سایر منابع:
سایر خبرها
روایت خواهر شهید کرباسی/ معصومه برای شهادت زندگی می کرد
رها کند و به ایران بیاید. می گفت من اصلا نگران خودم نیستم و بیشتر ناراحت شما هستم که نگران من هستید. روز شهادت سیدحسن نصر الله با او تماس داشتم. می گفت خوش به حالش، او الان بهترین حال را دارد و دعا کنید که اگر قرار است همسرم شهید شود، من هم با او شهید شوم. به او می گفتیم پس پنج فرزندت چی. می گفت من آنها را به امام زمان(عج) سپرده ام و از آنها خیالم راحت است. الان که بچه ها آمده اند ایران، می بینم
دخترم بعد از حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه حاضر نشد جبهه را ترک کند | 5 فرزند او از شهادت پدر و مادر ...
مشترک با او دارد که با شهادتش برای او پررنگ تر و زنده تر شده اند. خواهرم ذاتا شجاع بود، از همان بچگی. اصلا هر کار خطرناک یا خارج از قاعده ای که می خواستیم انجام دهیم او بود که به ما دل و جرأت می داد. این شجاعت با او رشد کرد و هر قدر سنش بالا رفت، با او بزرگ شد. در این سال ها که در لبنان زندگی می کرد، بیشتر روی خودش کار کرده بود و فرزندانش را هم به سبک خودش تربیت کرده بود، آنقدر که این بچه ها با پیکر
ماجرای هدیه 2 میلیارد تومانی یک کشاورز به مردم لبنان + فیلم
فراهم شود حاضرم به جنگ با صهیونیست ها بروم. اما به من گفتند تو با این سن و سال نمی توانی به میدان جنگ بروی. یاد روزگار دفاع مقدس بودم. البته آن زمان جوان بودم. حالا هم اگر بشود به لبنان بروم، می خواهم به جنگ زده ها به خصوص بچه ها رسیدگی کنم. حاج علی الگویی برای جوانان شد بعد از نماز جمعه (27 مهر) که حاج علی عظیمی کمک های خود به مردم لبنان را اعلام کرد، برخی دیگر هم تشویق شدند و پا
جشن تولد هشت سالگی به عشق ثامن الحجج(ع) در حرم رضوی
باشد که مشروح آن را در ادامه می خوانید. خیلی از زائران و مجاوران قشنگ ترین لحظات زندگی خود را در مضجع امام رضا(ع) رقم می زنند، توّلد هشتمین سال دخترتان در کنار امام هشتم(ع) سلیقه خودتان بود یا همسرتان؟ مهرناز 19 محرم سال 1395 به دنیا آمد، توّلدش تا سه سال در محرم و صفر بود، برایش توّلد نگرفتیم؛ ولی بعد از آن، یعنی از تولد 4 سالگی به بعد، هر سال باشکوه تر از سال قبل برایش جشن
من پناهنده نیستم ؛ یکی از مهمترین رمان های مربوط به فلسطین از زبان نویسنده آن رضوی عاشور
روز چیزی بنویسم که آن را رمانم درباره ی فلسطین بدانم و این کار را دوست داشتم و منتظرش بودم. وقتی اولین جمله های رمان به ذهنم رسید فهمیدم این رمان را شروع خواهم کرد و عموما وقتی اولین جمله با ریتم معینی پیدایش می شود، تمام رمان پشت سرش می آید. وقتی دست به نوشتن بردم خیال می کردم کار چهار یا پنج سال از من زمان خواهد گرفت، اما بعد غافلگیری اتفاق افتاد! گویی این تأخیر رخ داده بود چون رمان در
3 برادرم همزمان راهی میدان نبرد شدند
دایی ام به بیت المال برگرداند و گفت به کسی عنوان نکن از طرف چه کسی بوده است. من و خانواده ام به این پول نیاز نداریم. سید سکر چه فعالیت هایی در سپاه داشت؟ برادرم از نیرو های فعال سپاه بود و در هر سمتی که حضور داشت، هر کاری از دستش بر می آمد انجام می داد. با آنکه خودش در جبهه بود ولی، چون گروه خونی اش o منفی (گروه خونی کمیاب) بود، از خون دادن به زخمی ها دریغ نمی کرد. هوای همه را
جن گیرها از چه روش هایی برای فریب استفاده می کنند
عرفان را تایید کردند و این خانم با اطمینان جواب مثبت داد. این خانم می گفت؛ مدتی بعد از ازدواج دیدم همسرم به شدت بهانه می گیرد و با نوامیس مردم ارتباط دارد و بدرفتاری می کند و اینجا متوجه شدم که با یک هیولا ازدواج کرده ام و با اینکه طلاق گرفتم اما به ائمه بدبین شده بودم... تا اینکه بنده به او تذکر دادم که این فرد برای تو خواب سازی کرده بود. البته باید ببینیم که این دختر چه ضعفی از خود
تونی کروس علیه مسی، رونالدو و زلاتان!
یک به یک انجام دادم چون برای مدت کوتاهی با بعضی از آنها در ارتباط بودم و بعضی از آنها را برای مدتی طولانی تر می شناختم و رابطه نزدیک تری با آنها داشتم. می خواستم که شخصاً به همه خبر را بدهم. اما این کار را به یک باره انجام ندادم. دوست نداشتم خبر اول در رسانه و روزنامه ها درز کند و این کار را در عرض یک یا دو روز انجام دادم. به بعضی از افراد پیش از منتشر شدن خبر اطلاع دادم چون حقم بود که هر وقت دوست
روایت مریم کارگر عزیزی مادر، همسر، خواهر و فرزند شهید و مادر نمونه کشور
است هرچند او هیچ وقت از کسی چیزی نخواسته است. نهار با پسر و همسرم بودم! ساعت حدود 8 شب است. مهمان ها که همگی از مسئولان شهر هستند رفته اند، اما دل کندن از مریم خانم سخت است. بهانه ای پیدا می کنم تا بنشینم و دل دهم به نگاهش. مدتی است که به قول خودش دیگر پایی برای راه رفتن ندارد. ناخوش احوال است. یک گوشه تخت نشسته و سخت تکان می خورد. بانو کارگر عزیزی دیگر مانند سال های قبل دل
عثمان اندونگ: با دیدن اشک های مسی، گریه ام گرفت/ ناامنی ایران؟ من اینجا خوشحال و راحتم/ دوست دارم برای ...
آرژانتین شروع کردم و وقتی 18 سال داشتم به آنجا رفتم. یکی، دو سال اول به من خیلی آنجا سخت گذشت به خصوص اینکه اسپانیایی هم بلد نبودم. آنجا هم مردم خوبی داشت و از لحاظ فوتبالی خیلی قوی بود. پس سختی آن دوران را در ذهنت نگه داشتی. دقیقا؛ چون ماه های اول بسیار سخت می گذشت. البته بعد از مدت کوتاهی من با موقعیتی که داشتم کنار آمدم چرا که شرایط فوتبالی آرژانتین یا اکوادور با جاهای دیگر متفاوت است
اولین قهوه خانه تهران چه زمانی تاسیس شد؟ / از قهوه خونه قنبر تا قهوه خونه جیب برها
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، در مهر 1333 درست یک سال پس از کودتای 28 مرداد و در دوران نخست وزیری سرلشگر فضل الله زاهدی، علی شعبانی یکی از خبرنگاران خوش ذوق مجله ی خواندنیها گیوه هایش را ورکشید و در کوچه پس کوچه های تهران به راه افتاد تا آمار قهوه خانه ها را دربیاورد، این که قهوه خانه ی معروف کجا هستند، هر کدام چه کارکردی دارند و چه کسانی در آن ها رفت و آمد می کنند. نتیجه ی کار بسیار خواندنی از
راز پشت پرده فرار دختر 17 ساله؛ 4 ماه پس از نامزدی چه اتفاقی افتاد؟
تاثیر احساسات و عواطف درونی بودم و نصیحت های آنها را حسادت تعبیر می کردم و به آنها توجهی نداشتم. بالاخره بعد از 2 سال و با وجود مخالفت های خانواده ام با کمال ازدواج کردم، اما از همان روزهای آغازین دوران نامزدی بدبینی و سوءظن ها شروع شد. کمال اجازه نمی داد از منزل بیرون بروم یا با جنس مخالف صحبت کنم. او معتقد بود همان گونه که با من ارتباط داشتی، احتمال دارد با پسر دیگری هم همین گونه آشنا
خودکشی مردی که خودش را مسبب قتل خواهرش می دانست | نمی خواهم مرا ببخشید ، اعدامم کنید!
در خانه نبود و پدرم گفت با مادرتان دعوا کردیم و او قهر کرد و رفت. در ادامه تیم جنایی به مرد میانسال مشکوک شده و او را بازداشت کردند که در همان بازجویی های اولیه لب به اعتراف گشود و در تشریح این جنایت گفت: روز حادثه وقتی بچه ها به مدرسه رفتند با همسرم دعوایمان شد. من از شدت عصبانیت نخ یکی از بادکنک ها را دور گردن همسرم پیچیدم و محکم کشیدم و چند ثانیه بعد فهمیدم دیگر نفس نمی کشد. همان موقع
گفت وگو با خواهر شهید علی دهقانی از شهدای دفاع مقدس
خصوصیات اخلاقی شهید هم باید بگویم که علی تا دوم نظری تحصیل کرد و بعد به دلیل فقر مادی و تنگدستی نتوانست ادامه تحصیل بدهد. به پدرمان در امرار معاش خانه کمک می کرد. چون طعم فقر و تنگدستی را چشیده بود همیشه به یاد مردم محروم بود. هیچ وقت خدا را فراموش نمی کرد و برای دنیا و مادیات پشیزی ارزش قائل نبود. از زمانی که خودش را شناخت به فعالیت های مذهبی و سیاسی می پرداخت و اوقات بیکاری اش را صرف مطالعه کتاب
زندگی، عکس ها و بیوگرافی هدی زین العابدین (تصاویر)
بود. ورود به عرصه بازیگری هدی اولین بار در سال 1384 وقتی 16 ساله بود در یکی از دو سکانس فیلم خانه روشن به کارگردانی وحید موسائیان جلوی دوربین رفت تا اینکه مدتی درگیر کار تبلیغاتی شد. هدی زین العابدین در یکی از مصاحبه های خود نظرش را در مورد بازیگری اینگونه می گوید: من به این هنر و حرفه بسیار علاقه مند بودم و از راه شرافتمندانه و درست وارد این کار شدم. بازیگری خیلی چیز
بیوگرافی، عکس ها و زندگی افشین پیروانی (تصاویر)
کار ساختمان سازی می کرد را از دست داد. برادر بزرگ او عزیز پیروانی بود که سال 1385 درگذشت، برادر دوم خانواده غلامحسین ملقب به شاغلام است که سالها مربیگری فجر سپاسی را برعهده داشت. امیرحسین دیگر برادر او نیز از فوتبالیست های سابق و مربیان فعلی فوتبال می باشد. اقامت آمریکا او جزء اولین فوتبالیست ها می باشد که توانست گرین کارت (اقامت دائمی) آمریکا را بگیرد، همسرش فارغ التحصیل
برگزاری بزرگترین جشن ازدواج دانشجویی در اصفهان+فیلم
به خدا، صداقت و وفاداری مهم ترین ملاک های ازدواج در ادامه یکی دیگر از زوج های حاضر در این مراسم درباره ملاک های انتخاب ازدواج دانشجویی به خبرنگار تسنیم گفت: مهم ترین ملاک ما اخلاق و ایمان به خدا بود و در روز آشنایی نیز ابتدا درباره ایمان به خدا و بعد روحیات اخلاقی نزدیک به هم صحبت کردیم و در نهایت به تفاهم رسیدیم. یکی دیگر از بانوان حاضر در این مراسم صداقت را مهم ترین ملاک ازدواجش دانست و گفت: دوست داشتم کسی همسرم باشد که بتوانم به او تکیه کنم و وفادار باشد و ملاک های مادی خیلی برایم اهمیت نداشتند چون در آینده می توانیم به آنها برسیم. . ان ...
عشق چگونه مکرر می شود؟/راوی آن قدر گریه می کرد که مستاصل می شدم
اشک ها تمامی نداشت و خانم موسوی آن قدر گریه می کرد که خسته می شدم و تمرکزم را از دست می دادم. در آن برهه از فضای عادی زندگی خودم هم جدا شده بودم و نمی دانستم چه کنم و مصاحبه را چگونه پیش ببرم. نگران ایشان هم بودم چون جراحی قلب باز هم انجام داده بود و می ترسیدم از این مصاحبه ها زخم تازه ای بر وجودش بنشیند. من هیچ وقت از همسرم متنفر نشدم. اما یک بار او را در خواب دیدم و با گلایه پرسیدم، شما
تغییرات باورنکردنی دختر ملیکا زارعی معروف به خاله شادونه بعد از 8 سال( کپی خاله شادونه شده)
خاله شادونه از زبان خودش در اردیبهشت سال 1364 به دنیا آمدم، و ساکن تهران هستم. ملیکا ورود به عرصه هنر خاله شادونه می گوید، فعالیتم را زمانی که کلاس سوم دبستان بودم با اجرا در برنامه تازه ها از شبکه دو آغاز کردم و سال 81 یک سکانس را در سریال دوران سرکشی بازی کردم، زمانی که در سریال مهر خاموش بازی داشتم با کنکور دست و پنجه نرم می کردم، پس از ورود به
آرزو (واهگ) های بزرگ یک دختر کوچک بلوچ
واهگ های بزرگتر در حال تلاش است. همانطور که خودش می گوید، دختران بلوچ توانمندیهای بسیاری دارند، که باید فضا و فرصت داشته باشند تا شکوفا شود و برروز بیرونی پیدا کند. سمیه درست می گوید، بلوچستان محروم نیست، چون سمیه را دارد و عبدالحکیم بهار را دارد و بچه هایی که عاشق آموختن هستند. درود بر کتابدار- معلمان عاشق بلوچستان، سیستان، کردستان، ایلام، جنوب خراسان، کهکیلویه و بویراحمد و همه ایران.] میهن خواه، سمیه (1403). آرزو (واهگ) های بزرگ یک دختر کوچک بلوچ. سخن هفته لیزنا، شماره 715، 30 مهر ماه 1403 ...
مجرینو؛ مسیری روشن تا صحنه و اجرا
صداوسیما ست. هدف و رسالت ما پرورش مجری برای صداوسیماست. وی که خود سال هاست تجربه اجرا در صداوسیما را دارد، با اشاره به اتاق فکر برنامه می گوید: من در این برنامه برای خودم شان اجرا قائل نشده و بحث تهیه و تولید را دنبال کرده ام. در بخش های دیگر هم دخالت مستقیمی نداشته ام و سعی کرده ام وارد این حوزه نشوم و سایر دوستان کار خود را انجام دهند، اما با توجه به تجربه 10 ساله ام در اجرا نظراتی داشتم. انتخاب
عکس | بانوی تبریزی همه طلاهایش را به مقاومت بخشید
. خانم شمس آذران در خصوص ازدواج خود هم می گوید: همسرم جزو جانبازان و آزادگان هشت سال دفاع مقدس است و اصلا یکی از گزینه های من برای ازدواج جانباز بودن همسرم بود که می خواستم حتما جانباز باشد. آن طور که این بانوی خیّر تبریزی می گوید: همسرش با این اقدام و کار او هیچ مشکلی نداشت و حتی تشویق هم کرده است و حتی گفته تو کاری که بهترین است را انجام می دهی. از خانم شمس آذران می پرسم می توانستید مثلا فقط یک جفت
بیوگرافی اندیشه فولادوند؛ از مادر شدن تا آرزوی کسب نوبل ادبیات (تصاویر)
اندیشه فولاوند بازیگر و شاعر جوان و بسیار با استعداد کشورمان است که در سال 1390 وقتی تنها 29 سال سن داشت با سریال شیدایی و در کنار بازیگرانی چون امیر جعفری و گلاره عباسی وارد قاب تلویزیون شد و پس از آن با بازی در سریال های مینو و بانوی عمارت توانایی هایش را بیش از پیش به نمایش گذاشت. استایل، رفتار و شعرخوانی متفاوت و خاص او واکنش های مثبت و منفی بسیاری را برانگیخته است. ا ندیشه
همسر شهید اسلامی:خانه ما پناهگاه مبارزین بود
از تولد به شمال رفته و در سن 13 سالگی مجددا به تهران برگشتند. ایشان متولد سال 1311 بودند و از همان زمان جوانی مومن و متدین بودند و خیلی از مسائل شرعی را رعایت می کردند. خانواده ایشان 6 نفر بودند. شرایط شغلی ایشان چگونه بود و در زمان شهادت چه شغلی داشتند؟ بعد از فوت پدرشان سرپرستی مادر و خواهرهای ایشان که جمعا 5 نفر می شدند را بر عهده داشت، لذا برای تامین معاش خانواده در
بیوگرافی، عکس ها و زندگی خصوصی مرلین مونرو (تصاویر)
داگورتی 21 ساله، همسایه آخرین خانواده ای که تحت سرپرستی آنها بود، ازدواج کرد. یک سال بعد، در سال 1943، با درگیر شدن آمریکا در جنگ جهانی دوم، جیمز به جمع تاجران دریایی پیوست. او یک سال بعد با کشتی به شانگهای چین سفر کرد. در نبود همسر، نورما در یک کارخانه هواپیماسازی مشغول به کار شد. ابتدا به عنوان مسئول بررسی چتر نجات و سپس به عنوان رنگپاش کار کرد. هنگامی که دولت به دنبال گرفتن عکس های
اینجا همه چیز با پاییز گره خورده است
گوشه چادر اشکانش را پاک می کند و ادامه می دهد: می دانی، همه اتفاقات مهم زندگی ما در پاییز بود، از ازدواجمان تا شهادت همسرم و حالا مراسم تقریظ ، نمی دانم چه حکمتی در این پاییز است.... با خودش تکرار می کند، پاییز آمد و پاییز رفت ! دستش را از دستانم رها می کند و کتاب را با آرامش ورق می زند، لبخندی محوی می زند و می گوید: خانم، ثمره زندگی من همین کتاب است، خودم چندین بار آن را خوانده ام و
بهروز وثوقی قد چقدر است؟
سال 1337 در سن 21 سالگی با نقش آفرینی در فیلم طوفان آغاز و در سال 1340 با فیلم صد کیلو داماد بسیار مورد شهرت قرار گرفت. همچنین بهروز وثوقی در سال 1350، با فیلم داش آکل و بعد از آن فیلم گوزن ها در سال 1353، بسیار خوب مقابل دوربین ظاهر شد. ازدواج وثوقی با گوگوش از سال 1354 تا 1355 دوام داشت. و چون این ازدواج بسیار جنجال برانگیز شده بود، به همین سبب در فیلم هایی نیز با یکدیگر
یک وجب از خاکمان را به دشمن ندادیم...
آبادان بردیم، رزمنده ها باور نمی کردن. خیلی خوشحال شدن. دختر این بانوی بزرگوار نیز در مصاحبه ای گفته: فعالیت های مادر همه هشت سال دفاع مقدس ادامه پیدا کرد. البته چهار سال اول، مادر در جبهه های جنوب فعالیت می کرد و چهار سال دوم در جبهه های غرب. یک بار که مادر با گروهی از خانم های فعال با مینی بوس از گیلان غرب برمی گشتن، در راه، تصادف خیلی سختی کردن. طحال مادر پاره شد و بردنش بیمارستان ابهر. چون خون
حلقه ایمان و عشق
شانس آوردی جلسه افتاد بعد از ظهر. من هم آمدم خانه کار ها را انجام بدهم. سرم را انداختم پایین و گفتم: احمد تو که کهنه می شویی من خجالت می کشم.... لبخند زد و گفت چرا سیده خانم: گفتم: تو مردی، پاسداری با چند تا مسئولیت سنگین. نباید توی خانه از این کار ها بکنی. دست های مرا بوسید و گفت: شاید باور نکنی، من عشق می کنم کهنه می شویم. لباس های کوچک و بامزه را می شویم. اینها لباس های بچه های من هستند. من عاشق