجازی در این روزها
قتل پس از خوردن باقلا در تبریز / پسر جوان در زندان مرکزی تبریز اعدام شد + جزییات
مقتول، قاضی از متهم 28 ساله می خواهد تا دفاعیات خود را در رابطه با اتهامات وارده به او را به دادگاه ارایه دهد که متهم جوان رو به قاضی می گوید: "من مغازه پارچه فروشی دارم. روز حادثه بعد از بستن مغازه خود با موتور به سمت منزل در حرکت بودم که به قصد خوردن باقلا توقف کردم. بر روی موتور خود مشغول خوردن باقلا بودم که به یک دفعه خودروی سواری پرشیا با سرعت به موتور من کوبید. نقش بر زمین شدم. دو نفر از
تن دادن به صلح با دشمنان خیانت است
تفرقه بپرهیزید که قلب امام از تفرقه درد می گیرد و اگر باعث درد قلب امام شوید، آن وقت است که مورد خشم خدا قرار می گیرید. جنگ را فراموش نکنید که این جنگ، یک آزمایش الهی و راه نجات بندگان گنهکار است و تن به ذلت دادن و تن به صلح دادن با دشمنان اسلام خیانت به خون شهدا است. از روحانیت متعهد جدا نشوید که رهبری این انقلاب با روحانیت است و اگر وحدت و اطاعت از امام را رعایت کردید، شما را
بازداشت گربه موتورسوار در مشهد + جزییات
مخدر رفتم و روزهای سیاهم به روی تکرار افتاد. به خاطر این که از دیوارها خیلی راحت بالا می رفتم، دوستانم به من لقب گربه دادند و از آن روز به بعد بسیاری از دوستانم مرا گربه صدا می زدند. اکنون نیز بعد از گذراندن مدتی از دوران محکومیتم، با پابند الکترونیکی آزاد شدم ولی بازهم نتوانستم خودم را کنترل کنم و موتورسیکلت مذکور را سرقت کردم اما نمی دانستم افرادی که به من نزدیک شده اند از افسران کلانتری شفا هستند
مرگ گذرگاهی برای دگرگونی در زندگی انسان است
نزد خدایشان روزی می خورند. امیدوارم خدا مرا از بندگان شهیدش قرار دهد. شهیدان حق را دریافته و کاملاً درست می گویند که مرگ پایان زندگی نیست، بلکه گذرگاهی است برای دگرگونی در زندگی انسان. انسان با مُردن نابود نمی شود، بلکه از این جهان به جهان آخرت انتقال می یابد. مرگ یک امر طبیعی و کاملاً عادی است و نباید مورد ترس و وحشت قرار گیرد. مرگ برای همه افراد یکسان نیست. برای بعضی ها سخت و دشوار و
ببینید | دختر نوجوان ایرانی که قهرمان موتورکراس خاورمیانه و نفر هجدهم جهان شد
/> او در مصاحبه خود از ابتدای روند ورزشی خود تا کسب رتبه 18 را اینطور شرح داد: 9 ساله بودم که پدرم بعد از دیدن علاقه هایم به رشته موتورسواری، با یک موتور کوچک سوپرایزم کرد. بعد از ورود به پیست و کسب افتخارات مختلف موتورهای بهتری خریدیم و به جز قهرمانی های پی در پی ایران، در سال های 2020 و 2021 قهرمانی امارات و خاورمیانه را نیز به دست آوردم. پس از 15 سالگی موفق شدم به تیم ملی نیز راه پیدا کنم و
تاب آوری در شرایط عادی
کردن و قاطی شدنِ بیشتر با دوستانم. من یک خواننده عالی بودم تا زمانی که این کار مدرسه نبود. من تعلل داشتم، معلمم این را می دانست و من هم می دانستم. هر زمان که نتایج به دست آمد، عصبی می شدم و به خودم قول می دادم که تغییر خواهم کرد و واقعاً تلاش می کنم. در اعماق وجودم، می دانستم که توانایی بسیار بهتری نسبت به نمراتم دارم. احساس می کردم که فقط نیاز به تلاش واقعی برای رسیدن به موفقیت دارم
با علم و دانش می توان بر دشمنان کشور مسلط شد
با اصابت تیر به پیشانی به شهادت رسید و خوده بنده در آن عملیات مجروح شدم به خاطر دارم زمانی که شهید کریم موسوی به شهادت رسید چنان حالم دگرگون و متاثر شدم که فضا و زمان از دستم رفت. وی ادامه داد: سه سال بعد از عملیات والفجر مقدماتی زمانی که در حالت خواب و بیداری بودم یک دفعه تصویری دیدم که هنوز که هنوز مانند روز اول به خاطر دارم خودم و 4 شهید عزیز در یک مکانی بودیم و یک آقای نورانی هم آنجا
خود واقعی ام هستم؛ نقد های منصفانه و فنی را می پذیرم
مثل قهرمانی آسیا و جهان. همچنین مسابقات لیگ برتر تکواندو ایران را نیز در سطوح مختلف گزارش کرده بودم. خودتان هم تکواندوکار هستید. تکواندو را تا کجا ادامه داده اید؟ از سال 1374 چند رشته ورزشی مثل تکواندو، کشتی و شنا را شروع کردم و در رشته شنای پروانه قهرمان نونهالان ایران شدم. تکواندو را هم تا دان 10 پیش رفتم و تا سطوح مختلف قهرمانی کشور ادامه دادم و حتی به مسابقات انتخابی تیم
دوست داشتم شاگرد علی دایی شوم که نشد/ فیورنتینا من را دعوت کرد، بازیکن دیگری را فرستادند!
لطف کردند و خیلی پیگیر کار من شدند و تقریبا 9 ماه در تبریز بودم. واقعا مردم پرشور و پرحرارت و خیلی جو خاصی دارد. فضا خیلی لذت بخش بود. البته آنجا مصدوم شدم و 4 یا 5 ماه طول کشید تا آماده شوم. در این تیم در رتبه دوم لیگ قرار گرفتیم و تجربه خیلی خوبی داشتیم. در سال 2010 میلادی آقای قطبی مرا به تیم ملی فوتبال کشور دعوت کرد. تیم ملی به جام جهانی نرسیده بود و مشغول آماده سازی برای جام ملت های
چهره جنجالی فولاد آره نا: استقلالی ها مرا ببخشند
یه تیمی نیاز است. خودتان دیده اید در فوتبال اروپا این حرکت دیده شده است. یادم می آید در بازی رئال مادرید و بایرن مونیخ مارسلو توپ آرین روبن را زد و همین خوشحالی را انجام داد. اگرچه این رفتار در فوتبال دنیا امری طبیعی به شمار می رود، اما من همین جا بار دیگر به دلیل اتفاقاتی که در ادامه رخ داد، از هواداران استقلال و جامعه فوتبال اگر از دست من ناراحت شدند عذرخواهی می کنم. بعد از بازی خیلی پشیمان شد
از 17 سال پیش قرآن یار من است/ دلم برای اهتزاز پرچم تنگ می شود
/> جوانمردی که در پارالمپیک ریو به دو مدال طلا دست یافت با اشاره به رقابت های امروز که در تپانچه خفیف 50 متر SH1 برگزار شد، تصریح کرد: پاراتیراندازی ایران برای این ماده چیزی نکاشت که بخواهد برداشت کند. بعد از سه سال و نیم یعنی بعد از توکیو که تیر زده بودم دیگه تا سه ماه پیش تیر نزده بودم. 5 جلسه تمرین کردم و رفتم کره جنوبی، انجا مدال نگرفتم اما رکوردشکنی داشتم. بعد از آن به رییس فدراسیون (جلیل کوهپایه زاده
(تصاویر) بیوگرافی و عکس های شخصی سولماز غنی
سمت یاد گیری موسیقی رفت؛ البته کودکان دغدغه کمتر و وقت بیشتری دارند و در سن خوبی برای یاد گیری هستند اما در هر سن و سالی با علاقه، تمرین و پشتکار می توان نوازندگی را آموخت. سولماز غنی:چیزی که در نوازنده های حرفه ای همیشه مرا مجذوب می کند و برایم جالب است این است که در تمام سال هایی که ما مشغول کارهای دیگری بوده ایم این نوازنده ها به سختی تمرین کرده اند، به دنبال علاقه شان بوده اند، وقت
زیبایی خیره کننده آشا محرابی در 51 سالگی اش / صفرتاصد دعوای پدر و دختر +عکس و بیوگرافی
ادامه داد و در نمایش هایی مثل خسیس ، خانهٔ برنارد آلبا ، سه خواهر ، زیرگذر سقاخانه ، اتوبان ، من حرفی ندارم دنبالشو نگیر و... به ایفای هنر پرداخت. آشا محرابی در تلویزیون اولین تجربه رسمی آشا محرابی در تلویزیون با سریال توی گوش سالمم زمزمه کن سال 1385 بود سپس یکسال بعد در سریال مرگ تدریجی یک رویا بازی کرد. دوبله آشا محرابی آشا محرابی با تشویق مرضیه صدرایی در
ماجرای تلخ زن ایرانی/ عروس مشهدی به بغداد رفت و مچ شوهرش را گرفت
ایران رساندم اما خواهرم یک طبقه از ساختمان را اجاره داده بود و خودش در طبقه دیگر زندگی می کرد. به همین دلیل در یک هتل مشغول کارگری شدم تا 6 ماه بعد مستاجر رفت و من در همان خانه ساکن شدم. حدود 6 سال بعد نیز مردی از اهالی شمال کشور به خواستگاری ام آمد و من که دخترم را عروس کرده بودم به خواستگاری او پاسخ مثبت دادم. مدتی بعد از هاشم خواستم برای ادامه زندگی مشترک به مشهد بیاید ولی او
هالک هوگن: سی ام پانک راوی حقیقت است و کارش را بلد است/ اخبار WWE
... دارنده دو نشان عضویت در تالار مشاهیر WWE ادامه داد: قبل از هر چیز او بسیار قابل باور است. او در رینگ بسیار، بسیار واقعی به نظر می رسد. او نوعی ذهنیت قانون شکن دارد، اما قسمت جالب این است که او حقیقت را می گوید و فقط آن را مستقیم بیان می کند. او مغز متفکری داد. بسیاری از مردم با نظر او موافق هستند. او چیزهایی را می گوید که بسیاری از مردم از گفتن آنها می ترسند. بنابراین تقریباً مثل یک راوی حقیقت است. او واقعاً کارش را بلد است و این عالیست. به همین دلیل من واقعاً دوست دارم او همیشه سالم بماند و اتفاقی برایش نیفتد، زیرا دوست دارم دوره سی ام پانک تا سال ها ادامه داشته باشد. ...
افسوس برای جایزه نگرفتن از یک جشنواره/ کشف استعداد بدون جلوه گری
، سینمای جوان نام داشت و سال ها بعد اسم آن را به جشنواره فیلم کوتاه تهران تغییر دادند. وی ادامه داد: در آن سال یک فیلم سوپرهشت ساخته بودم و آن را به جشنواره ارائه کردم که پذیرفته نشد. آشنایی من با جشنواره دقیقاً همزمان بود با شروع ساختن فیلم کوتاه. قبل از آن نوجوانی بودم دوازده ساله که هنوز علاقه مند به سینما نبود اما تا علاقه مند شدم کلاس رفتم و برای انجمن سینمای جوان فیلم ساختم و همان
مسئولیت انسان بودن سنگین است
من وصیت نمودم که فرزندان مرا با نماز و قرآن و ذکر اهل بیت عصمت و طهارت و مسائل اسلامی و تربیتی و اخلاقی بزرگ کنید. من هم وصیت پدر مرا که همه چیزم را مدیون او هستم به مادر گرامی و عزیزم که چون کوهی استوار در برابر ناملایمات و سختی ها ما را بزرگ نمود، واگذار می کنم و از همه طلب حلالیت و از خداوند قادر منان و غفور و رحیم، امید عفو و بخشش و رحمت دارم. از عموم ملت مسلمان تقاضا دارم
عکس شوهرهای فریبا نادری / از شوهر 30 سال بزرگتر تا شوهر رستوران دار در فرشته!
این ماجرا بودم که از اتاقشان بیرون آمدند و گفتند نوبت شماست. من گفتم ما برای تست بازیگری اینجا نیامدیم. گفت: حالا که آمدی بیا تست بده. آن روز خوش شانس بودم و در تست قبول شدم، اما می دانستم که خانواده ام مخالفت خواهند کرد. در قراردادم شرط کردم که خانواده ام هم باید پشت صحنه بیایند و گروه مروارید سرخ هم پذیرفتند. با این شرایط باز هم مادرم مخالفت کرد، اما سرانجام متوجه شد که
روایتی از آخرین لحظات عمر شریف امام رضا(ع)/ چگونگی غسل و تدفین امام رضا (ع) به روایت اباصلت
خدمت حضرت رضا(ع) بودم. به من فرمود:ای اباصلت! داخل این قبه ای که قبر هارون است، برو و از چهار طرف آن کمی خاک بردار و بیاور، من رفتم و خاک ها را آوردم. امام خاک ها را بویید و فرمود: می خواهند مرا پشت سر هارون دفن کنند، ولی در آنجا سنگی ظاهر می شود که اگر همه کلنگ های خراسان را بیاورند، نمی توانند آن را بکَنند، این سخن را در مورد بالای سر و پایین پای هارون فرمود. بعد وقتی خاک
جانشین همه نداشتن ها
چیز نباشد؟ در حالت سرگردانی، یاد امام هشتم افتادم. مدتی بود که به پابوسش نرفته بودم، اما احساس کردم که مرا فرا می خواند. بدون آنکه به کسی خبر بدهم یا برنامه ای برای اقامت داشته باشم، عزم مشهد کردم. همه چیز مهیا شد و در کمتر از 3 ساعت، در فرودگاه مشهد از هواپیما پیاده شدم. با وجود خستگی و سرگردانی، از اولین کسی که با گفتن تاکسی، سر راهم را گرفت، خواستم مرا هر چه سریعتر به
ماجرای شهادت امام رضا(ع) از زبان اباصلت هروی
) بوده که در شب قدر به إذن الهی چنین رقم زده است. حال به مناسبت شهادت امام رضا(ع)، می خواهیم جریان شهادت ایشان را از زبان یکی از نزدیکان امام رضا(ع) یعنی اباصلت هروی بازگو کنیم: اباصلت هروی می گوید: امام رضا(ع) به من فرمود: ای اباصلت! من فردا نزد این مرد فاجر و تبهکار (مأمون) می روم، وقتی از نزد او خارج شدم، اگر سرم را با عبایم پوشانده بودم، دیگر با من حرف نزن و بدان
بارداری دختر 15 ساله از مرد هوسران؛ او مرا وادار می کرد با دوستانش ارتباط بگیرم!
های زیبایی می خرد و مدام به مسافرت و تفریح می رویم. ولی 3 سال بعد، زمانی که قدم به خانه بخت گذاشتم، تازه متوجه شدم که شوهرم مردی معتاد و آلوده به مصرف قرص های روان گردان است. بدرفتاری های همسرم شروع شد و من که در آن سن و سال تحمل این برخورد ها را نداشتم، در برابر او جبهه می گرفتم و مشاجره های لفظی ما به مرز درگیری می رسید. این در حالی بود که هیچ کس مرا راهنمایی نمی کرد چگونه با مشکلات
از سیره اخلاقی تا وصیت ویژه علی بن موسی الرضا (ع)
اولین روز زیارت، برای ادای تکلیف نامه را به داخل ضریح انداختم. بعد از چند ماه موقع مراجعت برای زیارت وداع به حرم مشرف شدم و اصلاً سخن حاجی را که گفته بود جواب نامه ام را بگیر و بیاور، فراموش کرده بودم. بعد از نماز مغرب و عشا در حال زیارت بودم که ناگاه صدای مأموری بلند شد که زائران از حرم بیرون روند تا خدام به تنظیف حرم بپردازند. وقتی نماز زیارت را تمام کردم، متحیر شدم که اول شب چه وقت در
روایتی از نحوه شهادت کودک چهارساله در اهواز + فیلم
سرباز، او را با خود برد. دوبار او بازگشت و مبینا را با خود از مهلکه دور کرد. نیروهای کمکی هم مرا با خود به بیمارستان بردند. وقتی به هوش آمدم، گفتم بچه ام و دوباره بیهوش می شدم. در بیمارستان هم یک مرتبه چشمم را باز کردم و همسرم را دیدم. دست او را گرفتم و گفتم طاها را بردند. چیزی متوجه نمی شدم فقط فهمیدم مرا در بیمارستان های مختلف جابه جا می کنند. به من گفتند طاها حالش خوب است و در آی سی یو است. چند روز
جاذبه عشق اباعبدالله، هر سوخته دل عاشقی را وارد مدار دلدادگی می کند
هایی همچون کرامات حضرت عباس را مطالعه کنم. اثرات این توسل را در زندگی شخصی ام دیده ام. دچار مشکلی بودم و در شب های قدر، ناامید از همه جا، به حضرت عباس(س) متوسل شدم. حضور در مسیر اربعین، برای من، نشانه ای است که حضرت عباس(ع) صدای مرا شنیده و دست گیر من است. بی نهایت خوشحالم از اینکه این نگاه شامل حال من شده و توانستم در این مراسم حضور یابم و بمن ثابت شد که توسل به ائمه و اهل
دیر زمانی ست که بارانی ام
/> حرف بزن ابر مرا باز کن دیر زمانی است که بارانی ام حرف بزن، حرف بزن، سال هاست تشنه ی یک صحبت طولانی ام ها به کجا میکشی ام خوب من؟ ها نکشانی به پشیمانی ام -------------------- (3) --------------------- دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت پاشنه ی کفش فرار و ور کشید آستین همت و بالا زد و رفت
حدادی فر: فیورنتینا من را دعوت کرد، بازیکن دیگری را فرستادند!/ بارها از استقلال و پرسپولیس پیشنهاد ...
/> در سال 2010 میلادی آقای قطبی مرا به تیم ملی فوتبال کشور دعوت کرد. تیم ملی به جام جهانی نرسیده بود و مشغول آماده سازی برای جام ملت های قطر بودیم. آن زمان به تیم ملی دعوت شدم. او به من لطف داشت. آقای قطبی از لحاظ دانش فنی واقعا فوق العاده بودند و خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتیم و در دوره ایشان استارت حضورم در تیم ملی خورد. شاید اگر زودتر به تیم ملی دعوت می شدی، امکان داشت لژیونر شوی