بلایی که داماد سر پدر زنش آورد
سایر منابع:
سایر خبرها
پدرم مرا به استادکار روستا فروخت
مرضیه محمدی-پژوهشگر: نامش اسراست. 25 سال دارد اما خطوط چهره اش سن بیشتری را نشان می دهد. اهل یکی از روستاهای مشهد است. چهره اش خنثی است؛ از آن چهره هایی که نه رنگ به رخساره دارد نه لبخندی به لب. شش سال است ازدواج کرده با مردی افغان که حکم پدرش را دارد. به قول خودش، سوادش به قدر امضایی است که پای معامله پدر با مرد افغان زده است. می گوید: پدرم مرا به استادکار روستا فروخت. همه به نام استادکار می
داستان عروس و پدرشوهر
زن 25 ساله گفت: مدت 6سال است که از زندگی من و حسن می گذرد و صاحب یک پسر 4 ساله هستیم؛ اما من هیچ وقت طعم زندگی دونفره و خوشبختی درکنار خانواده را نچشیده ام و باید با امر و نهی های پدرشوهرم زندگی کنیم تا جایی که من اگر بخواهم برای منزلم مبل یا وسیله ای بگیرم همسرم می گوید ببینم پدرم چه می گوید، نظر او چیست. بارها به خاطر این رفتارش با هم درگیر شدیم و به او تذکر دادم که تو ازدواج کردی و
خلاصه داستان قسمت 1 سریال تانک خورها| در قسمت یک سریال تانک خورها چه گذشت؟
دارم به یه کار بلد مثل خودت احتیاج دارم که ماشینارو باهم تلفیق کنه که ازش ماشین دربیاد بعد هرازگاهیم این پولدارهای که میخوان قاچاقی برن اونور آبو ببره پول خوبیم داره هاشم میگه من با قمار بازو نزولخور کاری ندارم و میخوان برن که به نوچه اش میگه اول به حسابشون برسه هاشم و محسن اونارو کتک میزنن و سریع سوار ماشین میشن و میرن تعمیرگاه. هاشم وقتی به خونه میره حاج خانم مادرش سر سفره شام درباره
جزئیات مرد جوانی که همسرش را به قتل رساند
پزشکی قانونی از پسربچه 12ساله که شوکه شده بود، بازجویی شد. او گفت: پدر و مادرم با هم درگیری داشتند اما من هرگز فکر نمی کردم پدرم چنین کاری کند. پدرم را دوست داشتم اصلا باورم نمی شود چنین اتفاقی افتاده است. امروز – روز حادثه- قرار بود با هم به میهمانی برویم و نمی دانم چه شده است. گفته های این پسر نوجوان در حالی بود که مأموران تحقیقات خود را برای بازداشت همسر مقتول آغاز کرده بودند اما ردی از
بیوگرافی شاهرخ استخری و معرفی فیلم ها و سریال ها او
مسئولیت های فراوانی می رود. او تصمیم می گیرد طبق وصیت پدرش، اموال او را بین همه تقسیم کند که ماجراهایی به جریان می افتد. یک دختر و پسر جوان به نام های شیرین و امیر قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. آن ها در راه ازدواج خود با موانع زیادی روبه رو می شوند که باعث می شود لحظات تلخ و شیرین زیادی رقم بخورد. داستان سریال دلنوازان درباره خانواده ای است که دختر گمشده ای دارند و سال هاست
(تصاویر) تغییر چهره، زندگی خصوصی و بیوگرافی المیرا دهقانی یاسمن سریال گرگ و میش
می کند، احسان پسر اول و پزشک است و قصد ازدواج با طاهره، خواهر دوستش حامد را دارد . حامد چندسال در آلمان پزشکی خوانده و برای چند ماهی به ایران امده است. یاسمن که می خواست خبر قبولی اش را به احسان دهد ناگهان حامد را می بیند و از همان ابتدت با او به لج می افتند و به احسان می گوید که او فردی پررو است و احسان هم از او می خواهد که با او صحبت نکند. شب قبولی یاسمن همه ی خانواده ی وحدت و دوستان
بیوگرافی، عکس های شخصی و زندگی خصوصی مهدیه نساج
فعالیت: بازیگری از سال 1387 تاکنون نام همسر: سامرند معروفی فرزند: یک دختر به نام ملینا مهدیه نساج بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما 21 آبان 1360 در تهران متولد شد. او فارغ التحصیل ارشد روانشناسی بالینی است. مهدیه نساج همسر سامرند معروفی بازیگر، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز کشورمان است و این زوج چند سالی است که زندگی مشترک خود را آغاز کرده اند. مهدیه
دست همسر خود را بگیرید، تولید محتوا کنید و بلاگر شوید
از اطلاعات زرد را دریافت می کنند. کرمی بیان کرد: در مقابل خانواده ها هم زندگی خود را با بلاگرها مقایسه می کنند و ویترین زندگی آن ها را با باطن زندگی خود می سنجند. با این کار انتظاراتی در ذهن افراد ایجاد می شود که با واقعیت تعارض دارد. وی ادامه داد: زوج هایی که با این فانتزی های ذهنی ازدواج می کنند، در همان سال های اول متوجه می شوند که ذهنیت اشتباهی داشته اند و یکی از عوامل
همراه با فیلم های سینمایی این هفته؛ از ژانر پلیسی تا استکبارستیزی
ازدواج با همسرش برای ادامه تحصیل به انگلستان برگردد. جشن عروسی آن دو در یک محفل کوچک، اما گرم برگزار می شود. حمله گسترده نظامیان صهیونیست به اردوگاه جنین به زوج جوان اجازه نمی دهد این دو، رنگ آرامش را بینند. آنها که عازم انگلستان هستند در ایست بازرسی نظامیان صهیونیست از یکدیگر جدا می شوند حسان به نوع برخورد مأموران با آنها اعتراض می کند، اما نتیجه اعتراضش بازداشت است، حسان بعد از رهایی از
لیست فیلم های ایرانی جدید 1403
ادامه دهند یا اینکه راه هایشان از هم جدا خواهد شد؟ در دنیای پر زرق و برق و پرهیاهوی پول و پارتی، دو جوان به دنبال خوشبختی هستند. اما آیا خوشبختی در ثروت و مادیات است یا در عشق و احساسات؟ این سوال اصلی فیلمی است که به طرزی طنزآمیز و جذاب به آن پرداخته شده است. پول و پارتی ماجرای دو زوج را روایت می کند که هر کدام با انگیزه های مختلف وارد یک رابطه می شوند. اما آیا این رابطه می تواند به آن
تولد 4 قلوهای کاشانی اشک پدر ومادرشان را درآورد
به گزارش پول نیوز ، زینب جعفری 30ساله و داود قاسمی 32ساله همان زوجی هستند که بعد از گذشت 11سال از ازدواجشان، حالا صاحب نوزادان 4قلو شده اند. این زوج که در آرزوی بچه دارشدن بودند، اکنون والدین 3پسر و یک دختر به نام های علی، عادل، ایلیا و آیه هستند. داود قاسمی به همشهری می گوید: در سال1400 همسرم باردار شد اما قلب جنین شکل نگرفت و سقط شد. بعد از آن دکتر متخصص به همسرم گفت که
افشاگری امیر غفارمنش درباره ممنوع الفعالیتی 3 بازیگر ساعت خوش
همه از دانشکده دراماتیک بودند. اصل قضیه از این جا شکل می گیرد که آقای اصغردرخشان، احمد سیدعلی، بهروز وثوقی، پدر من و آقای والی زاده، 5 رفیق بودند که پیش از آنکه پدرم ازدواج کند، آقای والی زاده مدتی پدرم و بهروز وثوقی را وارد عرصه دوبله کردند. پدر من و بهروز وثوقی اهل خوی بودند و از بچگی تصمیم می گیرند که وارد هنر شوند و رویای سینما داشتند. پدرم تعریف می کرد که بهروز عاشق بود و از آن جایی که پول
پارتی بازی برادرانه برای جبهه رفتن و شهید شدن!
دیدن پدرم که سرطان داشت و به شدت بیمار بود. پدر تا مرا دید گفت تو چرا اینجایی؟ حضرت امام گفته اند هر کس توان دارد باید به جبهه برود. مادرم گفت چه کارش داری؟ شش تا پسرمان جبهه هستند و این یکی که برگشته مجروح است، اما پدر اصرار داشت من هم باید به جبهه برگردم. چنین روحیه ای داشت. گفت وگوی جوان با این رزمنده دفاع مقدس را پیرامون برادران شهیدش ابوالفضل و رضا شفیعی پیش رو دارید. گویا خانواده
راننده تاکسی اینترنتی پس از تجاوز به دختر جوان: او را با نامزد سابقم اشتباه گرفتم
به گزارش نبض بازار ، متهم در اعترافات خود گفت: این دختر به شدت شبیه نامزد سابقم بود، کسی که عاشقانه دوستش داشتم. اما او به من خیانت کرد و به خاطر فردی که از نظر مالی بهتر از من بود، با او ازدواج کرد. من به دنبال انتقام از او بودم و وقتی این دختر را سوار کردم، به خاطر شباهت زیاد، اشتباهاً او را جای نامزد سابقم گرفتم و وسوسه انتقام به سراغم آمد. چند روز قبل مرد جوانی به همراه خانواده اش
قتل همسر با نخ بادکنک/ جسد همسرم را زیر تخت فرزندم مخفی کردم
ادامه پلیس به تحقیق از خانواده زن جوان پرداخت. مادر و خواهر او به مأموران گفتند: دختر و دامادمان سال هاست که باهم اختلاف دارند. شب قبل از ناپدید شدن دخترم جشن تولد یکی از بچه هایش بود و ما هم آنجا بودیم اما بعد از شام آنها دوباره باهم بحث و جدل کردند و بعد از آن دیگر ما خبری از دخترم نداریم.پس از آن مأموران دریافتند که مرد جوان موضوعی را از پلیس پنهان کرده و در اظهاراتش تناقض وجود دارد. بنابراین
بلایی که داماد سر پدر زنش آورد
دوستانش به من گفتند که پدرام همه جا گفته به خاطر پول های پدرزنم با دخترش ازدواج کردم وگرنه علاقه ای به او نداشتم.
کابوس دختر جوان از آزارهای پدر
کرد و درآمد اندکی به دست می آورد ولی این مبلغ به هیچ وجه کفاف مخارج خودش را هم نمی داد به همین دلیل مدام با مادرم درگیر بود و زمانی که پولی از مادرم می گرفت تا مدتی ساکت می شد. خلاصه این رفتارهای ناشایست او به جایی رسید که از 5سال قبل مادرم 3بار به خاطر کتک کاری از پدرم شکایت کرد ولی بازهم به خاطر من وخواهرم او را بخشید و به زندگی مشترک ادامه داد. خواهر بزرگم بعد از پایان
معمای حل نشده قتل پس از یازده سال
کنند. مهرداد به خانه شان رفت و من هم آماده شدم به خانه دوستم بروم و از او دارو بگیرم. پدرم گفت مهمان دارد و به دلیل به هم ریختگی خانه شان، احتمال دارد به واحد من بیایند. بعد از ساعتی که به خانه برگشتم، با جسد پدر و خواهر ناتنی ام رو به رو شدم. مهرداد هم در تحقیقات گفت: وقتی خانه نامزدم را ترک می کردم، دو مرد را مقابل در دیدم اما چهره شان را به خاطر ندارم. با گذشت 9 سال از این جنایت
دوباره زندگی ام را می سازم
بچه سوم خانواده بودم. خواهران و برادرانم ازدواج کرده و دنبال زندگی خود بودند و من باقی مانده بودم. پدرم آشپز بود و درآمد بخور نمیری داشت. پدر و مادرم آدمهای با اصل و نسب و ساکتی بودند و سرشان به زندگی خودشان گرم بود. با همه فامیل رابطه خوبی داشتیم و رفت و آمد می کردیم. اینها را خانمی می گوید که در راهرو شورای حل اختلاف دیده ام. از همان جملات اول می شود فهمید که تحصیل کرده
قتل هولناک پدر و دختر خردسالش به دست دختر بزرگ تر | کشف ردپای نامزد متهم در یک قتل دیگر
هم از خانه خارج شدند و رفتند. همچنین کشف آثار خون روی لباس های دختر جوان شک پلیس را دوچندان کرد، اما دختر جوان و نامزدش قتل ها را گردن نگرفتند و مدرکی هم علیه شان به دست نیامد و با قرار وثیقه آزاد شدند. در حالی که تحقیقات ادامه داشت، 3 سال بعد از این ماجرا، با استناد به این دلایل که قتل در خانه دختر مقتول رخ داده و او و نامزدش تناقض گویی های زیادی داشتند و چند سال قبل نیز پسر جوان در
شوهرم عاشق زن مطلقه شده است!
مدام از همسر سابقش سخن می گفت و با توهین و فحاشی مرا به باد کتک می گرفت تا این که یک روز به حالت قهر به خانه پدرم رفتم و او با این ادعا که از رفتارش پشیمان است به سراغم آمد و مرا به زندگی مشترک باز گرداند ولی چند روز بعد دوباره کتک کاری ها و رفتارهای ناپسندش ادامه یافت تا جایی که گفت:من به صورت پوششی با تو ازدواج کردم تا پدرم پول و خودرو را به من بدهد و من به راحتی بتوانم نزد سوزان بازگردم و گرنه هیچ علاقه ای به تو نداشتم!
سکته یک پدر بعد دیدن پسر جوان در اتاق دختر 15 ساله اش
بستری است. حالا برادرانم مرا عامل مرگ پدر می دانند و می ترسم مادرم را نیز از دست بدهم! حالا اطرافیانم مرا مایه ننگ و دختری هوسران می دانند اما من تازه به حرف پدرم رسیدم که مواظب گرگ ها باشم! ولی در 15 سالگی به همین راحتی یتیم شدم، ای کاش ... با توجه به تاوان وحشتناکی که دختر نوجوان درباره آشنایی های فضای مجازی پرداخته بود و عذاب وجدانی که رهایش نمی کرد. انتهای مطلب/ ی.ر
مرد همسرکش قتل را گردن پسرش انداخت
اعزام و مقابل هیئت قضایی همان شعبه حاضر شد. ابتدای جلسه پدر و مادر و دو پسر مقتول درخواست قصاص کردند. سپس پسر بزرگ مقتول در جایگاه ایستاد و گفت: پدرم معتاد و مرد بداخلاقی بود. او به کار و درآمد اهمیتی نمی داد و همان درآمد کم را هم خرج مواد می کرد. همه بار زندگی روی دوش مادرم بود و با کار کردن در خانه های مردم هزینه های زندگی را تأمین می کرد. آن ها همیشه با هم درگیر بودند و بار ها پدرم او را کتک زده
بانوانی که زنانه پای دفاع از میهن ایستادند
مخالفت پدرم برای اعزام روبه رو شدم، آن موقع ها حجب و حیا نسبت به پدر حرف اول را می زد و من نیز مطیع امر پدر بودم اما چمدان خود را آماده کرده بودم که پدرم از قصد و نیت من آگاه شود؛ بالاخره بعد از اصرار زیاد من، پدرم موافقت کرد و اعزام شدم. رزمنده دفاع مقدس عنوان کرد: عملیات رمضان در شهر شلمچه انجام شد و بنیانگذار انقلاب اسلامی دستور داده بودند که روزه گرفتن در آن شرایط واجب نیست و من نیز
کمک 800 میلیونی بانوی ایرانی به حزب الله لبنان
همسایگی مان چند کودک بودند که با مادربزرگشان زندگی می کردند و وضع مالی مناسبی نداشتند. پدرشان فوت شده بود و مادرشان هم مجدد ازدواج کرده بود. برای همین هم پدرم پول توجیبی بیشتری به ما می داد تا بخشی از آن را به دست خودمان به آن بچه ها بدهیم. در حالی که خودشان مستقیم می توانستند این کار را بکنند اما می خواستند که ما این کار را بکنیم. امروز روز مبادای جهان اسلام است تصمیمش را که با
قتل شوهر 20 روز بعد از ازدواج
بلافاصله به اتاق پسرم رفتم و پسر کوچکم را هم خبر کردم اما کار از کار گذشته بود. هر چند خانواده مقتول اصرار داشتند هیچ کدام از اعضای خانواده دستی در قتل ندارند اما همه چیز نشان می داد شیرعلی به وسیله یک آشنا کشته شده است. مأموران دو روز بعد از حادثه و در حالی که همچنان به تحقیقات خود ادامه می دادند، متوجه شدند نازگل از کشور خارج شده است. آنها با بررسی دقیق زندگی خصوصی این نوعروس
زن 35 ساله: تحمل هوسرانی های شوهرم را ندارم
و آرزوهایم را به تصویر کشیدم که با صدای مادرم به خود آمدم و سینی چای را مقابل پدر مجید گرفتم! از سوی دیگر پدرم که خانواده آن ها را از طریق یکی از بستگان نزدیکمان می شناخت، نیازی به تحقیق اجتماعی ندید و این گونه من با لبخندی عاشقانه پای سفره عقد نشستم. چند ماه بعد هم زندگی مشترکم را غرق در پول و ثروت همسرم در حالی آغاز کردم که هرچه می خواستم برایم فراهم بود. خانه ای شیک و مبله و خودروی
(تصاویر) بیوگرافی، عکس های شخصی و زندگی خصوصی جانی دپ
سرتاسر جهان است. او به شخصیت جک اسپارو چنان روحی دمید که تصور شخصی دیگر در این نقش اصلا ممکن نیست. خود جانی دپ درباره نقش جک اسپارو گفته است: من جک اسپارو هستم، من مثل او حرف میزنم و مثل او راه می روم. داستان این فیلم درباره الیزابت سوآن و ویل ترنر (اورلاندو بلوم) دو جوان در سطح های خانوادگی متفاوت است که عاشق هم می شوند. در این میان پای جک اسپارو (جانی دپ) به میان باز می شود که همراه
گفت وگو با غلامحسین سالمی، ویِت کُنگ مجله فردوسی درباره جلال، سعید راد، پرسپولیس و خودش!
دنیا آمده ام. اما خودم را خرمشهری می دانم. پدرم هم در خرمشهر برایم سجل می گیرد. او درباره نامش هم می گوید: مادرم، پنج شکم زایید. پنج تا پسر، که همه نام ایرانی داشتند. منوچهر برادر بزرگ ترم. اما سه تای بعد فوت می شوند. پنجمی که من باشم نذر هستم. آن زمان سونوگرافی نبود. گفته بودند اگر پسر باشد نامش غلامحسین و دختر باشد زهرا. پدرم می پرسد، بچه چیست، می گویند پسر است. من شدم غلامحسین فرزند فرخ
(تصاویر) بیوگرافی، عکس های شخصی و زندگی خصوصی بهرام رادان
بهرام رادان در 8 اردیبهشت سال 1358 در تهران متولد شد. پدر او اصالتا اصفهانی بوده و در این خانواده شش نفره، او دو خواهر و یک برادر دارد؛ همچنین لازم به ذکر است که پدر وی یک سرهنگ بازنشسته از دوران پهلوی است. او درباره شروع بازیگری خود گفته است: بعد از خدمت سربازی وقتی 21 ساله بودم بین آگهی های روزنامه دنبال یک شغل مناسب می گشتم تا اینکه چشمم به آگهی کلاس های بازیگری هیوا فیلم خورد. گوشی