سایر منابع:
سایر خبرها
داستان عروس و پدرشوهر
ما کمک می کند و خرج خورد وخوراکمان را تامین می کند تا همسرم بتواند پول هایش را پس انداز کند و به فکر آینده ما باشد. وقتی رفتارهای پدرشوهرم و خونسردی های حسن را برای پدر ومادرم تعریف کردم، آن ها تعجب کردند و چندبار با پدر شوهرم صحبت کردند ولی فایده ای نداشت تا این که واقعا از دست رفتارهایش به تنگ آمدم و با پسرم راهی خانه پدرم شدم و شرط گذاشتم برای همسرم که یا خانه را جدا می کنی و از آن
پدرم مرا به استادکار روستا فروخت
مرضیه محمدی-پژوهشگر: نامش اسراست. 25 سال دارد اما خطوط چهره اش سن بیشتری را نشان می دهد. اهل یکی از روستاهای مشهد است. چهره اش خنثی است؛ از آن چهره هایی که نه رنگ به رخساره دارد نه لبخندی به لب. شش سال است ازدواج کرده با مردی افغان که حکم پدرش را دارد. به قول خودش، سوادش به قدر امضایی است که پای معامله پدر با مرد افغان زده است. می گوید: پدرم مرا به استادکار روستا فروخت. همه به نام استادکار می
جزئیات مرد جوانی که همسرش را به قتل رساند
پزشکی قانونی از پسربچه 12ساله که شوکه شده بود، بازجویی شد. او گفت: پدر و مادرم با هم درگیری داشتند اما من هرگز فکر نمی کردم پدرم چنین کاری کند. پدرم را دوست داشتم اصلا باورم نمی شود چنین اتفاقی افتاده است. امروز – روز حادثه- قرار بود با هم به میهمانی برویم و نمی دانم چه شده است. گفته های این پسر نوجوان در حالی بود که مأموران تحقیقات خود را برای بازداشت همسر مقتول آغاز کرده بودند اما ردی از
جوانان باید از پیشینه خیانت های منافقین آگاه شوند / فرستادن عمدی نیروها به خودکشی توسط رجوی در عملیات ...
بیستمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات 104 نفر از سران سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه شنبه (10 مهرماه) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به صورت علنی برگزار شد. به گزارش فراق، ایرج صالحی، عضو جدا شده از فرقه رجوی در این جلسه دادگاه با اشاره به این که بعد از عملیات مرصاد کمر تشکیلات شکست و هیچ ارتباطی با دنیای بیرون
خلاصه داستان قسمت 1 سریال تانک خورها| در قسمت یک سریال تانک خورها چه گذشت؟
دارم به یه کار بلد مثل خودت احتیاج دارم که ماشینارو باهم تلفیق کنه که ازش ماشین دربیاد بعد هرازگاهیم این پولدارهای که میخوان قاچاقی برن اونور آبو ببره پول خوبیم داره هاشم میگه من با قمار بازو نزولخور کاری ندارم و میخوان برن که به نوچه اش میگه اول به حسابشون برسه هاشم و محسن اونارو کتک میزنن و سریع سوار ماشین میشن و میرن تعمیرگاه. هاشم وقتی به خونه میره حاج خانم مادرش سر سفره شام درباره
راننده تاکسی اینترنتی پس از تجاوز به دختر جوان: او را با نامزد سابقم اشتباه گرفتم
به گزارش نبض بازار ، متهم در اعترافات خود گفت: این دختر به شدت شبیه نامزد سابقم بود، کسی که عاشقانه دوستش داشتم. اما او به من خیانت کرد و به خاطر فردی که از نظر مالی بهتر از من بود، با او ازدواج کرد. من به دنبال انتقام از او بودم و وقتی این دختر را سوار کردم، به خاطر شباهت زیاد، اشتباهاً او را جای نامزد سابقم گرفتم و وسوسه انتقام به سراغم آمد. چند روز قبل مرد جوانی به همراه خانواده اش
مرگ مشکوک نوزاد پسر در بیمارستان
را دستگیر کنند. زن جوان در تحقیقات اولیه مدعی شد که متادون را همسر برادر شوهرش به نوزاد داده و در این ماجرا او نقشی نداشته است. به دنبال اظهارات زن جوان، بازپرس شعبه چهارم دادسرای امور جنایی پایتخت دستور بازداشت پدر نوزاد و همسر برادر او را صادر کرد. گفت و گو با مادر نوزاد چه شد که پسرتان فوت کرد؟ حدود 6 سال قبل به خاطر بیماری که داشتم شروع به مصرف تریاک
بیوگرافی شاهرخ استخری و معرفی فیلم ها و سریال ها او
مسئولیت های فراوانی می رود. او تصمیم می گیرد طبق وصیت پدرش، اموال او را بین همه تقسیم کند که ماجراهایی به جریان می افتد. یک دختر و پسر جوان به نام های شیرین و امیر قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. آن ها در راه ازدواج خود با موانع زیادی روبه رو می شوند که باعث می شود لحظات تلخ و شیرین زیادی رقم بخورد. داستان سریال دلنوازان درباره خانواده ای است که دختر گمشده ای دارند و سال هاست
پنهان کردن جسد همسر زیر تخت فرزند
/> در ادامه پلیس به تحقیق از خانواده زن جوان پرداخت. مادر و خواهر او به مأموران گفتند: دختر و دامادمان سال هاست که باهم اختلاف دارند. شب قبل از ناپدید شدن دخترم جشن تولد یکی از بچه هایش بود و ما هم آنجا بودیم اما بعد از شام آنها دوباره باهم بحث و جدل کردند و بعد از آن دیگر ما خبری از دخترم نداریم.پس از آن مأموران دریافتند که مرد جوان موضوعی را از پلیس پنهان کرده و در اظهاراتش تناقض وجود دارد
افشاگری امیر غفارمنش درباره ممنوع الفعالیتی 3 بازیگر ساعت خوش
همه از دانشکده دراماتیک بودند. اصل قضیه از این جا شکل می گیرد که آقای اصغردرخشان، احمد سیدعلی، بهروز وثوقی، پدر من و آقای والی زاده، 5 رفیق بودند که پیش از آنکه پدرم ازدواج کند، آقای والی زاده مدتی پدرم و بهروز وثوقی را وارد عرصه دوبله کردند. پدر من و بهروز وثوقی اهل خوی بودند و از بچگی تصمیم می گیرند که وارد هنر شوند و رویای سینما داشتند. پدرم تعریف می کرد که بهروز عاشق بود و از آن جایی که پول
لیست فیلم های ایرانی جدید 1403
ادامه دهند یا اینکه راه هایشان از هم جدا خواهد شد؟ در دنیای پر زرق و برق و پرهیاهوی پول و پارتی، دو جوان به دنبال خوشبختی هستند. اما آیا خوشبختی در ثروت و مادیات است یا در عشق و احساسات؟ این سوال اصلی فیلمی است که به طرزی طنزآمیز و جذاب به آن پرداخته شده است. پول و پارتی ماجرای دو زوج را روایت می کند که هر کدام با انگیزه های مختلف وارد یک رابطه می شوند. اما آیا این رابطه می تواند به آن
(تصاویر) تغییر چهره، زندگی خصوصی و بیوگرافی المیرا دهقانی یاسمن سریال گرگ و میش
می کند، احسان پسر اول و پزشک است و قصد ازدواج با طاهره، خواهر دوستش حامد را دارد . حامد چندسال در آلمان پزشکی خوانده و برای چند ماهی به ایران امده است. یاسمن که می خواست خبر قبولی اش را به احسان دهد ناگهان حامد را می بیند و از همان ابتدت با او به لج می افتند و به احسان می گوید که او فردی پررو است و احسان هم از او می خواهد که با او صحبت نکند. شب قبولی یاسمن همه ی خانواده ی وحدت و دوستان
عشقی که مخاطب را دچار تردید می کند
ا ست؛ امری که بی شک ازنظر مخاطبین نکته سنج دور نخواهد ماند. ترجمه فارسی بر امواج به قلم نسترن ظهیری انجام گرفته. علاقه مندان به ادبیات مدرن جهان می توانند کتاب بر امواج را مطالعه و فرازونشیب های عاشقانه این داستان را باتمام وجود حس کنند. این رمان، معدنی غنی از ایده های درخشانِ نویسنده استثنایی درباره زندگی و طبیعت، خانواده و ازدواج و زنانی زخم خورده است. در بخشی از کتاب می خوانیم: قبل از اینکه من
مرد همسرکش قتل را گردن پسرش انداخت
اعزام و مقابل هیئت قضایی همان شعبه حاضر شد. ابتدای جلسه پدر و مادر و دو پسر مقتول درخواست قصاص کردند. سپس پسر بزرگ مقتول در جایگاه ایستاد و گفت: پدرم معتاد و مرد بداخلاقی بود. او به کار و درآمد اهمیتی نمی داد و همان درآمد کم را هم خرج مواد می کرد. همه بار زندگی روی دوش مادرم بود و با کار کردن در خانه های مردم هزینه های زندگی را تأمین می کرد. آن ها همیشه با هم درگیر بودند و بار ها پدرم او را کتک زده
قتل شوهر 20 روز بعد از ازدواج
بلافاصله به اتاق پسرم رفتم و پسر کوچکم را هم خبر کردم اما کار از کار گذشته بود. هر چند خانواده مقتول اصرار داشتند هیچ کدام از اعضای خانواده دستی در قتل ندارند اما همه چیز نشان می داد شیرعلی به وسیله یک آشنا کشته شده است. مأموران دو روز بعد از حادثه و در حالی که همچنان به تحقیقات خود ادامه می دادند، متوجه شدند نازگل از کشور خارج شده است. آنها با بررسی دقیق زندگی خصوصی این نوعروس
افتخار می کنم زادگاهم نی ریز است
که حدود 6 سال از ما بزرگتر بودند. معلم کلاس دوم ما آقای اسماعیل دانشور بود. او پدری مهربان و در عین حال سخت گیر بود. سخت گیریش منطقی بود. آن زمان کتاب کم بود، چند نفر بیشتر کتاب نداشتند. مرحوم پدرم از تهران برای من کتاب تهیه کرد. خوشبختانه بینمان همکاری وجود داشت و با هم می ساختیم و همه از کتاب استفاده می کردند. اما از سال دوم به بعد وضعیت بهتر شد. خانواده ها فهمیدند باید کتاب تهیه کنند؛ به همین
بلایی که داماد سر پدر زنش آورد
دوستانش به من گفتند که پدرام همه جا گفته به خاطر پول های پدرزنم با دخترش ازدواج کردم وگرنه علاقه ای به او نداشتم.
کابوس دختر جوان از آزارهای پدر
کند.ولی موفق نشد. من از او تقاضای پول کردم تا برای خودم لباس بخرم!با این درخواست پدرم کنترل خودش را از دست داد و با عصبانیت وحشتناکی به سوی من حمله ور شد و مادرم سراسیمه و نگران خودش را روی من انداخت اما پدرم ضربات مشت و لگد را چنان بر پیکر او کوبید که همه بدنش سیاه وکبود شد وناگهان از هوش رفت. من که وحشت زده به این صحنه ترسناک می نگریستم با فرار پدرم از خانه،بلافاصله با اورژانس
معمای حل نشده قتل پس از یازده سال
کنند. مهرداد به خانه شان رفت و من هم آماده شدم به خانه دوستم بروم و از او دارو بگیرم. پدرم گفت مهمان دارد و به دلیل به هم ریختگی خانه شان، احتمال دارد به واحد من بیایند. بعد از ساعتی که به خانه برگشتم، با جسد پدر و خواهر ناتنی ام رو به رو شدم. مهرداد هم در تحقیقات گفت: وقتی خانه نامزدم را ترک می کردم، دو مرد را مقابل در دیدم اما چهره شان را به خاطر ندارم. با گذشت 9 سال از این جنایت
دوباره زندگی ام را می سازم
بچه سوم خانواده بودم. خواهران و برادرانم ازدواج کرده و دنبال زندگی خود بودند و من باقی مانده بودم. پدرم آشپز بود و درآمد بخور نمیری داشت. پدر و مادرم آدمهای با اصل و نسب و ساکتی بودند و سرشان به زندگی خودشان گرم بود. با همه فامیل رابطه خوبی داشتیم و رفت و آمد می کردیم. اینها را خانمی می گوید که در راهرو شورای حل اختلاف دیده ام. از همان جملات اول می شود فهمید که تحصیل کرده
شوهرم عاشق زن مطلقه شده است!
زن 30 ساله درباره سرگذشت خود گفت:فرزند دوم یک خانواده 8نفره هستم و تا مقطع راهنمایی تحصیل کردم. هنوز 16سال بیشتر نداشتم که اکبر به خواستگاری ام آمد. آن ها در همسایگی پسر عمویم زندگی می کردند و عمویم نیز به خاطر رفت وآمدهایش به آن محل،با پدر اکبر آشنا بود . به همین دلیل پدرم تحقیقاتی درباره اکبر انجام نداد و من هم با تایید اعضای خانواده ام پای سفره عقد نشستم و مدتی بعد زندگی مشترکم را
قتل هولناک پدر و دختر خردسالش به دست دختر بزرگ تر | کشف ردپای نامزد متهم در یک قتل دیگر
هم از خانه خارج شدند و رفتند. همچنین کشف آثار خون روی لباس های دختر جوان شک پلیس را دوچندان کرد، اما دختر جوان و نامزدش قتل ها را گردن نگرفتند و مدرکی هم علیه شان به دست نیامد و با قرار وثیقه آزاد شدند. در حالی که تحقیقات ادامه داشت، 3 سال بعد از این ماجرا، با استناد به این دلایل که قتل در خانه دختر مقتول رخ داده و او و نامزدش تناقض گویی های زیادی داشتند و چند سال قبل نیز پسر جوان در
سکته یک پدر بعد دیدن پسر جوان در اتاق دختر 15 ساله اش
بستری است. حالا برادرانم مرا عامل مرگ پدر می دانند و می ترسم مادرم را نیز از دست بدهم! حالا اطرافیانم مرا مایه ننگ و دختری هوسران می دانند اما من تازه به حرف پدرم رسیدم که مواظب گرگ ها باشم! ولی در 15 سالگی به همین راحتی یتیم شدم، ای کاش ... با توجه به تاوان وحشتناکی که دختر نوجوان درباره آشنایی های فضای مجازی پرداخته بود و عذاب وجدانی که رهایش نمی کرد. انتهای مطلب/ ی.ر
کمک 800 میلیونی بانوی ایرانی به حزب الله لبنان
همسایگی مان چند کودک بودند که با مادربزرگشان زندگی می کردند و وضع مالی مناسبی نداشتند. پدرشان فوت شده بود و مادرشان هم مجدد ازدواج کرده بود. برای همین هم پدرم پول توجیبی بیشتری به ما می داد تا بخشی از آن را به دست خودمان به آن بچه ها بدهیم. در حالی که خودشان مستقیم می توانستند این کار را بکنند اما می خواستند که ما این کار را بکنیم. امروز روز مبادای جهان اسلام است تصمیمش را که با
جنایت مستانه یک جوان در کلوب شبانه به خاطر شرط بندی
دستور قاضی شعبه 208 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، مشروبات الکلی در محل امحا شد و رصدهای اطلاعاتی کارآگاهان با راهنمایی های قضایی برای دستگیری متهم فراری ادامه یافت. منبع: خراسان بیشتر بخوانید افشای راز مرگ هولناک شبانه مادر و دختر در آتش سوزی عمدی پدر ماجرای قتل جوان افغان بخاطر یک مساله عجیب حمله داماد با اسلحه جنگی به خانه پدرزنش برای قتل عام اعضای خانواده + عکس ماجرای ازدواج اینستاگرامی،مرگ زن زیر مشت و لگد شوهر عصبانی
بانوانی که زنانه پای دفاع از میهن ایستادند
مخالفت پدرم برای اعزام روبه رو شدم، آن موقع ها حجب و حیا نسبت به پدر حرف اول را می زد و من نیز مطیع امر پدر بودم اما چمدان خود را آماده کرده بودم که پدرم از قصد و نیت من آگاه شود؛ بالاخره بعد از اصرار زیاد من، پدرم موافقت کرد و اعزام شدم. رزمنده دفاع مقدس عنوان کرد: عملیات رمضان در شهر شلمچه انجام شد و بنیانگذار انقلاب اسلامی دستور داده بودند که روزه گرفتن در آن شرایط واجب نیست و من نیز
(تصاویر) بیوگرافی، عکس های شخصی و زندگی خصوصی جانی دپ
سرتاسر جهان است. او به شخصیت جک اسپارو چنان روحی دمید که تصور شخصی دیگر در این نقش اصلا ممکن نیست. خود جانی دپ درباره نقش جک اسپارو گفته است: من جک اسپارو هستم، من مثل او حرف میزنم و مثل او راه می روم. داستان این فیلم درباره الیزابت سوآن و ویل ترنر (اورلاندو بلوم) دو جوان در سطح های خانوادگی متفاوت است که عاشق هم می شوند. در این میان پای جک اسپارو (جانی دپ) به میان باز می شود که همراه
گفت وگو با غلامحسین سالمی، ویِت کُنگ مجله فردوسی درباره جلال، سعید راد، پرسپولیس و خودش!
خواند و می گوید: چند نفر دیوانه بودیم. برای بازی پرسپولیس از خرمشهر به تهران می آمدم. من، سعید راد، شادروان مرتضی احمدی و چند نفر دیگر بودیم که این ور جایگاه می نشستیم و تاجی ها آن ور. سعید راد، شرط بند بود. یک کیف سامسونت با 150 تا 200 هزار تومان پول می آمد و می رفت سمت تاجی ها و شرط می بست. در درجه اول روی برد تیم، بعد اولین کرنر، اولین فول، اولین اوت و... همه را شرط بندی می کرد. هوشنگ ابتهاج
آشنایی با مفاخر دهستان هرابرجان: محبوبه یزدانی نویسنده و پژوهشگر روستای ترکان
بوده که ازدواج می کند و می آید شیراز و توانست در غربت زندگی خوب و موفقی داشته باشد. این را من نمی گویم بلکه همه دوستان و آشنایان هم می گویند که او شیرزنی بوده و هر جا بگویم من دختر نگار خانم هستم فوری پدرم را هم می شناسند. مادرم واقعا یک زن نمونه بود و حتی من به عنوان اولادش هر چه کوشیده ام بلکه یک ایراد از او بگیرم هنوز نتوانسته ام. یک همسر وفادار، یک مادر خوب، یک فامیل خوب و